مقدمه
بدون شک هر معلمی در دوران تدریس با این سؤالات رو به رو خواهد شد : «چگونه می توانم علاقه فراگیران را به درس افزایش دهم؟ » «چگونه می توانم رغبت و علاقه فراگیرندگان را در طول تدریس حفظ کنم؟ » «چگونه رفتارین معلم، بر یادگیری فراگیرندگان تأثیر می گذارد؟ » «چگونه می توانم توجه فراگیرندگان را به قسمتی از درس که مورد نظر من است، جلب کنم؟ » «آیا نحوه عرضه مطالب باید یادگیری فراگیرندگان را تسهیل کند؟ » منشاء طرح این سؤالات آن است که می بینید همه فراگیرندگان به تمام درس ها علاقه یکسان نمی دهند و یا همه موضوع های یک ماده درسی برای آنان به یک اندازه جالب و جذاب نیست.

«به دنبال داروی درد، این پرسش مهم و اساسی برای شما مطرح می شود که چه عواملی سبب می گردد فراگیرندگان نسبت به فعالیت های مختلف واکنش های متفاوتی از خود نشان دهند. بحث و بررسی این قبیل موارد و دلایل رفتارهای متفاوت در دوران شناسی، زیر عنوان «انگیزش» انجام می گیرد. » در این نوشتار ابتدا مشخص خواهیم کرد که مراد از انگیزش چیست و آنگاه به بررسی اهمیت مطالعه و نحوه ارتباط آن با یادگیری می پردازیم. سپس به طرح و ارائه یک سلسله اصول همراه با ننونی که بتوان برای ایجاد انگیزش در فراگیر ندگان از آنها بهره گرفت، خواهیم پرداخت.

»روان شناسان انگیزش را از دیدگاه مکتبها و نظریه های مختلف به گونه های کم و بیش متفاوت تعریف کرده اند و اغلب آن را عاملی دانسته اند که رفتاری مبتنی بر هدف پدید میآورد و آن را استمرار می بخشد. در روانشناسان تریتی و یادگیری اصطلاح انگیز.ش در مورد عادملی به کار می رود که شاگرد یا به طور کلی یادگیرنده را برای آموختن درس به تلاش و کوشش وا می دارد و به فئعالیت او شکل و جهت می دهد.

رفتارء که اساس پؤوهش در هدر رشته از روان شناسی است،به ویژگی های خطری موجود زنده ومحیط و تاثیر ی که این دو در یکدیگر دارند و همچنین به بر داشت و ارزیابی فذرد از واکنش و واکنش خویش، وابسته است. «بندورا» این امر را جبر متقابل می داند و آن را بهصورت نمودار رو به رو نمایش می دهد.»

تعریف انگیزه و انگیزش
«انگیزش از کلمه لاتین mover به معنی جنبش و حرکت مشتق شده است. به انگیزش در روانشناسی اصطلاحاً دینامیک رفتار » می گویند. اصطلاح دینامیک رفتار از علم فیزیک اخذ شده است و منظور از آن نیرویی است که باعث ایجاد حرکت در اجسام می شود. دلیل کاربرد این اصطلاح برای انگیزش آن است که «انگیزش رفتار » نیز باعث حرکت موجود زنده می شود. روانشناسان تربیتی، انگیزش را فن به کاربردن عواملی می دانند که رغبت و علاقه فراگیرندگان را به فعالیت معینی برانگیزند.»

«اصطلاح انگیزش را می توان به عنوان نیرودهنده، هدایت کننده و نگهدارنده رفتار تعریف کرد. گیج و برلاینر (۱۹۸۴) انگیزش را به موتور و فرمان اتومبیل تشبیه کرده اند. سیفرت (۱۹۹۲) گفته است. » «انگیزش یک تمایل یا گرایش یک تمایل یا گرایش به عمل کردن به طریقی خاص است » او همچنین انگیزه را به صورت نیاز یا خواست ویژه ای که انگیزش را موجب می شود تعریف کرده است. لفرانسوا (۱۹۹۷) انگیزه را علت و دلیل رفتار می داند. دلیل اینکه چرا ما، بعضی رفتارها را انجام می دعیم ولی بعضی دیگر را انجام نمی دهیم انگیزه های ما هستند.»

«انگیزه و انگیزش غالباً به صورت مترادف به کار می روند. با این حال می توان انگیزه را دقیقتر از انگیزش دانست؛ به این صورت که انگیزش را عامل کلی مولد رفتار خاصی را علت اختصاصی یک رفتار خاص به حساب آورد. مثلاً وقتی می پرسیم چرا فلان شخص رفتار خاصی را انجام می دهد به دنبال انگیزه او هستیم. انگیزه برای مشخص کردن قصد یا بازده دلخواه یک رفتار به کار می رود، پس کاربرد اصطلاح انگیزه در مورد حیوانات جایز نیست. »

«از لحاظ پرورشی انگیزه هم هدف است و هم وسیله، به عنوان هدف، ما از دانش آموزان و دانشجویان می خواهیم نسبت به موضوع های مختلف علمی و اجتماعی علاقه کسب کنند از این رو، تمام برنامه های درسی که برای آنها فعالیت های حوزه عاطفی درنظر گرفته شده است، دارای هدف های انگیزشی هستند. به عنوان وسیله، انگیزشی مانند آمادگی ذهنی یا رفتارهای ورودی، یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تأثیر آن بر یادگیری کاملاً آشکار است. اگر دانش آموزان و دانشجویان نسبت به درس بی علاقه باشند (دارای انگیزش سطح پائینی باشند) به توضیحات معلم توجه نخواهند کرد؛ تکالیف خود را با جدیت انجام نخواهند داد و بالاخره پیشرفت چندانی نصیب آنها نخواهند شد. اما اگر نسبت به مطلب درسی علاقمند باشند (دارای انگیزش سطح بالایی باشند)، هم به توضیحات معلم با دقت گوش خواهند داد، هم تکالیف درسی خود را با جدیت انجام خواهند داد، هم به دنیال کسب اطلاعات بیشتری در زمینه مطالب درسی خواهند رفت و هم پیشرفت زیادی نصیب آنها خواهد شد. »

نظریه های مختلف انگیزش
بازتاب، غریزه و رفتار نقش پذیری؛ بنا به تعریف، بازتاب عبارت است از رابطه ساده بین یک محرک و یک پاسخ. از جمله تنگ شدن مردمک چشم در برابر نور و ترشح بزاق دهان بر اثر قرارگرفتن غذا در دهان نمونه هایی از بازتاب هستند. ویژگی های مهم رفتار بازتابی، ساده بودن، غیرارادی بودن، ناآگاهانه بودن و ارثی بودن آنهاست. یکی دیگر از مفاهیم روانشناسی که به مفهوم بازتاب نزدیک است اما با آن متفاوت است، غریزه نام دارد. غریزه بنا به تعریف رفتاری است که با ویژگی های پیچیده، ارثی، ناآموختنی، که در همه اعضای یک نوع جاندار (لااقل در همه اعضای یک جنس از یک نوع جاندار ) به طور یکسان دیده می شود. نمونه هایی از غریزه عبارت اند از : مهاجرت پرندگان، گردآوری عسل در زنبورهای عسل و زمستان خوابی بعضی از پستانداران. اخیراً روان شناسان به جای غریزه، اصطلاح رفتار ویژه نوع را برای الگوهای رفتاری ناآموخته و نسبتاً غیرقابل تغییری که در شرایط معینی از نوع معینی از حیوانها سر می زند به کار می برند.

با توجه به توضیحات بالا بین غرایز و بازتاب ها تفاوت عمده وجود دارد. نخست اینکه بازتاب یک واکنش ساده جاندار است. در حالی که غریزه یک رفتار پیچیده است. دوم اینکه بازتاب در اصل ارثی است اما یادگیری و تجارب زندگی بر آن تأثیر فراوان دارند، در حالی که غریزه ارثی است ولی از یادگیری و تجربه تأثیر زیادی نمی پذیرد. سرانجام اینکه بازتابها در انسان و حیوان مشترک اند، اما غرایز به شکل روشن و آشکار در افراد بشر دیده نمی شوند و آنها را بیشتر در جانوران پست به ویژه حشرات، به وضوح می توان دید. اصطلاح روان شناختی

دیگری که به مفهوم غریزه شباهت زیادی دارد و آن هم عمدتاً در مطالعات جانوری کشف و بررسی شده نقش پذیری است. نقش پذیری را به عنوان رفتار پیچیده ای از جاندار که در مرحله احساسی از عمر او در اثر برخورد با محرک معینی از او سر می زند تعریف کرده اند. رفتار نقش پذیری در بعضی از پرندگان و ماهی ها دیده شده است. این رفتار بعدها در جفت گزینی و رفتار جنسی جانوران را یاری می دهد. برای مثال اردک های تازه از تخم درآمده هر شیء متحرکی را که در معرض آن قرار بگیرند دنبال می کنند و به آن وابسته می شوند.

این شیء متحرک در محیط طبیعی جوجه اردکها معمولاً مادر آنهاست. لورنز دانشمندی که سلسله مطالعات مهمی درباره نقش پذیری جانوران انجام داده، گزارش کرده است که تعدادی از بچه اردک ها، بعد از تولد خود او را به جای مادر برگزیدند و برای مدتها مانند یک سگ وفادار همه جا به دنبال لورنز می رفتند. در آنجا تاریخ روانشناسی علمی اکثر روانشناسان می کوشیدند تا با توسل به مفاهیم غریزه به توصیف و تبیین انگیزش یعنی عامل به وجود آورنده رفتار انسان و حیوان بپردازند. اما دیری نپایید که این طرز فکر مورد انتقاد واقع شد و مفاهیم دیگری جای آن را گرفتند از جمله مفاهیم عمده جانشین غریزه، نیاز وسائق هستند.

نیاز وسائق : بنا به تعریف نیاز به یک حالت ناشی از کمبود یا محرومیت در موجود زنده اشاره می کند و سائق به انرژی یا تمایل حاصل از نیاز گفته می شود. برای مثال در اثر غذاخوردن یا محرومیت از غذا در ما نیاز به غذا ایجاد می شود و این نیاز مسائق گرسنگی را در ما ایجاد می کند، طبق نظریه های نیاز وسائق، وقتی که موجود زنده احساس نیاز می کند این احساس یک احساس ناخوشایند است و زمانی که نیاز او ارضاء می شود این حالت بر او یک حالت خوشایند است. از این رو گفته می شود که یکی از عوامل انگیزشی جانداران، نیازها وسائق های ناشی از نیازهای آنان است. نیازها انواع گوناگون دارند و روان شناسان برای نیازهای گوناگون طبقه بندی هایی به وجود آمده اند که در این مختصر مجال پرداختن بدان ها نیست.
اهمیت مطالعه انگیزش و عوامل مؤثر بر آن
اصولاً هر فردی در شروع مطالعه و بررسی موضوعی و گاه در پایان مطالعه آن از خود می پرسند : «مطالعه این مطلب یا موضوع برای من چه اهمیت و ارزشی دارد و یا از مطالعه این موضوع چه چیزهایی دستگیر من شده یا خواهد شد و من چگونه و از کجا می توانم از آنها استفاده کنم. » مطالعه انگیزش نیز با چنین دیدی از یک سو، به معلم کمک می کند که عوامل مؤثر در رفتار و رغبت های فراگیرندگان را بشناسد و بداند که چگونه می توان آنان را برای یادگیری بیشتر و بهتر برانگیخت و از سوی دیگر باعث ایجاد فعالیت با فایده و سودمند و همچنین سبب یادگیری مطلوب و معنی دارد در فراگیرندگان خواهد شد.

عوامل تشکیل دهنده انگیزش به طور کلی به دو دسته درونی و برونی یا متغیرهای شخصی و محیطی تقسیم می شوند که برخی دارای حالت پایدارند و برخی دیگر ناپایدار و زودگذر. عوامل و متغیرهای شخص عبارتند از : فعالیت هایی که خاستگاهایی که خاستگاه یا منشأ درونی دارند و از هدف های معینی بیرونی می کنند مانند گرسنگی که فرد را به سوی غذا می کشاند یا امید به دریافت نمره خوب که شاگرد را به کار و کوشش بیشتر وا می دارد. اما متغیرهای محیطی، بیرون از وجود شخص هستند و برای به دست آوردن یا گریز از زیان

احتمالیِ آنها، او را به فعالیت هایی وا می دارند، مانند مال و علم و امتیازهای درسی یا گریز از انواع ناکامی ها و سرشکستگی ها. هنگامی که متغیرهایر شخصی و محیطی به طور مشترک دست به کار می شوند، رفتار را به سوی یک هدف مشخص و فعالیت معین رهنمون می شوند در این صورت است که باید گفت فرد به حد اعلای انگیزش رسیده است.
اگر تصور شود که همواره می توان شاگردان را در بالاترین درجه انگیزش به کار و کوشش واداشت، تصوری نادرست است اما آنچه از یک معلم وظیفه شناس و شایسته انتظار می رود این است که بکوشد از ناکامی های درسی شاگردانش جلوگیری کند و آنان را علاقمند سازد. تا به درس و انجام دادن تکلیف های مربوط توجه نشان بدهند.

انگیزش شاگرد به درس خواندن، از دیدگاه تربیتی، اهمیت بسیار دارد. زیرا هم هدف است و هم وسیله ای است برای پیشرفت هدف های تربیتی دیگر. وقتی انگیزش هدف می شود یکی از شرایط برای آموزش و پرورش به شمار می آید. هر عملی علاقمند است که در نتیجه تدریس او شاگردانش ذوق علمی، ادبی یا هنری پیدا کنند. معمولاً در هدف های تحصیلی، انگیزش های وجود دارند و انواع علاقه ها و ارزش ها را می توان محصول هدف های عاطفی تدریس دانست.

مراحل مختلف انگیزش
گرچه برخی از روانشناسان درباره ماهیت انگیزش دیدگاه ها، شیوه ها، مفاهیم و طبقه بندی های متفاوتی را در نظر گرفته اند اما اکثر آنان مراحل پنچگانه زیر و نقش سایق را در انگیزش تأیید می کنند.

این نمودار ماهیت زنجیره ای انگیزشی را نشان می دهد.
۱ ) تعیین کننده ها سایق : این دسته از عوامل نیازهای بدنی یا فیزیولوژیکی هستند که برای بقای فرد ضرورت دارند، مانند زمانی که کودک برای مدتی از شیر محروم می شود.
۲ ) حالت های سایق : مرحله دوم انگیزش را حالت های سایق می نامند. در این مرحله محرومیت یا کمبود و افزایش مواد در شیمی بدنی اختلال و عدم تعادل به وجود می آورد و پیش از بروز رفتار یک حالت نیروزای برانگیختگی پدید می آید.

۳ ) رفتار هدف جو : پس از حالت سایق، رفتار هدف جو ظاهر می شود که شامل ادامه فعالیت هایی برای ارضاء یا دفع تعیین کننده سایق است. حیوانی که محرومیت غذایی دارد تلاش می کند به غذا دست یابد و شاگرد مدرسه می کوشد مساله جبر خود را حل کند.
۴ ) دستیابی به هدف : این امر زمانی حاصل می شود که حیوان گرسنه به غذا دسترسی پیدا می کند یا آنکه شاگرد به حل مسأله خود موفق می شود.
۵ ) کاهش سایق : واپسین مرحله، کاهش سایق است که فرد به هدف مطلوب دست می یابد در این حالت است که تنش و ناراحتی های موجود او از بین می رود و آرامش پیدا می کند.
انواع انگیزه ها
روانشناسان انگیزه ها را به گونه های مختلفی معرفی کرده اند. چنانکه فروید، لیپید و یا شور زندگی را اساس نیروی جنسی و فعالیت های آدمی می شناسد. به عقیده فروید، لیپید و به طور غریزی و غیرمنطقی بر فرآیندهای آگاه و ناآگاه حاکم است. هرمان هسه مفهوم دوگانگی را در نوشته ها و آثار خود مهم تلقی می کند. به اعتقاد او تعامل دو نیروی متضاد همچون نری و مادگی یا خیر و شر به رفتار جهت می دهند. گروهی دیگر مانند سری و مزلو نیازها را اساس بروز رفتار می دانند. در واقع تلاش و رفتار آدمی نه تنها با انگیزه، بلکه با عوامل مهم دیگری مانند نیاز، علاقه، مشوق، ارزش و نگرش وابستگی کامل دارد.
۱ ) نیازها : نخستین عامل انگیزش نیاز است. شاگردی که احساس نیاز می کند مفهومش این است که با شرکت در فعالیت معینی نیازش برآورده می شود. بنابراین، نیاز به موفقیت هنگامی پدید می آید که فرد در رسیدن به هدفی که لازمه اش کوشش رضایت بخش است، توفیق حاصل کند. چنانکه نیاز به معاشرت از راه ارتباط با دوستان رفع می شود و نیاز به قدرت طلبی از طریق حکمرانی، رهبری و در دست گرفتن اختیار دیگران تأمین می گردد. نیاز در حقیقت پایه وبنیاد اغلب رفتارها را تشکیل می دهد.
نیازها از دیدگاه مزلو : ۱ ) نیازهای فیزیولوژیکی ۲ ) نیازهای ایمنی ۳ ) نیازهای عشق و وابستگی ۴ ) عزت نفس ۵ ) نیازهای شناختی ۶ ) نیازهای زیبایی ۷ ) خودشکوفایی

۲ ) علاقه ها : بررسی های مختلف نشان داده اند که بیان موفقیت های تحصیلی و علاقه همبستگی وجود دارد. دو تن از روانشناسان از آزمایش های خود درباره علاقه چنین گفته اند : پسرانی که به آموختن علوم علاقه داشتند پیشرفتشان در علوم، نه در ادبیات و علوم انسانی بیشتر از آنهایی بود که دارای علاقه متوسط بوده اند.
به عقیده درویل علاقه مستقیم به خود موضوع یکی از مؤثرترین انگیزه های یادگیری است. معلمان برای برانگیختن این نوع علاقه شایسته است به موارد زیر توجه کنند :
– وقتی درس را با بیان امید بخشی آغاز می کنید به شاگردان مسأله ای بدهید حل کنند.
– وسایل تازه ای به کلاس بیاورید و بگذارید شاگردان آنها را بررسی کنند.

– شاگردان باید صادقانه احساس کنند که پیشرفت های تحصیلی برایشان افتخار آمیز است.
۳ ) مشوق ها : وقتی شخصی انگیزه یا رغبتی را برای انجام دادن کاری در شخص دیگر ایجاد می کند آن را مشوق داعیه می نامند که می تواند دارای ارزش مثبت و منفی باشد. به سخن دیگر، داعیه عاملی است که در فرد رفتار مطلوب یا نامطلوب پدید می آورد. به طور کلی مشوق بیشتر یک عامل پاداش دهنده یا مایه رضامندی و خرسندی است که فرد برای به دست آوردن آن فعالیت می کند. پاداش ها هنگامی مشوق های مؤثری هستند که با انگیزه های درون زاد مانند پیوند جویی، موفقیت و خودوالایی وابستگی پیدا می کنند. اما مشوق ها که خاستگاه برونی دارند و همانند نیازهای درونی در ایجاد رفتار مؤثرند اگر به طور مشترک با یکدیگر دست به کار شوند نیروی سائق آنها دو چندان می شود.

یافته های پژوهشی تایید می کنند که معلم می تواند مایه تحسین و تشویق را به عنوان یک عامل مثبت به کاربرد و موجب پیشرفت های آموزشی شاگردان شود. همچنین معلمانی که با دقت و دلسوزی به کار آموزش می پردازند بازده کار شاگردانشان خیلی بهتر از آنهایی است که توجه و احساس مسئولیت نمی کنند.
۴ ) ارزش ها : ارزش عبارت از قدر و قیمت یا اهمیت و اعتباری است که موجود آدمی به شخصی، شیء یا رفتاری می دهد و با ارضای بر نیازها، تحقق هدف ها و حفظ و تعالی سیمای او از خود وابستگی دارد. ارزش با سلیقه و نگرش تفاوت می کند، زیرا ارزش تعهد و الزام بیشتری را برای فرد ایجاد می کند. ادوارد اشپرانگر ارزش ها را بدین قرار مشخص کرده است : ارزش های نظری، اقتصادی، زیبایی دوستی، سیاسی، مددکاری، اجتماعی، دینی و خداپرستی.

مدارس معمولاً بر حسب وظیفه به آموزش آن گونه ارزش هایی می پردازند که مورد توجه و تایید مقامات حاکم و افراد جامعه باشند. اما انسان متعادل و طبیعی کسی است که برای دست یافتن به ارزش ها حد تعادل را رعایت کند و خود را بیهوده فدای ارزش های تعقیب آمیز و افراطی نکند. درباره ارزش ها لازم است به موارد زیر توجه نمود :
۱ ) چون ارزش ها رهنمودهایی برای داوری رفتاری موجود آدمی و دیگران به شمار می آیند هرچه معقول تر و انسانی تر باشند، ارزشمندتر و پاینده ترند.
۲ ) از همان آغاز تحصیل می توان بنا به نیروی ادراک شاگردان واقعیت ارزش ها را با دلایل منطقی به آنان آموخت.
۳ ) هدف آموزش همگانی باید رشد اخلاقی شاگردان بر بنیاد اصول کلی برابری، انصاف و عدالت استوار باشد.
۵ ) نگرش ها : نگرش ها یا گرایش ذهنی عبارت است از احساس موافق یا مخالفی که موجود آدمی بنا به احساس و اندیشه اکتسابی پیشین خود نسبت به شخصی، شیء و یا امری واکنش نشان می دهد.