خطوط انتقال
انرژي توليدي توسط نيروگاهها جهت مصرف بايستي به نقاط مختلف كشور انتقال داده شود زيرا كل توليد يك نيروگاه در بيشتر از مصرف آن منطقه مي باشد بدين منظور انرژي بوجود آمده كه در نقاط ديگر مورد نياز مي باشد توسط خطوط هوائي كه عمدتاً فشار قوي هستند و قادرند با ولتاژهاي بالا انرژي برق را به مسافت هاي دور برسانند و انتقال داده شود. انتقال انرژي الكتريكي توسط خطوط هوائي نياز به پايه هائي كه نگهدارنده سيم باشد دارند اين پايه ها كه نگهدارنده سيم باشد دارند اين پايه ها كه بايستي مشخصات مربوط به نوع خط را دارا باشند بعضي داراي تا چهار سيم براي يك مدار و يا بيشتر مي باشند كه جنس اين پايه ها از نوع فلز مخصوصي گالوانيزه مي باشد كه براساس مشخصات خط و موقعيت زمين از ضخامت معيني برخوردار مي باشد.
قابل توجه مي باشد كه پايه هاي كار گذاشته داراي اهميت فراواني مي باشد زيرا اگر يكي از اين پايه ها ناقص شود و يا صدمه ببيند انتقال انرژي را مختل مي نمايند و باعث ضرر فراوان مي شود. بطور مثال در چند سال پيش بر اثر ايجاد بهمن تعدادي از دكل هاي بين نيروگاه بندرعباس و تهران فرو ريخت و باعث كمبود شديد برق در مركز شد. بخصوص كه در فصل سرما اين اتفاق رخ داد.
براي انتقال قدرت الكتريكي بهتر است از سيم هاي آلومينيوم كه در مقطع وسط آن از نوع فولاد بلحاظ نگهداري و استقامت آن بكار مي رود، استفاده گردد. قابل ذكر است كه جريان بيشتر از سطح خارجي سيم عبور مي كند در مواردي كه سطح بيشتري نياز باشد تعداد سيم ها را بيشتر مي نمايند. مثلاً دو بانده يا چهار بانده گفته مي شود پديده اي كه الكترونها از سطح هادي عبور مي كند يا سطح هادي جمع مي شوند (پديده پوستي) و در نتيجه رشته بودن سيم هاي هوائي باعث جلوگيري از كرونا در سيم مي گردد.
خواص سيم هاي آلومينيم فولاد را بشرح زير مي توان بيان نمود.
۱- انتقال الكتريكي از سطح آن بيشتر است.
۲- مقاومت يا كشش مكانيكي بيشتر جبران مي شود.
۳- نيروي وزن را بهتر عمل مي نمايد.
۴- تحمل در برابر نيروي باد را دارد.
۵- تحمل در برابر نيروي يخ و برف را دارد.
نكاتي چند در مورد خطوط انتقال:
شكم خط: قوسي كه بين دو طرف كابل هوائي و بين دو دكل بوجود مي آيد شكم خط گويند و عوامل گرما و برف هم باعث ازدياد شكم خط مي شود.
فاصله خط KV 400 با زمين نه متر مي باشد و در زمان عبور جريان از خطوط انتقال بين فازها با هم و همين طور فازها با زمين خاصيت خازني توليد مي شود. در تمام خطوط ضريب هدايت الكتريكي و طول سيم و سطح مقطع سيم و مقاومت اهمي آن محاسبه مي گردد.
سيم گارد:
سيم هائي در بالاي دكلها نصب مي شود كه بنام سيم گارد و يا سيم حفاظ كه براي جلوگيري و يا براي انتقال ولتاژهاي ناشي از عدد برق كه اجازه نمي دهد، رعد و برق يا خطرات ديگر وارد تجهيزات برقي شود. و به آنها آسيب رسانند:

گوي حفاظتي:
در مسير خطوط وسائلي نصب مي كنند كه محل نصب آن روي فازها مي باشد كه شبرنگ است بخاطر اينكه در شب هم ديده شود و ماشين يا هواپيمائي كه از آن مسير عبور مي كنند فاصله خود را با آن حفظ كنند تا دچار برق گرفتگي نشوند و محل نصب آن ها بيشتر در مقاطع اتوبان ها و اطراف فرودگاهها قرار داده مي شود.
پستها
فصل دوم:
۱- قدرت توليدي نيروگاهها تماماً در محل مصرف نخواهد شد. بمنظور انتقال، انرژي توليد شده از محل به مكانهاي ديگر نياز به انتقال انرژي توسط هاديهاي الكتريكي مي باشد. و اين مسئله بدليل اينكه ولتاژ خروجي ژنراتور در ايران حداكثر KV20 مي باشد و با توجه بقدرت توليدي جريان انتقال خيلي زياد خواهد بود و باين دليل سطح مقطع هادي مورد نياز افت ولتاژ و توان انتقالي خيلي زياد خواهد بود بمنظور پائين آوردن تلفات انتقال از ولتاژهاي بالا استفاده مي نمايند زيرا تلفات حرارتي خط انتقال يا مجذور جريان نسبت مستقيم دارد و لذا سعي مي شود با بالا بردن ولتاژ جريان را كاهش دهند.
تلفات P = R.I2 P = UI – P
از طرفي در خطوط انتقال فشار قوي بخاطر اندوكتيويته و كاپاسيتو و مقاومت تلفات زياد نيز وجود دارد. ضمناً ولتاژهاي بالا از نظر مخارج و هزينه اقتصادي محدوديت دارد زيرا در فشارهاي خيلي بالا هزينه و وزن سيم هاي انتقال و دكل ها زيادتر شده و پستهاي فشار قوي گرانتر مي شود.
ولتاژهاي مورد مصرف در ايران عبارتند از:
۴۰۰KV – ۲۳۰KV – ۱۳۲KV – ۶۶KV – ۶۳KV – ۳۳KV – ۲۰KV
پستهائي كه از قسمتهاي مهم شبكه انتقال و توزيع الكتريكي مي باشند زيرا وقتي كه بخواهيم انرژي الكتريكي را از نقطه اي به نقطه اي ديگر انتقال دهيم، براي اينكه بتوانيم از افت ولتاژ جلوگيري نمائيم بايستي بطريقي ولتاژ توليد شده ژنراتور را بالا برده و سپس آنرا انتقال داده تا به مقصد مورد نظر برسيم و در آنجا دوباره پائين آورده تا جهت توزيع آماده شود. كليه اين اعمال در پستهاي انتقال و توزيع انجام مي شود.
در يك پست فشار قوي وظيفه اصلي تبديل ولتاژ و انتقال مي باشد كه بشرح ذيل مي باشد.
پستهاي فشار قوي به سه دسته تقسيم مي شوند.
۱- پستهاي نيروگاهي (بالابرنده ولتاژ) Step Up Substation ايستگاههائي كه از ترانسفورماتورهاي افزاينده ولتاژ واحدهاي توليد نيرو در نيروگاه را تا سطح تعيين شده پست افزايش داده و به شبكه انتقال متصل مي كند.
۲- پستهاي كاهنده ولتاژ كه به پستهاي توزيع معروفند. Distribation Substation
پستهاي كاهنده كه ترانسفورماتورهاي آنها بستگي به ظرفيت خطوط توزيع منشعب از آنها دارد.
Swiching Substation
3- پستهاي كليدي:
پستهائيكه وظيفه انتقال قدرت را بعهده داشته و كار ارتباط و انشعاب خطوط و شبكه را انجام مي دهند.
اجزاء تشكيل دهنده پستها
اجزائيكه در محوطه پست قرار دارند عبارتند از:
مقره ها – برقگير – P.T – C.V.T – ويوتراپ – سكسيونر – C.T برقگير ترانس – خازن – راكتور – باكسها – سيستم ارتينگ – كانالها – ديزل ژنراتور.
توضيح اينكه منظور از محوطه پست، بيرون اتاق فرمان مي باشد.
مقره ها
مقره هاي فشار قوي بمنظور عايق بندي و همچنين ارتباط مكانيكي قسمتهاي مختلف يك شبكه پتانسيل متعادلي دارد بكار مي رود.
از لحاظ شكل و خواص الكتريكي مقره هاي فشار قوي به مرحله اي از تكامل رسيده اند كه خواص الكتريكي و مكانيكي آنها مي توان از استاندارد و معين كرد. مقره ها انواع مختلف مي باشد كه يك نوع آن مقره آويز كه در خطوط هوائي بكار مي رود. مقره هاي نگهدارنده يا اتكائي بمنظور عايق كردن هادي نسبت به دكل بكار برده مي شوند.
برقگير Lighting – Arrester
براي حفاظت تجهيزات مهم پست در مقابل ولتاژهاي زياد جوي و اضافه ولتاژهاي ناشي از قطع و وصل كليدها از برقگير استفاده كرده كه بين فاز و زمين قرار مي گيرد، برقگيرها معمولاً در نقطه ارتباط خط به تجهيزات پست نصب مي شوند و با توجه به شعاع عملكرد خود قادر به حفاظت كليه تجهيزات پست در مقابل افزايش ولتاژ مي باشد. البته چنانچه فاصله تجهيزات زياد باشد نصب برقگير در نقاط ديگر نيز ضرورت دارد.
الف- برقگيرهاي ميله اي
يكي از ساده ترين و ارزان ترين روشهاي حفاظتي دستگاههاي انتقال نيرو در برابر ولتاژهاي زياد (فاصله هوائي) مي باشد.
با تنظيم فاصله هوائي مناسب بين دو الكترودي كه به دستگاه مورد حفاظت بطور موازي بسته شده است، حفاظت دستگاه در مقابل ولتاژهاي بيش از ولتاژ عادي سيستم تأمين خواهد شد و تركيب ساده دو الكترود و فاصله هوائي، برقگير ميله اي را تشكيل مي دهد فاصله بين دو الكترود بايد طوري انتخاب شود كه در مقابل بيشترين مقدار ولتاژ سيستم استقامت كند ولي ولتاژهاي زياد باعث تخليه الكتريكي در آن شود. البته در اينجا بايد استقامت الكتريكي عايق دستگاه مورد حفاظت از بيشترين سطح ولتاژي كه فاصله هوائي شكست الكتريكي پيدا مي كند بيشتر باشد. بطور ايده آل مشخصه فاصله هوائي بايد طوري باشد كه در مقابل ولتاژ سيستم براي زمان نامحدود مقاومت كند و براي هر ولتاژي بيشتر از اين مقدار شكست پيدا كند.
ب- برقگير يا مقاومت غيرخطي
اين نوع برقگير از يك يا چند خازن سري همراه با يك يا چند مقاومت غيرخطي تشكيل شده است اين خازنها (فواصل هوائي) لازمند تا در حالت كار عادي سيستم از جريان الكتريكي به داخل برقگير جلوگيري شود. زماني كه ولتاژ سيستم به علتي بالا رود، فواصل هوائي بين خازنها هادي جريان الكتريسيته خواهد شد و قوس الكتريكي در اين فواصل تشكيل مي شود. اين پس جرياني كه از مقاومت غيرخطي عبور مي كند ميزان افت ولتاژ در دو سر برقگير و در نهايت در دو سر سيستم مورد حفاظت را تعيين مي كند، شكل زير مدل الكتريكي برقگير را نشان مي دهد.

ج- برقگير لوله اي
اين نوع برقگيرها مطابق شكل زير تشكيل شده است از يك لوله توخالي و تو پر كه با فاصله هوائي مشخص از هم قرار گرفته اند. علاوه بر اين فاصله هوائي خود برقگير با خط برقدار با فاصله h1 قرار گرفته است.
كنتور برقگير:
جهت مشخص شدن تعداد دفعات عملكرد برقگير معمولاً سيم زمين برقگير را از داخل دستگاهي بنام كنتور برقگير عبور مي دهد.
تعاريف و توضيحات براي معرفي برقگيرها:
الف- ولتاژ نامي برقگير Rated – Vattage
بيشترين ولتاژ مجاز هم فركانس با شبكه است كه بين دو سر برقگير قرار مي گيرد. پس از گذر موج ضربه اي برقگير قادر است كه قوس الكتريكي بين فواصل هوائي را خاموش كند. بشرط اينكه ولتاژ سيستم از ولتاژ نامي برقگير بيشتر نباشد.
ب- فركانس يا دامنه فركانس شبكه قدرت كه برقگير در آن نصب مي گردد.
ج- جريان تخليه اي كه بعد از وقوع قوس الكتريكي از برقگير عبور مي كند.
د- مقدار مؤثر كمترين ولتاژ هم فركانس با شبكه كه در صورت برقراري بين دو سر برقگير باعث جرقه الكتريكي همه فواصل هوائي برقگير مي شود.
ح- مقدار پيك كمترين موج ايمپاسي (۱۰۲/۵۰) كه باعث عمل برقگير خواهد شد.
ز- بيشترين مقدار ولتاژي كه در حين تخليه جريان از برقگير ظاهر مي شود.
خ- مقدار پيك جريان ايمپاسي (۸/۲۰) مي باشد كه برقگير قادر به خاموش كردن آن مي باشد. (۳)
Reted Discharge current
برقگيرهاي موجود در پست ۲۳۰KV كيلوولت دوشان تپه
براي حفاظت تجهيزات مهم در پست مقابل اضافه ولتاژهاي ناشي از جريان هاي جوي مانند صاعقه و رعد و برق در پستها نصب مي گردد. كه معمولاً محل نصب اين نوع تجهيزات بستگي به طراحي نوع پستها مي باشد در پست ۲۳۰ كيلوولت دوشان تپه اين وسايل جهت حفاظت ترانسها در طرفين آنها قرار گرفته كه اين وسايل بسيار پر اهميت مي باشد در مقابل ولتاژهاي ضربه اي حفاظت مي نمايد برقگيرهاي موجود در اين پست به علت كهنه شدن و كاركرد بيش از حد و در سال ۷۱ بعلت معيوب شدن از مدار خارج گرديد كه بنا بر اصلاح كارشناسان تصميم بر اين گرفته شد مابقي برقگيرهاي موجود در اين پست پيش از مسئله دار شدن چه از لحاظ تأسيسات و چه از لحاظ افراد پست تعويض گرديد.
ترانسفورماتور ولتاژ:
همانطور كه مي دانيد ولتاژهاي بالاتر از ۶۰۰ ولت را نمي توان بصورت مستقيم بوسيله دستگاههاي اندازه گيري انجام داد بنابراين لازم است كه ولتاژ را كاهش دهيم تا بتوان ولتاژ را اندازه گيري نمود و يا اينكه در رله هاي حفاظتي استفاده كرد ترانسفورماتور ولتاژ بهمين منظور استفاده مي شود.
انواع ترانسفورماتور ولتاژ:
۱- نوع مغناطيسي – داراي دو نوع سيم پيچ اوليه و ثانويه مي باشد كه براي ولتاژهاي V600 تا KV132 استفاده مي شود.
در بعضي موارد ثانويه اين ترانسفورماتور داراي دو سيم پيچي مجزا بوده كه يكي براي وسائل اندازه گيري و ديگري براي رله هاي حفاظتي مورد استفاده قرار مي گيرند. در شكل فوق مدار الكتريكي يك (PT)VT را نشان مي دهد معمولاً ترانس ولتاژهاي فشار قوي بين خط و زمين قرار مي گيرند بطور مثال در نتيجه بايد تعداد امپدانس سيم پيچ اوليه خيلي بالا باشد و عايق بندي سيم پيچ هر چه ولتاژ بالاتر رود، زيادتر و مشكل تر خواهد بود خروجي PT را معمولاً بصورت a سر كلاف و n را ته كلاف مشخص مي نمايند كه شمارش تعداد كرهاي يك PT با اعدادي است كه در سمت چپ حروف نوشته مي شود در شكل فوق PT داراي دو كر مي باشد ولتاژ بين كر اول با كر دوم ۱۱۰ ولت مي باشد خود PT بصورت موازي در مدار قرار مي گيرد و كليه مصرف كننده هاي آن بصورت موازي اتصال داده مي شوند و براي حفاظت PT (خروجي) در ابتداي خروجي سيم پيچ ثانويه يك عدد فيوز قرار مي دهند.
P.T موجود در پست KV230 دوشان تپه
همانطوريكه مي دانيد ولتاژهاي بالاتر از V600 را نمي توان بصورت مستقيم بوسيله دستگاههاي اندازه گيري انجام داد بنابراين لازم است كه ولتاژ را كاهش دهيم تا بتوانيم ولتاژ را اندازه گيري نمود و يا اينكه در رله هاي حفاظتي استفاده كرد ترانسفورماتور به همين منظور استفاده مي شود و اين نوع P.T در پست ۲۳۰ كيلوولت دوشان تپه موجود مي باشد.
۲۴۵ TYPE W P
1050 / 460 / KV235
ARTID
BURDEN
(5%) 200 ولت
۱ ثانيه V 150 آمپر
۵۰HZ فركانس
ترانسفورماتور جريان
جهت اندازه گيري و همچنين سيستم هاي حفاظتي لازم است كه از مقدار جريان عبوري از خط اطلاع پيدا كرد و نظر باينكه مستقيماً نمي توانيم كل جريان خط را در اين نوع ايستگاهها اندازه گيري نمائيم لذا بايستي بطريقي جريان را كاهش داده و از آن جريان براي دستگاههاي فوق استفاده نمائيم و اينكار توسط ترانسفورماتور جريان انجام مي شود. و معمولاً تبديل جريان خط توسط ترانسفورماتور جريان به پنج خواهد بود يعني جريان اگر ۵۰۰ باشد يا ۴۰۰ و يا … تبديل به پنج خواهد شد.
ساختمان ترانسفورماتور جريان تشكيل شده است از يك سيم پيچ اوليه كه داراي دوري كم و يك سيم پيچ ثانويه كه داراي دوري زياد است كه سيم پيچ اوليه معمولاً بصورت شين مي باشد پس نبايد دو سر C.T باز باشد. بمحض باز كردن مصرف كننده از ثانويه C.T بايد دو سر خروجي اتصال كوتاه شود چون هميشه بايد نتيجه فلو در هسته صفر شود. يعني جريان اوليه I1 يك فلوي اوليه L1 و اگر ثانويه بسته باشد I2 يك فلوي بنام L2 ايجاد مي نمايد كه نتيجه حدوداً صفر مي شود اگر دو سر C.T باز باشد I2=0 و L2=0 خواهد شد و در نتيجه هسته گرم خواهد شد و باعث سوختن C.T مي گردد.
پارامترهاي اساسي در C.T
1- نقطه اشباع
ترانسفورماتورهاي جريان براي جدا كردن مدار دستگاههاي سنجش و حفاظتي از شبكه فشار قوي بكار برده مي شود. و اصولاً طوري انتخاب مي شوند كه در شرايط عادي و اضطراري شبكه بتواند بخوبي كار كند و جريان ثانويه لازم را براي دستگاههاي اندازه گيري و حفاظتي تأمين كند. اما مسئله اصلي اين است كه در هنگام اتصال كوتاه چون جريان اوليه ترانسفورماتور زياد است بالطبع جريان ثانويه نيز زياد خواهد شد ولي بايد ترانسفورماتور جريان طوري عمل كند تا اين جريان زياد نتواند از وسائل اندازه گيري عبور كرده و دستگاهها را بسوزاند علاوه بر آن اين جريان نبايد سبب فرمان غلط به دستگاههاي حفاظتي شده و يا اينكه مانع عمل آنها شود. بعبارت ديگر بايد ترانسفورماتورهاي جريان طوري ساخته شود كه در جريانهاي زياد اشباع شده و مانع شود كه جريان زيادي از دستگاههاي اندازه گيري عبور نمايد ولي براي رله هاي حفاظتي وضعيت فرق مي كند و ترانسفورماتور جريان مورد احتياج است كه در جريانهاي زيادي اشباع نشده و جريان زياد را تا حدي معين اجازه دهد تا از رله هاي حفاظتي عبور نمايد. مشخصه مغناطيسي يا تحريك C.T بستگي به جنس هسته، تعداد حلقه هاي سيم پيچ و سطح مقطع و طول هسته دارد.
كلاس و دقت اندازه گيري ترانس جريان:
مبدلهاي جريان اصولاً براي كلاسهاي
۵P10 , 5P20 , 10P10 , 0.5 – ۰٫۱ – ۰ – ۷ – ۵ – ۲ – ۱
بنابراين كلاس ترانسفورماتور جريان اصولاً يكي از اعداد بالاست اگر كلاس ترانسفورماتور جريان بصورت apn نشان داده شود اصولاً a مقدار خطاي جريان برحسب درصد n مضربي از جريان نامي اوليه مي باشد مثلاً در ترانسفورماتور ۵P10 يعني تا ۱۰ برابر جريان نامي ترانسفورماتور جريان مقدار خطا ۵% خواهد بود.
نكات قابل توجه در مورد C.T :
1- وضع ظاهري C.T از نظر شكستگي و نشتي روغن و عايق آن بايد كنترل شود.
۲- نصب پايه هاي فلزي نگهدارنده C.T طبق دستورالعمل هاي مربوطه روي فونداسيون نصب شده و سپس C.T در محل خود نصب مي شود. و در موقع بلند كردن و پياده كردن C.T بايد نهايت دقت شود حتماً بايد C.T بصورت عمودي بالا برده شود تا صدمه اي به آن وارد نگردد و تستهاي ذيل بايد انجام شود.
تست نقطه اشباع C.T
مطابق شكل زير در مدار ثانويه ترانس يك منبع ولتاژ AC و يك ولتمتر و يك آمپرمتر گذاشته با تزريق ولتاژهاي مختلف از صفر تا مقداري كه بازاي تغيير كم ولتاژ، جريان بيش از حد اضافه شود نقطه اشباع را تعيين مي كنيم. لذا نقطه اشباع زماني بدست مي آيد كه با افزايش ۱۰% ولتاژ جريان در ثانويه ۴۰ تا ۵۰ درصد افزايش يابد.

تست پلاريته C.T
مطابق شكل زير ابتدا كر اوليه C.T را به يك باطري ۹ تا ۱۲ ولت وصل مي كنيم و در ثانويه يك آمپرمتر عقربه اي مي گذاريم با قطع و وصل نمودن كليد K با زدن جهت حركت عقربه آئومتر را بخاطر مي سپاريم هنگامي پلاريته C.T صحيح است كه جهت حركت عقربه آئومتر در همه كرها و هر سه پل C.T در يك جهت باشد رنج آودمتر را معمولاً روي ۱۰۰ يا ۳۰۰ ميلي ولت DC مي گذاريم.
C.V.T
در ولتاژهاي خيلي بالا اقتصادي است كه از C.V.T استفاده شود. چون در PT عايق بندي و ايزوله كردن سيم پيچ نسبت به پايه استاركچر مسئله عمده و پرخرجي خواهد شد. ولي در C.V.T توسط يك سري خازن كه در مدار قرار مي دهند ولتاژ را پائين مي آورد و ولتاژ كم را به يك سيم پيچ اوليه (حدود KV 10) و از ثانويه ۱۱۰ ولت خروجي گرفته مي شود. مجموعه خازنها C2 , C1 در مدار ديده مي شود كه مجموعه C1 ظرفيت آن پائين و مجموعه C2 ظرفيتش بالا مي باشد و در نتيجه XC1 خيلي بالا و XC2 خيلي پائين خواهد بود و به همين نسبت ولتاژ فاز با زمين كه بر CVT اعمال مي شود به نسبت مقاومتها افت مي نمايد و از دو سر مجموعه خازن C2 (ولتاژ كم) گرفته مي شود و به سيم پيچ اوليه CVT داده مي شود.
علاوه بر خازنها وسائل ديگري نيز در CVT وجود دارد به اين ترتيب كه سيم پيچ اوليه موازي با كاپاسيتو C2 قرار مي دهد و سلف L را طوري محاسبه مي كنند كه در فركانس نامي شبكه كاپاسيتو C1 و C2 با اندوكتيو L و Tr كمپاتره شود در اين صورت جريان ثانويه ترانسفورماتور به ماكزيمم مي رسد.
CVT ها بخاطر داشتن عايق بندي كمتر در فشارهاي زياد بمراتب ارزانتر از ترانسهاي ولتاژ اندوكتيو مي باشند در ضمن استقامت الكتريكي آنها در مقابل فشار ضربه اي نيز بمراتب بيشتر از ترانسهاي ولتاژ اندوكتيور مي باشد بدنه ترانسهاي ولتاژ و يك نقطه طرف زكوندر هميشه زمين مي شود (زمين حفاظتي)
WAWE TRAP
تله موج يا ويوتراپ يا موج گير
تله موج تشكيل شده از يك سيم پيچ قطور كه قطر سيم آن تقريباً مساوي خط فشار قوي است و خازني دارد كه از بيرون آن قابل مشاهده نيست و در داخل آن نصب است. كه اين خازن با اين سلف موازي مي باشد و مي دانيم كه وقتي يك سلف با يك خازن موازي شوند در فركانس خاصي مقاومت زياد و در فركانس خاصي مقاومت كمي از خود نشان مي دهد و فرق آن با حالت سري كه مقاومت خيلي زياد و در فركانس ۵۰ برق فشار قوي مقاومت خيلي كم نشان مي دهد. لذا سيگنال مخابراتي از پست A به پست B مي رود و اصطلاحاً گوئيم در لاين تراپ به تله مي افتد و وارد پست نمي شود و قبل از تله موج وارد تأسيسات PLC مي شود.
كليد بدون بار يا سكسيونر: ISOLATORS
سكسيونر وسيله قطع و وصل سيستمهائي است كه تقريباً بدون جريان هستند بعبارت ديگر سكسيونر قطعات و وسائلي را كه فقط زير ولتاژ هستند از شبكه جدا مي سازد تقريباً بدون بار بدان معني است كه مي توان به كمك سكسيونر جريان هاي كاپاستيور و تأسيسات برقي و همين طور جريان ترانسفورماتور ولتاژ را نيز قطع نمود. علت بدون جريان بودن سكسيونر در موقع قطع يا وصل، مجهز نبودن سكسيونر به وسيله جرقه خاموش كن است بر حسب اين تعريف در صورتيكه از سكسيونر جريان عبور كند ولي در موقع قطع اختلاف پتانسيلي بين كنتاكت ظاهر نشود قطع سكسيونر بلا مانع است همين طور وصل سكسيونري كه بين دو كنتاكت آن تفاوت پتانسيلي موجود نباشد گرچه بمحض وصل باعث عبور جريان گردد نيز مجاز خواهد بود. از آن چه گفته شد چنين نتيجه مي شود كه سكسيونر يك كليد نيست بلكه ارتباط دهنده مي باشد.
موارد استعمال سكسيونر:
همانطور كه گفته شد اصولاً سكسيونرها وسائل ارتباط دهنده مكانيكي قطعات و سيستمهاي مختلف مي باشند و در درجه اول بمنظور حفاظت اشخاص و متصديان مربوط در مقابل برق زدگي بكار مي رود بدين جهت طوري ساخته مي شوند كه در حالت قطع يا وصل، محل قطع شدگي يا چسبندگي بطور واضح و آشكار قابل رؤيت باشد. يعني در هواي آزاد انجام گيرد. براي جلوگيري از قطع يا وصل بي موقع و در زير بار سكسيونرها معمولاً بين سكسيونر و كليد قدرت چفت و بستي قرار داده كه با وصل بودن كليد قدرت نتوان سكسيونر را قطع و يا وصل نمود.
انواع سكسيونر
۱- سكسيونر تيغه اي ۲- سكسيونر كشوئي ۳- سكسيونر دوراني ۴- سكسيونر قيچي اي يا پانتوگراف.
سكسيونر تيغه اي:‌
اين نوع سكسيونرها كه براي ولتاژهاي تا KV30 بصورت يك پل و سه پل ساخته مي شوند. داراي تيغه يا تيغه هائي هستند كه در ضمن قطع كليد عمود بر سطح افق (در سطح محور پايه ها) حركت مي كنند و در بالاي ايزولاتور (پايه) قرار مي گيرند تيغه ها در جريان كم بصورت تسمه و در جريان هاي زياد بصورت پروفيل و از مس ساخته مي شوند و در هر حال تيغه ها بخاطر جلوگيري از ارتعاشات كليد در موقع عبور جريان اتصال كوتاه بطور دوتائي و موازي نصف مي شوند قطع و وصل كليد ممكن است دستي توسط اهرم و يا موتوري و از راه دور و يا كمپرسي بطور فشرده انجام مي شوند، سكسيونر تيغه اي براي فشار قوي بصورت يك پل ساخته مي شود و فرمان قطع و وصل آن ها عموماً كمپرسي با هواي فشرده انجام مي گيرد.

سكسيونر كشوئي
سكسيونر كشوئي براي كيوسك يا قفسه هائي كه داراي عمق كم هستند، بسيار مناسب است. در اين سكسيونر تيغه متحرك در موقع قطع در امتداد خود حركت مي كند و بدين جهت فضاي اضافي براي تيغه در حالت قطع از بين مي رود اين سكسيونر براي جريان هاي ۴۰۰ آمپر و ولتاژ KV30 مورد استفاده قرار مي گيرد.
براي جريان هاي خيلي زياد كه هر قطب از چندين تيغه موازي تشكيل مي شود. سكسيونر كشوئي داراي اين مزيت است.
كه مي توان تيغه ها را بصورت لوله ساخت و در داخل هم جاي داد.
سكسيونر دوراني
اين نوع سكسيونر براي ولتاژهاي زياد بخصوص KV30 ، KV110 ساخته مي شود. بجاي يك تيغه بلند و يك كنتاكت ثابت داراي دو تيغه متحرك و دوراني مي باشد. كه با برخورد آنها بهم ارتباط الكتريكي برقرار مي شود در اين نوع كليد حركت تيغه ها بموازات سطح افق و يا عمود بر سطح محور پايه ها انجام مي گيرد و داراي اين مزيت است كه با كوچك بودن طول بازوي تيغه ها فاصله هوائي لازم بين دو تيغه بوجود مي آيد و چون تيغه ها با گردش پايه ها باز و بسته مي شوند، عوامل خارجي مثل فشار باد و برف و غيره نمي تواند باعث وصل بي موقع آن گردد. پس بعلت يخ زدگي كنتاكتها در زمستان احتياج به نيروي اضافي براي باز كردن آنها نيست، هر يك از سكسيونرهاي يك فاز داراي دو پايه عايقي قابل گردش مي باشند كه تيغه ها در روي آنها نصب شده است بطوريكه در موقع قطع يا وصل سكسيونر پايه ها حول محور خود در جهت خلاف يكديگر باندازه ۹۰ درجه مي چرخند و باعث قطع يا وصل كنتاكت ها مي شوند.
سكسيونر قيچي اي يا پانتوگراف
اين نوع سكسيونر براي فشارهاي خيلي زياد مناسب است زيرا بعلت اينكه كنتاكت ثابت آن را شين يا سيم هوائي تشكيل مي دهد احتياج به دو پايه عايقي مجزا از يكديگر كه در فشارهاي زياد باعث بزرگي ابعاد و سنگيني وزن آن مي شود، ندارد و فقط شامل يك پايه عايقي است كه چنگك يا تيغه قيچي مانند كنتاكت دهنده روي آن نصب مي شود و يا حركت قيچي مانندي يا شين يا سيم هوائي ارتباط پيدا مي كند.
موارد استفاده سكسيونر قيچي اي كه به آن سكسيونر يك ستوني نيز گفته مي شود. در شبكه است كه داراي دو شين به ازاي هر فاز در سطوح و ارتفاع مختلف به زمين و بالاي هم باشد و سكسيونر ارتباط عمودي بين اين دو شين را فراهم مي سازد.

سكسيونر ارت
سكسيونر ارت سكسيونري است كه خط يا باس بار را ارت مي نمايد اين سكسيونر معمولاً در روي پايه سكسيونر خط نصب مي شوند و با آن اينترلاك مي باشد.
بريكر يا كليد قدرت:‌
اين كليدها بايد قادر باشند هر جرياني را اعم از جريان بار و اتصال كوتاه را قطع و يا وصل نمايند از ديگر مشخصات ديژنكتورها موارد ذيل مي باشد.
۱- سرعت عمل قطع بايد خيلي زياد باشد.
۲- عمل وصل هم بايد سريع باشد بطوريكه بسرعت بتوانيم ديژنكتور قطع شده را وصل نماييم.
۳- جرقه حاصله از عمل قطع يا وصل حداقل باشد و يا بوسيله ايكه بعداً شرح داده خواهد شد خاموش گردند.
۴- وزن اين ديژنكتورهاي قدرت با در نظر گرفتن اينكه ممكن است انفجاري در آنها اتفاق بيفتد بايد حداقل ممكن باشد و وسائل حفاظتي نظير ديافراگم هاي اطمينان در بالاي محفظه ديژنكتور تعبيه شده باشد تمام ديژنكتورهاي فشار قوي را از نظر خاموش كردن جرقه به دسته هاي زير تقسيم بندي مي نمايند.
۱- كليدهائي كه آرك و جرقه آنها توسط روغن خاموش مي شود اين كليدها خود به دو نوع تقسيم مي شود.
الف- كليدهاي تمام روغني
ب- كليدهاي نيمه روغني
۲- كليدهائي كه ماده خاموش كننده آرك و جرقه آنها غير از روغن مي باشد.
الف- كليدهاي SF6
ب- كليدهاي خلاء
ج- كليدهاي هواي فشرده
د- كليدهاي آبي
ديژنكتور يا كليد قدرت، موجود در پست KV 230 دوشان تپه
بريكري كه در پست KV230 دوشان تپه موجود مي باشد. كليدي مي باشد كه ارتباط باس ۸۱ موجود در پست توسط خط ري شمالي و باس ۸۲ توسط خط تهرانپارس تغذيه مي شود و ارتباط اين دو باس بوسيله بريكر كوپلاژ به شماره ۸۸۱۲ D است كه از نوع MIN , OIL و ساخت كشور سوئد و با نام تجاري MACHIN – FABRICK
ORLI KON
قدرت قطع اتصال كوتاه KA40 را دارد و قدرت نامي آن ۲۵۰۰A است
TYPE 200 – SFL – ۵ ۴T
بريكر گازي
فركانس ۵۰Hz
ماكزيمم ولتاژ ۲۴۵KV و جريان ۲۰۰۰A جريان نامي ۲۵۰۰A
RATED FULL WAVE IMPLSE
ديژنكتور كوپلاژ به شماره ۸۸۱۲ D KV1300
250 oil 320
CLOSING – CURRENT
TRIPPING
130 – ۹۰ ولتاژ
ساخت سال ۱۹۷۸ ۱۴ – ۷۰
kg 57 Gas WT
TOTAL WT WITH GAS
FHASE / A 5/5 * 2
موتور DC V12 – ۱۲۵ يا پمپ
كارخانه زوريخ MIN , OIL 8050/OH
كليدهاي تمام روغني:
شكل صفحه بعد يك نوع از دژنكتورهاي تمام روغني را نشان مي دهد. تانك شماره ۱ محل ذخيره روغن و الكترودها در داخل آن قرار مي گيرند و با درپوش شماره ۱ از محيط خارج جدا مي شوند. الكترودها از شش عدد سوراخيكه در آن ايجاد مي شود براي وصل دژنكتور بايد محور شماره ۲۳ در جهت عقربه ساعت چرخانده با اين عمل قطعه شماره ۲۲ بطرف بالا حركت مي كنند و قطعه ۲۱ و ۲۵ را بطرف بالا مي كشند و فنر شماره ۱۸ را مي فشارد و در نتيجه قطعه شماره ۱۵ را كه به دو الكترود نزديك مي شود پس از اينكه آرك و جرقه در داخل روغن توليد شد و عمل وصل دژنكتور انجام مي شود. عمل روغن در اين دژنكتور عبارت است از عايق كردن الكترودها از يكديگر و خاموش كردن جرقه حاصل از عمل وصل و يا قطع است روغن در محل توليد جرقه تجزيه مي شود و تعدادي حبابهاي گاز هيدروژن از روغن خارج شده و در روي سطح روغن با هوا مخلوط شده.
توليد يك مخلوط قابل انفجار مي كند كه اگر جرقه اي در محيط هواي بالاي روغن و زير پوشش ايجاد شود باعث انفجار دژنكتور مي شود و اگر جرقه اي هم نباشد ولي تعداد قطع و وصل دژنكتور چند دفعه انجام شود گازهاي حاصله سبب افزايش فشار در داخل تانك دژنكتور شده و باعث انفجار مي گردد. براي جلوگيري از اين اشكالات تانك دژنكتور را بوسيله لوله خميده شماره ۱۱ به هواي خارج وصل مي نمايند.