بررسي تأثير عمليات كشاورزي ديم بر تخريب اراضي

چكيده :
كشور ايران از جمله كشورهايي است كه در كمربند بياباني دنيا قرار گرفته است و اين نكته باعث شده است تا در كنار مسئله استعداد ذاتي ايران براي بياباني شدن ، برخورد نادرست انسان ها با منابع طبيعي اين روند را تشديد كند . افزايش جمعيت نياز بيشتري به غذا و مكان براي زندگي طلب مي كند . اين نكته باعث مي شود كه انسان ها هر جايي كه زميني اندك حاصلخيزي دارا بوده

است مورد بهره برداري قرار دهند . يكي از نكاتي كه در اينجا بسيار حائز اهميت است، و بايد مورد تحقيق قرار گيرد، مسئله كشاورزي است كه در كشورما كمتر به آن اهميت داده شده است زيرا از زمان پيداش فعاليت هاي كشاورزي تا امروز، بشر براي رفع نيازهاي خود همواره به فعاليت هاي زراعي و انجام شخم و شيار وابسته بوده است . در اين راستا اراضي بسياري بدون در نظر گرفتن آمايش سرزمين براي كشاورزي اختصاص داده مي شوند و پس از گذشت چند سال كه استعداد

زمين از بين رفت، اين نقاط را ترك كرده و به قسمت هاي مجاور روي مي آورند . نمونه بارز اين مسئله گسترش تبديل اراضي مرتعي و جنگلي به زراعت ديم و اراضي رها شده بر روي سطوح شيب دار مي باشد . به همين منظور لازم است تا در نقاط مختلف كشور به ويژه در مناطق نيمه خشك كه گسترش بيابان ها و تخريب اراضي كشاورزي بيشتر به چشم مي خورد، تحقيقاتي بر روي اراضي كشاورزي صورت گيرد تا براي هر منطقه مشخص گردد كه آيا كشاورزي در اينجا مفيد مي باشد يا خير و اگر مناسب است چه نوع كشاورزي بايد متداول شود تا هم از لحاظ عملكرد و توليد محصول با مشكل مواجه نشويم و هم جلوي تخريب در منطقه را بگيريم .

در اين تحقيق به بررسي تأثير عمليات كشاورزي ديم بر تخريب اراضي در حوضه ي آبخيز ركعت

شهرستان ايذه در استان خوزستان پرداخته شده است و هدف كلي آشنايي با ميزان تأثير كشت

ديم بر تخريب اراضي مي باشد و سئوال مهم تحقيق اين است كه آيا عمليات كشاورزي ديم و درجات و جهات شيب مختلف در ميزان تخريب اراضي تأثير گذار مي باشد يا خير؟
براي دست يابي به اين منظور، منطقه مذكور انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت كه با توجه به

مطالعات خاكشناسي انجام شده و ساير اطلاعات ديگر، اراضي كشاورزي ديم و باير از يكديگر متمايز و سپس داده هاي مربوط به دو نوع زمين گردآوري و عمليات آماري لازم بر روي آنها انجام شد. نقشه هاي مختلف منطقه، نقشه شيب، جهت، طبقات ارتفاعي، كاربري اراضي به كمك

سيستم اطلاعاتي جغرافيايي (GIS) تهيه شد. روش انجام اين تحقيق، روش آزمايشي است كه در آن تأثير جهت شيب، درجه شيب و كشاورزي ديم بر تخريب خاك مورد بررسي قرار گرفت كه نتايج تحقيق نشان داد تخريب بيشتر در زمين هاي داراي شيب بالاتر از ۲۰ درجه و با جهت جنوبي مشاهده گرديد و نيز تأثير عمليات كشاورزي ديم بر تخريب اراضي در منطقه مذكور تأييد شد.

فصـل اول
مقدمه و كليات

۱-۱-مقدمه :
اصلاح اراضي (Land) ، همان طور كه در عبارت هايي از قبيل ارزيابي اراضي و كاربري اراضي و … به كار مي رود، معناي گسترده تري نسبت به اصطلاح خاك(soil)، دارد. تعريف اراضي يك منطقه به تمام منابع طبيعي كه در توليدات كشاورزي، دامي و جنگلي آن منطقه سهيم مي باشند، بر مي گردد. بنابراين اقليم و منابع آب، شكل اراضي (Land form) ، خاك و پوشش گياهي شامل منابع طبيعي كه اراضي يك منطقه را نيز در بر مي گيرد. (FAO, 1979, UNEP , 1992b) خاك به عنوا

ن يك منبع طبيعي كه اراضي يك منطقه را تحت تأثير قرار مي دهد، يك ماده با كاربردهاي مختلف در طبيعت مي باشد كه امروزه در اكثر نقاط جهان با افزايش جمعيت و مراكز حمعيتي و گسترش شبكه راه هاي ارتباطي و مديريت ناصحيح بهره گيري از اراضي در راستاي كسب مواد غذايي بيشتر، مورد تعرض قرار گرفته و در روند تخريب قرار گرفته است كه پيامد آن تخريب اراضي و در نهايت بيابان زايي مي باشد.
مهم ترين شكل تخريب خاك، تبديل آن از يك ماده چند كاربردي به ماده اي با توانايي محدود و

حاصل خيزي كه در طولاني مدت مي باشد. گر چه ممكن است اين قسم هدر رفت خاك هنوز در كشورهايي از قبيل آمريكا، استراليا و بخش هايي از روسيه كه اراضي مستعد و حاصل خيز فراوان دارند زياد با اهميت نباشد، ولي در بسياري از كشورها از قبيل ايران كه چنين ذخايري ندارند و بيشترين انباشتگي مراكز جمعيتي آن ها نيز در مجاورت اراضي حاصل خيز قرار دارد بسيار

مهم جلوه مي كند. از آنجا كه يكي از عوامل تخريب خاك كشاورزي ديم مي باشد بررسي تأثير اين عامل در تخريب اراضي لازم و ضروري مي باشد كه موضوع تحقيق حاضر مي باشد كه در آن به مطالعه موردي حوضه ي آبخيز ركعت پرداخته شده است.

 

۱-۲- اصول و مفاهيم:
۱-۲-۱- ديم كاري:
“ديم كاري” به معني كشت بدون آبياري است و به زراعتي گفته مي شود كه با آب باران و رطو.بت خاك رشد و نمو نمايد. كلمه ديم از زمان هاي قديم بين مردم اين مرز و بوم مصطلح بوده و از آن مفهوم هر چيزي كه رها شده و خارج از كنترل باشد ياد شده و در فرهنگ هاي فارسي نيز زراعتي

را كه از باران آب خورده باشد معني شده است. هر چند موفقيت در زراعت ديم بستگي به نزولات آسماني دارد اما اعمال شيوه هاي صحيح كشت تأثير بسيار عمده اي در بهبود وضعيت زراعت و در نتيجه افزايش توليد دارد. در صورتي كه آموزش هاي فني لازم به كشاورزان ديم كار داده شود، نتاي

ج سودمندي عايد خواهد شد. ديم كاري در ايران عمدتاً به كندم و جو اختصاص دارد؛ زيرا سازگارترين محصول در اين شرايط مي باشد ولي در نقاط مختلف ايران محصولاتي از قبيل حبوبات، آفتاب گردان ذرت خوشه اي، زيره، هندوانه، خربزه نيز به صورت ديم كشت مي شوند. آن چه در حال حاضر در كشورهاي پيشرفته از نظر مديريت و تكنولوژي و ديم كاري صورت مي گيرد با كشورهاي در حال توسعه بسيار متفاوت است. از جنگ جهاني دوم به بعد در كشورهاي پيشرف

ته ديم كاري پيشرفته، شايان نموده و بيشترين ترقي در طول ۱۵ تا ۲۵ سال اخير بوده است كه در اين ارتباط استفاده از ادوات پيشرفته براي شخم و كاشت و برداشت، پيرايش وارتيه هاي پر محصول و مقاوم به بيماري ها و استفاده از كود شيميايي در اين پيشرفت بيشترين سهم را داشته اند. از آنجايي كه دامداري و محصولات دامي در ديم كاري از اهميت فوق العاده اي برخوردار مي باشند

، ديم كاري با رشته مرتعداري در ارتباط مستقيم مي باشد متأسفانه در مناطق ديم خيز كشور ما در حال حاضر به علت عدم رعايت اصول و نظارت فني اين دو رشته با هم يك حالات رقابت گونه دارند. اما همواره بايد در نظر داشت كه موفقيت در ديم كاري محتاج به رعايت ۵ اصلي اساسي ب

ه شرح زير است:
۱-وجود بارش كافي متناسب با نوع محصول و پراكنش زماني مناسب آن.
۲- رعايت اصول فني و تكنيكي زراعي.
۳- استفاده حداكثر از كم ترين مقدار بارش و ذخيره نمودن آب در خاك.
۴- انتخاب محصول مناسب با توجه به شرايط فيزيوگرافي و اقليمي منطقه.
۵- مبارزه به موقع و اصولي با آفات
البته افزايش تقاضا براي محصول بيشتر در صورتي رضايت بخش خواهد بود كه به محيط خسارت وارد نشود و آن نيز به اين امر بستگي دارد كه اراضي بر اساس پايداري آنها براي استفاده هاي مختلف طبقه بندي مي شوند.
۲-۲-۲- تخريب خاك:
درك مفهوم تخريب خاك و بررسي دلايل آن بسته به نوع بهره برداري و شرايط منطقه اي متفاوت مي باشد . براي تخريب خاك ، تعاريف مختلفي ارائه شده است. تخريب خاك فرسايش و شور شدن خاك را شامل مي شود. تخريب ممكن است در بخش فيزيكي؛ شيميايي يا بيولوژيكي خاك رخ دهد، اما نشان دادن تخريب فيزيكي و بررسي آن در ارزيابي اراضي در مقايسه با ساير تغييرات

كيفيت خاك مشكل تر است ولي در هر حال به عنوان يك خطر جدي و وسيع مطرح مي باشد. براي تخريب خاك تعاريف مختلفي ارائه شده است. در تعريف يونپا ، تخريب به عنوان كاهش توليد بيولوژيك اكوسيستم مناطق خشك اعم از مراتع ، چراگاه، اراضي ديم و آبي به سبب عوامل ناشي از تغييرات فيزيكي و شيميايي و يا هيدرولوژيكي مطرح شده است. سازمان ارزيابي جهاني تخريب اراضي ناشي از فعاليت انساني آن را فرايندي مي داند كه انسان در آن نقش داشته و موجب

كاهش توليد خاك كه براي حيات ضروري است مي شود و يا خواهد شد. انسزابولس (۱۹۹۳)، دليل تخريب آب و خاك و شور شدن آن را تحت تأثير فعاليت هاي انساني به از بين بردن جنگل، چراي مفرط، جابه جايي لايه هاي آب شيرين نزديك سطح خاك و تغيير مكان آنها با آب هاي شور زير زميني لايه هاي عميق تر، استفاده از چوب و بوته براي سوخت در مناطق خشك مي داند .
روش هاي مطالعه فرسايش و تخريب اراضي به طور كلي در سه گروه زير توسط والينگ (۱۹۸۷)،

تقسيم بندي شده است.
۱-مطالعات صحرايي.
۲-مطالعات طولاني مدت در كرت هاي آمايشي
۳- مدل هاي فرسايشي خاك
در تحقيق حاضر از مطالعات صحرايي استفاده شده است و براي تعيين و بررسي تخريب خاك از كاهش توان توليد كه در واقع خصوصياتي از خاك است. كه در توليد نقش دارند استفاده شده است- اين خصوصيات را در سه گروه طبقه بندي مي كنند.
۱- خصوصيات فيزيكي خاك، شامل وزن مخصوص ظاهري بافت خاك، ساختمانخاكدانه ها، ثبات خاكدانه ها، و چگونگي توزيع منافذ خاك مي شود.
۲-خصوصيات شيميايي شامل اسيدته، كربنات كلسيم، فسفر، ازت، نسبت جذب سديم و شوري مي باشد.
۳- خصوصيات بيولوژيكي كه مهم ترين عامل ماده آلي و هوموس خاك است.
ماده آلي نقش بسيار مهمي در تغيير پارامتر مؤثر فيزيك خاك در توان توليد يعني

ظرفيت نگهداري آب قابل استفاده و وزن مخصوص ظاهري دارد. بر اين اساس سعي شد تا در اين بررسي به خصوصيات شيميايي اصلي و بيولوژيكي توجه شود و مطالعات اصلي روي آن صورت گيرد تا بتوان به كمك آنها وضعيت منطقه را برآورد كرده و جلوي تخريب گرفته شود و به توسعه پايدار نزديك تر گردد؛ چرا كه در هر سيستمي دست يابي به توسعه پايدار در گرو دو اصل اساسي است:

۱-حداقل بهره برداري از منابع غير قابل تجديد و افزايش استفاده از منابع قابل تجديد .
۲- حداقل تخريب در محيط زيست.

۱-۳- طرح مسئله ، اهميت و ضرورت انجام تحقيق:
در حال حاضر دو مسئله ي عمده ي دنيا افزايش جمعيت و تأمين مواد غذايي است . مهاجرت جوامع بدوي به اراضي جديد همراه با اصلاح تدريجي تكنيك هاي شكار و جمع آوري مواد غذايي در طي چندين ميليون سال با آهنگ رشد كند جمعيت توأم بوده است اما با استقرار كشاورزي كه از ده هزار سال پيش صورت گرفته است مشكل اصلي افزايش سريع جمعيت بوده است.نكته ي مهمي كه نبايد از آن غافل شد اين است كه در بهره برداري از اراضي و سيستم ها ي استفاده از آن به گونه اي بايد عمل شود كه به خاك كه سرمايه اصلي زندگاني است آسيبي وارد نشود .

متأسفانه بر اثر عدم استفاده صحيح از منابع آبي و خاكي همه ساله شاهد افزوده شدن ۵/۱ ميليون هكتار به سطح بيابان هاي كشورمان هستيم . در هر دقيقه ۲۰۰ تن خاك از سطح مزارع ، مراتع و جنگل ها راهي درياهاو درياچه ها و پشت سدها مي شود. به همين منظور براي بررسي تأثير كشاورزي بر تخريب اراضي يا اصلاح آن با توجه خاص به ديم كاري ، منطقه اي در ركعت

شهرستان ايذه كه زراعت قالب آن ديم كاري مي باشد انتخاب گرديد تا تغييرات رخ داده در منطقه طي سال ها ي مختلف در مورد سطح زير كشت و عملكرد محصولات مختلف ، وضعيت باران و به ويژه خاك منطقه بررسي گردد و نوع زراعتي را كه بيش از بقيه نقش تخريب يا نقش اصلاحي دارد را مشخص كنيم تا بدين طريق كاربري صحيح مشخص شده و جلو تخريب اراضي گرفته شود .

۱-۴ – اهداف تحقيق :
اين تحقفيق به منظور دست يابي با اهداف زير صورت گرفته :

الف : در منطقه ي مورد مطالعه ،كشاورزي يك عامل منفي در جهت تغيير شرايط اراضي منطقه است .
ب : اگر اراضي در منطقه مورد مطالعه به حال خود رها شوند در جهت جلو گيري از تخريب مفيد خواهد بود .
ج : تأثير عمق شخم بر روي فرسايش پذيري اراضي كشاورزي ديم .
د: تأثير شيب و جهت اراضي كشاورزي ديم بر روي فرسايش پذيري خاك .
۱-۵- سوالات تحقيق :
الف : تأثير عمليات كشاورزي ديم بر تخريب اراضي در منطقه مورد مطالعه چگونه است ؟
ب : ميزان فرسايش پذيري اراضي كشاورزي ديم نسبت به قطعات شاهد چگونه است ؟
ج : آيا درجات شيب و جهات شيب مختلف در ميزان تخريب اراضي تأثير گذار مي باشد ؟

فصـل دوم
سابقه ي تحقيق و مرور منابع

۲-۱- مروري بر منابع :
مطالعات انجام شده در رابطه با تأثيرات كشاورزي در تخريب يا اصلاح اراضي توسط دانشمندان و محققان متعددي صورت گرفته است كه در زير به برخي از آنها اشاره مي شود:
– شارل ليلن و احمدي ( ۱۳۵۴ ) ، طي تحقيقاتي كه انجام دادند، دريافتند كه سياست توسعه كشاورزي فعلي داراي انعكاس معكوس بر روي حفاظت منابع طبيعي است و اين سياست احتياج به سرمايه گذاري براي آموزش مروجين كشاورزي دارد كه امكان مي دهد سطح تكنيك پايين كشاورزي فعلي به طور سريع بالا رفته و ميزان محصولات زياد شود و از نظر اقتصادي – اجتماعي نيز قابل قبول مي باشد .

-شاهويي ( ۱۳۶۸ ) ، در بررسي فاكتورهاي مؤثر در فرسايش خاك در اراضي ديم در ايستگاه حفاظت خاك كوهين به اين نتيجه رسيدند كه فرسايش نرمال در ايستگاه كوهين در فلات مواج و دشت دامنه اي از مقدار فرسايش تخمين بيشتر است و بيانگر اين مطلب است كه كشت و كار غلط ، مديريت نادرست و كاربري نامناسب عامل ايجاد تغييرات نامطلوب در منطقه مي باشد.

-نبيي ( ۱۳۷۵ ) ، طي بررسي و مقايسه توليد ديم زارهاي كم بازده و رها شده در استان زنجان با مرتع كاري يونجه ديم و مراتع طبيعي به اين نتيجه رسيدند كه اراضي ديم رها شده با عمق خاك بيش از ۳۰ سانتي متر و محدوده ي ارتفاعي بالاتر از ۱۸۰۰ متر واقع در شيب هاي ۲۵-۱۳ در صد با رعايت اصول و استانداردهاي آماده سازي بستر توجيه اقتصادي مناسبي دارد و راندمان بهره

برداري از اراضي ديم رها شده و شيب دار استان را افزايش مي دهد . از طرفي كشت يونجه ديم با گندم را به جاي تناوب گندم و جو به منظور تأمين علوفه مناسب تر تشخيص دادند .
-مسيح آبادي ( ۱۳۷۷ ) ،طي مطالعاتي براي ارزيابي و تعيين تناسب اراضي بخشي از دشت قزوين براي كشت محصولات گندم ، جو آبي و چغندر قند كلاسه هايي را به شرح زير طراحي نمودند :
S1 : مناسب بدون محدوديت.
S2 : نسبتاً مناسب با محدوديت كم تا متوسط .
S3 : بحراني و محدويت زياد .
N : استفاده آنها مقرون به صرفه نمي باشد.

-پس از ارزيابي تناسب اراضي به روش محدوديت ساده و روش پارامتريك مشخص شد كه از كل منطقه مورد مطالعه تنها در بخش كوچكي از منطقه در ناصر آباد و داغلان ، كلاس تناسب اراضي براي چغند قند S2 و گندم آبي S1 براي جوآبي S2 آبي بوده است و در بقيه مناطق كلاس تناسب براي محصولات بحراني يا نامناسب بوده است .
-جمشيدي ( ۱۳۷۸ ) ،طي مطالعه بر روي تأثير كشاورزي در بيابان زايي با توجه به شرايط اقليمي و خاكي و آبي منطقه مورد مطالعه مشخص كرد كه كم بودن آبهاي سطحي ، شوري آب زير زميني ، شوري و قليايي بودن خاك ، كمبود اراضي جهت آمايش و عدم آگاهي كشاورزان باعث تخريب اراضي مي گردد.
-ابطحي ( ۱۳۷۸ ) ، به بررسي روند بيابان زايي و تخريب اراضي در منطقه كاشان پرداخت و با استفاده از تصاوير ماهواره اي و برداشت هاي صحرايي طبقه بندي اراضي را انجام داد و واحد هاي كشاورزي شور و اراضي تحت پوشش تپه هاي ماسه اي را از هم تفكيك كرد و مقايسه آنها در زمان هاي مختلف ۷۷- ۳۴ نشان داد كه از سطح اراضي بدون شوري كاسته شده و بر مساحت

شوري متوسط و زياد افزوده شده است . از طرفي كاهش يك در صدي در مساحت درياچه نمك كاشان مشاهده شد. از وسعت كشت زارنيز ۴/۱۹ درصد كاسته و بخش قابل توجهي از زمين هاي باير و مرتع به جنگلهاي دست كاشت تبديل شده است و اراضي تحت پوشش تپه هاي ماسه اي نيز افزايش مساحت داشته است .

-ملاحسيني ( ۱۳۷۸ ) ، با مطالعه در منطقه سوق ايدنك به اين نتيجه رسيدند كه به دليل اعمال مديريت نادرست از قبيل تبديل جنگل ها و مراتع شيب دار به اراضي ديم باعث افزايش اراضي با پوشش سنگي مي باشد . لذا طرح هاي حفاظت خاك از لحاظ اولويت اجرا در اراضي مرتعي مشجر ، مرتع به همراه ديم ، سپس اراضي جنگل كم تراكم و اراضي ديم صورت گيرد .
-امين صالح ( ۱۳۸۵ ) ، با استفاده از مناطق فازي اقدام به پهنه بندي شدت بيابان زايي نموده و به اين نتيجه رسيده است كه روش منطق فازي به ويژه استفاده از عملگر گاماي فازي من

اسب ترين روش براي پهنه بندي پديده ها ي مناسب و تهيه نقشه هاي ذيربط مي باشد .
-كاپرتي ( ۱۹۷۹) ، در رابطه با عوامل مهم انساني در ايجاد بيابان از قبيل چراي دام ، كشاورزي و تغيير كاريري اراضي در آفريقا مطالعاتي انجام داد كه نتيجه گرفت سيستم هاي نامناسب آبياري عدم استفاده كافي از آب رود خانه اي و مديريت نامنا

سب كشاورزي را در ايجاد بيابان مؤثر دانست .
-ناهال ( ۱۹۸۱) ، در رابطه با مديريت حفاظت و توسعه منابع كشاورزي در سوريه مطالعاتي انجام داد كه در نهايت توسعه ي آبياري غلط را در تخريب بيابان زايي در آن مؤثر دانست .
-هائو و چانگ (۱۹۹۴)، در مطالعه اي تأثير كود حيواني را در مقادير ۳۰ ، ۶۰ ، ۹۰ ميلي گرم در هكتار در شرايط ديم و ۰ ، ۶۰ ،۱۲۰ ، ۱۸۰ ميلي گرم در هكتار در شرايط كشاورزي آبي طي دوره اي از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۳ بررسي كردند و نتيجه گرفتند كه استفاده از كود حيواني ، باعث افزايش شوري خاك مي شود كه افزايش شوري در اراضي ديم بيش از اراضي آبي بوده است . به ازاي هر

تن نمك موجود در كود حيواني ، ميانگين شوري ۱۱۰۸۰/۰ دسي زيمنس بر متر در شرايط ديم افزايش داشته است . آنها نتيجه گرفتند كه مصرف بالاي كود حيواني مناسب نيست زيرا باعث شور شدن خاك شود .
-اكبرگ و ريلي ،( ۱۹۹۷) ، به بررسي رشد محصولات مختلف در روي خاك لومي در جنوب شرقي نروژ پرداختند . آنها چهار تيمار كشت با شخم سنتي و كشت با شخم عميق و كم عمق و حداقل كشت را در نظر گرفتند و كشت سنتي را با بقيه مقايسه كردند . اين بررسي بر روي محصولات غلات شامل . vena sativaL ، Triticum aestivmL. ، Hordeum vulgaL ، solanum tubero sumL نشان داد كه توليد آنها با رعايت اصول تناوب كشت و آيش ۸-۲ درصد افزايش داشته است در حاليكه توليد چغندر قند علوفه اي Beta Vulgaris كشت سنتي بيشترين مقدار بود . توليد اين محصول در كشت با شخم عميق نسبت به ساير تيمارها افزايش نشان داد . اسيديته خاك نيز بررسي شد و مشخص گرديد كه در كشت سنتي از تمامي تيمارهاي ديگر بيشتر بود .

-در مطالعه اي كه توسط دماريا و كاسترو ( ۱۹۹۹) ، صورت گرفت سه نوع عمليات كشاورزي بدون كشت ، شخم شياري و كشت سنتي در سال ۱۹۸۳ در مزارع ذرت و سويا در يك تناوب در سائو پائلو برزيل بررسي شد. در مطالعه مذكور خاك منطقه دوبار به علت كاهش اشباع بازي در سالهاي ۸۵ و ۹۴ با محدوديت مواجه شد . خصوصيات خاك در ۴ عمق ۰۵/۰ – ۰ ، ۱/۰ – ۰۵/۰ ، ۲/۰ – ۱/۰، ۳/۰ – ۲/۰ متر در سالهاي ۸۶ و ۹۵ يكسال بعد از محدود شدن خاك تعيين شد . نتايج نشان دادند كه در سال ۸۶ با احتمال ۹۵ درصد مقدار مواد آلي ، فسفر و پتاسيم قابل تبادل در عمق

۵ ۰/۰ – ۰ افزايش يافتند . كلسيم و منيزيم و اسيديته و اشباع بازي و ظرفيت تبادل كاتيوني در عمق ۱/۰ – ۵ ۰/۰ در تيمار بدون كشت بيشتر از بقيه بود . در افق هاي پايين تر تغيير معني داري در اسيديته خاك اتفاق نيفتاد . تناوب محصول تأثيري در وضعيت مواد غذايي خاك در سال ۸۵ و ۸

۶ نداشت اما در عمق ۲/۰ -۰ در سال ۸۶ كشت مداوم ذرت و كشت ذرت در تناوب با سويا به طور معني داري كاهش فسفر را نشان داد. مقدار ماده آلي در چهار عمق مطالعه شده در همه تيمارها در تمام زمان ها كاهش داشت ولي اين تغييرات تأثيري در اختلاف توليد دانه ذرت و سويا نداشت .

فصـل سوم
مواد و روش ها

َبخش اول: شناخت منطقه مورد مطالعه
۳-۱- موقعيت رياضي منطقه مورد مطالعه :
حوضه ي مورد مطالعه در استان خوزستان و در موقعيت طول جغرافياييً ۳ – ۰َ– ۵۰ تا ۶ً . ۸َ .۵۰ شرقي و عرض جغرافيايي ۳۴ً . ۳۹َ . ۳۱ . تا ۶۰ً . ۵۰َ . ۳۱ شمالي واقع است .

شكل ۳-۱ : موقعيت رياضي حوضه ي ركعت

۳-۱-۱- موقعيت سياسي حوضه و راههاي دسترسي :
حوضه ي مورد مطالعه در استان خوزستان در حدود ۵۵ كيلومتري شرق شهرستان ايذه ، در اطراف شهر دهدز واقع شده است. اين حوضه از زير حوضه هاي سد كارون ۳ به شمار مي رود. شكل ۳-۲موقعيت منطقه و راه هاي دسترسي به آن را نشان مي دهد . از مناطق مسكوني موجود در

حوضه مي توان به شهر دهدز و روستاهاي ركعت عليا ، ركعت سفلي ، برد رود ، پاتاوه و چهل تنان اشاره كرد . دهدز در مسير ترانزيت و ارتباطي استان هاي چهار محال و بختياري و خوزستان قرار گرفته است . لازم به ذكر است كه به دليل ليتولئژي و توپوگرافي خاص سازندهاي منطقه در مسير عبور ، جاده ها ، دائماً در معرض خطر تخريب ( ريزش و لغزش ) مي باشند .

شكل ۳-۲ موقعيت سياسي حوزه و راههاي دسترسي

۳-۱-۲- موقعيت زمين شناسي منطقه :
حوضه ي ركعت از نظر تقسيمات ساختماني ايران و موقعيت زمين شناسي در قسمت زاگرس چين خورده واقع شده است .
با توجه به اينكه منطقه مورد مطالعه به لحاظ زمين شناسي در زون ساختماني زاگرس واقع مي باشد ، زاگرس چين خورده در حوضه ي رسوبي مستقلي صورت پذيرفته كه در حاشيه غربي و جنوب غربي فلات ايران وجود داشته است. حوضه ي رسوبي زاگرس در اواخر دوران پالئوزوئيك (كهن زيست) به تدريج موجوديت يافته و سپس با حركات كوهزايي سيميرين پيشين دورانترياس به عنوان يك حوضه ي مستقل تثبيت گرديده است. اين حوضه در تمام دوره مزوزوئيك و سنوزوئيك از نوع ژئوسنكينالي با فرونشيني مداوم توأم با رسوب گذاري ممتد عمل مي كرد، و مراحل مختلف كوهزايي آلپي در اين مدت تنها به صورت حرمات خشكي زايي ضعيف در كف آن اثر داشته است. چين خوردگي اصلي زاگرس با حركات ميوسن مياني شروع شده و آنگاه با حركات كوهزايي پاسادنين در عهد پليوپلئستوسن تكميل گرديد.

از اين رو رسوب هاي زاگرس چين خورده با ضخامت زياد تقريباً بصورت هم شيب و با نظم خاصي روي يكديگر انباشته شده اند و نوسان كف حوضه تنها با تغيير در رخساره هاي رسوبي آن انعكاس داشته است به عقيده زمين شناسان تمام لايه هاي رسوبي جديد زاگرس بر روي پي سنگ دوره پر كامبرين قرار گرفته اند.