انواع مهاجرت

حرکات مکانی جمعیت با پیشرفتهای تکنولوژی و توسعه اقتصادی جوامع نسبت به گذشته افزایش یافته است. وسایل مکانیزه حمل ونقل در جابه جایی انسانها نقش چشمگیر داشته و به خصوص اینکه سرعت و اسایش در وسایط نقلیه به جابه جایی انسان شتاب بیشتری داده و تحرک افزاینده ای برای انسان فراهم اورده است.مهاجرت و یا به عبارت دیگر حرکت در فضای زیستی تنها مختص انسان نیست و حتی برخی از حیوانات نیز اقدام به مهاجرت می نمایند.(اصول و مبانی جغرافیای

جمعیت-پروفسور کلارک-۱۳۷۳)
متاسفانه اتفاق نظر کلی در مفهوم مهاجرت بین صاحب نظران وجود ندارد ولی به طور کلی شاید بتوان مهاجرت را از دیدگاه جغرافیای جمعیت تعریف نمود که(مهاجرت عبارت است از جابه جایی بین دو واحد جغرافیایی و یا به عبارت دیگر ترک یک سرزمین و اسکان در سرزمین دیگر)بدیهی

است مهاجرت برای انسانهایی مطرح می شود که استقررار یافته اند و برای مدتی نسبتا طولانی در مکانی ساکن بوده و احتمالا در این مدت تصمیم قطعی برای مهاجرت نداشته اند،در یک مقطع زمانی انگیزه ای اعم از اقتصادی و اجتماعی و یا سیاسی انها را به ترک سرزمین اصلی و اقامت در سرزمین دیگر والی دارد که معمولا قصد بازگشت در ان مطرح نیست بنابراین کوچ نشینها،دوره گردان،کولی ها،توریست ها،افرادی که برای کار،درس،معالجه وغیره به سرزمینهای دیگر مس

افرت می نمایند،مهاجر نبوده و نمی توان انها را در زمره مهاجران به حساب اورد.در این صورت اصطلاح مهاجرت فصلی،موقت و غیره از دیدگاه جغرافیای جمعیت مورد قبول نیست.اصطلاح دیگری که بتواند حرکتهای بی شمار فضایی جمعیتها را در بر گیرد نیز وجود ندارد و اغلب اصطلاح مهاجرت برای جابه جایی انسانها و یا حیوانات در هر شکلی که باشد به کار برده می شود.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک-۱۳۷۳)

گر چه نمی توان مهاجرت را همواره اقدامی انتخابی تلقی کرد و این وضع درباره مهاجرتهای اضطراری بر اثر عواملی رخ می دهد که خارج ار خواست و اراده فرد بوده و بر وی تحمیل می شود،در اغلب موارد می توان مهاجرت را نوعی انتخاب از طرف مهاجر اصلی دانست.در اینجا تفکیک بین مهاجر اصلی و افرادی که همراه وی از محل اقامت

خود به محل جدید عزیمت می کنند،ضروری است و چه بسا در مواردی بین خواست و انتخاب این دو گروه همسانی کامل وجود نداشته باشد.افرادی که خود تصمیم گیر اصلی مهاجرت نباشند و به دنبال مهاجر اصلی یا بر اثر مهاجرت وی اقدام به مهاجر

 

ت می کنند(مهاجران تبعی)نامیده می شوند.تعداد مهاجران تبعی معمولا

بیش تر از مهاجران اصلی است.(مهاجرت-دکتر زنجانی-۱۳۸۰)
پی یر لروی در کتاب استعمار،مهاجرت را یک اقدام اجتماعی-اقتصادی مطابق با فطرت و نیازهای طبیعی انسان می داند و متفکر دیگری ان را پذیرش موقت یا دائم یک کشور،یک اقلیم،یا یک

ناحیه به شمار می اورد که مختص انسان هم نیست.
رولان پرسا در تحلیل حرکات مهاجرتی به سه نکته توجه می کند:۱-دائمی یا طولانی بودن مدت اقامت در محل جدید،۲-وجود فاصله مکانی بین دو محل،۳-وجود فاصله زمانی و زمان انجام مهاجرت.او با توجه به دائمی یا طولانی بودن مدت اقامت در محل جدید تمایزی بین مهاجرت و تحرک مکانی قائل می شود و ان را از حرکاتی چون کوچ،مسافرت و حرکت اونگی جدا می کند. فاصله مکانی در مهاجرت با عبور از مرز تقسیمات سیاسی مشخص می شود که عبور از ان به مهاجرتهای بین المللی و مهاجرتهای خارجی تقسیم می شود که مهاجرت بین المللی بین دو کشور مستقل انجام می شود ومهاجرت خارجی بین دو سرزمین انجام می شود که حداقل یکی از انها کشور مستقل نیست.درمهاجرت داخلی هم فرد محل

اقامت خود را داخل یک کشور تغییر می دهد.در حال حاضر در هیچ یک از انواع مهاجرتها اعم از مهاجرتهای داخلی ان و انواع ان و مهاجرتهای خارجی ،فاصله مکانی طی شده بین مبدا مهاجرتها و مقصد مهاجرت تعیین کننده نبوده و انچه مهم است عبور از مرزهای جدا کننده مراکز جمعیتی و مدیریتی است.حتی عزیمت از روستایی به روستای دیگر که در نزدیکی هم قرار دارند نیز مهاجرت محسوب می شود حتی اگر یک رودخانه مرز انها باشد.اما جابه جایی عشایر مهاجرت محسوب نمی شود.
زمان انجام مهاجرت معمولا بر حسب سال مطالعه می شود.مهاجرانی که محل تولد و محل اقامت معمولی انها یکسان نیست مهاجر طول عمر محسوب می شود.انها حداقل یک بار در عمر خود مهاجرت کرده اند.مهاجران بر حسب طول مدت مهاجرت طبقه بندی می شوند.
افرادی که از یک زمان تا زمان دیگری مهاجرت کرده باشند،مه

اجران ان دوره گفته می شوند.بعضی دانشمندان به کسی مهاجر گویند که حداقل یک سال در محل جدید استقرار یافته باشد اما بعضی حتی یک روز را به ع

نوان مهاجرت می پذیرند.برخی از محققان ملاکهای تربیتی خاصی را وسیله تشخیص مهاجر و غیر مهاجر قرار داده اند مثلا بلان در تعریف مهاجران افرادی را که بیش از نیمی از دوران اصلی اموزش و شکل گیری زیر بناهای فکری و فرهنگی خود را در جای دیگر گذرانده اند مهاجر محسوب داشته.(مهاجرت-دکتر زنجانی-۱۳۸۰)

انواع مهاجرت و طبقه بندی آن:

مهاجرت در بحث کلی به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:۱-مهاجرت بین المللی،۲-مهاجرت خارجی،۳-مهاجرت داخلی.در بحث مهاجرت داخلی سه موضوع بررسی می شود:۱-مهاجرت داخل شهرستانی،۲-مهاجرت بین شهرستانی،۳-زمان انجام مهاجرت.مهاجرت داخل شهرستان به چهار دسته کلی تقسیم می شود:۱-مهاجرت روستا به روستا،۲-مهاجرت روستا به شهر،۳-مهاجرت شهر به شهر،۴-مهاجرت شهر به روستا.مهاجرت بین شه

رستانی هم بر حسب اینکه داخل استان انجام می شود یا بین چند استان انجام شود به دو دسته داخل استانی و بین استانی تقسیم می شود که این دو دسته هر کدام به چهار شکل روستا به روستا،روستا به شهر،شهر به روستا وشهر به شهر انجام می شوند که در ادامه به توضیح بیشتر این مهاجرتها می پردازیم.
اگر چه مهاجرت هااز تنوع بسیار چشمگیری برخوردار می باشند ولی می توان انها را در چهارچوب تعریف مهاجرت در رابطه با هدف،مدت،فاصله،مسیر،حج،اجباری،اخراجی،ازاد،برنامه ریزی شده به موازات مهاجرتهای داخلی،خارجی،بین ناحیه ای،بین المللی،قاره ای و بین قاره ای مطرح می شود.
در سالهای اخیر گرایش فزاینده ای به طبقه بندی مهاجرتها از نظر داخلی(درون مرزی)و یا خارجی(برون مرزی)و یا بین المللی وجد داشته،زیرا شناخت نوع مهاجرتها به اگاهی از حرکات جمعیت در داخل مرزها و یا خارج ان در حل مسائل سیاسی و

برنامه ریزی های کلی و ناحیه ای کمک می کند.اگر چه تقسیم مهاجرتها به داخلی و خارجی به طبقه بندی مهاجرتها اعتبار بخشیده،ولی این مهاجرتها کاملا از نظر علل ویژگی ها و پیامدها با یکدیگر متفاوت هستند و این تتقسیم بندی جغرافیدانان جمعیت را قانع نمی سازد،جغرافیدانان جمعیت اگر چه به بررسی افزایش و کاهش ماجرتها و اثرات اجتماعی و اقتصادی ان توجه دارند ولی انان به اثرات محیط بر مهاجرتها و پیامدهای ان در نواحی عزیمت

 

و مقصد ارزش زیادی قائل هستند.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک)
به طور کلی ملاک های دسته بندی مهاجرت عبارتند از:زمان،خواست و اراده،شکل مهاجرت.

زمان:
با ملاک قرار دادن زمان به عنوان مشخص کننده مهاجرت،مهاجرت به دودسته تقسیم می شود:
الف)مهاجرتهای قطعی(دائمی):مهاجرتن در ان قصد یا امکان بازگشت به محل قبلی خود را ندارند.یا خود مهاجر تصمیم گیرنده است یا به علت عوامل طبیعی یا سیاسی امکان بازگشت به محل قبلی را ندارند.بعضی جغرافیدانان جمعیت اعتقاد دارند اگر مدت اقامت در مقصد بیش از یک سال باشد،مهاجرت دائمی است.

ب)مهاجرت به قصد بازگشت(موقتی):نمونه این مهاجرت،مهاجرت فصلی است گه در ان افراد در فصل معینی از سال که معمولا بعد از برداشت محصول کشاورزی است به مناطقی که در ان امکان کار و فعالیت دارد مهاجرت می کنند و دوباره در فصل کار ب

ه محل قبلی خود باز می گردند.بعضی محققان دت اقامت کمتر از یک سال را مهاجرت موقتی به حساب می اورند.این نوع مهاجرت معمولا به صورت انفرادی است.(مهاجرت-دکتر زنجانی-۱۳۸۰)
ولی بهید قبول کرد که مهاجرت در رابطه با زمان قرار نمی گیرد بلکه انگیزه و قصد مهمترین عامل د مهاجرتت محسوب می شود،هم چنانکه قبلا اشاره شد مهاجرت عبارت است از ترک سرزمین اصلی و اقامت در سرزمین دیگر بدن قصد بازگشت.بنابراین تفاوت فاحشی بین مهاجرت و توریست ظاهر می شود زیرا توریست به افرادی اطلاق می شود که به قصد بازگشت ولو طولانی بدون داشتن شغلی در یک کشور و یا یک ناحیه به غیر از سرزمین اصلی خود به سر می برد.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک-۱۳۷۳)
مهاجران طولانی مدت:علاوه بر مهاجران فصلی و کوتاه مدت، گر

وهی از مهاجران به مهاجرتهای دراز مدت تری می پردازند.وجه بارز تر این نوع مهاجرتها عزیمت نیروی کار از مقطه ای به نقطه دیگر یا مهاجرت به قصد تحصیل و نظایر ان است که مدت زمان زیادی را می طلبد.نمونه ای از این نوع را می توان در اغلب کشورهامهاجر بخواهد یا شرایط محل کار اجازه دهد مهاجرت ادامه یافته و طولانی تر می شود.این مهاجرتها سرانجام یا با بازگشت مهاجران خاتمه می یابد و یا به دلیل علقه هایی که در طول زمان ایجاد می شود به مهاجرت های قطعی و بدون بازگشت تبدیل می شود.
در بررسی های مهاجرتی به اصطلاحاتی نظیر مهاجرت ویژه و ناویژه و یا درجه میزان مهاجرت بر می خوریم که این اصطلاحات به بررسی مهاجرتی شکل کمی می دهد.مهاجرت ویژه عبارت است از تفاضل وارد شدگان و خارج شدگان به یک واحد ج

غرافیایی می باشد،در صورتیکه مهاجرت ناویژه مجموع واردشدگان و خارج شدگان را شامل می گردد به عبارت دیگر مهاجرت ویژه نقشی در کمیت

جمعیت ساکن دارد و مهاجرت ناویژه حرکات جمعیت را دریک ناحیه و یا یک کشور مشخص می نماید.درجه و میزان مهاجرت عبارت است از نسبت تعداد مهاجرین به تعداد جمعیتی که می توانند در معرض مهاجرت احتمالی قرار بگیرند به عبارت دیگر نسبت تعداد مهاجرت ناویژه به کل جمعیت ضربدر ۱۰۰۰ را درجه و میزان مهاجرت می نامند.که ممکن است این درجه و میزان را برای مهاجران داخلی و خارجی،زن،مرد،یا هر گروه سنی محاسبه نمود.

خواست و اراده(ماهیت مهاجرت)
از این نظر مهاجرتها به دو دسته تقسیم می شوند:
الف)مهاجرتهای ارادی و خود خواسته
ب)مهاجرتهای اجباری
در حالت اول مهاجرت به دنبال اراده مهاجر انجام می شود.
مساله خواست در مهاجرتها بیشتر ناظر بر مهاجرتهای انفرادی است.در این باره به نظر سرپرست خانواده توجه می شود.معمولا در مهاجرتهای گروهی،مهاجران به دو دسته مهاجران اصلی و تبعی تقسیم می شوند.((مهاجران تبعی))تابعی از مهاجرا

ن اصلی هستند.
مهاجرتهای اجباری به مهاجرتهایی گفته می شود که در ان اراده مهاجر تاثیری در انجام یا عدم انجام مهاجرتها ندارد،نظیر انتقال بردگان از سرزمینی به سرزمین دیگر.

شکل مهاجرتها:

از نظر شکل مهاجرتها به دو دسته تقسیم می شوند:
الف)مهاجرتهای فردی:به جابه جایی های افراد چه به صورت انفرادیو چه به صورت خانواری یا تعدادی از اعضای خانوارها با هم گفته می شود.
ب)مهاجرتهای توده ای:انبوهی از انسانها را شامل می شود و اغلب جنبه استعماری دارد.مهاجرتهای توده ای در مواردی جنبه سیاسی می یابند.این مهاجرت در عین حال می تواند پیروان مذهب خاصی را در بر گیرد که نمونه بارز ان مهاجرت مسلمانان هند به پاکستان است.(مهاجرت-حبیب الله زنجانی)

انواع مهاجرت:

مهاجرتهای اختلافی:
با توجه به اینکه در عملکرد مهاجرتها اعم از مهاجر و پی

امدهای اقتصادی و اجتماعی ان تفاوتهایی وجود دارد.بنابراین می توان این عملکردها را تحت عنوان مهاجرتهای اختلافی مورد بررسی قرار داد.جریانات مهاجرتی به مقدار زیادی در رابطه با انتخاب و نسبت به ویژگی و درجه تخصص افراد،ساختمن سنی

و غیره تفاوت دارد.یکی از ویژگی های مهم مهاجرتی سن است.
درمهاجرتهای داخلی و خارجی برتری معمولا با جوانان است و مهاجرت انان به منظور دستیابی به شغل صورت می گیرد.جوانان خود را ساده تر از بقیه با شرایط محیط جدید مطابقت می دهند.
در کشورهای پیشرفته در میان مهاجرین داخلی در مسافتهای کوتاه تداد زمان قابل توجه می باشد.در حالیکه مهاجران داخلی در فواصل بلند را غالبا مردان تشکیل می دهند.از سوی دیگر در کشورهای در حال توسعه چه در مهاجرتهای داخلی چه بین المللی اکثریت مهاجران را مردان تشکیل می دهند.
در کشورهای توسعه یافته وضعیت تاهل مهاجران نیز تغییر یافته است.زمانی مهاران مردان بودند ولی امروزه درکشورهای در حال توسعه این حالت وجود دا

رد اکنون در کشورهای پیشرفته اعظم مهاجرتها به صورت خوانوادگی است.برای دستیابی به مسکن،مدرسه و شرایط شغلی بهتر انجام می شود.
هم چنین طبقات متخصص نسبت به طبقات کارگر گرایش

بیشتری به مهاجرت دارند.افراد بیکار نیز بیش از شاغلین تمایل به مهاجرت نشان می دهند.انتخاب مهاجرت از عوامل نژادی،ملیت،میزان تحصیلات تاثیر می پذیرند و معمولا روند مهاجرت به شرایط مقصد بیش از شرایط مبدا بستگی دارد.(اصول

و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک)

مهاجرتهای فصلی:
در پایین ترین سطح مراحل اقتصادی گروههای کوچنده و جمع اوری کننده غذا قرار دارند که به وسیله شکار و ماهیگیری یا جمع اوری خوراک ز

ندگی می کنند و غالبا در مهاجرتهای فصلی به سر می برند.گروههایی از انها عبارتند از:تیرادل فوگینها-اندامنها-اسکیموها-شکارچیان گوزن سیبریه-پیگمه ها-سمانگ ها-سکائیها د مالزی و واها.
کوچ نشینی شبانی عبارت است از حرکتهای گروههای انسانی که به همراه گله ها یا رمه های خود به منظور یافتن چراگاه صورت می گیرد.معمولا بر روی یک عرض وسیع جغرافیایی به سر می برند.ویژگی های جوامع چادرنشینی،ابعاد گروه های ان،فواصل،زمان و مسیر مهاجرتها و نوع دامها عمدتا نسبتت به شرایط جغرافیایی و محیطی متفاوت است.اختلاف عمده میان کوچ نشین و رمه گردان ونیمه کوچ نشین اصولا در رابطه با زمانی نی

ست که عمل کوچ انجام می شود،بلکه در رابطه با نوع عملکرد و شکل بهره وری انان از زمین و دام است.
کوچ نشینان در معاملات بازرگانی و اشتغالات فصلی جهت جمع اوری محصول وارد می شوند.جمع اوری محصول موجب تحریک مهاجرتها در بسیاری

از قسمتهای جهان به ویژه نقاطی که کشت تجاری در ان جا رواج دترد می گردد.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک)

مهاجرتهای دوره ای:
بسیاری از مهاجران برای دوره های چند ساله دور از موطن اصلیشان می نامند و سپس مراجعت می کنند.هدف اصلی انها پس انداز کافی جهت ارسال به زادگاه و نزد خانواده خود و پایه ریزی شرایط بهتر زندگی جهت بازگشت می باشد.
شکل دیگر مهاجرت دوره ای،مهاجرت زمین به زمین استکه در نظامهای اجاره داری و سهم بری رایج است.روز اول سال نو در قسمتهای زراعی جنوب ایالات متحده به عنوان روز حرکت تلقی می شود .ایش کاری نیز در نواحی مداری نوع دیگری از جابه جایی است و ان شامل زراعت بر روی قطعه ای زمین است که برای دوره ای چند ساله و تا جایی که خاک امکان باروری داشته باشد انجام می گیرد.

مهاجرتهای روستایی-شهری،شهری-روستایی،بین شهری
مهاجرت از روستا به نواحی شهری مهمترین شکل مهاجرت داخلی محسوب می شود.این جابه جایی ها نقش اساسی در توسعه اقتصادی و افزایش درامد سرانه بازی می کند.
اصولا مهاجرتهای روستایی-شهری پاسخی به محرکهای اقتصادی است.در نواحی که عزیمت انجام شده عواملی از قبیل فشار جمعیت،نوسازی کشاورزی مخصوصا مکانیزاسیون و شیوه های تولیدات تجاری به همراه نظامهای در هم ریخته سنتی از عوامل عمده ((دافعه)) محسوب می شوند،این در حالی است که افزایش سریع فرصت

های شغلی اغلب به همراه بهبود شرایط کار در نواحی شهری از عوامل عمده((جاذبه)) به شمار می روند.مشاغل اصلی جذب مهاجرین عبارتند از:کار در کارخانه ها،مغازه ها،ادارات،ساختمان سازی و خدمات عمومی و برخی م

شاغل کازب و غیر تولیدی.
شهرها همچنین با تسهیلات عام المنفعه و امکانات سرگرم کننده خود مطبوعیت های اغوا کننده ای را عرضه می دارند.مشکلات هزینه زندگی بسیار دیر درک می شوند.
مهاجرت از نواحی روستایی ممکن است به منظور رهایی از فشار جمعیت به سوی کم جمعیتی و گاهی با متروک شدن و رهاسازی روستاها توام باشد.مهاجرتهای روستا-شهری اثرات زیان اور ساختار سنی و جنسی غیر متعادل،کاهش رشد جمعیت و فعالیتهای اجتماعی،عقب نشینی از زمینهای حاشیه ای و … را به همراه دارد.
روند خروج از مراکز شهرهای بزرگ بهای زمینها در مراکز این شهرها و بهبود سیستم حمل و نقل هماهنگ می شود.امروزه حلقه مرکزی و

حلقه حومه ای در حال از دست دادن مهاجران هستند،در حالیکه((حلقه کمربند سبز)) و حلقه حومه خارجی(بیرونی) انان را به سوی خود جلب می کنند.مهاجرت الزامی به شهرکهای جدید به حرکتهای گریز از مرکز کمک کرده است،
عامل اصلی در تصمیم به مهاجرت بین شه

ری بهره مکانی است که توسط ((سیمونز)) عنوان گردیده و عبارت از میزان جذابیت یا عدم جذابیت یک ناحیه نسبت به سایر نواحی است که توسط شخص تصمیم گیرنده مشخص می شود.

مسافرت به منظور کار و فراغت
عوامل اقتصادی در مقیاس وسیع،استقرار صنایع و تجارت در نواحی مختلف موجب پراکندگی سکونتگاهها،که در نتیجه منجر به افزایش وسایل مسافرتی گردیده است.اختلاف فاصله بین محل کار و سکونت افراد موجب می گردد تا مسافرتهای زیادی به صورت روزانه از محل زندگی به محل کار انجام پذیرد.
الگوهای مسافرت به محل ک

ار، بسیار پیچیده و از علل بسیاری ناشی می شوند:
۱-کار نیمه وقت کشاورزان در فعالیتهای شهری.
۲-تمایل بسیاری از کارگران

شهری به زندگی در روستاها.
۳-هزینه بالای مسکن در نواحی شهری.
۴-تفکیک عملکردها در نواحی سکونتگاهی شهری.
۵-تنوع مشاغل در یک جامعه با پراکندگی محلهای اشتغال به ویژه اختلاف میان ساختارهای شغلی کارگران زن و مرد.
این جابه جایی ها در شهرهای بزرگ به صورت محوری،محیطی یا متقاطع انجام می گیرد.

مهاجرتهای درون ناحیه ای:
مهاجرتهای درون ناحیه ای از نواحی روستایی و شهری یک منطقه به نواحی شهری منطقه دیگر بوده است.در اینجا به دو مورد مهاجرتهای استعماری و جریانات عمومی جمعیت بیشتر تاکید می کنیم.مهاجرتهای استعماری ممکن است به صورت خود به خودی یا طراحی شده باشند.
جریانهای مهاجرتی از یک بخش کشور به بخش دیگر و از نواحی نا مناسب به سرزمینهای مناسب تر هنوز هم رواج دارد.این جابه جایی ها به طور نسبی با رشد شهرها در ارتباط است.

مهاجرتهای بین المللی:
این مهاجرتها از نظر جمعیتی پر اهمیت تر از مهاجرتهای داخلی است.به طوری که منجر به کاهش یه افزایش چشمگیری در جمعیت

کشورها می گردد.در برخی از کشورها میزان افزایش جمعیت از روند مهاجرتی سود می برد.اما حکومتهای پایبند به اصول بنامه ریزی اقتصای تلاش بیشتری را جهت کنترل مهاجرتهایی که می توانند بر روی عوامل اجتماعی و

اقتصادی تاثیر گذارند،به کار می گیرند.عموما تنوع زییاد اطلاعات مربوط به مهاجرتهای بین المللی امر مقایسه را بسیار دشوار می سازد.مشکل دیگر در مورد مهاجرتهای بین المللی براورد تعداد مهاجرتهای خارجی در اینده است.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسورکلارک)

علل و ویژگی های مهاجرت:
به منظور بررسی علل مهاجرتها،جغرافیدانان با مشکل مواجه می شوند.زیرا قاعدهای منسجم برای مهاجرت وجود ندارد.دو عامل((دافعه)) و((جاذبه)) در مبدا و مقصد مهاجران نقش مهمی ایفا می کنند به طوری که گاهی انگیزه های ساده را تشدید می نماید.
بوگ به سه مورد انگیزه مهاجرت،عوامل موثر در انتخاب مقصد و شرایط اجتماعی اقتصادی در مهاجرت اشاره می نماید.این عوامل به طور خلاصه به شرح زیر می باشد.
۱)انگیزه های مهم مهاجرتی:
تحصیلات،تاهل،تجرد،عرضه مشاغل و فرصتهای شغلی،کار مهاجرتی،مرگ وابستگان،خدمت سربازی،بلایای طبیعی،فشارهای سیاسی-نژادی و مذهبی،حرکتهای اجباری.
۲)عوامل موثر در انتخاب مقصد:
حضور وابستگان و دوستان و تمایل ب

ه زندگی با انان،جذابیت فیزیکی محیط،وسایل تفریح و اسایش،کمک هزینه،شهرت.
۳)شرایط اجتماعی-اقتصادی موثر در مهاجرت:
سرمایه گذاری های پر اهمیت و کسادی یا پایین رفتن امور تجاری،مقررات رفاه اجتماعی،سطح زندگی،سیاستهای مهاجرتی.
موارد فوق به هیچ وجه کامل نیست

زیرا عوامل دیگری نظیر فشار و رشد جمعیت،عدم و یا وجود زمین در مناطق مبدا یا مقصد،جنگ را نیز می توان به ان افزود.جغرافیدانان هم چنین به اثر تغییرات اقلیمی و گیاهی،نوسانات و مغایرتها که بسیاری از مهاجرتها را از زندگی ساده روستایی گرفته تا مهاجرت به منظور باز نشستگی را در بر می گیرد،توجه دارند.در اینجا لازم است به عامل فاصله اشاره نمود.زیرا حجم مهاجرتها بطور معکوس در رابطه است،این امر به عنوان قانون فاصله معکوس شناخته می شود که توسط((زیف)) مطرح شده است.
ارزیابی اثرات نسبتا پیچیده عوامل موثر بر تصمیم مهاجر ساده نیست و تصمیم به مهاجرت نیز لزوما همیشه منطقی نمی باشد،در واقع بسیاری از مهاجران به ویژه همسران و فرزندان عملا تصمیم گیرنده نیستند.جریانات مهاجرتی نسبت به تغییر انگیزه حساس هستند.
مطمئنا نباید تصور نماییم که مهاجرت جریانی یکطرفه است،هر جریان مهاجرتی دارای روندی معکوس می باشد.بسیاری از مهاجران فقط بطور موقت مایل به اقامت در مقصد هستند و بسیاری نیز برای بازگشت به زادگاه خود پول

کافی پس انداز می کنند.اما اگر در مقصد عوامل فشار از مبدا بیشتر باشد،مهاجرت معکوس شکل می گیرد.

عوامل تعیین کننده مهاجرتهای بین المللی:
بسیاری از عوامل تعیین کننده مهاجرتهای بین المللی، نظیر مهاجرتهای داخلی علل اقتصادی است.مطالعات سالانه نوسانات مهاجرحصولات و با دوره های افزایش اشتغال و شتاب توسعه اقتصادی را در کشورهای مبدا و مقصد نشان می دهند.اگر چه شاخصها و اظهاراتی که تا کنون پیرامون محرکهای اقتصادی مهاجرتها عنوان شده بندرت ثابت مانده اند،ولی می توان اختلاف سطح زندگی میان کشورهای مهاجر پذیر و مهاجرفرست از محرکها عمده اقتصادی دانست که موجب تحریک جریانات مهاجرتی بوده است.کشورهای با سطح زندگی بسیار پایین بندرت می توانند منشا جذب مهاجرین بتشند،اما موقعیتهای اقتصادی می تواند موجب جلب مهاجرین از کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر گردند.
فاکتورهای جمعیتی عوامل اصلی تعیین کننده مهاجرتهای بین المللی هستند.قسمت عمده ای از مهاجرتهای بین المللی ناشی از فشارهای جمعیتی است،که این عامل در قرن ۱۹ انگیزه مهاجرت از ایرلند محسوب می شده است.
عوامل جمعیتی خصوصا بر سیاستهای مهاجرت تاثیر می گذارند،بطوری که اثر ان بر مهاجرتهای خارجی خیلی بیشتر از مهاجرتهای داخلی است

.
سیاست انتخاب مهاجر به وسیله کشورهای مهاجرپذیر در اوایل قرن ۲۰ رایج شد.این کشورهای مهاجرپذیر ورود برخی از گروههای قومی را که نا مطلوب تشخیص می دادند محد.د ساخته بودند.هم اکنون سیاست مهاجرت انتخابی در کش

ورهای مهاجرپذیر با شدت بیشتری نسبت به گذشته اجرا می شود.

پیامدهای مهاجرتهای بین المللی:
اثرات مهاجرتهای بین المللی به ویژه تغییرات حاصل در ساختمان جمعیت و تحول در اوضاع اقتصادی کشورهای مهاجرفرست و مهاجرپذیر بی شباهت به تاثیر این عوامل در مهاجرتهای داخلی نیست.در کشورهای کوچک و پر جمعیت در حال توسعه،مهاجر فرستی ممکن است به عنوان یک سوپاپ اطمینان عمل کرده و به توسعه اقتصادی کمک نماید،حتی در برخی کشورهای توسعه یافته مهاجرت توانسته بیکاری را کاهش داده و موجب بالا رفتن سطح عمومی زندگی شود.
مهاجرتهای بین المللی همچنین در افزایش میزان

دستمزدها،در امد سالانه تاثیر می گذارد.
پیاندهای اجتماعی مهاجرتهای بین المللی نیز قابل بررسی است.این درست است که مهاجرین غالبا احساس بی ریشگی می کنند.اما این بیشتر

به یکپارچگی و جذب انان به زندگی اجتماعی مربوط است.نتیجه اینکه معمولا کشورهای مهاجرپذیر تلاش می کنند تا بر خلاف تمایل طبیعی مهاجران با ملیتهای خاص به جمع شدن پیرامون یکدیگر اجازه نداده و انان را پراکنده سازند و حتی الامکان از تش

کیل کلوپها و اجتماعات با قومیتها،گرایشهای ایدئولوژیک ومذهبی خاص به عمل اورند ولی علی رغم این خواسته ها اغلب در کشورهای مهاجرپذیر تشکیلاتی به وجود می اید و گاهی نیز موجب برخوردهایی با بومیان می شود.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک)
مهاجرت طی زمان:
در نگرش تاریخی به مهاجرت حداقل باید چهار دوره را از هم تفکیک کرد:
۱٫مهاجرت پیش از تاریخ یا دوره پیش تاریخی.
۲٫مهاجرت از هزاره اول پیش از میلاد تا کشف امریکا د

ر اواخر قرن ۱۵٫
۳٫مهاجرت از کشف قاره امریکا تا جنگ جهانی اول.
۴٫مهاجرت دربعد از جنگ جهانی اول یا مهاجرت در دوران معاصر.

مهاجرت دوره پیش از تاریخ:
این دوره از زمان پیدایش انسان تا ظهور نخستین سلسله

های حکومتی و کشمکش های نظامی طول می کشد.در این دوره انسان مقهور طبیعت بوده.
دو جریان عمده در این میان بیش از همه قابل ذکر است:

الف)مهاجرت اریایی ها:
انچه که با عنوان مهاجرت اریایی ها از ان نام برده می شود،مهاجرت یک قوم در زمان معینی نبوده بلکه جریانات متعددی را شامل می شده است که برخی، اغاز انرا خروج اقوام اریایی از سرزمین اصلی خود و استقرار انان در نواحی ماوراءالنهر می دانند.

ب)مهاجرت بنی اسرائیل:
انچه درباره مهاجرت قوم بنی اسرائیل گفته شده اغلب از کتب مذهبی به ویژه تورات نقل شده است. یهودیان در ۲۲۰۰ ق.م. از شهر اور واقع در سومر مهاجرت کرده ودر فلسطین مستقر شدند.

مهاجرت از هزاره اول قبل از میلاد تا کشف قاره امریکا:
ویژگی های عمده مهاجرت در این دوره اثر پذیری ان از ((سلطه)) و اثر گذاری ان بر((سلطه)) است.
مهاجرت در این دوره شکل سازمان یافته و مشخصی نداشته و به صورت مقطعی از سرزمینی به سرزمین دیگر جریان داشته است.

مهاجرت از کشف قاره امریکا تا جنگهای جهانی:
توسعه دریانوردی به ویژه در قرون ۱۴ و ۱۵ میلادی به کشف جزایر متعددی در افریقا،جنوب شرقی اسیا و اقیانوسیه منجر شد و دست اندازی ا

روپاییان به این جزایر و سرزمینهای مجاور انها را به دنبال اورد.اغلب این نواحی،زمین و اب وهوای مساعدی برای کشاورزی داشتند.
با کشف امریکا،به موازات افزایش تعداد مهاجران اروپایی،نیاز به نیروی کار در مشاغل سخت و دشوار نیز افزایش یافت.چه اروپاییان در ااغاز می بایست سلطه خود را بر سرزمینهای جدید می گستراندند.همین امر،تجارت برده و انتقال

سیاهان از قاره افریقا را شتاب داد.جریانی که تا پایان دوران استقرار و سلطه اروپاییان و بازسازی ایالتهای مختلف امریکا به شدت ادامه یافت.