چکیده

میل نهایی به مصرف در گروههاي درآمـدي، در سیاسـتگـذاريهـاي کـلان اقتصـادي از اهمیـت زیـادي برخوردار است. اما به علت محدودیتهایی مانند نبودن آمار درآمد و مصـرف بـراي گـروههـاي درآمـدي بطور مستقیم در سالنامههاي آماري ایران، تخمین میل نهایی به مصرف بـراي گـروههـاي درآمـدي تـاکنون انجام نشده است. هدف این تحقیق، برآورد میل نهایی بـه مصـرف بـراي گـروههـاي درآمـدي بوسـیلهي فرضیهي درآمد دائمی نسبی است که در ادبیات اقتصادي اخیر معرفی شده است. همچنین در این تحقیق اثرات توزیع درآمد بر میل نهایی به مصرف گروههاي درآمدي مورد بررسی قـرار خواهـد گرفـت. دورهي مورد بررسی ۱۳۶۱-۱۳۸۵ و روش برآورد مورد اسـتفاده، روش حـداقل مربعـات معمـولی اسـت. نتـایج تحقیق رابطهي معنیداري را بین میل نهایی به مصرف در گروههـاي درآمـدي و درآمـد دائمـی نسـبی تأیید میکند. میل نهایی به مصرف براي گروه درآمد پایین، متوسط و بـالا بترتیـب ۰/۹۹۵، ۰/۸۵ و۰/۷

تخمین زده شده است. برآورد کوتاهمدت میل نهایی به مصرف نشان میدهد که با افزایش میـل نهـایی بـه مصرف در یگ گروه درآمدي، از میل نهایی به مصـرف گـروه دیگـر کاسـته خواهـد شـد. از دیگـر نتـایج بدست آمده در این تحقیق این است که در اقتصاد ایران، توزیع ناعادلانـه (عادلانـه) درآمـد، مصـرف را بـه اندازهي کافی کاهش (افزایش) نخواهد داد که باعث افزایش (کاهش) پسانداز تا سطح مطلوب گردد.

واژههاي کلیدي: میل نهایی به مصرف، درآمد دائمی نسبی، انتظارات تطبیقی، توزیع ناعادلانـه درآمـد،

اقتصاد ایران

طبقهبندي E21, C01, C22, C51:JEL

________________________________________________________________

Estimating marginal propensity to consume for income groups on the basis of relative permanent income hypothesis in Iran

EnayatollahFakhrai*

Associate professor of Economics, Shahid-Chamran University of Ahwaz Amin MansooriM.Sc of Economics, Shahid-Chamran University of Ahwaz

Abstract

Marginal propensity to consume (MPC) in income groups has a great importance in macroeconomic policy making. But due to some restrictions , such as lack of direct data for income and consumption groups in Iran’s statistical yearbooks, estimation of MPC for income groups has not been done yet. The purpose of this study is to estimate the MPC for income groups by using the relative permanent income hypothesis (RPI), introduced in recent economic literature. Also in this research, the effects of income distribution on MPC of income groups will be analyzed. To this end, ordinary least square (OLS) method is used during 1982- 2006 period. Study results confirm a significant relationship between MPC and RPI. According to estimates , MPC for low, medium and high income groups is 0/995, 0/84 and 0/7, respectively. Short run estimate of MPC shows that with increase of MPC for one income group, the MPC for another income group will decline. Among other result in this study is that in Iran economy, unfair (fair ) distribution of income, will not decrease (increase ) consumption enough to increase (decrease ) saving to optimal

level.

Key words: Marginal Propensity to Consume, Relative Permanent Income,

Adaptive Expectation, Unfair Distribution of Income, Iran Economy.

JEL: E2, C01, C22 , C87

مقدمه

ادبیات اقتصاد کلان با کشف مفهوم مصرف کینـز بعـد از رکـود بـزرگ اقتصـادي امریکـا، دچـار تحول جدیدي شده است، بهطوري که همه میدانـیم مصـرف بـه عنـوان مهمتـرین جـزء بودجـهي خانوار و بزرگترین و با ثباتترین جزء از تولید ناخالص ملی به شمار میآید. براي هر فرد جامعـه، اینکه در چه طبقه اي از طبقات جامعه قرار دارد، مهـم اسـت .(Duisenberg, 1949) بنـابر نظریـات اقتصادي، میل نهایی به مصرف (میل نهایی به پسانداز) در گروههاي کم درآمد، بیشتر (کمتـر) از

گروههاي پر درآمد است البته با توجه به این نکته که حجم مصرفی گروههاي کم درآمد کمتـر از گروههاي درآمد بالا است. بنابراین، هر چقدر افـراد بـا درآمـد بـالاتر بیشـتر باشـد، میـل نهـایی بـه مصرف در آن جامعه پایین تر بوده و میل نهایی به پسانداز و حجم آن در جامعه بیشتر خواهد بود.

در تمامی کشورها، توزیع عادلانهي درآمد در گروههاي جامعه امري مهم اسـت،امـا اهمیـت ایـن موضوع در کشورهاي در حال توسعه و توسعه نیافتـه بـه مراتـب از کشـورهاي توسـعه یافتـه بیشـتر است. در کشور ما ایران نیز، به دلیل بالا بودن ضریب جینی، هدف قرار دادن بهبود توزیع درآمـد، در نظر سیاستمداران امري مهم تلقی میشود. اما هر حرکت توزیعی که پسانداز را تغییر دهـد، بـر فرایند رشد تأثیر میگذارد تا آنجا که برخی از نظریه پردازان رشد، نابرابري در توزیع درآمد را در مراحل اول توسعه ضروري میدانند .(Parvin, 1996)

در حالی که پژوهش و تحقیق براي بهدسـت آوردن میـل نهـایی بـه مصـرف بـراي گـروههـاي درآمدي در جامعه براي سیاستگذاري کلان اقتصادي از اهمیت ویژهاي برخوردار است، جاي ایـن گونه تحقیقات در ایران بسیار خالی است. پرسشهایی از این قبیل که آیا دولت تصـمیم مـیگیـرد تدارك کالاهاي عمومی چگونه صورت پذیرد، دولت مسـئلهي تثبیـت را مقـدم بدانـد یـا اهـداف توزیعی و تخصیصی، در جامعه نرخ بهره ثابت باشد یا عرضهي پول و…، پاسخ داده شود به هر نحو که بر روي گروههاي درآمدي جامعه اثراتی را چه در زمینهي توزیعی و تخصیصی و چه در مسائل فردي به جاي خواهد گذاشت.

در این مقاله، سعی داریم یک نظریهي جدیـد رفتـار مصـرفی کـه در آن ترکیبـی از مـدلهـاي کینز، دوزنبري و فریدمن است، را ارائه دهیم. این مدل با یافتـههـاي تحقیقـات تجربـی در زمینـهي رفتار مصرفی سازگار بوده و همچنین با یافتههاي تحقیقات اخیر در زمینهي توزیع مصرف و پـس-

انداز در خانوارها مطابق میباشد. بخصوص اینکه این مدل تغییرات در توزیع درآمد را بعنوان یک اصل در تغییر رفتار مصـرفی نشـان مـیدهـد .(I.Palley, 2009) بـراي ایـن منظـور بـا اسـتفاده از فرضیهي درآمد دائمی فریدمن بر اساس انتظارات تطبیقی و در چارچوب مـدل درآمـد دائمـی نسبی، به برآورد میل نهایی به مصرف از گـروههـاي درآمـدي متفـاوت در دورهي ۱۳۶۱-۱۳۸۵

میپردازیم. این مقاله در پنج بخش تنظیم شده است. قسمت دوم این مقاله به توضـیح مختصـري از مبانی نظري و پیشینهي تحقیقات انجام گرفته اشاره دارد. قسمت سـوم بـه روش تحقیـق اختصـاص دارد. در قسمت چهارم به بررسی و برآورد مدل پرداخته شده و در قسمت پـنجم نتـایج مـدل ارائـه خواهد شد.

مبانی نظري

تابع مصرف، نمونهي خوبی از مراحل توسعه در علم اقتصاد را ارائه میکنـد. ایـن مراحـل ابتـدا

با کشف مفهوم مهم “مصرف” کینـز (Keynes, 1936) آغـاز شـد و سـپس توسـط افـرادي ماننـد

دوزنبـري (Duisenberg, 1949)، آنـدو و مودیگلیـانی (Ando & Modigliani, 1950)، فریـدمن

(Freidman, 1957) و هال (Hall, 1987) دنبال شد. اکثر این مدلها به جزء تفکیکناپذیر و مؤثر درآمــد در درون مصــرف اشــاره داشــتند، اگــر چــه در جزئیــات و روش تأثیرگــذاري بــر مصــرف اختلافاتی را از خود نشان داده بودند. کینز، پایـهگـذار نظریـههـاي جدیـد مصـرف، مصـرف را بـه صورت یک ضریب ثابت از درآمد همراه با عرض از مبدأ تعریف کـرد، دوزنبـري بـر روي رونـد نسبی مصرف از درآمد از طریق روابط اجتماعی و فرهنگی تأکید داشت، آنـدو و مودیگلیـانی، بـه جاري کردن ارزش مصرف و درآمد در طول زمان اعتقاد داشتند. فریدمن با فرض وجود انتظارات تطبیقی مصرف را مربوط به درآمد و مصرف دورهي قبل تعریف میکرد و هال با فرض انتظـارات عقلایی، مصرف را برآورد کاملی از دورهي قبل می دانست .(Branson, 1997)

در این میان روش فریدمن به این دلیل که بر پایهي درآمد دائمی تکیه دارد، داراي فرمولبندي مشکل تري نسبت به سایر نظریههاي مصرف میباشد. فرضیهي درآمد دائمی۱ از اصول اولیه خـرد که فیشر (Fisher, 1930) اساس آن را نهاد، بهره میگیرد. به صورت خلاصه، درآمد دائمی ( (YP

تعریف متمایز و اولیهي فریدمن است که از ضرب کردن ارزش فعلی درآمدها در نرخ بهره بدست میآید. این نظریه با این فرض منطبـق اسـت کـه مـردم مصـرف خـود را بـا درآمـد دائمـی منطبـق میسازند و در این صورت درآمد جاري تعیین کنندهي رفتار آنها نمیباشد و تغییـرات زود گـذر در درآمد، مصرف را تحت تأثیر قرار نمیدهد .(Monjazeb, 1996) معادلهي فریدمن بـه صـورت

رابطهي زیر نشان داده میشود:
(۱) Ci,tkYi,t
که در این رابطه C مصرف و Y درآمد دائمی است. فریدمن پیشنهاد میکند که با فرض وجود
انتظارات تطبیقی، معادلهي قابل آزمون به صورت رابطهي زیر قابل برآورد است.
(۲) Ci,t k(1−λ)Yt−۱λCt−۱

________________________________________________________________

۱ – Permanent Income Hypothesis (PIH )

(Altonji&

که در این معادله، k میل نهایی به مصرف از درآمد دائمی است و λ ضریب خطاي پیشبینـی و Y درآمد جاري است .(Branson, 1997) همچنین فریدمن به دو دلیل استفادهي درآمد نسبی را در چارچوب نظریه درآمد دائمی ضروري میداند:

اول: تفاوت در رگرسیونهاي مصرف–درآمد مشاهده شده در انواع متفاوت مصرفکننـدههـا در کشورهاي مختلف که تاکنون صورت گرفته است، نشان از تفاوت سطح معیشـت و طبقـات در جوامع دارد. دوم: تفاوت در سطح نسبت پسانداز به درآمد براي مصرف کنندهها، نشـان دهنـدهي افراد متفاوت در گروههاي سنی جمعیت است .(Freidman, 1957)

مطالعات انجام شده بر روي مدلهاي دوزنبري و فریدمن از وسعت محسوسی برخوردار نیسـت اگرچه با این وجود در چند سال اخیر توجه دوباره به این نظریه در حال گسترش است (I.Palley,.2009) در اینجا به تعدادي از مطالعات انجام شده در خارج و داخل بترتیب اشاره میشود. کمپـل و منکیو (Y.Campbell&N.Mankiew, 1990)، بـه بررسـی درآمـد دائمـی و درآمـد جـاري از مصرف میپردازند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که افـزایش تعـداد متغیرهـا در چـارچوب مـدل درآمد دائمی مانند به کار بردن نرخ بهره، خریدهاي دولت و… به مدل کمـک چنـدانی نمـیکنـد. ایسترلین (Easterlin, 1995)، نشان داد که عامـل اصـلی و تعیـین کننـدهي رضـایت در خانوارهـا، درآمد نسبی است. ماننابل ناگا (Abul Naga, 1997)، در تحقیقی بـه تعیـین و پیشـگویی درآمـد دائمی خانوارها پرداخته است. در این تحقیق نشان داده مـیشـود در زمـانی کـه بـه جـاي مصـرف مداوم از مقیاس رفاه استفاده میگردد رفتار مصرفی مـردم شـکل بهتـري بـه خـود مـیگیـرد. چـاو (Chao, 2000)، به بررسی مدل فریدمن و این نکته که آیا مدل فریدمن یک مدل بـا فـروض قابـل مشاهده است میپردازد. این بررسی نشان از وجود دو مشکل، یکی در تعریف عملیاتی مدل و دوم

در کمبود بعضی از فروض در سـاختار مـدل فریـدمن دارد. التـونجی و دورشلسـکی

Dorashelski, 2002)، بــه نقــش درآمــد دائمــی و شــکاف ثــروت بــین نــژاد ســیاه و ســفید بــراي خانوارهاي امریکایی میپردازند. نتایج این تحقیق نشان میدهـد قسـمت عمـدهي اخـتلاف نـژادي ثروت، با متغیرهاي جمعیتی و درآمد قابل توضیح اسـت. الپیـزار (Alpizar, 2005)، نشـان داد کـه درآمد و مصرف نسبی براي مردم اهمیت بیشتري نسبت به انواع دیگر درآمد دارد. یوگو (Yogo,2006)، به رابطهي بین تغییرپـذیري مصـرف و درآمـد دائمـی مـیپـردازد. در ایـن میـان مشـخص میگردد که رابطهي بین سطح مصرف و واریانس رشد مصرف از رابطهي مثبت برخـوردار اسـت. اندرسون (Anderson, 2006)، نشان داد افرادي گه در گروه درآمد متوسط جامعـه قـرار دارنـد از

مصرف نسبی تبعیت بیشتري میکنند.

عراقی (Araghi, 1993)، به بررسی چند آزمون مهم در مورد فرضیهي درآمد دائمـی فریـدمن میپردازد. نتایج تحقیق نشان میدهد که آزمون فرضیهي درآمد دائمی در کشـورهاي توسـعهیافتـه از ثبات بالایی برخوردار است در حالی که این ثبات در کشورهایی که بازار مـالی از کـارایی لازم برخوردار نیست دچار تردید قرار میگیرد. منجذب (Monjazeb, 1996)، به انتخاب مـدل بهینـهي مصرف براي ایران در چـارچوب مـدلهـاي مصـرفی کینـز، دوزنبـري، مودیگلیـانی و فریـدمن در دورهي ۱۳۳۸-۱۳۷۳ میپردازد. نتایج تحقیق بر اساس مقایسه بین میزان بهینگـی از لحـاظ آمـاري، مدل دوزنبري را با اقتصاد ایران سازگارتر میداند. زراء نژاد (ZarraNezhad, 2003)، تخمین تابع مصرف شهري و روستایی در ایران را براي دورهي ۱۳۵۳-۱۳۷۳ انجام داده است. در این تحقیق از دو روش براي محاسبهي درآمد دائمی فریدمن استفاده شده است که به طور متوسط میزان ضـریب برآوردي میل نهایی به مصرف از درآمد دائمی در حدود ۰/۹ بدست آمده است. زراء نژاد (ZarraNezhad, 2006)، به بررسی روابط نظري معروف ماننـد کینـز، دوزنبـري، مودیگلیـانی و فریـدمن براي دورهي ۱۳۳۸-۱۳۸۳ میپردازد. میـل نهـایی بـه مصـرف از درآمـد دائمـی نیـز برابـر بـا ۰/۹۸

برآورد شده است. همچنین رابطهي همجمعی تأیید شده براي مدل فریدمن همراه با روند، انتخـاب شده است و ضریب برآوردي میل نهایی به مصرف از این طریق برابر ۰/۸۴ برآورد شده است.

روش تحقیق

آمار و متغیرهاي تحقیق

در این تحقیق اطلاعـات مربـوط بـه مصـرف و درآمـد را بـراي دورهي ۱۳۶۱-۱۳۸۵ از طریـق آمارهاي مربوط به هزینه و درآمد خانوار از آمار ارائه شدهي مرکز آمار ایران، به صـورت متوسـط کل هزینهها و درآمدها برحسب گروههاي درآمدي بدست آوردهایم. کـل خانوارهـاي ایرانـی بـه عنوان جمعیت آماري لحاظ شده است و براي این منظور اطلاعات مربوط به متوسط سـهم درآمـد گروههاي درآمدي از درآمد کل و همچنین متوسط سهم مصرف گروههـاي درآمـدي از مصـرف کل را استخراج و براي همخوانی بـا آمارهـاي حسـابداري ملـی، آنهـا را بـه ترتیـب در آمارهـاي درآمد قابل تصـرف و مصـرف خصوصـی در دورهي ۱۳۶۱-۸۵ بـه قیمـتهـاي ثابـت سـال ۱۳۷۶

ضرب کردهایم و بدین ترتیب میزان درآمد و مصرف هر یـک از گـروههـاي درآمـدي را بدسـت آمده است. بر طبق تعریف استفاده شده در این تحقیق، متوسط درآمـد در گـروههـاي درآمـدي را

مشخص و گروههاي درآمدي بالاتر از آن را، گروه با درآمد بالا و بقیـهي گـروه را گـروه درآمـد پایین لحاظ کردهایم.
در این تحقیق از مصرف به عنوان متغیر وابسته و از درآمد قابل تصرف به عنـوان متغیـر مسـتقل استفاده شده است. مخارج مصرفی بخش خصوصی منهـاي مخـارج مصـرفی کالاهـاي بـادوام، بـه عنوان مصرف بخش خصوصی لحاظ شده و سپس بـا اسـتفاده از روش توضـیح داده شـده در بـالا مصرف بخش خصوصی را به دو گروه با درآمد بالا و درآمد پایین تقسیم کردهایم. این مصرف به صورت متوسط بوده بطوري که مصرف کل را میتوان به عنـوان گـروه متوسـط نیـز منظـور کـرد.

اصولاً درآمد به شکل کلی آن، مهمترین متغیر تأثیرگذار بر مصـرف اسـت. بنـابر تعریـف، درآمـد قابل تصرف آن مقدار از درآمد است که افراد میتوانند براي استفاده شخصی هزینـه کننـد. امـا در حسابهاي ملی تعریفی براي درآمد قابل تصرف شخصی وجود ندارد و لذا از تعریفهـاي مشـابه آن همچون، جمع هزینههاي مصـرف و پـسانـداز بخـش خصوصـی (Kermanshahi, Z. 1989)، ارزش افزوده بخش خصوصی (Vahabi, 1993)، درآمد ناخالص ملی به قیمت بازار (Monjazeb,1996)، محصول ناخالص داخلی منهاي ارزش افزوده بخش نفت و گـاز منهـاي مالیـاتهـا بعـلاوه پرداختهاي انتقالی (Valadkhani, 1997)، درآمد ملی منهاي ارزش افزوده نفـت منهـاي خـالص مالیاتها (ZarraNezhad, 2006)، استفاده شده است. در ایـن تحقیـق، از تعریـف “درآمـد قابـلتصرف شخصی برابر با درآمد ملی منهاي درآمدهاي دولت “استفاده شده است.

بهصورت کلی، دادههاي این تحقیق به صورت سري زمانی براي سالهاي ۱۳۶۱-۱۳۸۵ هستند.

از روش حداقل مربعات معمولی۱ براي تخمین پارامترهاي مدل استفاده مـیگـردد و بـراي بررسـی ایستایی متغیرها از آزمون دیکـی فـولر۲ و دیکـی فـولر تعمـیمیافتـه۳ اسـتفاده شـده اسـت. از آمـار توصیفی براي توصیف متغیرها و از آمار استنباطی در تجزیـه و تحلیـل معیارهـاي آمـاري ماننـد، t-test، F-test،… استفاده میشود.

مدل درآمد دائمی نسبی۴

روش مورد استفاده در این تحقیق براي بررسی رفتار گروههاي درآمدي، مـدل درآمـد دائمـی

________________________________________________________________

۱- Ordinary Least Square 2 – Dickey-fuller 3- Augmented Dickey-Fuller 4- Relative Permanent Income

۸۲ مجله دانش و توسعه؛ شمارة ۲۹ (علمی- پژوهشی)

نسبی است. بر اساس این مدل، جامعه به دو نوع خانوار درآمـد بـالا ( (Yh,t و درآمـد پـایین ( (Yl,t

تقسیم شده است و توزیع درآمد بین دو خانوار به صورت زیر میباشد:

YTqYl,t(۱−q)Yh,t (3)

در این معادله q پـارامتر موقعیـت درآمـدي خـانوار اسـت. درآمـد بـین دو گـروه درآمـدي بـه صورت Yl,taYh,t تعریف میگردد که a پارامتر درآمد نسبی است. در این صـورت خـواهیم

داشت:

(۴) YTqaYh,t(۱−q)Yh,t
بنابر نظریه فریدمن، مصرف در بین گروهها بصورت Yi,t
(5) )Yi,t Ci,t c(
Y
t
تعریــــف شــــود. در ایــــن معادلــــه Yi,tدرآمــــد دائمــــی خــــانوار i=l,h در دورهي t،
Yi,t
YTqYl,t(۱−q)Yh,t متوسط درآمد خانوار و درآمد دائمی نسبی میباشـد.نکتـهي قابـل
Y
T
توجه در معادلهي (۵) این است که که میل نهـایی بـه مصـرف از درآمـد دائمـی، بـا درآمـد نسـبی ارتباط دارد و در این حالت میل نهایی به مصرف از درآمـد دائمـی ( (MPCp در کوتـاهمـدت بـه صورت زیر محاسبه میشود:
(۶) ) ۰ Yi,t c′( , ۰ Yi,t Yi,t ) c′( Yi,t c( dCi,t MPC p
(
Y Y Y Y dY
T T T T i,t
مشخص است که با افزایش درآمد خانوار، مصرف خانوار افزایش مـییابـد ولـی ایـن افـزایش اگر درآمد نسبی را افزایش دهد از افزایش درآمد خانوار کم میکند. این اتفاق به این دلیـل اسـت که با افزایش درآمد نسبی میل نهایی به مصرف کاهش مییابد یعنی بین میـل نهـایی بـه مصـرف و
درآمد نسبی، رابطهي معکوس برقرار است .(c′(Yi,t)۰)اما اینکه شـکل تـابع محـدب یـا مقعـر
YT

باشد میتواند فرض وجود دو گروه خانوار یعنی، یکی بـا درآمـد بـالا و یکـی بـا درآمـد پـایین را توجیه کند. منحنی شبه مقعر نسبت به مبدأ از درآمـد دائمـی نسـبی بیـانگر ایـن نکتـه اسـت کـه بـا افزایش درآمد دائمی نسبی، میل نهایی به مصرف فزاینده کاهش مییابد و منحنی محدب نسبت به مبدأ بیانگر این نکته است که با افزایش درآمد دائمی نسبی، میل نهایی به مصرف با سرعت کاهنده

کاهش مییابد .(I.Palley, 2009)

برآورد میل نهایی به مصرف در گروههاي درآمدي بر ۲۹

با اندکی دقت به جزئیات این مدل و مدل فریدمن مشاهده مـیشـود کـه (kc(Yi,t نقطـهي

YT

اشتراك در هر دو رابطهي (۱) و (۵) است.اما تفاوت این دو مدل در قسمت درآمـد دائمـی نسـبی میباشد. لذا در این روش فرض میگردد که ضریب برآوردي از نظریه فریدمن مـرتبط بـا درآمـد دائمی نسبی است؛ در این صورت می توانیم بحث خود را براي برآورد درآمـد دائمـی نسـبی ادامـه دهیم. نکتهي مهم بررسی، ارتباط بین میل نهایی بـه مصـرف از درآمـد دائمـی فریـدمن بـا درآمـد دائمی نسبی است. در این رابطه، ما بر اساس فـرض، نـوع رابطـه را بصـورت درجـه دو و همـراه بـا عرض از مبدأ مد نظر قرار میدهیم. لازم به ذکر است که براي بدست آوردن رابطهي سري زمـانی میل نهایی به مصرف با درآمد دائمی نسبی، از میل متوسط مصرف استفاده میکنیم.

بررسی تجربی و تحلیل تابع مصرف فریدمن

نتایج آزمونهاي ایستایی

به طور خلاصه، متغیرهاي مورد استفاده در این تحقیق درآمد گروه با درآمد بالا ( (Yh، درآمد گروه با درآمد پایین ( (Yl، متوسط درآمد کل ( (YT، مصرف گروه با درآمد بـالا ( Ch )، مصـرف گروه با درآمد پایین ( Cl )، متوسط مصرف کل ( (CT شـامل مـیشـود. بـراي اعتمـاد بـه ضـرایب برآوردي ناشی از روش حداقل مربعات معمولی، میبایست آزمونهاي ایستایی، ایستا بودن متغیرها را تأیید کنند. آزمون مورد استفاده در این تحقیق آزمون دیکی فولر و دیکی فولر تعمیمیافته اسـت و از معیارهاي آکائیک۱ و شوارتز بیزین۲ براي تعیین طول وقفهي بهینه اسـتفاده مـیشـود. ایسـتایی متغیرها براي رابطهي عرض از مبدأ و همراه با روند آزمون مـیگـردد. در صـورتی کـه متغیرهـا در سطح ناایستا باشند، با دیفرانسیلگیري سطحهاي بعدي متغیرها را مورد آزمون قرار میدهیم. نتـایج مربوط به آزمون ایستایی متغیرها در جدول((۱ نشان داده شده است.

همانطور که از نتایج آزمون ایستایی مربوط به آزمونهاي دیکی فولر و دیکی فولر تعمـیم یافتـه مشخص میشود، متغیرها در سـطح، ناایسـتا هسـتندامـا بـا دیفرانسـیل گیـري مرتبـهي اول، تمـامی متغیرها با طول وقفهي بهینهي صفر ایستا میشوند. لذا نتیجهي آزمون ایستایی، همگرایی متغیرها در

________________________________________________________________

۱- Akaike 2- Schwarz Bayesian

۰۳ مجله دانش و توسعه؛ شمارة ۲۹ (علمی- پژوهشی)

سطح یک یعنی I(1) میباشد.

جدول -(۱) نتایج آزمون ایستایی در سطح و دیفرانسیل مرتبه ي اول
متغیرها طول وقفه بهینه آزمون دیکی – فولر مقدار نتیجه
آماره شوارتز بیزین (SBC) آماره آکائیک (AIC) بحرانی

YL 0 0 -3/6219 -1/3671 ناایستا
CL 0 0 -3/6219 -1/6484 ناایستا
YH 1 1 -3/6219 -0/723 ناایستا
CH 0 0 -3/6219 -0/3386 ناایستا
YT 1 1 -3/6219 -0/0094 ناایستا
CT 1 1 -3/6219 -0/745 ناایستا
DYL 0 0 -3/6331 -6/2981 ایستا
DCL 0 0 -3/6331 -5/2161 ایستا
DYH 0 0 -3/6331 -6/476 ایستا
DCH 0 0 -3/6331 -3/7297 ایستا
DYT 0 0 -3/6331 -8/1827 ایستا
DCT 0 0 -3/6331 -4/4084 ایستا
مأخذ: محاسبات محقق

* نماد D به معنی دیفرانسیل میباشد.

برآورد تابع درآمد دائمی نسبی

برآورد رابطهي (۲) براي هر سه گروه رابطهي معناداري را نشان میدهد. در گروه با درآمد بالا میزان ضریب λ برابر ۰/۶۴ تخمین زده شده است که با توجه بـه ضـریب درآمـد دورهي گذشـته، میزان میل نهایی به مصرف از درآمد دائمی برابر ۰/۷ برآورد شده اسـت. در گـروه درآمـد پـایین، میزان ضریب λ برابر ۰/۶۶ تخمین زده شده است که با توجه بـه ضـریب درآمـد دورهي گذشـته، میزان میل نهایی به مصرف از درآمد دائمی برابر ۰/۹۹۵ برآورد شده است. براي گروه کـل میـزان ضریب λ برابر ۰/۷۷ تخمین زده شده است که با توجه به ضـریب درآمـد دورهي گذشـته، میـزان میل نهایی به مصرف از درآمد دائمی برابر ۰/۸۵ برآورد شده است. ایـن برآوردهـا را مـیتـوان در زیر مشاهده نمود.