انقلاب اسلامی

مقدمه
انقلاب در لغت به معنی زیر و رو شدن یا پشت و رو شدن است، فلاسفه انقلاب را ین گونه بیان می نمایند که ذات و ماهیت یک شیی لزوماعوض شده باشدو در نگاه جامعه شناسان انقلاب به معنای دگر شدن است حتی نباید بگوییم دگرگون شده زیرا دگرگون شدن یعنی اینکه گونه و کیفیتش جور دیگر شود. به عوض باید بگوییم دگر شدن یعنی تبدیل شدن به موجودی دیگر. انقلاب در ایران دگر شدن جامعه ایرانی بود با یاری گرفتن از آموزه های اسلام ناب محمدی که زمینه ساز جامعه توحیدی می باشد.

انقلاب اسلامى ایران بى‏شک پدیده‏اى نوظهور در قرن حاضرمى‏باشد.انقلابى غایت‏گرا،آرمانگرا،اسلامگراوعالمگیر و جهان‏شمول وبى‏نظیردر جهان اسلام که به رهبری امام خمینی(ره) هدایت گردید و تحولى شگرف در عرصه روابط بین‏الملل و در معادلات سیاسى دولتهاى جهان پدید آورد. این رهبر تاریخ ساز انقلابى را بنیان نهاد که بسان تیغى دو لبه همزمان علیه کمونیسم و کاپیتالیسم به کار گرفته شد.

ایشان با هدف مقابله با سلطه ابرقدرتهاى شرق و غرب، ملل اسلامى را به رویکردى مجدد به ارزشهاى اسلامى فرا خواندند و با قائل شدن رابطه‏اى مستقیم میان انقلاب و ایدئولوژى، انقلاب را شرطى لازم و ضرورى براى تحقق آرمانهاى الهى و وسیله‏اى براى نیل به مقاصد مکتبى و ایصال جامعه بشرى به تعالى انسانى تلقى کردند، که در این راه در پیاده کردن نظریه خویش اهتمام نمودند. در این رهگذر، ایشان علاوه بر اهتمام به حاکمیت آرمانها و ارزشهاى مذهبى، از هیچ کوششى براى تحقق جنبه‏هاى آزادیخواهانه و استقلال طلبانه نهضت فروگذار ننمودند و بدین ترتیب انقلاب به عنوان وسیله‏اى براى تحقق جمهوری اسلامی مطمح نظر ایشان قرار گرفت.

چرایی وقوع انقلاب اسلامی ایران
۱- نارضایتی عمیق از شرایط حاکم با شاخص هایی مانند خستگی و تنفر مردم از وعده تکراری و دروغین رسیدن به دروازه های تمدن بزرگ شاه و شعارهای طردکننده رژیم مانند مرگ بر شاه و نظام شاهنشاهی نابود باید گردد، آشکار بود. برخلاف همه یا بیشتر انقلابهای معاصر که تنها گروههای خاصی در آنها شرکت داشتند

در ایران اکثر قریب به اتفاق جمعیت کشور از رژیم پهلوی ابراز تنفر می کردند. با توجه به این واقعیت که ناخشنودی مردم با جنبه های فکری و عقیدتی آمیخته گردید می توان گفت نارضایتی در ایران از دیگر انقلابهای معاصر شدیدتر و عمیق تر بود.

۲- گسترش و پذیرش اندیشه و ایدئولوژی جدید جایگزین در انقلاب اسلامی با شاخص شعارهای انقلابیان در بیان آرمان های جدید که در تظاهرات های خیابانی، سخنرانی ها و نوشته های زمان وقوع انقلاب دیده می شد و بی توجهی همگانی به شعارهای گروههای غیر اسلامی به رغم تبلیغات گسترده آنها قابل مشاهده بود. به طورکلی، در پی شکست مارکسیسم و ناسیونالیسم، با تلاش گروههای اسلامی، اندیشه احیای دین و بازگشت به خویشتن روز به روز نیرومندتر شد و کسانی که در انقلاب شرکت جستند به اینکه ایدئولوژی اسلامی باید جایگزین ایدئولوژی قدیم حاکم گردد، معتقد گردیدند.

از سوی دیگر جمعیت پذیرنده آرمانهای انقلاب اسلامی نیز که بر خلاف سایر انقلابهای
معاصر بسیار بود، به گونه ای که می توان گفت جز بخشی از روشنفکران که با عقاید مارکسیستی یا لیبرالی در انقلاب شرکت داشتند و عموم مردم از آرمانهای اسلامی و اندیشه های امام خمینی طرفداری می کردند. افزودن بر این اصالت فرهنگی ایدئولوژی انقلاب ایران از تفاوتهای عمده انقلاب اسلامی با دیگر انقلابهای معاصر است.

۳- در وقوع انقلاب اسلامی، وجود نوعی رهبری ویژه همراه با ساختارهای خاص نقش آفرین مانند نهاد روحانیت، شبکه مساجد و انجمن های اسلامی نیز آشکار بود.

رهبری هوشمند و بلامنازع امام خمینی، اعتماد خاص مردم به وی و پیوند دینی و تاریخی روحانیت و مردم وضعی استثنایی پدید آورد و به موفقیت سریع در برانگیختن نارضایتی از وضع موجود، گسترش آرمانهای انقلاب اسلامی، ایجاد و گسترش روحیه انقلابی و بسیج عمومی انجامید. شعارهایی مانند «نهضت ما حسینی است رهبر ما خمینی است» «حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله»، «تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست» بر پذیرش همگانی رهبری امام خمینی در انقلاب اسلامی گواهی دهد.

۴- روحیه انقلابی در انقلاب اسلامی با شاخصهایی چون عدم تسلیم انقلابیان در برابر اقدامات رفرمیستی رژیم شاه؛ (مانند تغییر نخست وزیران، آزادی زندانیان سیاسی و آزادیهای کنترل شده مطبوعات) و بی توجهی آنان به اقدامات سرکوب گرانه (مانند حکومت نظامی) مشخص می شود.
برای کاوش در زمینه چگونگی وقوع انقلاب اسلامی مانند هر انقلاب دیگر باید به تاریخ کشور مرجوع کرد. از سوی دیگر، در بحث چگونگی وقوع انقلاب، توجه به ماهیت انقلاب بسیار راه گشا می نماید. ماهیت دینی انقلاب اسلامی و پیروزی سریع آن که با این ماهیت ارتباط داردبازگو کننده نقش مهمتر تعدادی از علل مربوط به چگونگی وقوع انقلاب اسلامی است.
علتهایی مانند دین مبین اسلام، مذهب تشیع و ویژگی ظلم ستیزی و عدالت خواهی آن، نهضتها و حرکتهای شیعی گذشته، مراسم مذهبی (عزاداری در ماههای محرم و صفر به ویژه روزهای تاریخی تاسوعا و عاشوراحسینی)، نهاد روحانیت و ارتباط دائمی آن با مردم و رهبری هوشمند و قاطع امام خمینی. در حقیقت فرهنگ مذهبی مردم ایران به رغم نمودهای آشکار فرهنگ پرزرق و برق غربی، نهادهای فرهنگی تاریخی و رهبری امام خمینی در ایجاد و پیروزی سریع انقلاب نقش اساسی داشت.

خطوط کلى اسلام و انقلاب اسلامى
اسلام مبتنى بر یک نظام ارزشى است. در این نظام ارزشى، ویژگى‏ها و مشخصه‏هاى جامعه سیاسى آرمانى عرضه شده است. رهبران دینى بر اساس نظام ارزشى، شیوه‏ها و راهکارهاى عملى دگرگون‏سازى جامعه در جهت دستیابى به جامعه آرمانى را ارائه مى‏دهند.

اسلام در کارپردازى روش‏ها و شیوه‏ها، در مقایسه با سایر مکاتب، ملاک‏ها و معیارهاى ویژه‏اى دارد که با آنچه امروزه در جهان متداول است، متفاوت مى‏باشد. حرکت در چارچوب اسلام و حاکمیت اخلاق و اینکه اسلام استفاده از هر وسیله

در جهت دستیابى به هدف را مجاز نمى‏شمرد، از خطوط کلى حاکم بر این شیوه‏هاست.
قرآن کریم بسیارى از ابعاد نظام آرمانى اسلام را مشخص کرده است. تاریخ سراسر مبارزه شیعه نیز الهام‏بخش جامعه ایرانى در خلق انقلاب اسلامى بود. ارائه درک صحیح، دقیق و سازنده از تاریخ اسلام و تحول، موجب دگرگونى فکر و اندیشه مردم است. به اعتقاد برخى از محققان، محرک اصلى ایجاد انقلاب در ایران روح حاکم بر تفکر و جهان‏بینى اسلامى بود. پیش از ایجاد انقلاب جمعى در عرصه اجتماع، انقلاب فردى در درون رخ مى‏دهد.

قرآن کریم مى‏فرماید: مردم و جامعه تغییر نمى‏کنند، مگر آنکه خود افراد یکایک تغییر و تحول یابند.
ازآنجا که در جهت ایجاد انقلاب در اندیشه، باید در جهان‏بینى و وضعیت روحى جامعه تحول ایجاد شود، از رسالت‏هاى مهم پیامبران و رهبران الهى‏علیهم‏السلام دگرگونى فکر و اندیشه است.

نظام اعتقادى اسلام نقش مهمى در موضع‏گیرى انسان در عرصه اجتماع دارد. هر چه اعتقادات و باورهاى جامعه از استحکام منطقى بیشترى برخوردار باشد نقش فعال‏ترى در مواجهه با مشکلات و مصایب ایفا مى‏کند، روح حقیقى توحید نفى فراعنه و طواغیت را در پى دارد و در رویارویى و مبارزه با شرک و ظلم قدرت مقاومت و پایدارى مى‏دهد. یکى از نویسندگان خارجى معتقد است که عقاید تشیع به‏گونه‏اى است که عناصر مبارزاتى و نیروى انقلابى به نحو چشمگیرى در آن وجود دارد و مقاومت علیه‏مقتدرترین‏ظالم‏هاراتوجیه‏مى‏کند.

اعتقاد به حیات اخروى، الهام‏بخش مبارزه در چارچوب آرمان شهادت‏ طلبى و رسیدن به فوز عظیم و یا پیروزى و اجراى حدود الهى در جهان است. نبوت و امامت نیز گویاى سیره رفتارى و گفتارى رهبران دینى به عنوان اسوه و راهنماى مردم به شمار مى‏رود. زندگى سراسر مبارزه و جهاد ائمه اطهارعلیهم‏السلام در تاریخ پرافتخار تشیع، درس بزرگى براى پیروان آنان در طول تاریخ است. از این‏رو، تحولات انقلاب در طول تاریخ پس از عصر غیبت ریشه در قیام عاشورا و موضع‏گیرى سیاسى – مبارزاتى ائمه‏علیهم‏السلام دارد.

نظام حقوقى اسلام، ضرورت حاکمیت الهى در جامعه و ایجاد حکومت، عنصر اجتهاد و نهاد مرجعیت، ابوابى چون جهاد، امر به معروف و نهى از منکر نقش مهمى در اتخاذ روش‏هاى انقلابى در مواجهه با حکام غیردینى دارد. در نظام تربیتى اسلام نیز عناصر مهمى براى مواجهه با طواغیت وجود دارد. استاد شهید مطهرى‏رحمه الله معتقد است که نفى روحیه تمکین و سازش و در مقابل، واجد روحیه پرخاشگرى بودن، طرد و انکار از زمینه‏هاى مهم عصیان و مقاومت علیه رژیم‏هاى ضد دینى به شمار مى‏رود.

شعارهاى آرمانى اسلام از قبیل آزادى، برابرى، برادرى و عدالت ‏خواهى از ملاک‏هاى مهم نظام تربیتى اسلام است که با اهداف مشخص، افراد جامعه را در گسستن زنجیرهاى اسارت و بردگى یارى مى‏دهد.

در یک نگرش کلى کارکردهاى مهم ایدئولوژیک دین از سویى، به چالش طلبیدن وضع موجود جامعه و از سوى دیگر، ترسیم آینده‏اى مطلوب و آرمانى و ارائه راهکارهایى براى حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب است.

‏اسلام ‏زدایى ‏رژیم ‏گذشته‏ و واکنش ‏نیروهاى‏ مذهبى
در روند شکل‏گیرى انقلاب در ایران، اسلام‏زدایى رژیم گذشته به مثابه یکى از شاخص‏هاى متمایز کننده آن به شمار مى‏رود. بر اساس اندیشه شیعى، حکام سیاسى، فاقد مشروعیت‏حکمرانى مى‏باشند. با شکل‏گیرى جنبش‏ها و نهضت‏هاى اصلاح و احیاى دینى،

طى صد سال اخیر، اسلام از موانع عمده در مقابله با استعمار و استبداد به شمار مى‏رفته است. در عصر حاکمیت پهلوى، این رژیم، که با مساعدت استعمارگر انگلیس روى کار آمده بود، اسلام‏زدایى و سنت‏ستیزى از اصول ثابت‏سیاسى‏اش محسوب مى‏شد. محورهاى عمده اسلام‏زدایى رژیم گذشته را مى‏توان در موضوع‏هاى ذیل برشمرد:
ملى‏گرایى

از آنجا که دین در جامعه عامل همبستگى به شمار مى‏رفت و با امیال رژیم گذشته سازگار نبود، لذا، درصدد برآمد با تاکید بر ملى‏گرایى ناسیونالیسم، آرمان دیگرى را که در همبستگى ملى، کارکردهایى مشابه دین اسلام ایفا مى‏کند جایگزین آن نماید. از این‏رو، فلسفه سیاسى آن رژیم بر اساس ملى‏گرایى استوار گردسده بود. ملى‏گرایى داراى دو جنبه داشت: از سویى، اسلام‏زدایى را وجهه همت‏خود قرار مى‏داد و از سوى دیگر، به تبلیغ باستان‏گرایى مى‏پرداخت. محورهاى مهم باستان‏گرایى، که در جهت اسلام‏ستیزى مطرح شده است، بر سیاست‏هاى ذیل استوار بود:
الف اسطوره‏سازى ملى: تکیه بر پیشینه تاریخى، راهى در جهت کسب مشروعیت رژیم تلقى مى‏شد و شاه به عنوان مظهر وحدت ملى و حافظ ایران‏زمین معرفى مى‏گردید. (۸)

ب برگزارى جشن‏ها و یادبودهاى واهى: در عصر پهلوى اول، یادبود هزاره فردوسى با هدف تاکید بر زبان فارسى، ملیت ایرانى و آیین زرتشتى و شاهنشاهى در مقابل دیانت اسلام مورد تاکید قرار گرفت و در عصر پهلوى دوم، جشن‏هاى ۲۵۰۰ ساله با تبلیغات فراوان داخلى و خارجى و با هزینه هنگفت در تخت جمشید برگزار شد که منجر به واکنش شدید حضرت امام خمینى ‏رحمه الله و مجامع و محافل مذهبى در داخل و خارج گردید. (۹)

ج بازنویسى تاریخ باستان: رژیم گذشته در جهت فراموشى و تحقیر فرهنگ و تمدن اسلامى، به بازنویسى آثار تاریخ باستان اقدام کرد و کوشید تاریخ ۲۵۰۰ ساله به‏گونه‏اى نوشته شود که دوره اسلامى کمرنگ، حقیر و عامل عقب‏ماندگى جامعه قلمداد گردد.

د تاکید بر زبان فارسى و حذف واژه‏هاى عربى: یکى از ابعاد باستان‏گرایى احیاى زبان فارسى کهن و حذف واژه‏هاى عربى بود. هدف از این اقدام، انقطاع فرهنگى جامعه با پیشینه دینى آن بود. این سیاست در بسیارى ازکشورهاى اسلامى و از جمله ترکیه اعمال
تخریب عقاید و تضعیف ایمان مردم شد، اما در ایران با مقاومت اندیشمندان دینى و مردم مواجه گردید و به شکست انجامید. 

القاى شبهه با هدف تضعیف فرهنگ دینى یکى از اقدامات رژیم گذشته بود. رژیم با استخدام نویسندگان، احکام دینى را در قالب مکتوباتى چون رمان و داستان به استهزا مى‏گرفت و با انتشار کتاب‏هایى، که توسط مستشرقان و غربزدگان نوشته مى‏شد،

در القاى بى‏دینى، پوچ‏گرایى و شبهه تلاش داشت. از دیگر اقدامات رژیم، تضعیف اندیشمندان دینى و مراجع بود. نگارش مقاله «رشیدى مطلق‏» در حمله به رهبر انقلاب در سال ۱۳۵۱ از جمله این اقدامات مى‏باشد. نگارش این مقاله موجب واکنش مردمى و رخداد قیام‏۱۹ دى و شتاب گرفتن انقلاب در ایران گشت.

جایگزینى قوانین عرفى به جاى قوانین اسلامى در محاکم قضایى، از دیگر اقدامات رژیم در جهت اسلام‏زدایى بود که از سال ۱۳۰۵ آغاز گردید و تا پیروزى انقلاب تداوم و تعمیق یافت. (۱۰
دامن‏زدن به فساد و فحشا از دیگر اقدامات رژیم قبل در این جهت‏بود که با هدف بى‏تفاوت‏سازى و انفعال نسل جوان جامعه شکل مى‏گرفت. (۱۱)

وابستگى و غربزدگى

در حالى که در منابع دینى بر نفى سلطه کفار بر مسلمانان تاکید شده است و در قرآن کریم، مسلمانان از روابطى که منجر به نفوذ و استیلاى کفار بر جوامع اسلامى باشد برحذر داشته شده‏اند،

رژیم پیشین با حمایت دول استعمارى روى کار آمد. از این‏رو، به آنها وابسته بود و فرهنگ غرب را در ایران رواج مى‏داد. تصویب قانون کاپیتولاسیون در سال‏۱۳۴۳، که موجب اعتراض گسترده امام خمینى ‏رحمه الله و مردم شد، از نمونه‏هاى مهم این امر به شمار مى‏رود.

رهبرى
رهبرى از دیگر شاخص‏هاى اسلام در انقلاب ایران محسوب مى‏شود. رهبرى این انقلاب در شخصیت امام خمینى ‏رحمه الله تبلور یافته بود. رهبرى در حرکت انقلابى، نقش هماهنگ‏کننده اصلى نیروهاى درگیر را ایفا مى‏کند. در رویکرد نظرى، درباره نقش رهبرى در انقلاب‏ها دیدگاه‏هاى متفاوتى وجود دارد. برخى آن را از جنبه روان‏شناختى مورد ارزیابى قرار مى‏دهند که متاثر از روانکاوى فروید است.

ریمون آرون مردم جامعه را از نظر فکرى به سه دسته کلى تقسیم مى‏کند:
دسته اول: تولیدکنندگان اندیشه و نظریه‏پردازان انقلابى
دسته دوم: انتشاردهندگان آن و کسانى که به اشاعه، ترویج و توزیع اندیشه‏هاى دیگران مى‏پردازند.
دسته سوم: مصرف‏کنندگان آن.
رهبر، نظریه‏پرداز انقلاب است و ویژگى‏هاى شخصیتى او،قدرت‏ونفوذکلامش‏ازعوامل‏مهم‏جلب‏وفادارى‏مردم‏مى‏باشد.
ضرورت وجود رهبرى در مبانى اندیشه سیاسى اسلام، امرى انکارناپذیر است. حکومت و پیشوا، هر دو، از ضروریاتى‏اند که صرف‏نظر کردن از آن ممکن نیست. از بین بردن موانع استفاده از شیوه‏هاى مشروع (نه تحمیلى و قهرى) و پیشبرد مبارزات در قالب مفاهیم اسلامى براى افراد جامعه قابل درک است.

از ویژگى‏هاى رهبرى انقلاب ایران آن بود که مبارزه و انقلابش بر پایه دین و معنویت‏بود و عمل به وظیفه به عنوان یک اصل حاکم اصالت داشت. قدرت رهبرى بر اتکال به خداوند و پذیرش عمیق مردمى استوار بود. پایان دادن به افسانه «جدایى دین از سیاست‏» از دیگر ویژگى‏هاى رهبرى بود که مبارزه را به کانون اصلى یعنى شاه معطوف کرد. مخاطبان رهبرى، توده‏هاى مسلمان انقلابى بودند، نه احزاب و گروه‏هاى خاص. امام خمینى‏قدس سره از روزهاى آغازین انقلاب در سال ۱۳۴۲

، آمریکا و اسرائیل را اساس بدبختى‏هاى جامعه برشمردند و تا پایان نهضت‏بر آن پافشارى نمودند. در مقایسه با نهضت‏هاى پیش از انقلاب، از جمله مشروطه و ملى شدن نفت، امتیاز انقلاب سال‏۱۳۵۷ آن بود که از موضع فقاهت و مرجعیت‏برخوردار بود.

رهبر انقلاب و شاگردان فکرى ایشان با ترسیم تصویرى واقعى از دین، نقش مهمى در احیاى فکر دینى و انقلاب ایجاد کردند. رهبرى در جهت ایجاد انقلاب، در جهان‏بینى و نظام ارزشى حاکم تاثیر مهمى از خود بر جاى گذاشت. بسیارى از مفاهیم دینى، که مورد سوء استفاده رژیم واقع مى‏شد – وجهه‏اى از دین که پاسخگوى مشکلات عصر و از امعیت‏برخوردار بود – مورد بازنگرى واقع گردید و تلقى صحیح و جدیدى از آن ارائه شد. از سوى دیگر، از میان بردن موانع احتمالى، که ممکن است در پیشبرد حرکت انقلابى ایجاد سد کند، از سوى رهبرى کنار زده شد. در این راستا، تمسک به «تقیه‏» براى کند کردن حرکت انقلابى در سال‏هاى آغاز نهضت تحریم گردید. از دیگر کارهاى ویژه رهبرى دمیدن روح اعتماد به نفس و مقابله با خودباختگى در مردم بود.

با ارتباطى که رهبرى انقلاب ایران با روحانیت داشت، شبکه وسیعى از نیروهایى که مروج و بیان‏کننده اندیشه و فکر رهبرى در نقاط گوناگون کشورند، شکل گرفت و به مثابه یک حزب سیاسى در ایران عمل کرد، در حالى که ویژگى‏هاى ظاهرى حزب را نداشت.

تجربه تاریخى یکصد سال گذشته ایران نیز نشانگر نقش اندیشمندان دینى و روحانیت در تحولات اجتماعى است. پیام‏هاى رهبرى در قالب مفاهیم اسلامى نقش مهمى در بسیج مردمى در طول شکل‏گیرى انقلاب داشته است. تحلیل محتواى این پیام‏ها و موجى که توسط آن در بین مردم ایجاد مى‏شد بیانگر ماهیت و محتواى فکرى این انقلاب است. مهم‏ترین هدفى که رهبرى در بسیارى از اعلامیه‏ها بدان پاى مى‏فشرد اعلاى کلمه حق و استحکام مبانى دینى بود که رژیم گذشته در صدد محو و نابودى آنها مى‏کوشید.

با نگاهى به مواضع رهبرى در روند شکل‏گیرى نهضت، مشاهده مى‏کنیم که نخستین مخالفت‏ها از سوى امام خمینى‏قدس سره، که در آن قید اسلام و سوگند به قرآن کریم حذف شده بود، در اعتراض به لایحه «انجمن‏هاى ایالتى و ولایتى‏» آغاز شد. در جریان همه‏پرسى آن نیز اعتراضات وسیعى از سوى رهبرى آغاز شد که منجر به اعتراضات وسیع مردم‏درشهرهاى‏گوناگون‏گردید.

فاجعه کشتار مدرسه فیضیه در سال ۱۳۴۲ و قیام ۱۵ خرداد، که منجر به شهادت صدها تن شد، نتیجه واکنش رهبرى در قبال سیاست‏هاى ضد اسلامى رژیم بود. شهادت فرزند امام راحل‏رحمه الله در سال‏۱۳۵۶ و اعتراض رهبر انقلاب به شاه در همان سال از نقاط عطف حوادثى به شمار مى‏رود که در نهایت، منجر به سقوط رژیم شاه در سال‏۱۳۵۷ گردید.

نقش مساجد
نقشى که مساجد در جریان انقلاب ایفا کردند یکى دیگر از مشخصه‏هاى اسلام در تکوین انقلاب به شمار مى‏رود. مساجد یکى از کانون‏هاى مهم تجمع و تبادل پیام‏هاى انقلاب و تعمیق جریان انقلاب محسوب مى‏شدند. در رویکرد نظرى، سازماندهى و تشکل از عناصرى است که برخى از نظریه‏پردازان انقلاب بر آن تاکید کرده‏اند

از منظر اینان، بدون یک چارچوب سازمانى براى مبارزه، گروه‏هاى انقلابى در نوعى سرگشتگى و تحیر به سر خواهند برد. چارلز تیلى، از جمله نظریه‏پردازان انقلاب، معتقد است که انقلاب‏ها بر اساس گسیختگى اجتماعى به وجود نیامده‏اند. وى بر نقش سازماندهى در ایجاد انقلاب تاکید بسیارى دارد.

آفات نهضتهای اسلامی
نهضتها ، مانند همه پدیده های دیگر ممکن است دچار آفت زدگی شوند.وظیفه رهبری نهضت است که پیشگیری کند و اگر احیانا آفت نفوذ کرد ، باوسائلی که در اختیار دارد و یا باید در اختیار بگیرد ، آفت زدائی نماید. اگر رهبری یک نهضت ، به آفتها توجه نداشته باشد یا در آفت زدائی سهل‏انگاری نماید ، قطعا آن نهضت ، عقیم ، یا تبدیل به ضد خود خواهد شد و اثر معکوس خواهد بخشید . ما از نظر انواع آفتها آنچه به نظرمان رسیده‏است یادآوری می‏کنیم ، بدون آنکه مدعی باشیم همه آنها را استقصا کرده ایم‏

نفوذ اندیشه های بیگانه
اندیشه های بیگانه از دو طریق نفوذ می‏کنند . یکی از طریق دشمنان هنگامی‏ که یک نهضت اجتماعی اوج می‏گیرد و جاذبه پیدا می‏کند و مکتبهای دیگر راتحت الشعاع قرار می‏دهد ، پیروان مکتبهای دیگر برای رخنه کردن در آن‏مکتب و پوسانیدن آن از درون ، اندیشه های بیگانه را که با وح آن مکتب مغایر است وارد آن مکتب می‏کنند و آن مکتب را به این‏ترتیب از اثر و خاصیت می‏اندازند و یا کم اثر می‏کنند .نمونه‏اش را در قرون اولیه اسلام دیده‏ایم .

پس از گستردگی و جهانگیری‏اسلام ، مخالفان اسلام مبارزه با اسلام را از طریق تحریف آغاز کردند . می‏کنیم . هم گروهی را می‏بینیم که واقعا وابسته به مکتبهای دیگر بالخصوص‏ مکتبهای ماتریالیستی هستند و چون می‏دانند که با شعارهای و مارکهای‏ ماتریالیستی کمتر می‏توان جوان ایرانی را شکار کرد ، اندیشه‏های بیگانه رابا مارک اسلامی عرضه می‏دارند . بدیهی است اسلامی که با محتوای ماتریالیستی در مغز یک جوان فرو رود و تنها پوسته اسلامی داشته باشد به‏سرعت دور انداخته می‏شود . و هم می‏بینیم – و این خطرناکتر است – که‏

افرادی مسلمان ، اما ناآشنا به معارف اسلامی و شیفته مکتبهای بیگانه ، به‏ نام اسلام ، اخلاق می‏نویسند و تبلیغ می‏کنند اما اخلاق بیگانه ، فلسفه تاریخ‏ می‏نویسند همانطور ، فلسفه دین و نبوت می‏نویسند همانطور ، اقتصاد می‏نویسند همانطور ، سیاست می‏نویسند همانطور ، جهان بینی می‏نویسند همانطور ، تفسیر قرآن می‏نویسند همانطور و و و

من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی ، به رهبران عظیم الشأن‏ نهضت اسلامی که برای همه‏شان احترام فراوان قائلم ، هشدار می‏دهم و بین خود و خدای متعال اتمام حجت می‏کنم که نفوذ و نشر اندیشه‏های بیگانه به نام‏ اندیشه اسلامی و با مارک اسلامی اعم از آنکه از روی سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد ، خطری است که کیان اسلام را تهدید می‏کند .

راه مبارزه این خطر تحریم و منع نیست . مگر می‏شود تشنگانی را که برای‏ جرعه‏ای آب له‏له می‏زنند از نوشیدن آب موجود به عذر اینکه آلوده است منع‏ کرد ؟
این ما هستیم که مسئولیم . ما به قدر کافی در زمینه‏های مختلف اسلامی‏ کتاب به زبان روز عرضه نکرده‏ایم . اگر ما به قدر کافی آب زلال و گوارا عرضه کرده بودیم ، به سراغ آبهای آلوده نمی‏رفتند . گر نه تهی باشدی بیشتر این جویها

خواجه چرا می‏دود تشنه در این کویها
راه مبارزه ، عرضه داشتن صحیح این مکتب در همه زمینه ها با زبان روزاست . حوزه‏های علمیه ما که امروز اینچنین شور و هیجان فعالیت اجتماعی‏یافته‏اند . باید به مسئولیت عظیم علمی و فکری خود آگاه گردند . بایدکارهای علمی و فکری خود را ده برابر کنند . باید بدانند که اشتغال منحصربه فقه و اصول رسمی جوابگوی مشکلات نسل معاصر نیست .

تجدد گرائی افراطی
پرهیز از افراط و تفریط و گرایش به اعتدال در هر کاری خالی از دشواری‏ نیست . گوئی همیشه راه اعتدال یک خط باریک است که اندک بی توجهی‏ موجب خروج از آن است . اینکه در آثار دینی وارد شده که ” صراط ” از” مو ” باریکتر است اشاره به همین نکته است که رعایت اعتدال در هرکاری سخت و دشوار است .

بدیهی است که مشکلات جامعه بشری نو می‏شود و مشکلات نو راه حل نو
می‏خواهد . ” الحوادث الواقعه ” چیزی جز پدیده‏های نوظهور نیست که حل‏آنها بر عهده حاملان معارف اسلامی است . سر ضرورت وجود مجتهد در هر دوره‏، و ضرورت تقلید و رجوع به مجتهد زنده همین است . و الا در یک سلسله‏مسائل استاندارد شده ، میان تقلید از زنده و مرده فرقی نیست . اگرمجتهدی به مسائل و مشکلات روز توجه نکند او را باید در صف مردگان به‏شمار آورد . افراط و تفریط در همین جا پیدا می‏شود . اجاره و مضاربه و مزارعه یادگار عهد فئودالیسم است و فلان حکم دیگریادگار عهد دیگر . اسلام دین عقل و اجتهاد است . اجتهاد چنین و چنان حکم‏می‏کند .

باید توجه داشته باشیم که حتی معیارهائی که دانشمندان روشنفکر و مترقی‏اهل تسنن نظیر عبده و اقبال برای حل مشکلات جدید ارائه کرده اند از قبیل‏تمایز قائل شدن میان عبادات و معاملات وتعبیرهای خاصی که آنها از اجماع‏، اجتهاد ، شورا و غیره کرده‏اند و همچنین جهان بینی اسلامی که آنها عرضه‏کرده‏اند به هیچوجه برای ما که پرورده فرهنگ اسلامی پیشرفته شیعی هستیم‏قابل قبول نیست و می‏تواند الگو قرار گیرد . فقه شیعه ، حدیث شیعه ،کلام شیعه ، فلسفه شیعه ، تفسیر شیعه ، فلسفه اجتماعی شیعه از آنچه در جهان تسنن رشد کرده بسی رشد یافته تر و جوابگوتر است .

هر چند جهان تسنن به علل جغرافیائی و غیر جغرافیائی پیش از جهان تشیع‏با تمدن جدید و مشکلات و مسائلی که این تمدن به وجود آورده آشنا شده و در جستجوی کشف راه حل آن برآمده است و شیعه‏ دیرتر نظریات خود را عرضه داشته است ،

ولی مقایسه میان آنچه در سنوات‏اخیر از جهان شیعه عرضه شده و آنچه از جهان تسنن عرضه شده است می‏رساندکه نظریات شیعی از برکت پیروی از مکتب اهل بیت علیهم السلام بسی‏عمیقتر و منطقی‏تر است . ما نیازی نداریم که امثال عبده و اقبال و فرید وجدی و سیدقطب و محمدقطب و محمد غزالی و امثال اینها را الگو قرار دهیم‏.

به هر حال تجدد گرائی افراطی – که هم در شیعه وجود داشته و دارد و هم‏در سنی – و در حقیقت عبارت است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نیست‏، و پیراستن آن از آنچه از اسلام هست ، به منظور رنگ زمان زدن و باب‏ طبع زمان کردن ، آفت بزرگی برای نهضت است و وظیفه رهبری نهضت است که‏جلو آنرا بگیرد .

ناتمام گذاشتن نهضت
متأسفانه تاریخ نهضتهای اسلامی صد ساله اخیر ، یک نقیصه را در رهبری‏ روحانیت نشان می‏دهد و آن اینکه روحانیت نهضتهائی که رهبری کرده تامرحله پیروزی بر خصم ادامه داده و از آن پس ادامه نداده و پی کار خودرفته و نتیجه زحمات او را دیگران و احیانا دشمنان برده‏اند . مانند اینکه‏کسی زمین غصب شده‏اش را با قدرت و شدت مطالبه کند و با صرف نیرو و بذل مال و جان آن را از دست دشمن بگیرد ، اما همینکه گرفت برود به خانه‏خود بنشیند و یک دانه بذر هم در آن نپاشد ، دیگران بروند از آن به سودخود استفاده کنند .

انقلاب عراق با پایمردی روحانیت شیعه به ثمر رسید ، اما روحانیت از ثمره آن بهره برداری نکرد و نتیجه‏اش را امروزمی‏بینیم .مشروطیت ایران را روحانیت به ثمر رسانید ، اما آن را ادامه نداد و بهره‏برداری نکرد و لهذا طولی نکشید که یک دیکتاتوری خشن روی کار آمد ، و ازمشروطیت جز نام باقی نماند ، بلکه تدریجا در مردم سوء ظن پدید آمد

که‏اساسا رژیم استبداد از رژیم مشروطه بهتر بوده است و مشروطیت گناه است‏. حتی در جنبش تنباکو اظهار تأسف می‏شود که روحانیت با لغو امتیاز رژی‏ کار خود را تمام شده تلقی کرد در صورتی که می‏توانست پس از آن آمادگی‏ مردم ، یک نظام واقعا اسلامی به وجود آورد .

نهضت اسلامی ایران در حال حاضر در مرحله نفی و انکار است . مردم ایران‏یکدست علیه استبداد و استعمار قیام کرده‏اند . مرحله نفی و انکار ، به‏دنبال خود مرحله سازندگی و اثبات دارد به دنبال ” لا اله ” باید ” الاالله ” بیاید . در هر نهضت مرحله سازندگی و اثبات از مرحله نفی وانکار دشوارتر است . اکنون این نگرانی در مردم هوشمند پدید آمده است که‏آیا باز هم روحانیت کار خود را نیمه تمام خواهد گذاشت ؟

رخنه فرصت طلبان
رخنه و نفوذ افراد فرصت طلب در درون یک نهضت از آفتهای بزرگ هرنهضت است . وظیفه بزرگ رهبران اصلی اینست که راه نفوذ و رخنه اینگونه‏افراد را سد نمایند .هر نهضت مادام که مراحل دشوار اولیه را طی می‏کند سنگینیش بر دوش‏ افراد مؤمن مخلص فداکار است ،

اما همینکه به بار نشست و یا لااقل‏ نشانه‏های بار دادن آشکار گشت و شکوفه‏های درخت هویدا شد ، سر و کله‏افراد فرصت طلب پیدا می‏شود . روز بروز که از دشواریها کاسته می‏شود و موعد چیدن ثمر نزدیکترمی‏گردد ، فرصت طلبان محکمتر و پر شورتر پای علم نهضت سینه می‏زنند تاآنجا که تدریجا انقلابیون مؤمن و فداکاران اولیه را از میدان بدر می‏کنند .

این جریان تا آنجا کلیت پیدا کرده که می‏گویند : ” انقلاب فرزند خوراست ” گوئی خاصیت انقلاب اینست که همینکه به نتیجه رسید فرزندان خودرا یک یک نابود سازد . ولی انقلاب فرزند خور نیست ، غفلت از نفوذ ورخنه فرصت طلبان است که فاجعه به بار می‏آورد .

جای دوری نمی‏رویم . انقلاب مشروطیت ایران را چه کسانی به ثمر رساندند؟ و پس از به ثمر رسانیدن چه چهره‏هائی پستها و مقامات را اشغال کردند ؟و نتیجه نهائی چه شد ؟سردار ملی‏ها و سالار ملی‏ها و سایر قهرمانان آزادیخواه ، همه به گوشه‏ای‏پرتاب شدند و به فراموشی سپرده شدند و عاقبت با گرسنگی و در گمنامی‏مردند ، اما فلان الدوله‏ها که تا دیروز زیر پرچم استبداد با انقلابیون می‏جنگیدند و طناب به گردن مشروطه چیان می‏انداختند ، به مقام صدارت عظمی‏ رسیدند ،

و نتیجه نهائی ، استبدادی شد به صورت مشروطیت .فرصت طلبی تأثیر شوم خود را در تاریخ صدر اسلام نشان داد در دوره عثمان‏، فرصت طلبان جای شخصیتهای مؤمن به اسلام و اهداف اسلامی را گرفتند ،طریدها وزیر شدند و کعب الاحبارها مشاور ، و اما ابوذرها و عمارها به‏تبعیدگاه فرستاده شدند و یا در زیر لگد مچاله شدند .چرا قرآن کریم میان انفاق و جهاد قبل از فتح مکه و انفاق و جهاد بعد از فتح مکه ،

و در حقیقت میان مؤمن منفق مجاهد قبل از فتح ومؤمن منفق مجاهد بعد از فتح فرق می‏گذارد : لا یستوی منکم من انفق من قبل‏الفتح و قاتل ، اولئک اعظم درجة من الذین انفقوا من بعد و قاتلوا و کلاوعد الله الحسنی والله بما تعملون خبیر
آنانکه پیش از فتح انفاق‏و جهاد کردند ( با دیگران ) همانند نیستند . آنان از نظر درجه بزرگترنداز کسانی که بعد از فتح انفاق و جهاد کردند .

و خداوند به همه وعده نیکی‏ داده و خداوند به آنچه می‏کنید آگاه است .سر مطلب واضح است . پیش از فتح مکه هر چه بود دشواری و تحمل مشقت‏بود ، ایمانها خالص تر و انفاقها و جهادها بی‏شائبه تر و از روحیه فرصت‏ طلبی دورتر بود ، بر خلاف انفاق و جهاد بعد از فتح که در آن حد ازبی‏شائبگی نبود .

همچنین قرآن در باره مجاهدین اولین می‏فرماید : بیست نفر شما برابر بادویست نفر از کافران است . ولی همینکه عناصر دیگر که هنوز روح اسلامی‏کاملا در آنها دمیده نشده بود و دقیقا مؤمن به اهداف انقلاب اسلامی نبودندوارد شدند – و در آن هنگام می‏شد اسلام را یک فرصت تلقی کرد – می‏گوید صدنفر شما با دویست نفر دشمن برابری می‏کند .

نهضت را اصلاح طلب آغاز می‏کند نه فرصت طلب ، و همچنین آنرا اصلاح‏طلب مؤمن به اهداف نهضت می‏تواند ادامه دهد نه فرصت طلب که در پی منافع خویش است .
به هر حال مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت طلبان علی رغم تظاهرات‏ فریبنده‏شان یکی از شرائط اصلی ادامه یک نهضت در مسیر اصلی است .

ابهام طرحهای آینده
فرض کنیم ساختمان فرسوده و بی‏قواره‏ای را که در آن با ناراحتی بسرمی‏بریم می‏خواهیم خراب کنیم و به جای آن ، ساختمانی نو و زیبا که فاقدنواقص قبلی باشد و آسایش ما را کاملا تأمین کند بسازیم . اینجا دواحساس داریم .

یک احساس منفی در باره ساختمان موجود که می‏خواهیم هر چه‏زودتر خود را از شر آن راحت سازیم و دیگر احساس مثبت در باره ساختمان‏جدیدی که می‏خواهیم بسازیم و هرچه زودتر یک زندگی خانوادگی ایده‏آل در آن‏به وجود آوریم . از نظر احساس منفی تکلیف ما روشن است .

نیاز زیادی‏نیست که ضرورت تخریب آن برای ما توضیح داده شود ، زیرا عملاناراحتیهارا لمس می‏کنیم . اما از نظر احساس مثبت اگر طرحی و نقشه ای مشخص جلو ما بگذارند ، یا ماکتی تهیه کنند و جلو ما بگذارند که ساختمان آینده‏ اینست با این مزایا و محاسن و ما در مجموع نقصی نتوانیم پیدا کنیم قطعاتسلیم می‏شویم و قبول می‏کنیم

 ولی اگر طرحی ارائه نشود ، و از طرف‏متخصصان مورد اعتماد به طور اجمال گفته شود بعد از خراب کردن ، ساختمانی‏بسیار عالی به جای آن خواهیم ساخت ، بدیهی است که شوق ما تحریک می‏شوداما نوعی دلهره هم در ته دل خواهیم داشت .حالا اگر دو گروه مهندس پیشنهاد ساختمان جدید بدهند .

یک گروه نقشه ای‏معین از هم اکنون ارائه می‏دهد که مثلا در ورودی کجاست ، آشپزخانه به چه شکل و در کجاست ، سالن پذیرائی چه‏ابعادی دارد و در کجاست ، حمام و دستشوئی کجا ، اما گروه دیگر در عین‏اینکه به ارزش و شخصیتشان اعتماد داریم هیچگاه نقشه و طرح خود را ارائه‏نمی‏دهند ، همین قدر وعده می‏دهند بهترین ساختمانها خواهیم ساخت اینجااست که ابهام و روشن نبودن طرح این گروه ممکن است ما را به سوی آن گروه‏دیگر بکشاند .

روحانیت آن گروه مهندس اجتماعی مورد اعتماد جامعه است که به علل‏خاصی در ارائه طرح آینده کوتاهی کرده و لااقل به طور کامل و به امضاءرسیده ارائه نداده است . اما در مقابل ، گروههای دیگر هستند که طرحها ونقشه‏هاشان مشخص است ، معلوم است جامعه ایده‏آل آنها از نظر حکومت ، ازنظر قانون ، از نظر آزادی ، از نظر ثروت ، از نظر مالکیت ، از نظر اصول‏قضائی ، از نظر اصول اخلاقی و . . . چگونه جامعه‏ای است .

تجربه نشان داده‏که روشن نبودن طرح آینده ضایعات اساسی به بار می‏آورد .قطعا نهضت باید طرحهای روشن و خالی از ابهام و مورد قبول و تأییدرهبران ارائه دهد تا جلو ضایعات گرفته شود . ما خوشوقتیم و خدا راسپاسگزار که از نظر مواد خام فرهنگی فوق‏العاده غنی هستیم ، نیازی از این‏نظر به هیچ منبع دیگر نداریم . تنها کاری که باید بکنیم استخراج و تصفیه‏

و تبدیل این مواد خام به مواد قابل استفاده است و مستلزم بیدار دلی وکار و صرف وقت است .و باز خوشوقتیم که این بیداری در حوزه‏های علمیه ما آغاز شده و امیدوارم که روز افزون باشد و هر چه زودتر شاهد آنچه آرزو داریم‏ باشیم .