چكيده:
هدف از تحقيق حاضر بررسي رابطه بين شيوه هاي فرزندپروري والدين و پذيرش اجتماعي كودكان مقطع ابتدائي شهر رشت است كه فرضيه هاي تحقيق عبارتند از اينكه:
۱- بين شيوه هاي فرزند پروري والدين و پذيرش اجتماعي كودكان رابطه وجود دارد.
۲- بين پذيرش اجتماعي دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

۳- بين شيوه هاي فرزند پروري دختران و پسران تفاوت وجود دارد كه جامعه مورد مطالعه دانش آموزان مقطع ابتدائي شهر رشت است كه ۷۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب گرديده كه ۳۵ نفر دختران و ۳۵ پسران است و آزمون شيوه هاي فرزند پروري و پذيرش اجتماعي بر روي آنها اجرا گرديده كه جهت آزمون فرضيه ها از روش آماري ضريب هم بستگي پيرسون وt متغيير مستقل استفاده گرديده كه نتايج آن به اين شرح است كه بين شيوه هاي فرزندپروري و پذيرش اجتماعي رايطه وجود دارد ولي بين پذيرش اجتماعي و شيوه هاي فرزند پروري دختران و پسران تفاوت وجود ندارد.

مقدمه :
روان شناسان ؛ جامعه پذيري و پذيرش اجتماعي را به عنوان مبارزه اي فرد و جامعه تلقي مي كنند و مي گويند فرد مدام در حال گرايش به دور افكندن قيد وبندهاي اجتماعي و هنجارهاي جامعه است و آنها كسب شناخت(دانش ) را نيز نتيجه رويارويي و مجادله فرد ( ذهن ) و محيط مي دانند . پذيرش اجتماعي را روان شناسان فرايندي مي داند كه طريق آن كودك هنجارهاي والدين را صورت عمقي مي پذيرد و به سبك من برتر را ، محيط تهيه مي بيند، عوامل اجتماعي با

تشكيل اين در پديده به عنوان فرد منتقل مي شوند و بدين شكل فرد جامعه پذير مي گردد. بدون ترديد رفتار انسان تا حدود زياد بستگي به عوامل ارثي زيست شناختي (بيولوژيكي ) دارد. كودك فقط به علت انسان بودن ، مي تواند اعمال و رفتاري را انجام دهد كه از عهده حيوانات پست در نمي آيد از جمله اينكه مغز بزرگ و پيچيده انسان ، او را قادر مي سازد تا معاني را به كارگيرد و با استفاده از زبان و قدرت كلامي ارتباط برقرار كند. اساس و مبناي رفتار عوامل تن

كارشناختي (فيزيولوژيكي ) و عوامل محيطي هستند ويژگيهاي جسماني مانند رنگ چشم و پوست و… از قوانين ارثي تبعيت مي كنند به طور كلي نوع محيط بزرگ شده كودك و عوامل موجود در آن مي تواند در نوع جامعه پذيري و پذيرش اجتماعي آن نقش بسزايي داشته باشد به صورتي كه نوع تربيت والدين و برخورد اكتسابي و آموزش آن توسط والدين به فرزند نتيجه و حاصل اثرات متقابل عوامل ساختي و محيطي است هر چند كه ماهيت اين در هم ورزي به گونه اي متفاوت و احتمالا” كمتر آشكار مي شود و به نظر مي رسد كودك زندگي را با نيازها و سائقه هاي بنيادي جسماني و نيز يكي شروع مي كند. در عين حال نيز از آغاز داراي بازتاب ها در رفتارهايي چون بلعيدن و مكيدن و…. است. اگر والدين بتوانند درك و شناخت عميق و دقيق تري از رفتار فرزند را به خود او بفهمانند درپذيرش فرد و كودك در امعه كمك بالايي داشته و با شنا سايي طبقه اجتماعي خانواده به آساني مي توان به ارزشهاي خانواده پي برد زيرا هر طبقه اجتماعي ارزشهاي خاص و مربوط به خود را داراست و هدف از شيوه هاي تربيت پذيري كودك به والدين تغيير ارزش ها و رفتارهاي نامطلوب والدين نسبت به كودكان مي باشد تا بتواند با پذيرش اجتماعي در جامعه آشنا گردد ( كريمي – ۱۳۸۵ – ص ۰۴ )
بيان مسئله :

غالبا” شخصيت كودك به رنگ ، محيط عاطفي خانه در مي آيد و اين حقيقت را متخصصين تعليم و تربيت كودك طي بررسي هاي درباره ارتباط بين خوي پدر و مادر و رفتار كودك به اثبات رسانده و ثابت كرده اند كه برخي از حركات پدر ومادر و رفتار كودك به اثبات رسانده و ثابت كرده اني كه برخي از حركات پدر ومادر كودكان از راه مشاهده و برخي را نيز از طريق استنباط و تصور سرمشق قرار مي دهند. بدين ترتيب والديني كه خود دچار مشكل هستند هرگز نمونه مطلوبي براي فرزندان خود نبوده و پيوسته انگاره هاي رفتاري منفي آن ها در زندگي كودك ادامه دارد. و اين گونه والدين كه از نوع شيوه هاي فرزند پروري درست استفاده نكنند به فرزندان خود آسيب مي رسانند به ده گره تقسيم مي شوند كه در كل مي توان آن را والدين مسموم ناديد و اين نوع والدين نمي گذارند كه فزندان به طور عادي پذيرا در جامعه باشند و پذيرش اجتماعي آنها هم دچار مشكل مي شود. كه اين مسئله از زمان تولد كودك تا بزرگسالي آن مورد توجه قرار مي گيرد.
سؤال مسئله :
آيا بين شيوه هاي فرزند پروري و پذيرش اجتماعي رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا پذيرش اجتماعي در بين دختران و پسران داراي تفاوت معني داري است؟
آيا شيوه هاي فرزند پروري در بين دختران و پسران داراي تفاوت معني داري است؟
اهميت و ضرورت تحقيق:
روابط متقابل يا مناسبات متقابل اجزاي هستي مخصوصا” اجزاي جاندار سبب مي شود كه نوعي تعادل يا سازگاري ميان آن ها پديد آيد در جامعه انساني نيز انواع مناسبات متفابل و تعادل يا سازگاري برقرارند و خانواده سالم خانواده اي است كه اولا” محيط سالمي سعادت زن و مرد و ثانيا” براي تربيت كودكان فراهم آورد ويك وجه متهن خانوادة سالم اين است كه محيط آن علاوه بر تأمين خوشي زن و مرد و آسايش و پرورش درست كودكان را نيز ميسر گرداند و تعين شيوه هاي درست تربيت پذيري در كودكان توسط والدين مي تواند در پذيرش جامعه از كودكان نقش بسزايي داشته باشد و يكي از مسائل مهم كه در پذيرش اجتماعي مي توانيم گفت كه نقش بسزايي دارد همين شيوه هاي فرزند پروري و نوع برخورد والدين با مشكلات و ناراحتيها و يا رفتاهاي مناسب فرزندان است كه به فرزند اجازه زندگي و انتاب را مي دهد و كودكاني كه در محيط خانواده خود از آسايش برخوردار نيستند و پرورش درستي نداشته اند اينها از حضور در جامعه هم دور مانده اند كه تمام اين مطالب در نهادهاي خانواده و مراكز آموزشگاهي مي تواند نقش بسزايي داشته باشد.(ساعي ۱۳۸۵ – ص ۲۲۸ )
اهداف تحقيق:
هدف از تحقيق حاضر بررسي شيوه هاي فرزند پروري والدين و پذيرش اجتماعي كودكان است و اينكه آيا شيوه هاي فرزند پروري والدين و نوع تربيت آنها و پذيرش اجتماعي كودكان رابطه اي وجود دارد يا نه هيچ رابطه اي بين اين دو وجود ندارد و نوع شيوه هاي تربيتي والديني و جامعه پذيري كودكان هيچ سنخيتي با هم ندارند.
فرضيه تحقيق
۱- بين شيوه هاي فرزند پروري و پذيرش اجتماعي رابطعه معني داري وجود دارد.
۲- بين پذيرش اجتماعي دختران و پسران تفاوت معني داري وجود دارد.
۳- بين شيوه هاي فرزند پروري دختران و پسران تفاوت معني داري وجود دارد.

متغيرهاي تحقيق
شيوه هاي فرزند پروري = متغير وابسته
پذيرش اجتماعي = متغير مستقل

تعاريف عملياتي واژه ها و مفاهيم
پذيرش اجتماعي : عبارت است فرايندي كه از طريق آن كودك هنجارهاي والدين را به صورتي عمقي مي پذيرد و به سبك من برتر مي پردازد . از نظراو ، از آنجا كه دايه و خاستگاه «من» د من برتر را محيط تهيه مي بيند ، و به عبارت ديگر پذيرش اجتماعي فرد كه شكوفا كردن استعدادهاي بالقوه و فراهم آوردن امكانات رشد شخصيت و تبديل فرد به شخص يا فرد اجتماعي است (ستوده ۱۳۸۵ – ص ۶۴)و مي تواند از لحاظ روحي و رواني خود را با ديگران هم رديف كند به طوري كه از لحاظ رفتاري در سطح مطلوب قرار بگيرد.

و بالاخره عبارتند از نمره اي است كه آزمودني از آزمون پذيرش اجتماعي بدست آورده است
شيوه هاي فرزند پروري : عبارت است روش هاي خصوصي كه منحصر به خانواده اي است جهت تربيت فرزند خود بر طبق عرف و شرع خانوادگي استوار شده است و غالبا” شخصيت كودك را به رنگ محيط عاطفي خانه درمي آيد و شيوه هاي فرزندپروري مثل يك پل ارتباطي بين والدين و فرندان است كه در صورت اشتباه يا درست بودن آن مي تواند اثر مخرب يا مفيدي بگذارد (ساعي ۱۳۸۵ – ۷۸ ) و عبارت است راهكارهاي درست و به جا از لحاظ روان شناختي از طريق والدين كه براي رسيدن به مؤفقيت در كودكان خود هر روندي را در پيش مي گيرند.

و بالاخره عبارتند از نمره اي است كه آزموني از آزمون شيوه هاي فرزند پروري بدست آورده است.

فصل دوم
پيشينه ادبيات تحقيق

روانشناسی اجتماهی و رفتار اجتماعی
روان شناسي اجتماعي ازتعامل فرد واجتماع، قانون هاي رواني گروه ها و سازمان هاي اجتماعي بحث مي كند و در زمينه هايي از قبيل: معيارها و هنجارهاي اجتماعي، مناسبات بين گروهي، باورهاي عام، تكوين بازخوردها وتغييرنگرش ها و نقش رسانه اي جمعي به مطالعه و تحقيق مي پردازد.
روان شناسي عبارت است از مطالعه و شناخت علمي چگونگي و چرايي ابعاد مختلف رفتار موجود زنده، به ويژه انسان. در اين تعريف بيشترين توجه به رفتار و جنبه هاي مختلف آن است. به ديگر سخن، به يك معنا مي توان روان شناسي را رفتار شناسي ناميد، چرا كه موضوع اصلي روان شناسي به عنوان يك علم رفتاري ، مطالعه فعاليت ها و واكنش هاي حيوان وانسان در شرايط و موقيعت هاي مختلف است.(آرمان – ۱۳۸۴ )

و اما منظور از ” رفتار” آن دسته از حالت ها، عادت ها، فعاليت ها، كنش ها و واكنش هاي نسبتاً پايداري است كه از انسان سر مي زند و همواره قابل مشاهده، اندازه گيري ، ارزيابي و پيش بيني است.
رفتارهاي انساني را مي توان به انواع مختلف تقسيم كرد،

رفتار شخصي: رفتاري است كه كاملاً جنبه شخصي دارد، مثلاً فردي همواره لباس قهوه اي رنگ مي پوشد و يا عادت دارد روزي سه مرتبه مسواك بزند.
رفتار شغلي: يعني رفتار خاص يا عادتي كه انسان در كار و حرفه از خود نشان مي دهد، مثلاً هميشه بعد از نماز صبح كارش را شروع مي كند ويا همواره با دو انگشت تايپ مي نمايد.

رفتار تحصيلي: عبارت است از رفتار كودك يا بزرگسال در ارتباط با امور تحصيلي، في المثل دانش آموزي هميشه قبل از تدريس معلم درس مورد نظر را مطالعه مي كند و يا اين كه براي يادگيري بهتر خلاصه نويسي كرده، با صداي بلند درس مي خواند.

رفتار اجتماعي: رفتار فرد در تعاملات بين فردي و معاشرت هاي اجتماعي است، به عنوان نمونه خوش قول بودن و تقدم درسلام داشتن.در ارزيابي رفتار بايد توجه كرد كه رفتار چه كسي، در چه شرايط و موقعيتي و با چه فراواني و شدتي مورد بررسي قرار مي گيرد؛ چرا كه زماني مي توانيم برداشت وتفسير جامعي از رفتار يك فرد داشته باشيم كه شرايط زماني و مكاني، موقعيت بروز رفتار و ويژگي هاي زيستي ، ذهني و رواني وي را مورد توجه كافي قرار دهيم. (آرمان – ۱۳۸۴ )

رفتار اجتماعی
انسان درون اجتماع زندگی می‌کند و لاجرم رفتارهایی که از او سر می‌زند، بخشی از آنها در ارتباط با تعاملات اجتماعی است و یا به نحوی از طرف عوامل اجتماعی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. بطوری که رفتار یک فرد در تنهایی متفاوت از رفتاری خواهد بود که در مجمع از خود نشان می‌دهد. رفتار اجتماعی یعنی هر رفتار که متضمن کنش متقابل دو یا چند انسان باشد

انسان به عنوان یک موجود اجتماعی از همان بدو تولد گرایشات اجتماعی از خود نشان می‌دهد. نیاز به کسب حمایت و امنیت انحراف مراقبین شاید اولین نشانه‌های نیازمندی فرد به عوامل بیرونی است. لبخند اجتماعی را که در حدود ماههای اول زندگی در نوزاد دیده می‌شود، به عنوان اولین ارتباطات او با محیط اجتماعی خویش می‌دانند. این لبخند در تمامی نوزادان دیده می‌شود که به نظر می‌رسد، کارکرد عمده آن جلب توجه اطرافیان و برقراری یک نوع ارتباط ساده با اجتماع است.

شروع زودرس چنین رفتارهایی حاکی از اهمیت روابط و رفتارهای اجتماعی برای فرد است. هر چند اینگونه رفتارها مختص انسان نبوده و در اغلب حیوانات نیز دیده می‌شود. نیاز به دوست داشته شدن ، نیاز به حمایت ، نیاز به کسب امنیت و نیاز به پیوند جویی از نیازهای اساسی انسان هستند که مازلو آنها را در سلسله مراتب نیازهای خود قرار داده است و به اهمیت آنها در خود شکوفایی فرد تاکید کرده است. روشن است در یک سوی این نیازها فرد و در سوی دیگر آن اجتماع قرار دارد. ارضاء این نیازها در ارتباط فرد با جامعه میسر خواهد بود.

رشد رفتار اجتماعی
ظهور و بروز رفتار اجتماعی شاید به همان ماههای اولیه زندگی نوزاد بر می‌گردد. زمانی که نوزاد لبخند اجتماعی‌اش را ظاهر می‌سازد و به این طریق هر چند به شیوه‌ای ساده رابطه خود را با افراد خود برقرار می‌کند. تعامل نوزاد با محیط تداوم پیدا می‌کند. هر چند در آغاز افرادی که به عنوان اجتماع برای نوزاد شناخته می‌شوند، خیلی محدود بوده و اغلب شامل پدر و مادر و نزدیکان او می‌شود. اما بتدریج این روابط گسترده‌تر شده و به افراد بیشتری عمومیت پیدا می‌کند. بطوری که در سنین خاصی کم ‌کم توجه فرد عمدتا معطوف به افرادی به غیر از افراد نزدیک خانواده او می‌شود.

در حدود ۴ – ۵ سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا می‌کند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست و شاید مدتهای زیاد علاقمند باشد وقت خود را با آنها بگذاراند. این روند نیز بتدریج گسترده‌تر می‌شود و در سالهای اولیه دبستان با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی ظهور پیدا می‌کند. رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتا از طریق بازی با همسالان نمود پیدا می کند. کودک با برقراری تعاملات جدید با گروههای جدید همسالان رفتارهای جدید را می‌آموزد و در موارد زیادی آنها در رفتارهای اجتماعی خود منعکس می‌سازد.

در سن نوجوانی گرایش فرد به گروههای اجتماعی بیشتر و بیشتر می‌شود، بطوری که این دوران با این ویژگی اساسی مشخص می‌شود که فرد علاقه شدیدی به برقراری روابط اجتماعی از خود نشان می‌دهد. به عضویت گروههای مختلف در می‌آید و در تعامل با این گروهها رفتارهای اجتماعی خود را شکل می‌دهند. در سنین بعدی رفتارهای اجتماعی پخته‌تر شده‌اند. فرد با انتخاب شغل ، ادامه تحصیل و انتخاب همسر رفتارهای گسترده‌تر اجتماعی پیدا می‌کند. نقش اجتماعی در این دوران مشخص شده‌اند و فرد رفتاهای خود را بر اساس نقش خود در اجتماع و هویتی که بدست آورده تنظیم می‌کند. (آرمان – ۱۳۸۴ )
انواع رفتار اجتماعی

رفتار اجتماعی را می‌توان به دو نوع بسیار گسترده‌تر تقسیم بندی کرد: رفتار جامعه پسند و رفتار جامعه ستیز. رفتار جامعه پسند آن دسته از رفتارهایی را شامل می‌شود که مورد قبول جامعه بوده ، با قوانین و هنجارهای جامعه مطابقت دارد. این نوع از رفتارها سازنده و در جهت پیشبرد اهداف یک گروه یا اجتماع هستند. مثل نوع‌دوستی ، از سوی دیگر رفتار جامعه ستیز رفتارهایی منفی هستند که با قوانین و معیارهای جامعه مطابقت ندارند. مورد قبول افراد جامعه نیستند و اغلب پیامدهای منفی اجتماعی را برای فردی که مرتکب این رفتارها می‌شوند به همراه دارند.

این دسته از رفتارها مخرب بوده و مانع پیشبرد اهداف گروه یا اجتماع هستند که فرد در آن قرار دارد. تعیین اینکه کدام رفتار پسند و کدام جامعه ستیز محسوب می‌شود، بر حسب منابع متعددی صورت می‌گیرد. دو منبع معتبر برای این بررسی قوانین رسمی در جامعه است و دیگر هنجارهای عرضی و فرهنگی آن جامعه. هر کدام از این منابع می‌توانند منبع تعیین کننده برای جامعه پسند یا جامعه ستیز بودن یک رفتار اجتماعی باشند. هر چند در اکثر موارد بین این و منبع هماهنگی وجود دارد، ولی در مواردی نیز ناهمخوانیهایی بین آنها دیده می‌شود.

تفاوتهای فرهنگی در رفتارهای اجتماعی
هر چند اکثر رفتارهای اجتماعی در تمامی جوامع و فرهنگها معنی‌دار هستند و به آنها به عنوان رفتارهای جامعه پسند یا جامعه ستیز توجه خاصی مبذول می‌شود، اما برخی رفتارهای اجتماعی در برخی فرهنگها اهمیت شایان توجهی پیدا می‌کنند. انواعی از رفتارهایی مثل ازدواج ، روابط والد – فرزندی ، دوستی، عضویت در گروهها ، رفتار اجتماعی با همسایگان ، نوع دوستی ، همرنگی و … ، در جوامع متفاوت درجات متفاوتی از توجه را شامل خود می‌سازند. در جوامع روستایی رفتار ارتباطی با همسایگان به عنوان یک رفتار اجتماعی اهمیت خاصی می‌یابد، در حالیکه در شهرهای بزرگ و صنعتی چنین روابطی چندان مورد توجه نیست.

خانواده:
در بین نهاد های اجتماعی گوناگون که جامعه ی امروزین را شکل می دهند نهاد خانواده جزو قدیم ترین آن هاست . خانواده حتی زمانی که بشر متمدن نشده بود خانواده به لحاظ وظیفه ی ماهیتی تولید مثل و زاد وولد در سده های مختلف پابر جا مانده است . نهاد های اجتماعی « وسیله پیوند » زندگی اجتماعی هستند . آنها ترتیبات اساسی زندگی را که انسان ها در کنش متقابل با یکدیگر پیدا می کنند واز طریق آ ن ها تداوم در طول نسل ها به دست می آید فراهم می کنند .

مطالعه خانواده و ازدواج و خویشاوندی یکی از مهم ترین حوزه های جامعه شناسی است . عملا در تمام جوامع ، هر کس در زمینه ای خانوادگی پرورش می یابد و در هر جامعه اکثریت عظیم بزرگسالان متامل هستند یا بوده اند . از دواج نهاد اجتماعی بسیار فراگیری است با وجود این مانند سایر جنبه های زندگی اجتماعی تفاوتهای زیادی در الگو های خانواده وازدواج در میان فرهنگ های گوناگون وجود دارد .

ازدواج عامل پیدایی خانواده است وخانواده از دید گاهی یک نشان یا نهاد اجتماعی شمرده می شود و بر آیند یا انعکاس از کل جامعه است . در یک جامعه منحط خانواده نیز خود به خود خواهد بود ، برعکس در یک جامعه سالم سازمانهای آن نیز از سلامت بر خوردار خواهد بود . اما به محض تکوین خانواده همچون هر سازمان اجتماعی دیگر بر زمینه اجتماعی اثر خواهد گذارد . چون خانواده طبیعی ترین و شروع ترین واحد تولید مثل می آید . کم وکیف فرزندانش بر تمامی ساخت جامعه اثر خواهد داشت هر گز نمی توان انتظار داشت جامعه ای سالم باشد و حال آن که فرزندانی نا سالم از درون خانواده بیرون می آیند .
مطالعه جنبه های اساسی خانواده از نظر جامعه شناسی خانواده بسیار مهم است . برخی از جنبه های مهم و اساسی خانواده که می توانند مورد توجه پژوهشگران واقع شوند عبارتند از :

۱- ساخت وخصایص درونی خانواده
۲- کار کردهای خانوادگی ( اساسی یا غیر قابل جایگزین ، ثانوی ویا علی البدل )
۳- ………. هر یک از اعضا رفتار های آنان ، اشکال روابط و جاوه های همبستگی بین آنان ،درجات وابستگی متقابل و استقلال افراد .
۴- مقام فرزند در خانواده و دیدی که در باب پرورش او وجود دارد .
۵- ثبات خانوادگی و علل بی ثباتی آن

۶- خانواده و روابط آن جامعه
۷- نا بسامی وآشفتگی خانواده وعلل آن
۸- آسیب شناسی خانواده
مطالعه خانواده از نظر اقتصادی نیز حائز اهمیت است . از دیدگاه اقتصادی، خانواده ( خانواده بزرگ سنتی ) در پاسخ به مسائل حیات ، واحدی تام وکامل بوده است . به تولید توزیع ، نتایج حاصل از تولید و همچنین مصرف کالاهایی که در درون آن ونه در خارج تولید گشته اند ، می پرداخته است . هر قدر بیشتر از تولید صورت فنی و جمعی یابند . به همان نسبت نیز خانواده به صورت یک واحد مصرفی در می آید در زندگی جدید ، حتی بعد مصرفی خانواده نیز همواره تحقق پذیر نیست ، چه هر عضو آن دست کم خرج جزئی از بوده بر ومصرف خود رابطور فردی به انجام می رساند.
مخصوصاً جامعه شناسان آمریکایی به مطالعه علل متعدد تبدیل خانواده بزرگ به خانواده و حدود و دهم دگرگونی

کارکردهای اجتماعی گوناگون خانواده و رفتارهای خانوادگی تحت تاثیر شرایط و شیوه های زندگی که با تمدن صنعتی پدید می آیند پرداخته اند ساخت ها و ……..خانواده بسیار …….یافته اند ولی اساس خانوادگی پابرجاست .

نظام و ارزشهای خانوادگی متاثر از ارزشهای اجتماعی دیگر است و در عین حال در نظام ارزشهایاجتماعی هم موثراست و این ارزشها ، از وفاق عمومی شدیدا برخوردار است . به همین دلیل است که تا کنون هیچ نهاد دیگری نتوانسته است جایگزین نهاد خانواده گردد .
۱۰۲٫ واژه خانواده

خانواده معادل Familleدر زبان فرانسه Familyدر زبان انگلیسی است که خود از واژه های لاتین Familiaبه مفهوم مجموعه ی پدر ومادر وفرزندان آمده است .
خانواده در زبان فارسی به معنای دودمان واهل خانه است .در عشایر ایران خانواده را «……….» یا « اهل بیت » گویند وچند « اهل بیت » را « دودمان یا مال » نامند . وچندین « دودمانیا مال » را « تیره » گویند وچندین « تیره » تشکیل « طایفه » را می دهند وچند « طایفه » به یک « ایل » تعلق دارد .
۱۰۳تعریف خانواده

تنوع وتحول خانواده وشکل آن در زمان ها وجامعه های مختلف ونیز به دلیل مشکلات مربوط به آمیختن جنبه های زیستی خانواده با سایر خصوصیات آن یعنی ویژگی اجتماعی ، اقتصادی وفرهنگی که این نیز همواره متغیر بوده است .سبب شده است که تا کنون از خانواده تعریف کامل ، شامل وتام ارائه نشود وهر یک از علوم انسانی بنابر گاه های خاص خود تعریفی ابراز داشته اند .

پس پیوند ویژگی های زیستی خانواده با سایر خصوصیات به ویژه فرهنگی آن که متغیر ومتحول بوده است .مشکل اصلی اظهار تعریف برای خانواده بوده است .
خانواده هم نهاد اجتماعی وهم سازمان ، هم گروه ونیز یک جامعه کوچک واولیه است .

ژان بودن در تعریف خانواده می نویسد « خانواده ، جامعه ی کوچکی است مرکب از پدر ومادر ،اطفال ومستخرمین به ………امول مشترکشان » به نظر او خانواده یک جامعه طبیعی وریشه سایر جامعه هاست واولین واحد تشکیل دهنده کشور ودولت است .

از دیدگاه جامعه شناسی نهاد خانواده کلیت تام به هم بافته وتافته ای است که در آن اجزا تابعی از یکدیگر و از کل ………… خانواده است وبه عنوان هسته ای اساسی زندگانی اجتماعی تلقی می شود وعلاوه بر اعمال تولی مثل وبرخوردار کردن از تریبت های گونه کون وظیفه ی تامین ووحدت وهمبستگی اجتماعی را برعهده داشتن است . وبه بقا نظامات اجتماعی وتقارن عمومی وروکرده است وهدف اجتماعی کردن فرد را تعقیب نموده است به طوری که هیچ نهاد سازمان وگروهی دیگره نتوانسته است جایگزین آن گردد پس خانواده نخستین واحد ………… نظام اجتماعی است .
در جمع می توان گفت که خانواده گروهی از افراد است که با پیوند های خونی ، ازدواج یا فرزند خواندگی ، با یکدیگر رابطه داشته ، یک واحد اقتصادی را تشکیل می هند واعضای بزرگسالان آن مسئول پرورش کودکان هستند . همه جوامع شناخته شده دارای شکلی از نظام خانوادگی هستند .هر چند که ماهیت روابط خانوادگی بسیار متغیر است .گرچه در جوامع امروزی شکل اصلی خانواده ، خانواده هسته ای است . انواع روابط خانواده گسترده نیز یافت می شود .
۱۱۴ویژگی های خانواده
برزعم مک آیور در هر جامعه انسانی ، پنج صفت ویژه اساسی برای خانواده قابل تفسیر است
۱- رابطه زناشویی
۲- نوعی قرار داد زوجیت که موجبات استقرار در دوام رابطه ی زناشویی را فراهم سازد
۳- نظامی جهت مشخص ساختن تعلق افراد از نظر اسمی که متخصن وجود وچهی در شمارش اخلاق نیز هست ( نظیر پور تباری ، مادر تباری ) (ستوده – ۱۳۸۴)
۴- منابع مشترک اقتصادی که بطور اخص به تامین نیازهای غذایی و آموزشی فرزندان اختصاص می یابد .
۵- یک محل اقامت ، یک کانون یا اشیایی مشترک ( که همواره اعصار را در اختیار گروه خانوادگی نیستند ) ویژگی های خانواده را شرح زیر جمع بندی می کنیم :
۱- در یک خانواده روابط جنسی قبنی بر ازدواج دائمی بین و در همسر وجود دارد .
۲- ……..های خانواده بطور دائمی زیر یک سقف با هم زندگی می کنند
۳- ازدواج بین و درون برای تولید مثل و رشد خانواده یک پیش شرط ضروری است .
۴- ……های خانواده بطور اقتصادی به یکدیگر وابسته اند و رئیس خانواده بایستی نیازهای اقتصادی خانواده را مهیا سازد
۵- خانواده معمولا با نام رئیس خانواده شناخته می شود
۶- ….های خانواده بایستی روابط عاطفی و عشق نسبت به یکدیگر داشته باشند
۷- خانواده ……های خود را اجتماعی می کند و آن ها را با رفتارهای اجتماعی قابل قبول …..می کند .
۸- خانواده واحد سیاسی جامعه است .
۹- خانواده از تعداد و حدودی از افرادی که روابط خونی دارند تشکیل شده است . هر شخصی نمی تواند به اراده ی خود این رابطه را بر قرار سازد
۱۰- کولی ( Cooley ) خانواده را یک مثال ایده آلی از گروه های اجتماعی اولیه در نظر می گیرد که از «ماهیت بشر حمایت » می کنند و آفرینندگان زیباترین احساسات شناخته شده برای بشرمی باشند ۱۰۶روابط …….خانواده
بین ……خانواده روابطی برقرار است . اگر این روابط از یک نیاز یا حد واحد فشا گیرد آن را خانواده ………..گویند و چنانچه بر اثر ازدواج پدید آید خانواده سببی ( فکاهی ) نامند . بنابراین ،غالباً هر فرد بالغ در دوران زندگی خود به دو جنبه ی خانوادگی مربوط است .
خانواده اولیه که درآن متولد شده است و خانواده ی ثانویه که به سبب ازدواج تشکیل شده است . فرزند به علت همخونی به کلیه ی اعضا ی خانواده اصلی ( درجه یک ) خود مرتبط است و این ارتباط ………….. است و پس از ازدواج او ، یک خانواده ی فکاهی وسببی نیز بوجود می آید و بدین ترتیب تسلسلی میان روابط ……….وسببی در کار است .

برخی اصطلاحات در این زمینه وجود دارد .
۱- یک سویه (vnilateral ( : یعنی نسبت بودن یک طرفه از طرف خانواده ی پدر ومادر
۲- مادر تبار (matrilateral) : یعنی نسبت بردن از جانب خانواده ی مادر
۳- پدر تبار (patrilateral) : یعنی نسبت بردن فرزند از سوی خانواده ی پدر

۴- در سویه ( bilateral) : نسبت بردن هم از سوی خانواده ی پدر وهم مادری
طبق عرف معمول ، از اتحاد وروابط نسبی ( صلبی ) خانواده است که خاندان پدید می آید . مانند خاندان قریش وخاندان ماد .
۱۰۷مفاهیم تطور خانواده
هنری لوئیز فورگان ، با دیدی نهادی خانواده وتطور آن را در تاریخ وجهان می جوید و چهار مرحله برایش می یابد : اختلاط آزاد ، خانواده همخون ، خانواده پونالوئن وخانواده سفید ……. ……….. دانشمند فرانسوی نیز خانواده را از دیدگاهی نهادی می بیند وتطوری تاریخی و جهانی برایش تامل است . قانون اصلی حاکم بر خانواده از دیدگاه دور کیم انقباض تدریجی از نظر کمی وکیفی است . کلودی استروس بر برخورد دراماتیک فرهنگ و طبیعت در خانواده انسانی تاکید دارد و این از آن روست که انسان موجودی زیستی و نیز اجتماعی و فرهنگی است .

منع زنای با ………….. به عنوان رسمی جهانی و تاریخی از مباحث مهم مورد توجه لوی استروس است . با همین منع ، امر شروع از نامشروع فاصله می گیرد فرهنگ پیچیدگی می یابد و خانواده انسانی راه تعالی می جوید .

ازدواج مبادله ای و به طور کلی تبادل به عنوان یکی از مهم ترین قوانین حیات انسانی از دیگر مباحث مورد توجه لوی استروس است . در جریان تبادل زوجیت ، انسان تنها به عنوان موجودی اقتصادی تجلی نمی کند ، بلکه حائز دیگر ابعاد و ساخت های حیات انسانی است .خانواده نیز مانند همه پدیده های اجتماعی تابع قاعده خاص جامعه شناسی تفاوتی است .خانواده همچون مظهر و تجلی گاه جامعه ای است که در آن تکوین وتبلور یافته است در عین حال ، خانواده بعد از پیدایی به عنوان موثر ترین عامل ، حیات جامعه و افراد آن را تحت تاثیر قرار می دهد .(ستوده – ۱۳۸۴)
۱۰۸ مراحل تطور خانواده

در اینجا به دیدگاه های هنری لوئیز مورگان امیل دور کیم می پردازیم .
۱) دید گاه هنری لوئیز مورگان
هنری لوئیز مورگان چهار مرحله در تطور خانواده بیان داشته است.
۱- اختلاط آزاد ( promiscuity ) : در این مرحله روابط بین دو جنس تابع هیچ قاعده یااصلی نیست . هنوز ……….. مشروعیت ، تولد نیافته است و بدان هرج ومرج جنسی نیز اطلاق می شود در این مرحله بعد فرهنگی زوجیت بسیار ناچیز و گاه صفر است و همه چیز ……………. طبیعی و اطفال آن جای دارد.
۲- خانواده ……… ( consanyuine) ار نظر مورگان اولین شکل خانواده به حساب می آید قبلاً اختلاط آزاد قرار داد زوجیت ، مشروعیت اجتماعی بود ، پس از ازدواج به شمار نمی آید . خانواده همخون با پیدایی پدیده ای همراه است که منع زنای با محارم ( incest) خانواده می شود ؛ پیدا شدن محارم یعنی آن که دور از دایره همسر گزینی قرار می گیرند و ازدواج با آنان حرام تلقی می شود .نخستین گام در راه اجتماعی شدن زناشویی به حساب می آید . در خانواده همخون ، محارم عمودی است ؛ بدین معنی که ازدواج بین والدین و فرزندان آنان ………. شناخته می شود .
۳- خانواده پونالوئن( punaluenne) یا تپه گایی : خانواده ای است پیچیده تر و از نظر ارزشی در سطحی با لاتر ؛ در آن محارم مضاعف به چشم می خورد . بدین معنی که منع زنای با محارم هم عمودی است ( والدین و فرزندان آنان ) و هم افقی ( خواهران و برادران ) در اصطلاح ،چنین خویشاوندان جانبی ( collaterals) خوانده می شوند و شامل برادران و فرزندان و اعقاب آنهاست .

۴- خانواده سندیا سمیک ( syndyasmic ) خانواده ای است نزدیک به آنچه امروز دیده می شود و در آن اولاً پدیده محارم چند بعدی است ، یعنی فقط به والدین و فرزندان و خواهران و برادران اختصاص ندارد ، ثانیاً تداوم پیوند زناشویی به چشم می خورد . ثالثاً تک همسر ( Monogamy ) تجلی دارد . هر چند مرد از آزادی های بیشتری هم در رابطه با اخلاق جنبی برخوردار است و هم آنکه در زمینه چند همسری از امکانات بیشتری سود می برد . در اصطلاح بدان معیار دوگانه ی جنسیت ( Double standard of sexuality ) اطلاق می شود دوگانگی معیارهای اخلاقی مرتبط با خودداری از مقاربت ، بدون قرارداد زناشویی برای زن و مرد ، معیارهای اخلاقی مسیحی نیز مدتها چنین روابطی را برای مرد با اغماض نگریست و حال آنکه در مورد زن چنین نبود .
۲) دیدگاه امیل دورکیم

امیل دورکیم نیز چهار مرحله در تطور خانواده را بشرح زیر تشخیص می دهد :
۱- مرحله کلانی ( clan ) : کلان به معنی خانواده بزرگ است . در کلان اعضا نام مشترک ، نیای مشترک و علامت مشترک دارند . به رغم دورکیم ، کلان بی شکل بودن همسر ، اولین نوع خانواده است . نخست کلان و سپس سیب ( sib ) را بحث می کنیم . کلان همچون یک خانواده بزرگ است . با نیای مشخص ، اعضای وابسته بدان همخون یکدیگر به حساب می آیند و هم از این روست که ازدواج بین آنها ممنوع است و محرم یکدیگر به حساب می آیند . علاوه بر این کلان یک واحد سیاسی نیز هست . همان طور که خانواده در آغازو تا قرن ها دارای ابعاد سیاسی بود . گذشته از این کلان می تواند مادرتبار یا پدرتبار باشد . بدین معنی که می توان به کلان مادر منتسب بود و یا آنکه انتساب از کلان پدری گرفت . ویژگی های کلان عبارتند از (۱) محدودیت کمی جمعیت کلان نمی تواند از حد تجاوز نماید و در این صورت به کلان های کوچکتر تقسیم می شود (۲) خویشاوندی : اعضای کلان با یکدیگر وحدتی منبعث از خویشی خاص دارند . هم می پندارند که از نیای مشترک منشا گرفته اند و رئیس کلان مظهر همبستگی اعضاست . (۳) مکان مشترک : افراد کلان در یک ناحیه به طور مجتمع زندگی می کنند هر چند که همواره چنین نیست فراوانی اعضای کلان باعث مجتمع یا پراکنده بودن آنها می شود.

(۴) نمادهای مشترک اعضای کلان هویت خود را در لوای توتم مشترک می یابند ، توتم می تواند یک گیاه یا یک حیوان باشد تا همه اعضای خود را مربوط به آن و از خاندان آن بدانند و معمولاً جزئی از آن را با خود محل می کنند لیکن وجود توتم نیز همواره شرط لازم برای تشکیل کلان نیست . کلان ها معمولاً دارای تباری یک جهتی ( پدر و یا مادری ) هستند .

لیک گاه برون همسرند ، گاه درون همسر . گاه پدرتبارند گاه مادرتبار . مفهوم روم سیب ( sib ) است اعضای یک کلان حق انعقاد قرار و زوجیت با یکدیگر را ندارند [ یعنی بدون همسر

( Exogamous ) تلقی می شوند ] از این رو اعضای آن را برخی از جامعه شناسان با مفهوم سیب مشخص می سازند . سیب یک گروه از خویشان را بر پایه نیایی مشترک و به صورت یک خطی
( پدری یا مادری ) شامل می شود و سیب بدون ه

مسر و دارای یک توتم است . تمایز سیب از کلان در آن است که سیب فاقد بعد مکانی است . برادران و خواهرانی را از یک نیا و بدون توجه به محل اقامت آنان شامل می شود . مرحله کلانی خانواده از دیدگاه دورکیم خود به دو قسمت تقسیم می شود : در آغاز کلان بی شکل و سپس کلان بزرگ و دارای تتسمات درونی بوده است .

۳) خانواده صلبی : خانواده ای است که در داخل کلان شکل می گیرد . همبستگی اعضای آن زیاد است چون اعضای چنین خانواده ای دارای پیوندهای مبتنی بر همخونی هستند و نیز بر اثر مشاع بودن ثروت در درون خانواده اشتراک مالی موجب پیوند و انسجام آن است .(ستوده – ۱۳۸۴ )
۴) خانواده پدرسری روم قدیم : خانواده ای است پدر محور که در آن مرد بودن ( Masculinity ) به خودی خود با سلسله امتیاز وابسته است . پدر رئیس خانواده به حساب می آید و این سمت به فرزند ارشد پسر انتقال می یابد . بدین سان ، قدرت و ثروت در خلال نسل ها از طریق صلب ( مرد ) به بطن ( زن ) انتقال می یابد خانواده پدر سر ، یک واحد اجتماعی ، فرهنگی سیاسی ، اقتصادی و دارای ابعادی گسترده است .

۵) خانواده زن و شوهری : از نظر دورکیم آخرین نوع خانواده در جهان است و ناشی از فرایند تطوری مبتنی انقباض تدریجی به صور گوناگون زیر می باشد :
۱٫ از نظر حجم و ابعاد ؛ مظاهر کمی : خانواده هسته ای کوچک ترین واحد خانوادگی است . هم اسلاف از آنان جدا شده اند ، هم تعداد اخلاف ( فرزندان ) در آن به غایت اندک است .
۲٫ از نظر وظایف و کارکردها ؛ مظاهر کیفی : خانواده هسته ای کمترین وظایف ممکن را داراست . و در انجام هر کارکرد نیز با رقبایی چند مواجه است . (ستوده- ۱۳۸۴ )

کنوانسيون حقوق کودک ویونیسف
ديباچه
بر اساس اصول پايه اي سازمان ملل متحد که از طرف تمامي نمايندگان جامعه بشري عضو آن پذيرفته شده است، احترام به ارزش ذاتي و برابري خدشه ناپذير حقوقي انسانها ترسيم گر آزادي، عدالت و صلح در جهان است.
ملتهاي دنيا بر مبناي همين اعتقاد به مقام و منزلت انساني، خواهان سعادت عموم بشري در قالب پيشرفتهاي اجتماعي، بهبود وضعيت زندگي همراه آزاديهاي هر چه بيشتر هستند.
با اعلام پذيرش اعلاميه جهاني حقوق بشر از سوي سازمان ملل متحد و تضمين بهره مندي تک تک افراد بشري از حقوق مندرج در آن بدور از وابستگيهاي نژادي، جنسي، مذهبي، فرهنگي، سياسي، مالي، قومي و يا هرگونه تبعيض ديگري.

و با توجه به اينکه سازمان ملل متحد در اعلاميه جهاني حقوق بشر به رعايت حقوق ويژه ي کودکان و حمايت آنها تاکيد کرده است.
و با آگاهي به اينکه خانواده، واحد ساختاري جامعه و مکان رشد و پرورش تمام اعضاي آن و به ويژه شکل دهنده ي شخصيت کودکان است.
و اينکه کودکان براي شکوفايي خود نيازمند داشتن خانواده اي هستند سرشار از محبت، عشق، تفاهم و احترام.

و با اين يادآوري که بايد کودک را براي فرداي جامعه آماده و او را مطابق ايده آل هاي اعلام شده از طرف سازمان ملل يعني آزاديخواه، باشخصيت، صلح جو با روحيه اي داراي تفاهم و همبستگي تربيت نمود و با توجه به ضرورت حمايت ويژه کودکان مطابق مصوبات بين المللي مختلف و از آن جمله:قرارداد ژنو در سال ۱۹۲۴ ميلادي در باره حقوق کودکان، قرارداد رعايت حقوق کودکان از طرف مجمع عمومي سازمان ملل متحد در بيستم نوامبر ۱۹۵۹ ميلادي، اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، پيمان بين المللي در باره حقوق سياسي و شهروندي (بخصوص در ماده ۲۳ و ۲۴ آن)، پيمان جهاني براي حقوق اجتماعي، سياسي و فرهنگي

(بخصوص در ماده ۴۰)، اسناد و اساسنامه هاي ديگر تشکل هاي بين المللي که بنفع کودکان فعاليت ميکنند.و بدنبال آنچه در اسناد حقوق کودک ذکر شده است، مبني بر اينکه: کودک بخاطر عدم بلوغ جسمي و رواني خود، نيازمند حمايت ويژه حقوقي قبل و بعد از تولد ميباشد.و بر اساس مصوبات و قراردادهاي

مربوط به حمايت کودکان و بخشنامه هاي سازمان مل در باره تعيين حداقل سن و شرايط مجازات قانوني براي نوجوانان و حمايت از زنان و کودکان در زمان جنگ و درگيريهاي مسلحانه.و بر پايه اين واقعيت که در بسياري از کشورهاي دنيا، کودکان در موقعيت بد و نابساماني زندگي ميکنند و نياز به توجه فوري و ويژه دارند.و با درک اهميت و ارزش همکاري هاي بين المللي براي بهبود شرايط زندگي کودکان در همه ي دنيا و بويژه در کشورهاي در حال رشد.

پيمان نامه اي براي حفظ و رعايت حقوق کودکان جهان به قرار زير تصويب ميشود:
ماده ۱ (تعريف)
مطابق اين پيمان نامه، يک کودک، انساني است که سن هجده سالگي را هنوز تمام نکرده است مگر اينکه سن بلوغ از نظر حقوق جاري در کشورهاي مربوطه زودتر تعيين شده باشد.
ماده ۲ (ممنوعيت تبعيض)
حکومتهاي عضو اين پيمان، براي هر کودکي که در قلمرو آنهاست، بدون تبعيض و يا فرق گذاري و بدور از هرگونه وابستگي به نژاد، رنگ پوست، منشاء اجتماعي و قومي و يا ملي، ميزان دارايي، معلوليت، وضعيت سرپرست و يا والدين و هر موقعيت ديگري که کودک در آن است، اجراي حقوق مندرج در اين پيمان نامه را تضمين ميکنند.
۲) حکومتهاي عضو اين پيمان، تمام اقدامات لازم را انجام ميدهند تا اين اطمينان کامل را بوجود آورند که هر کودکي از همه اشکال تبعيض و فرق گذاري در امان است و بخاطر ابراز عقيده و جهان بيني و فعاليت هاي والدين يا سرپرست يا اقوام خودش مجازات نمي شود(پاشا شريفي- ۱۳۸۳)

ماده ۳ (نفع کودک)
درانجام هر اقدامي که به نوعي به کودک مربوط ميشود، چه در بخش عمومي، خصوصي، اداري، غير اداري و يا هر بخش ديگري، رعايت نفع و تامين سلامت کودک بر ساير مسائل تقدم دارد.
حکومتهاي عضو پيمان موظف اند با رعايت حقوق والدين و يا سرپرست، از کودکان حمايت نموده و اقدامات لازم حقوقي و قانوني را بعمل آورند.
۳) حکومتهاي عضو پيمان، اطمينان ميدهند که ارگانها و نهادهاي مسئول حمايت کودک، داراي استانداردهاي تعيين شده مربوط به تعداد و تخصص نيروي شاغل و تکنيک موجود در موسسات هستند و به ويژه در زمينه ايمني و بهداشت کنترل کافي وجود دارد.
ماده ۴ (وظايف دولتها)
حکومتهاي عضو پيمان، اقدامهاي ضروري و مناسب قانوني، اداري و غيره را بعمل مي آورند تا حقوق پذيرفته شده در اين عهدنامه را اجرا نمايند. حکومتها براي تحقق مفاد اين عهدنامه با توجه به حقوق و اوضاع اجتماعي، سياسي و فرهنگي، تا آخرين حد ممکن از تمامي منابع موجود ملي خود و در صورت نياز بين الملي استفاده ميکنند.

ماده ۵ (حقوق والدين)
حکومتهاي عضو اين پيمان به وظايف، حقوق و مسئوليتهاي والدين و يا سرپرست قانوني کودک توجه لازم را مي نمايند تا نسبت به کودک در رابطه با حقوق مندرج در اين پيمان نامه کوتاهي نشود.
ماده ۶ (حق زندگي)
هر کودکي حق زندگي دارد و اين حق مادرزادي اوست که از طرف همه حکومتهاي عضو پيمان به رسميت شناخته ميشود.
۲) ادامه حيات و رشد کودک از طرف حکومتهاي امضاکننده اين پيمان نامه بطور کامل تضمين ميشود.
ماده ۷ (حقوق مربوط به تولد)
هر کودکي از بدو تولد حق داشتن يک نام را دارد که بايد در دفاتر مربوطه ثبت شود. همچنين داشتن تابعيت حق اوست و در صورت امکان بايد والدين خود را شناخته و از سوي آنها نگهداري شود.
حکومتهاي عضو پيمان، حقوق عنوان شده در اين پيمان نامه را در رابطه با حقوق و قوانين داخلي خود و وظايف بين المللي، بخصوص در مورد کودک بدون تابعيت، تضمين نموده و اجرا مي نمايند.
ماده ۸ (حفظ هويت شخصي)
حکومتهاي عضو پيمان موظف هستند که حقوق کودک را رعايت کرده و هويت فردي، تابعيت، نام و روابط شناخته شده خانوادگي او را مطابق قانون حفظ نمايند.
۲) در صورتي که تمام يا بخشي از هويت شخصي بطور غيرقانوني خدشه دار شود، حکومتها سريعا درصدد ترميم اين خسارت برمي آيند.
ماده ۹ (جدايي از پدر و مادر)
حکومتهاي امضاکننده اين پيمان نامه اطمينان ميدهند که يک کودک برخلاف ميل والدينش از آنها جدا نميشود مگر اينکه بر طبق قوانين موجود ثابت شود که آن جدايي به نفع کودک و لازم است. مثلا وقتي کودک مورد سوء استفاده قرار گرفته و جداي از هم زندگي کنند و تکليف اقامت کودک بايد روشن شود.
۲) در موقع اجراي بند يک اين ماده، بايد امکان شرکت همه ي افراد مربوطه در آن تصميم گيري را فراهم آورد.
۳) حکومتها توجه دارند که حق کودک مبني بر تماس شخصي و مستقيم با پدر و مادر را در هنگامي که آنها از هم جدا شده اند، فراهم کنند مگر اينکه اين عمل با منافع کودک در تضاد باشد.
۴) هرگاه جدايي نتيجه اقدام حکومت باشد، مثلا زندان، تبعيد و يا مرگ يکي از والدين يا هر دو آنها و يا مرگ کودک (مرگ به هر علتي که باشد، تعيين کننده آن است که شخص در آن هنگام به نوعي در “اسارت” قانون بوده است)، حکومت امضاکننده اين پيمان نامه موظف است برپايه درخواست والدين يا کودک و يا سرپرست قانوني او، اطلاعات لازم را در مورد محل شخص غايب در اختيار اين افراد قرار دهد، مگراينکه اين عمل به نفع کودک نباشد و به او زيان برساند. حکومتها اطمينان ميدهند که افراد با تقاضاي چنين درخواستي، از طرف حکومت در خطر قرار نمي گيرند.
ماده ۱۰ (رساندن اعضاي خانواده به هم)
بدنبال ماده ۹ بند ۱ مندرج در اين پيمان نامه، هرگاه کودک يا والدين او درخواست خروج از کشور و يا ورود به کشور ديگري را براي پيوستن به اعضاي خانواده خودشان دارند، ترتيب اين امر بطور انساني و سريع از طرف حکومت داده ميشود و چنين درخواستي داراي هيچگونه خطري از سوي حکومت براي متقاضي و يا وابستگان او نيست.
کودکي که والدين او در کشورهاي متفاوت بسر ميبرند، حق دارد با هر دوي آنها بطور شخصي، منظم و مستقيم تماس داشته باشد، مگر در صورت وجود شرايط استثنايي مثلا بخاطر حفظ امنيت ملي يا نظم و اخلاق عمومي، لطمه به آزادي و حقوق ديگري و يا نقض حقوق مندرج در اين پيمان نامه.
حکومتها بر پايه ماده ۹ بند ۱ اين پيمان نامه مکلف به رعايت حق کودک و والدين مبني بر با هم بودن آنها هستند.(كريمي – ۱۳۸۵)
ماده ۱۱ (کودک ربايي)
حکومتهاي عضو پيمان، جهت مبارزه با انتقال و اقامت غيرقانوني کودکان به خارج از کشور، اقدام لازم را مي نمايند.
حکومتها براي اين منظور، خواهان قبول توافق نامه هاي موجود از طرف يکديگر و يا تصويب توافق نامه هاي جديد دو يا چند جانبه هستند.
ماده ۱۲ (آزادي عقيده)
از سوي حکومتهاي امضاکننده اين پيمان نامه، حق کودکي که که توانايي ساختن نظر شخصي خودش را دارد، به رسميت شناخته ميشود. کودک در تمامي امور مروط به خود، آزادي بيان و اظهار عقيده شخصي را که مطابق سن و رشد اوست، دارد.
براي اين منظور، به کودک امکان داده ميشود که در دادگاهها و در تمام مراحل قانوني، مستقيم يا با کمک وکيل و يا نهاد مسوول و مناسب ديگر، مطابق قوانين موجود، محاکمه شود.