حاشیه ارزی بازار موازی یکی از قیمت های نسبی مهم در اقتصاد بوده که از وجود بازارهای ارزی نشأت می گیرد. این عامل متغیرهای کلیدی اقتصاد را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار داده و خود متاثر از آن هاست.

وجود بازارهای دوگانه و چندگانه ارزی در کشورهای در حال توسعه پدیده ای قابل مشاهده و غیرقابل انکار است. وجود چنین رژیم ارزی هرچند اقتصاد را از شوک های برونی در امان قرار داده و برای جلوگیری از تهی شدن ذخایر ارزی کشور پسندیده است، اما اثرات قابل توجهی را بر عملکرد اقتصاد کلان خواهد داشت. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه بازارهای موازی ارز از ابعاد قابل توجهی برخوردار هستند و اختلاف قابل توجهی میان نرخ ارز در بازار موازی و بازار رسمی مشاهده می شود. این اختلاف در ادبیات اقتصادی به حاشیه ارزی معروف است.

حاشیه ارزی بازار موازی یکی از قیمت های نسبی مهم در اقتصاد بوده که از وجود بازارهای ارزی نشأت می گیرد. این عامل متغیرهای کلیدی اقتصاد را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار داده و خود متاثر از آن هاست.

علاوه بر آن حاشیه ارزی یکی از شاخص های مهم از عدم سازگاری میان سیاست های اقتصاد کلان و رژیم های ارزی و تجاری محسوب می شود. تحقیقات نشان می دهد که حاشیه ارزی بالا اثرات زیانباری بر صادرات و رشد اقتصادی داشته و تنها اقتصاد را از شوک های برونی ایزوله می کند. نتایج کمی این تحقیقات حاکی از آن است که افزایش ۱۰ درصدی در حاشیه ارزی، رشد تولید را به میزان چهار درصد کاهش می دهد.

از زمان افزایش قیمت نفت در دهه ۱۳۵۰ تاکنون ساختار اقتصاد ایران وابستگی شدیدی به درآمدهای نفتی داشته است. وجود درآمدهای نفتی بالا در برخی از سال ها ذخایر ارزی قابل توجهی را برای اقتصاد ایران به ارمغان آورده که به اتکای این ذخایر دولت قادر به کنترل نرخ ارز بوده است. در این میان چنانچه شوک غیرمنتظره ای در بازار موازی ارز ایجاد شود، دولت به اتکای درآمدهای ارزی نفتی و تزریق آن در بازار موازی سعی در کنترل قیمت ارز در بازار موازی و حفظ و کاهش در حاشیه ارزی کرده است.با وجود این مساله در برخی از سال ها شاهد شکافی میان ارز رسمی و بازار موازی بوده که این خود ساختار کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار می دهد.

وجود این شکاف و گسترش آن، به طور معمول و منطقی باعث قیمت گذاری بیش از حد واردات و قیمت گذاری کمتر از حد صادرات می شود. این مساله خود منجر به کاهش در صادرات رسمی و افزایش در قاچاق صادرات و فرار سرمایه از کانال بازارهای غیررسمی ارز خواهدشد. شکاف بالا میان ارز رسمی و بازار موازی به صورت مالیات منفی بر صادرات و یارانه واردات و کاهش در صادرات رسمی می شود. در این شرایط معمولا سطح بالای واردات از طریق ذخایر ارزی و یا بدهی های خارجی تامین می شود. بنابراین حاشیه ارزی بالا موجب افزایش کسری در حساب جاری، افزایش در بدهی خارجی و کاهش در ذخایر ارزی خارجی خواهد شد.

همچنین شکل گیری واحدهای اقتصادی در مورد قیمت های آتی بازار موازی و وجود شکاف بالا موجب افزایش تقاضای سفته بازی ارز در بازار موازی شده که این به نوبه خود شکاف ارزی را بیش تر خواهد کرد. از طرف دیگر هرچند که وجود شکاف ارزی موجب خرید ارز ارزان توسط دولت از صادرکنندگان می شود و به نوعی یک منبع درآمدی برای دولت منظور می شود اما این مساله خود به دلیل قاچاق صادرات و فروش ارز وارداتی به نرخ رسمی، موجب بدتر شدن وضعیت بودجه دولت در بلند مدت و خلق پول توسط بانک مرکزی جهت تامین کسری بودجه و به دنبال آن افزایش در تورم خواهد شد.

مسایل مطرح شده در بالا باعث اتخاذ سیاست ها و اصلاحات ارزی متعددی جهت کاهش در حاشیه ارزی از طریق کاهش ارزش پول داخلی در بازار رسمی می شود. این سیاست توسط بسیاری از کشورهای درحال توسعه اتخاذ شده و در ایران نیز بانک مرکزی جهت از بین بردن حاشیه ارزی مبادرت به اتخاذ این سیاست در دوره های متعددی کرده است.

بررسی سیاست های ارزی و پولی و به خصوص سیاست کاهش ارزش پول داخلی و توسعه حجم پول در اقتصاد و تاثیر آن بر متغیرهای کلیدی اقتصاد، همچون حاشیه ارزی، نرخ ارز واقعی و سطح قیمت ها موضوع و هدف پژوهشی است که حسین قادری در رساله دکترای خود تحت عنوان «بررسی عوامل موثر بر حاشیه ارزی بازار موازی ارز، نرخ واقعی و سطح قیمت ها در اقتصاد ایران: کاربرد یک مدل همزمان» به آن می پردازد.سوالات اصلی و فرضیات این پژوهش که با راهنمایی کاظم یاوری و مشاوره سعید مشیری و حسین صادقی در دانشکده ادبیات دانشگاه تربیت مدرس و برای اخذ درجه دکترا در رشته اقتصاد، انجام و در بهار ۱۳۸۳ به اتمام رسیده است. به شرح زیر است:

▪ سوالات اصلی
کاهش در ارزش پول داخلی (افزایش نرخ ارز رسمی) به چه میزان باعث افزایش در سطح قیمت ها و نرخ ارز واقعی و کاهش در حاشیه ارزی بازار موازی خواهد شد؟
اثر افزایش در نقدینگی برحاشیه ارزی بازار موازی قیمت ها و نرخ ارز واقعی چگونه است؟

۳) افزایش در صادرات دلاری نفت به چه میزان باعث افزایش در سطح قیمت ها و کاهش در حاشیه ارزی بازار موازی و نرخ ارز واقعی خواهد شد؟

▪ فرضیات
0)    کاهش در ارزش پول داخلی سطح قیمت ها را افزایش، حاشیه ارزی بازار موازی را کاهش و نرخ ارز واقعی را افزایش می دهد.
۲) افزایش نقدینگی حاشیه ارزی بازار موازی ارز و سطح قیمت ها را افزایش ولی بر نرخ ارز واقعی تاثیر معنی داری ندارد.
۳) افزایش صادرات دلاری نفت سطح قیمت ها را افزایش، حاشیه ارزی بازار موازی را کاهش و نرخ ارز واقعی را کاهش می دهد.

روش تحقیق در پژوهش حاضر بهره گیری از یک مدل اقتصادی همزمان جهت بررسی عوامل موثر کلیدی بر حاشیه ارزی، نرخ ارز واقعی و سطح قیمت ها است.
مدل طراحی شده بر پایه مطالعه نظری انجام شده توسط فاراس و پینتو (۱۹۸۹)، کامین (۱۹۹۳) و ادواردز (۱۹۸۸) پایه گذاری شده است. مدل طراحی شده یک مدل پولی بوده و رهیافت پولی از تراز پرداخت ها را مد نظر قرار می دهد.

نتایج حاصل از تخمین مدل بر اعتبار مدل طراحی شده و اثرگذاری متغیرهای مورد بررسی بر اقتصاد ایران گواهی می دهد. نتایج مدل نشان می دهند که متغیرهای پولی و مالی اقتصاد اثر معنی داری بر حاشیه ارزی بازار موازی ارز، نرخ ارز حقیقی و سطح قیمت ها خواهند داشت. علاوه بر آن انتظارات واحدهای اقتصادی نیز اثرات معنی داری بر متغیرهای مورد بررسی دارد. در کنار این عوامل عدم تعادل پولی نیز نقش مهمی را در توضیح رفتار قیمت، تولید و ذخایر ارزی بازی کرده و از این طریق بر کل اقتصاد اثر خواهند گذاشت.قادری معتقد است اهمیت متغیرهای پولی و مالی در توضیح رفتار حاکم بر متغیرهای مورد بررسی وی، نقش مهم این سیاست ها را در کنترل و تشویق اقتصاد روشن می کند.

به عبارت دیگر او بر این باور است که چنانچه دولت به دنبال رشد و توسعه بیش تر اقتصاد بوده و در این راستا به سیاست های مختلف، همچون سیاست های ارزی متوسل شود، باید این نکته را کاملا مدنظر قرار دهد که اتخاذ این گونه سیاست ها بدون در نظر گرفتن سیاست های مناسب مالی و پولی اثر آنچنانی بر اقتصاد نداشته و هزینه های زیادی را نیز به دنبال خواهد داشت.
از جمله سیاست های ارزی اتخاذ شده توسط بسیاری از کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران سیاست یکسان سازی ارز از طریق کاهش ارزش پول داخلی بوده که در طول دوره مورد بررسی نیز اتخاذ شده است. هدف اصلی از اتخاذ این سیاست حذف شکاف ارز میان بازار رسمی و غیررسمی ارز بوده که تجربه مربوط به ایران بر اثرگذاری این سیاست تنها برای چند دوره بوده است.

این نتیجه در بسیاری از این کشورها نیز به دست آمده است و دلیل عدم موفقیت این سیاست به عدم اتخاذ سیاست های مناسب مالی و پولی پس از اتخاذ این سیاست بازمی گردد. نتایج حاصل از شبیه سازی این سیاست در کشور ایران از طریق مدل طراحی شده در این مطالعه بر این مساله گواهی می دهد.نویسنده رساله بر این باور است که نتایج حاصل از افزایش نرخ ارز رسمی در اقتصاد ایران بر این مساله تاکید دارد که این سیاست هر چند در کوتاه مدت، می تواند به عنوان یک سیاست مناسب جهت از بین بردن حاشیه ارزی بازار موازی مناسب باشد.اما در بلند مدت اثر این سیاست کاهش یافته و شکاف میان ارز در بازار موازی و ارز رسمی افزایش خواهد یافت. اثر بلند مدت این سیاست بیش تر بر سطح قیمت ها مشهود است و باعث افزایش شدید در سطح قیمت ها پس از اتخاذ این سیاست خواهد شد.

این سیاست علاوه بر اثرگذاری بر سطح قیمت ها، ساختار بودجه دولت را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. در اثر این سیاست درآمدهای مالیاتی دولت شروع به افزایش کرده و به دنبال آن کاهش خواهد یافت. مخارج دولت نیز پس از نوسانات زیادی بعد از اتخاذ این سیاست در وضعیتی بالاتر قرار خواهد گرفت. تولید نیز پس از اتخاذ این سیاست با کاهش قابل توجهی همراه خواهد بود. نرخ ارز واقعی نیز با افزایش همراه بوده و پس از کمی تعدیل در وضعیتی بالاتر از وضعیت اول قرار می گیرد. بنابراین اتخاذ سیاست کاهش ارزش پول داخلی به عنوان یک سیاست در راستای کاهش شکاف میان ارز رسمی و بازار غیررسمی چندان موفق نبوده و تنها هزینه هایی چون افزایش در سطح قیمت ها و تورم بالاتر را به دنبال خواهد داشت.

از این رو، قادری جهت هدفمند کردن این گونه سیاست ها پیشنهاد می کند دولت سیاست های مالی و پولی منسجمی را در کنار این سیاست اتخاذ کند. شبیه سازی سیاست پولی در مدلی که نویسنده رساله ارایه کرده، بر این مساله دلالت دارد که این سیاست در کوتاه مدت می تواند سطح تولید را در اقتصاد تحت تاثیر قرار دهد اما پس از آن تولید کاهش یافته و به میزان اولیه نزدیک می شود. به عبارت دیگر این نتیجه بر خنثی بودن سیاست های پولی در بلند مدت تاکید دارد. سطح قیمت ها نیز پس از افزایش در دوره های اولیه شروع به کاهش و حاشیه ارزی در اثر این سیاست شروع به افزایش خواهد کرد. از این رو سیاست های پولی می توانند به عنوان یک سیاست موثر بر از بین بردن شکاف ارزی و کنترل آن در کنار سیاست های دیگر مدنظر باشند.