« طرح تحقيق »
عنوان پژوهش :
« بررسي رابطه بين انواع اختيار مديران با تعهد سازماني دبيران مدارس راهنمايي پسرانه نواحي هفت گانه شهرستان مشهد سال تحصيلي ۸۳ ـ ۸۲ »
بيان مسئله پژوهش :
مطالعه در خصوص رهبري و مديريت بازگو كننده اين مهم است كه استفاده صحيح از منابع اختيارات متناسب با كاركنان محور اصلي اثر بخشي ، كارايي ، ايجاد جوي باز و پويا در سازمان بوده ، در سازمانهاي رسمي از جمله سازمانهاي نظام آموزش و پرورش روابط رسمي بر اساس اختيار بر قرار مي شوند. نوع و ماهيت روابط ميان معلم ـ شاگرد ، مدير ـ معلم يا به طور كلي ، رئيس ـ مرئوس را منحصر اختيار مشخص مي سازد.

امروزه ديگر مديران دريافته اند كه پرورش نيروي كار آمد و توسعه منابع انساني راهي است ميان بر كه مي تواند سازمانها را جهت تحقق هر چه بهتر اهداف ياري كند . لذا در اين برهه از زمان مزيتي كه سازمانها در پيشي گرفتن از يكديگر دارند تنها در فناوري جديد خلاصه نمي شود بلكه در بالا بردن اعتماد به نفس و ميزان تعهد و وابستگي كاركنان به اهداف سازمان نهفته است.
( هيچ سازماني نمي تواند موفق شود مگر اينكه اعضا و كاركنان سازمان نسبت به آن نوعي تعهد داشته باشند و تلاش نسبي نمايند ( استونروفري من ۱۳۷۵ ـ ۹۷۲ ) 

(مهمترين كمك ماكس وبر به مديريت ، نظريه اقتدار و اختيار ، و توصيف سازمان ها بر مبناي ساختار روابط ناشي از اختيار است . وبر سه نوع اختيار (اقتدار) تشخيص داد و به موجب منشاء مشروعيت آنها را به شرح زير طبقه بندي كرد :
۱ ـ اختيار فرمند : كه منشاء آن كاريزما يا فرمندي و جاذبه شخصيتي است .
۲ ـ اختيار سنتي : كه بر رسوم و سنن فرهنگي و ارزشهاي اجتماعي مبتني است .
۳ ـ اختيار قانوني : كه منشأ آن قوانين و مقررات عقلاني است كه براي نظم اجتماعي وضع مي شوند . علاقه بند ۱۳۷۸ ـ ۱۰۳ ) .
لذا در اين پژوهش سعي مي شود ارتباط هر يك از سطوح اختيارات سه گانه از نظر «وبر» با تعهد سازماني دبيران و نقش هر يك بر تعهد سازماني دبيران مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد و نتايج حاصل از آن به عنوان راهكارهاي عملي مورد استفاده مديران آموزشي و دبيران قرار گيرد.
اهميت و ضرورت پژوهش :

بررسي و شناخت منابع قدرت مورد استفاده مديران به عنوان يكي از عوامل مهم رهبري تصميم گيري و در نتيجه نفوذ كاركنان و همچنين تعيين كننده نوع تعهد سازماني حاكم بر مدرسه … بسيار ضروري است. تداوم اينگونه تحقيقات مي تواند آثار مفيدي در جهت آشنايي مديران با منابع قدرت در بر داشته ، علم و آگاهي آنان را نسبت به منابع اختيار مورد قبول كاركنان افزايش داده و اين شناخت و آگاهي از طرفي باعث به كارگيري منبع اختيار درست و نادرست با روحيه كاركنان توسط مدير و از طرفي باعث افزايش سلامت رواني سازمان مي گردد.

بنابراين اختيار از عواملي است كه مي تواند مستقيم و يا غير مستقيم در تعهد سازماني دبيران تأثير گذاشته و آنرا به صورت منفي و يا مثبت نمايان سازد.
مثلاً در اقتدار بوروكراتيك (ديوانسالاري) احكام ، قوانين و مقررات وقتي مبناي كار مدير قرار مي گيرد ، از دبيران انتظار مي رود بطور مناسب پاسخ دهند در غير اين صورت منتظر عواقب كار خود باشند. (سر جيواني توماس ۱۳۷۳ ـ ۱۱ ) .

تعهد در كار معلمان به چند دليل مي تواند حائز اهميت باشد. اولاً يافته هاي « كوچ و استيرز» ۱۹۷۶ نشان مي دهد كه تعهد سازماني اغلب پيش بيني كننده خوبي براي تمايل ماندن در شغل مي باشد. بعلاوه تحقيقات نشان مي دهد كه كارمندان داراي تعهد بالا ممكن است نسبت به كساني كه تعهد كمتري دارند عملكرد بهتري داشته باشند و نهايتاً تعهد ممكن است شاخص خوبي براي ميزان تاثير و اثر بخشي يك سازمان باشد.

ضرورت و اهميت اين تحقيق در اين است كه استفاده صحيح مديران آموزشي از منابع اختيارات متناسب با كاركنان (دبيران) كه از عوامل مهم رهبري است ، مديران مدارس را در ارتقاء بخشي به سطح تلاش خالصانه دبيران و تعهد سازماني مورد نياز ياري كرده و از طرفي دبيران همواره احساس نمايند كه سازمان براي آنها ارزش و احترام قائل بوده و به نوعي مديريت سازمان از نظريات و وجود آنها در جهت رسيدن به اهداف سازمان استفاده نمايد.
اهداف پژوهش :
– هدف اصلي (كلي) تحقيق :

بررسي رابطه بين انواع اختيار مديران با تعهد سازماني دبيران مدارس راهنمايي پسرانه نواحي هفت گانه شهرستان مشهد سال تحصيلي ۸۳ ـ ۸۲
– هدفهاي فرعي (جزئي) تحقيق :
آيا بين اختيار فرمند مديران با تعهد سازماني دبيران رابطه وجود دارد ؟
آيا بين اختيار سنتي مديران با تعهد سازماني دبيران رابطه وجود دارد ؟
آيا بين اختيار قانوني مديران با تعهد سازماني دبيران رابطه وجود دارد ؟
پيشينه پژوهش :
در رابطه با سبك هاي مديريت ، پژوهش هاي زيادي انجام شده است و كتب و منابع فراواني به رشته تحرير در آمده است دامنه اين مطالعات از پژوهش هاي دانشگاههاي اوهايو و ميشيگان آمريكا كه عمدتا به شناسايي دو سبك رابطه مداري و كار مداري منتهي گرديد . يك از نظريه هايي كه به سبك مديريت و روابط انساني مي پردازد ، نظريه « مسير ـ هدف » مي باشد در اين نظريه اعتقاد بر اين است كه انگيزش ، رضايت و كوششهاي زير دستان به رفتار مدير بستگي دارد تئوري مسير هدف تئوري جديدي است كه به سال هاي دهه ۶۰ بر مي گردد . (ميركمالي ، ۱۳۷۸ ص ۳۵) .
اوايل قرن بيستم دنياي صنعتي شاهد توسعة سازمانها و موسسات بزرگ و پيچيده بود مديريت بروكراسي با رشد و توسعه سازمانها و پيچيدگي هر چه بيشتر آنها شكل گرفت (ماكس وبر) جامعه شناس آلماني اين تئوري را ارائه داد . وبر را يكي از علماي ساخت گرايان قلمداد نموده اند كه بر روي روابط رسمي و غير رسمي سازمانهاي بشري تحقيقات ممتدي انجام داد. بخردانه ترين مباحثي را كه وبر در مطالعه و بررسي تئوري هاي مديريت عرضه نموده مطالعات مستمر وي بر روي « اختياران و اقتدار مديران سازماني » بوده است كه اصول آن عبارتند از :

۱ ـ چرا افراد و يا اعضاي سازماني آنچه را كه ديگران به آنها تحميل مي نمايند به مرحله اجرا در مي اورند و از خود هيچ گونه عكس العملي بر خلاف دستورهاي داده شده
نشان نمي دهند .
۲ ـ چرا در سازمان افراد سازماني دستورات مديران و يا مافوق خود را بدون چون و چرا انجام مي دهند ؟
۳ ـ اقتدار سازماني چيست و چگونه يك مدير داراي قدرت سازماني مي شود ؟
۴ ـ اختيارات سازماني چيست و چگونه يك مدير صاحب اختيارات سازماني مي گردد ؟ ( جمشيديان ۱۳۸۰ ـ ص ۲۲۸)

وبر قدرت در سازمان بروكراسي را بر مبناي (اختيار) كه مقصود از آن اطاعت از روي ميل است را ذكر مي كند و سه نوع اختيار را به شرح ذيل ارائه مي دهد .
الف ) اختيار فرمند (كاريزماتيك) كه بر اثر جاذبه شخصيتي بوجود مي آيد .
ب ) اختيار سنتي كه بر اساس رسوم و سنتهاي اجتماعي و فرهنگي شكل مي گيرد.
ج) اختيار قانوني كه بر اساس بهره گيري از قوانين و مقررات سازماني براي ايجاد نظم اجتماعي در سازمان بوجود مي آيد ( رئوفي ، ۱۳۸۱ ص ۲۵ ) .

انجام شده بود به مقياسي وسيع آنها را مورد بررسي قرار داد او دستاوردهايش را با نتايجي كه مربوط به تحقيق بر روي ۵ مدير عامل مي شد در آميخت . مينتزبرگ به اين نتيجه رسيد كه كارهاي همه مديران تقريبا مشابهند سپس استدلال كرد كه همه مديران در رابطه با واحدهاي سازماني خود اختيارات رسمي دارند و مقام و مرتبه خود را با توجه به آن اختيارات بدست مي آورد
(جمشيديان ، ۱۳۸۰ صص ۵۱۰ ، ۵۰۹ ).
« جفري ففر» در بحث درك نقش قدرت در تصميم گيري به تعدادي از مشخصه هاي ديدگاه قدرت و سياست اشاره مي كند كه نظريات اساسي اين مكتب آن است كه قدرت و سياست مفاهيم اساسي . پايه أي هستند كه براي درك رفتار در سازمانها موثر است . او به تعريف مفاهيم قدرت ، اقتدار و سياست سازماني پرداخته و جايگاه قدرت را در فرهنگ تئوريهاي سازماني تبيين مي كند .

« نيت مير » تحقيقاتي مختلفي را در زمينه ارتباط بين ميزان استفاده گروه از پايگاه هاي مختلف قدرت و تعهد سازماني بررسي و مرور كرده است وي در خلاصه اي از بررسي خود به اين نتيجه كلي رسيده است با وجودي كه پايگاههاي قدرت « تخصصي و مشروع » ظاهراً مهمترين علت فرمانبرداري هستند و قدرت « تخصصي و ارجاعي » قوياً بطور ثابت به عملكرد و رضايت خاطر زير دستان مربوط مي شود . منابع بدست آمده آنگونه روشن نيست كه بتوان آنها را در مورد بهترين پايگاه قدرت تعميم داد اين نتايج نشان مي دهد كه پايگاه مناسب قدرت تا حد زيادي متاثر از متغير هاي وضعي است به عبارتي ديگر مديران با توجه به موقعيتها به پايگاه هاي قدرت گوناگون نياز دارند .(هرسي و بلانچارد صص ۲۴۳ ، ۲۴۰ ) .

پژوهشگر ديگري در ايالات متحده تحقيقي را با عنوان مديران مدارس و ادراكشان از منابع قدرت مسئولين آموزش ايالتي در سال ۱۹۹۴ در ايالت اوهايو انجام داده كه در نيمرخ ارائه شده قدرت مديران ، به ۷ دسته طبقه بندي شده و بوسيله ۶۳ مدير روستايي ، ۵۳ مدير حومه و ۴۲ مدير شهري در ارتباط با مسئولين ايالتي تكميل شد.

مديران روستايي منبع قدرت اطلاعات را بعنوان روش غالب مسئولين آموزشي ايالتي دانستند و سپس به ترتيب منبع قدرت تخصصي ، اجبار ، قانوني ، مرجعيت ، پاداش و ارتباط را ذكر نمودند در سرتاسر ناحيه روستايي ثبات پاسخگويي قابل ملاحظه بود در بين مديران شهري و حومه قدرت تخصصي بعنوان قدرت غالب مسئولين شناخته شد و تعداد قابل ملاحظه اي از مديران معتقد به استفاده مقامات مسئول از منبع قدرت اجبار بودند . اين مورد با فرضيات تحقيق مبني بر عدم بكار گيري اجبار منطبق نبود. ( تانبرگ ، ۱۹۹۴ ) .

پرسش هاي پژوهش :
– پرسش اصلي :
آيا بين انواع اختيار مديران با تعهد سازماني دبيران رابطه وجود دارد ؟
– پرسش هاي فرعي :
۱ ـ آيا بين اختيار فرمند مديران با تعهد سازماني دبيران رابطه وجود دارد ؟
۲ ـ آيا بين اختيار سنتي مديران با تعهد سازماني دبيران رابطه وجود دارد ؟
۳ ـ آيا بين اختيار قانوني مديران با تعهد سازماني دبيران رابطه وجود دارد ؟
– متغيرهاي مورد مطالعه :
متغير مستقل :
انواع اختيار بر اساس نظريه «وبر» كه مشتمل بر اختيار فرمند ، اختيار سنتي و اختيار قانوني مي باشد كه ميزان اين اختيارات در بين مديران مدارس راهنمايي پسرانه در نواحي هفت گانه شهرستان مشهد و تاثير آن در تعهد سازماني دبيران مدارس در تحقيق بخشي به اهداف مدرسه مورد مطالعه و بررسي قرار خواهد گرفت .

متغير وابسته :
در اين پژوهش متغير وابسته ، ميزان تعهد سازماني دبيران مي باشد.
متغيرهاي كنترل :
۱ ـ دوره راهنمايي : كه يك دوره تحصيلي مي باشد .
۲ ـ جنسيت : مدارس راهنمايي پسرانه شهرستان مشهد كه از يك جنس مي باشند.
۳ ـ مدرك تحصيلي : بدليل همترازي و هماهنگي نمونه ها مديران مدرك تحصيلي ليسانس و بالاتر مورد نظر است .

۴ ـ شهرستان محل خدمت : فقط نواحي هفت گانه شهرستان مشهد مورد نظر است .
روش اجرايي پژوهش :
الف : جامعه آماري :
چون جامعه آماري در حقيقت شامل همه عناصري است كه موضوع يك پژوهش معين در آن مصداق پيدا مي كند و مايليم درباره آن استنباط كنيم (هوس ۱۳۷۶ ، ۱۶۷ ) بنابراين جامعه آماري در اين پژوهش كليه مدارس راهنمايي دولتي هفت گانه مشهد در سال تحصيلي ۸۳ ـ ۸۲ مي باشند