اوقات فراغت

(اهمیت، برنامه ها و توصیه ها)
اوقات فراغت عبارت است از رهایی موقت از کار و اشتغالات رسمی زندگی و انجام فعالیتهایی که مورد نظر و به دلخواه فرد هستند. نکتۀ قابل توجّه در این تعریف آن است که به هیچ وجه فراغت به معنای بیکاری و عدم انجام هر گونه کاری نیست، بلکه نوعی فعالیت را شامل می شود که حتی ممکن است مهم ترین و دشوارترین فعالیتها به شمار آید. در حقیقت آنچه موضوع فراغت را مهم و تأثیر آن را با اهمیت می سازد پرداختن داوطلبانه خارج از الزام و جبر به کاری است که

باعث آرامش و رضایت درونی فرد می شود. بیشتر اختراعات و اکتشافات بشری که به وسیلۀ دانشمندان و متفکران صورت گرفته است محصول تفکر و قوۀ ابتکار و خلاقیتی است که در زمان فراغت حاصل آمده است و بیشتر جرائم و بزهکاریها نیز در اوقات فراغت صورت می گیرد. اگر انسان برای اوقات فراغت خود برنامه یا فعالیتی نداشته باشد، آن گاه اوقات فراغت به بیکاری تبدیل می شود و بیکاری نیز عموماً سبب افت و جرم زاست. انسان بخصوص در ایام نوجوانی و جوانی به علّت نیرو و انرژی فوق العاده ای که در درون خود احساس می کند نمی تواند به آسانی با مسأله بیکاری بیاید و احتمال ابتلا به انواع انحرافات و کجرویهای رفتاری در این دوران وجود دارد. بیکاری بر سلامت جسمانی و روانی اثر منفی دارد.

باید اضافه کرد که اوقات فراغت فقط برای دانش آموزان نیست، برای اولیا و بویژه معلّمان نیز این اوقات وجود دارد. در طی سه ماه تعطیلی تابستان عموماً معلمان نیز اوقات فراغت زیادی دارند و این ایام فرصت بسیار مناسبی است تا آنان کارکرد و عملکرد یک سال تحصیلی خود را مورد بررسی قرار دهند و با نگاهی تیزبینانه نقاط ضعف و کاستیهای روش تدریس و کار خود را شناسایی کنند و برای رفع آنها کوشا باشند.

اهمیت اوقات فراغت :
اوقات فراغت به دلایل مختلف واجد ارزش بسیار زیادی است که در این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم :
الف ) اوقات فراغت پرارزش ترین سرمایۀ عمر آدمی، مناسب ترین شرایط و مطلوبترین موقعیت برای اندیشه و تفکر خلاق و تبلور رفتارهای مطلوب و خوشایند فردی اجتماعی است. بدون تردید هدایت فکری و حمایت مستمر و مؤثر کودکان، نوجوانان و جوانان در اوقات فراغت، بویژه در تعطیلات نسبتاً طولانی تابستان، نه تنها آسیب پذیری اجتماعی و کجرویهای اخلاقی آنان را در هر شرایطی به حداقل می رساند، بلکه آنها را در برابر همۀ آسیبها و تهاجمات فرهنگی مصون می کند.

ب ) جمعیت کشور ما بسیار جوان است و بیشترین گروه سنی جامعۀ ما (یعنی حدود ۲۰ میلیون نفر) را نوجوانان و جوانان تشکیل می دهند. اوقات فراغت خاص نیز اگر هر دانش آموز در شبانه روز به طور متوسط ۶ ساعت را برای رفتن به مدرسه، ۴ ساعت را برای مطالعه و انجام تکالیف درسی و ۸ ساعت را برای خواب و تغذیه صرف کند، باز هم ۶ ساعت وقت فراغت خواهد داشت که اگر این ۶ ساعت را در نه ماه تحصیلی و ۲۰ میلیون نفر ضرب کنیم رقم بسیار برزگی خواهد شد.

ج ) در مقایسه با سایر کشورها ما دارای بیشترین اوقات فراغت و تعطیلات هستیم (تعطیلات تابستان، نوروز، مناسبتهای ملی و مذهبی). با توجه به این نکته اگر برای پر کردن مطلوب و بهینۀ اوقات فراغت نوجوانان و جوانان برنامه نداشته باشیم بدیهی است که آنها خود به این کار اقدام خواهند کرد که در آن صورت نیز بدآموزیها و مشکلات رفتاری و اخلاقی در پیش خواهند بود. پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند : «اگر پدر و مادر به تربیت فرزندان خود اقدام نکنند، روزگار آنها را تربیت خواهد کرد.» اما این که این تربیت چگونه باشد، نمی توان خوشبین بود.

د ) در فصل تابستان به لحاظ پاره ای از مسائل نظیر تأثیر فصل، آب و هوا، روزهای گرم و طولانی و نوع پوشش افراد، مشکلات تربیتی و اخلاقی بیش از سایر فصول است.

هـ ) به لحاظ تاریخی در مقطعی از زمان قرار داریم که آماج بیشترین تهاجم فرهنگی هستیم و مخاطب اصلی این تهاجم نسل نوجوان و جوان است. مقابله با تهاجم فرهنگی عمدتاً از طریق فرهنگی امکان پذیر است که آن هم مستلزم برنامه ریزی فرهنگی غنی و پربار است. نسل نوجوان و جوان با توجّه به خصوصیات سنی خود به دنبال مُد، تنوع، هیجان و جذابیت است و اگر مسؤولان و مربیان کشور ما نتوانند برای گرانبهاترین اوقات فراغت این قشر عظیم جامعه با توجّه به این ویژگیها و علایق برنامه ریزی کنند، طبیعی است که این نسل را در مقابل آن تهاجم گسترده و اکسینه نکرده اند و بروز هرگونه وضعیتی قابل پیش بینی است.

و ) در مقایسه با آموزش های رسمی، بسیاری از صاحب نطران معتقدند که برنامه های ضمنی و آموزشهای نبی که در فرصت فراغت به دانش آموزان ارائه می شود بیشتر از آموزشهای رسمی برآنها تأثیر می گذارد. از نظر روان شناسان تربیتی دو نوع یادگیری متقیم و غیرمستقیم و غیرمستقیم وجود دارد. عمدۀ یادگیریهای انسان از نوع غیرمستقیم است. در واقع اگر قرار بود که معلومات و اطلاعات انسان فقط از طریق مشاهده و تجزۀ مستقیم به دست آید، در آن صورت میزان دانش و دانستنی های وی بسیار اندک بود. یادگیری غیرمستقیم در مقایسه با یادگیری مستقیم از پایداری بیشتری نیز برخوردار است و دیرتر فراموش می شود. با توجّه به این که نوع یادگیری انسان در آموزشهای رسمی از نوع مستقیم و در اوقات فراغت و فعالیتهای غیررسمی از نوع غیررسمی از نوع غیرمستقیم است، اهمیت اوقات فراغت بیشتر روشن می شود.

ز ) بالاخره اهمیت دیگر اوقات فراغت در این است که فعالتهایی که انسان در این اوقات انجام می دهد به منزلۀ پل رابط بین مدرسه و جامعه است و انسان را برای ورود به صحنۀ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه مهیا می کند.

اصول مهم در برنامه ریزی برای اوقات فراغت (فعالیتهای فوق برنامه) :

۱ ) در درجۀ اوّل نباید چنین تصور کرد کع فعالیتهایی که انسان در اوقات فراغت انجام می دهد نیازی به هیچ گونه برنامه و هدفی ندارند، بلکه این گونه فعالیتها نیز زمانی اثربخش و مثمر ثمر خواهند بود که از برنامه و هدفی برخوردار باشند.
۲ ) در فعالیتهایی که برای اوقات فراغت تدارک دیده می شود باید به انتظارات، علایق، نیازها و سطح رشد و سطح رشد دانش آموزان توجه کرد تا هم برای آنها جذاب و هم مطابق با آرزوها و خواستهایشان باشد.

۳ ) در انتخاب مربیان فعالیتهای فوق برنامه و فرهنگی و هنری باید دقت لازم به عمل آید. شایسته است که این مربیان از ویژگیهایی چون توانایی برقراری ارتباط و رابطۀ حسنه با نوجوانان و جوانان، رازداری، فروتنی و گشاده رویی برخوردار بوده، با فعالیتهای فوق برنامه، فنون تغییر رفتار و مدیریت فعالیتهای گروهی آشنا و در کار خود مجرب باشند.

۴ ) به منظور اثربخشی هر چه بیشتر این فعالیتها مناسب است که هم در حین اتجام برنامه ها و هم در پایان آنها ارزشیابی به عمل آید. ارزیابی در حین برنامه ها سبب دریافت بازخورد و آگاهی از نواقص برنامه و اقدام بای رفع آنها می شود و ارزیابی در پایان برنامه ها نیز سبب کسب تجربه و آگاهی برای برنامه ریزی و دقت هر چه بیشتر در فعالیتهای بعدی خواهد شد.

۵ ) بهتر است در این کونه برنامه ها از خود دانش آموزان (نوجوانان و جوانان) حداکثر استفاده را کرد و مسؤولیت ادارۀ امور را به آنها سپرد. ویژگی هایی که در ابتدا برای نوجوانان و جوانان ذکر شد، یعنی احساس انرژی و توانایی زیاد و بیزار بودن از سکوت و توقف، باعث بسترسازی و زمینه سازی برای پرورش و آموزش احساس مسؤولیت و تعهد در آنان خواهند شد.

۶ ) رعایت تفاوتهای فردی دراین برنامه ها بسیار مهم و اساسی است. در واقع یکی از تفاوتهای عمدۀ آموزش و فعالیتهای رسمی با فعالیت های غیررسمی در همین است که آموزش برای همگان مساوی است، حال آن که در این برنامه ها هر فردی آنچه را که خود دوست دارد انجام می دهد. به همین دلیل ضروری است که این فعالیتها از تنوع لازم برخوردار باشند و دانش آموزان قدرت انتخاب داشته باشند.
۷ ) هزینۀ شرکت در این برنامه ها و فعالیتها بهتر است کم باشد تا همۀ دانش آموزان بتوانند از آنها استفاده کنند.
۸ ) بهتر است این فعالیتها مکمل برنامه ها و فعالیتهای درسی دانش آموزان باشند و آنها را با مشاغل و حرف مختلف جامعه آشنا کرده، برای ورود به صحنۀ جامعه مهیا سازند.

۹ ) بهتر است فعالیتهایی در این برنامه ها گنجانده شود که مستلزم همکاری دانش آموزان باشد، نه رقابت آنها با یکدیگر. با توجه به وجود تفاوتهای فردی در افراد و با توجه به عوارضی که رقابت در دانش آموزان ایجاد می کند و فرد برای پیروز شدن خود باید شکست دیگران را آرزو کند، بهتر است فعالیتهای این گونه برنامه ها روح همکاران و مشارکت جمعی را که جامعه نیز بشدت به آن نیاز دارد پرورش دهد و نه روحیۀ تک روی و
انواع اوقات فراغت :

اوقات فراغت را می توان براساس مبانی گوناگونی تقسیم بندی نمود. اگر مکان گذراندن اوقات فراغت را مبنای تقسیم بندی بگیریم، می توانیم دو حالت کلی را از یکدیگر تفکیک کنیم :
۱ ) زمان فراغتی که در منزل سپری می شود و به فعالیت هایی نظیر گفتگو با خانواده، مطالعه، تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو و …. اختصاص داده می شود.

۲ ) زمانی که در خارج از منزل سپری می شود و طیف وسیعی از فعالیت ها، از فعالیت ها – ورزشی و جسمی گرفته تا دیدار از اماکن دیدنی و تاریخی و رفتن به موزه، تئاتر و سینما – را در برمی گیرد.

به هر ترتیب هنگامی که صحبت از مکانی برای گذراندن اوقات فراغت به میان می آید، این «مکان» پای عامل دیگری به نام «فاصله» را به میان می آورد. این عامل نیز به نوبه خود میزان بهره مندی از آن دسته فعالیت های فراغتی را که در فضاهای بیرونی قرار گرفته اند، تعیین می کند. برای نمونه، گذاراندن اوقات فراغت در کنار دریا نیازمند سفر یا خرید فضاست. برای چیرگی بر عامل «فاصله» باید پول و زمان کافی در اختیار داشت. بنابراین «مکان» تا حد زیادی تعیین کننده نوع و چگونگی اوقات فراغت به شمار می رود. بی تردید سازمان اقتصادی جامعه و ساختار طبقاتی آن نیز بر گذران اوقات فراغت مؤثرند.
از نظر «زمانی» تقسیم بندی دیگری را نیز می توان ارائه کرد :

۱۰ ) بالاخره برای موفقیت در این برنامه ها، همکاری همۀ وزارتخانه ها، نهادها، سازنها و بنیادهای جامعه اعم از وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت کار، شورای عالی جوانان، سازمان دانش آموزی، سازمان تربیت بدنی، فرهنگسراها، و بویژه همکاری و مساعدت اولیای دانش آموزان بسیار ضروری است.

انواع فعالیتهای مناسب برای اوقات فراغت :
فعالیتهای مناسب برای اوقات فراغت را به گونه های مختلف می توان تقسیم کرد. در یک تقسیم بندی کلی می توان این فعالیتها را به دو دستۀ آموزشی و تفریحی تقسیم کرد. قبل از ذکر نمونه هایی از هر دو فعالیت باید خاطر نشان ساخت که این تقسیم بندی یک تقسیم بندی مطلق نیست و برخی از فعالیتهای آموزشی را می توان در قالب برنامه های تفریحی نیز گنجاند.

نمونه هایی از فعالیتهای تفریحی عبارتند از : برگزاری اردوها، انجام مسافرتها و بازدیدهای علمی از موزه ها، زیارت اماکن متبرکه و … نمونه هایی از فعالیتهای آموزشی عبارتند از : آموزش شنا، تنیس روی میز، فوتبال، کوهنوردی و سایر ورزشهای مفید، آشنایی با کتابخانه و مطالعه، نمایش فیلمهای علمی و تربیتی، کلاس آموزش قرآن و احکام، کلاسهای تقویتی و تجدیدی، فعالیتهای هنری، نقاشی، خطاطی، طراحی، عکاسی، حصیربافی، سرامیک سازی، سفال گری، تئاتر، نویسندگی، سرودخوانی، روزنامه نگاری، آشپزی، گل دوزی، خیاطی، کلاسهای زبان، کامپیوتر، کار در مزارع، آشنایی با کارهای صنعتی و آموزش فنون رزمی و نظامی.

ارزش یا کارکرد فعالیتهایی که در اوقات فراغت انجام می شوند :
ارزشهای و کارکردهای مختلفی برای فعالیتهایی که دانش آموزان در اوقات فراغت انجام می دهند وجود دارد که به اختصار به آن اشاره می شود :
الف ) خلاقیت؛ همان طور که قبلاً گفته شد مطالعات نشان داده است که بیشتر ابداعات و اختراعات در زمان فراغت از افراد سر می زند. در این اوقات چون ذهن انسان از سیالی و روانی خاص برخوردار است و حالت الزام، محدودیت و احساس تکلیف کمترل بر آن حاکم است، احتمال بروز خلافیت و ابتکار افزایش می یابد. ضمن این که باید توجه داشت که افراد خلاق معمولاً از وقت خود استفادۀ مطلوبتری به عمل می آورند.

ب ) اصلاح رفتار و تعالی شخصیت، این اوقات فرصت بسیار خوبی است که انسان خودکاوی کند و با مرور تجارب گذشته و برجسته نمودن نکات مثبت و منفی به اصلاح رفتارهای اشتباه خویش بپردازد و از این طریق خود را در مسیر تکامل و تعالی قرار دهد.

ج ) رشد اجتماعی؛ فعالیتهای گروهی که در اوقات انجام می شوند فرصتهای بسیار خوبی برای رشد اجتماعی، دوست یابی و رهایی از احساس تنهایی و انزوای دانش آموزان به حساب می آید. بُعد اجتماعی یکی از ابعاد مهم رشد انسان است و از طریق چنین تجاربی است که تکامل می یابد. بسیاری از صاحب نظران و روان شناسان ارتباط نداشتن با دیگران و احساس تنهایی را هستۀ مرکزی بسیاری از ناراحتیها و بیماریهای روانی می دانند. غم و رنج جانکاه انسان

امروزی احساس تنهایی است. ما با «تن های تنها» مواجهیم و تنهایی همواره آفت روح انسان بوده است. فعالیتهای فوق برنامه، بویژه آنهایی که به صورت گروهی و جمعی هستند، این احساس تنهایی را بر طرف کرده، افزایش تجربه و مهارت اجتماعی انسان را برای برقراری رابطه با دیگران درپی خواهد داشت.
د ) اوقات فراغت زمان بسیار مناسبی برای تجربه و تمرین مشاغل اجتماعی و آشنایی با آنهاست. بسیاری از دانش آموزان در این ایام می توانند از نزدیک با

نحوۀ کار پدر و مادر خود و یا بستگان و آشنایان آشنا شوند و از این طریق بتدریج خود را برای انتخاب یک شغل آماده نمایند.
هـ ) کارکرد دیگر اوقات فراغت، فراهم آوردن شرایطی برای تفریح سالم، تمدد اعصاب و کسب روحیۀ شاداب و بانشاط است. این آرامش و تمدد اعصاب، دانش آموزان را برای شروع یک سال تحصیلی و یا فعالیت جدی دیگر آماده می سازد.
و ) بالاخره از کارکردهای دیگر فعالیتهای فوق برنامه و گروهی یادگیری نظم اجتماعی، رعایت حق و حقوق دیگران و یافتن روحیۀ مشارکت گروهی و جمعی به جای تک روی و فردگرایی است.

توصیه ها :
۱ ) اوقات فراغت و غنی ساختن آن یک مسألۀ ملّی اشاعۀ فرهنگ بهداشت عمومی و سوادآموزی است و لذا بسیج همگانی و همه جانبه و ملی را می طلبد. تنها نمی توان از یک وازارتخانه و یا نهاد خاص انتظار داشت که متولی این کار باشد و بتوان در این امر موفق شود؛ آنچه محرز است این است که اوقات فراغت نسل نوجوان و جوان از اولویت فرهنگی برخوردار است و مشارکت و مساعی تمام وزارتخانه ها، نهادها و بنیادها را طلب می کند. البته در این میان وزارتخانه

های آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرهنگ و آموزش عالی و وزارت کار و امور اجتماعی و نیز سازمان تربیت بدنی و شهرداریها از اهمیت و نقش بیشتری بر خوردارند. برنامه ریزی، بستر سازی و آماده ساختن شرایط و فرصتهایی برای نوجوانان و جوانان به منظور استفاده بهینه از اوقات فراغت بر عهده مسؤولان و برنامه ریزان است. سازمان صدا و سیما نیز دو نقش اساسی در این مورد دارد. یکی این که با غنی سازی برنامه های خود و تهیه برنامه هایی که

برای نوجوانان و جوانان از نظر شکل و محتوا از جذابیت لازم بر خوردار باشد و بخشی ، از اوقات فراغت این قشر عظیم را به نحو مطلوب و آموزنده پر کند. دوم آن که هم نیاز ها، علایق و انتظارات نوجوانان و جوانان را به گوش مسئوولان برساند و هم فضا سازی فرهنگی و تبلیغ لازم را برای اجرای برنامه هایی که مسئوولان تدارک می بینند، انجام دهد.

۲ ) از آن جا که در این میان خانواده ها تماس مستقیم با نوجوانان و جوانان خود داشته، بار اصلی مسئوولیت بر عهده آنهاست و بویژه با تعطیل شدن مدارس دغدغه و حساسیتشان به طور طبیعی افزایش می یابد، نکاتی را در مورد نقش و وظیفه دشوار آنها متذکر می شویم:

الف ) برای فرزندان خود و رفع خلاء های موجود آنان که ناشی از فقدان ارتباط رسمی با مربیان و معلمان مدارس است فرصت کافی در نظر بگیرید و اوقات فراغت را به معنای رها کردن فرزندان به حال خود تلقی نکنید، بلکه این را یک فرصت غیر رسمی بدانید و از آن به نحو مطلوب استفاده نمایید.
ب ) به منظور جذب و جلب نوجوانان در درون خانواده، ایجاد جذابیت در محیط زندگی شرط لازم است و برای این مهم والدین باید در بالا بردن سطح نشاط، شادابی و سرور فرزندان سهمی به سزا داشته باشند.

ج ) از عوامی که در اوقات فراغت فرزندان بیشتر موثر است، معاشرتها و مصاحبت های دوستانه است. این بخش از زندگی فرزندان بسیار حائز اهمیت است و در خور آن است که از نظارت و کنترل والدین به دور نباشد، البته نظارتی که توام با اعتماد باشد.
د ) پوشش فرزندان و کل اعضای خانواده، بویژه در ایام تابستان چه در درون خانواده و چه بیرون از خانواده یابد مناسب باشد تا زمینه تحریکات غریزی را فراهم نکند.

هـ ) تنها گذاشتن فرزندان در منزل به بهانه دید و بازدید یا مسافرت، به مصلحت آنان و خود خانواده نیست. احساس تنهایی در منزل زمینه های روحی و فکری نوجوانان را برای ورود به وسوسه های شیطانی مساعد می نماید.
و ) ورزش یکی از روشهای مناسب برای تخلیه انرژی است، توان فرزندان را برای مقابله با مشکلات افزایش می دهد و در آرامش روحی آنها موثر است. لذا باید از آن حداکثر استفاده را برد و آنها را برای انجام ورزشهایی که در منزل و یا بیرون از منزل امکان پذیر است، تشویق کرد.
ز ) تنظیم مسافرتها، حتی مسافرتهای یک

عوامل موثر بر شرکت در فعالیت های فراغتی:
مجموعه ای از عوامل در فعالیتهای فراغتی تاثیر گذار می باشند مانند: سن افراد، طبقه اجتماعی فرد، جنسیت، نوع اشتغال، خاستگاه فرد، میزان در آمد، میزان تحصیلات والدین، میزان تحصیلات فرد و …. که در پرداختن به نوع فعالیتهای فراغتی تاثیر دارند. این امر در تحقیقات مختلف هم مورد بررسی قرار گرفته و نتایج بدست آمده نیز موید آن می باشد چنانکه کارتون و پرات (۱۹۹۱) پژوهشی در مورد ارتباط میان شرکت در فعالیتهای فراغتی و علاقمندی نوجوانان و دلیل عدم توانایی انها برای شرکت در برخی فعالیتها با مشخصات دمو گرافیک آنها (در غرب استرالیا) انجام دادند. جهت تحقیق، ۱۲۴۸ نوجوان ۱۳ – ۱۷ سال

دبیرستانی (۹/۵۰ درصد و ۱/۴۹ درصد پسر) از یازده دبیرستان در غرب استرالیا به صورت تصادفی انتخاب کردند. فعالیت ها شامل فعالیت های ورزشی، فعالیت های تفریحی و فعالیت های گروهی بوده و مشخصات دمو گرافیک شامل سن، جنس، محل مدرسه، نژاد و وضعیت اقتصادی – اجتماعی بود. ابزار گرد آوری داد

ه ها پرسشنامه ای مشتمل بر دو بخش نوع فعالیت و علاقمندی و نگرش نسبت به مدرسه و کار، درباره سلامتی و بیماری بود. نتایج حاصله نشان داد که جنسیت از عمده ترین عوامل تعیین کننده در مشارکت و علاقمندی به فعالیتهای ورزشی و فعالیتهای گروهی است سن، نژاد، محل مدرسه و وضعیت اقتصادی، اجتماعی در چنین فعالیتهایی نقش تعیین کننده ای نداشتند.همچنین مارجی (۱۹۹۴) تحقیقی پیرامون ارتباط بین ویژگیهای فردی و شرکت در فعالیتهای فوق برنامه دانشگاه، توسعه ارزشهای شخصیتی و میزان موفقیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه و ونلیذ پارک و بر روی ۴۹ دانشجوی نمونه انجام داد و اعلام داشت

اختلاف معنی داری بین میزان شرکت گروههای مختلف دانشجویی در فعالیتهای فوق برنامه وجود داشته است به طوری که دانشجویان سالهای دوم و سوم بیش از دانشجویان سالهای اول و چهارم در برنامه های فوق برنامه دانشگاه شرکت کرده اند. دانشجویانی که در خوابگاهها و خانه های جمعی زندگی می کنند بیشتر از دانشجویانی که با والدین و یا انفرادی در آپارتمان زندگی می کردند در برنامه های فوق برنامه شرکت نموده اند نتایج این تحقیق همچنین بیانگر این نکات است که ارتباط آماری معنی داری بین سن و شرکت در فعالیتهای فوق برنامه و سن و میزان موفقیت تحصیلی و همچنین محل زندگی دانشجویی با شرکت در برنامه های فوق برنامه دانشگاه وجود داشته است ( شعاعی، ۱۳۷۷).