اوقات فراغت

چکیده :
اوقات فراغت و چگونگی گذران آن از مباحث تازه¬ای است که بعد از انقلاب صنعتی و رشد منابع و تکنولوژیها، توجه عالمان را برانگیخته و موضوعی مهم در حوزه علوم اجتماعی شده است. پژوهش حاضر به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت در دو گروه از دانش¬آموزان دختر سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی در دو دبیرستان شهید بهشتی و شهید اول به (ترتیب واقع در منطقه ۱ و ۱۶ شهر تهران) می¬پردازد.

توجه به اوقات فراغت در این پژوهش از ابعاد ذیل حائز اهمیت می¬باشد. اوقات فراغت یک امر فرهنگی است. بر شخصیت افراد و از جمله شکل¬گیری شخصیت اثر می¬گذارد، آثار و نتایجی به صورت مثبت و منفی (انحراف و بزهکاری) برجای می¬گذارد. به فراغت جوانان و نوجوانان (که تعداد زیادی از جمعیت جامعه را به خود اختصاص می¬دهند) می¬پردازد، به فراغت دختران که از محرومیت و محدودیت بیشتری در مقایسه با پسران برخوردارند توجه می¬کند، توجه به فراغت در

تعطیلات طولانی مدت تابستان و ایام نوروز، تطبیقی و مقایسه¬ای بودن، رویکرد انسان¬شناسی شهری و نهایتاً کاربردی بودن پژوهش حاضر از رئوس مهم توجه به اوقات فراغت و نحوه گذران آن می¬باشد.جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر دو کلاس ۲۱ نفره دانش¬آموزان دختر دبیرستانی در سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی است که در دو قشر کاملاً متفاوت (قشر بالا و پایین) قرار دارند. در این پژوهش از ۳ روش اسنادی، مشاهده، مصاحبه استفاد شده است.

مقدمه:
فراغت در لغت به معنای «آسودگی و آسایش» است و معمولاً در تقابل با اشتغالات و درگیریهای روزمره که نوعاً موجب خستگی می¬شود بکار می¬رود. اما فراغت از نگاه علمی به این استنباط عام محدود نمی¬گردد و تبیین آن عملاً به گشایش باب ویژه¬ای از حوزه این علم تحت عنوان «جامعه¬شناسی فراغت» انجامیده است.

وجود اوقات فراغت در جوامع گذشته (به رغم وجود بیکاری¬های فصلی و پنهان در آن جوامع) مورد تردید است، لیکن در نتیجه پیشرفت صنعت در جهان، خصوصاً در کشوهای توسعه¬یافته از نیمه قرن بیستم، بشر از رفاه بیشتری نسبت به قرون گذشته برخوردار شده و باعث شده که بسیاری از مردم برای تأمین زندگی خویش کمتر مجبور به انجام کارهای سخت و سنگین باشند و مدت کار روزانه آنها نیز کمتر شده است به طوری که در اکثر کشورهای صنعتی یک روز تعطیل هفتگی به دو و حتی سه روز در هفته افزایش یافته و بدین ترتیب اکثر مردم این کشورها اشتغال به کار اقتصادی-شان، نسبت به صد سال قبل، کاهش یافته است. تغییراتی هم در روابط اجتماعی در ارتباط با خانواده کلیسا، فامیل، محله و … اتفاق افتاده و فردگرایی رواج تام یافته است.

همچنین به میزان زیادی از تعهدات اجتماعی اشخاص کاهش یافته است. این نوع تغییرات اقتصادی و اجتماعی برای انسان غربی «وقت فراغت» تولید کرده و یا آنرا افزایش داده است و این امر، تحولی است که در میزان وقت فراغت در جوامع صنعتی به وجود آورده است. (اورعی، ۱۳۷۵، ص ۶۱-۵۹)

در کشورهای در حال توسعه نیز تحولاتی در « اوقات فراغت» حاصل شده است. پیدایش شهرهای بزرگ در کشورها، مبدأ این تحول بوده، به طوریکه گسترش ادارات دولتی و تعداد کارکنان آن، گسترش کارخانجات و تصویب قانون کار، مهاجرت تعداد زیادی از مردم روستاها، بخشها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و کاهش ارتباطات اجتماعی سنتی همگی به ایجاد «وقت فراغت» و یا افزایش آن دامن زده است. البته مشکلات اقتصادی و پیدایش پدیده اقتصادی «کار دوم» و

«اضافه کار» از این موضوع می¬کاهد ولی برای تعدادی از مردم و برخی دسته¬های اجتماعی مثل کودکان، نوجوانان و جوانان و … «وقت فراغت» وجود دارد. در روستاها نیز با افزایش جمعیت و کمبود زمین زیر کشت و استفاده از وسایل مکانیکی جدید مانند تراکتور و … «وقت فراغت» کمابیش قابل مشاهده است. (همان)

در مجموع می¬توان گفت که در جوامعی که صنعت نفوذ پیدا کرده، فرصت تفریح فراوانی برای مردم پیدا شده است. کشور ایران و از جمله شهرهای بزرگ آن به خصوص شهر تهران نیز از این مقوله مستثنی نبوده و وجود فراغت و تفریحات را می¬توان در آن مشاهده نمود البته لازم به ذکر است که عوامل مختلفی چون قشر و طبقه اجتماعی، مکان و محله زندگی، امکانات مالی، شرایط سنی و جنسی، میزان آزادی و اختیار، نوع نگرشها و باورهای افراد و … همگی به نوعی بر وقت فراغت و نحوه گذران آن تأثیر گذارده به طوریکه آن را محدود و یا متنوع می¬سازد. بعنوان مثال نحوه گذران اوقات فراغت قشر نوجوان با جوان، میانسال،

بزرگسال و کهنسال، افراد ثروتمند، با افراد متوسط و هر دو با افرادی که از نظر بنیه مالی ضعیف¬اند، شهری و روستایی و افراد سنتی و متجدد همگی به دلیل فرهنگ و خرده فرهنگ خاصشان) متفاوت است. از اینرو هر یک از این اقشار، مطالعه، پژوهش و برنامه¬ریزی خاصی را در زمینه فراغت می¬طلبد.

توجه به مطالب ارائه شده دراین پژوهش نیز سعی شد تا با انتخاب نوجوانان دختری که در آستانه ورود به مرحله جوانی هستند، به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت صرفاً این گروه سنی و جنسی پرداخته شود. نکته دیگر اینکه، صاحبنظران معتقدند که «وقت فراغت» وقتی است که شخص احساس می¬کند که از او هیچ انتظاری ندارد وگذران فراغت نوعی عمل کردن غیرالزامی است. بطوریکه شخص در این اوقات، آنگونه که می¬تواند و می¬خواهد عمل می¬کند. چون عمل او پاسخ به انتظار دیگری نیست (پس عمل فراغتی لزوماً الزامی نیست و در نتیجه با نوعی طیب خاطر و رضایت انجام می¬شود). ولی از سوی دیگر، عمل فراغتی نمی¬تواند برخلاف هنجارهای گروه و جامعه¬ای که شخص به آن مربوط است، انجام شود. پس ضرورتاً عمل فراغتی عمل نابهنجار نیست بلکه

علی¬القاعده باید بر طبق هنجارها صورت گیرد. ولی با این وجود یکی از علتهای توجه جامعه¬شناسان به اوقات فراغت نابهنجاریهایی است که درگذران آن رخ می¬دهد. به طوری که بررسیهای جامعه¬شناسان در این باره نشان می-دهد که رخ دادن در کجروی در اوقات فراغت بیش از اوقات اشتغال است (مثلاً بیشتر خودکشیها در این اوقات رخ می¬دهد) کاهش کنترلهای اجتماعی و نبودن تکالیف مشخص برای افراد از عوامل تشدید کننده وقوع عمل¬های نابهنجار در این

اوقات است. نمونه¬هایی چون پرسه زدن در خیابانها، اذیت و آزاد مردم، ماجراجویی از روی تنوع طلبی، گرایش به حرکات هیجانی مانند حرکتهای سرسام¬آور با موتور سیکلت پرش با موتور از ارتفاعات، اعتیاد، انجام امور جنسی و … از این قبیل است. حال به منظور جلوگیری از بروز چنین مواردی باید به گونه¬ای برنامه¬ریزی کرد تا اوقات فراغت افراد به شکل صحیح و مطلوب سپری شود. بسیاری از صاحبنظران «اوقات فراغت» معتقدند که: اگر وقت فراغت افراد به طور

صحیح و درست سپری شود در آن صورت از آنها شخصیتهایی مثبت و سازنده به وجود خواهد آمد و اگر این اوقات نامطلوب سپری شود سبب شکل¬گیری شخصیتهای منفی مخرب و حتی منحرف و کجرو خواهد شد. از اینرو برنامه¬ریزان اجتماعی و عالمان علوم اجتماعی برای پیشگیری از این نوع مشکلات تعمیم تعهد و مسئولیت اجتماعی در امر اوقات فراغت را پیشنهاد می¬کنند. پس مطالعه و تحقیق در امر فراغت و نحوه گذران آن با برنامه¬ریزی صحیح و اصولی و جلوگیری از بروز انحراف و کجروی ضروری است. به طوری که پژوهش حاضر نیز درصدد است تا از طریق بررسی آسیبها و انحرافات اجتماعی ناشی از نحوه گذران

نامطلوب اوقات فراغت به معرفی تیپهای شخصیتی منحرف و کجرو بپردازد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در یک نگاه کلی به نحوه گذران اوقات فراغت دو گروه از دانش¬آموزان دختری که در آغاز سن جوانی قرار دارند. (دانش¬آموزانی که در کلاس سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی در دو دبیرستان شهید بهشتی و شهید اول به ترتیب واقع در منطقه ۱ و ۱۶ شهر تهران تحصیل می¬نمایند و از نظر موقعیت طبقاتی در دو قشر کاملاً متفاوت اجتماعی بسر می¬برند می¬پردازد. و سپس به مقایسه بین این دو گروه می¬پردازد.

تاریخچه در جهان:
سیر تاریخی گذران اوقات فراغت:
درباره اینکه اصولاً زمان فراغت پدیده خاص جامعه صنعتی است، تمام پژوهشگران هم داستان نیستند بلکه برخی از آنها معتقدند که زمان فراغت در تمام مراحل تاریخی زندگی بشر وجود داشته ولی تفاوتهایی اساسی با اوقات فراغت عصر صنعتی داشته است.

«در روزگاری که کشاورزی بنیان اقتصادی بیشتر جوامع را تشکیل می¬داد، در تمامی روزها و فصول سال کار انجام می¬شد با این تفاوت که در هوای خوب آهنگ کار تند بود و در هوای بد این آهنگ به کندی می¬گرایید، در تمدن کشاورزی، پیشرفتهای فنی توانسته بود تنها اندکی بر کارایی نیروی به دست آمده از فعالیت انسان و حیوان بیفزاید. اما ابزارهای فنی آن روزگار همانند گاوآهن و خیش برای آزاد ساختن آدمی از تلاش معاش کافی نبود» (توکل ۱۳۷۵، ص ۱۰۲)
در این دوران به لحاظ ویژگیهای کار و اشتغال هنوز نمی¬توان از فراغت به مفهومی که امروزه از آن مقصود است سخن گفت.

ژوفردومازدیه: « در ادوار گذشته کار و بازی اغلب با یکدیگر پیوند داشتند و فراغت اصطلاحی نیست که بتوان در مورد جوامع گذشته به کار برد. کار و بازی در آن بخشی از مراسم مذهبی بوده که انسانها به لحاظ آفرینش با ارواح نیاکان خود برپا می¬کردند و حتی جشنهای مذهبی نیز تجسم از کار و بازی بودند و هیچ تضادی میان آن دو وجود نداشت.»

در رابطه با جشنهای برپا شده در آن دوران دومازدیه می¬گوید: در طول سال یک رشته «روز آیین» و «روز جشن» وجود داشت. روز آیین به مذهب تعلق داشت حال آنکه روز جشن اغلب فرصتی بود برای صرف مقدار عظیمی نیرو (گذشته از غذا) و از اینرو نقطه¬ای مقابل زندگی روزمره به شمار می¬رفت. لیکن جنبه آیینی این مراسم را هرگز نباید نادیده گرفت. این مراسم ریشه¬شان در مذهب بود نه در فراغت. لذا اگر چه تمدنهای اروپایی در سال تا پیش از ۱۵۰ روز بدون کار بودند لیکن نمی¬توانیم برای استفاده¬ای که در آن زمان از این روزها می¬کردند مفهوم فراغت را بکار ببریم.

در حالیکه وبلن معتقد بود که «جادوگران قبائل از کار معاف بودند چرا که جزو طبقه ممتاز محسوب می¬شدند و صرفاً به اجرای کارهای سحرآمیز مذهبی
می¬پرداختند در نتیجه مورد احترام افراد قبیله بودند». در حالیکه دومازدیه معتقد است که «وظایف جادوگران برای جامعه کاملاً ضروری بوده پس اصولاً در چنین شرایطی زمان فراغت مفهوم نداشته است.

برخی از محققین که نماینده آنان را می¬توان «گرازیا» معرفی نمود، «فراغت را تا آن شیوه زندگی دنبال می¬کنند که برخی از طبقات اشرافی در طول تمدن مغرب زمین از آ« بهره¬مند بوده¬اند. ولیکن افرادی چون دومازدیه با این نظریه مخالف بوده و اعتقاد دارند که به زمان بیکارگی فیلسوفان یونانی در عهد باستان و نجیب¬زادگان قرن ۱۶ هیچ وقت نمی¬توان فراغت اطلاق نمود چراکه آنها بیکارگی خود را با کار غلامان و دهقانان بدست می¬آوردند و این زمان بیکارگی نه

مکمل کار آنها بود و نه پاداش آنها، بلکه تماماً جای کار را گرفته است. لذا به فعالیتهای این قشر که عمدتاً در بیکاری خلاصه می¬شده عنوان فراغت جایز نبوده چرا که فراغت به مفهوم امروزین آن با کار ملازمه¬ای تنگاتنگ دارد. به طور کلی در حکومتهای اشرافی گذشته فعالیتهای فراغت صرفاً مخصوص طبقات مرفه بوده به طوری که بعنوان مثال در روم و یونان دریدن مسیحیان توسط شیران، بازیهای گلادیاتورها و کشتن انسانهای برده توسط شیران و حیوانات درنده در آمفی¬تئاترها از این قبیل است. بتدریج با گذشت زمان تغییراتی در این روند بعمل آمد به طوریکه در قرن ۱۲ و ۱۳ انواع توپ بازی رواج پیدا کرده و زمینها و

جایگاههایی سرپوشیده جهت تماشاچیان برپاگردید و در دوران قرون وسطی ورزشهایی چون تیراندازی با تیر و کمان و یا در حال سواری یا روی آب از جمله فعالیتهای فراغت بوده که در هر حال مختص طبقه اشراف بوده. در قرن ۱۷ م. از جمله فعالیتهای فراغت، گفت و شنود در سالهای مخصوص و در جشنها، تئاتر و نمایشنامه¬ها از جمله نمایشنامه¬های شکسپیر و مولیر و راسین بوده که عمدتاً مخصوص طبقات ممتاز بوده است».

و اما تحولات دوره رنسانس در کنار اختراع ابزارهای فنی نوین مانند ماشین بخار و پیشرفت علم جدید در سده¬های ۱۶ و ۱۷ م. دوران جدیدی را پایه-گذاری کرد که «تمدن صنعتی» نام گرفت. این دگرگونیها سبب شد تا جهت¬گیری جدیدی پدید آید که در جهان قدیم وجود نداشت و آن عبارت بود از «تأکید فزاینده برکاربرد معرفت علمی در حل مسائل مربوط به کنترل، انسان بر محیط.» (توکل، ۱۳۷۰، ص۱۰۲) همچنین انقلاب کبیر فرانسه (۱۷۸۹) م. و در هم ریختن دنیای کهن از یک طرف و بروز «منشور حقوق بشر» و درهم ریختن نظام فئودالی و سنتهای کهنه و به وجود آمدن سرمایه¬داری به مثابه نظامی جدید و رشد شهرها از طرف دیگر در پدیده اوقات فراغت تغییرات برجسته¬ای را به وجود آورد.

«بنابراین فراغت پدیده¬ای است که با تمدن صنعتی پیوند دارد. در چنین تمدنی دو شرط لازم برای پیدایش اوقات فراغت تحقق یافته است. نخست کار از شکل اجبار فرهنگی و اجتماعی به درآمده و شکل مسئولیت آزاد فرد را دارد. (هر چند گزینش فردی در این زمینه تا اندازه زیادی از سوی ضرورتهای اجتماعی تعیین می¬گردد.) شرط دوم، جداشدن کار از فعالیتهای دیگر انسان است. سازمان¬یافتگی کار به شکلی است که چه از جنبه نظری و چه از جنبه علمی از وقت آزاد جدا شده است. از نظر دومازدیه این دو شرط ضروری تنها در زندگی اجتماعی تمدنهای صنعتی و پس از صنعتی وجود دارند و نبود آنها در تمدنهای باستانی و کشاورزی سنتی به معنای نبود فراغت است. بعبارت دیگر تحولاتی مانند «افزایش سالهای تحصیل (دبستان تا دانشگاه) و در نتیجه دیررس انسان به بازار کار، افزایش سن ازدواج و بهبود سطح زندگی سبب شده تا میزان وسیعی از زمان آغاز شود. دیگر انسان جدید از کودکی مستقیماً به بزرگسالی قدم نمی¬نهد، بلکه سالیانی چند در زندگی او تجلی می¬یابد که با فقدان یا کمی مسئولیت مترادف است و در آن اوقات فراغت سهم بزرگی دارد. (ساروخانی، ۱۳۷۰، ص ۷۶۴)

مشخصات فراغت در دوران جدید:
تحولات و دگرگونیها سریع صنعتی، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی را دربرداشت. که بر چگونگی اوقات فراغت مردم تأثیراتی را برجای گذاشت. برای مثال، مکانیزه شدن صنایع و ایجاد امکانات رفاهی و نظایر آن که موجب تغییر سبک زندگی مردم از قبیل کوچکتر شدن ابعاد خانواده و تغییر روابط همبستگی افراد با یکدیگر شد. در حالی که در گذشته روابط همبستگی و خانوادگی افراد با یکدیگر نقش بارزی در گذران اوقات فراغت مردم داشت. به همه اینها مکانیزه شدن وسایل رف

ت و آمد ظهور سینما و فعالیتهای مختلف در قرون اخیر، اختراع تلویزیون در سال ۱۹۴۶ را که بیش از هر تکنیک دیگری بر اوقات فراغت مردم مؤثر بود را می¬توان افزود. البته پیشرفت تکنیک تنها عامل نبوده است بلکه احتیاجات اجتماعی و روابط میان قدرتهای اجتماعی زمان را نیز برآورد، زمان آزاد باید به حساب آورد. محیط اجتماعی و اقتصادی تکنولوژی نیز در انتخاب نوع امکانات فراغت تأثیر بسیاری دارند.

«از مشخصات اساسی فراغت در جهان کنونی این است که در جوامع رشد یافته دیگر به طبقات ممتاز و متنعم اختصاص ندارد و به طبقات دیگر تعمیم یافته است و با توسعه صنعت تکامل فنی نه فقط گسترش می¬یابد بلکه افزایش پیدا می¬کند. شاخص دوم این است که در سابق اگر طبقات کهتر جامعه از لحظات محدود آزادگی و آسودگی برخوردار بودند، این اوقات درون خانه و خانواده صرف می¬شد و صورت غیررسمی و خودمانی داشت و به همنشینی و محاوره، با خویش و پیوند با دوست و همسایه می¬گذشت. با پیشرفت جوامع و پراکندگی وظایف خانواده، مندرجاً جنبه رسمی و در اموری تجاری پیدا کرد و جزو وظایف مؤسسات خاص درآمد. شاخص سوم عبارت است از به کار بردن روز افزون وسایل و اسباب ماشین چون اتومبیل، رادیو و تلویزیون و مانند آن که هر یک در گذران اوقات آسایش سهمی بزرگ و نقشی نمایان دارند. تحول دیگر اهمیت خاصی است که در حیات فردی و اجتماعی احراز کرده چنانکه زمان کار از زمان فراغت به کلی جدا شده و اوقات فراغت ارزشی بذاته پیدا کرده است.

به طور خلاصه «ژان کارنو» سه ویژگی عمده فراغت در جوامع امروزی را چنین بیان می¬دارد:
«۱- فراغت جای بیشتری در موجودیت انسانی می¬یابد. ۲- فراغت پدیده¬ای جمعی می¬شود. ۳- فراغت تحت تأثیر صنعت قرار می¬گیرد و جامعه را مبدل به توده مردم می¬کند.»

تاریخچه در ایران:
کشور ما در زمره و ردیف جوانترین کشورهای دنیا است هدایت و ایجاد امکانات برای گذران اقات فراغت نوجوانان و جوانان می¬تواند در شکل¬گیری و تداوم شخصیت صحیح آنان و سازندگی جامعه نقش بسزایی داشته باشند. تحقیقات متعدد نشان داده است که رواج انواع تفریحات انحرافی (به خصوص در میان نوجوانان و جوانان) در بسیاری از جوامع بخصوص در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران ناشی از نداشتن امکانات مناسب تفریحی، عدم آگاهی، نداشتن برنامه صحیح و نیز اجرای سیاستهای اجتماعی و اقتصادی نادرست در زمینه اوقات فراغت می¬¬باشد و از آنجا که رمز موفقیت یک جامعه بسته به وجو افراد کارآمد، خلاق و پویا است، بنابراین جا دارد به منظور تحقق شرایط فوق با سیاست¬گذاری و برنامه¬ریزی مناسب و وضع قوانین لازم، توجه بیشتری به اوقات فراغت اقشار مختلف خصوصاً نوجوانان و جوانان شود.

نظام تعلیم و تربیت کشور ایران در مقایسه با سایر نظامهای تعلیم و تربیتی کشورهای دیگر، یکی از طولانی¬ترین تعطیلات اعم از تعطیلات تابستانی و نوروزی را داراست. این زمان طولانی در صورت توجه نکردن به فعالیتهای فراغتی دانش¬آموزان نوجوان و جوان بسیار مسأله¬آفرین خواهد بود. چرا که اوقات فراغت طولانی و بی¬برنامه افراد را عاصی و سرگردان می¬نماید. بقول «دندیس گیبور» یکی از کارشناسان مسأله فراغت: «جای شگفتی است که انسانها قدرت تطابق و سازگاری عجیبی در برخورد با مشکلات و سختیها از خود نشان می¬دهند ولی همین افراد از کنار آمدن با اوقات فراغتی که برنامه¬ای برای آنان ندارد، عاجز می¬باشند.

نوجوانان در عین حال که احساس سرگردانی و بلاتکلیفی می¬کنند و به تدریج سرخورده و مأیوس می¬شوند و به دنیای درون خویش پناه می¬برند و در کنج خلوت و انزوا، راهی برای مشغولیت خود می¬جویند، شاید تعداد نوجوانانی که بعلت فقدان سرگرمیهای سالم اوقات فراغت برنامه¬ریزی شده به انحراف اخلاقی مبتلا شده¬اند کم نباشد پس توجه به ضرورت برنامه¬ریزی در اوقات فراغت به خصوص در تابستان و ایام نوروز برای دانش¬آموزان لازم و مؤثر است.

طرح مسأله:
اوقات فراغت در معنای امروزین خود، نتیجه غلبه تکنولوژیک در زندگی بشر می¬باشد چرا که با پیشرفت صنعت و استفاده از دستگاههای خودکار به جای انسان از میزان ساعات کار افراد کم شده و زمانی را برای او به وجود آورده است که در آن شخص احساس می¬کند هیچ کس هیچ انتظاری از او ندارد یعنی وی فرصتی بدون برنامه از قبل تعیین شده توسط اشخاص و گروههای اجتماعی و وقتی بدون تعهد و مسئولیت اجتماعی بدست آورده است از اینرو نکته مهمی که انسان¬شناسی در رابطه با اوقات فراغت اشخاص باید مورد توجه قرار دهد چگونگی گذران اوقات فراغت توسط افراد می¬باشد. اوقات فراغت همچنین به عنوان

امری فرهنگی- اجتمماعی بر افراد از جمله شخصیت آنها تأثیر می¬گذارد. از اینرو مسأله اصلی و اساسی پژوهش حاضر بررسی تأثیر اوقات فراغت و نحوه گذران آن در میان دانش¬آموزان دختر دو دبیرستان شهید اول و شهید بهشتی می¬باشد که هر کدام از این مدارس به ترتیب در جنوب و شمال تهران (منطقه ۱۶ و ۱ آموزش و پرورش) واقع شده¬اند. به عبارت دیگر محقق درصدد است تا بررسی نماید که نحوه گذران اوقات فراغت دانش¬آموزان فوق که از نظر قشر

اجتماعی با یکدیگر تفاوتهای اساسی دارند، چگونه است؟ لازم به ذکر است که دو دبیرستان نام برده در دو موقعیت کاملاً متفاوت از نظر موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی در شهر تهران قرار گرفته¬اند و از آن جا که شهر بزرگ تهران دارای فرهنگها و خرده فرهنگها و طبقات اجتماعی متعدد بیشماری است لذا تیپهای شخصیتی متنوعی را در درون خود می¬پروراند، از اینرو تحقیق حاضر به مقایسه نحوه گذران اوقات فراغت دو کلاس سال دوم رشته ادبیات علوم انسانی از دو دبیرستان فوق پرداخته و وجوه تشابه و تفارق آنها را مورد بررسی قرار می¬دهد.

روش تحقیق:
در پژوهش حاضر از چند روش تکنیک پژوهشی استفاده شده که در ذیل به آنها اشاره می¬گردد:
الف: روش اسنادی و مطالعه کتابخانه¬ای:
با توجه به مباحث اصلی این پژوهش (اوقات فراغت و نحوه گذران آن) محقق با رجوع به کتابخانه¬ها، مراکز تحقیقاتی و پژوهشی، بخش نشریات و روزنامه-ها و پایان¬نامه¬ها همچنین جستوجوهای کامپیوتری به جمع¬آوری اطلاعات درزمینه¬های فوق پرداخته اسیت. منابع مورد استفاده شامل: کتابها- مجلات و روزنامه¬ها- پایان¬نامه¬ها و همچنین نقشه¬های جغرافیایی می¬باشد.

ب: مشاهده:
به منظور مطالعه و بررسی بر روی دو جامعه مورد مطالعه (دو کلاس دبیرستانهای شهید اول و شهید بهشتی) حضور محقق در محل تحقیق لازم و ضروری بوده از اینرو در هر دو دبیرستان به کار مشاهدات عینی و دقیق پرداخته و همچنین نزدیک شدن به دانش¬آموزان و برقراری ارتباط دوستانه با آنها اطلاعات صحیحی را از ایشان به دست آورد و همچنین پرداختن به مسأله اوقات فراغت از حساسیت زیادی برخوردار است چرا که این امر، یک مسئله شخصی است و بعضاً افراد به خصوص دانش¬آموزان دختر که در موقعیت حساس آغاز جوانی قرار دارند از پاسخ به آن خودداری می¬نمایند لذا محقق با برقراری روابط دوستانه نه درصدد جلب اعتماد دانش¬آموزان برآمده و سپس به کسب اطلاعات در زمینه فوق اقدام نموده است.

مصاحبه:
به منظور کسب اطلاعات دقیق¬تر و جامعتر مصاحباتی نیز با تعدادی از دانش-آموزان و اولیای ایشان و مسئولین هر دو مدرسه (مدیریت- معاونت و مسئول امور تربیتی) انجام گرفت. به دلیل کمبود وقت و مشکلات رفت و آمد اولیا به مدرسه، مصاحبه فقط با تعدادی از اولیا صورت گرفت. مادران بیشترین پاسخگویان به سئوالات بوده¬اند و پدران به جهت مشغله کاری و عدم حضورشان در منزل مورد پرسش قرار نگرفته¬اند.

هدف تحقیق:
مهم¬ترین هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نحوه گذران اوقات فراغت در میان دانش¬آموزان دختر می¬باشد.
فایده تحقیق:
۱- فعالیتهای اوقات فراغت به مثابه «آئینه فرهنگ» یک جامعه است به این معنی که چگونگی گذران این اوقات در یک جامعه تا حد زیادی معرف ویژگیهای فرهنگ آن جامعه است و از آنجا که بررسی و مطالعه فرهنگ جوامع همواره امری ضروری و الزامی بوده لذا مطالعه و پرداختن به اوقات فراغت که امری فرهنگی است حائز اهمیت می¬باشد.
۲- اوقات فراغت و چگونگی گذران آن در شکل¬¬گیری و تداوم شخصیت افراد نقش بسزایی دارد چراکه اوقات فراغت چون شمشیر دو¬لبه¬ای است که اگر به صورتی صحیح و مطلوب سپری شود فرد را در مسیر کمال قرار داده و از او شخصیتی مطلوب و سالم می¬سازد و اگر بصورت نادرست و به شکلهای نامطلوب گذرانده شود فرد را در مسیر تباهی قرار داده و از او شخصیتی ناسالم نابهنجار و حتی منحرف خواهد ساخت به گونه¬ای که حتی سبب تخریب جامعه نیز خواهد شد. از اینرو پرداختن به بحث فراغت به منظور ارائه بهترین زمینه¬های فراغتی و شکل¬گیری شخصیتهای سالم در جامعه ضروری می¬باشد.
۳- رشد صنعت و تحولات تکنولوژیک از طریق کاهش تدریجی ساعات کار ، افزایش درآمد و فراهم کردن وسایل و امکانات لازم و القاء نظام نوینی از زندگی به انسانها، ابعاد جدیدی را به فراغت بخشیده است. این ابعاد در زمینه-های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی تجلی می¬یابد در نتیجه اهتمام مسئولان و اولیاء امور را در جامعه و خانواده نسبت به بازشناسی پدیده فراغت ضروری می¬سازد.

۴- تشکیل کمیسیون اوقات فراغت در شورای عالی جوانان وابسته به نهاد ریاست جمهوری مؤید اهمیت و ضرورت امر اوقات فراغت در میان نوجوانان و جوانان می¬باشد، تلاش در این زمینه جامعه را از وضع موجود به وضع مطلوب خواهد رساند.

۵- دلیل دیگر پرداختن به چنین تحقیقی، توجه به جنسیت و قشر دختران است چراکه زنان و دختران در جامعه ما در مقایسه با مردان و پسران از محدودیت و محرومیت بیشتری در ابعاد مختلف از جمله اوقات فراغت و نحوه گذران آن برخوردارند. که این دلایل گوناگونی دارد. اولاً نوع فرهنگ حاکم بر جامعه که اجازه تحرک و فعالیت کمتری را به قشر بانوان می¬دهد. (آزادی عمل و آسودگی خیالی که مردان از حضور بیشتر در اجتماع در مقایسه با زنان و دختران دارند خود گویای این ادعا است.) ثانیاً انتظاری که بسیاری از خانواده-ها به خصوص مادران از دختران خود دارند که آنها می¬بایست در خانه و در امور مربوط به آن کمک و یاور باشند

و بیشتر اوقات خود را در خانه بگذرانند، این امر بعضاً مانعی در استفاده صحیح و مطلوب از اوقات فراغت مناسب و فعال خواهد بود. چراکه صرفاً کار در منزل، تماشای تلویزیون، گوش دادن به رادیو و سایر فعالیتهای فراغتی در خانه دختران را از پرداختن به جنبه¬های دیگر فعالیتهای فراغتی که می¬تواند در شکفتگی شخصیت ایشان مؤثر باشد باز می¬دارد این امر تأثیرات نامطلوبی را بر شخصیت و رفتارهای ایشان گذارده و آنها را در نوع رفتارها و روابط اجتماعی از پسرها عقب¬تر نگه می-دارد. ثالثاً: شرایط و امکانات موجود در جامعه نیز عملاً فاصله زیادی را میان فراغت آرمانی و فراغت موجود دختران جوان ایجاد نموده است.

چنانکه بعنوان مثال، کمبود امکانات ورزشی، آموزشی و غیره، ناخواسته دختران جوان را به سوی گذران فراغت غیرفعال و غیرخلاق سوق می¬دهد.
نتیجه این که اوقات فراغت نامطلوب و غیرفعال سبب بروز شخصیتی ناسالم (کسل، خسته، بی¬روحیه) و از نظر اجتماعی ضعیف در دختران می¬شود لذا این بحث راکه دختران مادران آینده و مربیان فرزندان فردا هستند را با مشکل مواجه خواهد ساخت. مجموع نکات فوق بر اهمیت برنامه¬ریزی در مورد اوقات فراغت دختران تأکید می¬نماید.

۶- تطبیقی و مقایسه¬ای بودن پژوهش حاضر دلیل اهمیت و ضرورت چنین تحقیقی است چرا که گذران اوقات فراغت در میان تمام افراد یکسان نبوده و در میان طبقات، اقشار و خرده فرهنگهای متفاوت، اشکال مختلفی به خود می¬گیرد، لذا برنامه¬ریزی بر روی اوقات فراغت نمی¬تواند در میان تمام افراد بصورت یکسان اجرا شود بلکه هر برنامه¬ریزی باید براساس شناخت از گروه و یا جامعه مورد مطالعه صورت گیرد از اینرو تحقیقات مردم¬شناسانه مطالعات موردی بر روی خرده فرهنگها ضروری و حائز اهمیت می¬باشد.

۷- امروزه بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان برای رفع مشکلات و معضلات فرهنگی و اجتماعی جوامعشان از پژوهشهای انسان¬شناسی و حضور مردم¬شناسان در میادین پژوهشی استفاده می¬نمایند یعنی مردم¬شناسی در این جوامع رویکردی کاربردی کاربردی یافته است تحقیق حاضر نیز در زمره انسان¬شناسی کاربردی بوده و نتایج بدست آمده از آن به برنامه¬ریزان و کارگزاران دولتی کمک خواهد نمود تا با برنامه¬ریزی صحیح بر روی اوقات فراغت و گذران آن از معضلات و مشکلات در این رابطه بکاهند. بدین ترتیب کاربردی بودن بر ضرورت و اهمیت انجام پژوهشهایی از این قبیل می¬افزاید.

۸-رویکرد دیگر پژوهش حاضر، ورود به عرصه مطالعات انسان¬شناسی شهری است. از آنجا که امروزه شهرها از جمله شهر بزرگی چون تهران با مسائل و مشکلات زیادی نظیر معضلات فرهنگی روبرو هستند لذا تحقیق و پژوهش برای حل این مشکلات از سوی انسان¬شناسی شهری ضروری بنظر می¬رسد.

سئوالات تحقیق:
۱- هر یک از دانش¬آموزان هر دو کلاس اوقات فراغت خود را به کدام نوع از گونه¬های فراغت داخل و یا خارج از منزل سپری می¬نمایند؟
۲- نحوه گذران اوقات هر یک از دو گروه دانش¬آموز چه شخصیتی¬ای را در میان ایشان به وجود آورده است؟
۳- هر یک از دانش¬آموزان تا چه اندازه در گذران اوقات فراغت خود به خلاقیت و نوآوری دست یافته¬اند؟
۴- تا چه اندازه میان اوقات فراغت موجود دانش¬آموزان با اوقات فراغت آرمانی آنها فاصله وجود دارد؟

تعریف عملیاتی واژه¬ها:
تعاریف اوقات فراغت:
تمامی تعاریف اوقات فراغت نکته¬ای مشترک، یعنی قرار گرفتن این پدیده در مقابل کار دارند. عده¬ای فراغت را زمان آزادی می¬دانند که پس از انجام کار باقی می¬ماند عده¬ای دیگر، زمان فراغت را محدودتر دانسته و براین اعتقادند که زمان فراغت، زمانی است که از کار، رفت و آمد به محل کار و برآورده ساختن نیازهای بدنی مانند خوابیدن، غذا خوردن، شست و شو مانند اینها باقی می-ماندبرخی دیگر با موشکافی بیشتر، زمان انجام تعهدات اجتماعی مانند امور

مذهبی و خانوادگی را از زمان آزاد کم می¬کنند و آنچه باقی می¬ماند فراغت می-دانند از اینرو وقت آزاد، هم دربردارنده وقت آزاد است و هم تمامی فعالیتهایی را که بیرون از حوزه کار در برابر فرد قرار دارند. اما آنچه که مورد اتفاق بسیاری از صاحبنظران در این زمینه می¬باشد تعریفی است از: «مجموعه¬ای از اشتغالات فرد که کاملاً به رضایت خاطر خود یا برای استراحت یا برای تفریح به منظور توسعه اطلاعات، یا آموزش غیرانتفاعی، مشارکت اجتماعی داوطلبانه بعد از آزاد شدن از الزامات شغلی، خانوادگی و اجتماعی بودن می¬پردازد.
فرهنگ:

تعاریف متعددی از فرهنگ ارائه شده است ولی تعاریف ذیل برخاسته از نظرات اصحاب مکتب فرهنگ و شخصیت می¬باشد که عبارتند از:
فرهنگ: «مجموع تصورات، پاسخهای عاطفی شرطی و الگوهای عادی رفتار که اعضای جامعه از راه آموزش کسب کرده¬اند و کمابیش در آن مشترکند.» «مجموع مرتبطی از کردارها و باورها که از راه جامعه به ارث رسیده و بافت زندگی ما را تعیین می¬کند.» (سلطانی¬فر، ۱۳۷۷، ص ۱۵)

خرده فرهنگ:

افراد جامعه برحسب اینکه متعلق به کدام گروه اجتماعی و شغلی هستند و به چه طبقه¬ای بستگی دارند و خود را از چه طایفه¬ای می¬دانند و به کدام گرایش فکری و عقیدتی منسوبند و بالاخره برحسب اینکه از نظر جنسی و سنی در چه رده¬ای قرار دارند دارای نمود و ظهور و مختصات فرهنگی متفاوتند و به آسانی می¬توان آنها را به اعتبار گفتار و رفتار و لباس و … از یکدیگر متمایز ساخت. این تفاوتها و ویژگیهای داخلی هر فرهنگ را «خرده فرهنگ» می¬گویند.
(در روانشناسی، تحلیل خرده فرهنگها و جنبه¬های عاطفی، سنی، جنسی و اجتماعی آن یکی از زمینه¬های مطالعه شخصیت است.) (روح¬الامینی، ۱۳۶۸، ص ۳۰)