چکیده

یکی از اهداف اساسی در کشورهای در حال توسعه، کم کردن فاصلهی تکنولوژیکی خود با کشورهای توسعه یافته در دورانهای مختلف بوده است. بنابراین انتقال تکنولوژی در کشورهای در حال توسعه، به یکی از عوامل کلیدی رشد و پیشرفت اقتصادی آنها تبدیل شده است. اما انتقال تکنولوژی فرآیند پیچیده و دشواری است و بدون مطالعه و بررسی لازم نه تنها مفید نیست بلکه ممکن است علاوه بر هدر رفتن سرمایه و زمان ، به تضعیف تکنولوژی ملی هم بینجامد. لذا با شرایط موجود در کشور و با توجه به ظرفیت بالای متخصصان و دانشمندان داخلی ، از مهندسی معکوس به عنوان عاملی راهگشا برای انتقال تکنولوژی موفق استفاده میگردد. این پژوهش با استفاده از ۱۵ نفر از خبرگان این حوزه و به روش دلفی فازی، عوامل موثر بر موفقیت انتقال تکنولوژی به روش مهندسی معکوس در صنعت موتورهای هوایی را شناسایی و سپس توسط اعضای نمونهی آماری توسط فرایند تحلیل شبکهای((ANP اولویتبندی گردیدند. در نهایت سه مولفهی “دانش فنی بازطراحی” ، “دانش فنی ساخت محصول”، “ارتباط سازمان با کشور مبدا” بیشترین اهمیت را در بین ۱۰ مولفهی انتخاب شده کسب کردند.

واژههای کلیدی: انتقال تکنولوژی، مهندسی معکوس، فرایند تحلیل شبکهای، دلفی فازی
.۱ مقدمه

امروزه با توجـه به عصر ارتباطات و اطلاعات ، انتقال تکنولوژی۱یکی از روشهای بسیار مهم جهت اکتساب و ارتقا و توسعهی تکنولوژی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ونیز کشورهای توسعه یافته می باشد که مورد استقبال صادر کننده و دریافت کننده ی تکنولوژی قرار گرفته است.

انتقال تکنولوژی فرایندی است پیچیده با مشکلات بسیارکه اگر بدون مطالعات دقیق و آگاهی صورت نگیرد علاوه بر شکست خوردن فرایند انتقال تکنولوژی، ممکن است باعث خسارت های جبران ناپذیری گردد به گونه ای که به هدر رفتن زمان و سرمایه های ملی وتضعیف تکنولوژی میانجامد. لذا پس از ارزیابی و انتخاب تکنولوژی مناسب که از مهمترین مراحل در فرآیند حساس و پیچیده انتقال تکنولوژی محسوب می شود ، لازم است در

انتخاب روش انتقال تکنولوژی مناسب با نیاز های کشور و یا بنگاه های اقتصادی مورد نظر نهایت دقت بعمل آید تا از بوجود امدن اثرات نامطلوب و هزینه های بیهوده جلوگیری شود. (دلاوری (۱۳۸۱ هابیبیکه غالباً معمار صنایع هواپیمایی اندونزی نامیده می شود بیان میدارد که “دریافت کنندگان تکنولوژی باید آماده اجرای برنامههای ساخت و تولید به شکلی گام به گام

و با هدف نهایی رسیدن به همان درصد ارزش افزوده شرکت انتقال دهنده تکنولوژی باشند.” وی این رویکرد را “ساخت و تولید پیش رونده”نامید وشعار “از انتها آغاز کنید و در آغاز به پایان برسید”

را رواج داد، به این معنا که شرکت دریافت کننده باید با تولید شروع کرده و در ادامه رو به عقب وبه سمت تحقیق پیش برود. (سمیعی نصر (۱۳۹۰ انتقال تکنولوژی از طریق مهندسی معکوس معمولاً زمانی صورت می گیرد که شرکت های چند ملیتی و یا کشور عرضه کننده تکنولوژی،از حق امتیاز تکنولوژی های پیشرفته

و یا انتشار آن به کشورهای در حال توسعه امتناع ورزند.دراین حالت ، شرکت یا کمپانی محلی در کشور دریافت کننده تلاش می نماید که از روی محصول تولیدی اصلی،محصول مشابه آن را بسازد. بسیاری از این شرکتها برای کسب دانش فنی مورد نیاز بدون پرداخت حق مالکیت معنوی وعرضه محصول مورد نظر با انجام تغییراتی (بعضا با قیمت های پایین تر) به بازار استفاده می نمایند. به گونهای که چین در یک دوره به طور گسترده ای از این روش و کپی برداری بدون اجازه در صنایع اتوموبیل سازی خود بهره لازم را برد که با طرح شکایاتی از طرف بعضی از خودروسازان معتبر همچون تویوتا،فولکس واگن و GM نیز مواجه گردید. (سمیعی نصر (۱۳۹۰
.۲ مرور ادبیات
انتقال تکنولوژی(:(Technology transfer

۱ Technology Transfer

۱

انتقال تکنولوژی فرایندی است که از طریق آن تکنولوژی از خاستگاه و محل آفرینش خود به منظور تولید فراورده ها و پایه ای بر خلق تکنولوژی های تازه ، به دیگر دیارها راه می یابد.این فرایند گام های مختلف انتخاب ، کسب، انطباق، جذب،کاربرد،اشاعه و توسعهی تکنولوژی دریافتی را در بر دارد. (آقائی،منوچهر (۱۳۶۸
مهندسی معکوس(:(reverse engineering

مهندسی معکوس عبارت است از فرایند طراحی،تولید قطعات، مونتاژ وعملیات پس از تولید بر روی محصولات و سیستمها.((V.Rja 1388

مهندسی معکوس فرایندی است چهار مرحله ای برای توسعه داده های فنی به منظور بازیابی طراحی،پشتیبانی و تدارکات و استفاده موثر از منابع و سرمایه هاوافزایش بهره وری و نیز راهی برای عبور از مرحله تحقیق و پژوهش است. (بحیرانی (۱۳۸۹ از مهندسی معکوس در زمینه های مختلف سخت افزاری و نرم افزاری ازجمله: برای غلبه بر عیبها یا گسترش تواناییهای دستگاههای موجود، تهیه قطعات یدکی و ایجاد مراکز

تعمیر و نگهداری دستگاههای پیشرفته، به عنوان ابزاری برای یادگیری، ابزاری برای ساختن محصولات جدید و سازگار که از محصولات موجود در بازار ارزان تر باشند، ابزاری برای رقابت، برای بالابردن کارآیی نرم افزارها، مورد استفاده قرار می گیرد و در حیطه های سخت افـــزار و نرم افزار رایانه ای اهمیت ویژه ای دارد.

متدولوژی مهندسی معکوس

مهندسی معکوس یکی از روشهایی است که شرکتها با به کارگیری آن، فرایند تکوین محصول خود را سرعت می بخشند. این روش در کشورهای درحال توسعه چون ایران که ازنظر دانش طراحی محصول و فناوری تولید عقب تر از کشورهای پیشرفته هستند، پاسخی به افزایش توان طراحی و تسریع فرایند تکوین است.

ایجاد یک روش منطقی و سیستماتیک برای تعیین میزان کمبود اطلاعات فنی برای پشتیبانی از تولید یک محصول و سپس انجام یک کار تیمی منسجم برای تکمیل این اطلاعات، مجموعه عملیاتی است که در فرایند مهندسی معکوس به وقوع می پیوندد. سطحی از اطلاعات فنی موردنیاز که کلیه تلاشها در راستای تشخیص میزان کمبود آن و سپس رفع این کمبود اطلاعاتی است، بسته اطلاعات فنی۲ نامیده می شود. به رغم ظرافت و نیاز به دقت بسیار زیاد در مهندسی معکوس، کاهش زمان عملیات امری بسیار مهم در این زمینه است. (اسماعیلی (۱۳۸۶
.۳ روش تحقیق

پایه هر علمی، روش شناخت آن است و اعتبار و ارزش قوانین هر علمی مبتنی است که در آن علم بکار میرود. (عزتی (۱۳۷۶ روش تحقیق، مجموعهای از قواعد، ابزارها و راههای معتبر (قابل اطمینان) و نظام یافته است که برای بررسی واقعیتها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات مورد استفاده قرار میگیرد. (خاکی (۱۳۸۴ در پژوهش حاضر ابتدا به شناسایی مولفههای تاثیر گذار بر انتقال موثر تکنولوژی به روش مهندسی معکوس پرداخته، سپس با استفاده از روش دلفی فازی توسط ۱۵ نفر از

خبرگان حوزه موتورهای هوایی مولفههای تاثیر گذار انتخاب گردیدند. در نهایت با استفاده از فرایند تحلیل شبکهای (ANP) توسط ۷۳ نفر از اعضای نمونهی آماری که با استفاده از روش کوکران از ۹۰ عضو جامعه آماری بدست آمد، مولفههای تاثیرگذار اولویت بندی گردیدند.

شاخص نویسنده سال
علی فرقانی ۱۳۸۹
توانمندی تکنولوژی کمال الدین رحمانی ۱۳۸۶
شهرام کاظم نژاد ۱۳۸۸
ابوالفضل شاه آبادی ۱۳۹۰
عوامل اقتصادی فرزانه وفادار ۱۳۷۱
Gouraga Gopal Das 2000

Michael Zack 2010
Rabiul Islam 2009
ظرفیت جذب Mariano Nieto 2005

سید عبدالحمید عربی ۱۳۸۶

محمد نقی زاده ۱۳۹۱
سید محمد حجتی ۱۳۸۴
علی فرقانی ۱۳۸۹
دانش فنی کمال الدین رحمانی ۱۳۸۶

۲ TECHNICAL DATA PACKAGE=TDP

۲

.۴ مروری بر روش دلفی فازی:
روش دلفی فازی در دهه ۱۹۸۰ میلادی توسط کافمن و گوپتا۳ ابداع شد .(cheng 2002) کاربرد این روش به منظور تصمیمگیری و اجماع بر مسائلی که اهداف و پارامترها به صراحت مشخص نیستند، منجر به نتایج بسیار ارزنده ای میشود. ویژگی این روش، ارائه چارچوبی انعطافپذیر است که بسیاری از موانع مربوط به عدم دقت و صراحت را تحت پوشش قرار میدهد. بسیاری از مشکلات در تصمیمگیریها مربوط به اطلاعات ناقص و نادقیق است. همچنین تصمیمهای اتخاذ شده خبرگان بر اساس صلاحیت فردی آنان بوده و به شدت ذهنی است. اغلب عدم قطعیت در نظرات خبرگان وجود دارد. بنابراین بهتر است دادهها به جای اعداد قطعی با اعداد فازی نمایش داده شوند و از مجموعههای فازی برای تحلیل نظرات خبرگان استفاده گردد