بازاریابی ویروسی

بازاريابي ويروسي يك استراتژي بازاريابي است كه مردم را به بازگو كردن پيام بازاريابي شما به ديگران، بر مي انگيزد. اين امر مي تواند باعث جلب توجه بسيار زيادي به خدماتي كه ارائه مي كنيد و يا محصولاتي كه توليد مي كنيد باشد. جلب توجهي تصاعدي!

يك نفر به دونفر مي گويد ، آندو به چهار نفر مي گويند، آن چهار نفر به هشت نفر مي گويند و … .
بعنوان مثال ، در بازاريابي توسط پست الكترونيك ،اگرeMail شما شامل عنصري باشد كه دريافت كننده را به فرستادن آن پيام به ديگران ترغيب كند ، شما يك بازاريابي ويروسي ان

 

جام داده ايد.

بازاريابي ويروسي به نرخ بالاي تبادل بين اشخاص بستگي دارد. اگر درصد زيادي از دريافت كنندگان پيامي ، آنرا به تعداد زيادي از دوستان خود ارسال كنند ، رشد ارسال آن پيام بسيار قابل توجه خواهد بودو به طبع اگر تعداد تبادل كم شود ، رشد با شكست روبرو خواهد شد.

مسابقات ، راي گيري و نظر سنجي ، بازي و حتي لطيفه از فرم هاي ديگر بازاريابي ويروسي هستند.
اگر شما به ۱۰۰ نفر eMail بفرستيد و فقط ۲۵% از آن افراد صرفا” به يك نفر از دوستان خود پيام شما را منتقل كنند ، شما براحتي پيام خود را به ۲۵ نفر ديگر رسانده ايد. ۲۵ نفري كه ممكن بود هيچ وقت پيام شما را دريافت نكنند. شما با استفاده از بازاريابي ويروسي مشتريان بيشتري جلب خواهيد كرد.

 

ويروس، يک پوشش پروتئيني است که شامل مواد ژنتيک است. ويروس حمله کننده از پوشش پروتئيني خود براي اتصال به يک سلول سالم استفاده مي کند. اولين بار که اتصال محکم و قابل اطميناني صورت پذيرفت، ويروس مواد ژنتيک خود را وارد سلول سالم مي کند و به صورت دائمي د.ان. اي (D.N.A ) سلول ميزبان را تغيير مي دهد. يک ويروس نسبتا مؤثر مي تواند سلول ميزبان را تبديل به يک کارخانه تکثير ويروس کند.

از همين خاصيت ويروس در بحث بازاريابي ويروسي استفاده مي شود.بازار يابي ويروسي با تبديل شبکه اينترنتي مشتريان و مشترکان به ماشين عظيمي که خبرها را دهان به دهان پخش مي کنند، شرکت را در معرض ديد همه قرار مي دهد. پيام تبليغي يک شرکت با استفاده از ترغيب مشتريان به معرفي آن شرکت به دوستان و آشنايان مي‌تواند به طور چشمگيري افزايش يابد. در واقع شرکت از مشتريان خود براي انجام کار استفاده مي کند و مشتري با هر بار استفاده‌، بي اختيار فروشنده محصول شرکت مي‌شود. اگر درصد زيادي از دريافت کنن

دگان پيام، آن را به تعداد زيادي از دوستان خود ارسال کنند، رشد ارسال آن پيام بسيار قابل توجه خواهد بود و به طبع اگر تعداد تبادل کم شود، رشد با شکست مواجه خواهد شد.
شرکتهايي از جمله ياهو، هات ميل و آ.او.ال از اين روش استفاده مي کنند . اين شرکتها از طريق پيامهايي در برنامه هاي پست ا لکترونيک براي خود تبليغ مي کنند. بر اس

اس اين

روش هر نامه اي که توسط خدمات پست ا لکترونيک اين شرکتها صادر مي شود، حاوي پيام تبليغاتي مختصر و مفيدي است، يعني به تعداد نامه هايي که مردم با استفاده از خدمات اين شرکتها بين هم مبادله مي کنند، اين پيامها هم توزيع مي‌شود. از آنجا که اين پيامها بدون فعاليت و دخالت مستقيم اين شرکتها توزيع مي شود و در تمام مکاتبات بين افرادي که نشاني الکترونيک خود را از اين شرکتها اخذ کرده اند، منتشر مي شود، به اين شيوه بازاريابي، وير

وسي راهبردي مي گويند.
به عبارت ديگر ، بازار يابي ويروسي ، استراتژي است که افراد را به انتقال پيام بازاريابي به ديگران تشويق مي کند و ايجادکننده امکان رشد ترويجي در نمايش و نفوذ پيام است.
بازار يابي ويروسي دو بينش ارائه مي‌دهد:
ـ اول اينکه: دنيايي که در آن بازاريابان مي توانند با هزينه هاي تقريبا معادل صفر مشتري ايجادکنند.
ـ دوم: پيشنهاد مي کند که ارتباطات ازحالت ” بازارياب- مصرف کننده” به

طرف” مصرف کننده- مصرف کننده” جا به جا شود.در واقع، بيشترين قدرت در فروش محصولات و ايده ها از طريق بازارياب به مشتري صورت نمي گيرد، بلکه از طريق مشتري به مشتري انجام مي شود.
اين نوع بازاريابي به سه دليل اين روزها محبوبيت يافته است:
۱) شبکه هاي اجتماعي کاملا به سمت وب حرکت کرده اند. اکنون بخش بزرگي از دوستان و اعضاي خانواده هر شخص روي خط است يا به زودي به آن متصل مي شود.
۲) تماس شخصي بر روي وب تقريبا به صورت رايگان است. هر شخص مي تواند در عرض کمتر از يک روز با صد نفر ارتباط برقرار کند و هر کدام از اين صد نفر نيز به نوبه خود مي توانند با بيش از صد نفر ديگر ارتباط برقرار سازند. در واقع هرم ارتباطي مي تواند در مدت يک روز سا

خته شود.
۳) تأثير شبکه نقش مهمي را ايفا مي کند. همانطور که افراد بيشتري ثبت نام مي کنند، آنها مي توانند با گروه بزرگتري ارتباط برقرار کنند و به زودي تعداد کل به صورت تصاعدي افزايش مي يابد.
شرکتها مي توانند از راههاي زير، مشتريان خود را براي انجام کارهاي شرکت برانگيزند:
ـ خدمات يا مفاهيم ارزشمند
ـ تشويق مالي ( درشکل رقابت و مسابقه يا برنامه هاي حق و حساب)؛
ـ احساس تشخص به علت همراه بودن با نام و نشان تجاري شرکت؛
ـ سرگرمي ( انيميشن، کارت پستال و …. ).
● انواع بازاريابي ويروسي
انواع بازاريابي ويروسي به شرح زير است:
▪ ويروسي ارزشي: در اين حالت افراد تجربيات با کيفيت خود را با ديگران سهيم مي شوند.
فرد الف محصولي را امتحان مي کند و آن را خوب مي‌يابد. پس او به فرد ب مي گويد که او نيز اين محصول را امتحان کند. سايتهاي هات ميل، آمازون، ياهو و کتابهاي هري پاترهمگي مثا لهايي از اين نوع بازاريابي هستند. در اين حالت محصولات بايد به اندازه کافي خوب باشند تا منجر به ترغيب افراد شوند. در واقع استفاده از اين جمله که ” اين موضوع را براي دوستان خود به‌صورت رايگان ارسال کنيد” يک محصول را ويروسي نمي کند، بلکه آنها فقط به استفادهنند گان اجازه مي دهد تا درباره محصولات خوب با ديگران صحبت کنند.
▪ ويروسي حيله اي : افراد به دلايل زيادي‌، ازطريق تشويق ديگران سعي در فروش محصول مي کنند.
فرد الف سعي مي کند تا فرد ب را متقاعد کند که محصول را امتحان کن

د، زيرا ممکن است در صورت استفاده فرد ب از آ ن محصول، فرد الف پاداشي دريافت کند. در اين حا لت استفاده کننده بايستي احساس کند که پاداش ارزشمند است و اينکه محصولات به اندازه کافي خوب باشند که براي نارضايتي احتمالي ديگران بتوان ريسک کرد. به عبارت ساده ، زماني که محصولات به اندازه کافي با کيفيت نيستند ، افزودن پاداش ممکن است منجر به واکنش شديد استفاده کننده در برابر فروش شود.
▪ ويروسي حياتي : افراد مي خواهند تا در تجربيات خود با کساني شريک شوند که به محصولات معين و ويژه اي نياز دارند. فرد الف مي خواهد در تجربه يک محصول با فرد ب شريک شود و فرد ب نياز به محصول ديگر دارد و الي آخر. نرم افزارآکروبا ت و سا يت اي بي (eBay) مثالهايي از اين دسته اند. در اين حالت استفاده کننده است که بايستي احساس کند که آن تجربه و محصول ارزشمند است تا علاوه بر ايجاد تغيير در خود شخص ، دليلي براي ارسال آن به ديگران نيزداشته باشد.
▪ ويروسي مار پيچي: افراد مي خواهند تا در تجربيات شاد، و يا جالب با ديگران شريک شوند.
فرد الف مي خواهد تجربه خود را با فرد ب در ميان بگذارد، به خاطر اينکه او فکر مي کند که فرد ب نيز آن موضوع را مثل خودش شاد ، و يا جالب مي داند. ذکر اين موضوع
▪ ويروسي نا خوشايند: افراد به ديگران درباره تجربيات منفي خود هشد

ار مي‌دهند.
فرد الف محصول را امتحان مي کند و در مي يابد که محصول خيلي بدي است‌. سپس او مانع استفاده فرد ب از اين محصول مي شود. کسي که محصولاتي با کيفيت پايين ايجاد مي‌کند که مطابق با نظر و سليقه استفاده کننده نيست. يا محصولاتي که استفاده

کننده حالت مزورانه‌اي را در آن محصول مشاهده مي‌کند، اين نوع وير

وس را ايجاد مي‌کند_
مطابق با آ نچه ذکر شد براي ويروسي ساختن بايستي نوع آن را در نظرداشت. شرکتها بايد سعي کنند تا نيازها و خواسته هاي استفاده کنندگان خود را شناسايي و برا

ي برآورده ساختن و ارضاي آ ن نيازها و خواسته ها، محصولاتي را ايجاد کنند که منجربه يک تجربه مثبت دراستفاده کننده شود. مطابق با بررسيهاي صورت گرفته به طور متوسط استفاده کنندگان بر خط، دوازده نفر ديگر را از تجربه خريد خود آگاه مي‌کنند و اين پويايي، قدرت بازاريابي ويروسي است.
● مشکلات بازاريابي ويروسي
در اينجا لازم است تا به مشکلات اساسي و کليدي که در بازاريابي ويروسي مطرح مي شود، نيز اشاره اي داشته باشيم :
▪ کنترل نام و نشان تجاري: يکي از مشکلاتي که در بازاريابي ويروسي وجود دارد اين است که شرکت کنترلي بر روي نام و نشان تجاري خود ندارد. شرکت نمي‌داند که در آينده چه کسي قصد برقراري ارتباط را دارد. در نتيجه، بسياري از پيامها ممکن است توسط افرادي غير از مخاطبان هدف به پايان برسد.علاوه بر اين، در بعضي موارد افراد ممکن است، پيام را تعديل يا چيزي را به آن اضافه کنند که اين باعث ادراک متفاوت افراد از نام ونشان تجاري شرکت شود، چيزي که مورد نظر شرکت نبوده است .
▪ رشد بدون نمودار( نگاره) : بازاريابي ويروسي مي تواند به مسيرهاي رشد غير قابل پيش بيني منجر شود. براي مثال، درسالهاي اخير هات ميل يکي از تهيه کنندگان پيشروي پست الکترونيک در هندوستان است. اين موضوع که چنين رشدي مورد انتظار

شرکت بوده ياخيرواينکه حتي اصلا شرکت خواستار اين رشد بوده يا نه، بدرستي مشخص نمي شود. به‌هر حال بسياري از افراد در هندوستان ارسال پست الکترونيک را به دوستان خود شروع کرده‌اند‌. چنين مسيرهاي رشدي ممکن است منجر به تغييرات ناگهاني و غير منتظره در مسير استراتژيک شرکت شود که مي تواند به صورت معمايي حل نشده در آيد.
▪ فقدان سنجش و اندازه گيري: شرکت هميشه نمي

تواند فردي را که پست هاي الکترونيک را دريافت مي‌کند و آنچه را که وي انجام مي دهد، پيگيري کند. در بسياري از موارد مشخص کردن اينکه چه افرادي خدمات شرکت را انتخاب کرده‌اند، از طريق تکنيک‌هاي بازاريابي ويروسي امکان‌پذير نيست. بنابراين پيگيري و اندازه گيري اين موضوع دشوار است.
▪ تهديد روابط شخصي: اگراين نوع بازاريابي به صورت ضعيفي عمل کند، اين نوع بازار يابي مي تواند درابعاد وسيع باعث خدشه دار کردن موقعيت بازارياب شود. دريافت يک پست الکترونيک تجاري توسط يک دوست به طور نا خواسته، مي‌تواند روابط فرد را با شخصي که اين نامه را برايش ارسال کرده است، تضعيف کند که اين موضوع ممکن است باعث از دست دادن يک دوست و عصبانيت از بازارياب شود که اين پيام نا خواسته را براي فرد ارسال کرده است.
شرکتهايي که قصد اجراي برنامه هاي بازاريابي ويروسي را دارند، بايستي اين مشکلات را در نظر داشته باشند و برنامه هايي را براي غلبه بر آنها طراحي کنند.

 

برخي از راهکار هاي غلبه بر اين مشکلات درزير آمده است:
۱) ايجاد نام و نشان تجاري بسيار قوي که تحمل تعبير و تفسير ها را داشته باشد و يا ابداع رهيافت و راهکاري که فاقد نام ونشان تجاري باشد.
۲) ا نتخاب و استفاده کردن از ويروسي که داراي ارزش زيادي است و محدود ساختن روابط.
۳) آشنايي و شناخت قوانين و مقررات وآموزش طرفداران شرکت.
۴) گسترش، تنظيم و هدف گيري در مورد ويروس هايي که داراي ارزش هستند.
آنچه مسلم است بازاريابي ويروسي يک هدف نيست، بلکه بخشي از استراتژي جامع بازاريا بي شرکت است. در واقع، اگر هدف عمده فعاليتهاي پست الکترونيک، ايجاد نام و نشان تجاري است به منظور تحقق اين هدف، مي توان از بازاريابي ويروسي استفاده کرد.
● نتيجه گيري
سخن آخر، درک اين موضوع ضروري است که اگر چه

ممکن است شرکتي مهارت و زبردستي خاصي در ارائه پيامهاي مهم را داشته باشد و همه قوانين ومقررات مربوط به پست الکترونيک را نيز در نظر داشته باشد، ولي مهمترين مسئله اين است که اگر مصرف کننده از سايت بازديد کند و چيزي کمتر از انتظار خود را مشاهده کند، شرکت در امر بازاريابي ويروسي موفق نخواهد شد و بايستي جدي تر به اين قضيه نگاه کند. در واقع، شناسايي و بر آورده ساختن خواست مصرف کننده به عنوان مهمترين عامل موفقيت در اين نوع بازاريابي محسوب مي‌شود.

اينترنت رسانه اي خارق العاده

در كنار راديو، تلويزيون و سينما بايد قبول كنيم كه اينترنت خارق العاده ترين رسانه در دهه اخير است دريايي بيكران از اطلاعات به اشكال مختلف، از متن گرفته تا تصوير، صوت و فيلم. دستيابي و اتصال به آن سريع و راحت است و يادگيري و كار كردن با آن براي آنان كه علاقمند و مستعد هستند، سهل است و آسان. اينترنت پنجره اي است گشوده رو به سوي دنيا، در تمام زوايا، چون دوربيني كه مي تواند ۳۶۰ درجه و تمام جهات حركت كند، اينترنت مي تواند آنچه كه در دورترين نقاط اين گستره پهناور اتفاق افتاده و يا در حال روي دادن است را براحتي به نمايش گذارد. اين «رسانه» قوي، اكنون نه تنها درياي عظيمي از اطلاعات است كه اخيراً به بازاري فعال براي انواع و اقسام داد و ستدها، بين تجار (B2B) و يا بين تجار و مصرف كنندگان (B2C) تبديل شده است. بازاريابي، اكنون فعاليتي است كه بدون استفاده از امكان

ات و تسهيلات و خدماتي كه اينترنت فراهم مي آورد، قطعاً يك يا چند چرخَش لنگ مي زند. بنابر اين، در كنار ساير فعاليت هايي كه تجار براي شناساندن، تبليغ و در نهايت فروش محصول و يا خدمات خود در فضاي واقعي دارند، حرفه ي تازه اي به نام بازاريابي اينترنتي Internet / Web Marketing مي تواند افق هاي تازه اي را فراروي تجار توليدكنندگان و فراهم آورندگان خدمات مختلف بگستراند. در اينجا نيز، هدف از بازاريابي ايتنرنتي، كشف و در اختيار گرفتن بازارهاي جديد و بالا بردن فروش است.

اگر چه اصلا نمي خواهم از اهميت و ارزش وجود تصاوير، صوت و يا ويديو بر روي اينترنت ذره اي بكاهم، اما، اكنون بايد بپذيريم كه اينترنت، با توجه به تاريخچه و نجوه شكل گيري و پيدايش آن و همينطور روندتداوم، رشد و گسترش روزافزون فن آوري ها و فعاليت هاي آن – از آنجا كه اطلاعات در ابتدا و اوايل شكل گيري اينترنت تنها به صورت متن (TEXT) عرضه مي شد – كماكان رسانه اي متني و نوشتاري است. بنابر اين، در هنگام كار با اينترنت – چه به عنوان يك كاربر عادي مثلا در جستجوي اطلاعات و چه به عنوان تاجري كه مي خواهد محصول يا خدمات خود را بر روي اينترنت به فروش برساند و يا بازاريابي كند، بايستي اصول، قواعد و قوانين مرتبط با نگارش حرفه اي مورد تاكيد قرار گيرد. در اين راه، شناسايي و شناختن مخاطبين و مشتريان بالقوه و ارتباط برقرار كردن با آنان به شيوه اي درست و كاملا حرفه اي، اولين و مهمترين گام

ها در آغاز يك فعاليت بازاريابي اينترنتي به شمار مي آيد. اينجاست كه برخورداري از يك سايت اينترنتي به خودي خود نمي تواند براي صاحب سايت موفقيت به همراه آورد. سايت، بدون بازديد كننده، يعني سايت، بدون فروش و ناموفق. ايجاد ترافيك براي يك سايت، يعني جلب مخاطبين هدف، يعني حيات آن سايت، يعني حركت به سوي موفقيت، براي موفقيت. بدون شناخت هدف، تفكر عميق، تعيين استراتژي و پياده سازي استراتژي هاي موفق بازاريابي بر روي اينترنت، نمي توان جلب توجه كرد و نمي توان ترافيكي براي سايت ايجاد كرد،

 

نمي توان موفق شد.

پشت صحنه ي اينترنت همه آن چيزي كه صاحبان صنايع مي خواهند (چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي / چه خارج از اينترنت و چه بر روي اينترنت) تنها يك چيز است: «توجه». بر روي اينترنت، جلب توجه بايد كرد تا باقي ماند. اين امر، بيشترين انرژي را مي طلبد كه براي دستيابي به آن بايد سخت كار كرد، حوصله به خرج داد، راه هاي مختلف را امتحان كرد و نهايتاً پيش به سوي اهداف از پيش تعيين شده گام برداشت. موفقيت يك سايت اينترنتي، امري اتفاقي نيست كه يك شبه صورت گيرد. رسيدن به مشتريان هدف، ارتباط برقرار كردن با آنان و حفظ آن روابط ايجاد شده و توسعه شبكه فعال مشتريان بالقوه و بالفعل، كاري است كه بيشترين انرژي را مي طلبد. بر روي اينترنت، همه مي خواهند توانايي نشر داشته باشند، چرا

كه از اين طريق، شايد بتوانند، طيف گسترده تري از مخاطبين هدف را به سمت و سوي خود بكشانند، چرا كه «جلب توجه مردم و يا مخاطبين هدف» مقصود نهايي استراتژيست هاي اينترنتي و صاحبان سايت مي باشد.

در اينترنت دست بالاي دست بسيار است هزاران ميليارد

حرف و كلمه و جمله، تصوير، كليپ هاي صوتي و تصويري، ميلياردها صفحه وب و ميليونها سايت اينترنتي فعال، هزاران هزار نفر بر روي اينترنت، اين بازار مجازي پر سر و صدا، فرياد مي زنند: «از ما بخريد به نفع شماست …» «سري هم به ما بزنيد!»، «از سايت ما بازديد كنيد!» «اينجا را كليك كنيد!» ، «به ما ملحق شويد!» … «همين حالا! فقط با يك كليك!» – اما براي اينكه صداي شما در ميان اين همه سر و صدا شنيده شود، تنها بايستي خلاقيت داشت و نوآوري! داد و بيداد راه انداختن در اين بازار مكاره بي در و پيكر و بي انتها، آنقدر ها خلاقانه نيست، همانطور كه بي كار نشستن و منتظر ماندن هم سودي ندارد. بايستي كليشه ها را شكست و ساختارهاي تازه اي را خلق كرد و بر اساس استراتژي هاي نوين امكانات رشد و گسترش فعاليت هاي تجاري را فراهم آورد. ابتدا بايد آموزش ديد و سپس آموزش داد. بايد آموخت و سپس پياده سازي كرد. فكر بايد كرد و استراتژي بايد داد.

در پيش كاربران مبتدي و ساده اينترنت آنهايي كه جز استفاده از خدمات ارتباطاتي آن (پست الكترونيك و اتاق هاي گفتگو و …) آنقدر ها سر و كاري با اينترنت ندارند، وقتي صحبت از بازاريابي ويروسي و استراتژي هاي آن مي شود، بايد انتظار اين را هم داشت كه كمي شوكه شوند، پوزخندي بزنند و يا شايد حتي قدمي عقب بگذارند و بگويند«يك بيماري اپيدميك ديگر» يا اگر با كامپيوتر و برنامه هاي آن كمي بيشتر آشنا باشند با تعجب بگويند : «ويروس نويسي! استراتژي؟» – اما حرفه اي هاي اطلاعات و اينترنت، خيلي خوب اين اصطلاح را مي شناسند، شايد برخي از آنها بلافاصله بخواهند مثالهايي از Hotmail و Mirabilis (همان شركت اسرائيلي كه ICQ ميان ۱۲ ميليون كاربر اينترنتي از همه جا بي خبر رايج كرد!) بياورند.

گفتيم كه بر روي اينترنت «اقدام به جلب توجه مردم» كار ساده اي نيست. گفتيم كه بر روي اينترنت «خلاقيت حرف اول را مي زند.» و اشاره كرديم كه در همه جا و

از جمله بر روي اين فضاي مجازي گسترده «فكر بايد كرد، استراتژي بايد داد» – حال سوال اين است: با كساني كه مي گويند «استراتژي يعني كشك! كاري كه من به تو مي گويم را انجام بده» چه بايد گفت و چه بايد كرد؟ هفت سال پيش، در سال ۱۹۹۶، دو دوست، در شركت JavaSoft, Inc.، شركتي كه ابزارهاي بانك اطلاعاتي مبتني بر وب ارائه مي دادند، طرحي را در ذهن خود مي پروراندند، همان چيزي كه بسياري از ما امروز آن را به عنوان «اولي

ن سرويس پست الكترونيك رايگان بر روي وب» – HotMail – مي شناسيم. مدل كاري و حرفه اي كه بخوبي بر روي اينترنت مي نشست و با آن جفت و جور مي

شد. تا اينجاي كار مي توان گفت HotMail كار چنداني انجام

نداده بود، يك سرويس رايگان، در ميان ساير سوريس هاي رايگان و در كنار آنها، براي جلب توجه مردم راه اندازي شده بود و اميدوار بود كه بتواند در ميان كاربران اينترنت رايج شود. اما چنين چيزي به خودي خود، بدون تفكر و بدون تعيين استراتژي هاي تبليغاتي

و بازاريابي نمي توانست موفق شود. تبليغات و بازاريابي از جمله مواردي هستند كه هزينه هاي بسيار و انرژي هاي بسياري مي طلبند كه براي شركت كوچك و جمع و جور JavaSoft امري ناممكن مي نمود. براي همين، لازم بود كه با يك استراتژي كارا، بازاريابي HotMail با هزينه اي به مراتب كمتر از ساير رقبا و به گونه اي سريع و گسترده آغاز شود. اين

موضوع،آن دو دوست يعني سابير باتيا Sabeer Bhatia و جك اسميت Jack Smith را به نزد فردي به نام تام دريپر Tom Draper كشاند. دريپر استراتژي موفقي را به آنها پيشنهاد كرد كه بعدها به نام بازاريابي ويروسي Viral Marketing شناخته شد. بر اساس اين استراتژي، دريپر به HotMail پيشنهاد كرد كه در انتهاي هر نامه اي كه از سوي كاربران ارسال مي شود يك جمله كوتاه اضافه شود : «پست الكترونيك رايگان خود را از HotMail بگيريد! – يا به عبارت بهتر با زبان خودشان Get your free email at HotMail P.S. – نام HotMail لينك است به سايت HotMail . اين پيشنهاد، در آن زمان، يك موضوع بسيار بحث برانگيز بود چرا كه معلوم نبود كاربران Hotmail آن عبارت يا جمله تبليغي را در انتهاي نامه هاي كاملا شخصي خود تحمل كنند يا نه. شخصا يادم هست وقتي كه جزو اولين كاربران HotMail بود، اضافه شدن آن جمله را با كنجكاوي دنبال كردم و پس از مدتي طرح دقيقا كارا و استراتژيك و پشت صحنه آن را درك كردم. HotMail فقط آن عبارت P.S. (پي نوشت) را حذف كرد و با هر Email ارسالي از سوي كاربران، بازاريابي را به صندوق پستي گيرندگان مي فرستاد. موفقيت HotMail در جلب توجه مردم و جذب سريع و انبوه مخاطبين و كاربران اينترنتي موجب شد كه در ظرف كمتر از يك سال و نيم ميليونها مشتركي داشته باشد كه با ميل خود از خود اطلاعات با ارزشي در اختيار HotMail قرار داده است. اين م

وفقيت، موفقيت ديگري براي آن دو دوست به ارمغان آورد: با ازدياد روزافزون كاربران، مایكروسافت، هات میل را با مبلغ بسيار بالايي (به روايتي ۴۰۰ ميليون دلار) خريد

اري كرد.

در حقيقت «بازاريابي ويروسي» به استراتژي هاي گفته مي شود كه افراد را به انتقال يك پيام بازاريابي به ديگران ترغيب و تشويق كند. امروز، هفت سال از زمان تولد «بازاريابي ويروسي» مي گذرد، ديگر وقت آن است كه «بازارياب ويروسي» ما به مدرسه برود … بايد ديد كه استراتژيست هاي اينترنتي چه راه يا راهها و استراتژي هايي براي موفقيت سايتهاي اينترنتي مي دهند. بايد ديد «جك»ها و «اسميت»ها چه مي گويند، ما اگر جايي بگوييم : «استراتژيستيم» ميگويند «يك كمي از خودت تعريف كن!»

خرید و فروش جهانی بخشی از یک فرآیند اجتماعی است. این فرآیند نه تنها دربرگیرنده تعاملات تک به تک شرکت با مشتریانش است بلکه شامل تبادل گسترده اطلاعات بین افراد پیرامون مشتری است. این فرآیند اجتماعی می تواند با اقدامات سنجیده ی

یک مدیر بازاریابی تبدیل به گونه ای از بازاریابی به نام بازاریابی ویروسی شود.