بررسي روابط متقابل كارآفريني و فناوري اطلاعات و ارتباطات

چكيده:
ارابة فناوري اطلاعات و ارتباطات به سرعت به پيش مي‌تازد و جوامع دنيا را دستخوش تغييرات بنيادي مي‌كند. فعاليت‌ها، مشاغل، مهارت‌ها، فرهنگ‌ها، نيازها و… همه و همه تحت تاثير اين فناوري قرار گرفته و متحّول شده‌اند. عصر اطلاعات و اتباطات آغاز شده است. بي‌شك كارآفريني سهم عمده و نقش ويژه‌اي در توسعه اين فناوري‌ها داشته و دارد؛ اگرچه اين فناوري‌ها نيز خود بر كارآفريني تاثير گذار بوده و به عبارتي كارآفريني مدرن را بوجود آورده‌اند.

اين مقاله به بررسي روابط متقابل كارآفريني و فناوري اطلاعات و ارتباطات پرداخته و با مثال‌هايي ويژگي‌هاي كارآفريني در عصر اطلاعات و ارتباطات را تبيين نموده است. همچنين پيشنهاداتي براي گسترش كارآفريني اطلاعات در كشور يا بهره‌برداري مناسب از آن نيز، در اين مقاله ارائه شده است.

مقدمـــه:
جهان در سال‌هاي اخير شاهد انقلاب اطلاعات وارتباطات بوده و تحولات اجتماعي عظيمي در آن به وجود آمده است، به طوري كه در اثر اين تحولات، قرن جاري به نام فناوري اطلاعات و ارتباطات به ثبت رسيده است. در عصر اطلاعات و ارتباطات سطح بينش و آگاهي مردم افزايش يافته وكلية فعاليت‌هاي جمعيت رو به

انفجار دنيا با مزيتهاي اين عصر، در قالب شبكه‌هاي ارتباطي به تعادل رسيده و كنترل شده است. در اين عصر دنيا دهكده‌اي متصل است كه افراد آن در هر لحظه كه بخواهند به هر گوشه آن مي‌توانند مسافرت كنند، از اخبار آن مطلع شوند و يا بدان جا پيغام بفرستند. اينترنت، تلفن‌همراه، محاسبات ‌بي‌سيم، نرم‌افزار و سخت‌افزار، هوش مصنوعي و … پديده‌هاي اين عصر هستند. فناوري اطلاعات و ارتباطات بر كليه فعاليت‌هاي اجتماعي از جمله كارآفريني اثرگذاشته و در

بسياري از آنها تحولات اساسي بوجود آورده است. امروزه كارآفريني به شدت به بسترهاي فناوري اطلاعات وابسته است و از آن بهره زيادي مي‌گيرد. شايد اغراق نباشد اگر كارآفريني مدرن بدون فناوري اطلاعات را امري غيرممكن بدانيم. از سوي ديگر توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات خود مرهون كارآفريني است. فعاليت‌هاي كارآفرينانه باعث شناخت نيازها، خلق ايده‌ها و تولد فناوري‌‌ها مي‌شوند. كارآفريني موتور توسعه فناوري و خلق فناوري‌هاي جديد است. كشورهاي

پيشرفته، سردمداران بهره‌گيري از كارآفريني و توسعه فناوري هستند. تحولات جهاني نشان مي‌دهد كه فناوري اطلاعات و ارتباطات مهمترين زمينه فعاليت اين كشورها در قرن اخير شده است. كشورهاي در حال توسعه نيز به سرعت به سمت دستيابي ازفناوري اطلاعات و استفاده از آن حركت مي‌كنند. به عنوان مثال دولت كره ‌از پنج زمينه فعاليت تكنولوژيك خود يعني فناوري اطلاعات، بيوتكنولوژي، نانوتكنولوژي، فناوري‌هاي محيط ‌زيست و فناوري‌هاي فرهنگي به فناوري

اطلاعات بالاترين اولويت را داده است. با اين اوصاف شايسته است كه كشور ما نيز با سرعت هرچه بيشتر فعاليت خود را در حوزه اين فناوري تعميق بخشد تا بتواند در دنياي رقابتي عصر اطلاعات حرفي براي گفتن داشته باشد. درعصري كه ماهيت كارها، ماهيت‌ مشاغل و ماهيت‌ مهارت‌هاي لازم عوض شده است، اين كارآفريني است كه به چالش طلبيده مي‌شود. در اين مقاله، ابتدا به بررسي ويژگي عصر اطلاعات و معرفي كارآفريني پرداخته، در ادامه نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در كارآفريني و كارآفريني در فناوري اطلاعات و ارتباطات را بررسي كرده‌ايم.

۲- فناوري اطلاعات و ارتباطات، ابزار عصر اطلاعات
امروزه اهميت فناوري اطلاعات و ارتباطات به منظور افزايش سرعت و دقت فعاليت‌هاي مختلف سازمان‌ها و ارتباط اجزاي مختلف آن با يكديگر و در نتيجه بالا بردن بهره‌وري آنها به روشني مشخص شده است. خصوصاً سازمان‌هايي كه بخش‌هاي مختلف آن در مناطق جغرافيايي پراكنده و دور از يكديگر قرار گرفته‌اند و يا موسساتي كه موظف به انجام كارهاي متنوع و متعدد هستند، بسياري از مشكلات خود از طريق اين تكنولوژي‌ها رفع مي‌كنند.

انقلاب اطلاعات و ارتباطات يكي از اصطلاحاتي است كه با رشد تكنولوژي‌هاي اطلاعاتي در كنار انقلاب صنعتي مفهوم پيدا كرده است. همان‌گونه كه در اثر انقلاب صنعتي، مجموعه‌اي از كارخانه‌ها، ابزار و ماشين‌آلات، اتومبيل‌ها و غيره به كمك انسان آمدند و بسيار از كارهاي بدني او را بر عهده گرفتند، انواع محصولات تكنولوژي اطلاعات، نيز شامل سخت افزارها و نرم‌افزارهاي كامپيوتري، شبكه‌هاي مخابراتي، سيستم‌هاي ماهواره‌ و غيره براي كمك به آن ‌دسته از مسايل انسان كه با اطلاعات سر و كار دارند بوجود آمده و توسعه يافتند.كاربردهاي اين تكنولوژي‌ها شامل انواع محاسبات و پردازش‌هاي روزمرّه، تجارت، اطلاع‌رساني، مسايل علمي، مديريت، ارتباط مستقيم از راه دور وغيره مي باشد.

تجارب گوناگون سازمان‌هاي مختلف در سطح دنيا نشان مي‌دهد كه تكنولوژي اطلاعات به راحتي بسياي از مشكلات سيستم‌هاي اطلاعاتي را رفع مي‌كند. تكنولوژي اطلاعات قابليت‌هاي زيادي در رفع مشكلات سازمان‌ها دارد. به عنوان نمونه به چند مورد از مزاياي تكنولوژي اطلاعات اشاره مي‌شود.

 افزايش سرعت
محاسبه و پردازش سريع اطلاعات و انتقال فوري آن، زمان انجام كار را كاهش و در نتيجه بهره‌وري را افزايش مي‌دهد. تكنولوژي اطلاعات امكان جستجو و دستيابي سريع به اطلاعات را نيز فراهم مي‌كند.
 افزايش دقت

در مشاغل مبتني بر انسان دقت انجام كار متغير است؛ درحاليكه تكنولوژي اطلاعات دقتي بالا و ثابت را تامين و تضمين مي‌كند. در انواع فعاليت‌هاي پردازشي و محاسباتي دقت كامپيوتر به مراتب بيشتر از انسان است.
 كاهش اندازة فيزيكي مخازن اطلاعات

با توسعة تكنولوژي اطلاعات و بكارگيري آن ديگر لزومي به حمل و نگهداري حجم زيادي از كتاب‌هاي مرجع تخصصي وجود ندارد. به راحتي مي‌توان در هر ديسك فشرده اطلاعات چندين كتاب را ذخيره نمود. مركز تحقيقات كامپيوتر علوم اسلامي قم، از جمله مراكزي است كه به انجام اين وظيفه مشغول است.
 رفع برخي از فسادهاي اداري

استفاده از تكنولوژي اطلاعات شفافيت در انجام كارها را افزايش مي‌دهد و بسياري از واسطه‌ها را حذف مي‌كند. اين دو مزيت كليدي منجر به رفع برخي از فسادهاي اداري خصوصاً در سطوح پايين مي‌شوند.
 ايجاد امكان كار تمام وقت

به كمك تكنولوژي اطلاعات بسياري از استعلام‌ها و مراجعات افراد و غيره از طريق شبكه‌هاي كامپيوتري و به صورت خودكار انجام مي‌گيرد. بنابر اين مي‌توان به صورت ۲۴/۷( ) از آن بهره گرفت.
 ايجاد امكان همكاري از راه دور

مخابرات، تلفن، تله كنفرانس، ويدئو كنفرانس و همچنين سيستم‌هاي همكاري مشترك ، EDI و غيره نمونه‌هايي از كاربردهاي تكنولوژي اطلاعات در اين زمينه هستند.

 كاهش هزينه‌هاي سيستم يا سازمان
با توجه به موارد فوق به خصوص افزايش سرعت كه باعث انجام تعداد كار بيشتر مي‌شود و انجام كار تمام‌وقت، بهره‌وري سيستم افزايش مي‌يابد و در نتيجه باعث كاهش مقدار زيادي از هزينه‌ها مي‌گردد.

آنچه مسلّم است تكنولوژي اطلاعات به منزلة يك سلاح و ابزار جديد براي فعاليت جهان معاصر محسوب مي‌شود كه عدم استفاده از آن انزواي كشور و در نهايت حذف شدن از جامعة جهاني را به دنبال خواهد داشت.

۳- نقش كار آفرينان در توسعه تكنولوژي
كارآفريني اصطلاحي است كه در طول ۳۰۰ سال گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران به‌ صورت‌هاي مختلفي تعريف شده است. به طور خلاصه كارآفريني فعاليتي است مخاطره‌آميز كه فردي در پي اجراي يك ايده معمولاً اقتصادي توجه نهادهاي سرمايه‌گذاري، علمي، صنعتي و غيره را جلب نموده و نيروي آنها را به سمت عملي نمودن ايده هدايت مي‌كند. بنابراين يك ايده كه بر اساس يك نياز اجتماعي شكل گرفته از ملزومات كارآفريني است. نتيجه كارآفريني علاوه بر نوآوري در محصولات جديد، حل نيازهاي اجتماعي، ايجاد اشتغال براي ديگران، افزايش سودآوري شركت‌ها و افراد و توسعه تكنولوژي است. كارآفريني باعث رفع نيازها به كمك تكنولوژي‌هاي جديد مي‌گردد. بسياري از محصولات تكنولوژي‌هاي جديد خصوصاً در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات، در اثر فعاليت‌هاي كارآفرينانه بوجود آمده‌اند. اكثر شركت‌هاي فعّال در حوزه تكنولوژي مخصوصاً شركت‌هاي مبتني بر خلاقيت و نوآوري كه فناوري‌هاي جديد را خلق مي‌كنند و اصطلاحاً درلبة فناوري فعّالند، شركتهايي كارآفرين هستند.

افراد كارآفرين از ويژگي‌هاي شخصيتي خاصي برخوردارند. مخاطره‌پذيري، نوآوري و خلاقيت، مسؤوليت‌پذيري و اعتماد به نفس، توانايي ارتباطات قوي، واقعگرائي، هدفگرايي، تهاجمي بودن، تحمل ابهام و عدم قطعيت، خوشبيني و تعّهد و اعتقاد به مركز كنترل دروني بخشي از ويژگي‌هاي اين افراد است. هر فرد كارآفرين ممكن است تعدادي از اين ويژگي‌ها را داشته باشد و با شخصيت منحصر به فردي به كارآفريني بپردازد. شخصيت از ملزومات كارآفريني است توسعه كار آفريني نيازمند تربيت افراد كار آفرين مي‌باشد. در سرتاسر دنيا مراكز مختلفي براي آموزش و كارآفريني وجود دارد اگرچه برخي از افراد روحية كارآفريني بيشتر را وابسته به تحولات زندگي افراد در طول ساليان مختلف مي‌دانند ولي اين تناقضي با آموزش كارآفريني ندارد. در آموزش كارآفريني بايستي افرادي كه بصورت بالقوه از روحيه كارآفريني برخوردارند انتخاب شده و سپس شخصيت‌شان به فعلّيت برسد. علاوه بر اين روش‌هاي ديگري مثل انكوباتورها، براي تحريك كارآفريني وجود دارد كه افراد عملاً تا سطحي از كارآفريني هدايت مي‌شوند و يكباره به خارج پرتاب مي‌گردند و با حمايت‌ها و راهنماي‌هاي بعدي از آنها استفاده مي‌نمايند.

نقش دولت در توسعه كارآفريني، علاوه بر ايجاد بسترهاي سخت‌افزاري، نرم‌افزاري و حمايتي از كارآفريني، شناسايي، آموزش و هدايت فعاليت‌هاي كارآفرينانه است. توسعه تكنولوژي بسيار وابسته به كارآفريني است و نبايد از آن غافل ماند.

۴- فناوري اطلاعات و ارتباطات در كارآفريني
امروزه بر همه روشن شده است كه اطلاعات و ارتباطات دو قدرت مهم مي‌باشند. اين دو هم خود ارزش دارند و هم ارزش بوجود مي‌آورند. فردي كه از بازراهاي مختلف و قيمت اجناس در آن بازراها را اطلاع داشته باشد يا از گذشته و آينده بازار باخبر باشد، تصميمات بهتري براي رسيدن به سود بيشتري مي تواند بگيرد. اطلاعات علاوه بر ارزش ذاتي، جنبه ديگري دارد كه به دانش منتهي مي‌شود و در مكانيزم تصميم‌گيري و انجام بهتر آن اثر مي‌گذارد. ارتباطات نيز مانند اطلاعات ارزشمند بوده و ارزش افزوده‌اي متناسب با اندازه و نوع ارتباطات نصيب افراد مي‌كند. انسان‌هايي كه ارتباطات متنوع، بيشتر و قويتري دارند، كارهاي خود را بهتر پيش مي‌برند و زودتر به نتيجه مي‌رسانند. هدف از اين بخش بررسي تأثيرات فناوري اطلاعات در ارتباطات در كارآفريني است.

اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسي مورد نياز هر فعّاليت كارآفريني است. كارآفريني در انزوا و بدون حمايت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امكان‌پذير نيست. كارآفريني مستلزم كشف يك نياز اجتماعي است. و كشف نيازهاي اجتماعي به شناخت اجتماع، نيازهاي آن و بافت فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي آن وابسته مي‌باشد. در شناسايي نياز هر فعّاليت كارآفرينانه، ايده‌پرداز يا تئوريسين مي‌بايست نسبت به محيط بينش و بصيرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هايي براي رفع‌آن نياز، در نقاط ديگري از دنيا ارائه شده است. مطمئناً شناسايي نيازها و ارائه راحل‌ها بدون اطلاعات امكان‌پذير نخواهد بود. بنابراين اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعّاليت كارآفريني است.

فناوري اطلاعات و ارتباطات جديد تحولات شگرفي در دستيابي به اطلاعات بوجود آورده و بسترهاي ارتباطي قويتري را فراهم كرده است. اين فناوري‌ها اهّميت و ارزش اطلاعات و ارتباطات را بالا برده‌اند. در نتيجه كارآفريني نيز مانند ساير امور از مزيت‌هاي اين فناوري بهره برده‌ است. براي درك اهّميت اين فناوري‌ها در كارآفريني به بررسي نظريه شبكه‌هاي اجتماعي مي‌پردازيم. طبق نظريه شبكه‌هاي اجتماعي كارآفريني، فرايندي است كه در شبكه متغيّري از روابط اجتماعي واقع شده است و اين روابط اجتماعي مي‌توانند رابطه كارآفرين را با منابع و فرصت‌ها محدود يا تسهيل نمايند (۱).

شبكه‌ها داراي سه ويژگي تراكم، دسترس‌پذيري و مركزيت مي‌باشند، به كمك اين ويژگي اثر بخش شبكه‌ها سنجيده مي‌شوند. تراكم به كثرت ارتباطات بين افراد، دسترس‌پذيري به قلمرو شبكه و تعداد واسطه‌هاي ارتباطي يا گروه‌هاي مرتبط، و مركزيت به فاصله كلي فرد از تمامي افراد ديگر و تعداد افرادي كه مي‌توانند به وي دسترسي داشته باشند اطلاق مي‌گردد.