بررسي امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت در صنايع خودروسازي کشور
مورد مطالعه شرکت خودروسازي تبريز

چکيده
سيستم حسابداري زماني در تصميم گيري مفيداست كه متناسب با اهداف مديريت طراحي شود ودر حقيقت اين سيستم شبكه اي از ارتباطات منطقي است كه با ارائه اطلاعات به مديران اجرايي آنها را در دستيابي به اهداف اصلي وفرعي تعيين شده از طرف مديران عالي رتبه ياري مي كند .از

آنجا كه سازمانهاي نوين هميشه در حال تغيير وتحول هستند طراح سيستم حسابداري همواره اهداف ، منابع موجود وساختارهاي سازماني را تغيير مي دهد تا بتواند انواع اطلاعات متناسب با اهداف مديريت را گردآوري ، طبقه بندي ، محاسبه وگزارش گند .

حسابداري مسئوليت به عنوان نظام اطلاعاتي، نظامي است که جمع آوري و گزارشگري اطلاعات درآمد و هزينه بر حسب حوزه هاي مسئوليت است. طراحي اين سيستم بر اين پيش فرض استوار است که مديران مي بايست مسئول عملکرد خود و زيردستانشان و فعاليتهاي انجام شده در مرکز مسئوليت خود باشند و بر اين موضوع تاکيد دارد که افراد درون سازمان بايد در قبال عملکرد خود و اشخاص تحت سرپرستي خويش جوابگو و مسئول باشند. حسابداري براساس مسئوليتها،ازجمله سيستم حسابداري مي باشدکه قبل ازجنگ جهاني دوم بادرک اين واقعيت که هزينه هاتوسط سيستم کنترل نمي شوند،بلکه درواقع

اين افرادهستندکه هزينه هاراکنترل مي کنند، توسعه يافت.پايه واساس سيستم مذکوربرطبقه بندي مسئوليتهاي مديريت (دواير)درسطوح مختلف سازمان به منظوربودجه بندي براي هريک ازسطوح قراردارد.حسابداري مسئوليت را اغلب به عنوان حسابداري سودآوري يا حسابداري فعاليت نامگذاري کرده اند.

تجزيه وتحليل ها نشان مي دهدکه براي اجرانمودن چنين سيستمي درسطح شرکتها وجوديک ساختارسازماني غيرمتمرکز ، مديران لايق وکارآمد ،وجودسيستم حسابداري منعطف،حجم زيادعمليات سازمان ،واستفاده ازشاخص هاي مناسب براي ارزيابي عملکردوعدم وجودسرمايه گذاري مشترک دربخش ها موثربوده وکليه فرضيه هابادرجه بالايي تائيدمي گردد.
واژه هاي کليدي:

سيستم حسابداري سنجش مسئوليت،عدم تمرکز،ساختارسازماني،سيستمهاي اطلاعاتي حسابداري ،مسئوليت.

 

۱- مقدمه
در دنياي رقابتي امروز کسب اطلاعات درست و مناسب از درجه اهميت بالايي برخوردار است و همواره اين اطلاعات در تصميم گيريهاي مديريت ، يکي از مهمترين و موثرترين فاکتورها به حساب مي آيد. لذا در زمينه مالي نيز اطلاعات مي بايست صحيح و به موقع در اختيار مديريت قرار بگيرد تا در موقع لزوم تصميمات درستي اتخاذ شود. وظيفه تهيه اين اطلاعات وپردازش آنهابه عهده سيستمهاي اطلاعاتي حسابداري است .جهت تبديل حسابداري به يک ابزاراطلاعاتي ،سيستمي مناسب بايدطراحي شودکه درآن عوامل وعناصرتهيه کننده وپردازشگراطلاعات درهمکاري وتعامل بايکديگربتوانندازموادخام اطلاعاتي (وقايع مالي ) محصولي ارزشمند به نام اطلاعات مالي ،تهيه ودراختيارمديريت وسايراستفاده کنندگان نشان دهند.
يکي از اين سيستمها که مديريت را در دستيابي به اطلاعات درست و منطقي ياري مي کند ،سيستم حسابداري سنجش مسئوليت مي باشد. حسابداري سنجش مسئوليت از سيستم هاي کنترلي مديريت تلقي مي شود زيرا برنامه ريزي اقتصادي و تصميمات کنترلي موثر، نيازمند ارزيابي از چگونگي عملکرد (طبق مسئوليتهاي محوله) واحدهاست. ارزيابي به موقع مسئوليتها و عملکرد واحدهاي اقتصادي ، مي تواند منجر به تخصيص بهينه منابع محدود شود. بنابراين ارزيابي مسئوليت و عملکرد ،فرآيندي است که از طريق آن مديران در تمامي سطوح، اطلاعات را درباره عملکرد خود از داخل شرکت به دست مي آورند وقضاوت مي کنند. مهمترين عنصردريک سيستم موفق حسابداري مسئوليت ،پذيرش مسئوليتهاي تعيين شده به صورت عادلانه توسط مديران مرکزمسئوليت وتمايل

آنان براي مسئول بودن است. ازآنجاکه مرحله اجرائي سنجش مسئوليت نشان دهنده هردو بعد نتايج اجرائي موفق وناموفق مي باشد اطمينان راسخي بين افرادتحت کنترل ومافوقشان موجودمي باشد.سيستم حسابداري مسئوليت مطلوب ،بايدبرنظريه هاي رفتارانساني مبتني وداراي عوامل مهم کمي وکيفي باشد.

چنانچه هدف اصلي ازسيستم حسابداري مسئوليت ،اختصاص منابع مالي شرکت به طريق مطلوب وارائه اطلاعاتي درباره کارائي مديران وافرادمسئول سازمان باشدبايدنقش نيروي انساني به طورموثردرسيستم حسابداري مسئوليت بکارگرفته شود.

۲- سيستم اطلاعاتي
يک سيستم اطلاعات ،که گاهي اوقات سيستم پردازش داده ناميده مي شود يک سيستم مصنوعي است که متشکل از مجموعه کاملي از مولفه هاي دستي و رايانه اي مي باشد که براي جمع آوري ،ذخيره و اداره داده ها و تهيه اطلاعات مورد نياز کاربران تهيه شده است. [همت فر ۱۳۸۷]

 

۳- سيستم اطلاعاتي مديريت (MIS):
سيستم اطلاعاتي مديريت نوعي سيستم مصنوعي است که شامل مجموعه اي از مولفه هاي رايانه اي و دستي مي باشد که براي تسهيل عمليات يک شرکت و حمايت از فرايند تصميم گيري از طريق تهيه اطلاعاتي که مديران مي توانند براي برنامه ريزي و نظارت بر فعاليت هاي شرکت استفاده نمايد ،ايجاد شده است. [همت فر ۱۳۸۷]

نظام اطلاعاتي مديريت به طورخلاصه مجموعه اي ازمنابع انساني وسرمايه اي است که درهماهنگي با يکديگر اطلاعات مورد نياز مديريت را درتمامي سطوح ازطريق فرآوري داده ها تامين مي کند. درواقع کاراصلي اين نظام اطلاعاتي نيزمثل سايرسيستمهاي اطلاعاتي ،تبديل داده ها به اطلاعات است.
۴- سيستم اطلاعاتي حسابداري (AIS)
سيستم اطلاعاتي حسابداري عبارت است از مولفه و عنصري از سازمان که از طريق پردازش رويدادهاي مالي ،اطلاعات هشدار دهنده مربوط به ثبت نتايج و اطلاعات مبناي تصميم گيري را در اختيار استفاده کنندگان از اينگونه اطلاعات قرار مي دهد. تعريف جامع تري که از سيستم اطلاعاتي حسابداري ارائه شده است چنين است: سيستم اطلاعاتي حسابداري عهده دار وظيفه تبديل داده هاي اطلاعاتي به گزارشهاي سودمند مالي و ارائه آنها به مديريت درون سازمان و مراجه برون از سازمان جهت تصميم گيري مي باشد. [همت فر ۱۳۸۷]
به اين ترتيب نظام اطلاعاتي حسابداري زيرمجموعه اي ازيک سيستم بزرگتر(سيستم اطلاعاتي مديريت )محسوب مي شود ،اما همان طورکه گفته شد مهمترين زيرمجموعه اين نظام اطلاعاتي است. نمودار ذيل اين رابطه را به شکل واضح تري نشان مي دهد.
سيستم اطلاعاتي حسابداري
سيستم اطلاعاتي مديريت

۵- جايگاه سيستم هاي اطلاعاتي حسابداري در سازمانها:
همگام با پيشرفت دانش وتکنولوژي ،حسابداري نيز متحول گرديده و درحال حاضر از جمله ابزارهاي مهم کنترل دربرنامه ريزي وتصميم گيري محسوب مي شود ،به همين لحاظ تغييرات عمده اي در نگرش به حسابداري ايجاد شده که از مهم ترين آنها ديدگاه حسابداري به عنوان سيستم اطلاعاتي است.
«حسابداري به عنوان مجموعه اي از اجزاء بهم پيوسته در داخل يک سازمان که فعاليت ها ورويدادهاي مالي موسسه را به اطلاعات مالي تبديل مي کند ،تعريف شده است.»

فعاليتها ورويدادها اطلاعات مالي مانند گزارش مالي مانند خريد،فروش و…
همانگونه که در نمودار فوق مشاهده مي ش شود وظيفه اصلي سيستم اطلاعاتي حسابداري فراهم نمودن اطلاعاتي است که استفاده کنندگان از آن در تصميم گيري هاي خود استفاده مي کنند.
۶ – حسابداري سنجش مسئوليت
سيستم حسابداري براساس مسئوليت براين اصل تکيه داردکه هرشخص مسئول عملکردخود وزيردستانش مي باشد. اين مفهوم حسابداران رادرانجام وارائه گزارش نتايج عمليات ازنقطه نظرمسئوليت رهنمون مي سازد. [ميلجر ۱۹۸۶]

در اين سيستم واحدهاي سازمان به بخشهاي کوچکتري تقسيم مي‌شوند و به هر يک از بخشها مسئوليتهاي خاصي واگذار مي‌شود. هر يک از بخشها، متشکل از افرادي است که دربارة وظايف معين يا امور مديريت مسئوليت دارند. مديريت ارشد واحدهاي سازمان بايد از هم آهنگي اهداف مديران اين بخشها با هدفهاي کلي واحد انتفاعي اطمينان حاصل کنند.
۶-۱- مفروضات حسابداري سنجش مسئوليت

براي پياده سازي و اجراي سيستم سنجش مسئوليت فرضيات اساسي به شرح ذيل تعريف شده است.

الف) مديران در قبال فعاليتهائي که در سازمان و در حيطه کنترل آنان واقع مي‌شود جوابگويند .
ب) مديران سعي کافي در جهت رسيدن به هدفهاي شرکت و هدفهاي سازمان تحت نظارت خود مبذول مي‌دارند.

ج) مديران در جهت تعيين روشهاي اندازه گيري و ارزيابي فعاليتهايشان با يکديگر همکاري مي‌کنند.
چ) اهداف با انجام مؤثر فعاليتها ، قابل حصول هستند.
ح) گزارش مديران به طور منظم و در زمانهاي مشخص تهيه مي‌شود.

خ) نقش حسابداري سنجش مسئوليت در مؤسسه به روشني مشخص شده است.
در مؤسسات کوچک، نقش حسابداري سنجش مسئوليت کمتر مؤثر است، اما همگام با رشد اين مؤسسات ، کنترل و ارزيابي فعاليتها مشکل‌تر شده و نياز به استفاده از حسابداري سنجش مسئوليت اهميت پيدا مي‌کند.

۶-۲- تمرکز زدايي و حسابداري سنجش مسئوليت
تمرکز زدايي در مقابل تمرکز گرايي، در ادبيات مديريت و سازمان معرفي شده است، تمرکز زدايي با افزايش اختيار و به تبع آن افزايش مسئوليت و در مقابل تمرکز گرايي با کاهش اختيار و به تبع آن کاهش مسئوليت همراه شده است. افزايش اختيار، لازمه اش، پاسخگويي بيشتر است. بنابراين ضرورت بهره گيري از روشها و نظامهاي سنجش مسئوليت در نظام اداري غيرمتمرکز افزايش مي يابد.
۶-۲-۱-منافع تمرکز زدايي
الف) مؤسسات به واحدهاي قابل کنترل کوچکتر تقسيم مي‌شدند و مديريت در بخش هاي سازمان تخصصي مي شود (اعم از اطلاعات و مهارتها).
ب) تصميمات در سطوحي گرفته مي‌شود که در آن سطوح، مسئولان با مشکلات قسمت و اطلاعات مربوط به تصميم گيري آشنائي نزديک دارند.
ج) تصميمات درمواقع مورد لزوم اتخاذ شده و زمان بندي صحيح تصميم گيري‌ها رعايت مي‌شود .
چ) به دليل مشارکت در تصميم گيري، روحية کارکنان و ميزان ارضاي شغلي آنان بالا خواهد بود .
ح) مسئولان امکان خواهند داشت که از مهارتهاي با ارزشي استفاده کنند و نتيجتاً سطح مهارت خود مديريت مؤسسه افزايش خواهد يافت.
خ) مسئولان به انجام فعاليتهائي که براي مؤسسه فايده بيشتري دارد تشويق مي‌شوند.
۶-۲-۲-هزينه هاي تمرکز زدايي
الف ) مديران اين سازمانها، در پاره اي اوقات، بر عملکرد واحد خود، تنها متمرکز مي شوند و از اهداف کلي سازمان غفلت مي ورزند.

ب) تمرکز صرف و مجرد بر نتيجه واحد سازماني، تمايل مديران سازمان غيرمتمرکز، به ارتباط با واحدهاي ديگر سازمان و خواسته ها و تمايلات آن کاهش مي يابد.

پ) در سازمانهاي غيرمتمرکز، بعضي از وظايف يا خدمات ممکن است موازي يا تکراري و غير ضروري انجام شود. براي مثال، دو دپارتمان يک دانشگاه، هر يک نظام رايانه اي ارائه خدمات داشته باشند که هزينه ها را افزايش دهد که اين امر ممکن است غير ضرور باشد.
۶-۳-مراحل اجراي نظام حسابداري سنجش مسئوليت
۱ – تعيين مراکز مسئوليت

۲ – بودجه بندي و پيش بيني مخارج و درآمدهاي مراکز مسئوليت تعريف شده
۳ – تهيه نمودار سازماني و تعيين اختيارات و قلمرو هر يک از مراکز مسئوليت
۴ – مشخص کردن هزينه هاي قابل کنترل و غيرقابل کنترل
۵ – تهيه گزارش عملکرد براي هر مرکز توسط مدير مسئول آن
۶-۴-تاريخچه سيستم حسابداري سنجش مسئوليت

تاسالهاي دهه ۱۹۵۰ ميلادي سيستم حسابداري براساس مسئوليت موردتوجه قرارنگرفته بود.دراين زمان بودکه به تدريج سيستم حسابداري براساس مسئوليت وتاثيرآن بررفتارنيروي انساني موردتوجه قرارگرفت وتحقيق درزمينه بررسي ارتباط بين علوم رفتاري وحسابداري مديريت توسعه پيداکرد.بويژه پژوهشهاي هافمند(۱۹۶۸)،هاپ وود(۱۹۷۲ )،واتلي (۱۹۸۷ )نشان دادکه کنترل بودجه اي ،فرآيندسازماني پيچيده اي است که نيازمندتوجه کافي برارتباط نزديک ميان فرآيندهاي کمي و واکنشهاي انساني است.درايران درزمينه حسابداري سنجش مسئوليت تحقيقاتي صورت گرفته است . يک موردتحقيق درمهرماه سال ۱۳۷۳ دردانشگاه علامه طباطبايي صورت پذيرفته که درآن محقق بامصاحبه با۱۰ نفرازکارشناسان واساتيد رشته حسابداري دردانشگاه ،به بررسي موانع ومشکلات اجرائي نمودن سيستم حسابداري سنجش مسئوليت درصنايع ايران پرداخته است. و در سال ۱۳۷۵ آقاي پرويز بختياري دانشجوي کارشناسي ارشد رشته مديريت دانشگاه تهران در پايان نامه دوره کارشناسي ارشد خود به بررسي مشکلات استقرار سيستمهاي مديريتي در شرکتهاي ايراني پرداخته و يکي از دلايل عمده اين مشکلات را بي اطلاعي مديران از اين گونه سيستمها ذکر کرده است. در سال ۱۳۸۰ آقاي ابوالقاسم فخاريان در نشريه حسابدار شماره ۱۴۶ ، در مقاله اي تحت عنوان سيستمهاي کنترل و سنجش عملکرد به اين موضوع پرداخته است که ميتوان پرسنل شرکت را توسط مسئوليتهاي تعريف شده اي که به آنها مي سپاريم مورد کنترل قرار دهيم.
۷- فرضيه هاي تحقيق

درانجام اين پژوهش ،محقق يک فرضيه اصلي وچهار فرضيه فرعي به شرح زير مورد بررسي قرار داده است.

فرضيه اصلي:
بين شرايط موجود در سازمان و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت ، رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه فرعي اول:

بين عدم تمرکز اختيارات مديران و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت ، رابطه معني داري وجود دارد. (فرضيه عدم تمرکز)

فرضيه فرعي دوم:
بين صلاحيت و لياقت مديران و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت ، رابطه معني داري وجود دارد. (فرضيه صلاحيت و کفايت)

فرضيه فرعي سوم:
بين انعطاف پذيري سيستم حسابداري وامکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت، رابطه معني داري وجود دارد. (فرضيه انعطاف پذيري)
فرضيه فرعي چهارم:
بين حجم فعاليتهاي شرکت و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت، رابطه معني داري وجود دارد. (فرضيه حجم عمليات)
۸ – جامعه و نمونه آماري
جامعه آماري اين پژوهش شرکت خودرو سازي تبريز و شرکتهاي توليد کننده قطعات مورد نياز اين شرکت مي باشد ونمونه انتخاب شده پرسنل مالي شرکتهاي فوق مي باشد. در اين تحقيق چون جامعه آماري حدوداً داراي ۶۷ عضو مي¬باشد ،بايد بين ۵۰تا۱۰۰درصد جامعه آماري به عنوان نمونه انتخاب شود. به همين دليل براي همه مديران حسابداري و پرسنل مالي شرکت خودرو سازي تبريز ¬ پرسشنامه ارسال شد.
۹ – روش و نوع تحقيق
در اين پژوهش براي بررسي وضعيت موجود درشرکت جهت پياده سازي و اجراي سيستم حسابداري سنجش مسئوليت از روش تحقيق «توصيفي»استفاده شده. براي اين كار با استفاده از بررسي شرايط اجراي سيستم حسابداري سنجش مسئوليت سؤالاتي تهيه شد .اين سؤالات به قسمتهاي حسابداري شرکتها ارائه شد و با استفاده از پاسخ مديران و پرسنل حسابداري شرکتها به سؤالات تهيه شده ،وضعيت امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت مورد بررسي قرارگرفت. تحقيق حاضر از نوع تحقيقات ميداني – کتابخانه اي است يعني بخشي از اطلاعات وادبيات موضوعي با مراجعه به مقالات و کتب تخصصي و مراجعه به سايتهاي اينترنتي مربوطه بدست آمده وبخش ميداني نيز مربوط به بررسي شرايط و عوامل موثر بر پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت در شرکت خودرو سازي تبريز به وسيله پخش پرسشنامه مي باشد. .
۱۲- نتايج آزمون فرضيه ها
– آزمون فرضية فرعي اول
فرض صفر هنگامي رد ميشود که مقدار آماره آزمون بيشتر از ۶۴/۱ باشد. (براي اطمينان ۹۵ درصد).

مقدار آماره آزمون برابر با ۲/۵۳ است که در ناحيه رد فرض صفر قرار دارد پس ميزان نسبت موافقين ( نسبت کساني که به پرسش: هرچه حجم فعاليت و دادو ستد هاي شرکت بيشتر شود نياز به سيستم حسابداري سنجش مسئوليت بيشتر احساس مي شود ، پاسخ مثبت داده اند ) ۷۰درصد بوده و به صورت معناداري بزرگتر از ۵۰ درصد است. بنابراين بين حجم فعاليت شرکت و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت رابطه معناداري وجود دارد.

فرضيات تعداد نسبت مقدار Z نتيجه

بلي خير بلي خير
فرضيه فرعي اول بين حجم فعاليت شرکت و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت رابطه معناداري وجود دارد. ۲۸ ۱۲ ۷۰% ۳۰% ۲٫۵۳ فرض صفر رد مي‌شود
فرضيات فرعي تر هرچه سازمان بزرگتر باشد احتياج به عدم تمرکز مسئوليت بيشتر احساس مي شود. ۳۱ ۹ ۷۷٫۵% ۲۲٫۵% ۳٫۴۲ فرض صفر رد مي‌شود

هرچه پرسنل يک سازمان بيشتر باشد احتياج به عدم تمرکز مسئوليت بيشتر احساس مي شود. ۲۶ ۱۴ ۶۵% ۳۵% ۱٫۹۰ فرض صفر رد مي‌شود

هرچه تعداد شعبه هاي يک سازمان بيشتر باشد احتياج به عدم تمرکز مسئوليت بيشتر احساس مي شود. ۳۳ ۷ ۸۲٫۵% ۱۷٫۵% ۴٫۰۵ فرض صفر رد مي‌شود

هرچه ساعات کارکرد شرکت بيشتر باشد احتياج به عدم تمرکز مسئوليت بيشتر احساس مي شود.. ۱۳ ۲۷ ۳۲٫۵% ۶۷٫۵% ۲٫۲۸- فرض صفر رد نمي‌شود

نتايج آزمون براي فرضيات فرعي اول همانند آزمون نسبت براي فرضيه اول انجام گرفته. همانگونه که توضيح داده شد فرض صفر فقط در فرضيه فرعي چهارم رد نشده است يعني اينکه بين ساعات کارکرد شرکت و تمرکز مسئوليت در مديران رابطه اي وجود ندارد ولي در سه فرضيه فرعي ديگر يعني بزرگي شرکت ، تعداد پرسنل شرکت و تعداد شعبات شرکت اين ارتباط به اثبات رسيدکه اين رابطه ها منطقي به نظر ميرسند.از نتايج فرضيات فوق مي توان نتيجه گرفت که بين حجم فعاليت شرکت و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت رابطه معناداري وجود دارد.
بنابراين در سطح اطمينان ۹۵% مي توان گفت که بين حجم فعاليت شرکت و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت رابطه معناداري وجود دارد.
– آزمون فرضية فرعي دوم
از آنجاييکه مقدار آماره آزمون برابر با ۷۳/۵ است (۷۳/۵ > 64/1) ، پس در ناحيه رد فرض صفر قرار مي گيرد و فرض صفر رد مي‌شود. فرضيات فرعي از فرضيه اصلي دوم به روش مشابهي آزمون شده و نتايج آن در جدول مربوطه ارايه شده است، همانگونه که مشخص گرديده است فرض صفر در تمام موارد رد ميگردد يعني فرضيات فرعي در تمام موارد تاييد ميشود. مقادير آماره آزمون در کمترين مقدار برابر با ۲۲/۲ و در بيشترين مقدار ۹۸/۱۰ بدست آمده که همگي در ناحيه رد فرض صفر قرار مي گيرند.
بنابراين با ۹۵% اطمينان مي توان گفت که بين تمرکز اختيارات مديران و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت رابطه معناداري وجود دارد.

فرضيات تعداد ميانگين انحراف معيار مقدار t درجه آزادي سطح معناداري
فرضيه فرعي دو بين عدم تمرکز اختيارات مديران و امکان پياده سازي و اجراي حسابداري سنجش مسئوليت رابطه معناداري وجود دارد. ۴۰ ۳٫۸ ۰٫۸۸ ۵٫۷۳ ۳۹ ۰٫۰۰۰
فرضيات فرعي تر عدم تمرکز متضمن تفويض اختيارات به ديگران و وضع قوانين و مقررات جديد جهت کنترل و نظارت بر افراد مي باشد ۴۰ ۳٫۳ ۰٫۸۵ ۲٫۲۲ ۳۹ ۰٫۰۳۲
در سيستم غير متمرکز نسبت به سيستم متمرکز اجراي برنامه ها سريعتر است. ۴۰ ۳٫۸ ۰٫۸۵ ۵٫۹۳ ۳۹ ۰٫۰۰۰
براي ايجاد يک سيستم غير متمرکز وجود مراکز مسئوليت متعدد و مجزا الزامي مي باشد. ۴۰ ۳٫۷۵ ۰٫۹۳ ۵٫۱۲ ۳۹ ۰٫۰۰۰
تمرکز اختيارات در يک نفر نتيجه اش نداشتن مديران ماهر و ساختار سازماني نا مناسب مي باشد. ۴۰ ۳٫۹۵ ۰٫۸۵ ۷٫۱۰ ۳۹ ۰٫۰۰۰
استفاده از سيستم عدم تمرکز مديريت در اجراي سيستم حسابداري سنجش مسئوليت اجتناب ناپذير است. ۴۰ ۴٫۱۵ ۰٫۶۶ ۱۰٫۹۸ ۳۹ ۰٫۰۰۰