بررسي رابطة ويژگي¬هاي رفتاري و سبک¬هاي ارتباطي کارآفرينان در صنايع غذايي استان قم

بيان مسأله
در جهاني زيست مي¬کنيم که از سويي به عصر ارتباطات شهرت دارد و از سوي ديگر صحبت از جنگ يا گفتگوي ميان تمدن¬ها مي¬شود. اين واقعيت رابطه¬اي ضروري بين فرهنگ و ارتباطات ايجاد مي¬کند. در اين بين کارآفريني در قالب يک حرفه و هنر ارتباطي، مي¬تواند به حلقة اتصال فرهنگ و ارتباطات در فرآيند توسعه تبديل شود. چرا که امروزه اکثر کشورهاي توسعه يافته در حال انتقال از حالت بوروکراتيک و اداري به وضعيت کارآفريني مي‌باشند. موج گستردة فعاليت‌هاي اقتصادي و تکنولوژيکي همراه با تغيير فراگير روش‌ها و نگرش‌ها طي دورة اخير توجه بسياري از دولت‌ها را به توسعه و تقويت کارآفريني و سازمان‌ها را به جذب و پرورش کارآفرينان سازماني سوق داده است. از طرف ديگر تحقيقات اخير بيانگر نقش کليدي ارتباطات سازماني در اثربخشي سازمان¬ها و دست-يابي به اهداف آنها مي‌باشد. از همين روي شناسائي و تبيين سبک¬هاي ارتباطات در فرآيند کارآفريني مي‌تواند در اين راستا نقش بسيار مهمي داشته باشد و کشورها و سازمان‌ها را در يافتن و استفادة بهينه از مزايا و پيامدهاي مثبت اين فرآيند ياري نمايد.
بسياري از كارشناسان، دو عامل كار آفريني و كسب و كار‌هاي كوچك را به عنوان عوامل مهم و كليدي در پيشرفت صنعتي و اقتصادي يك ملت دانسته¬اند. تعدادي از كارشناسان، حدود ۷۰ درصد از رشد اقتصادي را به فعاليت‌هاي كارآفريني نسبت مي‌دهند و معتقدند كه يك سوم از نرخ‌‌هاي رشد تغييرپذير در اقتصاد ملي¬، كاملاً تحت تاثير فعاليت‌‌هاي كارآفرينانه است.
اقتصاددانان، عوامل توليد در هر كشور را به پنج دسته تقسيم مي‌كنند:سرزمين، نيروي كار، سرمايه، كارآفريني و دانش. آن‌ها به اين نتيجه رسيده¬اند كه سرمايه¬، يك جزء مفقود در ملت‌هاي فقير نيست¬، چون سرمايه (پول نقد، ابزار¬، ماشين¬آلات و…) بدون اعمال كارآفريني بر روي آن‌ها عامل توليد كننده نيست و كارآفريني و دانش را به عنوان مهم‌ترين عوامل توليد براي ايجاد ثروت بيان مي‌كنند¬. كارشناسان مي‌گويند كه سرمايه با تركيبي از كارآفريني و استفاده مؤثر از دانش باعث تحول ملت‌‌ها مي‌شود.
بررسي‌‌هاي گوناگوني درباره كشور‌هاي غني و فقير و در مورد اينكه چه چيز باعث تفاوت در سطح ثروت آن‌ها مي‌شود انجام شده است. به راستي چرا بعضي از كشور‌ها با وجود داشتن منابع طبيعي فراوان و نيروي كار زياد (همچون آفريقا) در ليست كشور‌هاي فقير قرار دارند، ولي در مقابل كشور‌هايي مانند ژاپن و هنگ¬كنگ كه از نظر منابع طبيعي بسيار فقير هستند¬، در ليست كشور‌هاي ثروتمند قرار مي‌گيرند؟
پورتر بيان مي‌کند که مهم‌ترين عامل براي نفوذ در رقابت جهاني، منابع انساني ماهر و پايه علمي است. او اين پرسش را مطرح مي‌کند: چرا يک کشور در يک صنعت خاص به موفقيت بين¬المللي مي‌رسد؟ براي مثال سوئيس کشوري است احاطه شده در خشکي با هزينه بالاي نيروي کار، قوانين خشک محيطي و منابع طبيعي محدود¬، ولي افزون بر داروسازي، بانک داري و ماشين آلات خاص¬، هنوز در صنعت شکلات سازي رهبر جهان است.
ژاپن نيز منابع طبيعي محدودي دارد، ولي پس از وضعيت سخت و شکست خورده پس از جنگ، به يکي از نيرومند‌ترين قطب‌هاي اقتصادي در سطح جهان تبديل شد به¬گونه‌اي كه اکنون با ايالت متحده آمريکا برابري و حتي در بعضي از صنايع نسبت به آن برتري دارد. سوئيس و ژاپن، فقدان منابع طبيعي را با افزايش سطح تحصيلات، مهارت‌‌ها و توانايي‌هاي منابع انساني خود، جبران كرده¬اند
در کشوري مثل ايران به خاطر نرخ بيکاري بالا و نرخ خود اشتغالي پايين، تشويق کارآفريني‌، يک اولويت‌ اساسي به شمار مي‌رود‌. همچنين کنترل شديد اقتصاد در سه دهه اخير‌، و ملّي کردن (دولتي کردن) شرکت‌هاي خصوصي, منجر به تضعيف روز‌ افزون شرکت‌هاي کوچک و متوسط گرديده است. با اين حال با عنايت مسؤولان به مسأله اشتغال، و اهميت غير قابل انکار مؤسسات کوچک و متوسط در ايجاد شغل، دلايل تشويق کارآفريني روشن مي‌شود. از همين رو‌ست که پرداخت وام‌هاي خود‌اشتغالي‌، طرح مستثني کردن کارگاه‌هاي کمتر از ۵ نفر از قانون کار‌، وام‌هاي پرداختي به مؤسسات کوچک در ازاي استخدام چند نفر و … توجيه پيدا مي‌کند.
در شرايطي که افزايش درآمدهاي نفتي، دولت را تحريک به افزايش بي¬روية هزينه¬هاي جاري کرده است؛ بهره¬وري پايين شرکت¬هاي دولتي آنها را به تعديل نيروي انساني متمايل ساخته است؛ سياست¬گذاري¬هاي ساده لوحانه با افزايش مکرر «حداقل دريافتي» کارکنان، جذابيت نيروي کار را براي کارفرما کاهش داده و با کاهش سودهاي بانکي، جذابيت سرمايه را براي وي افزايش مي¬دهد و در نتيجه کارفرما به¬جاي آن¬که فرآيند توليد را کار-بر نمايد (و از نيروي کار داخلي فراوان وارزان استفاده کند)، فرآيند را تا جاي ممکن سرمايه-بر مي¬کند و از روبوت¬ها و تجهيزات خارجي بهره مي-گيرد. زيرا اخذ وام براي پرداخت هزينه¬هاي سنگين اتوماسيون، به¬صرفه¬تر شده است
يک اقتصاددان ممکن است خود را در محاسبات بسيار پيچيده درگير سازد که آيا يک اقتصاد با اشتغال¬کامل بازده بيشتري خواهد داشت يا يک اقتصاد با اشتغال¬کمتر ازکامل¬که¬تحرک بيشتري براي¬کار، ثبات بيشتري براي دستمزدها و غيره را تضمين کند؟ معيارهاي اساسي وي براي موفقيت فقط¬کميت¬کلّي کالاهايي است¬ که در دورة مشخصي توليد مي¬شود. پروفسور «گالبرايت» استاد معروف دانشگاه «هاروارد» در «جامعة پربرکت» مي‌گويد: «اگر مطلوبيت نهايي کالا ناچيز باشد، مطلوبيت اشتغال آخرين فرد يا آخرين ميليون از افراد در نيروي کار، ناچيز خواهد بود.» و بعد اضافه مي¬کند:
«اگر… بتوانيم اندازه‌اي از بيکاري را به نفع ثبات تحمل کنيم، آنگاه قادر خواهيم بود به کساني که بيکار مي‌شوند کالاهايي دهيم که آنها را در حفظ سطح زندگي مـألوفشان قادر سازد.»
اما از ديدگاه آيين اسلام، مهمتر پنداشتن کالاها از آدميان و برتر دانستن مصرف کالا از فعاليت توليدي انسان, به منزله وارونه نهادن حقيقت است. مفهوم پيشنهاد گالبرايت آن است که اهميت را از کارگر برگيريم و به محصول کار متعلق سازيم، يعني از آدمي غافل شده و به فرع آدمي بپردازيم در حالي¬که نقطه آغازين برنامه‌ريزي اقتصادي از ديدگاه اسلام طرح ريزي براي اشتغال کامل است.
حال که کارآفريني چارة مشکل ماست، بايد ديد که مهمترين عامل موفقيت يک کارآفرين در جامعه چيست؟ ريسک پذيري، خلاقيت، ميل به خود اشتغالي، يا ارتباطات؟ به نظر دکتر فرهنگي اولين عامل موفقيت فرد (کارآفرين يا غير آن) مهارت برقراري ارتباطات صحيح است. اگر مي¬خواهيد معلم خوبي باشيد، يا پزشک خوبي، بايد با اطرافيان ارتباط درست برقرار کردن را ياد بگيريد. غربي¬ها با شناخت اين عامل حياتي، در دانشگاه¬ها, نخستين واحد درسي که به دانشجويان خود ارائه مي¬کنند، درس عمومي «ارتباطات» است که با کد «۱۰۱» به تمام رشته¬ها ارائه مي¬گردد. جا دارد که ما هم سخن نيک را از هر که باشد ياد بگيريم و اين کار را در دانشگاه¬هاي خود به اجرا در بياوريم. و اولين مسئلة کارآفريني را از ريشه حل نماييم.
اهميت تحقيق
همان طور که رابينز مي¬گويد، يک ايده هر چه قدر هم که بزرگ باشد، اگر درست منتقل نشود، بي¬فايده است. پس اولين مرحلة کارآفريني که توليد ايده است، اگر منتقل نشود، يعني ارتباطات درستي برقرار نشود، عقيم خواهد ماند. يعني يکي از حياتي ترين مهارت¬هاي مورد نياز براي همه و به خصوص کارآفرينان مهارت استفادة درست از ارتباطات است.
امروزه در اکثر کشورهاي توسعه‌يافته و درحال‌توسعه, مقولة کارآفريني به¬عنوان اصلي‌ترين مبناي توسعه مد‌نظر قرار گرفته است. به‌طوري که دو دهة اخير در غرب و برخي کشورهاي ديگر به¬عنوان دهه‌هاي طلائي کارآفريني عنوان شده است. از همين رو بسياري از متخصصين و نظريه پردازان مديريت نيز از اوايل دهة هفتاد ميلادي به تشريح کارآفريني در درون سازمان‌ها پرداخته‌اند. اما تا اوايل دهة هشتاد ميلادي به‌طور جدي مورد تأييد محققين قرار نگرفت. انديشمندان مديريت ضمن رويکردي فرآيندي به تشريح مديريت کارآفريني و جو و محيط کارآفرينانه در سازمان‌هاي موجود پرداختند.
اين تحقيق با نگرش سيستمي, تمامي عناصر اصلي سبک¬هاي ارتباطاتي را مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌دهد, مبناي مناسبي را در اختيار مديران و پژوهش‌گران با هدف پرهيز از جزئي نگري و موازي‌کاري قرار مي‌دهد.
تجربة دنياي امروز نشان داده است که نوآوري¬¬هاي مهم و پيشرفت¬هاي تکنولوژيکي، در سازمان¬ها و شرکت¬هاي بزرگ دولتي اتفاق نخواهد افتاد. قابليت تطبيق و بازار و نياز روز، چيزي است که از يک ساختار بزرگ تودرتو ساخته نيست و در نتيجه براي پيشرفت سريع و ارائة محصولات جديد تنها راه مؤثر، ايجاد و توسعة شرايطي است که فعاليت¬هاي اقتصادي کوچک بتوانند تأسيس شوند و رقابت کنند.
همان¬طور که تحقيقات نشان مي¬دهد, کارآفريني سازماني بيشترين تأثير را (۵۴%) از ناحية عوامل زمينه‌اي کارآفريني پذيرفته است؛ در حالي¬که ازناحية عوامل رفتاري (۲۰%), و از ناحية عوامل ساختاري تنها (۱۶%) متأثر شده است. با توجه به اينکه عوامل زمينه‌اي از سه جزء: ارتباطات محيطي, ارتباط با دولت و ارتباط با شهروندان تشکيل يافته است, با اين اوصاف اهميت بيش از پيش سبک¬هاي ارتباطي کارآفرينان مشخص‌تر مي‌گردد.
در اين صورت نه تنها بايد کارآفرينان را به عنوان افرادي تاثيرگذار، بلکه تعيين‌کننده در ايجاد شغل و در نتيجه توسعه کشور در نظر بگيريم، از اينجا مي‌توانيم به اهميت شناسايي سبک¬هاي ارتباطي کارآفرينان پي‌ببريم. لذا نگارنده اميدوار است که انجام اين پايان‌نامه زوايايي از بحث ارتباطات در کارآفريني که تاکنون کمتر به آن توجه شده، را آشکار نموده و به طور خاص بحث سبک¬هاي ارتباطي آنان را که اکثراً مورد غفلت قرار گرفته, به نوعي برجسته نموده و توجه مديران و برنامه ريزان کشور را به اين موضوع مهم جلب نمايد.
در کشورهاي بزرگ پيشرفته اهميت کارآفريني فقط به¬خاطر مسئلة ايجاد اشتغال نيست، بلکه دليل اصلي اين است که فعاليت¬هاي اقتصادي کوچکي که در اين کشورها به وجود آمده و رشد کرده¬اند، توانسته¬اند سهم عمده¬اي در توسعة فناوري¬هاي پيشرفته و از سوي ديگر توليد ثروت در دنيا را به خود اختصاص دهند. اينکه آمار نشان مي¬دهد بيش از ۹۰ درصد جهش-هاي راديکال که مي¬توان از آن به عنوان انقلاب تکنولوژيکي تعبير کرد، در شرکت¬هاي کوچک و متوسط و نه در سازمان¬هاي بزرگ اتفاق افتاده¬اند.
همبستگي ميان نرخ بيكاري و كارآفريني تا حدودي مبهم است. از يك سو، بيكاري، فعاليت‌هاي كارآفرينانه را تحريك مي‌كند (بيكاري بالا = كارآفريني بالا) كه تحت عنوان «اثر پناهنده» متداول شده است؛ از سوي ديگر، نرخ بالاتر كارآفريني، بيكاري را كاهش مي‌دهد (کارآفريني بالا = بيکاري پايين). يعني آن چيزي كه تحت عنوان «اثر شومپيتري» شناخته شده. جوزف شومپيتر در تئوري توسعة اقتصادي بر نقش كارآفريني به عنوان موتور توسعه اشاره ‌کرده و آن ‌را مهم‌ترين عامل رشد و رفع بيکاري مي‌داند.
علاوه بر کارآفريني، اهميت و نقش ارتباطات هم امري بديهي است. ارتباطات به مقوله‌اي مهم در زندگي روزمره تبديل شده، به¬گونه‌اي که همه در پي‌آنند تا وسايلِ ارتباطي بيشتري را در اختيار گرفته و کانال‌هاي ارتباطي خود را گسترش دهند. شايد از اين جهت هر گونه پژوهشي که در عرصه ارتباطات صورت گيرد به ‌خودي خود داراي اهميتي غير ‌قابل‌انکار است. همان‌طور که مي‌دانيم سازمان‌ها به¬عنوان يک واحد اجتماعي تحت¬تأثير همين شرايط قرار دارند و امروزه وسايل ارتباطي مختلف به¬صورت چشمگيري وارد سازمان‌ها شده و به¬طور فزاينده‌اي در حال گسترش مي‌باشند. اما همان‌طور که قبلاً ذکر شد، هر چند که ابزارهاي برقراري ارتباط تغيير يافته و متفاوت از گذشته شده‌اند، با اين حال اين انسان‌ها هستند که در فرايند برقراري ارتباط نقش فرستنده و گيرنده را ايفا مي‌کنند. اين انسان‌ها هستند که با يکديگر ارتباط برقرار کرده و ضمن برقراري ارتباط فعاليت‌ها و وظايف ديگرِ خود را انجام مي‌دهند. حال اگر بخواهيم اهميت فرايند ارتباطات روشن شود بايد به اهميت فعاليت‌هاي انسانِ سازماني توجه کنيم.
ضرورت تحقيق
از طرفي ساختارهاي سازماني غير منعطف و بوروکراسي‌هاي اداري شديد سازمان‌ها, شرايط به ميراث مانده از نظام¬هاي دولتي گذشته, موانعي بزرگ در توسعة کارآفريني سازمان‌ها و حرکت به سمت سازمان‌هاي يادگيرنده, به¬¬وجود آورده است. همچنين جهت‌گيري به‌سوي آزادسازي اقتصادي، باعث به وجود آمدن موج عظيم کالاهاي وارداتي شده و صنايع داخل و سازمان-هاي ما را وادار به آموختن قواعد نوين کسب و کار مي¬نمايد. افزايش درآمدهاي نفتي, وتزريق بي‌روية پول به جامعه باعث تورم افسار گسيخته مي¬گردد که به علت عدم کفاف توليدات داخل در برابر اين تقاضاي فزاينده و براي جلوگيري از افزايش تورم, موج دوم و بزرگتري از کالاهاي وارداتي را به کشور روانه مي‌کند. با عضويت کشورمان در سازمان تجارت جهاني سيل خروشان واردات هم, بازمانده صنايع را قلع و قمع کرده و کارکنان آنها را به جمع بيکاران اضافه خواهد کرد.
در واقع سازماني مي‌تواند در چنين محيط پرتلاطمي دوام بياورد که ارتباطات درون و برون سازماني خود را در جهت يادگيري و نهادينه ساختن نوآوري و تغيير, سازمان‌دهي نمايد.
به واسطة اهميت اين مسئله و با عنايت به اينکه در کشورهاي مختلف تحقيقاتي در زمينه‌هاي کارآفريني و ارتباطات انجام شده است, اما تاکنون تحقيقي در اين مورد و در محيط کسب و کار شرکت‌هاي ايراني انجام نشده است و به‌خاطر اهميت روزافزون نوآوري و کارآفريني در سازمان‌هاي مختلف, اعم از توليدي و خدماتي, انجام چنين پژوهشي در شرکت‌هاي ايراني ضروري به¬نظر مي‌رسد.
در سال ۱۹۹۳ خلبان چيني که مي¬خواست در فرودگاهي محلي فرود بيايد، با اخطاري از سوي دستگاه هوشمند هواپيما مواجه شد که مي¬گفت: “pull up” در آخرين لحظات سقوط، آنچه که از جعبه سياه هواپيما به دست آمد صداي خلبان چيني بود که با زبان چيني از مسافران مي¬پرسيد: “pull up” يعني چه؟! … هواپيما با خطوط انتقال برق برخورد کرده و تمام سرنشينان آن کشته شدند.
مصيبت بارترين سانحه هوايي تاريخ در جزاير قناري در سال ۱۹۷۷ روي داد که در آن خلبان هواپيماي کي. ال. ام. آلمان فکر کرد که مسئول برج مراقبت، باند را براي پرواز وي خالي کرده است. اما منظور مسئول برج مراقبت فقط آماده شدن هواپيما براي حرکت بود و نه ورود آن به داخل باند پرواز. گرچه زبان مورد استفاده بين خلبان و مسئول برج مراقبت انگليسي بود (خلبان آلماني و مسئول برج مراقبت اسپانيايي بود)، اما اين اشتباه به خاطر لهجه غليظ و استفاده از واژه نادرست رخ داد. در نتيجه در روي باند بوئينگ ۷۴۷ شرکت کي. ال. ام. با سرعت تمام با يک بوئينگ ۷۴۷ شرکت پان آمريکن برخورد کرد و ۵۸۳ نفر جان باختند.
علاوه بر اين طبق تحقيقات به عمل آمده با وجود پيشرفت¬هاي فراوان در تکنولوژي اطلاعات بازهم، ارتباطات کلامي (شامل ملاقات¬هاي رو در رو و ملاقات¬هاي گروهي، تلفن) پرکاربردترين کانال ارتباطي در سازمان¬ها هستند و در مرتبة بعد مکاتبات کتبي (شامل اسناد مکتوب و ماه¬نامه¬هاي داخلي شرکت) قرار داشت. در رتبة آخر هم ارتباطات الکترونيکي (پست الکترونيک، پايگاه داده¬اي و ريز حساب¬هاي کامپيوتري ) قرار داشتند.
بايد تصريح گردد که منظور از اطلاعات هم فقط وقايع و نظرات نبوده, بلکه احساسات و عواطف را نيز شامل مي¬شود. البته در نظر نخست اين اشتباهات چندان غير منتظره نيست زيرا اين کلمه معاني و برداشت هاي گوناگوني را در ذهن افراد مختلف ايجاد مي کند و شايد به همين علت است که نويسنده¬اي آنرا به آفتاب پرست تشبيه کرده است، واژه¬اي که در ذهن هر کس به رنگ خاصي در مي¬آيد و مفهوم خاصي به خود مي¬گيرد.
با شناخت اهميت و ضرورت مسئلة مذکور حال مي¬توان گفت که تحقيق حاضر به دنبال چيست؟ پژوهش حاضر مي¬خواهد مشخص کند که کارآفرينان از چه سبک ارتباطي استفاده مي¬کنند؟ آيا اين سبک يا سبک¬ها مفيد هستند؟ آيا مديران صنعت مورد مطالعه که قشر عظيمي از نيروي کار اين استان را به کار گرفته است، کارآفرين هستند؟ و…
اهداف تحقيق
به رودخانه نمي¬توان گفت که از حرکت باز ايستد، بايد شنا کردن در جريان آب و حتي در خلاف جهت آن را ياد گرفت. زيرا فقط ماهي¬هاي مرده در جهت جريان رودخانه شنا مي¬کنند.
ما همواره در يک دنياي پويا زندگي مي¬کنيم و در راه اختراعات و نوآوري¬ها گام برمي¬داريم. در شرايط فعلي که بين توليد کنندگان در کسب بازارهاي جهاني رقابت سختي وجود دارد، کارآفريني مهمترين عامل موفقيت و خلق ايده¬ها و کالاهاي بديع و به دور از روندهاي تکراري گذشته مي¬باشد. پژوهش حاضر به بررسي مهمترين عامل موفقيت آنها يعني همان سبک¬هاي ارتباطي¬شان مي¬پردازد. در اين پژوهش اهداف متعددي دنبال مي‌شود که آنها را مي‌توان در قالب هدف اصلي و اهداف جزئي تقسيم نمود.
هدف اصلي: هدف اصلي اين پژوهش شناسايي مؤلفه‌ها و محورهاي اصلي سبک¬هاي ارتباطات کارآفرينان است تا بر اساس آن اين سبک¬ها در اختيار مسئولان قرار گيرد و در جهت آموزش علمي آن به کارآفرينان بالقوه و حتي بالفعل, اقدام صورت پذيرد.
اهداف فرعي: با توجه به ابعاد و متغيرهاي مدل مفهومي تحقيق, اهداف فرعي مختلفي براي اين پژهش در نظر گرفته شده است که عبارتند از:
يکي از اهداف انجام اين تحقيق تبيين مؤلفه‌هاي سبک¬هاي ارتباطي کارآفرينان است. اين مؤلفه‌ها از طريق مطالعه منابع مختلف داخلي و خارجي و از ديد صاحب‌نظران مديريت مشخص مي‌گردند. در اکثر کتاب‌هاي فارسي موجود (چه کتاب‌هاي کارآفريني و چه کتاب‌هاي ارتباطات) بحثي از سبک¬هاي ارتباطي کارآفرينان به ميان نيامده و حداکثر در چند کلمه به نوع سبک ارتباطي آنان اشاره شده است. لذا به نظر مي‌رسد که اين موضوع مسئلة بکري بوده و مي‌تواند در قالب کتاب‌هاي متعدد مورد بحث دقيق و همه جانبه قرار گيرد.
محقق به دنبال اين است که با تمرکز بر موضوع خاصِ سبک¬هاي ارتباطي کارآفرينان در آينده زمينه بحث‌هاي بيشتر و انجام تحقيقات ديگر در اين موضوع مهم فراهم گردد. به علاوه محقق به دنبال آن است که سنجشي از وضع موجود و مطلوب سبک‌هاي ارتباطي کارآفرينان صورت گيرد.
مهمترين فايده‌اي که از انجام اين تحقيق حاصل خواهد شد اين است که ما شناخت علمي و دقيقي از سبک¬هاي ارتباطي کارآفرينان پيدا خواهيم کرد و از سبک¬هايي که کارآفرينان به صورت غريزي و حتي ناخودآگاهانه استفاده مي‌کنند، به صورت حساب شده بهره برده و در جهت آموزش علمي آن به جوانان و دانشجويان، استعداد کارآفرين شدن را به اين نيروهاي بالقوه آموزش داد زيرا بنابه تحقيقات انجام يافته توسط نِک و همکارانش (۱۹۹۹)کارآفريني قابل آموزش است و در نتيجه ويژگي¬هاي رفتاري آنها هم قابل يادگيري است و با اين کار مي‌توان در آيندة پر چالش، که بنا به قول يکي از نويسندگان دوران انقراض امپراطوري استخدام است، آنها, به اميد استخدام در دستگاه¬هاي دولتي و خصوصي نمانده و خود توانايي اشتغال و ارزش آ‌فريني را داشته باشند. اميد به اينکه با بهره‌برداري بهينه از انجام چنين تحقيقاتي در آينده شاهد بي‌کاري‌هاي گستردة اين‌چنيني نباشيم!
به صورت تيتر وار از طريق اين تحقيق مي¬خواهيم:
 ميزان کارآفريني مديران صنايع غذايي را تعيين کنيم؛
 سبک¬هاي ارتباطي آنان را شناسايي کنيم؛
 رابطة سبک¬هاي ارتباطي و ويژگي¬هاي رفتاري کارآفرينان را بسنجيم؛
 مؤلفه¬هاي کارآفريني را اولويت بندي کنيم؛
 سبک¬هاي ارتباطي مورد استفادة آنها را طبقه-بندي کرده و اولويت بندي نماييم؛
 و بالاخره تعيين کنيم که تا چه¬حد عوامل و شاخص¬هاي شناسايي¬شده در کارآفريني تاثير دارند؟
در نهايت با انجام اين تحقيق و روشن شدن بعضي از زواياي اين بحث، محقق پيشنهادهايي را به محققين ديگر ارائه خواهد کرد که زمينة لازم براي دانشجويان ديگر در جهت انجام تحقيقات بعدي در اين موضوع را فراهم خواهد کرد.

فرضيات تحقيق
¬فرضية اهم:
بين ويژگي¬هاي رفتاري و سبک¬هاي ارتباطي مورد استفاده کارآفرينان در شرکت¬هاي صنايع غذايي استان قم رابطه وجود دارد.
فرضية اخص اول:
بين ويژگي¬هاي رفتاري و ميزان استفاده کارآفرينان از سبک ارتباطي کنترلي در شرکت¬هاي صنايع غذايي استان قم رابطه وجود دارد.
فرضية اخص دوم:
بين ويژگي¬هاي رفتاري و ميزان استفاده کارآفرينان از سبک ارتباطي تساوي¬گرا در شرکت¬هاي صنايع غذايي استان قم رابطه وجود دارد.
فرضية اخص سوم:
بين ويژگي¬هاي رفتاري و ميزان استفاده کارآفرينان از سبک ارتباطي پويا در شرکت¬هاي صنايع غذايي استان قم رابطه وجود دارد.
فرضية اخص چهارم:
بين ويژگي¬هاي رفتاري و ميزان استفاده کارآفرينان از سبک ارتباطي ساختار¬گرا در شرکت¬هاي صنايع غذايي استان قم رابطه وجود دارد.
فرضية اخص پنجم:
بين ويژگي¬هاي رفتاري و ميزان استفاده کارآفرينان از سبک ارتباطي تفويضي در شرکت¬هاي صنايع غذايي استان قم رابطه وجود دارد.
فرضية اخص ششم:
بين ويژگي¬هاي رفتاري و ميزان استفاده کارآفرينان از سبک ارتباطي اجتناب در شرکت¬هاي صنايع غذايي استان قم رابطه وجود دارد.
به دليل پرهيز از تکثر فرضيه¬ها، ويژگي¬هاي رفتاري کارآفرينان به مؤلفه¬هاي آن شکسته نشد و به¬طور کلي آورده شده است؛ هرچند که در مرحلة تحليل پرسشنامه رابطة تک¬تک آنها با سبک¬هاي ارتباطي آورده خواهد شد.
روش تحقيق
همان¬طور که¬ سکاران در کتاب خود مي¬نويسد، شيوه¬هاي ارتباطي يکي از موارد اولويت دار براي تحقيقات اکتشافي هستند و مرحلة اول اين تحقيق هم، اکتشافي است؛ اما با کشف اين سبک، تحقيق حاضر پايان نمي¬يابد؛ بلکه توصيف آن و پيدا کردن ميزان همبستگي¬اش با کارآفريني هم جزو اهداف تحقيق حاضر مي¬باشد. در نتيجه تحقيق ما در مرحلة دوم و سوم، يک تحقيق توصيفي و همبستگي خواهد بود.
به عبارت ديگر روش تحقيق به كار گرفته شده در اين پژوهش، روش اکتشافي، توصيفي و همبستگي است .اين تحقيق از نوع پيمايشي انجام شده است بدين طريق كه جهت جمع¬آوري اطلاعات مورد نياز براي تدوين پيشينه تحقيق و مباني نظري آن از روش كتابخانه¬اي استفاده گرديده و همچنين جهت بررسي وضعيت موجود سازمان¬هاي موجود و ارتباط آن با موضوع تحقيق از روش ميداني استفاده شده است.
جامعة آماري
واحد مورد مطالعة پژوهش حاضر صنايع غذايي استان قم مي-باشد. با توجه به اينکه صنايع غذايي اين استان به خصوص صنعت سوهان سازي آن افراد بسياري را مشغول به کار کرده و شهرت زيادي کسب کرده است، محقق صنعت مذکور را براي مطالعة کارآفريني انتخاب کرده است.
نمونة آماري
با توجه به اينکه بزرگترين شهرک صنعتي استان، شهرک شکوهيه است و بيش از۸۰ % شرکت¬ها در آنجا واقعند، نمونه¬هاي ما از بين ۳۷ شرکت توليد کنندة صنايع غذايي واقع در شهرک شکوهيه و ده¬ها کارگاه سوهان¬پزي، نانوايي پيشرفته، قنادي و …. در داخل شهر نمونة تصادفي گرفته شده است به اين ترتيب که ۱۲ شرکت ۱۰ کا رگاه و جمعاً ۱۴۸ نفر نمونة آماري پژوهش حاضر مي¬باشد.
روش تجزيه و تحليل داده ها:
در اين تحقيق از آزمونهاي مورد نياز براي تجزيه و تحليل مانند آزمون F ،آزمون Uمن ويتني و … استفاده خواهد شد و از نرم افزار Spss براي تجزيه و تحليل داده ها استفاده مي شود.
قلمرو تحقيق
مسائل و مشکلات هر شاخه‌اي از علم تا حدي پيچيده و داراي تأثيرات و تأثرات متقابل مي باشد. بنابراين بر ¬هر پژوهش-گري واجب است¬که مرزهاي مسئله يا مشکل را تعيين ¬کند, در غير اين صورت گستردگي ابعاد و زواياي مسئله از يک طرف و محدوديت‌هاي زماني و مالي پژوهش از طرف ديگر سبب مي‌شود که به¬جاي اينکه پژوهش¬گر مسئله يا مشکل را حل کند و به راه‌حل‌هاي قطعي در ابعاد و زواياي مورد نظر برسد, مسئله و مشکل انتخاب شده پژوهش¬گر را در خود حل نمايد.
بنابراين جهت شناخت دقيق و صحيح مسئله مورد پژوهش, قابل کاربردي کردن پژوهش, ژرفا¬نگري و رسيدن به راه‌حل‌هاي دقيق‌تر, قطعي‌تر, اصلاحي و سازنده, مرتبط با موضوع مورد پژوهش و از طرف ديگر توجه به محدوديت‌هاي هزينه, زمان و اهداف فردي پژوهش‌گر, مشخص کردن قلمرو و ابعاد موضوعي, زماني و مکاني پژوهش, لازم و ضروري است.
قلمرو موضوعي:
بررسي محورها و موضوعات مرتبط با بحث کارآفريني‌ و فرآيند آن از جهات مختلف ممکن و مقدور است, که در پژوهش حاضر, مباحث مربوط به مؤلفه‌هاي شش¬گانة سبک¬هاي ارتباطات و ويژگي-هاي رفتاري کارآفرينان مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

قلمرو مکاني:
به دليل اينکه سال۸۵ استان قم در زمينة اشتغال صنعتي مقام اول کشور را کسب کرده است پژوهش حاضر در شرکت¬هاي صنعتي استان قم صورت مي‌گيرد. ولي به خاطر محدوديت زماني، و نيز رعايت اصل صرفه¬جويي، فقط به صنايع غذايي اين استان که تا حدودي معروف شده است اکتفا مي¬گردد.
قلمرو زماني
قلمرو زماني اسن تحقيق سال ۱۳۸۶ مي باشد.
تعريف مفهومي تحقيق
ارتباطات از عناصر اولية کارآفريني است. کارآفرينان بايد در سطوح مختلف با اشخاص زير‌دست، بالا‌دست و يا هم¬طرازِ خود ارتباط برقرار کنند. ارتباطِ مديريت با کساني که براي او کار مي‌کنند، ممکن است مهمترين ارتباطات در سازمان باشد، زيرا همة جنبه‌هاي کار مانند: آموزش، ارجاع مأموريت و ارزيابي عملکرد از راه ارتباطات انجام مي‌گيرند.
در اين تحقيق براي سنجش سبک¬هاي ارتباطي کارآفرينان با تحقيق در ادبيات مربوطه، انواع سبک¬هاي ارتباطي شناسايي شد که به صورت تفصيلي مباحث مربوط به آنها در فصل دوم ارائه شده است. البته سبک¬هاي ارتباطي در طبقه¬بندي¬هاي مختلف به سه يا چهار سبک تقسيم شده بودند و ما کامل¬ترين طبقه¬بندي موجود که شامل شش سبک است، برگزيده¬ايم. حال براي اينکه به سنجش اين شاخص‌ها بپردازيم بايد تعريفي عملياتي از شاخص‌ها ارائه دهيم. تعريف‌عملياتي بدين معني است که شاخص‌هاي مدل مفهومي را که کيفي هستند به صورتي در بياوريم که قابل سنجش باشند. انواع سبک¬هاي ارتباطي به¬صورت زير مي‌باشد:

همان¬طور که ذکر شد، اين شاخص‌ها به همين صورت، قابل سنجش نمي‌باشند. براي سنجش آنها بايد تعريفي عملياتي از هر يک ارائه دهيم. در ادامه، تعاريف مفهومي و عملياتي که براي سنجش هر يک از اين شاخص‌ها به کار گرفته شده ارائه مي‌شود.
• کارآفريني : فرآيندي است که منجر به ايجاد رضايت‌مندي و يا تقاضاي جديد مي‌گردد. کارآفريني عبارت است از فرآيند ايجاد ارزش از راه تشکيل مجموعة منحصر به فردي از منابع به منظور بهره‌گيري از فرصت‌ها.
• کارآفريني سازماني : فرآيندي است که در آن محصولات يا فرآيندهاي نوآوري شده از طريق ابقاء و ايجاد فرهنگ کارآفرينانه در يک سازمان از قبل تأسيس شده به ظهور مي‌رسد. به عبارت ديگر مجموعة فعاليت‌هايي است که از منابع و حمايت سازماني به منظور دست¬يابي به نتايج نوآورانه برخوردار مي‌باشد.
• ارتباطات سازماني: فرآيندي است که مديران به وسيلة آن سيستمي را براي گرفتن اطلاعات و تبادل معاني به افراد و ارگان‌هاي فراوان داخل و خارج سازمان برقرار مي‌سازند.
• سبک ارتباطات : مجموعه‌اي از رفتارهاي ميان¬فردي است که در موقعيت‌هاي خاص سازماني از افراد سازمان بروز مي‌کند.
• سبک ارتباطي کنترلي : در اين سبک, فردي که ارتباط برقرار مي‌کند به دنبال اطاعت و پيروي محض است, نه بحث و تبادل نظر در کار براي رسيدن به توافق و تمايلي به شنيدن و ارائه راه‌کارهاي پيشنهادي از جانب ديگران ندارد.
• سبک ارتباطي تساوي : يک سبک ارتباطي دو طرفه است که در آن فرستنده و گيرندة پيام هر دو (رئيس و مرئوس) از يکديگر تأثير و تأثر مي‌پذيرند. فضاي بحث بين طرفين در درون سازمان باز است و هر دو طرف در محيطي که پذيراي عقايد گوناگون و مختلف است با يکديگر تصميم گيري مي‌کنند.
• سبک ارتباطي ساختارگرا : هدف اين است كه محيط را به سمت نظام¬مند كردن سازمان و خواسته¬هاي خود سوق دهيم. در اين سبك با تأكيد بررويه¬ها، قوانين، مقررات و استانداردها سعي در ترغيب ديگران داريم و آخر اين كه اين سبك به سمت شفاف كردن روابطي كه ساختارها ايجاد مي¬كنند پيش مي¬رود.
• سبک ارتباطي پويا : در اين سبک تمايل طرف ارتباطي يا فرستندة پيام بر اين است که در فرآيند ارتباطات اصل مطلب, گفته شده و خيلي به درازا کشيده نشود. يعني در حداقل زمان ممکنه بهترين و اثربخش‌ترين نوع ارتباطات و تبادل اطلاعات را به وجود آورد.
• سبک ارتباطي تفويضي : رئيس, مدير يا مافوق تمايل به جلب حمايت و کمک از جانب افراد ديگر (يعني طرف‌هاي ارتباطي خود را) دارد. به عبارت ديگر, تمايلي به نظارت و سرپرستي مستقيم افراد خود ندارد, بلکه بيشتر ترجيح مي‌دهد تا طرف‌هاي ارتباطي, خود ياري شوند, تا مستقيماً از سوي مدير.
• سبک ارتباطي اجتناب : در حقيقت کساني که اين سبک ارتباطي را بر مي‌گزينند از تعامل با ديگران گريزان هستند و تمايلي به برقراري ارتباط ندارند. ايشان ترجيح مي‌دهند که نه بر ديگران اثر بگذارند و نه از آنها تأثير بپذيرند.
• ويژگي¬هاي رفتاري کارآفرينان:
که از مدل ۱۰D ويليام باي¬گريو اخذ شده است و شامل ويژگي-هاي رفتاري کارآفرينان است که با حرف D انگليسي شروع مي-شوند و عبارتند از قاطعيت ، اهل عمل بودن ، عزم راسخ داشتن ، رويا¬پردازي ، فداکاري ، دلبستگي ، موشکافي ، کنترل سرنوشت¬کاري ، ثروت اندوزي ، توزيع ثروت .
تعريف‌هاي عملياتي
در فرضيه¬ها و مدل تحقيق چندين متغير مستقل و وابسته مطرح شده¬اند که برخي از مهمترين اين متغير¬ها متناسب با اهداف تحقيق به¬ صورت عملياتي تعريف مي‌گردد:
سبک کنترلي: سؤالاتي که براي سنجش اين سبک در نظر گرفته شده¬اند دو معيار زير را مي¬سنجند: ميزان تحميل نظرات مدير به زير دستان؛ و اجازه دادن به زيردستان براي اظهار نظر.
سبک تساوي: سؤالاتي که براي سنجش اين سبک در نظر گرفته شده¬اند دو معيار زير را مي¬سنجند: ميزان پذيرش افکار و عقايد زيردستان؛ و ميزان صداقت آنها در هنگام صحبت با زيردستان.
سبک ساختاري: سؤالاتي که براي سنجش اين سبک در نظر گرفته شده¬اند سه معيار زير را مي¬سنجند: ميزان تأکيد بيش¬از حد بر اجراي قوانين و مقررات؛ و ميزان صراحت و کوتاه¬گويي آنها در هنگام صحبت با زيردستان؛ ميزان اصرار آنها بر خط¬مشي¬هاي سازمان.
سبک پويا: سؤالاتي که براي سنجش اين سبک در نظر گرفته شده-اند عوامل زير را مورد اندازه¬گيري قرار مي¬دهد: مقدار اجتناب از تأکيد بر اجراي قوانين و مقررات؛ و ميزان تشريح دستورالعمل¬ها براي زيردستان؛ ميزان اجتناب از اصرار بر خط¬مشي¬هاي سازمان.
سبک تفويضي: سؤالاتي که براي سنجش اين سبک در نظر گرفته شده¬اند عوامل زير را مورد اندازه¬گيري قرار مي¬دهد: ميزان اجازه¬اي که مديران براي اظهار نظر به زيردستان مي¬دهند؛ ميزان واگذاري اختيارات و مسؤليت¬ها به زيردستان.
سبک اجتناب: سؤالاتي که براي سنجش اين سبک در نظر گرفته شده¬اند عوامل زير را مورد اندازه¬گيري قرار مي¬دهد: ميزان اجتناب مديران از بحث و جدل و ميزان واگذاري کارها به زيردستان.
ويژگي¬هاي رفتاري کارآفرينان:
• قاطعيت: کارآفرينان افرادي هستند که به¬سرعت تصميم¬گيري مي¬کنند و تعلل نمي¬ورزند. سرعت آنها در تصميم¬گيري عامل کليدي موفقيت آنها محسوب مي¬شود.
• اهل عمل : زماني¬که آنها گزينه¬اي را انتخاب مي-کنند، تا آنجايي که امکان داشته باشد آن¬را با سرعت زياد به اجرا در مي¬آورند.
• عزم راسخ : آنها افرادي هستند که کسب وکار مخاطره¬آميز خود رابا تعهد کامل اجرا مي¬کنند. آنها به¬ندرت دلسرد مي¬شوند؛ حتي زماني¬که با موانعي غيرقابل نفوذ مواجه مي¬شوند.
• خيال¬پردازي : کارآفرينان در خصوص اينکه دوست دارند در آينده براي آنها و کسب و کارشان چه اتفاقي بيفتد، چشم¬اندازي ترسيم مي¬کنند؛ و مهم¬تر آنکه توانايي اجراي روياهاي خود را دارند.
• فداکاري : کارآفرينان کساني هستند که خود را فداي کسب¬وکار خود مي¬کنند و بعضي اوقات به¬خاطر فداکاري در راه کسب و کار خود، وقت کمتري را صرف دوستان و خانوادة خويش مي¬کنند. و تبعاً هزينة زيادي در اين خصوص مي¬پردازند. آنها افرادي خستگي ناپذير هستند، به¬گونه¬اي که ۱۲ ساعت در روز و يا ۷ روز هفته کار مي¬کنند.
• دلبستگي : کارآفرينان به آنچه که انجام مي¬دهند، عشق مي¬ورزند و اين دلبستگي و عشق به کار، آنها را در مواجهه با تنگناها و مشکلات صعب¬العلاج روي پا نگه مي¬دارد. علاوة آن عشق به کار و توليد موجب اثربخشي فروش محصولات و خدمات در آنها مي¬گردد.
• موشکافي : کارآفرينان موضوعات مربوط به شروع و رشد کسب و کار خود را موشکافانه مورد بررسي قرار داده، و حتي موضوعات جزئي¬که داراي اهميت کمتري هستند، از نظر دور نگه نمي¬دارند.
• کنترل سرنوشت¬کاري : کارآفرينان به¬جاي اينکه ديگران سرنوشت آنها را رقم بزنند، سرنوشت کاري خود را به دست مي¬گيرند.
• ثروت اندوزي : سودآوري و درآمدزايي هدف اصلي کارآفرينان نيست، بلکه پول، بيشتر به¬عنوان معيار و ملاک موفقيت آنها محسوب مي¬شود.
• توزيع ثروت : کارآفرينان مالکيت کسب و کار خود را با کارکنان کليدي و کساني که در موفقيت آنها نقش کليدي داشته¬اند، تقسيم مي¬کنند.

مشکلات و تنگناهاي احتمالي:

زمان و مراحل پيشرفت كار:
الف:طول مدت اجراي تحقيق: ب:تاريخ شروع:
ج:تاريخ احتمالي تنظيم و نگارش:
د:تاريخ احتمالي تحويل به استادان راهنما و مشاوره جهت مطالعه:
ه:تاريخ احتمالي تايپ و تكثير: و:تاريخ احتمالي آمادگي براي دفاع :