چكيده:
پژوهش حاضر بررسي تفاوت بلوغ عاطفي در ميان خانم هاي مجرد و متأهل در مقطع كارشناسي دانشگاه …………………….. است.
جامعه اين پژوهش كه نمونه ما از آن انتخاب شده كل دانشجويان خانم دانشگاه ………………………. نمونه اين پژوهش شامل ۱۶۰ نفر مي باشد كه ۸۰ نفر مجرد و ۸۰ نفر متأهل مي باشد كه به روش تصادفي انتخاب شده است. پژوهش حاضر به اين سئوال محقق پاسخ مي دهد كه آيا بين دانشجويان خانم مجرد يا متأهل از نظر بلوغ عاطفي تفاوت معناداري وجود دارد يا نه؟

ابراز تحقيق پرسشنامه مقياس بلوغ عاطفي از بهارگاوا مي باشد كه مشتمل بر ۴۸ سؤال است بعد از اجراي پرسشنامه و تجزيه و تحليل اطلاعات گردآوري شده با استفاده از آمار توصيفي شامل محاسبه جداول فراواني و نمودارها مي باشد و آمار استنباطي كه شامل آزمون خي ۲ مي¬باشد پژوهش به صورت زير بدست آمد:
«در بين دانشجويان خانم مجرد و متأهل دانشگاه ……………………. تفاوتي از نظر بلوغ عاطفي وجود ندارد و تفاوت بي معني است»

۱-۱- مقدمه
دوره بلوغ دوراني مبهم از نظر شناخت خصايص و دوران تمايلات متضاد است. با ورود كودك به دنياي نوجواني و بلوغ، ولادتي تازه و مرحله ي ويژه و مستقل از دوره هاي قبل و بعد پديد مي آيد كه آن را مرحله انتقال، مرحله نجات از كودكي دوران تحولات همراه با دگرگوني هاي سريع و غافلگير كننده، مرحله طوفان حيات و مرحله نجات از طفيلي گري نيز مي نامند.
افراد در اين دوران احياناً‌ با ترس و بيم هايي مواجه مي گردند كه رفع و تعديل آن نيازمند به حمايت از سوي والدين و مربيان است. (قائمي، ۱۳۸۰، ص ۲۲)
موارد زير از جمله تغييرات دوران بلوغ است:

– تحولي در اندام او ايجاد شده و شرايط جديد، تعادل اندامي او را بهم مي زند.
– در عواطف و احساسات او نيز تغيير پديد مي آيد و موجب دگرگوني هايي در خشم و ترس و محبت او و … مي شود.
– در جنبة‌ ذهن او نيز تحولات رو به رشدي ايجاد مي گردد و هوش و عقل و انديشه و تخيل او را دگرگون مي سازد.
– در جنبه روان او در عرصه هاي فطري و وجداني،‌ آزادي خواهي و استقلال طلبي، ستايش و نيايش، حقيقت دوستي، و … دگرگوني هايي ايجاد مي شود.
– و بالاخره در غدد دروني جوش و خروش و دو غده جنسي شكفتگي و بيداري خاصي پديد مي آيد كه موجد خواسته هايي در اقناع غريزي مي گردد. (قائمي، ۱۳۸۰، ص ۲۸)

۱-۲- «بيان مسئله»‌
بسياري از افراد در سنين جواني و نوجواني به بلوغ عاطفي دست پيدا نمي كنند در صورتي كه اكثر افراد به بلوغ جنسي و بلوغ تا سن زير ۲۰ سال دست پيدا مي كنند ولي يا به بلوغ عاطفي نمي رسند يا خيلي دير به اين بلوغ مي رسند بلوغ عاطفي به اين معناست كه فرد به حدي از پختگي مي رسد كه مي تواند راه حلهاي پيچيده تري براي مشكلات روزمره

عاطفي خود پيدا كند و از احساس خود به صورت پيچيده تري براي حل اين مشكلات استفاده كند و توانايي كنترل نوسانات شديد آن را دارد اين مسئله مهم است كه آيا افراد ابتدا به يك بلوغ نسبي عاطفي دستي مي يابند و بعد سعي مي كنند به زندگي مشترك قدم گذارند يا وقتي ازدواج كردند و زندگي مشتركي را با فرد ديگري آغاز كردند اين بلوغ در آن ها رشد مي كند بسياري از افراد معتقدند كه فرد ابتدا بايد از لحاظ اقتصادي و اجتماعي به يك استقلال دست پيدا كنند و بعد به نيازهاي عاطفي خود توجه داشته باشند. امروزه در بين دخترا

مجرد افسردگي زياد ديده مي شود اين كه فردي نمي تواند عواطف خود را به درستي بشناسد و به طبع نحوه كنترل و ابراز آن ها را نمي داند حالا يا آن ها را به شكل نادرست ابراز مي كند يا آن ها را سركوب و انكار مي كند و در نهايت مسئله اصلي اين پژوهش كه ما به بررسي آن مي پردازيم اين است آيا بين دانشجويان خانم مجرد و متأهل از لحاظ بلوغ عاطفي تفاوت معناداري وجود دارد يا نه؟ به عبارتي آيا ازدواج تأثيري در بلوغ عاطفي افراد مي گذارد يا نه؟‌

مسئله بلوغ عاطفي مسئله اي است مهم كه اگر افراد به آن توجه نكنند ممكن است در زندگي آينده و مشتركشان با فرد ديگري به مشكل برخورد كنند مسلماً‌ كسي كه از نظر عاطفي به سطحي از رشد و بلوغ نرسيده است نمي تواند زندگي مسالمت آميزي را با فرد ديگري داشته باشد زيرا كه او هنوز تسلطي بر عواطف و احساسات خود ندارد و اينكه نمي داند چگونه آنها را كنترل كند؟ پس اگر ما بدانيم كه فرد آينده شريك زندگيمان به بلوغ عاطفي رسيده و شرايط گرداندن يك زندگي را دارد مي توانيم به او اطمينان كرده و در مشكلاتي كه فراروي زوج قرار مي گيرد را حل كنيم. لذا بدين منظور ارتباط بين دو متغيير بلوغ عاطفي و متأهل را مورد بررسي قرار مي دهيم.

۱-۳- «اهميت و ضرورت پژوهش»
دوران بلوغ و مراحل قبل و بعد از آن دوراني مهم و از نظر پايه گذاريها دوراني سرنوشت ساز است آغاز آن به هر گونه اي كه باشد لاجرم فرجامي خواهد داشت كه ممكن است بسيار تلخ يا شيرين داشته باشد. اكثريت افراد بعد از رسيدن به بلوغ نسبي فكري سعي در گرفتن مسئوليتهاي اجتماعي مي كنند كه چنين چيزي را جامعه و خانواده به شدت از آن ها طلب مي كند جوان سعي مي كند از لحاظ اقتصادي و اجتماعي زندگي مستقلي براي خود داشته باشد در كنار اين زندگي مستقل اجتماعي به روابط با جنس مخالف مي پردازند چه به بلوغ عاطفي رسيده باشند چه نه. امر ازدواج خود عامل مهمي در ايجاد بلوغ عاطفي است هر شكست عاطفي خود باعث مي شود فرد تلاش بيشتري در كنترل احساسات خود كند. بسياري معتقدند كه بلوغ عاطفي در ميان زنان و مردان متأهل بيشتر از افراد مجرد ديده مي شود و به رشد بيشتري رسيده است اگر رشد عاطفي و بلوغ عاطفي فرد با النسبه كامل باشد قابليت انطباق او بالاست و تمايلات بازگشتي او كم است.

«ازدواج يك امر جهاني است كه در تمام جوامع در طول تاريخ وجود داشته و به يك مجموعه از نيازهاي اساسي انسان پاسخ مي دهد بقاي نسل و پرورش فرزندان تحقق آرزوي ديرين كودكي براي پدر و مادر بودن دستيابي به عاليترين سطح دوستي و صميميت دوره جواني و بزرگسالي ارتباط گرم و دو جانبه عاطفي و جنسي و تقسيم كار و همكاري و همراهي در طول زندگي در شمار اساسي ترين كاركردهاي خانواده است. موفقيت در ازدواج حاصل عوامل گوناگون است ازدواج به موقع، هماننديهاي شخصيتي شيوه هاي مناسب ارتباط با يكديگر، پافشاري بر تعهدات زندگي خانوادگي و برخورداري از امكانات شغلي و مالي و رفاهي را مي توان از عوامل مهم به شمار آورد از طرف ديگر كم تجربگي و ناپختگي همسران جوان، مشكلات مربوط به پذيرش هويت متفاوت طرف مقابل، خصوصيات متفاوت در خانواده و دخالتهاي بي مورد و انتظارات بيجاي آنان از همسران جوان و كمبودهاي مالي و شغلي و تدارك وسايل زندگي و مسكن بر مشكلات اين جريان پيچيده مي افزايد و شايد ناشي از عدم بلوغ عاطفي باشد.»

مفهوم رفتار عاطفي بالغ در هر سطحي حاصل رشد طبيعي عاطفي است شخصي قادر به كنترل عواطف خويش است كه تأخير در ارضا را تحمل كند بدون اينكه تأسف بخورد و رنج بكشد مورگان مي گويد «يك نظر كارآمد درباره بلوغ بايد تمام حيطه فرديت،‌ نيروها و توانايي لذت از اين نيروها را در نظر بگيرد»

كاپلان و بارون خصوصيات شخصي را كه از لحاظ عاطفي بالغ است بررسي كرده و مي گويد «او قابليت مقاومت در برابر تأخير در ارضاي نيازها را دارد او توان تحمل ميزان معقول ناكامي را دارد او به طرح و نقشه درازمدت معتقد است و مي تواند توقعات خويش را بر مبناي اقتضاي موقعيت به تعويق اندازد يا در آن تجديد نظر نمايد.

برجسته ترين علامت بلوغ عاطفي توانايي تحمل تنش است يك علامت ديگري بي تفاوتي، برخي از انواع محركات است كه بر نوجوانان و جوانان اثر مي كند و او را بي حوصله يا دستخوش احساسات مي نمايد بعلاوه شخص بالغ از نظر عاطفي پيوسته داراي گنجايش شادي و تفريح است كول افرادي كه از لحاظ عاطفي بالغ هستند داراي خصوصيات زيرند: مايل به غير همجنس، درك نگرش رفتار ديگران، ميل به پذيرش نگرش ها و عادات ديگران و قابليت تأخير پاسخهاي خود.

۱-۴- «اهداف پژوهش»
اهداف پژوهش به دو دسته اهداف كلي و اهداف جزئي تقسيم مي شود.
اهداف كلي :
بررسي تفاوت دو گروه خانم هاي مجرد و متأهل از نظر بلوغ عاطفي
اهداف جزئي:
۱- چگونگي پديدايي بلوغ عاطفي

۲- رابطه بلوغ عاطفي با ازدواج
۳- رابطه بلوغ عاطفي با ديگر انواع بلوغ مانند زيستي و رواني
۱-۵- «سئوالهاي پژوهش»
۱- آيا بين خانم هاي مجرد و متأهل از نظر بلوغ عاطفي تفاوتي وجود دارد؟

۲- آيا از لحاظ عدم ثبات عاطفي بين افراد مجرد و متأهل تفاوتي وجود دارد؟
۳- آيا از لحاظ بازگشت عاطفي بين افراد مجرد و متأهل تفاوتي وجود دارد؟
۴- آيا از نظر استقلال بين افراد مجرد و متأهل تفاوتي وجود دارد؟
۵- آيا از نظر سازگاري بين افراد مجرد و متأهل تفاوتي وجود دارد؟
۱-۶- «تعاريف نظري»

در پژوهش انجام شده كلمات و اصطلاحات به كار برده شده: بلوغ، بلوغ عاطفي، دانشجو، مجرد، متأهل دانشگاه مي باشد.
بلوغ: بلوغ در لغت به معني رسيدن، به سر رسيدن، رسيدن به سن رشد، مرد تمدن و زن تمدن، سن رسيدگي مرحله اي از زندگي است كه حد فاصل دوران كودكي و بزرگسالي است و اين دوره از حيات انساني با يك سري علائم و تظاهرات جسماني و رواني توأم است.

بلوغ عاطفي: يعني اين كه فرد به حدي از پختگي احساسي مي رسد كه راه حلهاي پيچيده تري براي مشكلات روزمره عاطفي خود پيدا كند و از احساس خود به صورت پيچيده تري براي حل مشكلات استفاده مي كند توانايي كنترل نوسانات شديد را دارد و ياد گرفته كه احساسات خود را كنترل كند.
دانشجو: به كسي اطلاق مي شود كه بعد از اتمام دوران دبيرستان و پيش دانشگاهي از راه كنكور و قبول شدن در آن وارد دانشگاه مي شود و مشغول به تحصيل مي شود.
مجرد: كسي كه ازدواج نكرده و يا به تنهايي يا در كنار پدر و مادر خود زندگي مي كند.

متأهل: كسي كه ازدواج كرده و داراي اهل و عيال است و از زندگي مجردي خود فاصله گرفته است.
۱-۷- تعريف عملياتي
بلوغ عاطفي: بر اساس نمره اي كه فرد از پرسشنامه مقياس بلوغ عاطفي به دست مي آورد.
مجرد: افرادي كه هنوز ازدواج نكرده اند.
متأهل: افرادي كه ازدواج كرده اند.

۲-۱- پيشينة تاريخ ما به دو دستة نظري و عملي تقسيم مي شود.

۲-۲- «پيشينه نظري»
تعريف بلوغ عاطفي: زماني مي توانيم فردي را از لحاظ عاطفي بالغ بدانيم که فرد کليه عواطف و احساسات خود را به درستي بشناسد و نحوه ابراز صحيح و کنترل آنها را بداند. افسردگي از جايي آغاز مي شود که فرد عواطف خويش را به درستي نمي شناسد و بالطبع نحوه کنترل و ابراز آنها را نمي داند پس يا آنها را به شکل نادرست ابراز مي کند و يا آنها را انکار و سرکوب مي کند.

جهت پيشگيري و کاهش اين دسته از افسردگي ها چنانچه ايجاد عدالت مطالعه در خانواده و جامعه بسيار مهم است که اين کار يکي از وظايف اساسي آموزش و پرورش و رسانه هايي چون مطبوعات، صدا و سيما است که متأسفانه اين ارگانها نه تنها کاري در اين زمينه انجام نمي دهند. بلکه در بسياري موارد خوراکهاي اطلاعات بسيار مسمومي را نيز در اختيار مخاطبين قرار مي دهند و اين به دليل اهمال کاران متخصصان و نداشتن قدرت مانور آنها در اين سازمانها در اين رسانه ها مي باشد.

تاريخچة روانشناسي بلوغ
در مطالعات تغييرات مربوط به بلوغ «ارسطو» تغييرات خاص از بلوغ جنسي را شرح داده و همچنين به تغييرات رواني همزمان با اين تغييرات اشاره کرده است.«ژان ژاک روسو» در قطعه اي از خطابه مديحه سن برنارد، بوسوئه و همچنين در کتاب چهارم اميل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوي ناميده است، بحث مي نمايد. اولين مقاله معتبر و علمي در رابطه با بلوغ توسط برنمايم در سال ۱۸۹۱ منتشر شد و بالاخره با پژوهشهاي گسترده استانلي هال به عنوان پدر روان شناسي بلوغ نوجواني اين مطالعات وارد حيطة روان شناسي شد.

مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجواني
بررسي و تعيين مفهوم بلوغ از طرف روانشناسان بلوغ و صاحب نظران ساير حوزه هاي مورد بررسي قرار گرفته است. اکثريت قريب به اتفاق صاحب نظران در مورد واژه هاي بلوغ و نوجواني توافق ندارند و معمولاً پيدا کردن نظريه اي مشترک بين آنها کار دشواري است. عمدتآً توجه به تغييرات جنسي در اکثريت تعاريف مورد تأکيد بوده است و بلوغ را مرحلة شروع تغييرات جسمي و جنسي دانسته اند که در آغاز نوجواني اتفاق مي افتد.

عوامل مؤثر در بلوغ
در اين مقولة روان شناسي بلوغ تأثير عوامل چون عوامل اجتماعي، اقتصادي، زمان،عوامل عصبي و هورموني را مورد بررسي قرار مي دهد. از آن جائي که بلوغ به عنوان يک مفهوم کلي و گسترده جنبه هاي مختلفي از رشد را غافل مي شود مثل بلوغ جنسي و جسمي، بلوغ عاطفي، بلوغ اجتماعي، بلوغ اقتصادي و …روان شناسي بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عميق خود با ساير حوزه هاي روان شناختي همچون روان شناسي رشد، روان شناسي شخصيت، روان شناسي باليني و مشاوره با ديگر شاخه هاي علمي نيز ارتباط گسترده اي دارد.

بلوغ از ديدگاه روان شناسان:
پژوهشگران تا پيش از دهه هشتاد ميلادي به نقش بلوغ در تحول نوجوانان توجه زيادي نداشتند شايد به اين علت که در آن سالها بررسي الگوهاي بدني و جنسي اشخاص جالب توجه نمودند.
۱- از ديد کاپلان و بارون: خصوصيات شخصي را که از لحاظ عاطفي بالغ است بررسي کرده مي گويد او قابليت مقاومت در برابر تأخير در ارضاي نيازها را دارد او توان تحمل ميزان معقول ناکامي را دارد او به طرح و نقشه دراز مدت، معتقد است و مي تواند توقعات خويش را بر مبناي اقتصادي موقعيت به تعويق اندازد يا در آن تجديد نظر کند.
۲- از نظر والتر، دي، اسميت سون: بلوغ عاطفي جرياني است که طي آن شخصيت فرد مداوماً براي احراز بيش از پيش سلامت عاطفي از لحاظ رواني و فردي مي کوشد.
۳- ال. اي هولينگ ورث: برخي از خصوصيات اشخاصي که بلوغ عاطفي دارند را اين چنين برمي شمارد:

۱- او قادر به پاسخگويي تدريجي يا درجه اي از پاسخهاي عاطفي است او به طريق همه يا هيچ پاسخ نمي دهد بلکه حد خود را نگه مي دارد اگر کلاهش را باد ببرد دستپاچه نمي شود.
۲- همچنين مي تواند پاسخ هاي خود را به تأخير اندازد. آنچنان که به تكانشوري فرد عالي را به تأخير مي انداخت.
۳- کنترل ترحم نسبت به خود او به جاي نشان دادن ترحم به خود نا آرام مي کوشد آن را براي خود احساس کند.
۴- طبق نظر بارنارد: معيارهاي رفتار عاطفي بالغ به شرح زير است:
– بازداري بيان مستقيم منفي

– پرورش عواطف مثبت و پيشرو
– تکامل تحمل در شرايط نامطلوب و افزايش رضايت از پاسخهاي اجتماعي مطلوب
– افزايش وابستگي به اعمال
– توانايي انتخاب از ميان شقوق گوناگون

– رهايي از ترس نامعقول
– درک و عمل مطابق محدوديت ها
– توانايي کسب پيروزي و حيثيت با متانت
– لذت از زندگي روزمره
– آگاهي از توان و پيشرفت ديگران

۵- از نظر کول: برجسته ترين علامت بلوغ عاطفي توانايي تحمل تنش است يک علامت ديگر بي تفاوتي به برخي از انواع محرکات است که بر کودکان يا نوجوانان اثر مي کند و او را بي حوصله يا دستخوش احساسات مي نمايد.بعلاوه شخص بالغ از نظر عاطفي پيوسته داراي گنجايش شادي و تفريح است او از کار و تفريح هر دو لذت مي برد.
۶- از نظر فرد مک کيني: افرادي که از لحاظ عاطفي بالغ هستند داراي خصوصيات زيرند: مايل به غير همجنس، درک نگرش و رفتار ديگران، ميل به پذيرش نگرش ها و عادات ديگران و قابليت تأخير پاسخ هاي خود

۷- از ديد سئول: اگر رشد عاطفي فردي با انسبه کامل باشد قابليت انطباق او بالاست، تمايلات بازگشتي او کم است و حساسيت هاي او در حداقل است. مرتباً براي نيل به تلفيق سالم احساس، تفکر و عمل مي کوشد.

۸- مورگان: يک نظر کارآمد درباره بلوغ عاطفي بايد تمام حيطة فرديت، نيروها و توانايي لذت از اين نيروها را در نظر بگيرد.

عاطفه چيست:
کودک در اوايل تولد خود ۲ احساس بيشتر ندارد يکي احساس خوشحالي و ديگري ناراحتي که عکس العمل اولي خنده و دومي گريه است اين احساس اوليه که لذت والم مقدماتي مي باشد انفعال نيز گفته مي شود ولي به مرور که سن افزايش يابد و کودک بتواند به تجزيه و تحليل انگيزه ها پرداخته و در ذهن خود تغييراتي را به عمل آورد مي بينم که يک انگيزه ممکن است انفعالات مختلفي به وجود آورد که ترکيب آن ها يک حالت بخصوصي به وجود مي آورد که به آن عاطفه مي گوييم از همين لحاظ است که گوديناف گفته است کسانيکه بتوانند در مقابل عواطف استقامت نموده و آن را کنترل نمايد افرادي سعادتمند مي باشند زيرا «گزل» عواطف بر استقامت شخص در مقابل حوادث و محرکهاي اجتماعي مي افزايد او مي گويد تمام بدبختي ها ي بشري از بي انضباطي هيجانات و عواطف شديد آن حاصل مي گردد هوش و دانش و استعداد در مقابل عواطف شديدي اثر و قطره اي هستند در درياي عواطف. اگر شخص به بلوغ برسد به ندرت تسليم هيجانات مي شود و حرکات نامطبوعي ظاهر مي سازد.

«جايگاه عاطفه در مغز از نظر زيستي»
آنتونيوراماسيد معتقد است که عواطف در تصميم گيري ها و رفتار اجتماعي ما نقشي مثبت دارند، و نيز اينکه بيماراني که در ناحيه ونتروميديال (قسمت پيشين قطعة پيشاني) دچار ضايعه شده باشند قادر به احساس عواطف نيستند و در نتيجه فاقد تصميم گيري درست و رفتار اجتماعي معقول (که تا حدودي از معيارهاي بلوغ عاطفي است) هستند. اگر نظرية راماسيد درست باشد ممکن است لازم باشد که ما در تصورات و عقايد خود نسبت به ارادة آزاد مسئوليت اخلاقي وجدان اجتماعي و بسياري از مسائل ديگر تجديد نظر کنيم.

همة اين نتايج برگرفته از دو آزمايش است که دانشمندان و محققاني در مورد آسيب ديدگي مغز فردي که مغزش مورد صدمة يک ميلة آهني بر اثر انفجار شده بود و ديگري توموري که در مغز موري رشد کرده بود انجام شده و تحقيقات به عمل آمده اين طور نشان مي داد که افرادي که آسيبي در قسمتي از مغز خود داشتند دچار تغيير شخصيت و و خلق و خو شده بودند که با پيگيري و بررسي اين دانشمندان مشخص شد که ناحية مشخصي در مغز وجود دارد که آسيب ديدنش موجب تغيير عواطف مي¬شود.

«مراحل تشکيل هويت در جوانان دانشگاهي»
متخصصين عقيده دارند بحران هويت در نوجوانان دبيرستاني ناشي از مسائل جدي مي باشد که آيا با گروه هم سن تطابق يابند يا قضاوت اخلاقي و ارزشهاي شخصي را حفظ نمايند، به تغييرات جسمي خود چگونه بنگرند در نظام اجتماعي دبيرستان چه نقشي را به عهده گيرند در حاليکه جواناني که دبيرستان را به اتمام رسانده اند مسائل هويت را در قالب نقشهاي آتي اجتماعي، شغلي و ارزش مي شناسد.

الگوي تحول رواني- اجتماعي
در الگوي تحول رواني- اجتماعي، اريک اريکسون و رابرت هويهورست بر نقش کليدي و مهم توالي زمان وقوه رويدادهاي زندگي به عنوان عوامل تعيين کننده تحول تأکيد دارند. سازگاري بستگي به اين دارد که افراد تکاليف مهمي را که در موقعيتهاي مختلف زندگي تان مواجهه مي شوند. با موفقيت پشت سر گذرانيد. اين تکاليف شامل کسب مهارتهاي اجتماعي و شناختي است که البته ارزش آنها، به فرهنگ و جامعه اي که فرد در آن زندگي مي کند بستگي دارد. اريکسون هشت مرحلة تحول رواني- اجتماعي را که شامل دوره زندگي است توصيف کرده :

مراحل تحول در نظريه اريکسون
مرحله تكاليف تحولي
طفوليت
نوپا
اوايل كودكي
اواسط كودكي
نوجواني

اوايل بزرگسالي
اواخر بزرگسالي اعتماد در برابر عدم اعتماد- طفل نسبت به مراقبان خود داراي اعتمايابي اعتماد خواهد بود.
خود پيروي در برابر ترديد- نوپا نسبت به توانايي هاي جديد خود احساس غرور و شك مي كند.
ابتكار در برابر احساس گناه – كودك از خود ابتكار نشان مي دهد يا مي ترسد.

كارايي در برابر احساس حقارت – كودك مهارتهاي جديد را فرا مي گيرد و يا احساس حقارت مي كند.
هويت يابي در برابر سر در گمي- نوجوان هويت قابل قبول خود را كسب مي كند يا دچار سردرگمي مي شود.
صميميت در برابر كناره جويي- جوانان به برقراري روابط نزديك با ديگران مي پردازند يا منزوي مي شوند.
باروري، تماميت در برابر نوميدي – شخص در پايان عمر از زندگي خود رضايت خاطر يا احساس عدم كاميابي دارد.

 

در هر هشت مرحله افراد با تکاليف متمايز، تعارضات و چالشهايي روبرو مي شوند. آمادگي براي نشان دادن يک تکليف خاص، به باليدگي زيست شناختي و انگيزه شخص بستگي دارد. (اريکسون، ۱۹۶۳)