بررسي ارتباط بين مهارت¬هاي کارآفرينانه مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط(SMEs) در استان قم

۱-۱- مقدمه
در دهة اخير مسئله توسعه از طريق گرايش به نيروهاي بازار و کاستن از دخالت‏ها و کمک دولت موجب گرديده است تا نقش مديران در توسعه، بيش از پيش محسوس گردد. انديشمندي به نام لرد بائر عامل مهم در عدم توسعه کشورهاي جهان سوم را همانا نبود قابليت‏هاي مديريت و ابتکار اقتصادي قلمداد مي-کند.(الواني، ۱۳۷۸، ص ۳۵۸)
آنچه ذهن انديشمندان اقتصادي را همواره به خود مشغول کرده، اين است که عامل ايجاد کننده ثروت و يا ارزش افزوده در جامعه چه کسي يا چه چيزي مي‌باشد؟ اين انديشمندان به همراه صاحبنظران مديريت و جامعه شناسي دغدغة ديگري نيز دارند و آن اين که در بين موفقيت‏هاي کشورهاي پيشرفته چه نيرويي نهفته است و علت عقب ماندگي ديگر کشورها نسبت به اينان چيست؟ اين انديشمندان پس از تحقيقات فراوان دريافتند که وجود افراد کارآمد و لايق که ايجاد “کار” مي‏کنند و باعث به وجود آمدن کسب و کار و در نتيجه فعاليت و پويايي منابع (منظور تمامي بخش‏هاي سخت افزار و نرم افزار توليد وخدمات است) شده‏اند، جواب تمامي اين پرسش‏ها است. آنها نام اين نيروهاي خلاق را کارآفرين نهاده‏اند. (عندليب آذر، ۱۳۷۹، ص ۱۸۴)
کارآفرينان به گفته شومپيتر موتور توسعه اقتصادي و به نظر دراکر الگوي جوانان آينده هستند. (صمدآقايي، ۱۳۷۸، ص ۱۲)
کارآفرينان منافع و فوائد زيادي براي جامعه به بار مي‏آورند که از آن جمله اشتغال زائي، تشويق و ترغيب سرمايه¬گذاري، ايجاد و گسترش بازارهاي جديد، تشويق حس رقابت، سازماندهي منابع جهت استفاده اثربخش از آن ، رفع شکاف‏ها و تنگناهاي بازار مي‌باشد. در اين راستا يکي از موضوعاتي که با بحث کارآفريني گره خورده است بحث مؤسسات کوچک و متوسط(SMEs) است. در واقع کارآفريني امروزه يک بعد حياتي و بسيار مهم مؤسسات کوچک و متوسط مي‌باشد.(کريم زاده رغبتي، ۱۳۷۹، ص ۱۴۷)

۱-۲- بيان مسأله تحقيق
جهان در اواخر قرن بيستم شاهد تغيير و تحولات بسيار گسترده¬اي در تمامي عرصه¬هاي كسب و كار بوده است . اين تغييروتحولات به حدي زياد و گسترده بوده كه باعث شده دنياي امروز را عصر آشوب بنامند.
در سالهاي اخير، بسياري از كشورها شاهد ركود اقتصادي، نرخ بالاي بيكاري و نوسان¬هاي شديد در چرخه¬هاي بين المللي بوده¬اند و از طرف ديگر پديده جهاني شدن، افزايش رقابت، توسعه فن آوري اطلاعات، توجه به كيفيت كالاها و خدمات، مشتري¬مداري و نياز به خلاقيت و نوآوري و مواردي از اين قبيل اقتصاد كشورها را با چالشي جدي مواجه ساخته است. اين وضعيت باعث افزايش توجه سياست¬گذاران و تصميم گيرندگان سياسي به نقش بالقوه كارآفرينان به عنوان تنها راه حل كاهش نرخ بيكاري و دستيابي به رفاه اقتصادي و اجتماعي شده است. به همين خاطر در چند سال اخير تحقيقات و مطالعات بسيار زياد و گسترده¬اي در زمينه كارآفريني وكارآفرينان انجام شده است.(مقيمي، ۸۴، ص ۸)
حال بايستي به بررسي پديده كارآفريني و كارآفرينان كه بعنوان مناسب¬ترين راه حل براي رشد وتوسعه اقتصادي تلقي مي‌گردد، بپردازيم.كارآفرينان در رﺃس كسب و كارهاي مخاطره آميز قراردارند وهمواره در جستجوي فرصت¬ها مي‌باشند و خلاقيت اغلب ابزاري براي موفقيت آنان تلقي مي‌گردد.
تشكيل و توسعه سازمان‌ها و شركت¬هاي كوچك و متوسط (SMEs) ، به عنوان سياستي مهم در ايجاد مشاغل جديد، تسريع در بهبود اوضاع اقتصادي و رشد كشورها محسوب مي¬گردد و به اين دليل است كه بايستي توجه ويژه¬اي به كسب وكارهاي كوچك و متوسط (SMEs) شود. از طرف ديگر كسب و كارهاي كوچك و متوسط(SMEs) قادر هستند كه خود را با محيط امروزي وفق دهند و هم اينكه ساختار آنها امكان تطبيق با تغييرات و تحولات گسترده و همه جانبه را امكان¬پذير ساخته و حفظ و بقايشان را فراهم مي¬آورد.(Thomas N.Garavan, 1994, p.5)
امروزه در کشورهاي مختلف توجه خاصي به كارآفريني و كارآفرينان مي¬شود و تقويت كارآفريني و ايجاد بستر مناسب براي توسعه آن، از ابزار پيشرفت اقتصادي كشورها، به ويژه کشورهاي در حال توسعه، مي‌باشد. در هركشوري كارآفرينان به صورت باالقوه وجود دارند و بايد تلاش شود كه توانايي¬هاي آنها بيشتر شود و مهمتر از همه، ساختارهاي اقتصادي اجازه دهند كه كارآفرينان ابراز وجود كنند و توانايي¬هايشان را باالفعل درآورند .
كارآفريني در حال حاضر زمينه بسيار مهمي براي مطالعه و تحقيق به شمار مي¬آيد و مي¬تواند به رشد اقتصادي جوامع، افزايش بهره¬وري و دستيابي به تکنولوژي، توليد محصولات و خدمات جديدكمك نمايد.
درسال هاي اخير، موسسات آموزشي در حال تمركز و رسميت بخشيدن به اطلاعات مربوط به كارآفريني هستند و افراد مي¬توانند مهارت‌هاي كارآفريني را آموزش ببينند. (هزار جريبي، ۸۴، ص۹)
از مطالب بالا ميزان اهميت كارآفريني و كارآفرينان براي توسعه و پيشرفت اقتصادي روشن و آشكار مي-باشد.كارآفريني تاثير مستقيمي روي توسعه اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه دارد و هر چه يك جامعه بيشتر در فعاليت¬هاي كارآفريني شركت كند سريع¬تر به توسعه دست مي¬يابد.
اين مهارت¬ها براي كشورهايي از جمله كشور ما كه داراي منابع غني و ثروت¬هاي ملي زيادي مي¬باشند ولي از نظر اقتصادي پيشرفته و توسعه يافته نمي¬باشند، بيشتر حائز اهميت مي‌باشد و از طرف ديگر با توجه خاص و ويژه به كسب و كارهاي كوچك و متوسط (SMEs) كه داراي ويژگي¬هايي از جمله زود بازده (كوتاه مدت)، منعطف و نياز به سرمايه اندك مي‌باشند بايستي در عرصه بين المللي به رقابت بپردازيم. البته ناگفته نماند كه نقش دولت در تمام زمينه ها لازم و حياتي مي‌باشد و بايستي همواره به عنوان نيرويي تقويت كننده اقدام كند نه به عنوان عاملي بازدارنده که متأسفانه در بيشتركشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه اين نيروي عظيم و تقويت كننده (دولت) نقش بازدارنده را ايفا مي¬كند.
در خاتمه مي توان چنين گفت كه كارآفريني و كسب و كارهاي كوچك و متوسط(SMEs)، سوخت موتور اقتصاد مدرن را فراهم مي¬سازند.
در اين تحقيق تلاش مي¬شود كه ضمن تبيين جايگاه انقلاب كارآفرينانه در تغيير و تحولات سازماني، مفهوم كارآفريني و ويژگي¬هاي كارآفرينان و نقش مديريت كارآفرين بر اثربخشي سازماني در كسب و كارهاي كوچك و متوسط(SMEs)، مورد بررسي قرار گيرد .

۱-۳- اهميت موضوع تحقيق
امروزه در اکثر کشورهاي توسعه‌يافته و درحال‌توسعه, مقولة کارآفريني به¬عنوان اصلي‌ترين مبناي توسعه مد‌نظر قرار گرفته است. به‌طوري که دو دهة اخير در غرب و برخي کشورهاي ديگر به¬عنوان دهه‌هاي طلائي کارآفريني عنوان شده است. از همين رو بسياري از متخصصين و نظريه پردازان مديريت نيز از اوايل دهة هفتاد ميلادي به تشريح کارآفريني در درون سازمان‌ها پرداخته‌اند. اما تا اوايل دهة هشتاد ميلادي به‌طور جدي مورد تأييد محققين قرار نگرفت.
تجربة دنياي امروز نشان داده است که نوآوري¬¬هاي مهم و پيشرفت¬هاي تکنولوژيکي، در سازمان¬ها و شرکت-هاي بزرگ دولتي اتفاق نخواهد افتاد. قابليت تطبيق و بازار و نياز روز، چيزي است که از يک ساختار بزرگ تودرتو ساخته نيست و در نتيجه براي پيشرفت سريع و ارائة محصولات جديد تنها راه مؤثر، ايجاد و توسعة شرايطي است که فعاليت¬هاي اقتصادي کوچک بتوانند تأسيس شوند و رقابت کنند. (فيض¬بخش و تقي-ياري، ۱۳۸۳،ص ۳)
در کشورهاي بزرگ پيشرفته اهميت کارآفريني فقط به-خاطر مسئلة ايجاد اشتغال نيست، بلکه دليل اصلي اين است که فعاليت¬هاي اقتصادي کوچکي که در اين کشورها به وجود آمده و رشد کرده¬اند، توانسته¬اند سهم عمده¬اي در توسعة فناوري¬هاي پيشرفته و از سوي ديگر توليد ثروت در دنيا را به خود اختصاص دهند. اينکه آمار نشان مي¬دهد بيش از ۹۰ درصد جهش¬هاي راديکال که مي¬توان از آن به عنوان انقلاب تکنولوژيکي تعبير کرد، در شرکت¬هاي کوچک و متوسط و نه در سازمان¬هاي بزرگ اتفاق افتاده¬اند.
همبستگي ميان نرخ بيكاري و كارآفريني تا حدودي مبهم است. از يك سو، بيكاري، فعاليت‌هاي كارآفرينانه را تحريك مي‌كند (بيكاري بالا = كارآفريني بالا) كه تحت عنوان «اثر پناهنده» متداول شده است؛ از سوي ديگر، نرخ بالاتر كارآفريني، بيكاري را كاهش مي‌دهد (کارآفريني بالا = بيکاري پايين). يعني آن چيزي كه تحت عنوان «اثر شومپيتري» شناخته شده. جوزف شومپيتر در تئوري توسعة اقتصادي بر نقش¬كارآفريني به عنوان موتور توسعه اشاره ‌کرده و آن ‌را مهم‌ترين عامل رشد و رفع بيکاري مي‌داند. (مقدم, ۱۳۸۴،ص ۶)
در اين صورت نه تنها بايد کارآفرينان را به عنوان افرادي تاثيرگذار، بلکه تعيين‌کننده در ايجاد شغل و در نتيجه توسعه کشور در نظر بگيريم، از اينجا مي‌توانيم به اهميت مهارت‌هاي کارآفرينان پي‌ببريم. لذا نگارنده اميدوار است که انجام اين پايان‌نامه زوايايي از بحث مهارت‌هاي کارآفرينان که تاکنون کمتر به آن توجه شده، را آشکار نموده و به طور خاص بحث مربوط به مهارت‌هاي کارآفرينانه را که اکثراً مورد غفلت قرار گرفته, به نوعي برجسته نموده و توجه مديران و برنامه¬ريزان کشور را به اين موضوع مهم جلب نمايد.
۱-۴- ضرورت انجام تحقيق
ميزان اهميت کارآفريني و ويژگي¬هاي کارآفرينان براي رشد و توسعه اقتصادي روشن و آشکار مي‌باشد و تحقيقات گوناگون اين موضوع را تاييد کرده¬اند.
کارآفريني تاثير مستقيمي روي توسعه اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه دارد و هر چه يک جامعه بيشتر در فعاليت¬هاي کارآفريني شرکت کند سريع تر به توسعه دست مي¬يابد. اين مهارت¬ها براي کشورهايي از جمله کشور ما (ايران) از اهميت بيشتري برخودار مي‌باشد.
کارآفرينان با مهارت‌هاي ويژه و خاص خود، موجب بهره ور شدن هر چه بيشتر اين منابع و ثروت¬ها مي‌شوند و اين ثروت و منابع را در راستاي توسعه و رشد اقتصادي کشور قرار مي دهند که در اين ميان بايستي توجه ويژه و خاصي به کسب و کارهاي کوچک و متوسط(SMEs) بشود. زيرا اين کسب و کارهاي کوچک و متوسط (SMEs) با ويژگي¬هايي از جمله زود بازده(کوتاه مدت)، منعطف و نياز به سرمايه اندک، در راستاي رشد و توسعه اقتصادي نقش بسزايي را ايفاء مي¬کنند.
کشور ما که داراي منابع طبيعي و ثروت هاي ملي زيادي مي‌باشد به مديراني با مهارت‌هاي کارآفرينانه نيازمند مي‌باشد که از اتلاف اين منابع و ثروت ها جلوگيري کند و با استفاده صحيح از اين منابع و ثروت¬ها آنها را در راستاي رشد و توسعه اقتصادي قرار دهد که البته اين کار نيز نيازمند حمايت همه جانبه دولت مي‌باشد که بايستي به عنوان يک نيروي تقويت کننده اقدام کند نه به عنوان عاملي بازدارنده که متأسفانه در کشور ما و اکثر کشورهاي در حال توسعه اين نيروي عظيم و تقويت کننده( دولت) نقش بازدارنده را ايفاء مي¬کند. در خاتمه مي¬توان چنين گفت که کارآفريني و کسب و کارهاي کوچک و متوسط(SMEs) سوخت موتور اقتصاد مدرن را فراهم مي¬سازد.

۱-۵- پيشينه تحقيق
با توجه به اينکه موضوع کارآفريني به نسبت موضوع جديدي مي¬باشد، تحقيقات اندکي در اين زمينه انجام شده است که ما اين تحقيقات را به دو دسته تحت عنوان پيشينه تحقيقات داخلي و پيشينه تحقيقات خارجي دسته بندي کرده¬ايم.که در اين قسمت فهرست آنها را مطرح مي¬کنيم و در پايان فصل دوم به توضيح مفصل¬تر آن مي¬پردازيم.
۱-۵-۱- پيشينه تحقيقات داخلي
در ايران کارآفريني و مطالعات مربوط به آن سابقه طولاني ندارد، موسسه کار و تامين اجتماعي، سازمان آموزشي و پژوهشي وابسته به وزارت کار و امور اجتماعي، با ترجمه مقالات درباره اشتغال آزاد و خوداشتغالي با همکاري دفتر بين¬المللي کار نخستين بار طرح«آموزش کارآفريني» را در فروردين ماه ۱۳۶۷ مطرح کرد. در اين رابطه شوراي عالي آموزش و پرورش براي اجراي طرح¬هاي خود اشتغالي در سال ۱۳۶۸ دروس کارآفريني را در برخي از رشته¬ها پيشنهاد نمود.
 پايان نامه: ويژگي¬هاي شخصيتي کارآفرينان تحت حمايت سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران، پژوهشگر: سهراب کريم پور سفيد داربني، استاد مشاور: دکتر سيد علي اکبر افجه،۱۳۸۲، شماره۶۱۷ف،دانشگاه علامه
 تحقيق ديگري که در اين زمينه انجام گرفته است، پروژة تحقيقاتي است که توسط دکتر مقيمي در زمينة کارآفريني در سازمان¬هاي دولتي انجام يافته است.
 پايان نامه، بررسي مشخصه¬هاي کارآفرينان در مديريت ايران خودرو، پژوهشگر: سعيد باقر سليمي، استاد راهنما: دکتر محمود ساعتچي، ۱۳۸۱، شماره۶۴۰ف، دانشگاه علامه
 تحقيق انجام شده با عنوان”کارآفريني در جامعه” توسط دکتر جعفر هزارجريبي(۱۳۸۴)، پژوهشکده امور اقتصادي
 رساله دکتري احمد پوردارياني، محمود، تحت عنوان ” طراحي و تبيين الگوي پرورش مديران کارآفرين در صنعت در سال ۱۳۷۷ در دانشگاه تربيت مدرس مي¬باشد.
 رساله دکتري علي جهانگيري با عنوان” طراحي و تدوين الگوي کارآفريني در سازمان¬هاي دولتي” در سازمان گمرک ايران در سال ۱۳۸۲ در دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات

۱-۵-۲- پيشينه تحقيقات خارجي
سير تحقيقات و مطالعات مربوط به کارآفريني در سه مقطع زماني(سالهاي ۱۹۸۵،۱۹۸۱،۱۹۸۰) قابل بررسي است.
 چرچيل و لوئي (۱۹۸۶) تعداد ۲۹۱ مورد خلاصه مقالات و نشريات و حدود ۱۵۰ مقاله ارائه شده را بررسي کردند.آنها تحقيقات خود را بر مبناي چهار مولفه ارائه نمودند که عبارتند از : روش تحقيق، هدف تحقيق، عناوين تحقيق و موضوع تحقيق که در واقع کانون اصلي تحقيق¬شان را نشان مي¬دهد. منظور آنها از کانون اصلي تحقيقات همان توجه به موضوعات اصلي مورد مطالعه در کارآفريني مي¬باشد و ميزان همگرايي يا عدم همگرايي آنها را نسبت به موضوعات اصلي اندازه گيري نموده¬اند.
 تحقيق که توسط هانو ليتوني در خصوص کارآفريني و ويژگي¬هاي شخصيتي کارآفرين در فنلاند در صنعت فلزات و خدمات کسب و کار انجام شده است.(هانو ليتوني، ۲۰۰۰، صص ۲۹۵-۳۱۰)
 تحقيق در چهار دانشگاه توسط لورا گالوواي و همکارانش در خصوص اهميت و اولويت بندي مهارت‌هاي کارآفريني انجام شده است.(لي يورا و ديگران، ۲۰۰۳،ص ۱۳)
۱-۶- اهداف تحقيق
به رودخانه نمي¬توان گفت که از حرکت باز ايستد، بايد شنا کردن در جريان آب و حتي در خلاف جهت آن را ياد گرفت. زيرا فقط ماهي¬هاي مرده در جهت جريان رودخانه شنا مي¬کنند.
ما همواره در يک دنياي پويا زندگي مي¬کنيم و در راه اختراعات و نوآوري¬ها گام بر مي¬داريم. در شرايط فعلي که بين توليد کنندگان در کسب بازارهاي جهاني رقابت سختي وجود دارد، کارآفريني مهمترين عامل موفقيت و خلق ايده¬ها و کالاهاي بديع و به دور از روندهاي تکراري گذشته مي¬باشد. پژوهش حاضر به بررسي ارتباط بين مهارت‌هاي کارآفرينانه مديران و اثربخشي کسب و کارهاي کوچک و متوسط مي¬پردازد. در اين پژوهش اهداف متعددي دنبال مي‌شود که آنها را مي‌توان در قالب هدف اصلي و اهداف جزئي تقسيم نمود.

۱-۶-۱- هدف اصلي
۱٫ بررسي ارتباط بين مهارت‌هاي کارآفرينانه مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط در استان قم.
۱-۶-۲- اهداف فرعي
۱٫ بررسي ارتباط بين مهارت‌هاي شخصي مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط در استان قم.
۲٫ بررسي ارتباط بين مهارت‌هاي متقابل فردي مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط در استان قم.
۳٫ بررسي ارتباط بين مهارت‌هاي فرايندي مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط در استان قم.
¬۱-۷- فرضيات تحقيق
¬۱-۷-۱- فرضية اهم
بين مهارت‌هاي کارآفرينانه مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط استان قم ارتباط وجود دارد.
۱-۷-۲- فرضيه¬هاي اخص
فرضية اخص اول:
بين مهارت‌هاي شخصي مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط استان قم ارتباط وجود دارد.
فرضية اخص دوم:
بين مهارت‌هاي متقابل فردي مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط استان قم ارتباط وجود دارد.
فرضية اخص سوم:
بين مهارت‌هاي فرايندي مديران و اثربخشي سازماني در کسب و کارهاي کوچک و متوسط استان قم ارتباط وجود دارد.

۱-۸- روش تحقيق
روش تحقيق بکار گرفته شده ، روشي توصيفي از شاخه پيمايشي يا زمينه¬يابي است. به گونه¬اي که هدف توصيف نمودن شرايط يا پديده¬هاي مورد بررسي است.
از سوي ديگر، از آنجا که در اين تحقيق هدف بررسي رابطه دوبه دوي متغيرهاي موجود در تحقيق است، براي تحليل داده¬ها از روش تحقيق توصيفي از نوع همبستگي نيز استفاده شده است.
۱-۹- جامعة آماري
واحد مورد مطالعة پژوهش حاضر کسب و کارهاي کوچک و متوسط استان قم مي¬باشد. با توجه به اينکه کسب و کارهاي کوچک و متوسط اين استان افراد بسياري را مشغول به کار کرده و شهرت زيادي کسب کرده¬اند، محقق اين دسته از صنايع را براي مطالعة کارآفريني انتخاب کرده است.
۱-۱۰- نمونة آماري
با توجه به اينکه بزرگترين شهرک صنعتي استان، شهرک شکوهيه است و بيش از۸۰ % شرکت¬ها در آنجا واقعند، نمونه¬هاي اين تحقيق از بين واحدهاي مستقر در شهرک شکوهيه انتخاب شده¬اندکه عبارتند از: صنايع برق و الکترونيک، سلولزي، شيميايي، غذايي، فلزي، کاني غير فلزي، نساجي.
۱-۱۱- قلمرو تحقيق
مسائل و مشکلات هر شاخه‌اي از علم تا حدي پيچيده و داراي تأثيرات و تأثرات متقابل مي‌باشد. بنابراين بر ¬هر پژوهشگري واجب است¬که مرزهاي مسئله يا مشکل را تعيين ¬کند, در غير اين صورت گستردگي ابعاد و زواياي مسئله از يک طرف و محدوديت‌هاي زماني و مالي پژوهش از طرف ديگر سبب مي‌شود که به¬جاي اينکه پژوهشگر مسئله يا مشکل را حل کند و به راه‌حل‌هاي قطعي در ابعاد و زواياي مورد نظر برسد, مسئله و مشکل انتخاب شده پژوهشگر را در خود حل نمايد. (ميرزايي اهرنجاني, ۱۳۷۱،ص ۲۷)
بنابراين جهت شناخت دقيق و صحيح مسئله مورد پژوهش, قابل کاربردي کردن پژوهش, ژرفا¬نگري و رسيدن به راه‌حل‌هاي دقيق‌تر, قطعي‌تر, اصلاحي و سازنده, مرتبط با موضوع مورد پژوهش و از طرف ديگر توجه به محدوديت‌هاي هزينه, زمان و اهداف فردي پژوهشگر, مشخص¬کردن قلمرو و ابعاد موضوعي, زماني و مکاني پژوهش, لازم و ضروري است.
۱-۱۱-۱- قلمرو موضوعي
بررسي محورها و موضوعات مرتبط با بحث کارآفريني‌ و فرآيند آن از جهات مختلف ممکن و مقدور است, که در پژوهش حاضر, مباحث مربوط به مهارت‌هاي کارآفرينانه مديران مورد بررسي قرار مي¬گيرد.
۱-۱۱-۲- قلمرو مکاني
به دليل اينکه سال۸۵ استان قم در زمينة اشتغال صنعتي مقام اول کشور را کسب کرده است (جام¬جم، شمارة ۱۷۰۶) پژوهش حاضر در شرکت¬هاي صنعتي استان قم صورت مي‌گيرد. ولي به خاطر محدوديت زماني، و نيز رعايت اصل صرفه¬جويي، فقط به کسب و کارهاي کوچک و متوسط واقع در شهرک شکوهيه اکتفا مي¬گردد.
۱-۱۱-۳- قلمرو زماني
قلمرو زماني اين تحقيق از اواسط تير ۱۳۸۵ تا اواخر خرداد۸۶ مي¬باشد.
۱-۱۲- تعريف‌هاي عملياتي
در اين تحقيق براي سنجش مهارت‌هاي کارآفرينان با تحقيق در ادبيات مربوطه، انواع مهارت‌هاي کارآفرينان شناسايي شد که به صورت تفصيلي مباحث مربوط به آنها در فصل دوم ارائه شده است. البته مهارت‌هاي¬کارآفرينان در طبقه¬بندي¬هاي مختلف به سه يا چهار دسته تقسيم شده بودند و ما کامل¬ترين طبقه¬بندي موجود که شامل سه دسته است، برگزيده¬ايم. حال براي اينکه به سنجش اين شاخص‌ها بپردازيم بايد تعريفي عملياتي از شاخص‌ها ارائه دهيم. تعريف‌ عملياتي بدين معني است که شاخص‌هاي مدل مفهومي را که کيفي هستند به صورتي در بياوريم که قابل سنجش باشند.
کارآفريني : عبارت است از فرآيند ايجاد ارزش از راه تشکيل مجموعه منحصر به فردي از منابع به منظور بهره¬گيري از فرصت¬ها.
مهارت‌هاي شخصي : مهارت‌هاي شخصي به مهارت‌هايي گفته مي¬شود که تا حدودي ذاتي و دروني مي‌باشند از قبيل: ريسک پذيري ، نوآوري ، پذيرفتن چالش¬ها و جستجوي فرصت¬هاي براي تغيير
مهارت‌هاي بين فردي : اين مهارت‏ها نتيجه مستقيم از فرآيندهاي اجتماعي افراد و تعامل پيچده ميان افراد مي‌باشد و شامل تعامل موثر با ديگران ، مذاکره(چانه زني) ، نفوذ و رهبري اثرگذار مي-باشد.
مهارت‌هاي فرآيندي : اين مهارت‏ها از جمله مهارت‌هاي مديريتي مي¬باشند که عبارتند از:توانايي برنامه ريزي و سازماندهي ، توانايي در اجراي برنامه و توانايي در تجزيه و تحليل محيط و ارزيابي آن .
۱-۱۳- تنگناهاي تحقيق
 عدم پاسخگويي مديران به پرسشنامه¬ها.
 ترس مديران از پر کردن پرسشنامه¬ها و بالطبع تاثير آن بر نوع پاسخگويي
 در زمينه روش گردآوري اطلاعات و استفاده از پرسشنامه، چون پرسشنامه استاندارد و از پيش تعيين شده وجود نداشته لذا با مراجعه به منابع و متون مختلف و تعيين مؤلفه¬هاي مرتبط با موضوع، پرسشنامه¬اي تدوين شده است.
 صرف زمان زياد با توجه به اينکه جامعه آماري مديران مي¬باشد نه کارکنان
 مشکلات مالي محقق.