بررسي اختلالات گفتاري دانش آموزان ابتدايي

چكيده
تحقيق حاضر با هدف مطالعه ميزان اختلالات گفتاري در دانش آموزان پايه اول ابتدايي شهر نيشابور انجام شده است كه جامعه آماري اين پژوهش را كليه دانش آموزان پايه اول ابتدايي شهر نيشابور تشكيل مي دهند كه به روش نمونه گيري تصادفي از ۱۰ مدرسه مختلف نمونه اي به حجم ۳۰ نفر انتخاب شدند و پرسشنامه مربوط به اختلالات گفتاري را كه بايد توسط والدين كودكان پاسخ داده مي شد تكميل كردند . اين تحقيق از نوع توصيفي پيمايشي است كه با هدف بررسي يك فرضيه و سه سئوال انجام شده است . پس از استخراج نتايج پرسشنامه زمينه و سئوالات به اين ترتيب مشخص شده اند كه در نمونه مورد مطالعه لكنت زبان شايعترين اختلال گفتاري در دانش آموزان بوده است و دو زبانگي در ايجاد اختلالات زباني كودكان تاثيري نداشته است همچنين لكنت زبان در نمونه مورد مطالعه ريشه ارثي ندارد و ترس و اضطراب نيز در ايجاد اختلال زبان كمترين نقش را دارد .

فصل اول

طرح تحقيق
۱ ـ ۱ ـ مقدمه :
دوره ابتدايي يكي از مهمترين دوره هاي تحصيلي است كه در تكوين شخصيت افراد نقش بسزايي دارد و به خاطر همين اهميت و نقش مهم آن است كه آموزش آن براي كودكان رايگان و اجباري مي باشد .

در اين دوره دانش آموزان براي ورود به دوره هاي بالاتر تحصيلي و افرادي مسئول و متعهد نسبت به جامعه تربيت مي شوند . بايد دانش آموزان در اين دوره دانش و مهارتهاي لازم را براي زندگي آينده را فرا گيرند و به افرادي مفيد براي اجتماع تبديل گردند . كمال انسان در گرو تعليم و تربيت صحيح است و دوره ابتدايي مقدمات رسيدن انسانها را به اين مرتبه فراهم مي سازد و به همين دليل بايد معلمان دلسوز با تجربه متعهد همراه با دانش و مهارتهاي شغلي لازم اين وظيفه خطير را برعهده گيرند و با عشق و علاقه به اين كار دل دهند و هدف آنها تعليم و تربيت دانش آموزان مي باشد .

همچنين معلم پايه اول نقش مهم تري دارد ، زيرا دانش آموزاني وارد دبستان مي شوند كه ابتدا توانائيها و استعدادها و مشكلات آنها قبلاً شناخته شده است و اين وظيفه معلم است كه در ابتدا مشكلات دانش آموزان را شناسايي و در جهت رفع آن اقدام نمايد .
خصوصاً بسياري از مشكلات دانش آموزان از ظاهر آنها شناخته نمي شود و به مرور شناسايي مي گردند . مشكلات گفتاري دانش آموزان از اين جمله است . زيرا

دانش آموزان با وجود داشتن ظاهري سالم و هوش طبيعي قادر به ارائه تحصيل نيستند يا ارائه تحصيل برايشان مشكل است به همين دليل معلمان بايد در ابتداي سال اين مشكلات را شناسايي كرده و نسبت به درمان اقدام نمائيد .
۲ ـ ۱ ـ بيان مساله :
از آنجايي كه عنوان تحقيق مربوط به مشكلات گفتاري دانش آموزي پايه اول است اكثر معلمين پايه اول در ابتداي سال با اين مشكل مواجه هستند معلميني كه از تجربه و دانش كافي برخوردارند .

در برخورد با اين مشكلات فوق هستند و به راحتي مي توانند به دانش آموزان كمك كنند اما چه بسا معلمين كه به علت نداشتن اطلاعات كافي قادر به تشخيص اين مشكلات نبوده و با برخورد ناصحيح خود باعث سرخوردگي و فرار از آنها مي گردند به همين دليل اين تحقيق بر آن است تا با انتخاب اين موضوع كمكي به اين دانش آموزان كرده باشد .

لازم به تذكر است كه اكثريت اين دانش آموزان بيماري خاصي ندارند و به خاطر برخورد تربيتي نادرست دچار چنين مشكلاتي شده اند كه آن هم با عنايت به اصل تاثير پذيري انسان قابل جبران مي باشد كه در اين رابطه نقش معلمان از اهميت فوق العاده اي برخوردار است . كار معلم تنها نبايد درس دادن و درس خواندن باشد بلكه مانند طبيب در صدد شناسايي دردهاي روحي ، جسمي دانش آموزان و درمان آنها باشد . تا مسئله تعليم و تربيت مثمرثمر و مورد استفاده و پذيرش عموم دانش آموزان قرار بگيرد و يكي از انگيزه هايي كه سبب گرديده كه اين احساس نياز در برنامه ريزان آموزش و پرورش ايجاد گردد و به فكر ايجاد فرصتهايي براي كسب مهارتها و آگاهيهاي تخصصي براي معلمان از طريق دوره هاي ضمن خدمت باشد و كمك به حل مسائل و مشكلات روحي و رواني دانش آموزان است كه اميد مي رود با ايجاد مراكز روان درماني و كلينيك هاي تخصصي گفتار درماني در راستاي فعاليتهاي آموزشي اين مشكل اساسي در بين همه دانش آموزان مرتفع گردد .

۳ ـ ۱ ـ اهميت و ضرورت تحقيق
با توجه به اهميت دوره ابتدايي و به ويژه سال اول كه پايه و اساس يادگيري انسان شكل
مي گيرد .
لازم است معلمين اين پايه به مهارتهاي زباني آنها براي ايجاد ارتباط سالم با همسالان توجه كمتر چون هر مهارت پيش نياز مهارت بعدي است . شنيدن ، گفتن و خواندن و نوشتن اركان آموزي هستند كسي كه مشكلات گويايي دارد در خواندن و نوشتن هم پيشرفت نداشته و باعث تاخير در يادگيري او مي گردد لذا بايد معلمين با مشكلات آشنا بوده و راه درمان آن را بدانند تا در صورت برخوردن به چنين مشكلاتي قادر به حل آن باشند تا مبادا باعث سرخوردگي و يا فرار دانش آموزان گردند .

تحقيق حاضر مي تواند كمكي باشد در راستاي شناسايي كودكاني كه به طور مثال به كلينيك هاي گفتار درماني مراجعه مي كنند يا در مراكز روان درماني مورد استفاده قرار بگيرد يا كمكي باشد به مشاوران مدارس ابتدايي براي تشخيص سريع كودكان داراي مشكل و ارجاع آنها به مراكز مربوطه براي اقدام و درمان فوري اين دانش آموزان و حل سريع آن باشد .

۴ ـ ۱ ـ اهداف پژوهش
۱ ـ شناخت انواع مشكلات گفتاري دانش آموزان
۲ ـ تعيين مهمترين مشكلات گفتاري دانش آموزان و راه درمان آنها
۳ ـ چگونگي كمك به اين دانش آموزان براي غلبه بر اين مشكلات
۵ ـ ۱ ـ فرضيه و سئوالات تحقيق
فرضيه : لكنت زبان شايعترين اختلال زباني است .

سئوالات تحقيق :
۱ ـ آيا دو زبانگي در ايجاد اختلالات زباني در كودكان تاثير دارد ؟
۲ ـ آيا لكنت زبان ريشه ارثي دارد ؟
۳ ـ آيا ترس و اضطراب در ايجاد اختلال زبان تاثيري دارد ؟
۶ ـ ۱ ـ تعاريف مفهومي و عملياتي

لكنت : اختلالي را گويند كه در آن ساختار گفتار فاقد رواني طبيعي است كه از طريق تكرار صداها ، هجا و اغلب كل لغات و عبارات و انسداد صداها و كشش صداها و قطع عبارت مشخص مي گردد .
تاخير در گفتار : كسي كه به دليل مشكلات گفتاري منظور خود را كمي مكث و تاخير بيان مي كند .
لالي : شخصي كه به دليل نداشتن تجربه شنوايي قادر به گفتن نيست .

بريده گويي : شخصي كه يك كلمه را نمي تواند يكبار ادا كند و بخش بخش ادا مي كند .
مكث در گفتار : بررسي گفتار از طريق مكث ( يعني چيزهاي غير گفتاري ) شايد در صورت ظاهر درست جلوه نكند اما انجام اين كار آن طور هم كه ظاهر قضيه نشان مي دهد بي اساس نيست حدود ۴۰ الي ۵۰ درصد از گفتار عادي خلق الساعه را سكوت تشكيل
مي دهد و هر چند اين نسبت به نظر شنونده به اين زيادي نيست چون وي به قدري سرگرم شنيدن موضوعات مورد گفتگوست كه به سكوتهاي بين گفتار كمتر توجه دارد .
مكثهاي گفتاري بر دو نوعند :
۱ ـ مكثهاي تنفسي
۲ ـ مكثهاي تأملي

فصل دوم

پيشينه تحقيق
۱ ـ ۲ ـ پيشينه نظري تحقيق
۱ ـ ۱ ـ ۲ ـ كلياتي درباره زبان
سخن گفتن كه مهمترين رفتار بشري است كاركردها و سودمندي هاي گوناگوني را براي انسان دارد . انسان از طريق زبان و بيان شفاهي مي تواند مقاصد خود را به ديگران منتقل كند همچنين به وسيله زبان مي تواند هيجانهاي خود را تخليه كند و زبان به برون ريزي هيجانها كمك مي كند همچنين زبان به انديشيدن كمكي كند زبانهاي در قالب كلمات و اصطلاحات به انسان كمك مي كند تا در مورد پديده هاي گوناگون بينديشد .

رشد زبان پس از يك دوره از صداهاي دلخواه كه كودكان متعلق به تمام فرهنگهاي جهان در سنين ۱۰ ـ ۶ ماهگي از خود در مي آورند و پس از يك دوره ديگري كه همراه با آواهاي تقليدي مشخص تر است و در سن ۱۲ ـ ۱۱ ماهگي از كودك صادر مي شود بالاخره در پايان مرحله حركتي است كه زبان محاوره اي به صورت جملات يك كلمه اي ظاهر مي گردد .

اين كلمات ساده ممكن است براي بيان خواسته ها و حالات و مشاهدات كودك به كار مي رود .
كودك در پايان سال دوم زندگي جملاتي دو كلمه اي را به كار مي برد و سپس جملات كوتاه كامل را كه فاقد ويژگيهاي صرفي دستوري است بيان مي كند و بعداً به تدريج ساختمانها دستوري زبان را فرا مي گيرد مطالعات جالبي در دانشگاهها صورت گرفته حاكي از آن است كه سخن نحوي جملات در كودكان ۴ ـ ۲ سال مشاهده مي شود .

۲ ـ ۱ ـ ۲ ـ رشد زبان و گفتار كودك
نتايج پژوهشهاي روانشناسي رشد حاكي از اين است كه ظرفيتها و استعدادهاي گوناگون انسان همراه با رشد جسمش معمولاً تغيير مي يابند . در طول سالهاي متمادي از شيرخوارگي تا پايان دوره دبيرستان اين تغييرات ديده مي شود . پيش از آنكه رشد زبان آغاز شود اولين ارتباطهاي اجتماعي او شكل مي گيرد كودك تازه متولد شده را نمي توان موجود اجتماعي دانست . اگر كودك گريه نمي كرد براي مادر مشكل بود كه با كودك ارتباط برقرار كند . در هفته اول ملاحظه مي شود كودك چشم خود را به جهتي مي دوزد . هر گاه اين جهت به سوي مادر باشد اولين رابطه چشم در چشم كودك و مادر ظاهر
مي شود ليكن وقتي مادر سرخود را به طرف ديگري بر مي گرداند فرزند او باز به همان نقطه اول چشم دوخته و نمي تواند حركت چشم خود را با مادر هماهنگ سازد .

تدريجاً در هفته سوم ممكن است حالت جالب و ظريف تري از خنده و خواب آلودگي در چهره او مشاهده شود در ابتداي هفته چهارم هرگاه مادر صداي محبت آميزي از خود صادر كند كودك واكنش خنده از خود بروز مي دهد . در هفته پنجم كودك به چهره مادر خيره مي شود و در هفته ۶ و ۷ مستقيماً به چهره مادر نگاه مي كند و مي خندد و گاه صداي نرم و مبهمي از خود بروز مي دهد ، بدين گونه اولين ارتباط اجتماعي و گفتاري او تشكيل مي شود .

خنده كودك يك واقعه مهم در رشد كودك است والدين نسبت به آن توجه زيادي نشان مي دهند . اما نگاه و صداي كودك و ارتباطي كه بدين گونه ايجاد مي شود از خنده كودك مهم تر است لحظه ايجاد ارتباط نگاهي است كه والدين به فرزند خود به چشم يك شخص مي نگرد . چه بسا كه از لحاظ شروع اين ارتباط است كه عملاً عشق والدين نسبت به فرزندانشان ظاهر مي شود و علاوه بر مراقبت از كودك با او بازي مي كنند .
رفتار مادرانه اجتماعي كردن ، ايجاد امنيت و اعتماد به نفس و رشد شناختي و زبان آموزي كودك و اجر اهميت بسيار است صحبت و هيجان و صداها و زبان مادر باعث تقويت كودك در ابراز و پيچيده تر شدن ارتباط اجتماعي اوست .

رشد ارتباطي موقعي حاصل مي شود كه به علاقه هاي ارتباطي كودك پاسخ داده شود . رشد ارتباطي كودك موجب تعلق وي به والدين است اين احساس تعلق معمولاً در ۹ ـ ۶ ماهگي ظاهر مي شود و در حدود يك سالگي كاملاً مشخص است .
در حدود ۱۸ ماهگي تحول بزرگي در قدرت زبان آموزي كودك پيدا مي شود و كلمات را با سرعت بيشتري فرا مي گيرد . در اين هنگام كودك در حدود ۵۰ كلمه به كار مي برد البته اوكلمات را جانشين جمله مي كند موقعيكه مي گويند نان يعني من نان نمي خواهم .
عوامل موثر در رشد طبيعي گفتار

به طور كلي اين عوامل بر دو دسته تقسيم مي گردند .
الف ـ عوامل ارثي و ژنتيكي
ب ـ عواملي كه درصورت ايجاد اختلال امكان درمان و بهبودي تا حدي وجود دارد .
كه اين عوامل عبارتند از :
۱ ـ هوش
۲ ـ جنسيت

۳ ـ رشد فيزيكي ـ سلامت جسمي و حركتي ـ سلامت حسي
۴ ـ وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي ، فردي كه در رفاه است در اجتماعات بيشتري حاضر شده بيشتر لمس مي كند ، مي بيند و مي شنود .
۵ ـ عوامل عاطفي
۶ ـ احساس امنيت
۷ ـ انگيزه
توجه بيشتر از حد خانواده ممكن است مانع فعاليتهاي زماني كودك شود كم توجهي والدين نيز اثر منفي دارد .
كودك در خانواده پر جمعيت بهتر زبان مي آموزد زيرا در محيط او اجتماعي از افراد است و او بيشتر در معرض تحريك زبان است .
دو زبانه بودن پدر و مادر كه در اين حالت پدر و مادر هر يك اصرار به آموختن زبان را دارند معمولاً آموزش زبان بايد بعد از ۵ سالگي باشد زيرا تا قبل از آن اسامي معنا و لغات ذهني مخصوصي ندارد . اگر انگيزه در كودك نباشد ياد نمي گيرد و اگر لغات را ديكته وار و قالبي به كودك بگوييم بايد بدانيم يادگيري عميق در او صورت نمي گيرد .

توليد گفتار
توليد گفتار متضمن جريان هوايي است كه قابل عبور بوده و بتواند در فرآيندهاي آوايي تشديد گري و توليد گفتار مشاركت داشته باشد . همچنين گفتار قابل فهم متضمن آن است كه اصوات گفتار به طور متوالي و همراه با آهنگي توليد شود كه قابل ارجاع به عنوان يك جريان گفتاري باشد .
فرآيند اصلي در توليد گفتار فرآيند آوايي است « آوا گري » مستلزم كنترل جريان تنفس براي توليد اصوات گفتار است برخي از اصوات گفتار توسط باز شدن حنجره مثل تنفس معمولي ساخته مي شوند اين اصوات گفتاري بي صدا ( مثل حرف ت ـ پ ـ س ) با گرفتن و رها كردن جريان هوا در نبضها از طريق ايجاد ارتعاش در جريان هوا در موقع گذر از گلو و حفره دهاني ساخته مي شوند . ديگر گفتاري با صدا هستند ( الف ـ و ـ ي ) يعني امواج صوتي به موازي كه جريان تنفس از حنجره مي گذرد و موجب باز و بستن سريع در نتيجه جريان هوا مي گردد توليد مي گردند .

آوا سازي نتيجه اين ارتعاشات تارهاي صوتي است . فراواني ارتعاشاتي تارهاي صوتي در زيري و بمي است ، صوت را كه قابل شنيدن است تعيين مي كند ديگر فرآيندهاي آواگري شامل فرآيندهايي مي شوند كه كم و زياد يا كيفيت صدا را مشخص مي نمايند .
علت ايجاد مشكلات گويايي براي دانش آموزان چيست ؟

۱ ـ اختلال مربوط به صدا
صداها به عنوان اصواتي كه داراي بلندي ، كيفيت و زيري و بمي است ادراك مي شوند تغيير در زير و بمي و بلندي بخشهايي از الگوهاي فشار گفتار هستند . كيفيت صدا نيز نه تنها به توليد اصوات گفتاري بلكه همچنين بر جنبه هاي غير زباني شناختي گفتار مربوط
مي شود . اين سه بعد صورت بر روي هم براي آشكار سازي هويت شخص سبزه اند و اغلب نيز نشانگر منزلت و وضع جسماني و هيجاني مشخص مي باشند . اختلالات صدا كه متضمن بدكاري در حنجره است و ناظر بر اختلالات آواگري و اختلالات مربوط كه بدسازي گذر هوا از بيني و دهان مي باشد « اختلال طنين صدا » ناميده مي شود .

زير و بمي
صداي بزرگسالان از لحاظ زير و بمي نسبت به كودكان پايين تر است بعد از بلوغ صداي مردان معمولاً از لحاظ زير وبمي نازكتر از زنان است . اگر زير و بمي كسي به طور برجسته پايين تر يا بالاتر از آنچه انتظار مي رود باشد ـ با توجه به سن و جنس ـ آن شخص ممكن است به تجربه سرزنش اجتماعي مراجعه شده و امكان دارد ارتباط او با ديگران به خاطر اين نقص قطع شود . در خلال تكلم بهنجار انتقالات آرام زير و بمي بر اصوات بالاتر و پايين تر مشاهده مي شود . اين اختلالات يا لحن و آهنگ ها به تحقق تاكيد و جالبتر سازي گفتار شنونده كمك مي كند . گوش دادن به شخص كه هيچگاه زير و بمي صدايش را تغيير
نمي دهد . گوش خراش و آزار دهنده است .

۴ ـ ۱ ـ ۲ ـ طرح ريزي و توليد گفتار
واحد طرح ريزي همان چيزي است كه آن را گروه نواختي ناميده اند يعني بخش كوتاهي از گفتار كه فقط با يك خط آهنگ بر زبان مي آيد مثلاً ۱ ـ ساعت چنداست ؟ //۲ ـ شنبم چند تا كتاب خريد ؟ // ۳ ـ قبل از رفتن به مهماني // لباسهاي تازه اش را پوشيد . دو جمله ( ۱ و ۲ ) هر كدام از يك بند واجي و جمله (۳) از دو بند واجي تشكيل گرديده است .
بطور خلاصه طرح ريزي گفتار را مي توان به دو مرحله اصلي تقسيم كرد .

۱ ـ طرح ريزي كلي
۲ ـ طرح ريزي تفصيلي
طرح ريزي كلي : انتخاب كلمات مهم ، ساخت نحوي و الگوي آهنگ جمله را در بر
مي گيرد اما طرح ريزي تفصيلي : به جور كردن الفاظ و ساختن نحوي كه هر دو قبلاً انتخاب شده اند مربوط مي گردد روشنترين قرائن مربوط به وجود مرحله اول يعني طرح ريزي كلي را مي توان ا زخطاهاي جابجايي و خطاهاي انتظاري بدست آورد . اگر انسان هنگام كدسازي در انتظار چيزي است يا آن را جابجا مي كند ، كاملاً واضح است كه قبل از كاربرد واقعي آن چيزي دارد به آن فكر مي كند تحقيقات اين واقعيت را نشان داده اند كه هر چه عنصر مورد نظر بزرگتر ( برحسب اين كه يك صدا ، يك هجا ، يا يك كلمه ) باشد انتظار آن هم زودتر انجام مي گيرد هر چه عنصر مورد نظر بزرگتر باشد و فاصله ميان جايي كه اشتباهاً ظاهر مي شوند وجايي كه واقعاً بايد ظاهر گردد بيشتر است وقتي دو كلمه باهم اشتباه مي شوند. معمولاً اين فاصله بيشتر از هنگامي است كه دو صدا يا دو هنجار ايجاد اشتباه كردها ند اما نكته اساسي در اينجا ميزان واقعي اين فاصله نيست. موضوع مهمي كه بايد بدان توجه داشت اين است كه اگر چه لغزشهاي زباني معمولاً در درون گروه نواختي ( بنرواجي ) پيش مي آيند اما در صورت نقض اين قانون فقط كلمات كامل

مي توانند دربندواجي قبلي ظاهر شوند نه واحدهاي صوتي يعني اگر يك جمله از دو بند درست شده باشد كلمات مي توانند از مرز ميان اين دو بند، عبور كنند.
اما صداها يا هجاها عموماً از اين مرز نمي گذرد. مثلاً : الف ) وقتي لباس چركها را
مي خري // چند تا سيگار هم برام ببر ب ) وقتي لباس چركها را مي بري // چند تا سيگار هم برام بخر

۵ ـ ۱ ـ ۲ ـ مراحل اختلالات گفتاري :

براي اينكه تكلم به طور طبيعي رشد كند بايد كودكان مراحل زير را طي كنند : الف ) دريافت اصوات : كودك بايد اصوات را از گوش بشنود و به وسيله مغز احساس كند . ب ) مرحله دركي : صداهاي شنيده شده با گوش بوسيله مغز تعبير و تفسير شده معني و مفهوم آن درك مي شود در انسان وجود قشر مغز باعث اين حالت مي شود و در حيوانات به دليل نبودن اين قشر اين مرحله انجام نمي گيرد . ج ) مرحله بياني : آنچه به وسيله گوش شنيده و به وسيله مغز درك شده است و نيز به وسيله دستگاه گويايي مانند حنجره و تارهاي صوتي ، لب و دهان بيان مي شود همچنان كه در مرحله دركي مشاهده مي شود مغز يا كرتكس مخ نقش بسزايي را دارد . كرتكس دستگاهي است كه جريانات عصب حسي را مي گيرد و جريان حركتي را به اندامهاي بدن مي فرستد

اختلالات و اشكالات درك معني به علت اختلالات سلسله اعصاب مركزي مي باشد . كودكاني كه عقب ماندگي ذهني دارند به علت اختلال دستگاه عصبي مركزي قادر به تكلم نيستند و براي بيان افكار خود به فرياد و صداهاي نامفهوم متوسل مي شوند در اختلالات عروقي مغز انتقاليتها فلج و نيز ضربه هاي مغزي ارتباط بين كلمات صحيح انجام نمي شود و معني و مفهوم كلمات شنيده شده درك نمي شود و مانند اين است كه با شخصي با زبان بيگانه صحبت مي شود اختلالات تكلمي دسته اخير را آفازيان مي نامند آفازيان ممكن است حركتي يا بياني باشد در اين صورت كودك سخن ديگران را به خوبي مي شنوند و مفهوم آن را درك مي كند ولي چون قسمت حركتي دستگاه مركزي كه در نقطه پيشاني و جلو شيار قرار دارند مختل گشته است لذا كودك از بيان آنچه شنيده است عاجز است نوع دوم آغازي ممكن است حسي يا حركتي باشد

در اين نوع صدا شنيده مي شود ولي كودك معني يا مفهوم سخنان شنيده شده را نمي فهمد زيرا در تركيب و درك معني و مفهوم اختلال دارد اگر در كودك توانايي آنچه شنيده مي شود از بين رفته باشد به آن « كري كلامي » يا « آفازي شنوايي » مي گويند ممكن است كودك چند كلمه اي را كه ياد گرفته است صحبت كند كه مفهوم ندارد ناچار از تكلم خودداري كند اين كودكان قادر به نوشتن نيستند . اين اختلال غير قابل علاج است . آفازي كلامي يا كوري كلامي ديسكي به حالتي گفته مي شود كه شخص معناي نوشته اي را كه مي خواند نمي فهمد در اين حالت ضايعه در منطقه پشت سري ايجاد گرديده است . اين دسته از كودكان اشكالات فراواني در يادگيري الفباء و كلمات نوشته شده دارند ، تشخيص كلمات به وسيله اصوات كلمات انجام مي گيرد نه شكل نوشتاري آن يادگيري اعداد در اين دسته كودكان معمولاً اشكالي ندارد و حافظه بياني و تكلم طبيعي است اين كودكان حروف را بطور برعكس مي خوانند لذا خواندن كلمات و حروف ازراه آئينه به درستي انجام مي گيرد .

كساني كه به آفازي دچار مي شوند گاه در نتيجه معالجه با تمرين هاي ويژه اي شبيه به آنچه در معالجه نقايص حركتي به كار مي رود بهبود حاصل مي كند .
اگر اختلال در تكلم به علت ناراحتي در عمل دستگاه صوتي زبان لبها ، دهان و … باشند به آن ( ديس آرتري ) گويند در اينجا شنوايي ، فهم و تركيب كلمات و حتي بيان طبيعي سالم است فقط اشكال ضعف عمل در طرز تكلم مي باشد به علت انقباض غير عادي عضلاني در دستگاهها محيطي تكلم به وجود مي آيد ديس آرتري ممكن است به علت عضوي باشد ( زرين قلم ۱۳۷۸ )
۶ ـ ۱ ـ ۲ ـ برآورد مربوط به اختلال صوت

مربوط به آن است كه چه گروه سني مورد پيمايش قرار گرفته شود و چه ملاكهايي براي تعريف ناهنجاريها در نظر گرفته شده است .
كودكان سطوح پايين تر بيش از كودكان ديگر به ناتوانائيها و مشكلات صدا دچار هستند . در بين كودكان مبتلا به ديگر ناتوانائيها مشكلات صدا بسيار بيشتر از رواج آن در كل جمعيت مي باشد مورد برآورد مي كند كه حدود ۶ درصد كودكان مدرسه اي از مشكلات صدا رنج مي برند .

علل بوجود آورنده اختلال صوت
اختلال صدا مي تواند ناشي از علتهاي گوناگون بيولوژيك و غيره بيولوژيك باشد . رشد غدد در حنجره مثل نودرلهاي پوليپر يا بافت سرطاني عفونتهاي حنجره ، آسيب به عصب هاي حنجره يا صدمه هاي تصادفي حنجره مي تواند علل اين اختلال باشد و يا گاهي عدم استفاده درست از صداي نابهنجار مي كند .
در مان مشكلات صدا در مورد دوم :
۱ ـ شناسايي عدم استفاده يا استفاده نادرست از صوت
۲ ـ كاهش عدم استفاده يا استفاده نادرست از صوت
۳ ـ كار بستن رويكردهاي مختلف براي حفظ صداي بهينه
۴ ـ جستجوي همراه با بيمار براي يافتن بهترين صدايي كه قادر به توليد آن است .

۷ ـ ۱ ـ ۲ ـ اختلال توليد گفتار
در بيشتر مواقع تميز بين اختلالات توليد گفتار و اختلال واج شناسي بسيار مشكل است توليد گفتار ناظر است بر حركات عضلات توليد صدا در ايجاد اصوات گفتاري كه كلمات زبان را مي سازند اما واج شناسي ناظر است بر مطالعه قواعد استفاده از اصوات زبان حتي مشكل ارتباطي مشخص به لحاظ عدم استفاده از اصوات گفتاري برحسب قواعد معيار
مي باشد كه اختلال واج شناسي تلقي مي شود تميز بين اختلال توليد گفتار واج شناسي تميز فني است و حتي زبان گفتار درمانگران ممكن است در مورد نحوه طبقه بندي مشكل فردي هم راي نباشند .

به طور كلي در صورتي كه فرد بتواند نحوه ساختن اصوات گفتار را بفهمد ، مشكل مربوط به توليد گفتار تلقي مي شود . آنگاه معاني را به طور دقيق به ديگران تفهيم كند ، مشكل واج شناسي تلقي مي شود ، خواه اختلال از نوع اختلال در گفتار باشد ، خواه از نوع زبان
( واج شناسي ) فرد ممكن است يك يا چند نوع از خطاها را در ايجاد كلمات داشته باشد . اصوات كلمه ممكن است حذف ، جايگزين ، تحريف يا اضافه تاخير در گفتار ، لكنت زبان ، عقب ماندگي در خواندن ، ضعف در هجي كردن و نوشتن گردد .
متغيرهاي اصلي در گفتار عبارتند از :

۱ ـ حذف ( به طور مكرر بعضي از حروف حذف مي گردند ) مثلاً (ت) مدام حذف شود يعني ( رفتم همينه را ببينم ) به جاي ( رفتم تهمينه را ببينم ) يا حرف (ل) جز در مواقعي كه كلمه به آن ختم مي شود .
۲ ـ جايگزيني ( بعضي حروف بجاي حروف ديگر تلفظ مي گردند ) مثلاً حرف (ق ) يا (س ) بجاي (ش) جايگزين هاي رايج مثلاً ورداشتم بجاي برداشتم يا گرمز بجاي قرمز ، سكست بجاي شكست .

۳ ـ تحريف ها [ كژديسكي ]
اصوات ممكن است نزديك به حد قبول باشد اما كاملاً درست نباشد . در زبان فارسي يك حرف (ح) از انتهاي گلو در مي آيد ولي (ها) از درون سينه صداي آن مي آيد در ظاهر هر دو صداي (ح) مي دهد و اين دو تلفظ خيلي در بين دانش آموزان رايج است .
۴ ـ اصوات ممكن است به كلمه اي اضافه شود يا به آن الحاق گردد . براي مثال : او دو دوست من است . به جاي او دوست من است كه به اين نوع اختلال تكرار هم مي گويند در اين نوع اختلال دانش آموزان هنگام سخن گفتن آوا يا هجاي آغازي كلم چندين بار تكرار مي كند . حدوداً ۷۵ درصد اين مشكلات مربوط به توليد گفتار و واج شناسي است تعداد كودكاني كه در ايجاد اصوات كلم دچار مشكل اند در طول سه يا چهار سال اول دوره ابتدايي به شدت كاهش مي يابد . در ميان كودكان مبتلا به ديگر ناتواني ها به ويژه عقب ماندگي ذهني و اختلال عصب شناختي مثل فلج مغزي ـ رواج اختلال توليد گفتار بالاتر از رواج آن در كل جمعيت است .

علل به وجود آورنده اختلال توليد گفتار
فقدان توانايي توليد اصوات گفتاري مي تواند معلول عوامل بيولوژيك باشد براي مثال آسيب مغزي يا آسيب عصب هايي كه عضلات مورد استفاده در گفتار را كنترل مي كند ممكن است توليد اصوات را مشكل يا غير ممكن نمايد . تغييرات ساختاري كم و بيش جزئي مثل از دست دادن دندان ها ممكن است موجب بروز خطاهايي موقتي گردد مخصوصاً براي دانش آموزان پايه اول كه در حال افتادن دندانهاي شيري هستند .
رشد در نگيره فرنولوژيك نيز ممكن است به زوال منجر گردد . اما اغلب اختلالات توليد گفتار كودكان ناشي از عوامل بيولوژيك نيست .
با اطمينان نمي تواند گفت كه آن اختلافات منبعث از مشكلات ادراكي حركتي است يا عوامل رواني اجتماعي ، والدين كودكان پيش دبستاني ممكن است آنگاه كه فهم گفتار كودك خود را مشكل مي يابند اولاً براي ارزيابي به متخصص مراجعه كنند . اغلب مدارس هم دانش آموزان تازه وارد را براي شناسايي مشكل هاي زبان و گفتار تحت آزمايش قرار مي دهند و در اغلب موارد كودكي را كه در سطح سوم يا چهارم دچار خطاي توليد گفتار مي شوند براي ارزشيابي ارجاع مي دهند .
يك زبان ـ گفتار درمان نه تنها خصوصيات واج شناسي بلكه تاريخ اجتماعي و رشد كودك ، شنيدن توانايي كلي زبان و مكانيست گفتار را تحت آزمون قرار ميدهند .

ارزيابي توليد گفتار ممكن است متضمن ارائه و اجراي آزمون هاي آماده شده و يا استفاده از وسايل و مواردي باشد . كه خود گفتار ـ درمان طراحي كرده است . آزمون براي مقايسه واج شناسي كودك با ديگران از طريق توجه تلفظ كلمه ها ، اسمها يا توصيف تصاوير از سوي كودك انجام مي شود .
تقسيم درباب اينكه كودك به يك برنامه مداخله گر نيازمند است يا نه منوط به سن كودك ، ديگر خصوصيات رشدي و نوع استمرار خطاهاي توليد گفتاري است . همچنين تقسيم منوط به ارزيابي درمان گر از احتمالي است كه كودك خود مي تواند به تصحيح خطاها اقدام نمايد و نيز منوط به جرايم اقتصادي مثل آزار ديدن و شرمندگي تحصيل شده بر كودك است .

اگر كودك تنها چند صدا را به غلط توليد كند اما به طور مستمر سرزنش يا طرد را بدان لحاظ تجربه نمايد معمولاً يك برنامه مداخله نياز دارد . مداخله براي كودكي كه دچار گفتار شديداً تاخير يافته است .
در سنين پيش دبستاني يا سال اول ورود به مدرسه آغاز مي گردد . پاتالوژيست به كودك نشانه هاي لمس ، ديداري و شنيداري را كه در توليد درست صداها در گيرند آموزش

مي دهد . اين ماجرا از طريق تدارك مدل ها ، ارائه دستورها ، گوش دادن به تفاوتها در اصوات و كمك به كودك براي درك حركات زبان و لب ها در ايجاد اصوات تحقق

مي يابد . هنگامي كه اصوات به طور پايا و به درستي در موقعيت باليني توليد مي شوند ، توجه مداخله با انتقال آموزش به محيط روزمره معطوف مي گردد .
براي كسب اطمينان از اينكه كودك اصوات را درست در مكالمات معمولي تلفظ مي كند يا نه درمانگر ممكن است كمك والدين و معلمان را طلب كند . والدين و معلمان
مي توانند به كودك يادآورها را خاطر نشان كنند .

جلسات ويژه تمرين كه تربيت دهنده از كودكان بخواهند كه خطاها را كم كرده و شيوه هاي پاسخ به خطاهاي كودك در توليد صدا را تغيير دهند .

۸ ـ ۱ ـ ۲ ـ اختلال مربوط به رواني
وجه مشخصه گفتار به هنجار وجود برخي بريدگيها در سلامت گفتار است همه ما در تمامي اوقات گفتاري را در نظمي نادرست پياده مي كنيم . افلاسك به جاي فلاسك ، چنان سريع حرف مي زنيم كه قابل فهم نيست . اسم را در مكان نادرست در جمله بكار
مي بريم و الگوي نادرست براي كلام ها استفاده كرده يا بدون سلامت حرف مي زنيم ، دچار لغزش ها و خطاهايي شده و سيل آبها و كلمه ها را تكرار مي كنيم و مكث ها را آه يا اه پر مي كنيم تنها زماني كه گوينده تحت فشار است يا بريدگي در يكدستي گفتار چنان زياد فراگير مي باشد كه فهم شنونده راغير ممكن ساخته يا توجه بسيار ديگران را به جهت احتمال وجود اختلال جلب مي كند مداخله درماني لازم مي آيد .
لكنت زبان رايج ترين نوع اختلال زبان است . و يكي از معماهاي پاتولوژي گفتار است . يك فرد الكن كسي نيست كه به لكنت زبان دچار است همه ما گاه با لكنت زبان دچار

مي شويم بلكه كسي است كه از سوي خود با ديگران الكن تلقي مي شود .
اختلالات رواني و سلامت ، ميليون ها نفر را تحت تاثير قرار داده است . حدود يك درصد كودكان و بزرگسالان الكن تلقي مي شوند . پسرها بيش از دخترها لكنت زبان دارند . الكنها حداقل در ۵ سالگي مورد شناسايي قرار مي گيرند با وجود اين گاه والدين لكنت زبان كودك خود را در سنين ۲۰ تا ۳۰ ماهگي تشخيص مي دهند .

۹ ـ ۱ ـ ۲ ـ اختلال روان بريدگي
به نظر مي رسد كه تفاوتهاي چنداني بين لكنت زبان و بريدگي وجود نداشته باشد ، ايكه افراد مبتلا به بريده گويي نسبت به مشكل بي تفاوتند و اين متضمن صحبت كردن بسيار سريع و اغلب غير قابل فهم مي باشد اختلال زبان ( لكنت ) شايع ترين نوع اختلال زبان شناسي دانش آموزان مي باشد .
لكنت زبان به چهار صورت حادث مي شود .
۱ ـ تكرار ۲ ـ مكث ۳ ـ گير ۴ ـ كشيده گويي آواها و هجاها
لكنت زبان در دانش آموزان پسر بيشتر از دانش آموزان دختر است و نقطه شروع آن بيشتر بين ۵ ـ ۷ سالگي است . بنابراين آموزگار پايه اول و دوم ابتدايي بيشتر با اين پديده روبرو مي شود .
۱ ـ تكرار : در اين نوع لكنت زبان دانش آموز هنگام سخن گفتن آوا يا هجاي آغازين كلمه را چندين بار تكرار مي كند مثلاً : مي خواهم، ك ك كتاب، ب ب بخونم به جاي مي خوام كتاب بخونم .

۲ ـ مكث : در اين نوع لكت زبان دانش آموزان آوا يا هجاي كلمه اي رامي گويد سپس به صورت غير طبيعي مكث مي كند و بعد آوا و هجا و كلمه بعد را به زبان مي آورد. مثال : مي خواهم كتاب بخوانم … مي … خواهم ك … تاب ب … خوانم .
۳ ـ گير : دراين نوع لكنت زبان دانش آموز بر روي آوا يا هجاي خاصي ازكلمه گير
مي كند و نمي تواند آن را با سرعت طبيعي ادا كند. گاه ممكن است اداي يك صامت چند ثانيه طول بكشد. در مثال زير گير دانش آموز روي صامت ميم است . مي خواهم مداد بخرم …. م …. خوام م …. داد بخرم .

۴ ـ كشيده گويي آوا و هجاها: در اين نوع لكنت زبان دانش آموز آوا و هجا را بيش از حد معمول و طبيعي مي كشد به همين علت سرعت سخن گفتن او كم مي شود. مثال :
مي خواهم برم خونه… مي خواهم برم خونه ..
اختلال صوتي كه ماده اوليه آواهاي زبان صوت است كه حاصل خروج هواي بازدهي از شش ها و فعل و انفعالات برون كه اندامهاي گفتار مي باشد. گفتار انسان از لحاظ صوت شناسي داراي چند ويژگي است

۱ ـ شدت كه موجب بلندي يا كوتاهي صدا مي شود.
۲ ـ طنين كه موجب زير و بم بودم صدا مي شود.
۳ ـ سرعت كه موجب تندگويي يا كندگويي گفتار مي شود.
۴ ـ دامنه صوت موجب تنوع يا يكنواختي گفتار مي شود.
۵ ـ كيفيت كه موجب خوشايند بودن يا بند آهنگي صدا مي شود.
اختلال در اين ويژگي ها انواع اختلال صوتي را موجب مي شود كه در برخي موارد مشكلاتي براي تعامل صحيح فعاليت هاي ياددهي و يادگيري بين معلم و دانش آموز به وجود مي آورد. اختلال صوتي عبارتند از :
۱ ـ گفتار نفس آلود ۲ ـ گرفتگي صدا ۳ ـ سكته صدايي ۴ ـ صداي دو رگه ۵ ـ شكست طنين صوت ۶ ـ صداي زير غير طبيعي ۷ ـ شكست صدا ۸ ـ گفتار يكنواخت ۹ ـ بي صدايي ۱۰ ـ گفتار تو دماغي
از آنجا كه شايع ترين اختلال صوتي گفتار دتو دماغي يا اختلال خيشومي است توضيحات مختصري در اين باره ميدهيم .
در اختلال خيشومي آواها ه در حالت طبعيي از راه دهان توليدمي شوند از بيني خارج
مي گردند ودرنتيجه گفتار دانش آموز تو دماغي مي گردد. در زبان فارسي فقط در صامت م و ن كه از راه بيني توليد مي شود و ۲۱ صامت ديگر دهاني هستند. در گفتار خيشومي تعداد زيادي از صامت هاي دهاني نيز از راه بيني توليد مي شوند و در نتيجه گفتار دانش آموز براي شنونده نامفهوم مي گردد . ( آيزنستون، ۱۹۸۰ )
۱۰ ـ ۱ ـ ۲ ـ بريده گويي و لكنت

لكنت را مي توان اختلالي در ساختن گفتار كه فاقد رواني طبيعي است به حساب آورد . اين ويژگي به واسطه تكرار صداها و هجاها و معمولاً كل كلمه يا عبارت و نيز از طريق انسداد صداها يا هجاها يا واژگان اوليه و كشش صداها به وجود مي آيد و از طريق « قطع » عبارت مشخص مي شود. احتمالاً جز در مراحل نخست، و در اكثر موارد كودكان داراي لكنت زبان از مشكل خود رد ساخت و كاربرد گفتار سليس و روان آگاهي دارند.

از تعاريف بريده گويي كاملاً روش است كه اين اختلال در برخي از جوانب ويژگيهاي مشابهند به همين دليل بسياري از آسيب شناسان زبان گفتار متخصصان اروپايي كه به مشكلات صوتي پرداخته اند اين اختلال را در اصل يكي مي دانند. اختلال در رواين گفتار به عنوان مثال پركيز اظهار مي دارند كه لكنت و بريده گويي در اصطلاح كلي همپوش هستند. از لحاظ رفتاري بريده گويي اصطلاحي است كه براي مشخص كردن مشكلات سرعت و آهنگ كلام مفيد مي نمايد و ضمناً در مواردي كه افراد بر مشكلات رواني گفتار مبتلا باشند، با لكنت همپوشي پيدا مي كنند و همچنين او عنوان مي كند كه هر فرد مبتلا به بريده گويي پيش تر بروند مشكل آنها هم بيشتر مي شود و گفتارشان هم به هم مي ريزد ودر نتيجه گفتارشان ضعيف تر و نامشخص تر و غير قابل فهم تر مي شود و در نتيجه گفتارشان ناجور و آشفته مي شود.

شايد يكي از تفاوت هاي اساسي ميان افراد لكنتي و مبتلايان به بريده گويي در نوع پاسخ ها و طرز تلقي و برداشت آنان از گفتار خودشان باشد. نوجوانان و بزرگسالان را مي شناسم كه در طول دوران زندگيشان همواره گرفتار بريده گويي بوده اند. در واقع افراد مبتلا به بريده گويي بوده اند اما هرگز اضطراب، ترس، و بيمي كه اغلب افراد مبتلا به لكنت زبان دارند را در خود به وجود نياورده اند . در واقع افراد مبتلا به بريده گويي بر خلاف اكثر افراد لكنتي، اگر حرف نزنند و آمادگي آن را نداشته باشنداما به حرف ميل دارند هر چند ممكن است بريده گويي با لكنت هر دو از يك منشأ باشند در موارد بسياري افراد مبتلا به بريده گويي و يا لكنت از يك تيره خانوادگي هستند كه در اين حالت آنها در تكلم و كاربرد شفاهي زبان به دلايل ژنتيكي خانواده فرد مبتلا به بريده گويي بستگي داشته باشد مي بايست به عامل والدين در اين ميان توجه بيشتري مي كرد.