خلاصه

پژوهش حاضر با پذیرش ساخت روششناسی پارادایمی ناشی از فرانظریه توماس کوهن در کتاب ساختار انقلابهای علمی فارغ از ایرادات وارده بر شکلگیری پارادایم در علوم انسانی و تقسیمبندی اعضای یک پارادایم به سه دسته سرآمد »پارادایمسازان« و کارورزان براساس ایده مطروحه از سوی شلدون ولین پارادایم علوم انسانی در ایران را با بحران کارورزان ارزیابی مینماید. منظور از بحران کارورزی در علوم انسانی ایران با ابداع و نوآوری واژگانی پژوهشگر سیطره مطلق کارورزان بر پارادایمسازان »فقدان پارادایمسازی« به تبع استفاده غیرانتقادی و بدون تغییر از ذهنیت اجتماعی بیگانه با جان اجتماعی جامعه ایرانی با اتکا بر عنصر ترجمه و ترجمهگرایی منابع غربی به زبانهای انگلیسی فرانسوی وآلمانی است. تا جایی که امروزه عرصه علوم انسانی ایران به مترجمان کارورز سپرده شده است. در این تحقیق تلاش شده ریشههای سیطره مطلق کارورزی ترجمهگرایی مطلق در پارادایم علوم انسانی ایران و آثار و تبعات آن مورد ارزیابی قرار گیرد.

کلمات کلیدی: بحران.پارادایم.علوم انسانی.کارورزی.ایران
.۱ مقدمه

استعارهگرههای سخت برکیسههای تهی یکی از دیرینهترین داوریها در مورد فایده وکاربرد علو م انسانی است. همانگونه که رایج ترین طعـنهـایی کـه ارزش فکر فلسفی را مورد تردید قرار میداده است دعوی بی فایدگی آن در قیاس با دشواری درک آن بوده است. (فی، .(۱۱ :۱۳۸۹ لـیکن علـوم انسـانی در مقایسه با سایر علوم که کارکردی فنی و تکنیکی دارند از اهمیت ویژهای برخوردار است چرا که علـوم انسـانی بـا معطـوف بـودن بـه غایـت مـیتوانـد چارچوب دیگر علوم را تعیین نماید. با مدنظر قرار دادن چنین مفروضی برای علوم انسانی داعیه غیرکاربردی بودن علوم انسانی محـل تردیـد خواهـد بـود. ماهیت علوم انسانی به مفهوم انسان و معرفت فلسفی به خویشتن باز میگرددکه از طریق زوایای ذهن قابل فهم است. (احمدی، (۹۳ :۱۳۸۴

به تعبیر شلر باید میان جان اجتماعی و ذهن اجتماعی تفکیک قائل شد جان اجتماعی همان حکایتها، روایتها و قصهها و معانی اسـت کـه در سطح زندگی روزمره همبستگی اجتماعی را ممکن میکند و ذهـن اجتمـاعی بـه سـاختارهای معرفتـی همچـون فلسـفه عرفـان کـلام… و بیشـتر بـه عنـوان صورتبندی حیات اجتماعی مربوط میشود شلر میگوید گرچه این دو با هم متفاوتند با هم نسبتی دارند. به تعبیر بوردیو جان اجتمـاعی در جامعـه غربـی چارچوب یا نظام ارجاعی این مفاهیمی است که ساخته شده و این با هم نسبت جدی و پیچیدهای دارند. به یک تعبیـر پشـت ایـن علـوم جدیـد متـافیزیکی هست (کاشی، (۱۳۹۰اتفاقاًمفهوم ی ونیورس و البته مفهوم یونیورسیتی انعکاسی از جهان است در مقابل کلیسا یعنی اگر کلیسا قبل از تاسـیس علـوم جدیـد ادعا میکرد که قادر است تفسیری از عالم و جزییاتش ارائـه کنـد دانشـگاه (یونیورسـیتی) در معنـای جدیـدش فکـر مـیکـرد دارد سـاختارهای جدیـدی میسازد از این حیث دانشگاه (یونیورسیتی) یک آیین است. گرچه در انتها علم قرار است وجه ابزاریاش را در جهـت تصـرف بـر طبیعـت و سـاختارهای اجتماعی نشان دهد. لذا به شرط متافیزیک یاد شده وجه ابزاری علوم جدید ممکن میشود. به همین دلیلکارل پوپر غالباً اعتقاد خود را بـه وحـدت روش میان علوم اجتماعی و علوم طبیعی اعلام میکند او معتقد بود که ساختار منطقی علوم اجتماعیاساساً شبیه ساختار منطقی علوم طبیعی است اما این شـباهت اساسی باعث نمیشود که برخی تفاوت ها یا دست کم ویژگیهای اختصاصی علوم اجتماعی را نادیده بگیریم به باور پـوپر. از نگـاه پـوپر حاصـل اعمـال انسانی همانقدر که بستگی به تمایلات روانشناختی دارد همان قدر هم وابسته به شرایط نهادی است. (لسناف، (۲۹۶ : ۱۳۸۴

۱

از حیث تاریخی نیز علوم انسانی مدرن که با رنسانس در غرب آغاز شد کشفیات پی در پی و موفقیتهای بزرگ علـوم طبیعـی ایـن تلقـی را بـه وجود آورد که تجربه و عینیت تنها ابزار قابل قبول در هرنوع فعالیت علمی است. علوم انسانی و اجتماعی نیز برای کسب اعتبار ناچار بـه پـذیرش تجربـه و عینیت شد. به همین دلیل سیطره شیوه های معرفت علمی خاصه فلسفه اثبات گرا و همچنین جامعه شناسـی اثبـاتی آگوسـت کنـت همـراه بـا رشـد فلسـفه رفتارگرا در امریکا علوم انسانی را زبان تائید علوم تجربی نموده و یا به ورطه انفعال مبتلا نمود. در ایران نـو کـه بـا انقـلاب مشـروطیت آغـاز شـده و حتـی کمی پیشتر مهمترین تلاش ها صرف ترجمه کتب فنی و همچنین آموزش علوم تکنیکی شد. حتی اولین کتابی که در زمان عباس میرزای ولیعهد به چـاپ میرسد کتابی با عنوان آبلهکوبی است. (به نقل از دکتر جواد شیخ الاسلامی) گرچه یکی از اولین کتابهای ترجمه شـده در ایـران کـه بـا حمایـت سـفیر وقت فرانسه گوبینو و با هزینه تاجر یهودی کتاب روش دکارت بوده اما به اعتقاد طباطبایی آن چنان مورد اقبال قرار نگرفته است (طباطبایی، مکتب تبریـز) به تبع این سیطره معرفتشناسی اثباتی در حوزههایی چون جامعه شناسی بحث جامعهشناسان ایرانـیعمـدتاً حـول محـور موضـوعاتی قـرار داشـت کـه در جوامع غربی مهم و مطرح بود. به گفته نیکگهر جامعهشناسی که محصول سه انقلاب بود