چکیده

شهروندی، اشاره به رابطهی میان افراد و جامعه (یا حکومت) است که زندگی افراد را بسته به اینکه چه کسانی هستند و کجا زندگی میکنند، تحت تاثیر قرار میدهد. حقوق شهروندی به سبب پیوستگی و همریشگی با حکومت و فضا از موضوعات مهم و ارزشمند در جغرافیای سیاسی شهر است. امروزه با روند رو به گسترش تکنولوژیها و سلطهی همهجانبهی حکومتها بر زیست مردمان، مسئلهی شهروندی و حقوق مترتب بر آن، یکی از الزامات و چشماندازهای دموکراسی بهشمار میرود. از این روی، بررسی حقوق شهروندی در حکمرانی شهری می تواند زوایای پراهمیتی از مفاهیم جغرافیای سیاسی شهر و نیز نقش این رشته در پراکنش دموکراسی را آشکار سازد. از این رهگذر، پژوهش حاضر با بررسی چهار شاخص »مسئولیتپذیری«، »آشکار-سازی«، »شایستهسالاری« و »قانونگرایی« در حکمرانی شهری کلانشهر تهران، کوشیده است تا ابعاد حقوق شهروندی در مجموعهی شهرداری تهران به عنوان مهمترین نهاد مدیریتی و حاکمیتی این شهر را مورد کندوکاو قرار دهد. تحقیق حاضر، از لحاظ ماهیت، بنیادی-کاربردی و از لحاظ روش،توصیفیِ ژرفانگر (پیمایشی) است. در مورد تعداد نمونهی شهروندان با توجه به تعداد جامعهی آماری، بر اساس فرمول نمونه-گیری کوکران تعداد نمونه انتخاب شد و تعداد ۵۱۸ نفر از شهروندان منطقهی ۱۱ شهرداری تهران به عنوان نمونه با پرسشنامه مورد پرسشگری قرار گرفتند. این تعداد در سال آماری ۱۳۹۳ و با توجه به سهمیهی جمعیت در محلههای گوناگون این منطقه از شهر تهران، به شیوهی تصادفی و بر اساس روش نمونهگیری خوشهای و تصادفی سیستماتیک انتخاب شده است. نتایج این پژوهش، نشانگر آن است که میزان رضایت شهروندان از حقوق شهروندی بر اساس شاخصهای پژوهش، افت محسوسی داشته است و در مجموع، شاخص »قانونگرایی« نسبت به سه شاخص دیگر در وضعیت خوشایندتری قرار دارد.

واژههای کلیدی: شهروندی، قانونگرایی، مسئولیتپذیری، آشکارسازی، شایستهسالاری، شهرداری تهران

۱ – استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی تهران، شمارهی همراه ۰۹۱۲۵۹۸۴۴۱۶
۲ – دانشجوی کارشاسی ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی تهران، biberunt@gmail.com

– دانشجوی کارشاسی ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی تهران

-۱ مقدمه

در خلال سه دههی گذشته، حقوق شهروندی به یکی از گفتمانهای مهم و جداناشدنی جغرافیای سیاسی، جامعهشناسی، علوم سیاسی و حقوق تبدیل شده است. اهمیت حقوق شهروندی، امروزه تا بدان حد است که وجود آنرا به مثابهی یکی از مهمترین الزامات و عناصر دموکراسی بهشمار میآورند. گذار از حکومتهای نظامی، خودکامه و تمامیتخواه با مشی سرکوبگری، یکهسالاری و عدم رواداری و تکثر به سوی شیوههای از حاکمیت دموکراتیک، ضرورت پرداخت عمیق به حقوق شهروندی را آشکار کرده است .(McEwan, 2000: 628) در میان دانشهای آکادمیک که به بررسی حقوق شهروندی میپردازند، بهنظر میرسد که جغرافیای سیاسی دارای ابزارها و مفاهیم گستردهتر و فراگیرتری است که پرداخت و گشایش آن، میتواند سهم این رشته را در برقراری و پراکنش دموکراسی در فضا افزایش دهد ( Dickinson and .(Bailey, 2007: 757 همبستگی و همپیوندی شهروندی با عناصری چون »تعلق «، »فضا« و »حکومت ملی«، نشان میدهد که بنمایههای آن با مفاهیمی سروکار دارد که از دغدغهها و حوزههای پژوهشی جغرافیدانان سیاسی است. در این میان، جغرافیای سیاسی شهر، به دلیل تمرکز بر تعامل سیاست، حکومت و شهر میتواند به صورتی موردی و دقیقتر به واکاوی ابعاد شهروندی بپردازد. حاکمیت شهری نیز که یکی از جلوههای حکومت محلی است، به دلیل زیست چندسویه و پیچیدهی شهری با فضایی آکنده از انسان (در قیاس با روستا)، با حقوق شهروندی گرهی ناگشودنی خورده است ( Bacchi and Beasley, 2000: .(323

کلانشهر تهران به عنوان پر گنجایشترین و سیاسیترین شهر ایران، میزبان جمعیتی عظیم است که خود را در قلمرو شهر تهران تعریف کردهاند، بدان تعلق فضایی دارند و از شیوههای حاکمیتی و مدیریتی خاصی نیز بهرهمند هستند. به سبب گنجایش فراوان جمعیتی و مرکزیت سیاسی، اداری و اقتصادی، میتوان کلانشهر تهران به مثابهی یک نمونهی بارز از حکومت شهری برگزید و در قلمرو آن، به بررسی کیفی و کمی شهروندی پرداخت. از این روی، پژوهش حاضر با بررسی شهروندی و حقوق فضایی آن در حکمرانی شهری میتواند زوایای پراهمیتی از مفاهیم جغرافیای سیاسی شهر و نیز نقش این رشته در پراکنش دموکراسی را آشکار سازد. این پژوهش با بررسی چهار شاخص » قانونمداری«، »مسئولیتپذیری«، »شایستهسالاری« و »آشکارسازی« در حکمرانی شهری کلانشهر تهران، کوشیده است تا ابعاد حقوق شهروندی در مجموعهی شهرداری تهران به عنوان مهمترین نهاد این شهر را مورد کندوکاو قرار دهد.

-۲ مواد و روشها

۱-۲ روش پژوهش
تحقیق حاضر، از نوع تحقیقات بنیادی- کاربردی بهشمار میرود و جهت گردآوری دادههای مورد نیاز، پیمایش را به عنوان یکی از تکنیکهای روش کمی بهکار گرفته است. بدین معنا که در سال آماری ۱۳۹۳، نخست به کمک منابع، کتب و مقالات علمی، شهروندی، عناصر و مفاهیم و راهکارهای تقویت آن از نظرگاه جغرافیای سیاسی را مورد بررسی قرار داده و سپس پرسشنامهای طراحی نموده و نظر شهروندان منطقهی ۱۱ شهرداری تهران را در زمینهی حقوق شهروندی در حاکمیت شهری تهران مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر؛
– از لحاظ هدف، کاربردی۱ است.

– از لحاظ چگونگی گردآوری دادهها، توصیفی۲ است.

– از لحاظ میزان و درجهی کنترل متغیرها، میدانی۳ است.

۲-۲ نمونه و روش برآورد حداقل حجم نمونه
تعداد نمونهی شهروندان با توجه به تعداد جامعهی آماری، بر اساس فرمول نمونهگیری کوکران تعداد نمونه انتخاب شد و تعداد ۵۱۸ نفر از شهروندان منطقهی ۱۱ شهرداری تهران به عنوان نمونه با پرسشنامه مورد پرسشگری قرار گرفتند. این تعداد در سال آماری ۱۳۹۳ و با توجه به سهمیه جمعیت در محلههای گوناگون این منطقه از شهر تهران، به شیوهی تصادفی و بر اساس روش نمونهگیری خوشهای و تصادفی سیستماتیک انتخاب شده است. دادههای پرسشنامه در مورد سوالات بسته به آمارههای متناسب در نرم افزار SPSS، از جمله درصد فراوانی، میانگین و آزمون T، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سوالات باز موجود در پرسشنامه نیز به کمک کدگذاری باز مورد بررسی و تحلیل شده است.

۳-۲ ابزار گردآوری دادهها
جهت گردآوری دادههای مورد نیاز تحقیق، اقدام به تدوین یک پرسشنامه بر اساس شاخص و مدل مفهومی تحقیق نمودهایم. این پرسشنامه، شامل ۴۴ سوال بسته بوده که بر اساس شاخصهای تحقیق و عناصر موجود در مدل تحقیق طراحی شد. این پرسشنامه نظر شهروندان دربارهی حقوق شهروندی در کلانشهر تهران با تاکید بر چهار شاخص »قانونمداری«، »مسئولیتپذیری«، »شایستهسالاری« و »آشکار-

– Applied – Descriptional

– Field

سازی« را جویا شده است. افزون بر این، یک سوال باز در پایان پرسشنامه قرار داده شده تا شهروندان نظرات تکمیلی را در صورت تمایل ذکر نمایند.

-۳ بنیادهای نظری پژوهش
۱-۳ شهروندی

»شهروندی، اشاره به رابطهی میان افراد و جامعه (یا حکومت) است که زندگی افراد را بسته به اینکه چه کسانی هستند و کجا زندگی میکنند، تحت تاثیر قرار میدهدValentine and Skelton, 2007: ) « .(۱۲۲ از تعریف یاد شده، چند نکته میتوان بیرون کشید؛ نخست که شهروندی اشاره به رابطهی تعاملی میان انسان و جامعهی سیاسی اوست؛ دوم آنکه وابسته به احساس »تعلق مکانی« است؛ سوم آنکه در چارچوب یک فضای مشخص که میتوان آنرا »قلمرو« نامید، پدید میآید و چهارم آنکه، نشانگر نوعی »هویت« است. قلمرو، بخشی از فضاست که مصالحهای میان جنبههای اسطورهای و عقلانی-کارکردی فضا ایجاد میکند. »قلمرو، از سه مولفه ساخته شده است؛ یک تکه زمین به مثابهی میراث مقدس، زمینهای از قدرت و یک فضای کاربردی.(Hassner,1997: 57) « همچنانکه پیداست، قلمرو ابعاد گوناگونی از زیست اجتماعی و قدرت جمعی را کنار هم مینهد؛ عناصر مادی همچون فضا و عناصر نمادین همانند هویت جمعی .(Paasi, 2008: 109) هویت نیز بخشی از مولفهی فردی و جمعی انسان است که تعریف کنندهی چیستی و کیستی بهشمار میرود. هویت به ویژه آنگاه که با فضا گره میخورد، در کالبد هویت مکانی رخ مینمایاند که »بیانگر ارجاع کیستی و چیستی یک شخص به یک مکان است.(Brown, 1997: 13) « تعلق نیز بخشی از فراوردهی هویت بهشمار میرود که در آن ابعاد مکانی و روانشناختی انسان درهم میآمیزد و احساس تعلق مکانی پدید میآید .(Burchell, 2014: 541) همچنانکه از سه شاخص هویت، تعلق و قلمرو پیداست، این سه شاخص در یک فضای شهری به یکدیگر پیوند خورده و مفهوم با نام »شهروندی« را پدیدار میسازند .(Brenner, 2005: 24) مفهوم فضا نیز از دیرباز در علوم انسانی و به خصوص در جغرافیا وجود داشته است. ارسطو، فضا را مجموعهای از مکانها میداند و آنرا به ظرفی شبیه میکند که خالی است و برای فهم آن، پیرامونش باید بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد. درک فضا به هر شکل در سازمان یافتگیهای متفاوتی خود را نشان میدهد که این سازمان یافتگیها ریشههایی نمادین، اسطورهای، دینی، اجتماعی و سیاسی و… وجود دارند (فکوهی، .(۲۳۶:۱۳۸۳ بهنظر میرسد که مفهوم فضا در جغرافیا به محیط پیرامونی انسان ارتباط پیدا میکند. درک نقش محیط ساخته شده ما را با چیستی معنای محیط آشنا میکند و فضای پیرامون اصلیترین معیار برای تعریف محیط به حساب میآید و هر توصیفی از کارکرد محیط باید متوجه

چیزی در فضای پیرامون باشد (لنگ، .(۸۷ :۱۳۸۱ بنابراین، شهروندی از نظرگاه جغرافیای سیاسی عبارتست از »تعامل میان شهر، تعلق و حکومت.« از این رهگذر، نمودار شهروندی در جغرافیای سیاسی را میتوان به صورت زیر ترسیم کرد؛