بررسي اثربخشي آموزش تنش‌زدايي تدريجي و حل مساله در تمايل به فرار دختران نوجوان در معرض فرار

چكيده
هدف اين پژوهش بررسي اثربخشي آموزش تنش‌زدايي تدريجي و حل مساله در تمايل به فرار دختران نوجوان در معرض فرار مي‌باشد.
نمونه اوليه شامل ۷۶۰ دانش آموز دبيرستاني كه بوسيله نمونه گيري تصادفي خوشه اي از مناطق ۲و۴و۱۲ و ۱۵ و ۱۶ انتخاب و پرسشنامه تمايل به فرار مورد ارزيابي قرارگرفته اند. از بين اين تعداد ۹۲ نفر از افرادي كه دقيقا بالاي برش ( يا انحراف استاندارد زياد بودند) انتخاب و در گروههاي كنترل و آزمايش بصورت تصادفي قرارداده شدند.
سپس گروههاي حل مساله و گروههاي تنش‌زدايي بطور ميانگين ۱۰ جلسه تحت آموزش قرارگرفتند، بعد از اجراي آموزشها پس تست روي هر سه گروه تنش‌زدايي و حل مساله و كنترل اجرا شد.

در پژوهش حاضر ۴ فرضيه به شرح زير بررسي شد:‌
۱٫ آموزش تنش‌زدايي تدريجي منجر به كاهش تمايل به فرار در دختران در معرض فرار مي‌شود.
۲٫ آموزش مهارت حل مساله منجر به كاهش تمايل به فرار در دختران در معرض فرار مي‌شود.
۳٫ آموزش تنش‌زدايي تدريجي منجر به افزايش مهارتهاي مقابله مساله محور در دختران در معرض فرار مي‌شود.
۴٫ آموزش مهارتهاي حل مساله منجر به افزايش مهارتهاي مقابله اي در دختران در معرض فرار مي‌شود.
براي تحليل اطلاعات از آزمون t استفاده شد و تحليل نتايج نشانگر رد فرضيه‌هاي۱و۲و۳و۴ مي‌باشد.

فهرست مطالب
فصل اول
مقدمه
طرح مساله
اهميت موضوع
فرضيه هاي تحقيق
تعريف متغيرها و اصطلاحهاي پژوهش
فصل دوم
۱- تعريف فرار
۲- انواع فرار
۳- ويژگي دختران فراري
۴- ديدگاههاي نظري در زمينه علل فرار:
۵- فرار از ديدگاه روان شناسان
۶- فرار از ديدگاه روانكاوان
۷- فرار از رويكرد اجتماعي
۸- پيامدهاي فرار

۹- پيشينه كاربردي پژوهش (خارج و داخل كشور)
فرار از ديدگاه اريكسون
فرار از رويكرد اجتماعي
نظريه ادوارد ساترلند
پيامدهاي فرار
پيشينه كاربردي پژوهش

يافته هاي داخل كشور
۱۰- نوجواني
۱۱- نظريه هاي مربوط به نوجواني (دوران نوجواني)‌
۱۲- مهارتهاي مقابله اي و پيشينه كاربردي پژوهش
آموزش تدابير مقابله اي
پژوهشهاي انجام شده در زمينه راهبرد مقابله اي

۱۳- حل مساله
۱۴- انواع مساله
۱۵- سيستمهاي توليد
۱۶- نقش لوپ فرونتال در حل مساله

۱۷- رويكردهاي نظري به حل مساله
۱۸- الگوي حل مساله
۱۹- پژوهشهاي انجام شده در زمينه حل مساله (داخلي و خارجي)
۲۰- آرميدگي
۲۱- آموزش تنش‌زدايي تدريجي
۲۲- آموزش پسخوراند زيستي
۲۳- آموزش تصويرسازي ذهني
۲۴- تاريخچه منطق كاربرد

روش آموزش خود زاد
مراقبه متعالي
خواب مصنوعي
آموزش تنش‌زدايي تدريجي
تاريخچه

۲۵- شيوه هاي تنش‌زدايي تدريجي عضلاني
۲۶- شيوه هاي ۱۶ گروهي
۲۷- ترتيب آموزش انقباض تنش‌زدايي براي ۷ گروه عضلات
۲۸- ترتيب انقباض تنش‌زدايي براي ۴ گروه عضلاني
۲۹- تنش‌زدايي از طريق يادآوري

۳۰- تنش‌زدايي از طريق شمارش
استفاده از نوار كاست
۳۱- پژوهشهاي انجام شده در زمينه آرميدگي و تنش‌زدايي (داخلي و خارجي)‌
فصل سوم
روش تحقيق
طرح تحقيق
جامعه آماري و نمونه آماري
نمونه
ابزار جمع آوري اطلاعات (ابزار اندازه گيري)‌
۱-پرسشنامه تمايل به فرار: (محقق ساخته)
پرسشنامه روش مقابله
روش اجرا
روش آموزش حل مساله
روش آموزش تنش‌زدايي تدريجي عضلاني (pRT)

روشهاي تجزيه و تحليل
فصل چهارم
فصل چهارم: فهرست جداول
جدول ۴-۱ (توزيع گروه نمونه بر حسب سن)
جدول ۴-۲ (توزيع گروه نمونه برحسب ميزان تحصيلات)

جدول شماره ۴-۳ (توزيع گروه نمونه برحسب وضعيت تحصيلي)
جدول ۴-۴(توصيفي رشته تحصيلي دختران)
جدول ۴-۵ (توصيفي ترتيب تولد دختران)‌
جدول ۴-۶ (توصيفي منطقه محل سكونت گروه نمونه)
جدول ۴-۷ (جدول توصيفي وضعيت سلامتي گروه نمونه)
جدول ۴-۸ (جدول توصيفي نوع بيماري افراد بيمارگونه گروه نمونه)

جدول ۴-۹ (جدول توصيفي درمانهاي بكارگرفته شده در دختران بيمار)
جدول ۴-۱۰ (جدول توزيع گروه نمونه برحسب بعد خانوار
جدول ۴-۱۱ (جدول سن پدر )
جدول ۴-۱۲ (جدول توصيفي سن مادر )

جدول ۴-۱۳ (جدول توصيفي تحصيلات پدر)‌
جدول ۴-۱۴ (جدول توصيفي تحصيلات مادر)‌
جدول ۴-۱۵ (جدول توصيفي شغل پدر )
جدول ۴-۱۶ (جدول توصيفي شغل مادر)‌
جدول ۴-۱۷ (توزيع گروه نمونه برحسب ميزان درآمد پدر)
جدول ۴-۱۸ (توزيع گروه نمونه برحسب زندگي مشترك يا جدايي والدين)
جدول ۴-۱۹ (توزيع گروه نمونه برحسب علت جدايي والدين)‌

جدول ۴-۲۰ (توزيع گروه نمونه برحسب سرپرست)
جدول ۴-۲۱ (توزيع گروه نمونه برحسب رفتار پدر يا ناپدري )
جدول ۴-۲۲ (توزيع گروه نمونه برحسب رفتار مادر يا نامادري)‌

جدول ۴-۲۳ (توزيع گروه نمونه برحسب مورد آزارقرارگرفتن)‌
جدول ۴-۲۴ (توزيع گروه نمونه برحسب شخص آزاردهنده)‌
جدول ۴-۲۵ (گروه نمونه برحسب نحوه آزار و اذيت)
جدول ۴-۲۶ (توزيع گروه نمونه برحسب پايبندي خانواده به اعتقادات مذهبي)
جدول ۴-۲۷ (ميزان پايبندي به باورهاي مذهبي در ميان دختران در معرض فرار)
جدول ۴-۲۸ (ميزان رفتارهاي خودآسيبي در گروه نمونه)

جدول ۴-۲۹ (توزيع گروه نمونه برحسب ترك منزل بدون اطلاع خانواده)
جدول ۴-۳۰ (توزيع سابقه مورد استفاده جنسي واقع شدن درگروه نمونه)
جدول ۴-۳۱ (توزيع گروه نمونه برحسب سابقه دستگيري و محكوميت در خانواده )
جدول شماره ۴-۳۲ (شاخصهاي حاصل از آزمون شيوه مقابله در گروههاي آزمايش و گواه)
دول ۴-۳۳ (نتايج آزمون t در مورد تفاوت پيش تست و پس تست در گروه آموزش تنش‌زدايي و كنترل)
جدول ۴-۳۴ (نتايج آزمون t د رمورد تفاوت پيش تست و پس تست گروه حل مساله و كنترل )‌
فصل پنجم
بحث و نتيجه گيري

محدوديتهاي پژوهش
پيشنهادها براي پژوهشهاي آتي
خلاصه
منابع فارسي (پايان نامه )
فهرست كتب
منابع انگليسي
پرسشنامه محقق ساخته تمايل به فرار
صل اول
– مقدمه
– طرح مساله
– اهميت موضوع
– فرضيه هاي تحقيق
– تعريف متغيرها و اصطلاحهاي پژوهش

مقدمه
در سالهاي اخير فرار نوجوانان از منزل بويژه دختران رو به افزايش است اگرچه اين پديده در نگاه اول يك اقدام فردي است. اما نتايج و پيامدهاي مرتبط با آن منجر به يك آسيب اجتماعي مي‌گردد.
پژوهشي كه در سال ۸۳ انجام شده اعلام مي‌كند كه آمار فرار دختران طي چند سال گذشته افزايش چشمگيري يافته تا جايي كه در سال ۱۳۸۰ صد و بيست و دو نفر اقدام به فرار كرده (آمار ثبت شده توسط بهزيستي و نيروي انتظامي ) اما اين تعداد در سال ۸۳ به ۳۰۰ نفر رسيده است. كه اين مساله لزوم بازنگري در قوانين حمايتي از اين دختران را ضروري مي‌سازد. چنين سطح آماري البته در سطح جهاني نيز مشاهده شده و براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني سالانه بيش از يك ميليون نوجوان ۱۳ تا ۱۹ ساله از خانه متواري مي‌شوند. (فتحي ۸۳)

پژوهشهاي بسياري در زمينه فرار نوجوانان بويژه دختران انجام شده است كه رخي از آنها علل فرار را اعم از علل زمينه ساز و آشكارساز بررسي مي‌كنند.
برخي ديگر پديده هايي را كه بعد از فرار گريبانگير نوجوانان است را مورد بررسي قرارمي دهند عواملي از قبيل دزدي ، فساد، فحشا، انواع بيماريهايي كه سلامت جسمي و رواني را به مخاطره مي‌اندازد، سوء‌تغذيه، بي خانماني و در نتيجه پناه بردن به بيگانه ها، مصرف مواد مخدر. در ميان افراد فراري (خياباني) اعتياد به مواد مخدر پديده شايعي است در مطالعه اي كه روي ۴۳۲ جوان خياباني در لوس آنجلس انجام شد نشان داد كه ۷۱ درصد آنها سوء مصرف دارو، الكل و يا هر دو را داشته اند كه افراد نمونه در اين پژوهش جوانان ۱۲ تا ۲۱ ساله بوده اند كه از خانه فرار كرده اند ۲/۷۵ درصد تجربه ماري جوانا، ۵/۲۵ درصد تجربه كوكائين، ۴/۸۱ درصد تجربه سيگار و ۹/۸۰ درصد تجربه الكل (ديشر ۱۹۹۱) .

دسته ديگر از پژوهشها در زمينه پيشگيري تحقيق مي‌كنند،‌تحقيقاتي كه برروي خانواده هاي نوجوانان فراري است،‌ويژگي محيطي اين افراد، ويژگي شخصيتي و كلا تمايزاتي كه اين افراد با ديگران دارند. طبق نتايج يك پژوهش كه توسط خانم مريم فتحي بر ۵۰ دختر فراري يكي از خوابگاههاي نگهداري از اين دختران در شهر تهران انجام شده دختراني كه در خانواده هاي پرجمعيت زندگي مي‌كنند به دليل فقر مالي و اقتصادي و عدم پاسخگويي والدين به نيازهايشان بيشتر از خانه متواري مي‌شوند.

همچنين اين دختران علل اصلي فرارشان از منزل را در مرتبه اول محدوديت بيش از اندازه والدين آزار و اذيت آنان، ازدواج اجباري، اختلاف خانوادگي، فقر مالي، ممانعت از ادامه تحصيل و اعتياد پدر و يا مادر عنوان كرده اند.

در اين پژوهش ۵/۵۵ درصد از آزمودنيها متعلق به خانواده هايي بوده اند كه والدينشان دچار اختلاف خانوادگي بوده و نسبت به يكديگر رفتار تند و خشن داشته اند. ۸۸ درصد متعلق به خانواده هاي از هم گسيخته و ۳۱ درصد هم تجربه جدايي پدر و مادر را در ذهن داشتند.
نتايج اين پژوهش حاكي از آن است كه : ۵/۶۷ درصد از اين آزمودنيها با رفتارهاي بد، ضرب و شتم پدر و مادر يا اعضاء خانواده روبرو بوده كه اين خشونت بيشتر از جانب پدر و يا برادران اعمال شده است.

در بين افراد مورد آزمون ۵/۴۲ درصد آنها پدر معتاد، ۲۰ درصد مادر معتاد و ۳۵ درصد پدر و مادر معتاد و ۲۱ درصد نيز خودشان معتاد بوده اند.
نتايج پژوهشها حاكي از آن است كه شرايط زندگي دختران فراري بسيار نامناسب است. وجود روابط منفي و گسيخته در خانواده، بي توجهي يا عدم نظارت والدين بر ترل افراطي و سختيگري، وجود تعارضات خانوادگي، پرجميعت بودن خانواده، طرد و يا تحقير و عدم موفقيت در تحصيل علل اصلي فرار آنان مي‌باشد خصيصه هاي دوران نوجواني ، كيفيات روان شناختي اين افراد، نوع شخصيت، نوع ارزيابي فرد از تنيدگي و نحوه مقابله با آن، خوش بيني و بدبيني اعتقادات مذهبي، تجربيات قبلي و خصيصه هاي نظامهاي اجتماعي كه به عنوان شبكه حمايت كننده بكار مي‌روند به منزله متغير تعديل كننده ويا واسطه عمل مي‌كنند. از طرف ديگر نوجوانان به لحاظ قرارگرفتن در يك دوره تحولي بحران هويت و نقش پذيري بالاخص

دختران نوجوان بدليل خصوصيات خاص خود و محدوديتهايي كه جامعه براي آنها ايجاد مي‌كند، تنيدگي بالايي را تحمل مي‌كنند . حال اگر شرايط زندگي آنها نامساعد باشد و بين اعضاي خانواده و بالاخص والدين با فرزند رابطه سرد از نظر عاطفي برقرار باشد بعبارتي نوجوان از يك شبكه حمايت كننده اجتماعي برخوردار نباشد و از طرفي تجربيات كودكي اين افراد مملو از شكست و آسيبها باشد منجر به تنيدگي فزاينده شده آسيب پذيري بيشتر خواهدشد.
بررسي هايي كه برروي دختران فراري انجام شده، نشان مي‌دهد كه اين افراد از منابع حمايتي و رويارويي كمتري برخوردارند و در مقابل رويدادهاي فشارزا آسيب پذيرترند. (معظمي، ۸۰)
نوع ارزيابي فرد از رويدادها و بكارگيري شيوه مقابله اي خاص به نوع شخصيت فرد برمي گردد و اينكه فرد از چه نوع شخصيتي برخوردار است بستگي به شرايط زندگي فرد و تجربيات كودكي نوع رفتار والدين، شيوه تربيتي و غيره دارد. (ساراسون ، ۱۹۹۲)
علاوه بر عوامل ذكرشده عوامل شخصيتي نيز در فرار دختران نقش دارد. دختران شرايط ناگوار و سخت، تمايلات گسيخته خويي، حساسيت هيجاني و اضطراب از ويژگيهاي بارز شخصيتي در آنان مي‌باشد. (بازياري ۸۱)

از جمله صفات ديگر دختران فراري عزت نفس پايين مي‌باشد كه در چندين پژوهش به اثبات رسيده است. عزت نفس و اعتماد به نفس نقش اساسي در روند زندگي فرد دارد. احتمالا انتخاب فرار به عنوان يك راهكار نامناسب به منظور مقابله با مشكلات زندگي معلول عزت نفس كم و ساير ويژگيهاي شخصيتي اين دختران مي‌باشد.
عزت نفس پايين با صفات شخصيتي ديگر از جمله اضطراب، افسردگي و خصومت همبستگي بالايي دارد. چرا كه افرادي كه عزت نفس پايين دارند مي‌كوشند موفقيتها را به بيرون نسبت دهند و شكستها را به درون. بطوري كه بك متذكر مي‌شود كه اغلب واكنشهاي منفي احساسي ناشي از فقدان عزت نفس است . فرد افسرده خود را آدمي بي ارزش تلقي مي‌كند كه با شدت افسردگي مرتبط مي‌باشد.

چنين فردي توسط پيامدهاي منفي اين صفات مستعد تجربه تنيدگي و استيصال در زندگي مي‌باشد و همان طور كه نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد دختران فراري در مقايسه با دختران غيرفراري گرايش بيشتري به اضطراب و افسردگي دارند.

برخي از محققان نشان داده اند كه آموزش آرميدگي عضلاني و حل مساله مي‌تواند در كاهش تنش دختران فراري موثر باشد. (معظمي، ۸۰)
اما اين پژوهش قصددارد با استفاده از پرسش نامه تمايل به فرار دختران در معرض را مشخص نموده و آنها را در گروههاي آزمايش آموزش حل مساله، آموزش تنش‌زدايي و گروه كنترل قراردهد و به بررسي اثر اين آموزشها در تمايل به فرار بپردازد.

طرح مساله
فرار بخشي از رفتارهاي ناسازگارانه است كه نوجوانان و كودكان مرتكب آن مي‌شوند و فرد به دلايلي محيط زندگي طبيعي خود را ترك مي‌كند چنين رفتارهايي مقدمه آموزشهاي ابتدايي رفتارهاي بزهكارانه بعدي بحساب مي‌آيد. همچنين آدميان از نظر نحوه كنترل و تحمل مشكلات با هم متفاوتند بطوري كه مشكلات در دوران نوجواني بدليل بلوغ بيشتر تجربه مي‌شود و دختران در مقايسه با پسران از عزت نفس كمتري برخوردارند و متفاوت از پسران به مشكلات پاسخ ميدهند و در برابر مشكلات تحمل كمتري دارند لذا اقدامات آنان در برابر مشكلات فرار از منزل مي‌باشد.

اقدامات مقابله اي كه در برابر فرار نوجوانان انجام شده است. شامل برگرداندن اجباري آنها به منزل، نگهداري در مراكز موقت و دائم است كه نه تنها اقدامي پيشگيرانه و درماني نبوده بلكه بعضا موجب افزايش فرار اين نوجوانان گرديده است.
در پژوهشي كه توسط خانم مريم فتحي برروي ۵۰ دختر فراري در شهر تهران انجام شده دختراني وجود داشته اند كه سابقه چند بار فرار از منزل را داشته اند كه آنها در مصاحبه با پژوهشگر اعلام كرده ند كه هرگز حاضر به بازگشت به خانه نيستند و در مواردي هم كه اين دختران به خانه تحويل داده شده اند مجددا از منزل متواري شده و در اين تعدد فرار دچار آسيبهاي جنسي و جسمي بيشتر شده و نهايتا به اعتياد و فحشاء روي آورده اند. بنابراين پژوهشگر تحويل اين دختران به منزل را بدون انديشيدن تمهيدات ويژه به صلاح ندانسته و نتيجه اين بازگشت را مثبت ارزيابي نكرده است.

دليل مجدد فرار اين دختران بعد از تحويل از سوي برخي از آنان اين گونه عنوان شده است: خانواده اطرافيان بر ما برچسب دختر فراري گذاشته و بعنوان مجرم به ما نگريسته اند كه اين رفتارها و آزار و اذيتها كلامي زمينه ادامه فرارمان را فراهم كرده است.

در اين پژوهش ۳/۶۵ درصد از دختراني كه بيش از سه بار فراركرده اند و ۶/۳۱ درصد از دختراني كه ۱ تا ۳ بار فراركرده اند، حاضر به برگشت به خانه نبوده اند. ترس از آسيب ديدگي مجدد، تكرار آسيبهاي قبلي نيز از ديگر علل ترس اين افراد در بازگشت به منازلشان عنوان شده است.

اين پژوهشگر تغيير روش اجراي طرح مداخله در بحران و عملكرد آن، ارائه خدمات مشاوره اي سازمان بهزيستي به خانواده قبل از ترخيص دختران فراري و بعد از آن، اصلاح قوانين، ايجاد قوانين حمايتي از دختران فراري بويژه آنان كه مورد آزار جنسي والدين قرارگرفته اند را از مهمترين كمكهاي حمايتي و قانوني نسبت به اين دختران آسيب ديده اجتماعي دانسته است.
با توجه به اينكه اقدامات مقابله اي كه در برابر فرار نوجوانان انجام شده است، شامل برگرداندن اجباري آنها به منزل، نگهداري در مراكز موقت و دايم است و تحويل اين دختران به منزل نه تنها اقدامي پيشگيرانه و درماني نبوده بلكه بعضا موجب افزايش فرار اين نوجوانان گرديده است. لذا اتخاذ شيوه عملي براي درمان و پيشگيري از اين پديده بدفرجام ضروري بنظر مي‌رسد.
اين پژوهش ابتدا بوسيله پرسشنامه تمايل به فرار به مشخص نمودن دختران نوجوان در معرض فرار پرداخته و سپس به بررسي اثر آموزش حل مساله و آرميدگي عضلاني برروي نوجوان در معرض فرار و يافتن روشي مناسب و عملي براي مقابله با اين پديده مي‌پردازد.
پژوهش حاضر درصد پاسخگويي به سوالات زير مي‌باشد:
۱- آيا تنش‌زدايي تدريجي در كاهش تمايل به فرار دختران در معرض فرار موثر است؟‌

۲- آيا حل مساله در كاهش تمايل به فرار دختران در معرض فرار موثر است؟
۳- آيا آموزش تنش زايي تدريجي منجر به افزايش مهارتهاي مقابله مساله محور در دختران در معرض فرار مي‌شود؟
۴- آيا آموزش مهارتهاي حل مساله منجر به تغيير مهارتهاي مقابله اي در دختران در معرض فرارمي شود؟‌

اهميت موضوع
پديده فرار نوجوانان از منزل يك پديده اجتماعي است و عدم مقابله مناسب با اين پديده پيامد و عواقب ناگواري براي فرد بويژه اجتماع دارد از طرفي نوجوانان و جوانان سرمايه هاي ملي هر جامعه هستند كه در صورت هدررفتن اين سرمايه عظيم خسارتي شايد جبران ناپذير بر پيكره جامعه وارد مي‌شود.
با توجه به اينكه نوجواني حساسترين دوران زندگي فرد است و مرحله شكل گيري هويت مي‌باشد كيفيت گذراندن اين دوران در آينده فرد نقش بسزايي دارد. نوجواني كه از حل مسايل عاجز است و اغلب در برابر ناكامي آسانترين راهكار (فرار) را انتخاب مي‌كند در شكل گيري هويت منسجم با مشكل روبرو مي‌شود. اين نوجوان بعد از فرار با مشكلاتي بيش از گذشته روبرو مي‌شود. نوجواني كه فرار مي‌كند اغلب محيط مناسبي براي زندگاني ندارد. و ازمنابع حمايتي برخوردار نيست. بدون اين منابع حمايتي اين افراد دمدمي مزاج شده و هويت خود را با توجه به محيطي كه در آن هستند، تعريف مي‌كنند. (ولف ۱۹۹۹)

نوجوان فراري در محيط كوچه و خيابان است كه افراد همسال و همدرد خود را پيدا كرده و به تشكيل گروه و دسته هاي بزهكاري مبادرت مي‌ورزد در صورتي كه اين افراد به موقع شناسايي و به زندگي طبيعي بازنگردند منجر به تشكيل باندهاي مخرب و بزهكار مي‌گردد . همچنين آنان براي برطرف كردن نيازهاي عادي خود به اعمال ناهنجار ديگر از قبيل دزدي و ولگردي روي مي‌آورند.

علاوه بر اين نوجوانان فراري با مسايل زيادي مواجه اند و مشكلاتي آنها را تهديد مي‌كند آنها در معرض آسيب هاي جدي در رابطه با سلامت خود هستند. طول مدت زندگي در خيابان رابطه مستقيمي با كاهش سلامت بدني دارد. آنها درگير رفتارهايي مي‌شوند كه براي سلامتي شان مضر است. نظير سوء مصرف مواد و رفتارهاي جنسي ابتلا به بيماريهاي مقاربتي، اختلالات پوستي، ضعف سيستم ايمني، سوء تغذيه و ناهنجاريهاي روان شناختي از قبيل افسردگي، كاهش عزت نفس ، احساس عدم كفايت، اعتياد، اختلالات سلوك و رفتارهاي ضد اجتماعي. (فارو و همكارانش ، ۱۹۹۲)

افكار خودكشي هم به فراواني در نوجوانان فراري موجود است. ۶۵ درصد آنها گزارش كرده اند كه در فكر كشتن خودشان بوده اند.
آمارهايي كه در زمينه فرار وجود دارد نشان مي‌دهد كه اين پديده در جامعه ما رو به افزايش است.
بنا به اعلام معاون اجتماعي سازمان بهزيستي ايران در گفتگو با خبرگزاريها و به نقل از شبكه سراسري همكاري زنان ايراني ، در سال ۱۳۸۳ يك هزار و ۳۴۰ مورد فرار دختران از خانه به بهزيستي گزارش شده است. به گفته نامبرده، ۵۰۲ نفر در تهران، ۸۱ نفر در اصفهان، ۷۳ نفر در فارس، ۶۶ نفر در خوزستان و ۶۲ نفر در استان خراسان در سال ۸۳ از خانه فراركرده و به خيابان پناه برده اند.

حسن علم الهدي معاون اجتماعي سازمان بهزيستي، ضمن اشاره به آمارهاي فوق از افزايش پديده فرار دختران از خانه خبر داد ولي هيچ اشاره اي به دلايل اين افزايش نكرده است.
فقر، بيكاري، افكار مردسالاري و ارتجاعي، عدم رعايت حقوق دختران براساس باورهاي خرافي و مشكلات اجتماعي را مي‌توان از مهمترين عوامل فرار دختران از خانه و پناه بردن به خيابان نام برد. (خبرگزاري زنان ايران ايونا)

همچنين معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي در گفتگو با خبرگزاري مهر خبرداد:
(افزايش ۲۰ درصدي آمار دختران فراري و زنان آسيب ديده)

دكتر سيدحسن علم الهدي در گفتگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر با بيان اين مطلب گفت: آسيبهاي اجتماعي هر ساله با روند رو به رشدي مواجه است كه اين امر در خصوص دختران فراري و زنان آسيب‌ديده رشد ۲۰ درصدي در سال ۸۲ نسبت به سال گذشته را نشان مي‌دهد. همچنين وي به وجود ۱۸ مركز بازپروري زنان آسيب ديده در كشور اشاره نمود و تصريح كرد: اين زنان پس از ارجاع به اين مراكز ۳ هفته در قرنطينه هستند و پس از انجام معاينات پزشكي و اقدامات اوليه به مدت ۶ تا ۱ سال ضمن نگهداري موقت به حرفه آموزي مي‌پردازد . پژوهشي كه توسط خانم فتحي در سال ۸۳ انجام شده نيز اشاره به افزايش آمار فرار دختران طي چند سال گذشته شده است. تا جائي كه در سال ۱۳۸۰ صد و بيست و دو نفر در تهران اقدام به فرار كرده اند (آمار ثبت شده توسط بهزيستي و نيروي انتظامي)‌اما اين تعداد در سال ۸۳ به ۳۰۰ نفر رسيده است.
البته اين افزايش آمار در سطح جهاني نيز مشاهده شده است. (كانون زنان ايراني)

با توجه به رشد و افزايش آمار فرار دختران در سالهاي اخير راهكارهاي اساسي و پيشگيرانه براي جلوگيري از اين معضل اجتماعي ضروري بنظر مي‌رسد و با توجه به اينكه شيوه هاي مقابله رايج با پديده فرار در حال حاضر هزينه بر و تا حدودي بي تاثير است. لذا مشخص نمودن دختران فراري و شيوه هاي مناسب براي پيشگيري و درمان رفتار فرار ضروري بنظر مي‌رسد.

فرضيه هاي تحقيق
فرضيه هاي اين پژوهش به شرح زير است:
۱- آموزش تنش‌زدايي تدريجي منجر به كاهش تمايل به فرار در دختران در معرض فرار مي‌شود.
۲- آموزش مهارت حل مساله منجر به كاهش تمايل به فرار در دختران در معرض فرارمي شود.
۳- آموزش تنش‌زدايي تدريجي منجر به افزايش مهارتهاي مقابله مساله محور در دختران در معرض فرار مي‌شود.
۴- آموزش مهارتهاي حل مساله منجر به تغيير مهارتهاي مقابله اي در دختران در معرض فرار مي‌شود.
تعريف اصطلاحات و متغيرهاي پژوهش
متغيرهاي پژوهش عبارتند از:
متغير مستقل: آموزش تنش‌زدايي تدريجي و حل مساله
متغير وابسته: تمايل به فرار، مهارتهاي مقابله
فرار :‌
فرار عبارت است از شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت و شرايط نامطلوب و يافتن اوقات فراغت بيشتر كه گاهي اين فرار با اين هدف است كه شرايط سخت زندگي اجازه اطلاق موجودي انساني را به كسي نمي دهد.