چکیده:

باتوجه به مفاهیم نظری معماری وهمسویی با اندیشه های زبان شناختی ونشانه شناسی، نیاز به تشریح وتبیین نشانه شناسی معماری مشهوداست. دراین مقاله ارتباط میان معماری ونشانه شناسی مورد تحلیل قرار میگیرد. هر متن اجتماعی (مانند معماری) حامل مجموعه ای از پیام ها بوده که به وسیله رمزگان ها و روابط درون متنی به مخاطب منتقل می شوند. این نشانه ها توسط خالق کد گذاری شده و خواننده (مخاطب) بر پایه قرارداد های اجتماعی، برداشت های ذهنی وزاویه نگاه خود به رمزگشایی ومعنا سازی برای متن (معماری) تلاش میکند. نشانه شناسی به دو دیدگاه ساختارگرا وپساساختارگرا می پردازد. نشانه شناسان ساختارگرا رابطه متن و معنارا مستقیم دانسته و در مقابل نشانه شناسان پسا ساختارگرا، رابطه متن و معنارا غیر مستقیم دانسته و به جستجوی مفهوم ضمنی وروابط بینا متنی می پردازند. دراین مقاله پس از بررسی نظریات نشانه شناسان، خوانش معماری (متن) از دو دیدگاه ذکر شده مورد قیاس قرار گرفته است. معماری از لایه های متعددی از معنا تشکیل شده است. معانی در لایه های طرح شناورند وبه صورت استعاری، کنایی، بازتابی و… ناکرانمند هستند. خوانش نشانه شناختی معماری، به دنبال باز تولید طرح بر اساس ارتباط بین لایه ها و بر اساس برداشت مخاطب می باشد.

واژه های کلیدی: نشانه شناسی معماری، خوانش معماری، متن، نشانه شناختی ساختارگرا، نشانه شناختی پساساختارگرا

.۱ مقدمه

امروزه نظریه های متفاوت و متعددی درزمینه شکل گیری محصول و خوانش معماری وجودارند. در سه دهه اخیر علوم انسانی مبنای شکل دهی این تئوریها بوده اند. دردهه هفتاد میلادی مطالعات زبانشناسیک در حوزه هنر جای خودرا پیدا کرده و در پی آن »نشانه شناسی ۱« به عنوان شاخه ای از زبان شناسی، در نقد و »خوانش متن هنری۲ « مورد استفاده قرار گرفت. معماری ماند یک متن، در برابر مخاطب دنیایی از اندیشه هاو ارزش های طرح را تداعی می کند و واجد زبانی در پس پرده خویش بوده که به مخاطب به گفتگو می نشیند. این برداشت وبیان معنا از معماری از ابتدای تاریخ هنر وزایش معماری به صورت هایی که در برگیرنده، ایده های دینی، اقتباس ازاسطوره ها، طبیعت و عناصر طبیعی در قالب شکل ها، نمادها، نشانه ها وصورت هایی که حامل اندیشه ها و تفکراتی خاص بود، ظهور کرد. در سه دهه اخیر صورت و فرم متن معماری تغییرات زیادی داشته اند؛ این امر علاوه بر دست یابی به تکنولوژی جدید، معلول نگرش انسان به هنر ومعماری بوده است.

پیدایش هر اثر هنری به منزله ایجاد یک متن بوده که مجموعه ای ازارزش ها، اندیشه ها وسنت ها را به همراه خود منتقل می کند. تولید هر»متن« مبتنی برزمینه وبستر اندیشه و فرهنگ جامعه مصدر خویش است. “هر متن حامل پیامی مستقل از فرستنده وگیرنده آن در برگیرنده مجموعه ای از نشانه هاست.این نشانه ها ، توسط مؤلف رمزگذاری شده ومخاطب آنها رابااستناد به قرار دادها وبه کمک روابط رسانه ای رمز گشایی می کند” .(Chandler, 2009:3) هر متن (مانند معماری) محصول یک فرآیند تولیدی است که از برهم کنش ایده ها، ارزش ها، حوزه ها وشناخت محیطی مؤلف شکل گرفته و مخاطب در زمان روبه روشدن با آن سعی دارد پیام متن را دریافت نموده و با توجه به آموزه های ذهنی خود به پردازش و خوانش متن (معماری) می پردازد. بنابراین علم نشانه شناسی سعی در بازتاباندن اندیشه های مطرح شده در بین سطور هر متن هنری (مانند معماری) دارد وبا استناد به این روش و نظریات نشانه شناسی معماری نیز مورد خوانش قرار می گیرد.

.۲ چارچوب نظری

آنچه می خواهیم به قید نظم به میان آوریم تا راهنماو سازنده و پایه این پژوهش باشد، درادبیات مکتوب معماری امروز ما نسبتاً ناشناخته مانده است. برخی از پژوهشگران مدرن معماری به اشاره بیان کرده اند که: معماری را نمی توان بی اتکاء بر محیط فراگیرش بازشناخت. برخی نظریه پردازان دانش نشانه شناسی همچون »چارلز سندرز پیرس ۳« معتقدند که “تنها در پرتو نشانه هاست که میتوان اندیشیدوتفکر بدون نشانه امکان پذیر نمی باشد” (ضیمران، .(۴:۱۳۸۳ بدین منظور جهت بررسی خوانش معماری بایستی توجه و تعمق بیشتری به مفاهیم وبن مایه های نشانه شناسی داشت. ازاین میان با تحلیل و کمک از نظریات و مضامین زبان شناسی و نشانه شناسان میتوان ازاین دانش به معماری به عنوان »یک متن فضایی درون گستره چندگانه محیط اجتماعی« پیرامونش نگاه کرد.

.۳ پیشینه تحقیق

جستجوبرای شناخت هویت های محلی آدمیان بر پایه زبان شناسی و زبان شان، توسط دانشمندانی صورت میگیرد وآثار ماندگار بر جای می گذارد. در جایی »زبان« روحیه ملت ها را میخواهد به نمایش بگذارد ودر جایی دیگر، پیوند میان »زبان«، »فکر« و»حقیقت« مطرح می شود . دانشمندانی مانند » تریر ۴« مباحث مربوط به پیوند میان زبان شناسی و مجموعه وقایع اجتماعی خاصی که بر رفتار محیطی انسان ها اثر گذاری داشته اند را به میان آوردند.۵ زبان شناسی دردهه شصت میلادی به وسیله دانشمندانی چون » چامسکی۶« باارائه نظریه »دستور زبان زایشی۷« وارد مرحله تازه ای شد. اوبا بازنگرشی نحو- بنیاد زبان را مفهوم ذاتی دانست که اززمان تولد با انسان می باشد. او به صورت عقلانی به زبان می نگرد. در دهه هفتاد زبان شناسی به سمت معنا شناسی

گفتمان – بنیاد سوق می یابد. مبنای اصلی، نگرش مطالعات جامعه شناسی وتوجه عمیق به بافتار فرهنگی پیرامون زبان است. در حقیقت از بافت به عنوان مهمترین رکن در معنا شناسی یاد می شودوجمله، واحدی مستقل نبوده و همیشه در متن بررسی می شود.

زبان شناسان مدرن همچون » ریچارد ای .هودسن« در کتاب » زبان شناخت اجتماعی« روی دریافت مفهوم ومعنایی زبان کار کرده اند. کتابهای »نشانه شناسی و معماری۸« براین عقیده اند که: معماری دارای معنای ذاتی و درونی نیست و بر اساس قراردادهای اجتماعی وفرهنگی معنا می شود. در واقع “نشانه”ها رانمی توانیم بی تأثیری از محوطه شان بازشناسیم. بر این اساس نشانه شناسی معماری، مقوله ای نیست که بتواند یک سویه، یعنی تنها به نیت و خواسته شناسنده، شناخته شود. »رولان بارت ۹« و اُمبرتو» اکو۱۰« نشانه شناسان مطرحی هستند که به نظریه نشانه شناسی در معماری به این عقیده اند که معماری، متنی لایه گون و دارای پیوندهای اصیل با بافتار اجتماعی و فرهنگیش می باشد.

.۴ روش تحقیق

نشانه شناسی،پیش از هر چیز، روشی برای خواندن متن (کلامی، بصری، تجسمی، شنیداری، و…) محسوب می شود. این پژوهش با دیدگاه تحلیلی نسبیت به مفاهیم زبان شناسیک و نشانه شناسیک می نگرد و بااستناد به اطلاعات ونظریات برآمده از تحلیلها سعی دارد که از نشانه شناسی به مثابه یک علم و روشی برای خوانش معماری بنگرد. در نتیجه دراین مقاله، ابتدا با روش توصیفی مفاهیم و نظریات مربوطه به اندیشه های نشانه شناسی برخورد می شود و سپس با رویکردی تحلیلی و تطبیقی میان نظریات ارتباط برقرار کرده که بتواند به کمک این روش (نشانه شناسی) به خوانش متن از دو گونه مشخص ساختارگرا و پساساختارگرا و در نهایت خوانش معماری بپردازد. »نشانه شناسی ساختگرا۱۱« رابطه بین نشانه های متن (معماری) رابررسی میکند و منطق های ساختاری آن را به دست می آورد. “تحلیل نشانه شناختی ساختگرایانه با بازشناسی واحدهای تشکیل دهنده ای یک نظام نشانه ای و تعیین روابط بین این واحدها (روابط معنایی ومنطقی) سروکاردارد” (سجودی، » .(۷۰:۱۳۸۲نشانه شناسی پساساختارگرا۱۲« سعی بر نشان دادن ویژگی های در متن (فضای معماری) دارد که دلالت واحدی ندارند ومنطق هایی را که به سادگی بدیهی فرض شده اند به چالش می کشد. در واقع دراین روش با سازکار واسازی۱۳ به بازخوانی مفاهیم پرداخته می شود. در واسازی، رابطه تقابلی نشانه های بنا به چالش کشیده می شود و همچنین متن (فضای معماری) در زمینه معاصر آن دوباره تعریف می شود.

.۵ نشانه شناسی روشی برای خوانش متن

در هر کنش وارتباط اجتماعی، در حال تولید وباز آفرینی متن هستیم. معماری نیز به عنوان یک دانش میان رشته ای در فرآشد ارتباط میان انسانهای جامعه، خود را بیان می کند.۱۴ هر متن اجتماعی (مانند معماری) حامل پیام و یا مجموعه ای از »رمز گان۱۵« بوده که به وسیله روابط دلالتی و روابط »درون متنی۱۶« به مخاطب انتقال داده می شوند. مخاطب نیز با توجه به شبکه شکل دهنده متن و لایه ها وروابط درون متنی و از طریق قرار دادهای اجتماعی، فرهنگی، برداشت های ذهنی، نوع وزاویه نگاه خود به دریافت، رمز گشایی۱۷ ومعنا سازی برای متن همت می گمارد. بنابراین هر متن یک نظام دلالتی رابه روی مخاطب می گشاید وهر کدام از اجزاء در کنار اجزاء دیگر درون نظام تعریف می شود. پس هر کدام از اجزاء نشانه ایست که مخاطب رابه تولید و باز تولید متن دعوت می کند. در حقیقت هر متن شبکه ای از نشانه هاست. همان طور که ذکر شد هر کدام از نشانه ها به طور مجرد واجد معنایی خاص نیستند و در ساختار متن هویت و دلالتگری خودرا می یابند. در نتیجه دانشی به نام نشانه شناسی به منظور شناخت، تفسیر ویافتن معنا در متن به میان می آید. یکی از عام ترین تعریف ها از »امبرتو اکو« است که می گوید: “نشانه شناسی با هر چیزی که بتواند یک نشانه قلمداد شود سروکار دارد” .(Eco, 1976:7) “نشانه شناسی نه فقط شامل مطالعه چیزهایی است که ما در مکالمات روزمره نشانه مینامیم، بلکه مطالعه هر چیزی است که بر چیزدیگری اشاره دارد” .(Chandler ,2009:20) “نشانه شناسی در جستجوی معنا از طریق کشف لایه های عمیق تر متن می باشد” .(Martin & Ringham, 2000:118)

“نشانه شناسی یکی از روش های تحلیل متن است. رویکردهای دیگر شامل تحلیل بلاغی، گفتمانی ومحتوایی هستند. در تحلیل محتوایی از روش های کمی برای تحلیل »محتوای« متون استفاده می شود، اما نشانه شناسی به دنبال متون در حکم کلیتهای ساختمند ودر جستجوی معناهای پنهان و ضمنی است” .(Chandler, 2009:20) دونگرش ساختارگرایی و پساساختار گرایی در نشانه شناسی مطرح هستند. نشانه شناسان ساختگرا چون (سوسور، یاکوبسن، اشتراوس) با نگرش زبان شناسانه رابطه متن و معنایش را مستقیم دانسته و به رمز گشایی وکشف رمزگان متن می پردازند. نشانه شناسان پساساختار گرا (پیرس، اکو، بارت، دریدا) رابطه بین متن و معنا راغیر مستقیم دانسته و به جنبه های متکثر، لایه های درونی متن، بینا متنیت۱۸ وفرآیند تأخیری معنا می پردازند.

.۱-۵ بررسی نظریات نشانه شناسان در نشانه شناسی متن

.۱-۱-۵ نشانه شناسی فردیناند سوسور۱۹

سوسورالگویی »دو وجهی « یا »دوتایی« رابرای نشان دادن نشانه پیشنهاد میکند. از دید او نشانه تشکیل شده است: »دال۲۰« (تصور صوتی) و »مدلول۲۱« مفهومی که دال به آن »دلالت۲۲« می کند. از دید سوسور »نشانه زبانی« نه یک شیء رابه یک نام، بلکه یک مفهوم را به یک تصور صوتی پیوند می دهد. نشانه حاصل انطباق این دو عنصر یعنی دال ومدلول است. دال بدون مدلول یا به عبارتی دالی که به هیچ مفهومی دلالت نکند و مدلولی که هیچ صورتی (دالی) برای دلالت آن وجودنداشته باشد، امکان ندارد وهر دو با هم قابل دریافت و شناخت هستند (شکل.(۱ سوسور معتقد است که هر متن متشکل از تعدادی نشانه بوده و هر نشانه واجد دو رابطه »درون نشانه ای« و »برون نشانه ای « می باشند. برداشت سوسور از معنای نشانه ها درون یک نظام ساختاری و مبتنی بر رابطه است. اولویت به روابط نشانه ها درون یک نظام داده می شود تا به چیزهای خارج. “نشانه ها در اصل به یکدیگر ارجاع می دهند. درون نظام همه چیز وابسته به روابط است” .(Saussure, 1983:121) “هیچ نشانه ای قائم بر خود معنی نمی یابد، بلکه ارزش آن ناشی از رابطه آن با نشانه های دیگر است. هم دال و هم مدلول مفاهیمی تقابلی و مبتنی بر جایگاه و رابطه شان با دیگر اجزای نظام هستد” .( Saussure, 1983:118) سوسور به مفهومی تحت عنوان “ارزش” نشانه اشاره میکند. ” ارزش هر نشانه به روابط آن نشانه با دیگر نشانه های درون نظام وابسته است. نشانه فاقد ارزش مطلق مستقل ازاین بافت است” .(Saussure, 1983:80) سوسور بین آنچه دردرون نشانه اتفاق می افتد، یعنی دلالت و مفهوم ارزش (رابطه نشانه ها با یکدیگر درون نظام ) تمایز قائل می شود. او بر افتراق بین نشانه ها تأکید کرده است.

شکل :(۱) نشانه و روابط درونی آن از نظر سوسور

.۱-۱-۱-۵ نشانه دیاکلتیک سلب وایجاب

با توجه به بحث فوق، نشانه درگیر یک روند دلالتگر درونی ویک روند افتراقی برونی می باشد. در حقیقت “نشانه از یک سودامنه دلالت خودرااز طریق سلب نشانه های دیگر و روندی افتراقی متمایز میکند و نظام رابه وجود می آورد و از طرفی دیگر در درون دامنه ای که به گونه ای سلبی تعریف شده است،دلالت ایجابی دارد” (سجودی، .(۵۱:۱۳۸۸ “اگر چه معنا (مدلول) وصورت (دال) هر یک به صورت جداگانه وافتراقی و منفی (سلبی) هستند ،اما ترکیب آنها رویدادی مثبت (ایجابی) خواهد بود” ( Saussure, .(1983:115 درواقع هر نشانه ارزش خودرااز جایگاه خوددرون نظام به دست می آورد. “معنا مفهومی است که از یک ساختار

نشانه شناختی استخراج می گردد و هیچ نشانه ای به تنهایی واجد معنا نیست ودرارتباط با سایر نشانه ها ،متنی معنا دارایجاد می شود” (ضیمران ، .(۴۲:۱۳۸۲

.۲-۱-۵ نشانه از دیدگاه چارلز سندرس پیرس

پیرس الگویی سه وجهی برای نشانه معرفی میکند: نمود۲۴، تفسیر۲۵، موضوع۲۶
نمود، صورتی است که نشانه به خود میگیرد ووظیفه بازنمایی رابر عهده دارد وقابل تفسیر استالزاماً. مادی نیست. تفسیر نه تفسیر گر بلکه معنایی است که از نشانه حاصل می شود و موضوع (ابژه) هر چیزی که امکان تفکر درباره آن وجوددارد که نشانه به آن ارجاع می دهد. دراین رابطه سه گانه، نشانه به جای موضوع می نشیند و توسط مفسر مورد تفسیر قرار میگیرد (شکل.(۲ پیرس تعامل میان این سه گونه را فرآیند »نشانگی۲۷« می نامد. پیرس در جایی می افزاید: “معنای یک باز نمود ممکن است چیزی نباشد جز یک بازنمود دیگر”. تفسیر اولیه میتواند دوباره تفسیر شود. مدلولی که خودش در نقش یک دال ظاهر می شود. فرآیند تفسیر میتواند تابی نهایت ادامه یابد و این فرآیند مبنای نشانه شناسی پساساختارگرا می شود.

موضوع مرجع

نشانه

تفسیر- تصور صوتی نموده – بازنموده

شکل :(۲) مثلث نشانه شناختی پیرس

۳-۱-۵نشانه. شناسی امبرتو اِکو

اکو بین »ارتباط« و »دلالت « تمایز قائل می شود. از نگاه او نشانه شناسی ارتباط و نشانه شناسی دلالت با هم متفاوتند. اکو فرآیند ارتباطی را انتقال سیگنالی از منبعی، از طریق یک فرستنده و به واسطه یک مجرا، به مقصد مشخص میداند. اما فرآیند دلالتی زمانی اتفاق می افتد که مقصد، انسان باشد. به اعتقاد اکو چنین فرآیندی ممکن نیست مگر به واسطه وجود یک دستگاه »رمزگان« تا جایی که هستی های حاضر رابه واحدهای غایب می پیوندد، درواقع یک نظام دلالت است. اکو رمزگان ها رابه چهار پدیده متفاوت بیان میکند:

الف) مجموعه ای از سیگنالها که قوانین ترکیب پذیری درونی برآنها حاکم است. اینها میتواند پیام های (مفاهیم) متفاوتی رادرباره چیزهای متفاوتی ارسال کنند ومجموعه متفاوتی از واکنش های مختلف رابرانگیزند. این مجموعه را »نظام نحوی« نامید.

ب) مجموعه ای از حالات متفاوت که به مجموعه ای از پیام ها (محتواهای) ارتباطی معنادار تبدیل می شوند. این مجموعه پیام ها، »نظام معنایی « را به وجود می آورند.

ج) مجموعه ای واکنش های رفتاری محتمل از سوی مخاطب که مستقل از نظام (ب) هستنداصطلاحاً. »نظام رفتاری« نامیده می شوند.

د) قانونی که عناصری از نظام (الف) با عنصری از نظام (ب) رابه هم می پیوندد. در حقیقت رابطه بین سه نظام دیگر که »نظام قانونی« نامیده می شود.۲۸ اکو پیوند میان دال ومدلول را از دیدگاه ناظر و مخاطب نقش نشانه ای می گوید. “وقتی رمزگان، عناصر نظام انتقال دهنده رابه

عناصر انتقال داده شده تخصیص می دهد، اولی به بیان دومی و دومی به بیان اولی بدل می شود.نقش نشانه ای زمانی پدید می آید که بیانی با محتوایی مرتبط می شود که در حقیقت هر دو عنصر با هم پیوند می خورند” .(ECO, 1979:57) بهتراست بگوییم نقش نشانه ای زمانی تحقق می یابد که دو نقشگر بیان و محتوا با هم به نوعی رابطه همبسته دو سویه دست یابند.

.۴-۱-۵ نگاه رولان بارت به نشانه شناسی متن

بارت معتقد است که یک متن با زبان مخصوص به خودشکل گرفته و خوانش آن نیز از طریق زبان شکل میگیرد. در حقیقت موضوع خوانش متن، کشف زبان متن است. او از گذر وجانشینی اثر به مفهوم جدیدی به نام متن سخن می گوید و معتقد است که متن بر عنصر اصالت اثر تأکید دارد و اثر بیانگر ارزش زیبایی شناختی است. اولی یک پدیده است ودومی، نشان دهنده عمق و غنا می باشد. به زبان دیگر بایستی از تحلیل متن به اثر رسید تا بتوان به دنیای ذهنی مؤلف پیوند خورد. به اعتقاد بارت در خوانش متن زندگی و دنیای متن مهم است نه زندگی مؤلف. در واقع درهر متنی دورنمایی از اندیشه های جامعه شناسیک به چشم می خورد. “هر متن گستره ای از معنا را پیش روی مخاطب قررا می دهد. خوانش متن به دنبال کشف حقیقت و معنا نیست، بلکه ساختاری نشانه شناسیک را پدید می آورد” .(Barthes, 1972:49) “هرگاه نشانه شناخته شد، جامعه به خوبی میتواند آن را به کار کرد دوباره وادارد و از آن سخن بگوید، گویی موضوعی بوده است که برای استفاده ساخته شده است” ( Barthes, .(1969:55 در حقیقت در نگاه نشانه شناسیک بارت به متن، دلالت های گوناگونی وجود دارد که مخاطب با زاویه دید خود به تأویل آنها مینگرد.

.۶ نشانه شناسی، روشی برای تأویل و خوانش معماری

نشانه شناسی نوعی دانش در جهت درک و دریافت پدیده های جهان است که از طریق خوانش و قرائت نشانه های موجود در هر پدیده، حاصل می شود. “نشانه شناسی تمامی خوانش های برآمده از رمزگشایی، پدیده ها را در برمیگیرد” ( Johansen,et al., .(2002:3 منظور از نشانه شناسی در حوزه هنرهای بصری چون معماری، جستجوی دال های تصویری و خوانش و کشف مدلولهای مناسب با آنها در گستره جامعه و فرهنگ مرجع هر اثر هنری است. نشانه شناسی هنر و معماری نوعی نگرش زیباشناسانه است که اثر هنری را مانند یک متن انگاشته که معنای برخاسته از آن در یک فرآیند نشانگی تولید و دریافت می شود. وجه تمایز نشانه شناسی معماری از سایر متنها ،در ماهیت فضایی بودن معماری است. معماری،یک متن لایه گون فضایی است ودارای مضامین و معناهای متعدد دردرون رمزگان خودمی باشد.۲۹ نشانه شناسی معماری، فضا راباتوجه به روابط اجتماعی و فرهنگی – مدنی به عنوان یک متن برخاسته ازآن، مورد خوانش قرار

میدهد. مخاطب در روبروشدن با فضای معماری، با توجه به تصاویر و برداشت های ذهنی خوداز فضا و رمزگان ،فضا را مورد بازتولید قرار می دهد. مخاطب با توجه به جایگاه اجتماعی وزمینه های فرهنگی خود و بستر فرهنگی طرح معماری به معناسازی برای طرح می پردازد. “نشانه شناسی معماری آنگاه که به فضایی غنی شده می پردازد به موجودیت های گوناگون زیر مینگرد:۳۰
▪ موجودیت های ابعادی – تناسباتی (جایی که ماده از طریق بر بیرونی به بازی معماری گرفته می شود)

▪ موجدیت های شکلی – تصویری
▪ موجودیت های اساطیری (جایی که نمادهایی که موضعی، اقلیمی، اندیشه ای هستند به میدان می آیند)” (فلامکی، .(۳۸۳:۱۳۹۱

.۷ خوانش متن از نظر ساختارگرایی

ساختارگرایی یک روش جهت بررسی و خوانش پدیده های اجتماعی است که همان طور که گفته شد افرادی چون سوسو، یاکوبسن، اشتراوس در شکل گیری این روش مؤثر بوده اند. “در خوانش ساختارگرا از متن (معماری) باید در یک لحظه هم ساختار و قواعد متن را بشناسیم و هم نشانه ها را دریابیم. درواقع دلالت و معنا را همزمان برداشت کنیم” ( احمدی، .(۱۸۷:۱۳۸۰ دراین نگرش هر متن به صورت یک نظام بوده و از طریق پیروی الگویی ساختاری شکل گرفته است و نه محتواهای معنایی. بنابراین شکل عناصر یک متن و رابطه بین آنها با یکدیگر مهمتر از محتوای خرده ساختارها و یا معنای متن می باشد.۳۱ پایه گذاران اصلی ساختارگرایی، مبنای اندیشه خودرا برروی برتری شکل بر محتوا انگاشته اند. در خوانش ساختارگرای هر متن، (به مانند فضای معماری) موارد زیر مورد توجه قرار میگیرد:

(۱ روابط بین عناصر هر متن ،سازنده یک ساختار کلی نظام مند است و نظام بنیادین متن را تشکیل می دهد. (۲ هر متن دارای رمزگانی دردرون خویش است که ساختار آن به این رمزگان انسجام می بخشد.۳۲ (۳ مخاطب روابط و قوانین درون ساختاری متن را کشف کرده و بر اساس آن، متن رابازخوانی میکند.

(۴ پیام هر متن به وسیله رمزگشایی این رمزگان به مخاطبان منتقل می شود.