چکیده

در سالهاي اخیر بازارچههاي شهرهاي مرزي کشور، جایگاه ویژهاي از لحاظ ارزش اقتصادي و همچنین جذب گردشگران، به دلیل داشتن شرایط مناسب از جمله صدها کیلومتر مرز مشترك با کشورهاي همسایه، پیدا کردهاند. این بازارچهها، خلاء اقتصادي موجود در محدوده مرزها را جبران کرده و از خالی شدن حاشیه مرزها جلوگیري مینمایند، که این امر خود میتواند در بالا بردن ضریب امنیت مرزها و جلوگیري از قاچاق، بسیار مؤثر واقع شود. با راهاندازي بازارچه ها و گذرگاههاي مرزي و استفاده بهینه از ظرفیتهاي اقتصادي مرزها، وضعیت معیشتی و اقتصادي مردم مرزنشین منطقه رونق مییابد. توسعه اقتصادي مناطق دور افتاده و محروم در شهرهاي مرزي با عنایت به مقوله امنیت مرزي و بهرهگیري از قابلیتهاي مرزنشینان در دفاع از حدود و ثغور کشور، اهمیت بازارچههاي مرزي را مطرح نموده و ارتقا داده و رونق خاصی به اقتصاد ساکنین حاشیه مرزهاي رسمی میبخشد. از طرف دیگر، بازارچهها پتانسیل تبدیل کردن شهرهاي مرزي به شهرهایی با هدف گردشگري را نیز دارا هستند و میتوانند موجب توسعه این صنعت درآمدزاي دنیاي معاصر شوند. جذب گردشگر داخلی و خارجی موجب رشد و شکوفایی اقتصادي مناطق مختلف کشور میشود و در این زمینه بسترسازي مناسب به منظور تسهیل در امور خدماتی گردشگران یکی از مهمترین راههاي جذب توریست داخلی و خارجی به شهرهاي مرزي است. در این مقاله، ضمن شناسائی و معرفی برخی از بازارچههاي مرزي استان سیستان و بلوچستان، به چگونگی روند توسعه این بازارچهها براي رسیدن به هدف قطبسازي این استان بر پایه گردشگري شهري پرداخته شده است.

واژگان کلیدي: بازارچه مرزي، امنیت، اقتصاد، گردشگري شهري

مقدمه:

امروزه تجارت به عنوان موتور رشد و توسعه معرفی شده و کشورهاي در حال توسعه براي رسیدن به توسعه لازم است به دنبال حضوري جديتر در تجارت جهانی باشند. از جمله روشهاي حضور در تجارت جهانی، گسترش مبادلات منطقهاي بین کشورها میباشد. گسترش اینگونه مبادلات فواید زیادي براي هر کشور دارد از جمله مهمترین آنها میتوان به ایجاد اعتماد و کاهش تشنجات مرزي کشورهاي همسایه اشاره کرد، مشکلی که در بسیاري از کشورهاي در حال توسعه وجود دارد و همواره بخش قابل توجهی از درآمدهاي محدود این کشورها صرف تهیه تسلیحات نظامی براي برخوردهاي احتمالی با همسایگان میشود.

همچنین در دنیاي امروز، گردشگري، یکی از پررونق ترین فعالیتهاي اقتصادي جهان به شمار میرود، و هماینک این صنعت سریعتر از بخشهاي دیگر اقتصادي در سطح جهان حرکت میکند. امروزه گردشگري به قدري در توسعه اقتصادي و اجتماعی

١٩

National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

کشورها اهمیت دارد که اقتصاددانان آن را در “صادرات نامرئی” نام نهادهاند. در تقسیمبندي مهمترین منابع درآمدزایی کشورها در جهان، صنعت نفت بعنوان پردرآمدترین فعالیت صنعتی مطرح شده، پس از آن صنعت خودروسازي در رتبه دوم و پس از آن صنعت توریسم و جذب گردشگر در مکان سوم این تقسیم بندي قرار گرفته است. اما از آنجا که چشمانداز فعالیت-

هاي نفتی و اکتشافات آن چندان روشن نیست و هر روزه از مقدار ذخایر طبیعی جهان کاسته میشود و با توجه به اینکه بحرانهاي مالی بطور سریع صنایع خودروسازي جهان را تحتالشعاع قرار میدهد، به نظر میرسد صنعت توریسم اهمیت بیش از پیشی را در زندگی فردي و اجتماعی بشر به خود اختصاص داده است. در چنین فضایی کشورهایی همچون ایران که داراي ظرفیت بالاي گردشگري و جاذبههاي تاریخی هستند میتوانند با بهبود زیرساختها و تقویت شاخصهایی همچون فضاي کسب و کار، زیرساختهاي سفر و توریسم، وضعیت فرهنگی و انسانی و ذخایر طبیعی و زیست محیطی شرایط خوبی را براي درآمدزایی از این صنعت به خود اختصاص دهد، امري که به نظر میرسد تا به امروز چندان بدان توجه نشده است. هر چند مسئولان گردشگري کشور، بارها و بارها از قرار گرفتن ایران در بین ۱۰ کشور برتر جذب توریسم خبر دادهاند.

گردشگري امروزه یکی از صنایع درآمدزا و نوین اقتصادي براي کشورهایی که پتانسیلهاي فراوانی براي آن دارند، است.

کشورها با استفادههاي گوناگون از این پتانسیلها سعی دارند تا درآمد سالم و فراوانی بدست آورند. کشور ایران با داشتن مرز طولانی با کشورهاي زیادي در منطقه ارتباط دارد. هر یک از این شهرهاي مرزي میتوانند به گونههاي مختلفی موجب سرازیر شدن درآمد از طریق جذب گردشگران به کشور شوند. حضور گردشگران داخلی و توریست هاي خارجی همچنین موجب تبادل فرهنگ و اندیشه بین افراد جامعه خواهد بود. بازارچههاي مرزي مکانی مهم براي جلب گردشگر، عمران و آبادانی شهر، رونق اقتصادي و محل کسب و کار براي ساکنین شهرهاي مرزي است. امنیت در این مسئله بسیار با اهمیت است و باید به عنوان یکی از مهمترین فاکتورها در شهرهاي مرزي مورد توجه مسئولین قرار گیرد.

تبادلات تجاري مرزنشینان با کشورهاي همسایه، سالهاست که در شهرهاي مرزي ایران رواج داشته و خود به نوعی تجارت در این مناطق تبدیل شده که معیشت عده اي از ساکنان نقاط صفر مرزي را تامین می کند. بر این اساس ایجاد بازارچه هاي مرزي که اصولا خاص کشورهاي جهان سوم است نیز در جهت قانونی کردن تبادلات مرزنشینان شکل گرفت.

ایجاد بازارچههاي مرزي اصولاً با اهدافی نظیر ایجاد اشتغال و تأمین معیشت ساکنان این مناطق، کنترل قاچاق کالا و افزایش امنیت مرزها شکل میگیرند، اما نمیتوان اذعان کرد که این اهداف تاکنون به صورت واقعی تحقق یافته و اداره این بازارچهها منجر به رونق اقتصادي مناطق شهري و روستایی محدودههاي مرزي شده است(حاجیزاده، .(۱ :۱۳۸۹

بازارچههاي مرزي به دلیل واقع شدن در کنار مرزها، فضایی را به وجود میآورند که باید نسبت به آن تأمل و دقت لازم به عمل آید. در واقع هر دولتی بخواهد در کشور امنیت برقرار کرده و شرایط و امکانات سازندگی را فراهم کند باید از مرزهایی مطمئن برخوردار باشد.

بنابراین بازارچههاي مرزي با هدف جذب گردشگران داخلی و خارجی در شهرهاي مرزي ایران میتوانند نقش بسیار مهمی در اقتصاد کشور ایفا کنند. استان سیستان و بلوچستان که داراي بازارچههاي مرزي فراوانی با کشورهاي همسایه میباشد، میتواند نقش استراتژیکی در این زمینه در منطقه و کشور ایفا کند.

مفهوم امنیت مرزي و جایگاه آن در گردشگري

مفهوم امنیت مرزي به معنی جلوگیري از هر گونه اعمال منافی قانون در طول مرزهاي یک کشور و قانونی کردن تردد اشخاص و حمل و نقل کالا و حیوانات اهلی با رعایت ضوابط قانونی از طریق دروازههاي مجازي مرزي است. بدیهی است امنیت مرزها پشتوانهاي محکم براي امنیت انسانی با ابعاد متنوعش در داخل کشور است و هر گونه ناامنی در مرز قادر است در سیستم هاي اقتصادي، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی داخل کشور اخلال ایجاد کند و در مقابل امنیت مطلوب قادر است در حد خود در امنیت مرزي و داخلی کشور سهم بسیار برجستهاي را به خود اختصاص دهد(اسکندري، .(۲ :۱۳۹۰ در

٢٠

National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

این راستا، کشورهایی که درگیر ناامنی در مناطق مرزي خود بوده اند، دریافتهاند که عمدهترین مسایل مربوط به این ناامنی ها، ناشی از شرایط توسعه نیافتگی و پیآمدهاي تبعی آن بوده است. به عبارت دیگر شرایط فقر و تنگدستی در این مناطق میتواند محیط مناسبی جهت ناامنی و تحریک دشمنان در بهرهبرداري از سر پلهاي به وجود آمده در این مناطق گردد. در واقع توسعهنیافتگی مناطق مرزي، ارتباط مستقیمی با عدم تعادل بین مناطق مرزي و مرکزي یک کشور دارد. همچنین با گسترش ناامنی و توسعه نیافتگی در مناطق مرزي، نتایج آن به طور مستقیم و بلافاصله به کل کشور منتقل می شود(عندلیب،

.(۲-۳ :۱۳۸۰

بطور ساده مرزهاي بین کشورها دست ساختههاي انسان بر روي زمین هستند. تشکیل مرزها با دلایل متنوعی ایجاد میشوند و میتوان آنها را بر اساس اهداف و چگونگی استفاده تقسیمبندي کرد. آنها قادرند میزبان تمامی سیاستهاي مهم اجتماعی و فعالیتهاي اقتصادي باشند. از دیدگاه کاملاً متفاوت دیگر، مرزها دست ساختههایی از پروسههاي استدلالی حاکم میباشند که منجر به محدود کردن سرزمینهاي یک قلمرو و مردم آن از دیگر سرزمینها میشوند. این پروسهها میتوانند تغییر یابند و مرزها بر بقایاي پدیدههایی که ممکن است نظر ما را جلب کنند وجود داشته باشند و نه براي اهداف ضروري که مدت طولانی ادامه مییابند. اگر چه هنوز مطالعات درباره مرزها به دلایل مختلف ضروري میباشند، اما مرزها بصورت ذاتی مبهم هستند.

تفکر درباره مرزها باید وسیعتر شود و تغییر کند تا فضاي سرزمین مانند خانه بیشتر از فضاهاي ملی و مسئولیتهاي سیاسی براي دنبال کردن زندگی آرام فراتر از مرزهاي هر کشور خاص در نظر گرفته شود. به بیان دیگر ما براي درك موضوع مرزها نیاز داریم تا آنها را به صورت یک چیز ثابت نبینیم یا چیزي که باید به آن غلبه کرد، بلکه مانند یک ساختار در حال تحول باید شایستگی و ناشایستگی مرزها دوباره بررسی شود. موضوع مرزها، به علت تأثیرات واقعی و به خاطر تأثیرات ذهنی که دارند در جهان در قلمرو خاص عمل میکنند. .(Agnew, 2008: 1)
کشور ایران با توجه به اینکه کالبد طبیعی سرزمین آن با ارائه تواناییهاي بالقوه موضعی، حاوي اختلافات بس عمیق در زمینه بازدهی محیط است، بنابراین این اختلافات و ناهمگونی در سطوح محیطی خود موجب گسیختگی عمیقی در زمینه توزیع فضایی جمعیت و فعالیت شده و فضاهاي خالی و پرتراکمی را ایجاد می کند. به ویژه اینکه، بخش وسیعی از سرزمین ایران در مناطقی قرار دارد که با توجه به خست و خشونت طبیعت، بازده آنی و صرفه اقتصادي را برآورده نمی کند(جان پرور، :۱۳۸۸ .(۱۲

علاوه بر آن تمرکزگرایی در سیاست هاي رشد و توسعه اقتصادي، نابرابري هاي منطقه-اي را در کشور به دنبال داشته است.

که از دید تئوریک، این نابرابري باعث بهره گیري نامتناسب از فضا، جابجایی نیروي انسانی و سرمایه، مهاجرت و افزایش شکاف میان مناطق برخوردار و محروم شده است. هر چند نابرابري هاي فضایی در درجه نخست به قابلیت هاي فیزیکی و ذاتی مناطق بستگی دارد اما نظام اقتصادي، شیوه تولید و مبادله و چگونگی سرمایه گذاري ها سبب می شود تا از قابلیت هاي محدود نیز درست استفاده نشود.

در جنوب شرق ایران، مناطق مرزي استان سیستان و بلوچستان یکی از بارزترین موارد نابرابري فضایی را به لحاظ توسعه اقتصادي در کشور داراست که به دلیل دور افتادگی، پرت بودن، در حاشیه بودن و به ویژه گسستگی فضاي سرزمینی آن از بقیه کشور، تأثیر گذاري این منطقه در مقیاس کشوري را بسیار کم رنگ کرده و باعث شده که این استان یکی از مناطقی باشد که با توجه به قابلیت-هاي طبیعیش و سیاست هاي اقتصادي حاکم بر کشور جزو توسعه نیافته ترین استان هاي کشور شود.
این عدم توسعه در منطقه مرزي ایران و افغانستان و وضعیت بد اقتصادي و ناتوانی در تامین مایحتاج زندگی خود از راههاي قانونی باعث شده است که مردم این مناطق که عموما نیز به خاطر کمبود اشتغال در این مناطق بیکار می باشند بازیچه سرمایه داران بزرگ قرار گرفته و اقدام به واردات کالا از طریق غیر قانونی براي این افراد بکنند و در مقابل آن دستمزد بسیار اندکی را دریافت کنند(همان قبلی، .(۱۳ :۱۳۸۸

٢١

National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

با توجه به اینکه امروزه گردشگري یکی از صنایع مهم در جذب سرمایه به مناطق با قابلیت و پتانسیل بالقوه میباشد، میتوان اذعان کرد که شهرهاي مرزي و علیالخصوص بازارچههاي مرزي یکی از این قابلیتها براي جذب گردشگران میباشند.

در توسعه صنعت گردشگري باید از همه توانها و ظرفیتها استفاده نمود چرا که این صنعت علاوه بر اینکه بر بهبود روند زندگی مردم شهر به طور کل تأثیر میگذارد، بلکه باعث رونق اقتصادي شهر گشته و از سوي دیگر مهاجرت روزافزون جوانان را که به دلیل عدم وجود اشتغال و انگیزه کافی زیست در حال افزایش است را کاهش داده و روح زندگی را به شهرهاي مرزي بازگرداند.