مقدمه

امروزه،بعد فرهنگ در برنامهریزي با رویکرد توسعه پایداري مورد توجـه قـرار گرفتـه اسـت. هـر چنـد مباحث اولیه پایداري در زمینه زیستمحیطی مطرح شده، اما خصوصیات مفهوم پایداري و ویژگـیهـاي چندبعدي آن، محدود شدن آن را به زمینه زیستمحیطی امکانپذیر نمـیسـاخته اسـت. از ابتـداي مطـرح شدن تعریف اولیه پایداري بهوسیله براتلند و بهطور دقیقتر از زمان دسـتور کـار ۱۲۱ در کنفـرانس ملـل متحد (UNO, 1992) در زمینه محیط و توسعه، مفهوم مـذکور از قلمـرو محـیط زیـست بـه عرصـههـاي سیاستگذاري اقتصادي، اجتماعی و حتی فرهنگی نیز تعمیم یافته است.

از آنجا که هدف این تحقیق، تبیین اهمیت فرهنگ و پایداري فرهنگی در برنامهریزي و سیاستگـذاري است، به تدوین ارتباط و اهمیت برنامـهریـزي برمبنـاي فرهنـگ توجـه مـیشـود و بـدین ترتیـب اهمیـت چشمانداز و چارچوب فرهنگی در برنامهریزي مورد بررسی قرار میگیرد. اما این بررسی تنها بـه همـین محدود نمیشود و برنامههاي فرهنگـی در دو نمونـه موفـق خـارجی نیـز مـورد بررسـی تفـصیلی قـرار میگیرد. به این دلیل که نهاد مسئول در برنامهریزي فرهنگی در نمونههـاي بررسـی شـده شـهرداريهـا هستند، در بررسی تطبیقی نمونه شهرداري تهران نیز مورد توجه قرار میگیرد، تـا از ایـن رهگـذر نقـاط قوت و ضعف، تفاوتها و شباهتها در این خصوص آشکار گردد.

روششناسی (متدولوژي) پژوهش

۲۸ پژوهش حاضر، مطالعهاي تحلیلی و تطبیقی است. در مرحله بررسـی نوشـتارهاي مربـوط بـه موضـوع، روش کار مروري و اسنادي است. در این بخش، مروري بر منـابع داخلـی و خـارجی معتبـر در رویکـرد توسعه پایداري و پایداري فرهنگی انجام شده است، بـا ایـن هـدف کـه ضـمن تبیـین جایگـاه فرهنـگ در رویکرد پایداري، اهداف و ابعاد آن شناسایی شود. گام بعد، بررسی نحوة بهرهمندي از ایـن رویکـرد در برنامهریزي فرهنگی است. بدین منظور دو نمونه موفق از برنامهریـزي فرهنگـی کـه مبتنـی بـر رویکـرد توسعه پایدار فرهنگی هستند، مورد بررسی قرار میگیرنـد. در ایـن مرحلـه، بـا توجـه بـه روش تحلیلـی، ضــمن بررســی تفــصیلی نمونــههــا، در چــارچوبی مــشخص، محورهــا و اهــداف و راهبردهــاي تحقــق برنامهریزي فرهنگی از یک سو، و وجود طرحها و سیاستهاي پـشتیبان تنـوع تجلیـات فرهنگـی در ایـن شـهرها از سـوي دیگـر، و نیـز تأکیـد بـر تحقـق اهـداف پایـداري فرهنگـی از مهـمتـرین دلایـل انتخـاب نمونههاست. در عین حال مهاجرپذیر بودن شهرهاي مـورد بررسـی در دو نمونـه مـذکور نکتـه درخـور توجه دیگري است که بررسی تطبیقی این نمونهها را با شهر تهران ممکن میسازد.

بدین ترتیب، در مرحله نهایی که بررسی نحوه عملکرد شهرداري تهران در برخـورد بـا مقولـه امـور فرهنگی در ساختار و شرح وظایف سازمانها مد نظر است، بررسی به شکل تطبیقی خواهد بود. انتخـاب تهران و بررسی نحوه عملکرد و ارزیابی شهرداري این شهر از این رو اهمیت دارد که تهـران بـه عنـوان پایتخت ایران داراي شرایط ویژهاي است و با عنایـت بـه نقـشی کـه در چـشمانـداز بیـستسـاله و طـرح راهبرديـ ساختاري توسعه و عمران شهر تهران (۱۳۸۶) درج گردیده، تحقـق چـشمانـداز فرهنگـی شـهر تهران موضوعی بسیار محوري است. هدف از این بررسی مقایسهاي، توجه به اهمیـت امـور فرهنگـی در نمونهها، نحوة دستیابی و طریقه عمل به اهداف پایداري فرهنگی و شاخصهاي مورد توجه در این زمینه

است.

بررسی نوشتارهاي موضوع

مفهوم توسعه پایدار

در تعریفی از توسعه پایدار۲ چنین ذکر شده است که این توسعه، به مفهوم ارتقاي کیفیت زندگی همراه با پشتیبانی از زیستبوم است .(World Conservation Union, 1991) ابعاد توسعه پایدار شـهري مـشتمل بر ابعاد محیطی و اقتصادي و اجتماعی است. در پایداري محیطی، به حفاظت از سرمایههاي طبیعی توجه میشود و این خود از طریق پایداري محیطی و ارضی تحقق مـییابـد. اولـی بـا اکوسیـستمهـاي طبیعـی مرتبط است و دومی با ارزیابی توزیع فضایی فعالیتهـاي انـسانی و شـکل شـهرــ روسـتا. در پایـداري اقتصادي، به کارآمدي سیـستمهـاي اقتـصادي (مؤسـسات، سیاسـتهـا و قـوانین عملکـردي)، بیـشتر و گستردهتر توجه میشود و بدین ترتیب پیـشرفت کمـی و کیفـی و برابـري اجتمـاعی تـضمین مـیگـردد.

پایداري اجتماعی خود مشتمل بـر ابعـاد و نتـایج پایـداري اجتمـاعی و همچنـین پایـداري فرهنگـی اسـت

.(Assefa & Frostell, 2007, 64)

مفهوم پایداري از ابتدا در مقیاسهاي جهانی و ملی تعریف شد و پس از آن در حیطه شـهر و جوامـع محلی مورد تأکید قرار گرفت .(Mitlan and Satterthwaite, 1994) این تغییـر رویکـرد در مقیـاس، مـورد

حمایت بخشهاي مسئول در توسعه محلی قرار گرفت. به موازات این امر، بـه مفهـوم فرهنـگ بـه عنـوان بخش مهمی از فرایند پایداري توجه شد. گفتمان مربوط به فرهنگ هر چند در قالبی بـسیار محـدود ارائـه گردید، اما تأثیري نافذ بر نوشتارها و پژوهشهاي مربوط به پایداري داشـت. در حیطـه توسـعه جوامـع
محلی، در ابتدا ملاحظات فرهنگی غالباً در محدوده گفتمان پایداري اجتماعی۳ و یا سرمایههاي اجتمـاعی۴

مطرح شدند .(Duxbury & Gillete, 2007)

پایداري فرهنگی

توسعه پایدار، روش زندگی و فرایند تصمیمسازي مبتنی بر مصرفگرایی را که صرفاً برمبنـاي بـازدهی اقتصادي است، مورد تردید و تشکیک قرار میدهـد و زیرسـاختهـاي اخلاقـی آن را فراتـر از التزامـات محیطی و اقتصادي برمیشمارد. درواقع توسعه پایدار، فرایندي جامع و مبتکرانه است که باید به صورت مداوم نگرش و پوششی رو به جلو داشته باشد .(Newman and Kenworthy, 1999) این نکته که توسعه پایدار بر ارزشها و عقاید متغیر جامعه محلی یا جهانی مبتنی است، آن را پیچیدهتر میسازد ( Williams, .(2003 با وجود اینکه فرهنگ در مدلهاي پایداري محیطی و اجتماعی و اقتصادي بهعنوان بعدي پراهمیت برشمرده میشود، لیکن کماکان زمینـه و ارتبـاط فرهنـگ، ادراك و شناسـایی نـشده اسـت. بـراي مثـال، هیلگارد کورت۵ در مبحث زیباییشناسی پایداري۶، به فقدان ملاحظات فرهنگـی در توسـعه پایـدار اشـاره میکند و بیتوجهی بـه ابعـاد فرهنگـی و زیبـاییشـناختی پایـداري را در سرفـصلهـاي علـوم طبیعـی و اجتماعی خاطرنشان میسازد.

در اینجا بیش از بررسی دلایل و زمینههاي ظهور این مفهوم، به بررسی ویژگـیهـا و ملاحظـات ایـن بعد در مقام مقایسه با سایر ابعاد رویکرد توسعه پایدار شهري پرداخته میشـود. نتیجـه بررسـی منـابع مختلف در این زمینه در شکل ۱ ارائه شده است. با توجه به تعاریف اجمالی که از ابعاد مختلـف رویکـرد توسعه پایدار ارائه شد، تمرکز و اهداف ویژه هر بعد از توسعه پایـدار بیـان مـیشـود: در بعـد محیطـی، تمرکز بر منابع محیطی و مسئولیت حفظ و نگهداري از آنهاست که به پایداري محیطی منجر میشـود؛ در بعد اقتصادي، تمرکز بر دسترسی به اطلاعات و امکانات بهمنظـور تحقـق عـدالت و امکـان رقابـتپـذیري است؛ بهمنظور تحقق پایداري اجتماعی، بر عدالت اجتماعی و تساوي حقوق تمرکـز مـیشـود؛ و بـالاخره

یفرهنگ پایداري تحقق هايشاخص و اهداف

يشهرساز و معماري نامه

۸۳

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ زمستان و پاییز | پنجم شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۸۴

تمرکز رویکرد پایداري فرهنگی، بر هویت فرهنگی است و هدف آن دستیابی به تنوع و تمایز، یا ـ به بیـان دیگرـ تحقق تنوع فرهنگی۷ است.

بهمنظور تعریف تنوع فرهنگی، در ابتدا لازم است تعریفی از فرهنگ ارائه شود. ادوارد بارنـت تـایلور

(۱۸۷۱) بیان میکند: …» فرهنگ، کلیت در هم تافتهاي است شامل دانـش، دیـن، هنـر، قـانون، اخلاقیـات، و هرگونه توانایی و عادتی که آدمی همچون هموندي از جامعه به دست میآورد« (آشـوري، .(۱۳۸۱ بـدین ترتیب منظور از تنوع فرهنگی، »شیوههاي مختلف تجلی فرهنگ نزد گروهها و جوامـع اسـت کـه در میـان آنها دست به دست میشوند و از طریق روشهـاي متنـوع خلـق، تولیـد، توزیـع، و ارزشنهـادن، متجلـی میگردند.(UNSCO, 2001; UNSCO, 2005) « این تعریف، ماهیت گسترده و کثرتگرا و متنوع فرهنگ را پوشش میدهد و بر چندگانگی فرهنگی صحه میگذارد و در عین حال به ابزارهاي چندبعدي و فرایندهاي گوناگونی هم که انتقال فرهنگ از طریق آنها صورت میگیرد، توجه دارد.

بهرغم اهمیت این بعد از پایداري، تا دهه اخیـر، فرهنـگ بـهنحـوي سـنتی بـه عنـوان بخـشی از ابعـاد اجتماعی پایداري یا جزئی از سرمایه اجتماعی محسوب میشد و بهطـور مـشخص مـورد بررسـی قـرار نمیگرفت. براي نمونه، همانطور که ماتیو پایـک(Pike, 2003) 8 بیـان مـیکنـد، در حـالی کـه بـه تفـصیل دربارة سرمایههاي اجتماعی نوشته شده است، اما توجه به سرمایههاي فرهنگی همچون هنر موسـیقی و جز آن، و نیز ارزشهاي مشترك آنها که اهمیت بسیاري در نزدیک ساختن مردمـان دارنـد، کمتـر مـورد توجه قرار گرفته است. بخشی از این غفلتها ناشی فقدان ملاحظات فرهنگیاند.

شفافیت شفافیت اقتصادي

شکل .۱ بررسی مقایسهاي ابعاد رویکرد توسعه پایدار

منبع: نگارندگان

تنها در دهه اخیر، در سایه کنفرانس »زمین« سازمان ملل متحد در ژوهانسبورگ با محوریت توسـعه پایدار و در پی تشویق دولتهاي محلی به ارائه راهبردهـايشـان در مفهـوم توسـعه پایـدار، زمینـههـاي اجتماعی و فرهنگی نیز مورد توجه قرار گرفت .(UNO, 2002) در عین حال، نوشتارها و پژوهشهـاي در حال گسترش پایداري در زمینههاي مختلفی نمود یافته است، همچون:

• فرهنگ پایداري۹؛

• جهانیسازي۱۰؛

• حفاظت از میراث(Matthews and Herbert, 2004) 11؛

• حس مکان(Mills and Brown, 2007; Western Australian Government, 2002) 12؛

• دانش بومی و سیاستهاي سنتی(Mathew and Herbert, 2007) 13؛

• توسعه فرهنگی جامعه؛

• هنرها، آموزش و جوانان؛

• طراحی پایدار (Blankenship, 2005 ; Matthew and Herbert, 2004)؛

• برنامهریزي(Beatley and Manning, 1997) 14؛ و

• سیاستهاي فرهنگی و دولت محلی.(Darlow, 1996) 15

مفاهیم مرتبط با پایداري فرهنگی

بهمنظور ارائه تعریفی مناسب از مفهوم پایداري فرهنگی، در ابتدا لازم است سیر تحول تاریخی از مفاهیم مرتبط با پایداري اجتماعی تا مفهوم پایداري فرهنگی ارائه شود. همانطور که پیش از این بیان شد، توجه به ابعاد فرهنگ تا دهه اخیر در دل ابعاد توسعه پایدار اجتماعی از زمان ظهـور آن در دهـه ۱۹۸۰، مـورد توجه بوده است. بدین ترتیب در اینجا تعاریفی از مفاهیم مرتبط با مقوله پایداري فرهنگی ارائه مـیشـود.

این مفاهیم عبارتاند از سرمایه اجتماعی، پایداري اجتماعی و توسعه اجتماعی و فرهنگی.

الف) پایداري اجتماعی، سرمایه اجتماعی۱۶

پایداري اجتماعی، به مفهوم توانمند کردن همه گروهها، براي بهرهمندي از نیازمنديهاي ضروري، شاملِ

دستیابی به سطح معقول و مناسبی از آسایش، درواقع تسهیم عادلانه فرصتهـا را در زمینـه سـلامتی و تحصیلات مورد توجه قرار میدهد .(Assefa & Frostell, 2007, 64-65) مارك رزلنـد (Roseland, 2005)

این گونه بیان میکند که جامعهاي پایدار به لحاظ اجتماعی میبایست توانایی ماندگاري و تولیـد بـر پایـه منابع خود و پایداري در مقابل مشکلات آتی را داشته باشد. بررسی سیر تحول نظریـهاي بعـد اجتمـاعی پایداري نشان میدهد که در ابتداي مطرح شدن این موضوع، تا اواخر دهـه ۱۹۸۰، پایـداري اجتمـاعی بـا مفهوم سرمایه اجتماعی یکسان در نظر گرفتـه مـیشـد .(Colantonio, 2009,8) بـراي مثـال بـسیاري از اندیشمندان بر آناند که مفهوم سرمایه اجتماعی تشابه زیادي با پایداري اجتماعی دارد، چنانکه در قالـب

شبکهها و فرمهاي تشویقکننده اقامت جمعی و یـا اطلاعـات، ادراکـات و الگوهـاي بـرهمکـنش یـا تعامـل مشترکی است که گروهی از مردم در فعالیتی مولد از خود نشان میدهند ( Roseland, 2005; Coleman, .(1988; Putnam, Leonardi and Navetti, 1993

ب) توسعه اجتماعی

توسعه اجتماعی، تقویت ارتباطات اقتصادي و اجتماعی را از طریق اقدامات محلی دنبال مـیکنـد. توسـعه اجتماعی معمولاً از طریق سـه شـاخص دنبـال مـیشـود کـه ترکیبـی از سـلامت محیطـی و اقتـصادي و اجتماعی است. به تازگی دو زمینه فرهنگ و مدیریت نیز به سه مورد پیشین اضافه شدهاند. اهداف اولیـه توسعه اجتماعی متضمن امکان بیان ارزشها، اتکا به نفس، تأمین نیازهاي اولیه بشري و مشارکت بیشتر ساکنان در جامعهشان است. ایـن اهـداف از طریـق آمـوزش، مـشارکت شـهروندان۱۷، اجمـاعسـازي۱۸ و

دسترسی به اطلاعات محقق میشوند. در جوامع محلی ایجاد حس مکان با توجه به نقشی که در تـشویق

یفرهنگ پایداري تحقق هايشاخص و اهداف

يشهرساز و معماري نامه

۸۵

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ زمستان و پاییز | پنجم شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

شهروندان به تصمیمسازي در مورد محیط و منابع و آیندهشـان دارد، محوریـت مـییابـد ( Duxbure & .(Gillete, 2007

ج) توسعه فرهنگی جامعه۱۹

توسعه فرهنگی جامعه محلی بهعنوان فرایندي جمعی شناخته میشود و اغلب شامل خلاقیـتهـایی اسـت که در مقیاسی وسیع تبیین میگردند. این امـر شـامل تغییـرات در زنـدگی مـردم و مزایـاي توسـعهاي و بلندمـدت بـراي جامعـه اسـت .(Mills and Brown, 2004) توسـعه فرهنگـی جامعـه درواقـع بخـشی از

چارچوب در حال گسترش پایداري محسوب میشود که به جوامع، فرصت بازگو کردن داستانهايشان و همچنین تکوین مهارتهاي خلاقانه و مشارکت فعالانه در توسعه فرهنگ را میدهد .(O’Hala, 2002) با

استفاده از هنر و فرهنگ بهعنوان ابزار، توسعه فرهنگیِ جامعه قادر خواهد بود که امکان معرفی مدلهاي مناسب پایداري را درون جامعه فراهم سازد. چنین نیست که همچون دیگر مدلهاي توسعه پایدار، مـدلی واحد هم براي توسعه فرهنگی وجود داشته باشد؛ اما در کلیه مدلهاي موجود تبدیل ارتباط هنرمندان بـا

جامعه به »شراکت«۲۰ در مقابل »رابطـه سـنتی فـنسـالار و عـامی«۲۱ اهمیـت خواهـد داشـت ( Mills and .(Brown, 2004

ضرورت توجه بهبعد فرهنگ در برنامهریزي

۶۸ بهکارگیري مفهوم پایداري در زمینه برنامهریزي شهري و منطقهاي اقدامی نسبتاً نو محـسوب مـیشـود. تنها در دو دهه گذشته کوششهاي جامعی در جهت ترجمان تعریـف گـسترده برونتلنـد۲۲ از پایـداري در قالب برنامهریزي و توسعه محلی و منطقـهاي صـورت گرفتـه اسـت .(Beatley and Manning, 1997) در زمینه پایداري فرهنگی جامعه، برنامهریزي و طراحی شهري باید با دیدگاههاي فرهنگی انجام گیرد. چنین رویکردي باید با راهبردهاي برنامهریزي اجتماعی فرهنگمحـور و بـا تأکیـد بـر جامعـه مـدنی، جوانـان، چندفرهنگی، فقر و دیگر موضوعات جوامع امروز همراه باشد. در اینجا مدل ارکان چهارگانه پایداري، که هاوك ارائه کرده است و اهمیت توجـه بـه موضـوع فرهنـگ را در برنامـهریـزي نـشان مـیدهـد، آورده میشود. در سال ۲۰۰۱، جان هاوك، از تحلیلگـران

و مفسران سیاستهاي فرهنگی در اسـترالیا، کتـاب

»رکن چهـارم پایـداري: نقـش ضـروري فرهنـگ در برنامهریزي عمومی« را تألیف کرد. پـس از انتـشار ایـــن کتـــاب، گـــرایش روزافزونـــی بـــه چگـــونگی بهکارگیري محتواي آن بر مـدلهـاي برنامـهریـزي شهري و اجتماعی شکل گرفته است.

ارکان چهارگانه پایداري۲۳ بیانکننده چهـاربعـد متداخل است: مسئولیتپـذیري محیطـی۲۴، سـلامتی اقتـــصادي۲۵، عـــدالت اجتمـــاعی۲۶، و ســـرزندگی فرهنگــی.۲۷ هــاوك نیــاز بــه نگــرش فرهنگــی را در سیاستگذاريهـا و برنامـهریـزيهـاي عمـومی بـا استفاده از ابزارهـاي عملـی خاطرنـشان مـیسـازد.