اکوتوریسم

اکوتوریسم در زبان فارسی معادل واژه هایی چون گردشگری زیست محیطی، طبیعت گردی و به عبارتی جهانگردی در عرصه های طبیعی تعریف شده و صنعت اکوتوریسم با ظرفیت های بسیار بالا حوزه هایی همچون محیط زیست، حمل و نقل، تجارت، آموزش و پرورش، آموزش عالی، و امور اجتماعی و … را تحت تأثیر قرار می دهد.

لازمه ایجاد و توسعه این صنعت در یک کشور داشتن جاذبه های طبیعی است و خوشبختانه از این لحاظ سازمان جهانی جهانگردی اعلام کرده که هیچ کشوری همانند ایران دارای تنوع اقلیمی نیست و از جنبه جاذبه های اکوتوریستی فقط ایالات متحده امریکا، به ایران می رسد که آن هم وقتی ابنیه و آثار تاریخی تمدن هفت هزار ساله ایران را به عنوان بخش توریستی صنعت جهانگردی در کنار و به عبارتی متمم جاذبه های اکوتوریستی قرار دهیم متوجه می شویم که در

مجموع هیچ کشوری از لحاظ داشتن ظرفیت های بالقوه گردشگری به ایران نمی رسد بر همین اساس این سازمان بین المللی اعلام کرده که درآمد سالیانه ایران از طریق اکوتوریسم می تواند به ۱۲ میلیارد دلار برسد. همچنین یونشکو نیز در سال ۲۰۰۰ میلادی اعلام کرد که اگرچه ایران روی کمربند خشک جهان قرار دارد ولی دارای مقام هفتم ذخیره گاه های زیست کره زمین است و دارای تنوع زیستی منحصر به فردی می باشد. اما با این اوصاف، جای تاسف است که ایران

در بین ۶۰ کشور توریست پذیر دنیا جایی ندارد و فقط حدود ۱۰۰ هزار نفر گردشگر واقعی در سال به ایران سفر می کنند که از این تعداد شاید حدود ۲ درصد آنها اکوتوریست هستند. همچنین، جای تاسف است وقتی مشاهده می کنیم در کشورهای دیگر، سازمان های دولتی و غیر دولتی(مردم نهاد) به شدت پیگیر حفظ، احیا و توسعه زیستگاه ها و محافظت از گونه های گیاهی و جانوریدر وهله اول و بستر سازی بهره برداری اقتصادی از موقعیت های یست محیطی در وهله دوم می باشند ولی در همین حین اعلام می شود که گونه شیر و ببر ایرانی منقرض شده اند و یا در حالی که کشورهای در حال توسعه ترکیه و تایلند از

سواحل خود حداکثر بهره برداری را در زمینه جذب گردشگری به عمل می آورند ولی سواحل شمالی اغلب در انحصار افراد و بنگاه های خصوصی قرار گرفته و بدتر از آن اعلام می شود که ممکن است تا سه دهه دیگر جنگل های شمال از بین بروند و جنگل های زاگرسی که همچون نواری سبز رنگ ا پهنه استان فارس عبور و به شهرستان خاتم در جنوب استان یزد می رسند در حال تخریب هستند.

در این میان، وضعیت استان یزد متفاوت است زیرا ضمن این که مرکز استان به عنوان دومین شهر تاریخی جهان محسوب و ابنیه تاریخی متعددی در سطح استان پراکنده است ا مجموع ۵ زیستگاه کوهستانی، جنگلی زاگرسی، بیشه زارها و جنگل های گرمسیری، بلوچی و استپی حداقل دارای چهار تای آنها بوده و از تنوع زیستی قابل توجهی برخوردار و به خاطر برنامه ریزی های صورت گرفته و احترام مردم به حریم طبیعت، گونه های نادر گیاهی و جانوری توانسته اند همچنان در عرصه های طبیعی این استان ادامه حیات دهند. با این وجود، شدت ناهمواریها، حساس بودن اکوسیستم های طبیعی و شرایط سخت و دشوار احیا عرصه های طبیعی باعث می شود که وضعیت اکوسیستم های طبیعی استان ناپایدار و شکننده باشد و به همین جهت حفظ و احیای این اکوسیستم ها سعی و مراقبت دائمی را می طلبد و هزینه زیادی را در بر دارند اما در بین نقاط مختلف استان، شهرستان خاتم دارای وضعیت متفاوتی است زیرا علاوه بر این که دارای تنوع زیستی قابل توجهی است اکوسیستم های آن نسبتاً پایدار بوده و علاوه بر این مجموعه ای از انواع زیستگاه ها را در خود جای داده که در ذیل به برخی از توانمندی های شهرستان جهت مطرح شدن به عنوان قطب ویژه اکوتوریستیاستان یزد می پردازیم:
۱- کویر هرات و مروست که با پوشش گیاهی عمدتاً تاغ، اشنان، گز و … زیبایی خاص خود را داشته و قابلیت مناسبی جهت برگزاری تورهای بیابانگردی، شتر سواری، آسمان کویر و … دارد.
۲- وجود ۶۴۰۰۰ هکتار جنگل زاگرسی منحصر به فرد شامل جنگل های باغ شادی، باغ معدن و چاه منج بوده و جمعیت قابل توجه و متنوعی از پرندگان، خزندگان و حشرات را در خود جای داده و خوشبختانه احیا و زادآوری جنگل به خوبی در این منطقه مشاهده و قابلیت مناسبی جهت ایجاد مرکز تحقیقات گونه های جنگلی کشور و همچنین ایجاد شکارگاه مصنوعی جهت جذب محققین، گردشگران و شکارچیان مجاز را دارد.
۳- وجود استوادن(استخوان دادن) و غارهای طبیعی شگفت انگیز مانند غار خانه خدا و شگفت بابا زاهد.
۴- مناطق جذاب و دیدنی کر، تیه، لای تاریک و لای روغنی در کرخنگان که به علاوه چنارهای ۲۰۰۰ ساله که مجموعه اکوتوریستی جامع و قابل توجهی را فراهم نموده است.
۵- پناهگاه حیات وحش بوروایه با مساحت تقریبی ۱۰۰ هزار هکتار که با دارا بودن تنوع گیاهی از جمله گیاهان دارویی مثل آویشن، کاکوتی، انقوزه، آلاله کوهی، و … و تنوع جانوری قابل توجه و منحصر به فرد کشور است.
۶- منطقه پیشنهادی شکار ممنوع قره تپه هرات با وسعت ۸۰ هزار هکتار که علاوه بر انواع آهو و جبیر دارای جمعیت قابل توجهی از هوبره بومی بوده و وجود همین پرنده نادر و با شکوه تنها مرکز تحقیقاتی هوبره کشور در شهرستان خاتم راه اندازی و کار تکثیر در آزمایشگاه را به خوبی انجام دهد. ضمناً زاغ بور تنها پرنده ای است که در ایران وجود دارد و زیستگاه بومی آن همین منطقه قره تپه می باشد.

۷- منطقه جنگلی حفاظت شده باغ شادی با وسعت حدود ۹ هزار هکتار که از نوع جنگل های زاگرس با پوشش گیاهی بنه، بادام کوهی، کیکم، ارزن آلوچه وحشی، درمنه، گون، شقایق وحشی و … است و اخیراً پذیرای چند راس گوزن زرد ایران از دشت ناساری بوده است. رودک عسل خوار نیز در این منطقه علاوه بر گونه های جانوری دیگر مشاهده شده است.

۸- آبگیر های فصلی شهرستان مثل کفه مروست، سد مروست، چشمه شور، حوالی چاه آرتزین و … که پذیرای پرندگان مهاجر مثل درنا، مرغابی کله سبز، کنگر، آنقوت و … در فصل مستان هستند.

۹- سرچشمه نهر مسیح و پارک جنگلی آن که در فاصله ۵ کیلومتری هرات واقع و نهر مسیح با دبی ۳۲۰ لیتر در ثانیه از آن سرچشمه و از قلب شهر هرات مرکز شهرستان خاتم عبور می کند. علیرغم این که این پارک جنگلی هنوز ساماندهی نشده ولی پذیرای تعداد قابل توجهی از مردم محلی و اهالی شهرستان های مجاور است.

۱۰ – چشمه سارهای متعدد و قنوات مختلف که از آن جمله می توان به قنات تاج آباد (محمد کریم خان) با دبی ۲۰۰ لیتر در ثانیه و طول ۳ کیلومتر و قنات نفس القریه با دبی ۲۵۰ لیتر در ثانیه و طول ۱۷ کیلومتر اشاره کرد. البته در کنار قابلیت های اکوتوریستی فوق الذکر و آثار طبیعی متعدد دیگر باید به این نکته نیز اشاره کرد که از جنبه جاذبه های تاریخی و باستانی هم شهرستان خاتم دارای بافت قدیم، بقعه و قلعه معروف در مروست و قلاع و کاروانسراهای متعدد در هرات و دارای سایت باستانی چاهک و هرابرجان است و بد نیست بدانید که تا حدود ۵۰ سال پیش به هرات (سرزمین قلعه ها) می گفتند. بنا بر این جا دارد که شهرستان خاتم به عنوان قطب گردشگری استان یزد تعریف و صنعت اکوتوریسم استان بر محوریت شهرستان خاتم شکل گیرد تا بتوان چشم انداز روشنی از این صنعت در استان منصور شد.

استان یزد
موقعیت : مرکز ایران
مجاورت : شمال: استان اصفهان شمال شرقی : استان خراسان جنوب غربی: استان فارس جنوب شرقی : استان کرمان غرب: استان اصفهان
آب و هوا: به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک
وسعــــت: حدود ۷۲۱۵۶ کیلومتر مربع وسعت معادل تقریباً ۳۷/۴ درصد از وسعت کل ایران
جمعـیــت: ۷۵۰۷۶۹ نفر در سال ۱۳۷۵

تقسیمات:
شهرستانها: ابرکوه، اردکان، بافق، تفت، خاتم، صدوق، طبس، مهریز، مِیبُد، یزد
مکان های دیدنی و تاریخی
استان یزد از مكان های دیدنی و تاریخی بسیاری برخوردار است كه برخی از مهم ترین آن ها عبارتند از: مسجد جامع كبیر، مسجد كهن فرج، بقعه‌ی سید ركن‌الدین، بقعه‌ی دوازده امام، دخمه‌ی زرتشتیان، آتشكده‌ی زرتشتیان (یزدان)، باغ دولت‌آباد، بانك شاهنشاهی، خانه‌ی تقدیری، خانه‌ی مودت، مسجد ریگ، بادگیرها، گنبد عالی ابركوه، پرسبز، مجموعه‌ی خیرآباد، مسجد بیرون ابركوه، چهار سوق و بازارشاهی، مدرسه‌ی علمیه‌ی امام خمینی، رباط خرگوشی، تكیه‌ی امیرچقماق و مسجد جمعه‌ی نو (در یزد)، نارین قلعه (در میبد)، مسجد جامع (در اردكان) و كاروان‌سرای خرانق..
صنایع و معادن

استان یزد از دیر باز منطقه ای صنعتی بوده و صنایع آن به دو صورت صنعتی و دستی رواج داشته است. فرش بافی، چاقو سازی، سبد بافی، سنگ تراشی، پارچه بافی، زیلو بافی، سرامیك، سفال سازی، كرباس بافی، طلا و نقره كاری از صنایع دستی یزد هستند. این استان از نظر صنایع كارخانه ای اکنون دارای کارخانه های تولیدی بزرگ و کوچک است. علاوه برکارگاه های کوچک نساجی و شیرینی سازی، که شمار آن ها بسیار است، ده ها واحد تولیدی دیگر وجود

دارد که در رشته های گوناگون فعالیت می کنند. صنایع ماشینی ریسنده گی و بافنده گی از سال ۱۳۱۲ هـ. ش، در استان یزد پدید آمد. اساس این دگرگونی وجود صدها کارگاه سنتّی بافنده گی و هزاران بافنده ماهر و هنرمند در این منطقه بوده، که هم زمان با نخستین حرکت های صنعتی شدن ریسنده گی و بافنده گی در کشور، به مراکز تولیدی کارخانه‎ای روی آوردند. استان یزد با دارا بودن ۳۳۰ واحد تولیدی نساجی، نیمی از منسوجات کشور را تولید و عرضه می کند و ۷۰ در صد زمینه های اشتغال صنعتی استان یزد، به این صنایع تعلق دارد. با وجود شرایط آب و هوایی و زیستی نامناسب منطقه، تشكیلات زمین شناختی این

استان، ذخیره های بزرگ معدنی را در دل خود، جای داده است، به طوری که می توان این استان را منطقه ای معدنی نامید. بزرگ ترین قطب های معدنی آهن ایران در استان یزد قرار دارد. هم چنین می‎توان از معادن غنی سرب و روی مهدی آباد، کوشک، درّه انجیر و منصور آباد، بوکسیت صدر آباد، معدن اورانیوم ساغند اردکان كه در نوع خود در خاورمیانه بی‎نظیر است، مس اردکان و تفت، نام برد. افزون بر آن، معدن های فلزی، سنگ های تزیینی با کیفیت بسیار بالا، مانند: مرمر، مرمریت، گرانیت، چینی، … و نیز موادی چون باریت، گچ، فسفات، نمک، … به فراوانی در سطح استان یزد وجود دارد

کشاورزی و دام داری
كشاورزی استان یزد به دلیل بارش اندك به گونه كشت آبی است و رونق چندانی ندارد. تلاش كشاورزان این ناحیه براین است كه با بهره گیری از كم ترین آب و خاك حاصل خیز، توانسته اند كشاورزی را در محدوده ای اندك به دیگر بخش های اقتصادی پیوند دهند. از مهم ترین فرآورده های كشاورزی یزد می توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه ای، جالیز، زیره، گوجه فرنگی، ‌بادمجان و سردرختی به ویژه انار، انجیر و پسته را نام برد. دام پروری نیز به روش سنتی و صنعتی رواج دارد، اما به دلیل كمبود علوفه رونق زیادی ندارد. مردم آبادی های پیرامون شهر یزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
یزد، یعنی آفریننده خوبی ها، پاكی ها و شهر خداست. نام گذاری این شهر با واژه «یزش» به معنای ستایش و نیایش در زبان پارسی میانه و با واژه یزدان یا یزتان به معنی پاك، مقدس، فرخنده و همچنین به معنی ذات خدا در ارتباط است. یزد در دوران هخامنشی و شاید پیش از آن «ایستاتیس» نامیده می شده که «هرفته» (فرافر) و «سریزد» كنونی، در ۳۰ كیلومتری خاور شهر یزد بازمانده این شهر است. استان یزد از تاریخی كهن برخوردار است، تا جایی كه بنای شماری از شهرهای آن، مانند: میبد را به سلیمان پیامبر، یزد را به ضحاک و اسکندر مقدونی و ابر کوه را به ابراهیم پیامبر نسبت داده‎اند. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود دراستان یزد به سهم خود، بازمانده شایان توجهی از تاریخ و فرهنگ کهن ایران است. کشاورزی و مدنیت یزد، در چهار کانون بزرگ مهریز و فهرج، یزد، رستاق و میبد و اردکان، پا گرفته است. این منطقه با قرار گرفتن در مسیر شاه راه های باستانی ری ـ کرمان و پارس ـ خراسان، در میانه هزاره نخست پیش از میلاد، نقش مرزبانی ایالت ها و نگه بانی راه های بسیاری را که به چهار سوی ایران می رفته، ایفا می‎کرده است.
منطقه یزد بی گمان، در دوران هخامنشی دارای راه های بزرگ و معتبر، راه داری و مراکز پستی و چاپاری بوده است. زیرا علاوه بر راه های شناخته شده باستانی، از روی مدارک پیشین، راه‎های فراموش شده‎ای نیز که در روزگار باستان به مرکز اقتصادی و فرهنگی ایران باستان می‎پیوسته‎اند به تازه‎ گی شناسایی شده‎اند.
منطقه یزد، در دوران ساسانی، به ویژه در روزگار قباد، انوشیروان و یزدگرد اوّل، … از جایگاه اجتماعی و اقتصادی ویژه ای بر خوردار بوده و به عمران و آبادی آن، توجه بسیار شده است. در نخستین سده اسلامی، سرزمین یزد به دست مسلمانان افتاده قبایل عرب به سوی ایران سرازیر شدند. گروهی نیز از قبیله های بنی تمیم و بنی عامر، درکوی عرب ها ی یزد، استقرار یافتند. در سده ۴ هـ. ق، که دیلمیان بر بخش های باختر و جنوب ایران و عراق چیره گردیدند، جمعی از علویان هم به یزد آمده در کوی حسنیان سکونت گزیدند. بنیان گذار این خاندان علاء الدوله ابوجعفر بود كه در ۳۹۸ هـ. ق، از سوی سیّده خاتون، دختر عمه خود ( مادر مجدالدوله دیلمی ) به حکومت مستقل اصفهان و پیرامون آن منسوب گردید. در سال ۴۴۳ هـ. ق طغرل سلجوقی، شمس الملوک ظهیر الدین ابومنصور فرامرز را به حکومت مستقل یزد و ابر کوه منصوب کرد. از سرشناس ترین افراد این خاندان امام زاده سیّد جعفر ( ع ) است، که از سیّدهای عریضی بوده در سال ۴۲۴ هـ. ق، در یزد در گذشت و مزارش هم چنان زیارتگاه مردم است.

 

حکم رانی ابومنصور فرامرز در روزگار فرمان روایی طغرل، آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی بوده نزد آنان احترام ویژه ای داشت. پس از وی به ترتیب فرزندش مؤید الدوله ابومنصور علی بن فرامرز، علاءالدوله کالیجار و پسرش امیر فرامرز، بر یزد حكومت كردند. اینان در نزد سلجوقیان، دارای احترام و اعتبار بودند. چون امیر فرامرز پسر نداشت، حکومت یزد به دو دخترش واگذار و رکن الدین سام بن وردان روز، به اتابکی آنان گماشته شد. بدین ترتیب حکومت یزد، از آل کاکویه به اتابکان یزد انتقال یافت.

رکن الدین سام، پس از اندک زمانی، در سال ۵۸۴ هـ. ق، از کار اتابکی دختران امیر فرامرز کنار رفت و برادرش عزالدین، به اتابکی رسید. اتابکان یزد با ایجاد پیوند های زناشویی، روابط دوستانه‎ای با سلجوقیان بر قرار کردند و مورد احترام و مشورت آنان بودند. پس از عزالدین ( در گذشته ۶۱۵ هـ. ق )، وردان روز، اسفهسالار ابومنصور ( قطب الدین ) ( در گذشته ۶۳۷ هـ. ق )، قطب الدین محمود، رکن الدین علاءالدوله ( در گذشته ۶۶۲ هـ. ق )، طغان شاه، علاءالدوله ( در گذشته ۶۷۳ هـ. ق )، رکن الدین یوسف شاه، و حاجی شاه بن یوسف شاه یكی پس از دیگری به اتابکی رسیده بر یزد و پیرامون آن حکومت کردند. اتابکان در

آبادی و عمران یزد کوشش های بسیاری کردند و بناهای زیادی از خود به یادگار گذاشتند. رکن الدین سام در نزدیکی دروازه مهریز مدرسه اتابک را ساخت. وردان روز در بازار دلالان، مدرسه وردان روز را بنا کرد. محمود شاه در گسترش شهر کوشید و کوی‎های بیرون شهر را درون حصار آورده میدانی بزرگ نیز در شهر ساخت. مادرش مریم ترکان نیز روستای مریم آباد را بنا نهاد. در روزگار حمله چنگیز به ایران سلطان ابومنصور اتابک ( قطب الدین )، چیره گی مغولان را پذیرفت و

جانشینان‎اش به عنوان دست نشانده‎ گان مغول، در حکومت یزد پایدار شدند و با کفایت و زیرکی، یزد را از سپاه مغول مصون داشتند.
در این دوره به دلیل امنیت و آرامش نسبی در یزد، بازرگانی و پیشرفت شهر ها و آبادی ها و مبادله کالاهای گوناگون، رونق یافت و کالاهای یزدی تا آن سوی آب های جنوبی ایران، به ویژه هندوستان راه یافت. راه داری و نگه داری راه ها، در دوران مغول و ایل خانان مورد توجه قرار گرفت و نگاه داری راه‎ها را به بزرگان و امرا واگذار کردند. در اوایل سده ۸ هـ. ق، امنیت و نیز راه هایی که از منطقه یزد می‎گذشتند؛ گسترش یافت. این مسأله نقش به سزایی در رونق بازرگانی و هم چنین شکوفایی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایالت یزد داشت. حکومت حاجی شاه بن یوسف آخرین اتابک خاندان اتابکان یزد، در ۷۱۸ هـ. ق به دست امیر

مبارزالدین محمّد بن مظفر از میان رفت.
امیر مظفر، بزرگ خاندان مظفر، از نواده گان غیاث الدین خراسانی بود، که در دربار ایلخانان مغول وارد خدمت شد و به حکومت میبد رسید. پس از مرگ او، پسرش امیر مبارزالدین محمّد در اوایل حکومت ابوسعید بهادر خان ( ۷۱۶ – ۷۳۶ هـ. ق ) ایل خان مغول به حکومت میبد و راه داری یزد انتخاب شد. در سال ۷۱۸ هـ. ق، حاجی شاه بن یوسف، اتابک یزد را، در نبردی شکست داده وضمن پایان دادن به حکومت اتابکان یزد از سوی ابوسعید بهادر خان، به حکومت یزد رسید.

مبارزالدین محمّد، پس ازدرگذشت ابوسعید بهادر خان، دم از استقلال زد و بر کرمان، شیراز و قلمرو حکومت ملوک شبان کاره، در جنوب ایران چیره شده در سال ۷۲۳ هـ. ق، حکومت آل مظفر را تشکیل داد. یزد، در روزگار حکومت امیر مبارزالدین، از نظر سیاسی و اقتصادی دارای اهمیت و اعتبار شد. این جایگاه، نه تنها به خاطر تلاش مظفریان در یزد پدید آمد، بلکه شرایطی که در دوره مغول بر کشور حاکم شد، شهر های دور افتاده و به دور از هیاهوی سیاسی، چون یزد را مورد

توجه نام داران قرار داد. طی یک سده حکم رانی مغول بر ایران، ناحیه یزد بیش از دو برابر گسترش یافت و با مدیریت و تدبیر امیر مبارزالدین محمّد، به مرکز فعالیت های سیاسی و اقتصادی تبدیل یافت.

قلمرو امیر مبارزالدین محمّد با در گذشت وی به سال ۷۶۵ هـ. ق بین پسران‎اش بخش شد، به طوری که سلطان احمد، در کرمان، شاه محمود، در اصفهان، شاه یحیی، در یزد و شاه شجاع، در فارس و بخشی از خوزستان به حکومت پرداختند. كه از این میان شاه یحیی نسبت به آبادانی سرزمین یزد، تلاش بسیار کرد. در حکومت ۷۷ ساله آل مظفر ( ۷۱۸ – ۷۹۵ هـ. ق ) منطقه یزد به اوج شکوفایی و بزرگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رسید. در مدرسه ها، مسجدها، دارالسیاده ها و خانقاه ها، علوم گوناگون رایج زمان، درس داده می شد. ویژه گی دیگر دوره مظفریان رونق صوفی گری در یزد است. ایجاد خانقاه ها ویژه مرشدان و مریدان صوفیان نبود، بلکه شاهان و شاه زاده گان مظفری و بزرگان هم بدان

علاقه مند بوده صوفیان یزد، از احترام ویژه خاندان مظفری بر خوردار بودند. حکومت آل مظفر در سال ۷۹۵هـ. ق به دست تیمور لنگ خاتمه یافت.
تیمور لنگ حکومت یزد را به یکی از نزدیکان خود سپرد. اما پس از بازگشت تیمور به ماوراءالنهر، گروهی، از همدلی مردم نسبت به آل مظفر بهره برده به رهبری آبدار، یزد را از دست حاکم تیموری بیرون آوردند. سپس سلطان محمّد، پسر ابوسعید طبسی، یزد را به دست آورده استقلال آن را اعلام نمود. با عدم توفیق حاکمان تیموری نایین، اصفهان و اردستان در برگرداندن نظم و امنیت به یزد، پیر محمّد، پسر عمر شیخ و نوه تیمور لنگ حکم ران فارس، و نیز حاکم سیستان با

سپاهی ره سپار یزد شده؛ یزد را محاصره و سرانجام گشودند. تیمور لنگ برای حفظ جایگاه هنری و اهمیت یزد، دستور داد نسبت به مردم این سامان نرمی نشان داده مالیات دو ساله را نگیرند. هم چنین فرمان داد تا برج و باروی شهر را بنا کرده دارالحکومه معروف به « دژ مبارکه نارین قلعه » را به طور شایسته ای بسازند.

ایالت یزد پس از مرگ تیمور، مدتی پهنه درگیری نوادگان تیمور، پیر محمّد و اسکندر بود. شاهرخ پسر تیمور با پیروز شدن بر دیگران حکومت یزد را به امیر جلال الدین، پسر چخماق سامی سپرد. وی با مردم یزد به خوبی رفتار کرد و برای عمران و آبادی این سرزمین کوشش نمود و بناهای بسیاری از خود بر جای نهاد، که برخی از آن ها هنوز برجای مانده از آثار تاریخی و دیدنی استان یزد به شمار می روند. پس از در گذشت امیر جلال الدین، بیوه و فرزندانش دنباله کار را گرفته از خاندان خود، نام نیک به یادگار گذاشتند.