ایدز

مقدمه
از آنجائي كه در كشورهاي صنعتي و پيشرفته به علت ازدياد جمعيت، مسافرتهاي پي در پي و پيدايش مراكز تفريحي ناسالم و عدم پايبندي به مسائل اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي و مذهبي و از سوي ديگر اضافه شدن مسائل اقتصادي و نيز اعتياد، بيماريهاي آميزشي ازجمله ايدز شيوع پيدا نموده است و به علت وجود راديو، تلوزيون، نوارهاي ويدئوئي، ماهواره و اينرتنت فرهنگ هاي غلط اين جوانع به كشورهاي در حال توسعه رسوخ يافته و جوانان و افراد ضعيف النفس را تحت تاثير قرار داده، به طوري كه امروزه در اكثر كشورها بيماريهاي فوق

منجمله ايدز در حال شيوع مي باشد. مشكل خاصي كه در بيماري ايدز وجود دارد ابتلا بيشتر آن، در بين جوانان بوده كه زمان فعاليت جسمي و نيز جنسي است، لذا شركاء جنسي، همسر و نيز نسل بعدي نيز مي توانند آلوده شوند لذا هزينه گزاف از نظر آزمايشات پي گير و درمان دربر خواهد داشت كه به وضعيت اقتصادي و سرمايه هاي آن مملكت نيز لطمه وارد خواهد نمود. و چون بيماري واكسن و نيز درمان قطعي ندارد آسيب اجتماعي و اقتصادي مهمي كه مي تواند ناشي از آلودگي به HIV باشد روشن مي گردد.

چون بيماري ايدز كليه اعضاء بدن را درگير مي نمايد و نيز عوارض روحي رواني فراواني را در بيمار ايجاد مي نمايد و نيز عوارض روحي رواني فراواني را در بيمار ايجاد مي نمايد كليه پزشكان در رشته هاي مختلف و نيز در پرستاري، تزريقات و پانسمان بايد آگاهي در زمينه ايدز داشته تا خود و بيماران و مراجعين را در معرض خطر قرار ندهند.
روشن است كه رسانه هاي مختلف چون راديو تلوزيون روزنامه ها و بولتن ها در فرودگاهها، آرايشگاهها و نيز از طريق ديگر مي توانند سطح اخلاقي، فرهنگي، علمي و مذهبي جامعه را ارتقاء داده تا با پايبندي به اصول فوق خطر شيوع اين بيماري را كاهش دهند.

اپيدميولوژي ايدز
سندورم نقص ايمني اكتسابي (ايدز) اولين بار در آمريكا در تابستان ۱۹۸۱، در ۵ بيمار مرد هم جنس باز بود كه بدون توجيهي دچار پنوموني پنومو سيتيس كاريني شده بودند و همچنين ۲۶ مرد هم جنس باز كه دچار ساركوم كاپوزي شده بودن مشخص شد. بعد از آن بيماري در مردان و زنان معتاد به تزريق و سپس در دريافت كنندگان خون و هموفيلي ها مشاهده شد. در سال ۱۹۸۳، ويروس HIV از يك بيمار مبتلا به لنفادنوپاتي جدا شده و در ۱۹۸۴ مشخص شد كه عامل بيماري ايدز مي باشد. در سال ۱۹۸۵ تست حساس ELISA‌ براي تشخيص ابداع گرديد.

در اواسط دهه ي ۱۹۸۰ يك ويروس HIV ديگر در غرب آفريقا بنام HIV-II كشف شد كه منجر به ايدز مي شود اما بيماري ناشي از آن كمتر تهاجمي بوده و دوره ي بدون علامت آن طولاني تر است.
در ابتدا (قبل از تشخيص HIV به عنوان عامل ايتولوژيك ايدز) ايدز براي اهداف نظارتي توسط CDC به عنوان وجود يك بيماري فرصت طلب تلقي مي شد كه اين بيماري، حداقل بطور متوسط پيش بيني كننده ي يك نقص زمينه اي در ايمني سلولي و در غياب علل شناخته شده نقص ايمني زمينه اي (مثل بدخيمي) بود. پس از آن تعريفهاي ديگري از ايدز صورت گرفت كه آخرين آنها در سال ۱۹۹۳ توسط CDC بيان گرديد. در اين تعريف كه براي بزرگسالان و نوجوانان آلوده به HIV ارائه گرديده است افراد بر اساس وضعيتهاي باليني همراه عفونت HIV و

تعداد CD4 آنها تقسيم بندي مي شوند. اين سيستم بر اساس سه طيف تعداد CD4 و سه گروه باليني مي باشد كه در نهايت ۹ دسته را مشخص مي كند. بر اساس اين سيستم هر فرد آلوده به HIV در صورتيكه CD4 كمتر از ۲۰۰ داشته باشد بدون توجه به وضعيت باليني، ايدز تلقي مي شود. وضعيت هاي باليني گروه باليني C در حال حاضر عبارتند از سل ريوي، پنوموني مكرر و سرطان مهاجم دهانه ي رحم. البته با وجود اينكه تعريف ايدز پيچيده مي باشد ولي پزشك بايد به عفونت HIV فكر كند نه اينكه برروي اين مطلب كه ايا بيمار ايدز دارد يا خير متمركز شود. اين تعريف ايدز فقط جهت اهداف نظارتي مي باشد و نه جهت مراقبت كاربردي بيماران.

در حال حاضر ايدز تقيربا در تمام نقاط جهان مشاهده مي شود. بر اساس آخرين اطلاعات كه در ژون سال ۲۰۰۰ ارائه گرديده است تا دسامبر سال ۱۹۹۹ حدود ۳/۴۳ ميليون نفر در سراسر دنيا مبتلا به ايدز بودند كه ۳۳ ميليون نفر آنها بالغين (كه از آنها ۷/۱۵ ميليون نفر زن بودند) و ۳/۱ ميليون نفر زير ۱۵ سال بودند. تا همين زمان، تعداد كل موارد مرگ و مير ناشي از ايدز، به حدود ۸/۱۸ ميليون نفر رسيد كه ۱۵ ميليون نفر از آنها بالغين (كه ۷/۷ ميليون زن بودند) و ۸/۳ ميليون نفر آنها كودكان زير ۱۵ سال بودند. اگرچه اپيدمي ايدز در كشورهايي

مانند آمريكا در سالهاي اخير و مشخصا از سال ۱۹۹۳ شروع به كاهش نهاده است (البته مرگ و ميرهاي ناشي از ايدز در آمريكا از سال ۱۹۹۵ شروع به كاهش نهاد) اما از آنجا كه بيماري در ساير كشورهاي جهان و مخصوصا كشورهاي در حال توسعه انتشار مي يابد شيوع كلي ايدز، در جهان روز به روز در حال افزايش است بطوريكه فقط در سال ۱۹۹۹ در سراسر دنيا ۴/۵ ميليون نفر آلوده به HIV شدند كه ۷/۴ ميليون نفر آنها بالغين (كه ۳/۲ ميليون نفر زن بودند) و ۰۰۰/۶۲۰ نفر آنها كودكان زير ۱۵ سال بودند. در طي همين زمان ميزان مرگ و ميرز ناشي از ايدز ۸/۲ ميليون نفر بود كه

۳/۲ ميليون آنها بالغين (۲/۱ ميليون نفر آنها را زنان تشكيل مي دادند) و
۰۰۰/۵۰۰ آنها كودكان زير ۱۵ سال بودند.

مطابق برنامه كميته ملل متحد در مورد ايدز، در پايان سال ۱۹۹۹، تغييرات زير در اپيدمي (پاندمي) ايدز مشاهده مي شوند:
امروزه تخمين زده مي شود ۶/۳۳ ميليون نفر در دنيا مبتلا به HIV يا ايدز هستند. از اين تعداد ۴/۳۲ ميليون نفر بزرگسال هستند، ۸/۱۴ ميليون نفر زن و ۲/۱ ميليون نفر كودكان زير ۱۵ سال هتسند.

در طي سال ۱۹۹۹، بيماريهاي همراه HIV باعث مرگ حدود ۶/۲ ميليون نفر ازجمله ۱/۱ ميليون زن و ۰۰۰/۴۷۰ كودك زير ۱۵ سال شده اند.
زنان بطور فزاينده اي مبتلا به HIV مي شوند. حدود ۴۶% يا ۸/۱۴ ميليون بزرگسال مبتلا به HIV يا ايدز در سراسر دنيا، زنان هستند.
اكثريت غالب افراد آلوده به HIV (حدود ۹۵% از كل مبتلايان) در حال حاضر در كشورهاي در حال توسعه زندگي مي كنند.
تا پايان سال ۱۹۹۹، اپيدمي ايدز باعث بي مادر شدن ۲/۱۱ ميليون كودك گرديده است كه بسياري از اين كودكان پدرانشان را نيز از دست داده اند.

روشهاي انتقال عفونت HIV
اگرچه ابتدا ايدز در مردان هم جنس باز و معتادان به تزريق در آمريكا ديده شد ولي تماس هتروسكسوال روش اصلي انتقال HIV-I در اكثر مناطق دنيا شناخته شده است كه مسئول بيش از ۹۰% موارد عفونت از سال ۱۹۹۰ مي باشد. ويروس هم در مني و هم در ترشحات واژن و دهانه ي رحم وجود دارد و مي تواند هم از مرد به زن و هم از زن به مرد در طي نزديكي واژينال منتقل شود؛ البته احتمال انتقال از مرد به زن بيشتر است (۲۵% در برابر ۱۰%). وجود همزمان ساير STD ها مخصوصا انواعي كه باعث زخم تناسلي مي شوند قويا انتقال جنسي HIV-I را تسهيل مي كند.

ويروس آزاد و درون سلول در خون بيماران آلوده وجود دارد. بنابراين قبل از شروع بررسي خون هاي اهدايي از جهت HIV در اواخر ۱۹۸۵، انتقال عفونت از طريق خون يا محصولات خوني (فاكتور ۸ و ۹ در هموفيلي) مسئول تقريبا
۳% موارد ايدز در آمريكا بود.
از آن زمان تمام خونهاي اهدايي از نظر HIV بررسي مي شوند و محصولات خوني علاوه بر اين ازمايش تحت تأثير حرارت، عاري از HIV فعل مي شوند خطر انتقال از راه خون و محصولات آن در حال حاضر بسيار كم است ولي هنوز وجود دارد مثلا در سال ۱۹۹۹ در آمريكا ۱% بيماران از راه تطريق خون آلوده شدند و كمتر از ۱% در اثر فرآورده هاي خوني. افراديكه اخيرا آلوده به HIV شده اند ممكن است در طي هفته هاي اول تا زمانيكه آنتي بايد در بدن آنها ايجاد شود خون اهدا كنند كه آزمايش HIV در آنها هنوز منفي است، البته اين موارد نادرند.

به علت دوره مخفي طولاني بين عفونت HIV و بيماري هاي همراه ايدز، اپيدمي باليني ايدز با تاخير ۸ تا ۱۰ ساله پس از انتشار ويروس به جمعيت جديد ظاهر مي شوند. مردان هم جنس باز و دوجنس باز مسئول سه چهارم موارد ايدز در آمريكاي شمالي در سال ۱۹۸۵ بودند. تا سال ۱۹۹۶ اين گروه مسئول درصد اندكي از موارد ايدز در آمريكا بودند. در ۱۹۸۵ انتقال هتروسكسوال، كمتر از ۱% موارد ايدز را در آمريكا تشكيل مي داد ولي در سال ۱۹۹۶ اين ميزان به بيش از ۲۰% موارد ايدز و ميزان بيشتري در بين بيماران بدون علامت رسيد. از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۵ كمتر از ۴% موراد ايدز در زنان رخ مي داد (در آمريكا)؛ در حال حاضر سرعت افزايش موارد ايدز در زنان بشتر از همه است و ۲۰% موارد جديد ايدز در ۱۹۹۶ در زنان رخ داد.
مصرف مشترك سوزن جهت تزريق مواد مخدر، ويروس را بطور موثري منقل مي كند و هنوز يك راه اصلي انتشار HIV در آمريكاي شمالي و اروپاي غربي است. به علت تجمع معتادان

تزريقي در مناطق فقير مركزي شهري، ميزان بالايي از زنان آلوده از آمريكاي شمالي، آفريقايي يا لاتين هتسند. تفاوتهاي الگوهاي ناحيه اي مصرف مواد مخدر تزريقي به ميزان مي تواند تفاوتهاي ۱۰۰ برابري در مناطق مختلف آمريكا را توجيه كند.
انتقال هتروسكسوال نقش بزرگي در افزايش سريع عفونت HIV در نوزادان ايفا مي كند. انتقال HIV ممكن است در رحم، در حين زايمان يا با شيوع كمتر پس از زايمان و از طريق شير مادر باشد. ۲۵ تا ۳۰ درصئ نوزادانيكه از مادران آلوده بدنيا مي ايند و درمان ضد ويروسي دريافت مي كنند آلوده به HIV مي شوند. تحقيقات در آمريكا بر روي زنان حامله نشان داده است كه حدود ۳% زنان حامله در آمريكا آلوده اند. جالب توجه اينكه بيش از نيمي از اين زنان، از آلوده بودن خود اطلاع نداشتند.

همچنين عفونت HIV پس از تماس اتفاقي تزريقي (Parenteral) كارمندان بهداشتي با خون بيمار آلوده به HIV رخ داده است.
خطر انتقال عفونت پس از صدمه ي ناشي از سوزن آلوده به خون يك فرد مبتلا، حدود ۳/۰ درصد است. احتمال اينكه كاركنان بهداشتي مبتلا كه اقدامات تهاجمي پزشكي را انجام مي دهد بيماران خود را آلوده كننده بررسي شده است؛ اين خطر بسيار كم است. اولين مورد گزارش شده از اين دسته يك دندانپزشك بود كه ۶ بيمار خود را آلوده كرد.
مشاوره و تبادل نظر با روانپزشك

مشاوره چيست؟ مشاوره در زمينه HIV و ايدز عبارتست از بحث بين بيمار يا مراجعه كننده به عنوان تبادل نظر با مشاور. ممكن است اين مشاوره، كوتاه مدت يا طولاني باشد اما دو هدف اصلي دارد:
الف: پيشگيري از انتقال HIV به ديگران ب: كمك به فردي كه بطور مستقيم يا غيرمستقيم با HIV درگير است.
در مشاورة پيش گيري بايد به بيماران تفهيم نمود كه روش زندگي و يا رفتار جنسي آنها سبب مخاطره در زندگي گروهي ديگر و يا افرادي كه با آنها سر و كار دارند مي شود. لذا به آنها خطر رفتار مخاطره آميز و بقيه مسائل را آموزش داد و بطريقي تغيير در رفتار آنها وارد نمود و سپس طرز زندگي جديد را آموزش داد و جايگزين نمود.

مشاوره در HIV براي افزايش شناخت شخص بيمار از خودش بوده لذا وي به خود متكي شده تا بتواند تغييرات مطلوب در وضع رفتار خود ايجاد كند. ايجاد يك رابطة همراه اعتماد و حمايت گرانه با مشاور نيز اهميت زيادي دارد.
مشاوره با اين بيماران به اين دليل است كه به بيمار كمك شود تا بتوانند در مقابله با حالات استرس و عدم اطمينان خود را سازش دهد. اين استرس سبب حملات و يا حالات مداوم اختلالات رواني و عوارض روحي در كساني كه مبتلا هستند و يا افرادي كه به اين بيماران علاقه دارند مي شود. در صورتيكه مشاوره نامناسب و در حد كافلي نباشد اختلالات مزمن رواني ممكت است رخ دهد مثلا در نقاط بدون خدمات مشاوره يا خودكشي صورت مي گيرد براي جلوگيري از اشتباه در عمل، مهم است كه فرق بين عمل مشاوره و آموزش بهداشت را دانست. بطوريكه در مشاوره با يك فرد بخصوص راجع به مسائل و مشكلات خاص وي برخورد مي شود درحاليكه در بهداشت فردي، راجع به مسائل كلي بهداشتي و يا آموزش بهداشت عمومي كه براي عموم است بحث مي گردد.

مشاوره
پيشگيري
-تعيين اينكه آيا شيوه زندگي فرد، او را در معرض خطر قرار مي دهد
-كار با فرد به گونه اي كه او خطرات را ذك كند.
-كمك به تشخيص مفهوم رفتار پرخطر
-كمك به تعيين احتمال واقعي تغيير رفتار
-كمك به فرد براي ايجاد و حفظ تغييرات مناسب و بهتر در رفتار.
حمايت
مشاوره فردي، گروهي و خانوادگي براي كاهش و جلوگيري از عوارض رواني

چرا مشاوره لازم است؟
بسيار مهم است كه بيمار آلوده به HIV تحت مشاوره قرار گيرد زيرا به راحتي از انتشار اين بيماري مي توان پيش گيري كرد كه اين عمل با تغيير در رفتارهاي جنسي وي صورت يم پذيرد كه اين موضوع وقتي تحقق مي يابد كه جلب اعتماد و وابستگي بين بيمار و مشاور صورت گرد. همچنين وقتي بيمار مي فهمند مبتلا به عفونت HIV شده است داغ اين موضوع و ترس از دوري از اجتماع سبب فشارهاي روحي بسيار شديد در وي مي شود و عدم اطمينان به درمان در گذشته و آينده موضوع را تشديد مي كند.
اين عوارض روحي مي تواند گذرا و يا حمله اي باشد. درمان باليني خوب محتاج به مشاوره مداوم بوده و شخص مشاور نيز بايد خبره و با تجربه باشد، لذا تبادل نظر با بيمار عوارض روحي پيدا شده را تقليل داده و يا از آن جلوگيري مي نمايد.

برنامه ها و خدمات مختلف مشاوره اي عبارتند از:
مشاوره قبل از انجام آزمايش
مشاوره بعد از انجاذم آزمايش (چه آزمايش مثبت يا منفي باشد)
بررسي كاهش خطر (براي كمك به جلوگيري از انتقال)
مشاوره پس از تشخيص بيماري
مشاوره خانواده و روابط
مشاوره آماده تلقني
مشاورة افراد دور از دسترس
حوادث و ملاقاتهاي اطلاع رساني عمومي

در چه زمان مشاوره لازم است؟
نه تنها مشاوره در زمينه رفتارهاي جنسي بيمار بايد مداوم باشد و از نظر عمومي در استراتژي كنترل بيماري تاثير دارد، مشاوره قبل از گرفتن خون جهت آزمايش HIV و پس از بدست آمدن نتايج آزمايش نيز لازم است. مشاوره قبل از آزمايش راجع به هدف از آزمايش، مسائل بسيار مهم ناشي از مثبت شدن آن و عواقب آن مي باشد. آماده نمودن بيمار جهت نتايج مثبت (در صورتيكه تاريخچه امراض مقاربتي، مصرف مواد مخدر و يا مسائل مشكوك ديگر وجود دارد)، جهت كاهش ميزان عواقب به اجتماعي رواني در بيمار، در صورت مثبت شدن تست مفيد است.

يك جزء مهم در مرحله قبل از مشاوره، دانستن تاريخچه مسائل جنسي بيمار است، تا مشاوره راجع به احتمال وجود عفونت مشكوك باشد. تاريخچه شخصي بيمار ميز لزوم چنين آزمايشي را مشخص مي كند، ضمن اينكه بدست‌اوردن وضعيت رواني، اين ايده را بدست مي دهد كه در صورت مثبت شدن آزمايش از چه راهي و با چه چيزي به بيمار مي توان كمك و ياري نمود.
هنگاميكه به بيماري مثبت شدن نتيجه آزمايش را ذكر مي كنند اولين حالتي كه سريعا در وي رخ مي دهد شوك، اضطراب حاد، افسردگي و نااميدي تكانه اي (impulsive dispair) و نيز آسيب هاي اجتماعي است. يك پزشك هوشيار درمي يابد كه حمايت يك گروه همكار در اين زمينه مي تواند نقطه اتكاء محكمي براي بيمار در اين لحظه بحراين باشد.
بيماران به اشكال گوناگوني در مقابل آگاهي از مثبت شدن آزمايش HIV واكنش نشان مي دهند و در صورتيكه اين عكس العمل مورد توجه قرار نگيرد سبب عوارض نامطلوب رواني يا جسمي گشته بخصوص اگر اسرار وي نيز كاملا حفظ نشود و يا اينكه بيمار خود از تداوم مشاوره پرهيز نمايد.

اقدامات مشاوره يا در مراحل مختلف
۱-قبل از آزمايش HIV
-تاريخچه جنسي و ارزيابي خطر احتمالي
-اطلاع رساني و توصيه ها
۲-پس از انجام آزمايش و تشخيص

-مشاوره و حمايت
-پيگيري بيمار و شريك جنسي او
-ارجاع به ساير آژانس هاي خدماتي ايدز

ارزيابي رواني اجتماعي و دانش فرد قبل از انجام آزمايش
چرا آزمايش درخواست مي شود؟
چه رفتارهاي خاصي براي بيمار اهميت دارند؟
بيماري در مورد آزمايش و استفاده هاي آن چه چيزهايي بايد بداند؟
آيا بيمار توجه دارد كه در صورت مثبت يا منفي شدن آزمايش چه كاير خواهد كرد يا چه واكنشي نشان خواهد داد ؟

عقايد بيمار و آگاهي او در مورد انتقال ويروس و رابطه آن با رفتار پرخطر چگونه است؟
چه كسي مي تواند حمايت عاطفي و اجتماعي از فرد بنمايد (يا در حال حاضر مي نمايد( (دوستان، خانواده يا ديگران)؟
آيا بيمار خودش قبلا درخواست آزمايش كرده است و در صورتي كه چنين است چه موقع، از چه كسي و به چه دليلي و با چه نتيجه اي؟

مشاوره قبل از آزمايش
* آزمايش
-آزمايشي براي ايدز نيست
-براي تغيير سرمي نياز به گذشت مدت زمان كافي مي باشد.
-فقط نشاندهندة تماس قبلي با HIV است.

-هيچ علامتي از پيش آگهي، شدت عفونت يا مسري بودن آن نيم باشد.
*عوارض عملي مثبت شدن آزمايش
-عدم توانايي در بيمه عمر شدن
-مشكلات احتمالي در انجام درمانهاي دندانپزشكي يا پزشكي

-عدم توانايي در اشتغال به مشاغل خاص
*عواقب روانشناختي مثبت شدن آزمايش
-عدم اطمينان به‌ آينده
-اضطراب شديد، افسردگي، احساس گناه و اختلالات وسواسي.
-اثران ان بر روابط بيمار
*ساير موضوعات
-همه افراد در معرض خطر بايد از اعمال جنسي بي خطر استفاده كنند و راهنمايي هاي كاهش خطر را بكار برند.

عناوين مشاوره
ترس از ايدز: با روش هائي كه مسئولين امور بهداشتي در زمينه ايدز توسط رسانه هاي مختلف به مردم آموزش مي دهند ترس از ايدز و احتمال آلوده بودن در عده اي مورد ظن قرار مي گرد. اين وحست سبب مي شود كه ترس از تماس با منشاء عفونت HIV به طور واقعي يا واهي ايجاد اضطراب شديد در آنها كند.
اضطراب در اين بيماران از طريقي بحز راههاي جنسي مي باشد مثلا مسواك، وسايئل آشپزخانه و يا ظروف غذا، حوله و ملحفه و يا حمام و نيز تماس هاي غيرجنسي مثل بوسيدن. افرادي كه در باره چنين تماس هائي نگران هستند معمولا در پاسخ به اين مطالب كه چنين راههائي خطرستز نيست و نبايد نگران باشند جواب مثبت و خوبي داده و با مشاور خود مساعدت مي نمايند.

گروه سالم هاي نگرتان (worried well): درمان اين گروه در مشاوره مشكل تر هستند. اين گروه از مراجعين از علائم مختلف فيزيكي شكايت مي كنند و معتقدند كه اين علائم حتما مربوط به ايدز مي باشد و با اينكه به اين بيماران مكررا گفته مي شود كه علائم آنها مربوط به hiv نيست و با توجه به سابقه رفتار جنسي آنها نمي توانند مبتلا شده باشند بازهم بر گفته خود اصرار مي كنند. رفتار جنسي آنها نمي توانند مبتلا شده باشند باز هم بر گفته خود اصرار مي كنند. مشخصا ترس از عفونت به حد وسواس مي رسد و در اين مورد حالتهاي وسواسي خيلي شديد هم ديده مي شوند. لذا HIV به عنوان وسيله اي براي بروز حساسيت هاي رواني و احساس گناه جنسي مي كند. اين گروه خصوصيات ويژه اي دارند كه به طور خلاصه در تابلوب مقابل آمده است، ازجمله: نداشتن تاريخچه مسائل جنسي خطرناك، جدا شدن از اجتماع، علائم باليني غلط و ساختگي متعدد، سوابق مشاوره هاي متعدد پزشكي و درجه شديدي از اضطراب.

اين بيماران در اغلب موارد حتي پس از صحبت هاي فراوان فقط مدت كوتاهي مي توانند به آزمايشات و علائم باليني منفي HIV اعتماد نمايند. اين گروه شايد شايد يكي از شايعترين گروه ها كه جهت مشاوره در باره وجود بيماري ايدز نزد مشاور مراجعه مي كنند باشند لذا غالبا روان درماني رفتاري و روانكاوي روي آنها لازم است.