مقدمه

با توجه به اهمیت مدلهای رشد اقتصادی درونزا در دهههای اخیر بدلیل درنظـر گـرفتن نقش سرمایه انسانی در رشد و تغییرات تکنولوﮊیکی درونزا در اقتصـاد، تحقیـق حاضـر بـه نقش سرمایه انسانی و تحقیق و توسعه یا R&D در اقتصاد ایران توجـه داشـته و بـه سـاخت و آزمون مدلی برای توضیح این نقش اقدام مینماید.

در مدلهای قبلی رشد اقتصادی یعنی مدلهای رشد نئوکلاسیک، نرخ رشد با ثبـات برابـر با نرخ رشد و پیشرفت تکنولوﮊیکی در نظـر گرفتـه شـده و بـا توجـه بـه بـرونزا بـودن نـرخ پیشرفت تکنولوﮊی و فرض بازده نزولی سـرمایه، نـرخ رشـد اقتصـادی نیـز بـرونزا و ثابـت فرض میشود.

در مدلهای جدید رشـد اقتصـادی یعنـی مـدلهای رشـد درونزا کـه از سـرمایه انسـانی و انباشت آن بعنوان عامل درونزایی رشد استفاده میشود، نکات قابل توجه عبارتند از:
١ـ توجه به نقـش کلیـدی سـرمایه انسـانی و انباشـت آن در نـرخ رشـد اقتصـادی بلندمدت به نحوی که وجود سرمایه انسـانی در تـابع تولیـد از طریـق افـزایش بهرهوری و بازدهی عوامل تولید، محـدودیت بـازده نزولـی سـرمایه را خنثـی کــرده و لــذا منجــر بــه رشــد ســرانه بلندمــدت در شــرایط فقــدان پیشــرفت تکنولوﮊیکی برونزا میشود.

٢ـ تأثیر دانـش و موجـودی دانـش اقتصـاد در سـرمایهگـذاریهـا و نیـز اشـاعه و گسترش دانش و تکنولـوﮊی در سـطح اقتصـاد از طریـق تحقیـق و توسـعه یـا

R&D، به نحوی که وجود این عامل نیز در حذف بازده نزولـی سـرمایه مـؤثر است.

٣ـ فقدان فـرض بـازده نزولـی سـرمایه و بجـای آن در نظـر گـرفتن فـرض بـازده صعودی یا بازده ثابت نسبت به مقیاس در تابع تولید بـه دلیـل در نظـر گـرفتن سرمایه به صورت سرمایه فیزیکی و انسانی و نیز دانـش و زیربناهـای عمـومی است.

اهمیت کیفیت نیروی انسانی و … R&D 3

٤ـ در مدلهای رشد اقتصادی درونزا همگرایی در رشـد پـیشبینـی نشـده، بلکـه انتظار میرود که درآمد سرانه یک کشور به سطح با ثبات آن گرایش داشـته باشد.

در تحقیق حاضر با توجه به اهمیت مدلهای رشد اقتصادی درونزا، ابتدا بـه معرفـی ایـن مدلها و نقش سرمایه انسانی و R&D در رشد اقتصادی از دیدگاه تئوریک پرداختـه و سـپس متدولوﮊی تحقیـق، هـدف مطالعـه، فرضـیات و مـدل رشـد طراحـی شـده بـرای ایـران بیـان میشود. در ادامه با معرفی متغیرهای مورد استفاده در مدل رشـد اقتصـادی ایـران بـه همـراه شاخصها و آمار و اطلاعات مربوط و با استفاده از روش خود توضیح با وقفه هـای گسـترده

(ARDL) بــه آزمــون تجربــی مــدل پرداختــه و در خصــوص پــذیرش یــا رد فرضــیات مــدل تصمیمگیری مینمائیم. در پایان ضمن بررسی نتایج تجربی مـدل، توصـیههـای کـاربردی و سیاستی ارائه میگردد.

١. مدلهای رشد اقتصادی درونزا

مدلهای رشد اقتصادی درونزا در قالب دو نوع شامل مدلهای یک بخشی]مدل(۱۹۸۷) AK،

مدل رشد یک بخشی مبتنی بر روش یادگیری با عمل١ از ارو٢، مدل رشد یک بخشی مبتنی بر روش یـادگیری بـا عمـل و اثـر اشـاعه دانـش از رومـر٣ و مـدل رشـد یـک بخشـی بـا در نظرگرفتن فعالیتهای دولت[ و مدلهای رشد دو بخشـی ]مـدل رشـد دو بخشـی بـا تفـاوت تکنولوﮊی برای تولید کالا و تحصیل از ربلـو٤، مـدل رشـد دو بخشـی uzawa-lucas و مـدل رشد دو بخشی با توجه به تغییر درونزای تکنولوﮊی از رومر٥[ ارائه میگردد.

سرمایه انسانی در این مـدلهـا بـه دو مفهـوم مـورد اسـتفاده قـرار مـیگیـرد٦. در مفهـوم محدود، سرمایه انسانی به معنای تغییر در کیفیت نیروی کار در ازای تغییر در سطح تحصیل

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Learning-by-Doing 2. Arrow (1993) 3. Romer (1987) 4. Rebelo (1991) 5. Romer (1990)
6. Romer M .P. (Oct. 1986), pp. 1002-1037.

۴ پژوهشنامه بازرگانی

و تجربه بوده و بر این اساس سرمایه انسانی بعنـوان عامـل تولیـد در تـابع تولیـد مـدنظر قـرار گرفته و موجب ایجاد بازده صعودی نسبت بـه مقیـاس مـیشـود. در مفهـوم وسـیع، سـرمایه انسانی به دانش و موجـودی آن در اقتصـاد اطـلاق شـده و باعـث ایجـاد صـرفهجـوییهـای خارجی در تولید گردیده و افزایش بهرهوری عوامل تولید را موجب میشود.

بر این اساس در نظر گرفتن سرمایهانسانی در مـدلهای رشـد اقتصـادی درونزا بـا ایجـاد بازده به مقیاس صعودی در تولید و نیز ایجاد صـرفهجـوییهـای خـارجی در تولیـد موجـب افزایش بهرهوری عوامل تولید گردیده و از این طریق بر رشد اقتصادی اثر مثبت و مهمـی را دارند. همچنین منظـور از R&D یـا تحقیـق و توسـعه کـار خلاقـی اسـت کـه بطـور مـنظم و سیستماتیک جهت افزایش ذخیره علمـی و دانـش فنـی انجـام مـیشـود و از ایـن دانـش در اختراع و ابداع استفاده میگردد. بر این اسـاس تحقیـق و توسـعه از طریـق ابـداع و نـوآوری محصولات جدید و فرآیندهای جدید تولید موجب پیشرفت تکنولـوﮊی درونزا گردیـده و از این طریق رشد اقتصادی را تسهیل میکند.

در یک مدل یک بخشی رشد درونزا، با در نظر گرفتن تابع تولید کـابــداگـلاس کـه نشانگر ثبات بازده نسبت بـه مقیـاس اسـت و محـدودیت منـابع در اقتصـاد و تـابع مطلوبیـت خانوار مدل بصورت زیر ارائه میشود که:

(١) Y  AKα H1−α o  α  ۱
(٢) Y  AKα H1−α  C  IK  IH , K  IK − δ K , KH  IH − δ H
(٣) U(C)  (C1/ θ − ۱) /(۱− θ)

در این تابع تولید K سرمایه فیزیکی و H سرمایه انسانی بوده و با فرض ثبات کل نیـروی کار، H فقط از طریق بهبود در کیفیت متوسط نیروی کار رشـد مـییابـد. IH و IK بـه ترتیـب سرمایهگذاری در سرمایه انسانی و فیزیکی بوده و اگر فرض کنیم که خانوارهـا تولیدکننـده کالاها هستند، هامیلتونی به صورت زیر است که:

(٤) ( J  U(c).e−ρt  V(IK − δK ) (IH − δ H )  W(AKα H1−α − C − IK − IH

که V و  به ترتیب قیمت سـایهای K و H و W ضـریب لاگرانـژ مربـوط بـه محـدودیت

اهمیت کیفیت نیروی انسانی و … R&D 5

منابع است. با فرض IK ≥ ۰ و IH ≥ ۰ گرفتن مشتق از J نسبت به c و IK شرایط اولیـه بدسـت آمده و با خلاصه کردن آن، نرخ رشد معروف به قرار زیر است:
(٥) −(۱−α ) K 1
− δ − ρ Aα γc 
θ
H

شرط ثانویه نیز این است که تولید نهایی سـرمایه فیزیکـی خـالص برابـر بـا تولیـد نهـایی سرمایه انسانی خالص باشد، یعنی:
(٦) α K α K −(۱−α ) K α
 − δ  A(1− α) − δ  A

۱− α H H H
نتیجه فوق برای K بیـان مـیکنـد کـه نـرخ بـازده سـرمایه فیزیکـی و انسـانی بصـورت

H

A.α α − (۱ − α)−(۱−α ) − δ بوده و بـا توجـه بـه تـابع تولیـد مقـدار آن ثابـت اسـت. بنـابراین

وقتی K ثابت باشد، بازده نزولی وجود نداشته، H و K هر دو با یک نرخ رشد مـییابنـد کـه

H
نرخ رشد آنها با جایگذاری معادله (٦) در معادله (٥) عبارت است از:
۱
(٧) A.αα(۱− α)(۱−α)− δ − ρ γ∗ 
θ

لذا با در نظرگرفتن سـرمایه انسـانی در مـدل فـرض بـازده نزولـی عوامـل تولیـد حـذف میشود. در مدلهای رشد درونزای دو بخشـی، یـک بخـش بـه تولیـد کالاهـا و خـدمات و بخش دیگر به تولید تحصیلات یا سرمایه انسانی مشغول بوده که هر کدام دارای تابع تولیـد مربوط به خود به شکل زیر هستند. فرض میشود که بخش تحصیلات بهطور نسـبی نیـاز بـه سرمایه انسانی بیشتر و بخش تولید کالاها و خدمات به طـور نسـبی نیـاز بـه سـرمایه فیزیکـی بیشتری دارد.
(٨) 
Y  C  K δK  A(VK)α (UH)1−α
(٩) 
H δH  B[(1 − V)K]β .[(۱ − U)H]1−β
در ایــن توابــع Y نشــانگر تولیــد کالاهــا، A و B پارامترهــای تکنولــوﮊی و ۰≤V≤۱ و ۰≤U≤۱ضرایب K و H مورد استفاده در تولید کالاها و (۱-V) و (۱-U) نشـانگر ضـرایب K و H مورد استفاده در بخش تحصیلات میباشند. در این مدلها نیز بـازده بـه مقیـاس در تولیـد

دوم:

اول:

۶ پژوهشنامه بازرگانی

حداقل ثابت فرضشده و بدین ترتیـب بـا تنـوع و کیفیـت رو بـه افـزایش نهـادههـای مـورد استفاده در فرآیند تولید که خود حاصل تحقیق و توسعه است، تمایل به بازده نزولـی خنثـی میشود.

حال با توجه به عنوان تحقیق به بیان یکـی از مـدلهای دوبخشـی رشـد اقتصـادی درونزا تحت عنوان تغییرات تکنولوﮊیکی درونزا١ از رومر میپردازیم. این مدل براساس سه قضـیه منطقی زیر بنا شده است:

تغییرات تکنولوﮊیکی یعنی بهبـود روش بکـارگیری مـواد خـام هسـته اصلی رشد اقتصادی است.

قسمت اعظم تغییـرات تکنولـوﮊیکی بوسـیله عملکـرد ارادی مـردم و کارگزاران اقتصـادی و براسـاس انگیـزه بـازار و کسـب سـود شـکل گرفته و لذا درونزا است.

سـوم: آمــوزش و دانــش علمــی دارای تفــاوت اساســی بــا دیگــر کالاهــای اقتصادی است چرا که یک مجموعه جدید از آمـوزش دارای هزینـه است ولـی ایـن آمـوزش بارهـا مـیتوانـد بـدون هزینـه مجـدد مـورد استفاده قرار گیرد.

به عقیده وی وقتی یک فرد به دنبال اکتشاف میرود، موفقیت او مقهور تصـادف اسـت و لذا امری برونزا است یعنی نیروهای خارج از کنتـرل فـرد موفقیـت او را تعیـین مـیکننـد ولی وقتی افراد بیشتری به دنبال اکتشـاف و اختـراع مـیرونـد، قطعـاﹰ اکتشـافات ارزشـمندی بوجود میآید و لذا نرخ جمعی اکتشاف درونزا خواهد بود. وی میافزاید: اقتصاد به همـان صورت که به انباشت سرمایه فیزیکی میپردازد، بر سرمایه انسـانی نیـز از طریـق تحصـیل و آموزش افزوده و لذا تغییر تکنولوﮊی نتیجه سرمایهگذاری روی سرمایه انسانی اسـت. یعنـی همان انگیزههایی که بنگاهها را به انباشت سرمایه فیزیکی ترغیب میکند، آنهـا را بـه سـوی انجام تحقیق و توسعه و پیشرفتهـای علمـی و فنـی نیـز هـدایت کـرده و لـذا تکنولـوﮊی از حالت برونزایی خارج و درونزا میگردد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Romer M .P. (1990), pp. 71-102.

اهمیت کیفیت نیروی انسانی و … R&D 7

در این مدل در هر اقتصاد سه بخش مورد نظر است:

بخـش اول: بخــش تحقیــق کــه از ســرمایه انســانی و موجــودی دانــش اقتصاد برای تولید دانش جدید استفاده میکند و لذا بطور خاص این بخش طرحهایی را برای تولید کالاهای بـادوام جدید ارائه مینماید.

بخـش دوم: بخــش تولیــد کالاهــای واســطهای کــه بــا اســتفاده از طـرحهــای بخــش تحقیــق تعــداد زیــادی از کالاهــای بادوام را تولید میکند.

بخش سوم: بخش کالای نهایی که از نیـرو کـار، سـرمایه انسـانی و مجموعه کالاهای بادوام برای تولیـد کالاهـای نهـایی اســتفاده کــرده و محصــول تولیــدی ایــن بخــش یــا مصرف و یا به عنوان سرمایه جدید ذخیـره مـیشـود.

تــابع تولیــد در بخــش کالاهــای نهــایی در ایــن مــدل عبارت است از:

(١٠)


y(H, L, X)  H yα Lβ ∑X i1−α −β

i۱

جایی که L نیروی کار، Hy سرمایه انسـانی اختصـاص یافتـه بـه بخـش تولیـد نهـایی و X

سرمایه فیزیکی و تابع تولید همگن از درجه یک است. تکنولوﮊی تولیـد در داخـل سـرمایه فیزیکی مدنظر است و سرمایه خود از انواع نامحدودی از تولیدات با دوام تشکیل شده ولـی در هر زمان تعداد محدودی از این کالاها برای تولیـد کالاهـای نهـایی مـورد اسـتفاده قـرار میگیرند. اگر فرض کنیم که γ واحد کالا صرف سرمایهگذاری میشـود تـا یـک واحـد از هر نوع کالای بادوام تولید شود، میتوان نوشت که: