بررسي تاريخچه مسجد جامع كبير يزد

پيشگفتار
وجود ويژگي هاي متنوّع در دوره هاي تاريخ تكوين معماريمسجد جامعع كبير يزد از يكسو و تضادّ در نوشته ها واقوال از ديگر سو،تاريخچه اي پيچيده و مبهم از اين بناي مهمرا در پيشرو قرار داده است.اين امر موجب آنن شد تا با هدف رفع ابهامات تاريخي مسجد و معرفي ان در دوره هاي تاريخي پژوهش حاضر شود.

بناي مسجد جامع كبير يزد طي قرون متمادي بر بقاياو يا در كناربناهاي متنوعي بنا گرديده كه در متون تاريخي تحت عناوين مسجد جمعه شهرستان ،مسجد جامعع عقيق،مسجد جمعه قديم در درده،مسجد جامع نو وبناهاي الحاقي آن با اسامي گوناگون از آنها ياد شده است .
در بررسي حاضر از بناهايي كه در قرون اوليه اسلامي تا نيمه قرن ششم ه.ق.در اين مكان احداث شده تحت عنوان »بناهاي اوليه مسجد جامع كبير يزد« يادد شده است كه آثار بسيار اندكي از آن باقي است.نكته جايز اهميت در رفع ابهامات تاريخچه مسجد آن است كه هر ساخت و ساز و اقدام تازه اي در بنا،با تعميرات و نوسازي آثار قبليو به عبارتي با ابقاء و احياي آثار گذ شته توام است و اين امر نه تنهادر بنا به طور خاص اتفاق مي افتد،بلكه همواره با تغيير و تحولات محيطي مسجد نيز

 

همراه است تاسازمان ،فضايي شهرراكه خود نيز به آن وابسته است ،تبلور و انتظامبخشد.
اين مهم در بررسي تاريخي مسجد رهنمودي است تا نهوه برخورد پيشينيان با آثار گذ شته راروشن سازد،نگرش آن ها در قالب بناي منفرد نبوده،بلكه به عنوان يك فضاي شهري، با هدف پرهيزاز تخريب و انهدام محيط عمل مي كرده اند تا اين اقدام به بي هويتي بنا و تزلزل در نظم اندامواره بافت هاي قديمي شهرها منجر نگردد.

روش پژوهش
بررسي هاي اوليه بيانگر اين حقيقت بودند كه نه تنها تعدد و تنوع بنا ها ياوليه مسجد زير سئوال است بلكه بانيان بناها و تاريخ بنيان آنها نيز درپرده اي از ابهام قرار دارد.
مهمترين و پيچيده ترين بخش يافتن شجره نامه اي آل كاكويه يزد (قرون ۵
و۶ ه.ق )بود كه در منابع تاريخي از بانيان بناهاي اوليه بشمار مي رود. دقت در تمامي آثار و

مقايسه منابع موجود و همچنين يافتن نسبتهاي فاميلي حكام كاكويي با سلاطين وقت ايران، چون كلافي سر در گم زماني طولاني اين پژوهش را متوقف ساخت كه در نهابت با پژوهش هاي مكرر اين امر ميسر گرديد.

منابع مورد استفاده
در ميان مورخين، مورخين قرن نهم ه.ق جعفر بن محمد حعفري مولف تاريخ يزد به سال ۸۴۴ ه. ق و احمد بن حسين بن علي كاتب مولف تاريخ جديد يزد پس سال ۸۶۲ ه. ق اطلاعات ارزنده اي از مسجد را ارائه داده اند. همچنين آثار ديگر مورخيني چون محمد مستوفي بافقي، وطرب نائيني را در زمره مورخين متأخر مي توان بر شمارد. مقالات و آثار ارزنده معاثري كه مشخصاتي از مسجد را عرضه كرده اند واز مهمترين اين آثار، يادگارهاي يزد، تأليف دكتر ايرج افشار است.
مهمترين و رهگشاترين آثار، وقف نامه جامع الخيرات است كه شرح موقوفات سيد ركن الدين محمد باني مسجد جامع نو و پشر ارشدش سيد شمس الدين داماد رشيد الدين فضل الله است. اين وقف نامه در جلد دوم يادگارهاي يزد به چاپ رسيده است.

علاوه بر جامع الخيرات وقف نامه هايي در كرباس ورودي اصلي مسجد فعلي به صورت كتيبه هاي تاريخ داري نصب است كه ازمنابع مهم به شمار مي روند.

معرفي بناهاي اوليه مسجد جامع كبير يزد
بخش عمده بناهاي اوليه به هنگام گسترش صحن مسجد جامع نو و نوساريهاي عهد قاجاريه به سال۱۲۴۰ ه. ق تخريب شد. بقاياي تاريخي اين مجموعه در سمت شرقي صحن، تا قبل از تعميرات اساسي سال ۱۳۲۴ ه .ش باقي بود و در اين سال اين اثر ارزنده تاريخي منهدم وشبستان جديدي د رمكان آن احداث گرديد. تنها اثر به جا مانده از بناهاي اوليه، بخشي از جداره شمال شرقي مسجد است كه احتمالاَ پئسته اصلي يا لاوليه هم نيست ولي د رتعميرات مسجد دست نخورده باقي مانده است و شامل دو ورودي قديمي و متروك، يكي د رسمت شمال و ديگري در سمت شرق است ( تصوير شماره يك ).

شبستان موجود در سمت غربي صحن مسجد، احتمال دارد شبستاني از مجموعه قديمي باشد كه در تغيير و تحولات ۱۲۴۰ ه .ق عهد قاجار، مورد تعمير ونوسازي قرار گرفته و با تغييرات عمده اي كه به ويژه در پوشش سقف به خود ديده، آن را به دوره قاجار نسبت داده اند. اما به احتمال قريب به يقين، شبستان درجايگاه طرح قديمي است به ويژه آن كه قبله آن نسبت به قبله اصلي انحراف دارد( تصوير شماره دو).
در ميان افرادي كه بقاياي تاريخي بناهاي اوليه را د رسمت شرقي صحن رويت كرده اند، ماكسيم سيرو، نقسه دقيقي ا زمسجد را در سال۱۳۱۷ ه .ش مطابق با ۱۹۳۸ م ترسيم كرده است كه به خوبي آثار بناهاي اوليه را نشان ميدهد ( تصوير شماره سه). او همچين در اين نقشه دوره تاريخي تمامي جرزهاي بنا را مشخص كرده است كه بسيار لرزنده است. وي البته تنها بخش شرقي صحن را از بناهاي اوليه دانسته و اين بخش را به طور جداگانه نيز ترسيم كرده است، اما شبستان شازده را، قاجاري معرفي كرده است كه اين احتمال وجود دارد كه كل شبستان تخريب و بر اساس طرح قديمي با همان انحراف قبله دوباره سازي شده باشد.
ماكسيم سيرو تصاويري از بقاياي تاريخي را در انتهاي گزارش خود علاوه
بر تصوير پانورامايي ارائه كرده است كه به خوبي مجموعه را معرفي مي كند (تصوير شماره ۴).

ابهام‌هاي تاريخي
آثار مورخين قرن نهم، اطلاعات مهمي را از تاريخچه بناهاي اوليه ارائه مي‌دهند، اما دقت د رآثار اين مورخين ما را با تناقض هاي زيادي در تاريخچه بناهاي اوليه مسجد مواجه مي سازد. مورخيني كه پس از جعفري و كائب مبادرت به نگارش تاريخ يزد نموده اند به دليل استفاده متناوب از هر دو مأخذ، مخاطب را به سردرگمي عجيبي سوق مي دهند.

مشكل اساسي درآثار مورخين، اعم از متقدم، متأخر و حتي معاصر ان است كه تعدد بناهاي اوليه مسجد در آثار آنها متفاوت ذكر شده است واين مشكل در گفته هاي جعفري و كائب كه منشأ نگارش هاي بعدي هستند نيز دهده مي شود. مورخين متأخر و حتي معاصري كه بقاياي تاريخي مسجد را رؤيت كرده اند، تنها به وجود يك مسجد قديمي در كنار مسجد نو اكتفا كرده اند.
در اين ميان منبع موثقّي چون جامع الخيرات به وجود سه مسجد در جوار يكديگر پس از احداث مسجد جامع نو تأكيد دارد. همچنين كاوش هاي باستان شناسي و تحقيقات ماكسيم سيرو، موجوديّت يك مسجد قديمي را در جوار بقاياي تاريخي بناهاي اوليه نشان داده است.

به اين ترتيب در مأخذ و مدارك موجود، گاه بناهاي اوليّه مسجد مشتمل بر دو مسجد است و گاه با يك مسجد اوليه روبرو هستيم. از تبعات اين تناقض گويي ها، ذكر نام باني يا بانيان بناهاي اوليه مسجد است كه با اسامي متنوعي روبرو مي شويم. در پاره اي متون تاريخي، از سه نسل سخن به ميان مي آيد كه در ساخت و سازها دست داشته اند و در جايي ديگر شجره نامة بانيان گاه به چهار يا پنج نسل مي رسد.
مسلم است كه ارايه اسامي متنوع بانيان بناهاي اوليه مسجد، نه تنها تاريخ بنيان بنا را مخدوش مي سازد. بلكه ترديدهاي مكّرر از تعّدد بناهاي اوليه،كل مجموعه را مورد سؤال قرار داده و تاريخچه مبهم بنا را عرضه مي نمايد.

از طرفي متون تاريخي نشان مي دهند كه شهر يزد، قبل از اينكه دارالعباده آل كاكوبه گردد، پايگاه مهمي براي زردتشتيان بوده است كه هنوز هم نقش خود را حفظ كرده است. حتي متون تاريخي از احداث مسجد جامعي در قرون اوليه اسلامي در شهر يزد خبر نداده اند و شروع ساخت و ساز مسجد جامع را در اين شهر در بدو ورود امراي كاكويي ذكر كرده اند كه شهر داراي حصار و
دروازه مي گردد.

همچنين صاحبنظراني كه بقاياي تاريخي مسجد را قبل از تخريب ديده اند، در مورد جايگاه و موقعيت آن اظهار نظرهايي كرده اند كه دال بر وجود آتشكده در مكان آن است و در متون تاريخي اشاره اي بر وجود آتشكده در اين مكان نيست.
علاوه بر آن، اظهار نظرهاي مستشرقين و نتايج تحقيقات ماكسيم سيرو، بنيان بقاياي تاريخي مسجد را به قرون اوليه اسلامي، قبل از سلاجقه يا پيش از روي كار آمدن كاكوئيان در يزد دانسته اند كه اين نظريه در تقابل با متون تاريخي قرار مي گيرد و موضوع را بغرنج تر مي سازد. همچنين باني و تاريخ بنيان دومين مسجد در گزارش تحقيقي ماكسيم سيرو، با آثار مورخين تطابق ندارد.

بررسي و مقايسه مدارك و شواهد تاريخي
تعدد بناهاي اوليه
جهت رفع ابهامات تاريخي، تمامي مدارك و شواهد تاريخي مورد بررسي و مقايسه قرار گرفته كه به اختصار اهم آن ها ارايه مي گردد:
آثار مورخيّن متّقدم
جعفري و كاتب در تأليفات خود در دو مبحث جداگانه كه شرح حال اميران و حكام يزد و ديگري معرفي مساجد جامع يزد است، به ساخت و سازهايي در مكان مسجد جامع كبير يزد در زمان امراي كاكويي يزد اشاره دارند.

اين دو مورخ در مبحث اول، بر موجوديت دو مسجد در مكان بناهاي اوليه اذعان دارند كه مسجد اولي را، مسجد جمعة شهرستان و دومين مسجد را مسجد جمعه درده يا مسجد قديم درده ذكر كرده اند. جعفري در مبحث دوم از دو مسجد متصل قديمي سخن مي گويد ولي كاتب عليرغم تعيين ميزان كارآيي مساجد در مبحث اول، بناهاي قديمي مجموعه را يك مسجد دانسته و متذكر مي شود كه مسجد قديم همان عتيق است.

آثار ديگر مورخين
مورخيني كه قبل از گسترش صحن مسجد(۱۲۴۰ ه.ق) تأليفات خود را ارايه داده اند، همچون محمد مستوفي بافقي عيناً مطالب جعفري و كاتب را به تناوب نقل قول كرده اند و از هر دو مسجد قديمي سخن گفته اند. اما مورخين معاصري كه پس از اين تاريخ مبادرت به نگارش كرده اند، تنها به معرفي يك مسجد قديمي پرداخته اند. آيني در آتشكدة يزدان و دكتر افشار در يادگارهاي يزد، ضمن شرح مبسوطي از مسجد جامع، تنها به يك مسجد قديمي اشاره دارند.

آراء صاحبنظران
آراء صاحبنظراني كه بقاياي تاريخي بناهاي اوليه را رؤيت كرده اند، نشانگر آن است كه كهن ترين بخش قديمي مسجد يا مسجد اوليه را ديده اند. اين افراد در مورد موقعيت و ويژگي هاي اظهار نظرهايي كرده اند كه در يك جمع بندي كلي، آن را از آثار قرون اوليه اسلامي و مكان مسجد را در كنار يا بر جايگاه آتشكدة زرتشتيان دانسته اند.
دكتر ايرج افشار، جزيي از پي آتشگاه ساساني را در محل بقاياي تاريخي بناهاي اوليه مسجد تشخيص داده است و دكتر محمد كريم پيرنيا، وجود محلي به نام « تل خاكستر» را در مجاورت آتشكده اي در اين مكان دانسته است. همچنين دكتر پيرنيا و كهنسالان يزدي كه شاهد تخريب بقاياي بناهاي اوليه بوده اند، همگي اذعان دارند كه هنگام حفر زمين براي پي ريزي شبستان جديد، خاكستر زيادي از اين محل بيرون برده شده است و نكته قابل توجه ديگر، توجه زردتشتيان به اين مكان و روشن كردن شمع در محل كرباس مسجد فعلي است.
پروفسور پوپ نيز مسجد را در محل يكي از آتشكده هاي ساساني دانسته كه در روزگار صفاريان داير بوده است. همچنين دونالد ويلبر، بقاياي تاريخي بناهاي اوليه را متعلق به قبل از سلاجقه مي داند.

رسالة ماكسيم سيرو از مسجد جمعه يزد
ماكسيم سيرو در ابتداي گزارش ارزندة تحقيقي خود، مكان بناهاي اوليه را در جايگاه آتشكدة اصلي زردتشتيان قلمداد كرده ولي در ادامه احتمال استقرار مسجد را در جوار آتشگاه دانسته است. وي ضمن ترسيم دقيقي از بقاياي بناهاي اوليه، با توضيحاتي كه مي دهد، بر اين اعتقاد است كه از مسجد قديمي سه چهارم حياط باقي مانده است كه اين بنا كاملاً متقارن و به دور يك حياط مربع شكل واقع بوده است و سپس اقدام به بازنمايي مسجد كرده است( تصوير شماره پنج)

وي اين مسجد را قابل قياس با مساجد قرون اوليه و بسيار شبيه به آن ها وصف مي كند. نكتة ديگري كه براي اثبات تعلق اين بنا به قرون اوليه اسلامي دارد، عدم وجود تزيينات در مسجد عتيق است. طرح مسجد عتيق، طبق نقشة بازسازي شده( تصوير شماره پنج). به صورت شبستاني است كه قبلة آن بيش از سه درجه به سمت شرق انحراف دارد. اگر طرح مسجد به اين نحو كه او ترسيم كرده است باشد، بايد گفت كه مسجد عتيق با نمونه هاي موجود مساجد اوليه در ايران متفاوت است. زيرا تمام ناوها در مساجد اوليه موجود عمود بر حياط هستند و در اين طرح ناوهاي مسجد عتيق يزد، موازي صحن و در جهت قبله استقرار يافته اند.

وي موجوديت مسجد ديگري را در جوار مسجد عتيق و در سمت غربي آن تأييد مي كند و در محل پاياب قنات زارچ را در همين مسجد، يعني سمت غربي مسجد عتيق نشان مي دهد. اين پاياب هم اكنون در صحن مسجد فعلي واقع است. همچنين ماكسيم سيرو، مكان مستحدنات الحاقي دختران فرامرز را در سمت جنوبي مسجد عتيق تأييد كرده است( تصوير شماره شش)
به اين ترتيب ماكسيم سيرو بر اين عقيده است كه مسجد اوليه به هنگام ورود كاكوئيان در يزد برپا بوده است و اولين حاكم كاكويي، ظهيرالدين ابو منصور فرامرز، پس از ورود به يزد، مسجد ديگري را در جوار آن بنيان نهاده است. اما مشخصات اين مسجد، همان مسجد جمعة قديم درده است كه مورخين
متقدم باني آن را گرشاسب ثاني ذكر كرده اند

وقف نامه جامع الخيرات
مأخذ موثق و مهم ديگري چون جامع الخيرات، مجموعة قديمي را مشخص كرده است. صفحات اوليه اين وقف نامه اسامي بناهايي است كه واقف آن ها را بنيان نهاده و يا موقوفاتي جهت آن تعيين كرده است. جامع الخيرات ضمن برشمردن مساجد پنجگانه، از سه مسجد در داخل شهر يزد نام مي برد كه دو مسجد را به صراحت جامع قلمداد مي كند و يكي را در عرصة مسجد جامع قديم مستقر دانسته است. از آن جا كه مسجد جامع در هر شهر بيش از يكي نيست، مسلم مي گردد كه سه مسجد نامبرده، متعلق به مسجد جامع كبير و در كنار يكديگر واقعند. يكي مسجد جامع نو است كه خود واقف يعني سيد ركن الدين آن را بنيان نهاده و دو مسجد ديگر، مساجد قديمي هستند. آن چه در توضيح سه مسجد از مساجد پنجگانه آمده به اين شرح است:
« و اما مساجد پنجگانه:
۱ـ از اين مساجد، مسجد جامعي كه در داخل شهر يزد بنا شده و به جامع عتيق اضافه شده است. جامع عتيق در وسط بازار بزرگ و روبروي
كاروانسراي معروف به ايازي است.
۲ـ و از اين مساجد، مسجد جامعي است كه در داخل شهر يزد بنا شده و در جوار بنيادهاي خيريه است كه به واقف منسوب است.

تصوير ۶ـ طرح كلي دوران اوليه
مأخذ: رساله ماكسيم سيرو از مسجد جمعة يزد ص۱۷۳
الف ـ مسجد اوليه يا جامع عتيق
ب ـ مسجد ثانويه يا جامع قديم
ج ـ مستحدنات الحاقي دختران فرامرز
۳ـ و از اين مساجد، مسجد فوقاني است كه در عرصه جامع قديم و در داخل شهر يزد واقع است.»
توضيحات جامع الخيرات در مورد سه مسجد، راهنمايي است، جهت مكان يابي آن ها در كروكي ماكسيم سيرو از سه مسجد در زماني كه مسجد جامع نو در پشت قبلة مسجد قديم ساخته شد( تصوير شماره هفت)
شايان ذكر است كه شرح موقوفات سيد شمس الدين در جامع الخيرات بر اين سه مسجد تأييد ديگري است بر مكان يابي اين سه مسجد در جوار يكديگر، كه علاوه بر آن وضعيت و كارآيي سه مسجد را در آن زمان مشخص ساخته
است.
به اين ترتيب كه « موقوفات شمس الدين بر مسجد» كه همان جامع عتيق است، نشان مي دهد كه نماز جمعه در آن برگزار نمي شده است، اما نمازهاي جماعت يوميه و مستحبي برقرار بوده و امام جماعت و متولي داشته است. مسلم است كه عدم برگزاري نماز جمعه در اين مسجد به واسطة احداث مسجد جامع دوم يا جامع قديم بوده كه اقامة نماز جمعه به آن منتقل شده بود و « موقوفات شمس الدين بر جامع قديم» نشانگر برپايي نماز جمعه در اين مسجد، حتي پس از احداث مسجد نو است. موقوفاتي كه شمس الدين بر اين مسجد تعيين مي كند، مفصل است و وقف نامه به صراحت برگزاري نماز جمعه را در اين مسجد بيان كرده است.

اما « موقوفات شمس الدين بر غرفه مسجد جامع» كه آن را مسجد فوقاني در عرصة جامع قديم مي خواند، نشان مي دهد كه نماز جمعه اي در آن مسجد برگزار نمي شده و سيد شمس الدين وسيله اي براي اقامه نماز جمع در غرفه‌هايي كه خود در مسجد احداث مي كند مهيا مي سازد. وي در اين وقف نامه، از غرفه اي كه براي رضاي خدا در اين مسجد ايجاد كرده است تا نماز جمعه در آن برگزار شود، اشاره دارد. ماكسيم سيرو نيز ضمن معرفي اين
غرفه ها، مقطعي از پايه هاي قطور ايوان عظيم يا صفة بلند متصل به مأخذ: رساله ماكسيم سيرو از مسجد جمعة يزد، ص ۱۳۸
۱ـ مسجد جامع شهرستان يا مسجد جامع عتيق( مسجد جامع در جوار بنيادهاي خيريه واقف)
۲ـ مسجد جامع قديم درده يا مسجد جامع قديم( مسجد جامع در جنب جامع عتيق كه جامع عتيق در وسط بازار بزرگ و روبروي كاروانسراي ايازي واقع است)

۳ـ مسجد جامع نو( مسجد فوقاني در عرصة قديم)
مقصوره را ترسيم كرده و غرفه ها را گالري ناميده است.
آن چه اهميت دارد آن است كه وقف نامه اي كه شرح موقوفات شمس الدين بر جامع قديم است، منظور همان مسجد گرشاسبي است و جاي هيچ شبهه اي در تأييد اين مدعا نيست، حال آنكه پاره اي منابع موثق معاصر، اولين مسجد از مساجد پنجگانه را كه در جامع الخيرات آمده است به غلط مسجد جامع نو دانسته اند و اين علاوه بر آن است كه مسجد جامع عتيق يا اوليه را مسجد گرشاسبي مي دانند و از مسجد دومي كه هما

ن مسجد جامع قديم يا گرشاسبي است بي خبر مانده اند!
بررسي شجره نامه آل كاكويه يزد
جهت دستيابي به اين شجره نامه كه براي يافتن تاريخ بنيان بناهاي اوليه رهگشايي به شمار مي رفت، از آثار مورخين و بررسي هاي تاريخي معاصر استفاده شده است. مقايسة تطبيقي كلية مدارك بدست آمده اين امكان را مسير ساخت.

آثار مورخين
جعفري و كاتب در مباحث اوليه تأليفات خود ضمن برشمردن حكام و اميراني كه در شهر يزد به قدرت رسيدند و نيز همزماني فرمانروايان يزد با سلاطين وقت ايران و نسبت هاي خويشاوندي آن ها با يكديگر سخن گفته اند. گرچه در حاصل گفتار آنان تناقضات زيادي ديده مي شود، اما همين مطالب سر منشاء پژوهش هاي بعدي جهت روشن نمودن شجره نامه آل كاكويه قرار گرفت.

شايان ذكر است كه باني مسجد قديم در گفتار جعفري و كاتب گرشاسب است، اما كنيه اي كه كاتب در مقالات هشتم براي گرشاسب ذكر مي كند و دكتر افشار نيز همين فرد را به عنوان باني مسجد قديم معرفي مي كند، با كتيبه تاريخ دار كه از اين شخص در قدمگاه علي بن موسي الرضا(ع) در آبادي فراشاه به عنوان باني عمارت مذكور در سنة ۵۱۲ ه.ق به دست آمده است تطابق دارد. اين سند معتبر، كليدي بود براي يافتن شجره نامه آل كاكوية يزد و همچنين نشانگر عدم صحت شجرة خاندان كاكويي كه از آثار مورخين متقدم به دست آمده بود.

 

بررسي هاي تاريخي معاصر در شجرة كاكوئيان
اين شجره نامه در دو منبع موثق مورد بررسي قرار گرفته است:
ـ آقاي دكتر ايرج افشار در بخش ضميمه كتاب تاريخ يزد جعفري، تحت عنوان تعليقات و توضيحات باغور و بررسي در متون تاريخي شجره نامه اي از آل كاكويه يزد را ارايه داده است.