چکیده:
هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین اختلالات رفتاری در جهت های مذهبی دانشجویان ورودی ۸۵ دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر است فرضیه عنوان شده عبارتند از اینکه بین اختلالات رفتاری و جهت های مذهبی دانشجویان رابطه معنی دارد وجود دارد که جامعه مورد مطالعه عبارتند از دانشجویان ورودی ۸۵ است

که ۶۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده که انتخاب نمونه ها به صورت تصادفی بوده است و جهت ازمون فرضیه ها از روش اماری ضریب پیرسون استفاده گردیده که جهت اعتبار آن از t و فرمول آن استفاده نموده که نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین اختلالات رفتاری و جهت های مذهبی رابطه معنی داری وجود داردو در سطح معنی داری ۵% قرار دارد.

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه:
همه افراد بشر مشکلاتی دارند این مشکلات در نتیجه محدودیت و دوری از عقاید اسلامی تولید می شود و به عبارت دیگر ریشه در اکثر مسائل انسان و رنجهای حاصل از آن است که اغلب برای افراد دشوار و یا حتی غیر ممکن است که مستقیما” به مشکلی حمله بیاورندو آن را از بین ببرند گاهی محدودیت و دوری از عقاید اسلامی منجر به پرخاشگری و اختلالات شناختی می شود که اختالات شناختیکه در نتیجه محدودیت ایجاد شده ممکن است متوجه فرد یا

افرادی که آن را به وجود آورده اند شود و یا اینکه به سوی جانشینان آنها سوق داده شود اختالات شناختی ممکن است به جانب خود فرد نیز هدایت شود . جان داسر روانشناس آمریکایی و همکارانش در کتاب خود به نام اختالات شناختی چنین می نویسد که رفتار شناختی همیشه بعد از ناکامی ایجاد می شودیعنی وجود محدودیت و نبود چیزی در زندگی منجربه نوعی رفتار پرخاشگرانه خواهد شد روانشناسان و روان پزشکان برای تشخیص و درمان احساس اختالات

شناختی در کودکان علاوه بر روشهای جالبو مفید آموزش با مسائل مذهبی و مطالب دینی هم انتخاب کرده اند که در این روش به کودک یک خانواده اشنایی با اصول دین آموزش داده می شود تا شاید بتواند از میزان خود خواهی و اختالات رفتاری در جهت در جهت رسیدن به اهداف خود بکاهد اگر پدر و مادر را مسئول محدودیت کودک بدانیم خوب رفتار کودک و اختالات رفتاری آنها منجر به این خواهد بود که آیا کودک در دوران نوجوانی و جوانی از خود بی خود شود یا نه . آیا

دچار اختلالات رفتاری و شناختی شود یا نه و اگر احتیاج شخص برای رسیدن به مقام اجتماعی سرکوب شود در او تنفر شدید ی نسبت به تبعیض طبقاتی پیدا می شودو در نتیجه زندگی خود را وقف به دست آوردن حقوق مساوی برای افراد بشر خواهد کرد. صبوری ص۱۲۱ -۱۳۸۴
بیان مسأله :

نیازهای انسان متعددند و آنهایی که ارضا نمی شوند به ایجاد تنش در خود منجر به می شوند از آنهایی که تنش حالت ناخوشایندی است فرد در جستجوی هدفی بر می آید که با رسیدن به ان قادر گرددتنش خود را کاهش داده و به تعدل دست یابد نیازهای نوجوانان و جوانان نیزهمانند سایر افراد متنوع و متفاوتند

برخی از این نیازها ی جسمانی و اساسی اند و بعضی دیگر روانشناختی و متعادلی و مذهبی که بر آوردن نیازهای اساسی ضامن بقای حیات است که در این رابطه مسائل و آشنایی با مسائل دینی میتواند میزان اضطراب و تند خویی را کاهش دهد خوب یکی از عوامل کاهش اختلالات شناختی بوسیله افراد مخصوصا” جوانان می تواند استفاده و بهره گیری از عواطف خود و نگرش نسبت به مسائل دینی و جهت های مذهبی که از طریق کتاب و یا آشنایی با ائمهباشد میزان

اختلالات رفتاری را در خود کاهش داده که به اعتقاد صاحبنظران گرچه استفاده از جابجایی از دین طریق چاره ای از خطرات و تهدیدات را کاهش می دهد اما خود فرد باید روحیه دینی خود را با هر روش تقویت کند تا بتواند جایگاهی از این مسائی در زندگی خود داشته باشد اختلالات شناختی باعث بالا رفتن اضطراب و عدم اعتماد به نفس در فرد می شود که جهت جبران این اختلالات شناختی می توان به مواردی نام برد که در شناخت جهت های مذهبی مهم است.
سئوال مسئله:

آیا بین اختلالات شناختی و جهت های مذهبی رابطه معنی داری وجود دارد؟
اهدف تحقیق :
هدف از تحقیق حاضر عبارتند ازبررسی رابطه بین اختلالات رفتاری و جهت های مذهبی و مسائل مذهبی است و اینکه آیا روی آوردن به مذهب از اختلالات رفتاری می کاهد یا نه هیچ فرقی نمی کند و آیا بین اختلالات رفتاری و جهت های مذهبی رابطه وجود دارد و در کاهش و افزایش اختلالات رفتاری مانند اضطراب و افسردگی و تنش می تواند مذهب تأثیر گذار باشد یا نه .

اهمیت و ضرورت تحقیق
جامعه شناسان و کارشناسان امور فرهنگی بر این باورند که محیط زندگی نوجوان و جوان و ارضاع خانواده و اعتقادات دینی و تمایل به فرائض آسمانی می تواند در کاهش رفتارهای نا مناسب و اختلالات نقش به سزایی داشته باشدو امید است با پروژه هایی که در این فرضیه انجام می گردد بتوانیم جهت های مذهبی و عقاید مذهبی و جایگاه آن را در زندگی افزایش داده و میزان رفتارهای نا پسندانه و اختلالات انها را در زندگی کم و کمتر کنیم که استفاده از این تحقیقات د رمراکز و نهاد خانواده مورد توجهزیاد قرار خواهند گرفت و کم کردن اختلالات رفتاری به خصوص در بین جوانان که مهمترین قشر جامعه هستند می تواند مفید باشد و امید است که این مسائل مربوط به مذهب در بین جوانان نقش به سزایی داشته باشد .

متغییر های تحقیق
اختلالات رفتاری = متغییر های وابسته
جهت های مذهبی = متغییر های
تعاریف عملیاتی و نظری واژه ها و مفاهیم

تعریف عملیاتی : اختلالات رفتاری : عبارتند از رفتارها و اعمال نامناسب و نا متناسب با شخصیت آدمی از لحاظ کدامی دچار مشکلاتی است که فرد در برابر اضطرابها و شکست ها از خود نشان می دهد و هر عملی می تواند این اضطرابها را بیشتر وبیشتر کند.
و بالاخره عبارتند از غره ای است که آزمونی از آزمون اختلالات رفتاری بدست می آورد.

جهت های مذهبی : عبارتند از اعتقادات و فرائض دینیاست که هر فردی نسبتبه اعتقادات خود به آن پایبند است و رفتار وکردار خود را با آن منطبق می کند .
و بالاخره عبارتند از نمره ای است که آزمونی از آزمون جهت های مذهبی بدست آورده است.

فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق

بهداشت روانی از نظر اسلامی :
مقدمه : به طور کلی باید گفت سابقه آشنایی بشر با مسائل روانی و از جمله ” بهداشت روانی” دقیقا” روشن نیست .بدون شکل زمینه آگاهیها و دانسته های انسان در این مورد , مانند تجربیات دیگران او از آغاز خلقت در نهاد وی وجود داشته و در طول تاریخ توسعه و تکمیل یافته و به پیدایش دانشگاههای گوناگون

بشری منتهی شده است . از سوی دیگر باید به این نکته توجه نمودکه شناخت جسم و عوارض و آثار آن به دلیل قابل لمس بودن و عینی بودن آن برای آدمی آسانتر می نموده است . اما روح یا روان و به طور اعم , نفسانیات چون از سنخ پدیده های نمی باشند , وی هیچگاه نتوانسته از از ذات و ماهیت و تجلیات آن اطلاع دقیق حاصل کند و به سخن دیگر روح ومسائل مربوط به آن همواره از حقایق دست نیافتنی بشمار رفته اند . به همین دلیل پندار ها و تصوراتدرباره روح و

روان و همچنین عوارض روحی یا بیماریهای روانیدر بین اقوام و قبایل غیر توحیدی که معتقد به الهه ها و خدایان متعدد و یا تابوت ها بوده اند و گاهی نزد مذهبیهای عوام و ساده اندیش با انواع خرافات و باورهای نادرست آمیخته شده است . نمونه های این باورهای ساده لوحانه و بی پایه در تاریخ بشر فراوان یافت می شود که حلول ارواح خبیثه (شیطانی) در کالبد بیماران روانی و خارج ساختن انها از طریق برگذاری مراسم ویژه و خواندن او آوراد و اذکار مخصوص از جمله آنها می باشد.

رابطه بهداشت روانی با رشد شخصیت و تکامل اخلاقی

اصطلاح بهداشت روانی ,معمولا” به دو معنی به کار می رود.
۱ – حفظ سلامت روانی و مجموعه تدابیرو اصواتی که به وسیله آنهاسلامت جان و روان آدمی تأمین و حفظ می گردد.

۲ – کاهش بیماریهای روانی درجامعه و شناخت روشها و فنونی که در نهایت منجر به کاستن از دامنه بیماریها و اختلالات روانی در جامعه می شود .
در هر یک از دو تعریف بالا, هدف نهایی در بهداشت روانی , حفظ سلامت فکر و و توان فرد می باشد , به گونه ای که بتواند در زندگی فردی و اجتماعی خویش وضعیت و موقعیت عادی و مطلوب داشته باشد و در زمینه وظایف شخصی و روابط متقابل گروهی با افراد جامعه با دشواری روبه رو نشود . بدین ترتیب لازمه تأمین سلامت روان و پیشگیری از بروز مشکلات روحی یا بیماریهای روانی آن است که قبل از هر چیز زیر بنای یک شخصیت منسجم و استواردر فرد به وجود آید و این به این معنی است که از همان ابتدای تولد کودک و حتی پیش از آن , کلیه عوامل مؤثر در سلامت روانی و تعادل رفتار او را مورد توجه قرار دهیم و به این وسیله ضمن کمک به ایجاد شخصیت سالم و متعادل در وی , امکان حفظ سلامت روانی اش را را فراهم سازیم.

در فرهنگ غنی و متعالی اسلام توجه به این امر , یعنی حفظ سلامت و تعادل روانی انسان و پشگیری از بروز مشکلاترفتاری ویجایگاه ویژه ای دارد .
دیدگاه اسلام درباره بهداشت روانی دریک تعریف کلی تحت عنوان سلامت فکر و تکامل روانی و همچنین صیانت جسم و جان انسان می تواند خلاصه نمود .
در آموزشگاههای اسلام تأکید فراوانی در مورد کسب دانش و ارتقاء سطح بینش افراد انسانی به عمل آمده است این آموزشها که دامنه گسترده ای دارند, زمینه را برای درک مسئولیت های فردی واجتماعی و همچنین شناخت حق دیگران و احترام به قانون , ابراز فداکاری واز خود گذشتگی به خاطر آرمانهای مقدس انسانی و خدایی و سرانجام سعادتمندی و رستگاری دو جهان انسان آماده می کند .بدیهی است کسانی که بر پایه چنین آموزشهایی تربیت بیابند ,

شخصیتی متعادل و بالنده دارند , و از ازاده ای قوی , منطقی درست نیتی پاک ,قلبی سرشار از مهر و دوستی نسبت به دیگران و …. برخوردارند و این همان چیزی است که در روان شناسی از تعبیر به ” شخصیت بهنجار ” می کنند . تعالیم عالیه اسلام در سیره و نیز گفتار حضرت رسول اکرم (ص) متبلور شده است . آنجا که می فرماید :

بعثتُ لا تمّمَ مکارمَ الاخلاقِِِِِِِِ .
“من برای تکمیل صفات نیکوی اخلاقی مبعوث شده ام.”
از این بیان به روشنی می توان دریافت که در تربیت اسلامی تا چه حد به سلامت روانی اهمیت داده شده است.زیرا صفات نیکوی اخلاقی , همان خصائصی است که به فرد شخصیتی متین و متعادل می بخشد و با قدرت اراده و رشدی که در وی ایجاد می کند . وی را در برابر مشکلات و گرفتاریهای گوناگون زندگی و عوامل نابسامانیهای روانی مقاوم می کند و این همان هدفی است که بهداشت روانی آن را دنبال می کند . با قا طعیت می توان گفت که آموزشهای اسلامی بهترین وسیله برای پیشگیری از بیماریهای روانی و سنجش دستیابی به تکامل روانی می باشد . به عنوان مثال , سالم سازی محیط , از طریق تحریم

مشروبات الکلی و هیگساریهای آشکار , برداشت ها یمنطقی و واقع بینانه نسبت به امور جنسی , شرطی کردنافراد نسبت به اتناع طبیعی عریزه جنسی از راه ازدواج مشروع , ایجاد تنفر نسبت به انحرافات جنسی, تأکید در مورد جلوگیری از تولید مثل مبتلایان به بیماریهای شدید روانی و صدها دستور اخلاقی و حقوقی ,حقوقی جزایی را می توان نام برد که همه آنها زمینه را برای ایجاد محیط سالم خانوادگی و اجتماعی آماده ساخته و پایه های بهداشت روانی را به گونه ای استوار پی ریزی می کند.

بهداشت و سلامت روانی کودک از نظر اسلام
مقدمتا” باید گفته شود که تعلیم و تربیت کودک در اسلام تنها به عنوان یک دستور اخلاقی مطرح نشده است , بلکه در قالب یک حق مسلم وی که عایت آن از طرف والدین الزامی می باشد .گوشزد گردیده است .در این جا با توجه به آیات , احادیث و روایات به مواردی از کلام معصومین علیه السلام اشاره می کنیم که به روشنی وظائف اولیاء و مربیان در جنبه های مختلف تربیت کودکان را بیان فرموده اند.
۱ – احترام و نیکی کردن نسبت به فرزندان

پیامبر گرامی اسلام در این رابطه می فرماید : مِن حَقِِِِ اَلوَلدِ عَلی الوالدِان اَن یَحسُِنَ اِسِِِِِِمَهُ و یَسحُنَ اَدَبَهُ ” از حقوق پسر بر خود آن است که وی را احترام کند ,برایش نام نیکو انتخاب کند و او را با پاکی و پاکیدلی پرورش دهد .”او در جای دیگر می فرماید:

اِذا سَمَّیمُ اَلولََدَ فَاکِرمؤاَله واوسِعُمالَهُ فیِ اَلمحلس وَلا تَسَتقَبِحُوالهََُُ وَ جها . ” وقتی نام فرزنداتان را می برید, او را گرامی دارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید و باز کنید و نسبت به او رو ترش نکنید .”سیره و روش زندگی گونه ای که در مواقع برخورد با کودکان با احترام به کودکان بود و به آنان عنایات خاصی داشت, به گونه ای که در موقع برخورد با کودکان به احترام آنان می ایستاد و آنها را در آغوش می گرفت و گاهی ایشان بر پشت و دوش خود سوار می کرد به اصحاب

خود توسیه می فرمود که با کودکان این طور رفتار کنند .نقل است که حضرت در جایی نشسته بوند حسن و حسین علیع السلام وارد شدند , حضرت به احترام آنها از جایی برخواست و منتظر شد تا پس از چند لحظه کودکان به او رسیدن , حضرت به طرف آنها رفت و آنها را در آغوش گرفت و بر دوش خود سوار کرد و به راه افتاد . نمونه های مانند اینها در زندگی معصومین و پیشوایان اسلام زیاد دیده شده است .در بهداشت روانی این موضوع به عنوان یک اصل بدیهی مورد قبول است که احترام و توجه به کودکان در سنین خرد سالی , از ضروریات بنای یک شخصیت سالم و پایه اعتماد به نفس در بزرگسالی است و در صورتی که والدین و مربیان , کودک را مورد محبت و احترام قرار ندهند , لطمه جبران ناپذیری متوجه سلامت روانیش خواهد شد.