چکیده

»اقتصاد مقاومتی«، با توجه به نگاهی که اسلام به انسان به عنوان موجودي داراي اختیار و اراده و توان تغییر(رعد(۱۱/ و

مهمترین عنصر ایجاد دگرگونیها در عالم خلقت دارد بیش و پیش از هر بحثی نیازمند مباحث انسانشناختی است تا مشخص شود کدامین انسان میتواند این گونه اقتصاد را محقق سازد.

»سبک زندگی« کاملاً مبتنی بر مبانی انسانشناختی بوده و نگاه حوزه علمی و جغرافیایی خود به انسان را بازمیتاباند. از طریق بررسی »سبک زندگی« میتوان استدلال نمود چه انسانی در این یا براي این سبک پرورش یافته و این انسان تا چه اندازه با چارچوبهاي اقتصاد مقاومتی امکان همزیستی دارد.

بررسی حاضر، مبتنی بر دیدگاه یاد شده، دو نوع سبک زندگی اقتصادي غربی و اسلامی را با استراتژي پسکاوي و روشهاي اسنادي و نقلی، با توجه به توان و هدف و ظرفیت قالب ارایه، گذرا، بررسی نموده و دلالتهاي انسانشناختی آنها را بازتأکید مینماید تا نشان دهد سبک زندگی اقتصادي اسلامی، »انسان اقتصادي« را به تصویر میکشد و این نوع انسان میتواند »اقتصاد مقاومتی« را به پیش برده و عملیاتی نماید و سبک زندگی اقتصادي غربی، »حیوان اقتصادي« را بازنمایانده که خود مغلوب و اسیر ترفندهاي اقتصادي است و نمیتواند سازندة اقتصاد مقاومتی باشد.

واژگان کلیدي: سبک زندگی، اقتصاد مقاومتی، انسان اقتصادي، حیوان اقتصادي

مقدمه

»سبک زندگی« از این جهت که اصطلاحی ویژه و تنها ناظر بر انسان است منبعی غنی براي نمایاندن

دیدگاههاي انسانشناختی مکاتب فکري بشري و الهی۲ محسوب میشود. بررسی مؤلّفهها و شاخصهاي این

مقوله که ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادي و نیز فردي و اجتماعی دارد میتواند نشان دهد

انسانی که مورد نظر آنها بوده و در این یا براي این سبک زندگی پرورش مییابند تا چه اندازه با »اقتصاد

مقاومتی« همخوان بوده و میتوانند این نوع اقتصاد را پیاده نمایند.

اهمیت بحث، به جز تأکید مقام معظم رهبري۱، به سنجش وضعیت و ارزیابی شکاف بین وضع موجود و

مطلوب بر میگردد؛ بهگونهاي که میتواند مقدم بر استقرار اقتصاد مقاومتی، پیشزمینههاي ساختاري و کارگزاري بسیاري را دگرگون ساخته یا اصلاح نماید و بنیاديتر اینکه مشخص نماید آیا مسأله جامعه ایرانی

در گفتمان اقتصاد مقاومتی، اولاً و بالذات اقتصادي و ساختارهاي اقتصادي است یا اصولاً ما در حوزه مبنایی و

پایهايتري به نام انسانشناسی گرفتار مسأله هستیم و نیازمند راهکار و راهحل.

از آنجا که شناخت رقیب و متضاد و »دیگري« در تبیین و تحدید و تعریف هویتبخشی »خودي« مؤثر

است، شناخت گذراي سبک زندگی غربی یا سبک زندگی در غرب نیز در نوشتار حاضر توجه میشود.

با توجه به مراتب یاد شده، نوشتار حاضر مدعی است:

بررسی سبک زندگی اقتصادي غربی در حوزه سیاستی(نظریهپردازي و گفتمانسازي) نشان میدهد این

سبک »حیوان۲ اقتصادي« را پرورانده یا میطلبد؛ که با اقتصاد مقاومتی بههیچوجه همسنخ و همخوان نیست و سبک زندگی اقتصادي اسلامی »انسان اقتصادي« را پرورانده یا میطلبد؛ که با اقتصاد مقاومتی کاملاً همگن و

همخوان است. در عین حال، پیادهسازي و بازنمایی تصویر اخیر در جامعه ما محل تأمل و بررسی مستقل

دیگري است.

روش تحقیق

بررسی حاضر در چارچوب »استراتژي پسکاوي« تنظیم شده است. این استراتژي از یک توالی منظم

کشفشده آغاز میشود؛ ولی در پی تبیین کاملاً متفاوتی است. در این استراتژي، محقق زمانی قادر به تبیین

میباشد که ساختار یا مکانیسم زیربنایی به وجود آورنده توالی منظم کشفشده، شناسایی گردد. براي دستیابی به چنین مقصودي، محقق ناچار است ابتدا به طرح مدلی فرضی از نظم مشاهده شده بپردازد و سپس وجود آن را به اثبات برساند. از آنجا که این ساختار یا مکانیسم زیربنایی ممکن است قابل مشاهده نباشد، شاید محقق

لازم باشد از روشهاي غیرمستقیم به اثبات مدل فرضی خود بپردازد.

روش گردآوري دادهها در بخش سبک زندگی اقتصادي غربی »اسنادي« و در بخش سبک زندگی اقتصادي اسلامی »نقلی« میباشد. روش نقلی دو معنا دارد. این روش به معناي اعم، شامل روش تاریخی نیز میشود.

روش نقلی به معناي خاص، یکی از روشهاي دینی به حساب میآید. در علم فقه با مبنا قرار دادن منابع دینی

-۱ به نظر من امروز موضوعاتی وجود دارد که میتواند مورد بحث در محیطهاى دانشجویی واقع شود و همین، زمینه هاى شور و نشاط گوناگون علمی و اجتماعی را بهوجود آورد؛ عنوان »اقتصاد مقاومتی«، عنوان مهمی است. البته کار شده، تعریف شده، بحث شده، سیاستگذارى شده – در مراکزى که براى سیاستگذارى است – منتها جاى بحث دارد: اقتصاد مقاومتی یعنی چه؟ در زمینه مسائل اقتصادى کشور، چه جور مقاومتی مورد نظر است؟ دانشگاه به عنوان یک کار علمی، یک موضوع علمی، چقدر میتواند به این قضیه بپردازد؟ اینها همه میتواند موضوع بحثهاى دانشجوئی قرار بگیرد. ۱۳۹۲/۰۵/۰۶ -۲ تعبیر حیوان در این اصطلاح داراي بار ارزشی منفی یا جسارتی نبوده و بلکه از همان سنخ تعبیراتی است که در منطق براي تعریف انسان به کار برده و او را حیوان ناطق مینامند.

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۳

(قرآن و سنت)، سعی میشود قول شارع مقدس از طریق روش نقلی کشف شود (معناي روش و

روششناسی، :۱۳۹۰ آنلاین)

-۱ چیستی اقتصاد مقاومتی؟

اصطلاح یادشده، دستکم به لحاظ طرح در حوزه جغرافیاي مکانی و زمانی خاصی به نام جمهوري

اسلامی ایران و از این جهت که یک فقیه داراي زعامت و مسئولیت هدایت جامعه آن را مطرح نموده است،

نمیتواند تنها یک تعبیر بیپشتوانه یا بدون مبانی نظري باشد؛ چنانکه انبوه پردازشهاي فکري، سیاستی و

عملیاتی نیز ادعاي یاد شده را تأیید میکند. در عین حال »در خصوص اقتصاد مقاومتی بایستی توجه داشت که

اگر تمام دانش انباشته و کتابهاي مرسوم اقتصادي دنیا را مطالعه کنید، نظریه یا تجربهاي مدون و مکتوب درباره اقتصاد مقاومتی نخواهید یافت. در تمام متون و کتابهاي اقتصاد، هیچ پیشینهاي نظري یا عملی از

تحریم بانک مرکزي نخواهید دید و از آنجا که این امر تاکنون سابقه نداشته، چگونگی واکنش به آن هم امري بدیع است. حتی اگر مطالعاتی هم در این باره صورت گرفته باشد، در طبقهبنديهاي محرمانه و امنیتی قرار

گرفته و امکان دسترسی به آن براي کارشناسان معمولی وجود ندارد.« (پیغامی، :۱۳۹۱ آنلاین)

بدین ترتیب، ناگزیر از طرح مفهوم اقتصاد مقاومتی به شکل توصیف براي تقریب به ذهن و امکان ایجاد زمینه تبادل معانی به عنوان یکی از راهکارهاي ارتباطگیري و بیان مطلب در این حوزه هستیم. با توضیح یادشده، میتوان گزارههاي زیر را مطرح نمود:

»اقتصاد مقاومتی« بنیان نظري و عملی براي مدلسازي گونه ویژهاي از اقتصاد است که فعالانه خود را براي

مواجهه با تحریمها، بیش از پیش آماده ساخته است. سازوکارهاي اقتصادي، فضاي کسب و کار، تجارت

خارجی، نهادهاي مالی و واسطهاي و …، در اقتصاد مقاومتی مبتنی بر این پیشفرض طراحی میشوند که کشور در تعارض ایدئولوژیک دائمی با نظام سلطه است و هر ضربه اقتصادي از غرب ممکن است در هر لحظه به کشور وارد شود. در چنین فضایی، تحریمهاي اقتصادي نه تهدید بلکه فرصت ویژهاي هستند که زیر فشار آنها میتوان راهبردهاي اقتصاد مقاومتی را با قدرت و اجماع ملی همراه و پیادهسازي آنها را تسریع کرد. در این

رویکرد، کسب ثروت و درآمد ملی از مسیرهایی دنبال میشود که قدرت چانهزنی کشور در فضاي سیاسی بینالمللی را تقویت میکند؛ نه آنکه کشور ناگزیر باشد به دلیل مسایل اقتصادي از اهداف ایدئولوژیک خود در فضاي سیاسی دست بکشد(ترابزاده جهرمی و دیگران، (۳۳ :۱۳۹۲

دلالتهاي گزاره یاد شده، بهویژه بخش اخیر آن به صراحت بر رویکرد محوریت کارگزاري در اقتصاد

مقاومتی و به تعبیر دیگر، تلقی انسانی از انسان در مقابل محوریت ساختاري و به تعبیر دیگر تلقی حیوانی از

انسان که او را اسیر جبر و اراده او را در مسیر خاصی هدایت میکند تأکید دارد. تبدیل تهدید به فرصت و

ایدئولوژي، تنها یا غالباً در فضاي انسانی معنا مییابد