چکیده

تحقیق و بررسی در زمینه اهمیت سرمایه فکری و افشا اطلاعات یکی از موضوعات جالب توجه در حسابداری ، اقتصاد و تحقیقات مالی است. محرک اصلی برای چنین تحقیقاتی تاثیر آن در فرآیند تصمیم گیری است. امروزه در اقتصاد دانش محور، ارزش گذاری دارایی های نامشهود به اندازه ای مورد توجه قرار گرفته است، که توانایی های کارکنان، سیستم فن آوری اطلاعات، و فرهنگ سازمانی توانسته است ارزشی به مراتب بیشتر از دارایی های مشهود برای شرکت داشته باشد. بر خلاف دارایی های فیزیکی و مالی، کپی برداری و یا تکرار دارایی های نامشهود (سرمایه فکری) برای رقیبان شرکت کار بسیار دشواری است و در عمل ناممکن می نماید و این می تواند مزیت رقابتی پایداری را برای شرکت فرآهم آورد، در نتیجه دانش به عنوان مهمترین سرمایه، جایگزین سرمایه های مالی و فیزیکی در اقتصاد جهانی امروز شده است. با توجه به اهمیت موضوع افشای اطلاعات مالی از یک سو، و اهمیت سرمایه فکری از سوی دیگر طرح ها و روش های زیادی برای محاسبه افشای سرمایه فکری ارائه شده است. اما تا کنون روشی جامع برای محاسبه افشای سرمایه فکری از طریق شاخص های آن ارائه نشده است. از این رو، در این تحقیق پس از ارائه اطلاعاتی در رابطه با اهمیت سرمایه فکری و مفاهیم مرتبط با آن، چگونگی محاسبه و اندازه گیری افشای سرمایه فکری را مورد بررسی قرار می دهیم. تمرکز اصلی این پژوهش بررسی تفاوت های موجود در محاسبه سرمایه فکری و افشای سرمایه فکری، و همچنین ارائه مدلی جامع و کاربردی برای محاسبه افشای سرمایه فکری است. مدل معرفی شده برای اندازه گیری افشای سرمایه فکری در این پژوهش در مجموع ۶۱ نوع از شاخص های سرمایه فکری را مورد بررسی قرار می دهد که به عنوان کاربردی ترین لیست اطلاعات سرمایه فکری شناخته شده است.

واژه های کلیدی: سرمایه فکری، افشای سرمایه فکری، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه رابطه ای.

۱

-۱ مقدمه

اصطلاح سرمایه فکری را اولین بار Galbraith در سال ۱۹۶۹ مطرح کرد. پیش از آن، پیتر دراکر اصطلاح “کارگران دانشی” را به کار برده بود .(Feiwal , 1975) در تعریفی ساده، سرمایه فکری عبارتست از تفاوت بین ارزش بازاری و ارزش دفتری دارایی های یک شرکت. طبق این تعریف، سرمایه فکری، شامل فرآیندهایی است که معمولا در ترازنامه منعکس نمی شوند(محمد حسن

فطرس، .(۱۳۸۸

سرمایه فکری (IC) به منابع با ارزش، مهم و نامشهود استفاده شده توسط شرکت برای تسهیل فعالیت های تولیدی اشاره دارد. منابع سرمایه های فکری در حال حاضر تا حد زیادی به عنوان مهم ترین منابع مزیت رقابتی سازمان ها شناخته می شوند. عبارت ” سرمایه فکری ” گسترده تر از “مالکیت معنوی ” است، چرا که ” سرمایه های فکری ” شامل آن دسته از دارایی های نامشهود است که بطور قانونی محافظت نمی شوند و آن منابع فکری نمی توانند به عنوان دارایی نامشهود شناخته شوند.

در زمینه عواقب ناشی از افشای اطلاعات ، سوال این است که آیا شرکت از افزایش افشای اطلاعات سود می برد؟
در واقع، اگر چه، تعداد زیادی از مطالعات در تلاش پیدا کردن پاسخ به این سوال هستند ، با این حال، آنها به نتایجی ترکیب
شده دست یافتند، که این نتایج در دامنه تاثیر بسیار منفی به تاثیر ناچیز تا داشتن یک تاثیر مثبت مرتب شده اند
.( Botosan,1997: 2006 ) برای پایان دادن به این نتایج متضاد، محققان متعددی از روشهای مختلف افشای اطلاعات بهره می
برند. برای مثال افشاهای متراکم ( (Botosan , 1997، افشای اجتماعی((Richardson & Welker , 2001، افشای ارتباطات جمعی و
افشای دیگر روابط عمومی ( (Botosan and plumlee , 2002، افشای سازی راهبردی به موقع (Gietzmann & Ireland , 2005) و
افشای سرمایه فکری((Mangena et al , 2010 از آن قبیل هستند.

امروزه در دنیا، افشای سرمایه فکری شرکت ها توجه زیادی را به خود جلب کرده است، زیرا حرکت اقتصاد در دنیا به سمت اقتصاد دانش محور می باشد. چنین شرایطی برای شرکت ها ارزش افزوده ایجاد می کند و موجب می شود که تمایل آن ها به سمت دارایی های نامشهود کشیده شود و با افشای صحیح دارایی های نامشهود از جمله سرمایه فکری، ارزش واقعی شرکت ها مشخص می شود( سید حسین علوی طبری، .(۱۳۸۹ در اقتصاد دانش محور، دانش یا سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی های مشهود و فیزیکی، ارجحیت بیشتری پیدا می کند .(Bentis, 1992)

افشای سرمایه فکری از سه مولفه تشکیل شده است: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ای. سرمایه انسانی شامل دانش، مهارتهای ارتباطی، تجربه و خلاقیتهای کارگران شاغل در یک سازمان می باشد. سرمایه ساختاری شامل فرآیندها و ساختارهایی است که کارگران آنها را به کارگرفته تا محصولات مثمر ثمر واقع شود، در حالی که سرمایه رابطه ای شامل دانش شبکه های بازاری مشتریان و روابط میان مشتری و فروشنده و شبکه های صنعتی یا دولتی است.

۲

-۲ ادبیات نظری و مروری بر پیشینه پژوهش

(Richardson and Welker, 2001) رابطه میان افشای اجتماعی و افشای مالی وهزینه حقوق صاحبان سهام برای نمونه ای از شرکتهای کانادا در طول سه سال را از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ را مورد بررسی قرار داده اند. آنها دریافتند که افشای مالی با هزینه حقوق صاحبان سهام شرکتها که تجربه تحلیلی پایینی دارند، دارای رابطه منفی است. با این وجود بر خلاف انتظارات آنها رابطه مثبت قابل توجهی میان افشای اجتماعی و هزینه واحد انتفاعی وجود دارد.

(Botosan and Plumlee , 2002 ) تعامل میان هزینه حقوق صاحبان سهام و میزان افشای گزارش سالانه، افشای به موقع و فعالیتهای مربوط به سرمایه گذار را مورد بررسی قرار دادند. آنها به این نتیجه دست یافتند که هزینه حقوق صاحبان سهام با افزایش میزان افشای مالی سالانه کاهش می باید، اما با افزایش میزان افشاسازی به موقع افزایش می یابد. آنها همچنین هیچ نوع ارتباطی بین هزینه حقوق صاحبان سهام و میزان فعالیتهای مربوط به سرمایه گذار نیافتند. با توجه به اینکه تاثیر مثبت افشاسازی به موقع متناقض با تئوری است، آنها این پیشنهاد را کرده اند که به علت افزایش بی ثباتی بازار بورس این نوع افشاسازی باعث جذب سرمایه گذاران موقت که خواستار درآمد زایی کوتاه مدت هستند می شود.