بررسي رابطه ي بين با نشاط بودن والدين و شاد بودن كودكان

مقدمه
زيبايي ، هوش و مقام از جمله ويژگي هايي اند كه عده اي تصور مي كنند با داشتن آن ها داراي ارزش بالاتري خواهند شد اين عوامل زماني اثر بخش اند كه ما احساس احترام به خود و اعتماد به نفس داشته باشيم افراد جذاب ، با هوش و موفق سرمايه هاي با ارزشي دارند ولي اين سرمايه ها فقط هنگامي موثر خواهند بود كه بتوانند شادي و شعف دروني در آنان

ايجاد كنند . اين سرمايه بدون شادي و شعف ، آرامشي در وجود انسان ها ايجاد نخواهد كرد ، پيامبر اكرم ( ص ) رسول خاتم و حبيب خدا ( ص ) يگانه حقيقتي است كه تا آخرين مرحله ي كمال از ممكن عالم دنيا به مكانت عالم عقبي عروج كرد و امكان تمكن آن مقام بر هيچ موجودي ممكن نشد . سعدي عليه الرحمه در اين باره چه زيبا سروده است « شبي بر نشست از ملك بر گذشت » .

به تمكين و جاه از ملك « گذشت » رسول گرامي اسلام از اوان كودكي از داشتن پدر و مادر محروم بودند آن حضرت در رحم مادر بود كه پر بزرگوارش رهسپار شام شد و در مدينه به رحمت خدا رفت . پيامبر ( ص ) شش ساله بود كه مادر بزرگوارش رانيز از دست داد و تا هشت سالگي تحت سر پرستي جدش حضرت عبدالمطلب قرار گرفت در هشت سالگي جدش

نيز از دنيا رفت . و از آن پس عمويش جناب ابوطالب ( ع ) سرپرستي او را عهده دار گرديد پيامبر اسلام ( ص ) در زمان كودكي بسيار طاهر و تطيف عابد و با صداقت بود از همان كودكي موهاي خود را مرتب مي كرد ، غذا كم مي خورد و هرگز ديده نشد كه مثل ديگر كودكان غذا خوردن حرص نشان دهد او بسيار با حيا و امانتدار بود ابوالقاسم كوفي در كتاب اخلاق از

رسول خدا نقل مي كند كه آن حضرت فرمود رحم اله عبداً اعان ولده علي بره بالاحسان اليه و التاليف له و تعليمه و تادييه . خداوند رحمت كند بنده اي را كه كمك كند به فرزندش براي خوب بار آمدن بااحسان و محبت به او و آموزش و ادب كردن وي. اين احاديث چهار مسئوليت براي والدين در ارتباط با تربيت فرزندانشان مطرح مي كند كه عبارت اند از : ۱- نيكي كردن به فرزند ۲- محبت كزردن به فرزند و گرم كرفتن بااو ۳- آموزش فرزند ۴- ادب كردن فرزند .

چكيده
شادي ، حاصل ارتباطي سازنده بين فرزند و خدايش ، بين فرد و همنوعانش ، بين فرد و وظايفش در جامعه است .
كساني كه احساس عشق و امنيت مي كنند بسيار كم تر از ديگران دچار بيماري و سانحه مي شوند . احساسات و عواطف سركوب شده ، خصوصاً در دوران كودكي بر سلامت جسماني و رواني فرد تاثير دارند ، از اين رو لازم است براي سالم بودن و انرژي داشتن آموزش هاي لازم از زمان كودكي در جهت حفظ هيجانات و بيان احساسات ارائه مي شود . اين آموزش ها ، سلامت جامعه ي انساني و نسل هاي آينده را تامين مي كند .

براي اين كه سلامت جسماني و رواني كودكان ، دانش آموزان ، اطرافيان و حتي خودمان حفظ شود بايد سعي كنيم با شناسايي عوامل موثر بر شادي ، موجبات تقويت عوامل مثبت و تقليل عوامل منفي موثر برشادي را فراهم سازيم . در مقاله ي حاضر ، با شناسايي عوامل تاثير گذار بر شاي ، روش هايي براي ايجاد شادي و نشار در كودكان ارائه شده است . از آنجا كه شادي بزرگترها عامل رشد در شادي و نشاط كودكان است و اوليا ومربيان غمگين نمي توانند فرزندان و دانش آموزان شاد ، تربيت كنند ، از اين رو با ارائه نظام اعتقادي درست براي دست يابي به شادي ، مي توان موجبات افزايش شادي در ميان افراد جامعه را فراهم كرد . به اين ترتيب مردم مي توانند تغييري مثبت در زندگي خويش به وجود آورند ، احساس پيشرفت و لذت در زندگي داشته باشد و به شادي و مسرت دائمي دست يابند و تنها در اين صورت است كه مي توانند شادي و مسرت را در وجود كودكانشان نيز پرورش دهند.

بيان مساله
محبت كردن به كودكان
يكي از صفات بارز پيامبر اسلام ، ترحم و ملاطفت او نسبت به كودكان است . در اين زمينه ، روايات فراواني از زندگي رسول اكرم و نيز خاندان پاكش نقل شده است كه بر ذكر چند مورد از آن ها مبادرت مي كنيم .

نقل شده است كه پيامبر اكرم در فوت يكي از فرزندانش گريست . به ايشان گفته شد يا رسول الله شما گريه مي كنيد و ما را از گريستن نهي مي فرماييد ؟ حضرت فرمود من شما را از گريه كردن نهي نمي كنم بلكه از جزع و فزع كردن و سر و صدا راه انداختن ب حذر مي دارم . خداوند اين رحمت و رافترا در قلب هر كه بخواهد قرار مي دهد . خداوند بر هر كه بخواهد رحمت كند و حتماً به بندگاني كه رحم دل اند رحم مي كند . خداوند به كودكان بسيار رحم مي كند و هر كس را كه به كودكان رحم كند دوست مي دارد و به او رحم مي كند . در روايتي از امام صادق ( ع ) آمده است كه وقتي خداوند اراده كرد قوم نوح را هلاك كند زنان را چهل سال عقيم كرد تا فرزندي به دنيا نيايد .

شاد بودن چيست ؟
هنر شاد بودن ، مستلزم توانايي خنديدن به مشكلات ، در كوتاهترين زمان ممكن پس از وقوع آنهاست . اغلب اوقات نيازها ، در همان لحظه كه احساس مي شوند برآورده نمي گردند و فاصله ي زماني ميان احساس و نياز و برآورده شده آن ، گاه سبب تكرار خاطر مي شود . تكرار خاطر انسان در بيش تر مواقع بدين علت است كه زندگي آن گونه كه او خواسته نيست زندگي با آرمان هاي او هماهنگ نيست و در نتيجه موجب غمگين و افسردگي در فرد مي شود . در حالي كه فرد برخوردار از سلامت عاطفي قادر است در تمام احوال ارتباطات سالم

عاطفي خود را حفظ كند و اين چنين فردي را مي توان فردي خوشحال و شاد دانست . براي اينكه ارزش شادماني را درك كنيم ، بايد براي اين سوال پاسخ اساسي بيابيم . شادي ، محصول و نتيجه چه چيزي است ؟ آيا حاصل دسترنج خود و تلاش و كوشش ديگران است ؟ يا محصول استعمال مواد شيميايي تحريك كننده ؟ طبيعي است كه اين نوع شادي ، نه پسنديده خواهد بود و نه مطلوب . شادي اگر حاصل ارتباطي سازنده بين شخص و خدايش ، بين فرد و هنموعانش ، بين شخص و وظايفش در جامعه باشد ، طبعاً شادي و سروري خواهد بود دلخواه و ايده آل .

شادي نياز به يك تصميم قطعي دارد و هر فردي بايد به خود خاطر نشان كند كه وقت محدودي در اختيار دارد تا از اين عمر كوتاه ، بيش ترين بهره را ببرد و بتواند وراي زمان حال ، به اميد آينده بهتر باشد. هر فردي براي بهره برداري بيشتر از زندگي ، نبايد دنيارا تغيير بدهد ، بلكه بايد سعي كند كه خود را تغيير دهد .

دنيايي كه مكان زندگي انسان ها و ساير موجودات زنده است دنيايي بي عيب و نقص نيست و ميزان ناخشنودي ما در واقع فاصله واقعيت ها و آرمان هاست . فاصله ي ميان واقعيت كنوني هر چيزي با آن چه بايد باشد . اگر ميزان توقعات و انتظارات خود را كم كنيم شادي ، آسانتر به دست خواهد آمد. بنابراين يكي از مسئوليت هاي ما به عنوان ولي يا مدبر اين است كه از زندگي لذت ببريم و شرايط التذاذ از زندگي را براي فرزندان ، دانش آموزان ، و اطرافيانمان فراهم سازيم زيرا با شاد بودن احساس بهتر و كارايي بيشتري خواهيم داشت و ديگران نيز از مصاحبت با ما احساس رضايت و خشنودي خواهند كرد .

 

عوامل موثر بر شادي
عوامل تاثير گذار بر شادي را مي توان به دو گروه عوامل مثبت و منفي موثر بر شادي تقسيم كرد . عوامل مثبت مستقيماً به افزايش شادي كمك مي كنند و عوامل منفي از شادي و خوشحالي انسان كاسته ، بر رنج ، غم و ناراحتي و افسردگي او مي افزايد .

عوامل مثبت شادي عبارتند از : عشق و محبت ، اميد به آينده ، پيشرفت و موفقيت در كار ، خوش بيني ، خير خواهي ، سپاسگذاري ، رضايت خاطر ، مورد قدر داني قرار گرفتن ، احتران به محيط زيست و تمام موجودات ، زندگي متعادل ، محدود كردن خواست ها …

عوامل منفي موثر بر شادي يا عوامل غم ، رنج و افسردگي به دو گروه زير تقسيم مي شوند :
الف ) ناراحتي جسماني :ناراحتي جسماني از اين قرارند : ۱- گرسنگي و سوء تغذيه ۲- درد و بيماري و ساير ناراحتي هاي جسماني
ب ) ناراحتي هاي عاطفي و رواني : شمار ناراحتي هاي عاطفي – رواني بسيار زياد و شايد بتوان بيش از ۵۰ رذيله اخلاقي را ذكر كرد كه از شادي كاسته بر رنج ، افسردگي و غم انسان مي افزايد .

بعضي از اين رذايل اخلاقي عبارت اند از : آرزو ، اضطراب ، انتقام جويي ، بد خواهي ، تحقير ، ترس ، تنفر ، توقع ، حسادت ، حرص ، دل بستگي ، دورويي ، قسم ، سر زنش ، شهوت ، عجله ، عصبانيت ، خشم ، خشونت ، خود پرستي ، غصه ، نوميدي ، وسواس و غيره …
بايد توجه داشت كه اكثر بيماري هاي جسماني ، ناشي از ناراحتي هاي رواني است و تاثيرات اين بيماري ها به صورت اختلال در خواب ، خاموشي ميل جنسي ، افزايش فشار خون ، زخم معده ، آرتروز ، آسم ، پر كاري غده ي تيروئيد و … ظاهر مي شوند .

اگر ياد بگيريم عوامل ايجاد ناراحتي هاي عاطفي – رواني را از وجود خود دور كنيم و چگونگي تقليل آنها را به فرزندان و اطرافيان آموزش دهيم و شرايط لازم را در اين زمينه فراهم سازيم ، مي توانيم هميشه شاد و خوشحال باشيم و افرادي شاد تربيت كنيم .

والدين سالم ، فرزندان شاد
در جامعه امروز ما ، اكثر والدين براي مراقبت و پرورش فرزندان خود زحمت زيادي متقبل مي شوند . در حال حاضر با وجود كوچكتر شدن خانواده ها ، از هم زيادتر شده ، كم تر كسي مي تواند از مادر بزرگ ، پدر بزرگ ، يادگير اعضاي فاميل براي نگهداري بچه ها كمك بگيرد . در نتيجه مسئوليت زيادي بر دوش پدران و مادران امروزي قرار دارد . والدين بايد به همه نيازهاي كودكان از قبيل سر گرمي ، بازي ، تحصيلات ، غذا ، پوشاك ، بهداشت و هم چنين مسائل عاطفي و معنوي او توجه كنند . مادراني كه فقط به خانه داري و بچه داري مشغول اند ، از اين كه نمي توانند بااقوام معاشرت يا با دوستان تفريح كنند، گله مندند و با اين وصف ، حال مادران شاغل ، مشخص است . آن چه مسلم است اين است كه تلاش و فعاليت

زياد ، انسان خسته ، حساس و زود رنج كرده ، سلامت او را به خاطر مي اندازد و سر انجام به جايي مي رسد كه ادامه راه برايش دشوار مي شود . در اين هنگام بايد به والدين خاطر نشان كرد كه ما نيز مانند هر انسان ديگري بايد بيش تر مراقب خود باشند . تنها در اين صورت است كه مي توانند وظايف خود را به خوبي در مقابل فرزندانشان انجام دهن و اين

خواست فرزندان ماست كه والديني شاد و سالم داشته باشند. پيامبر اكرم ( ص ) مكرراً سفارش مي فرمود : احبوالصبيان و ارحمو هم فاذا وعد تموهم ففوالهم فانهم لايرئون الا انكم تزرقونهم . كودكان را دوست بداريد و به آن ها رحم كنيد و هنگامي كه و عده اي به آن ها داديد حتماً وفا كنيد ، زيرا كودكان جز شما چشمشان به دست كس ديگري نيست . از موسي كريم الله – سلام الله عليم – نيز نقل شده است كه فرمود : فضل الاعمال حب الاطفال . زيرا فطرت آنان توحيدي است .

هم چنين روايت شده است كه وقتي پيامبر اسلام حضرت امام حسن مجتبي را در دامن خود نشاهنده او را مي بوسيد يكي از اشراف گفت : من دو پسر دارم ولي هرگز آنها را نبوسيده ام . حضرت ناراحت شد فرمود : من لايرحم لايرحم . از معصومين عليه السلام هم چنين نقل شده است : فرزندانتان را ببوسيد كه با هر بار بوسيدن درجه اي در بهشت مي يابيد كه سير آن پانصد سال راه است راحت ترين و عميق ترين خواب كودك وقتي است كه در آغوش پدر و مادر خوابيده است .

شخصيت دادن به كودكان
يكي از روش هاي مهم تربيتي در قران و سيره ي پيامبر ( ص ) و معصومين ( ع ) اكرام و شخصيت دادن به افراد است . روايتي بسيار مشهور است كه پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : من تا زنده ام پنج خصلت را فراموش نمي كنم تا بعد از من در امتم سنت ( روش ) شود … پنجمين آن خصلت ها سلام كردن به كودكان است .
تسليمي علي الصبيان

پيامبر اكرم ( ص ) در اين روايت روي نكته اي مهم تاكيد كرده اند البته هيچ كس در طول حيات پيامبر ( ص ) موفق شد در سلام كردن بر او پيشي بگيرد ، ولي در اين پيام سلام كردن ، به كودكان را سنت قرار مي دهد چرا كه شخصيت دادن ، بزرگ شمردن و عزت و احترام كليد اصلي تربيت كوك به شمار مي آيد . كرامت و احياي شخصيت كودك در اخلاق و تربيت ديني جايگاهي بسيار والا دارد .

در اين جا دو نمونه از برخورد توام با كرامت رسول خدا با كودكان را نقل مي كنيم .
ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه چنين نقل مي كند : كودكي از انصارپرنده اي داشت كه از دستش رها شد و پرواز كرد و او شروع به گريستن نمود . رسول خدا به او گفت اي ابا عميرگنجشگ را چه كردي ؟ همان گونه كه ملاحظه مي كنيم پيامير اكرم ( ص ) كودك را با كينه كه رسم احتراز آميز عرب است صدا مي زد و او را مورد اكرام و ملاطفت قرار داده ، قرار داده از او مي پرسد كه پرنده اش را چه كرده است .

ابوبكر مي گويد : پيامبر اكرم ( ص ) نشسته بودند و امام حسن ( ع ) در كنار ايشان حضور داشت . پيامبر گهگاه به امام حسن ( ع ) نگاه مي كرد و مي فرمود : اين فرزند من آقاست . ان شاء الله خداوند به وسيله ي او بين مسلمين را اصلاح گرداند .
كودكاني كه از نظر بهره ي هوشي در حد متوسط هستند در عمل از زندگي و ارتباط باديگران لذت مي برند و خود را قبول كردند به راستي علت اين امر چيست ؟
چگونه است كه در دل برخي از انسانها به رغم سختي و مشكلات ظاهري روح سبز انسانيت شكوفا مي شود و عده اي با وجود برخورداري از امكانات و رفاه همواره ناراحت و غمگين هستند ؟ براي اينكه ارزش شادماني را درك كنيم بايد براي اين سوال پاسخ اساسي بيابيم . شادي محصول و نتيجه ي چه چيزي است . آيا حاصل دسترنج خود و تلاش و كوشش

ديگران است . يا محصول استعمال مواد شيميايي تحريك كننده است . آيا نبايد پدران و مادران به همه ي فرزندان خود به طور مساوي محبت ابراز كنند ؟ چنين روايت شده است كه پيامبر اكرم مشاهده كرد مردي كه داراي دو فرزند بود يكي را بوسيد و ديگري را نبوسيد ايشان به وي فرمود : بين فرزندانت مساوا را رعايت نكردي ، روايت شده است كه روزي رسول خدا ( ص ) نماز مي خواند و امام حسن بر پشت او سوار شد حضرت آهسته به او گفت برو برو . پيامبر او را زمين گذاشت و دد ركعت دوم همين مسئله تكرار شد . پيامبر ( ص ) باز هم به آرامي او را به زمين گذاشت تا آنكه از نماز فارغ شد فردي يهودي كه در آنجا حاضر بود گفت : شما با بچه ها اين گونه رفتار مي كنيد ؟ ما چنين كاري نمي كنيم پيامبر فرمود : اگر به خدا و رسولش ايمان داريد بايد به بچه ها ترحم كنيد يهودي از اين مسئله متنبه شد و اسلام اختيار كرد .

 

پيشينه ي تحقيق
تحقيقات نشان مي دهند كه مشكلات اكثر افراد غمگين از اين قبيل است : عدم توانايي در تصميم گيري هاي درست و به جا . نگراني براي موضوعات جزيي. ناتواني در دوست يابي ، پرخاشگري ، بي اعتنايي نسبت به نيازهاي اطرافيان، ناتواني در برقراري ارتباطات ، مسائل اقتصادي و … در مقابل چنين افرادي كساني هم وجود دارند كه هميشه خوش بين هستند . چنين افرادي با وجود اينكه ممكن است غير جذاب بوده از نظر بهره ي هوشي در حد متوسط هستند حقيقت اين است كه بسياري از مردم كه به سبب تربيت غلط همواره غمگين

هستند و بدون آنكه بخواهند ياد گرفتند كه ناراحت باشند و در واقع بدون برنامه ريزي زندگي كنند در اين مقاله و پژوهش سعي شده است با شناسايي عوامل شادي زا و ارائه راهكارهاي لازم براي افزايش ميزان شادي در فرزندان ، اطرافيان و خودمان از ورود عوامل منفي در وجود خود و ديگران جلوگيري به عمل آوريم و بتوانيم سلامت جسم و روان خود فرزندان اطرافيانمان را تامين كنيم .