مقدمه (كتاب معاد در قرآن)
پس از مرگ به كجا مي روم؟ آيا دوباره باز مي گردم؟ آمدنم بهر چه بود؟ آيا بايد در اين باره بينديشيم؟ آن چه واقع امر است انجام خواهد گرفت پس انديشيدن من در اين باره چه سودي دارد؟ تصور مرگ و حوادث بعد از آن ، زندگي انسان را تلخ مي سازد چرا در اين باره فكر كنم و عيش و نوش را ناقص كنم؟ آري، اين قبيل پرسش ها در طول تاريخ مطرح بوده ذهن انسان ها را همواره مشغول ساخته و مي سازد و درصدد يافتن پاسخ قانع كننده بوده است. از همن رهگذر دانشمندان و فيلسوفان كوشش كرده اند بدين پرسش ها پاسخ دهند تا وجدان حق جوي خود را قانع سازند و حاصل پژوهشهاي خود را در اختيار ديگر انسان ها قرار دهند. پيامبران الهي معاد را باور داشته و اساس دعوت خود را بر آن استوار ساخته اند.

زندگي پس از مرگ در اديان آسماني يكي از عقايد قطعي به شمار مي رود. صدها و هزارها كتاب به زبان هاي مختلف نگاشته شده است . پيامبر گرامي اسلام و امامان معصوم (ع) در راستاي ترويج و تثبيت ايمان به معاد جايگاه بسيار والايي دارند. قرآن مجيد بيش از همه ي كناب هاي آسماني در اين باره تأكيد دارد و در آيات فراواني به جنبه هاي گوناگون آن اشاره مي كند. تدبر در آيات عميق اين كتاب آسماني با استفاده از رهنمودهاي احاديث پيامبران و امامان معصوم (ع) مي تواند ما را در شناخت زندگي پس از مرگ كه جهان غيب است و درك روشن و كامل آن براي ما و در اين جهان غير ممكن مي باشد به مقدار دركمان كمك كند.

فصل اول : دوزخ (جهنم)
دوزخ (از نظر آيت ا… دستغيب )
دوزخ گودالي است بي پايان و آتشي است افروخته شده از غضب يزدان و زندان اخروي است كه در آن انواع عذابها و اصناف شدتها و اقسام بلاها است كه ادراك آن ها فوق فهم ماست و تحقيقاً مقابل و ضد بهشت است. چنانكه در بهشت انواع نعمتها و لذتها وجود دارد و ذره اي ناراحتي نيست ولي در جهنم انواع شدتها و ناراحتي ها موجود است و آسايش و راحتي در آن نيست.

دوزخ از نظر ابراهيم اميني در كتاب معاد در قرآن
دوزخ جايگاهي است در جهان ديگر كه بزه كاران در آن جا به انواع عقوبت هاي كيفر مي بينند. قرآن مجيد از آن جا به عنوان جهنم و حجيم ياد مي كند به آيات زير توجه فرماييد:
۱- «به كافران بگو: به زودي مغلوب مي شويد و به سوي جهنم محشور خواهيد شد، و جايگاه بدي است.» سوره ي آل عمران آيه ي ۱۲
۲- «خدا همه منافقان و كافران را در جهنم گرد مي آورد.» سوره ي نساء آيه ي ۱۴۰

۳- «خدا به مردان و زنان منافق و كافران به آتش جهنم وعده داده و در آن جا جاودانه خواهند بود. همان، آنان را كفايت مي كند و خدا آنان را لعنت كرده است و عذابي پايدار خواهند داشت» توبه آيه ۶۸

۴- «هركس نزد پروردگارش گنه كار بيايد بي گمان داخل دوزخ شود كه نه مي ميرد و نه زنده مي ماند» طه آيه ۷۴
۵- «براي كافران‌آتشي جهنم آماده است، نه حكم مرگشان صادر مي شود، نه در عذابشان تخفيف داده مي شود. بدين نه هر ناسپاسي را كيفر مي دهيم. «سوره فاطر آيه ي ۳۶»
۶- «پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا اجابت كنم، آنان كه از پرستش من سرباز مي زنند با خواري داخل جهنم مي شوند» سوره غافر آيه ي۹۰٫
جهنم كمينگاه بزرگ ( تفسير نمونه جلد ۲۶)

در آيه ي ۲۱ سوره نبأ «جهنم كمينگاهي است» در آيه ي ۲۲ سوره ي نساء «محل بازگشت طيغانگران» آيه ۲۳ همان سوره «مدتهاي طولاني در آن مي مانند» «مرصاد» اسم مكاني است به معني جايگاهي كه در آن كمين مي كنند. و اگر به معني «صيغه ي مبالغه» تفسير كنيم خود دوزخ در كمين آن ها قرار دارد و هر كدام از طغيانگران به آن نزديك شوند آن ها را به سوي خود مي كشاند و در كام خود فرو مي برد. «مآب» به معني مرجع و محل بازگشت است ، و گاه به معني منزلگاه و قرارگاه مي آيد، در اين جا به همين معني است «احقاب» در اينجا به معني اين است كه مدتهاي طولاني و ساليان دراز پي در پي مي آيد و مي گذرد، بي آنكه پايان يابد، و هر زماني كه مي گذرد زمان ديگري جانشين مي شود.
آفريده شدن بهشت و جهنم

شيخ صدوق (ره) در امالي و در عيوهن اخبار الارضا و در توحيد با استثنا از مردي روايت كرده است : به امام رضا (ع) عرض كردم: اي پسر رسول خدا از بهشت و جهنم برايم بگو. آيا خداوند آن دو را با هم آفريده است يا خير؟

امام رضا (ع) فرمودند: بله! به راستي كه رسول خدا (ص) در معراج، وارد بهشت شدند و جهنم را نيز ديدند. عرض كردم بعضي از مردم مي گويند كه بهشت و جهنم آفريده نشده . ايشان فرمودند : آن ها از ما نيستند و نيز آن ها نيستيم و هركس بهشت و جهنم را انكار كرده، دست ولايت ما را قبول ندارد و تا ابد در آتش جهنم خواهد ماند.
خداي تبارك فرمودند : «هذه جهنم اللتي يكذب بها المجرمون، يطومون بينها و بين حميم ان» سوره الرحمان آيه ي۴۳ از كتاب تصويري از بهشت و جهنم.
آتش جهنم نمونه ي اول

«ابوبصير مي گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: يابن الرسول الله (ص) ! مرا (از آتش قهر خداوند) بترسان زيرا دلم سقاوت يافته است. امام صادق (ع) فرمود: «يا ابا محمد، خودت را براي يك زندگي طولاني آماده ساز. براستي كه جبرئيل (ع) در حالي كه چهره اش در هم بود ، نزد پيامبر آمد (و حال آنكه هر وقت نزد رسول خدا مي آمد متبسم بود) رسول خدا (ص) فرمود: اي جبرئيل چگونه است كه امروز با چهره ي درهم نزد من آمده اي؟ عرض كرد : يا محمد (ص) دمدين گاههاي آتش جهنم نهاده شده است (از اين جهت من سخت ناراحتم) رسول خدا فرمود: دميدن گاههاي آتش چيست يا جبرائيل ؟ عرض كرد: يا محمد (ص) همانا خداي عز و جل به آتش توجه فرمود بر آن به مدت هزار سال (از سالهاي دنيا) دميد تا

(شعله اش از شدت حرارت) سفيد شد، آنگاه هزار سال (ديگر) بر او دميد تا شعله اش سرخ گشت، آنگاه هزار سال ديگر در آن دميده تا سياه شد و اكنون جهنم يك سياهي سراسر ظلماني است بطوري كه اگر قطره اي از ضريح (آب چرك و غفن و داغ) آن بر تمام نوشيدني هاي اهل دنيا ريخته شود همگي از بوي بد آن به هلاكت مي رسند. و اگر تنها يك حلقه از زنجيرهاي دوزخ كه عرض هفتاد ذراع است در دنيا آورده شود تمام دنيا از شدت حرارت آن ذوب مي شود. و اگر پيراهني از پيراهن هاي اهل آتش جهنم بين آسمان و زمين قرار گيرد تمام اهل دنيا از بوي آن بهلاكت مي رسد.»

نمونه ي دوم : يكي از امور معراج نشان دادن بهشت و جهنم به پيغمبر (ص) است.
رسول خدا (ص) فرمود در ليله المعراج هر ملكي كه بمن رسيد خندان بود، بملكي رسيدم كه عبوس و گرفته بود و روي من نخنديد. از جبرئيل پرسيدم او كيست؟ گفت: او مالك دوزخ است از وقتي كه آفريده شد، تاكنون همينطور است، بر روي كسي نخنديده است. پيغمبر فرمود: بجبرئيل گفتم: به او بگو سرپوش از جهنم بردارد. فرمود گوشه اي از سرپوش جهنم را عقب زدند ديدم شراره ي آن رو به بالا فوران زد بطوريكه ترسيدم مرا هم فرا گيرد. گفتم آنرا بگيرد.
آتش جهنم شعور دارد.

از ظاهر آيات شريفه معلوم مي شود كه آتش جهنم برخلاف آتش دنيا، داراي ادراك و شعور است چنانكه مي فرمايد روزي كه به جهنم مي گوييم آيا پرشدي از اهل عذاب پس در جواب ما مي گويد آيا باز هم اهل عذاب هستند؟ يعني مرا هم گنجايش و هم اشتياق به زيادتي است.
و نيز آتش جهنم اهل عذاب را مي شناسد و به آن ها حمله مي كند و جاذبه دارد و نعره مي زنند چنانچه مي فرمايد: چون ببيند آتش جهنم ايشان را از جائي دور؛ از آن آتش آواز جوشيدن از زيادي خشم و غريدن بشوند.

هر شراره ي آتش چون شتريست : راجع به شراره ي آتش جهنم يعني جرقه هايش كه به عدد ستارگان‌آسمان است. در قرآن مجيد مي فرمايد:‌هر شراره اش بمانند قصري يا درختي بزرگي است و از دور مانند شتري زرد رنگ است (انها ترمي بشر كالقصر كانه جماله صفر)
درهاي جهنم

امام باقر (ع) در تفسير اين آيه «وَ‌ اِنَّ موعِدَهُم اَجمعين…» فرمودند :
«به من چنيني خبر رسيده است – و خدا داناتر است – كه همانا خداوند براي جهنم هفت در كه (مراتب ) قرار داده است كه بالاترينشان «جحيم» است. اهل اين در كه بر روي سنگ سختي مي ايستد در حالي كه مغز سرشان مي جوشد مانند جوشيدن محتويات يك ديگ جوشان. دومين در كه «لظي» نام دارد كه‌(از شدت حرارت) پوست را مي كند. آن كسي را كه پشت كرد و از دستورات خداوند سرپيچي نمود فرا مي خواند و همه آن ها را درون خود جمع مي كند. سومين در كه ، «سقر» است بقدري سوزان و عذاب آور است كه هيچ كس را زنده باقي نمي گذارد، آن آتش بر آدميان رو نمايد و بر آن آتش نوزده فرشته موكلند. چهارمين مرتبه «حُطَمُه» است كه شعله هاي آن مانند قصر كشيده مي شود، گويي شتران زردرنگند، و آنچنان ساكنان و اهل خود را مي كوبند و مي سوزانند كه اين بيچارگان مانند سورمه مي شوند، روح نمي ميرد، آنگاه كه مثل سورمه مي شوند مجدداً به حالت اول برمي گردند. (و عذاب همواره تكرار مي شود.)

پنجمين در كه جهنم، «هاويه» است كه در اين مقام اهل آن فرياد مي زنند: اي مالك دوزخ بفرياد ما برس مالك هم در پاسخ استغاثه آنها ظرفي زردرنگ آتشين كه مملو است از صديد‌(آب داغ متعفي كه) نوشانده مي شوند و از پوست بدنشان مانند مس مذاب سرازير مي گردد و وقتي بلند مي شوند تا از آن بياشامند گوشت صورتشان از شدت حرارت آن مي ريزد. و اين همان قول خداوند متعال است كه فرمود: «وَ اِن يَستعينوا يغاثوا…» و اگر دوزخيان فريادخواهي كنند ، در پاسخشان آبي جوشان مانند مس مذاب كه صورت را پوست مي كند خورانده مي شوند و به «راستي» بد معامله اي است كه به آن ها مي شود. و كسي كه در اين دركه بيفتد سقوطش هفتاد سال بطول مي انجامد و هرگاه پوستي از او مي سوزد

پوست ديگر جاي آن را مي گيرد. ششمين در كه «سعيد» است كه سهيد خيمه (سراپرده) از آتش دارد، در هر خيمه سيصد قصر از آتش و در هر قصر سيصد خانه از آتش و در هر خانه سيصد نوع عذاب هاي آتشين است. در اين خانه ها مارهاي بزرگي از آتش و عقربهايي از آتش دغل و زنجيرهايي از آتش مهيا شده است. و اين همان قول خداي تعالي است كه فرمود : «اِنا اَعتَدنا للكافرينَ سَلاسِل و اَغلالاً و سَعيداً»

طبقه ي هفتم، «جهنم» نام دارد كه در آن «خلق» است قُل اَعوذَ بِرَبِّ النّاس» و آن نام چاهي است كه هنگامي كه گشوده مي شود شعله هاي آن بر افروخته مي شود و اين آتش از لحاظ عذاب شديدترين آتش دوزخ است در اين مرتبه كوهي وجود دارد از آتش زردرنگ كه در وسط جهنم است و نيز بياباني از مِش (روي) مذاب كه در اطراف اين كوه جريان دارد و عذاب آن آتشين است.»

كوهي به نام سكران
شيخ طبرسي در امالي با استناد از رسول خدا‌ (ص) روايت كرده است: حبيبم جبرئيل امين (ع) به من فرمود خداي تبارك و تعالي در جهنم، كوهي به نام «سكران» آفريده است و در دامنه ي آن كوه، سرزميني به نام «غضبان» قرار دارد. در آن سرزمين، دره اي است كه عمق آن صد سال راه است. و در آن دره صندوق هايي از آتش وجود دارد و در آن صندوق ها، جامه ها و زنجيرها و دست بندهايي از آتش براي اهل جهنم وجود دارد كه در آن ساخته مي شوند.

ويل : در تفسير فرات با استناد از محمد بن احمد روايت شده است. امام علي (ع) فرمودند : روزي رسول خدا به من فرمودند: اي علي به راستي جبرئيل (ع) نزد من آمد و به من خبر داد كه امتم بعد از من به تو خيانت و اهانت خواهند كرد، پس «ويل» بر آن ها باد و آن را سه بار تكرار كرد.
به ايشان عرض كردم : معناي ويل چيست به ايشان فرمودند: ويل سرزميني است در جهنم كه جايگاه تو و كساني است كه با خاندان تو جنگ مي كنند و كساني كه در بيعت كردن با تو خيانت مي كنند.

سخناني از امام خميني در توصيف دوزخ و عذابهاي دوزخي :
جهنم و عذاب هاي گوناگون عالم ملكوت و قيامت صورتهاي عمل و اخلاق خود توست. تو به دست خود خويشتن را دچار ذلت و زحمت كردي و مي كني، تو با پاي خود، به جهنم مي روي و به عمل خود جهنم درست مي كني، جهنم نيست جز باطل عمل هاي ناهنجار تو، ظلمت ها و وحشت هاي برزخ و قبر و قيامت نيست جز ظل ظلماني اخلاق فاسده بني انسان. (فَمَن يَعمَل مِثقال ذَرهٍ خيراً يَرَه * وَ مَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَه شَرّ يَرَهُ)
علي (ع) از آتش دوزخ مي ترسد.

انبياء و بزرگان مي ترسيدند و مي لرزيدند ، مؤمن بهر اندازه عمل خوب هم داشته باشد بايد خود را از عذاب دور نداند بايستي بين خود و جهنم يك پرده فضل خدا را مانع ببيند. از علي (ع) بالاتر سراغ داري؟ علي خود را وادار مي كند كه از عذاب بترسد روزي حضرت وارد خانه يتمي مي شود تنور آتش مي كند تا نان بپزد وقتي شعله آتش بلند مي شود و سرخود را نزديك مي كند. بخود مي گويد علي بچش مزه ي آتش را.

فصل دوم : نامها و صفات جهنميان
صفات خداوند متعال، به يك اعتبار، دو نوع است: صفات رحمانيه و صفات قهريه و غضبيه . صفات رحمانيه مانند : رزاقيّت، غفاريّت، رحمانيّت و … صفات قهريه مانند: جباريّت كبريائي، انتقام و … مظهر و ظهور تامه و بالغه ي اين اسماء و صفات در قيامت است.
نامها و صفات جهنم

النّار : و قالوا لَن تَمَسَّنا النّار الّا ايّاماً معدوده
و يهود گفت: آتش جهنم جز روزهاي معدودي به ما نخواهد رسيد.
اَشَدُّ العَذاب : وَ يَومَ القيامَه يُرَدّون اِلي اَشَدُّ العَذاب وَ ما اللهُ بغافلِ عَمّا تَحمَلون
و در روز قيامت (قوم فرعون) به شديدترين عذاب گرفتار خواهند شد و خداوند از آن چه مي كنيد، غافل نيست.

عذابٌ خلد : ثُمَّ قيلَ لِلّذين ظَلَموا ذوقوا عذاب الخلد . (يونس ۵۲)
سپس به كساني كه ستم كردند گفته شد : بچشيد عذاب جاودان را.
جحيم : وَ لا تُسئلُ عَن اَصحابِ الجَحيم (بقره ۱۱۹)
و از اصحاب جهنم هيچ سؤالي نمي شود.‌(زيرا آن ها از اساس كفر بودند)
تهديد شدگان به عذاب دوزخ

در قرآن كريم چند دسته از مردم به عذاب هاي دوزخ تهديد شده اند.
دسته ي اول كافران: كساني كه به خود و معاد و نبوت ايمان ندارند.
قرآن مي گويد: «كساني كه كافر شدند و آيات خدا را تكذيب كنند آنان اهل دوزخند و در آن جا جاودانه خواهند بود.»
دسته دوم : مشركان : كساني كه در پرستش، غير از خدا را شريك قرار مي دهند.

قرآن مي فرمايد: «كافران اهل كتاب و نيز مشركان در آتش دوزخند و براي هميشه در آن جا خواهند بود. اينان بدترين انسان ها مي باشند.
دسته سوم : منافقان : كساني كه در باطن ايمان ندارند ولي با زبان مدعي ايمان هستند. قرآن مي گويد: « خدا به مردان و زنان منافق و كافران وعده آتش دوزخ داده است و در آن جا جاودانه اند. همين برايشان بس است. خدا آن ها را لعن كرده و در عذابي پايدار گرفتار خواهند شد.

گروه چهارم : ظالمان و ستم كاران هستند. قرآن مي گويد: «آن گاه به ستم كاران گويند: عذاب جاويد را بچشيد، آيا نه اين است كه در برابر اعمالتان كفر مي بينيد. »
گروه پنجم ، كساني كه انسان يا انسان هايي را بدون جرم به قتل مي رسانند. قرآن مي گويد: «هركس مؤمني را به عمد بكشد كيفر او جهنم است كه در آن جاويدان خواهد بود، خدا بر او خشم گيرد و لعنت كند و برايش عذابي بزرگ آماده سازد. »