چكيده تحقيق:
اهميت رسانه هاس جمعي از همان آغاز انتشار نخستين روزنامه ها در يونان باستان همواره در كانون توجه نويسندگان و گردانندگان آنها و دغه دغه خاطر سياستمداران و حكام آن زمان بوده و تاكنون نيز ادامه دارد.تلويزيون نيز به عنوان يكي از بزرگترين و پردامنه ترين رسانه همواره توجه جامعه شناسان و ارتباط گران، سياستمداران و….. دوم خود معطوف داشته است موضوع اصلي، بررسي سازه ها شاخص ايفاي صدا وسيما است. سازه شخصي يكي از نظريه ها، جورج كلي ( ۱۹۶۷-۱۹۰۵) مي باشد. سازي نحوة‌نگاه كردن فرد به رويدادهاي موجود در دنيايي دوست به عبارت ديگر سازه فرضيه اي عضلاني است كه براي توضيح يا تعبير رويدادهاي زندگي ساخته مي شود. ما طبق  اين انتظار كه سازه هايمان واقعيت هاي زندگي رزمره را پيش بيني خواهندكرد و آنها را توضيح خواهند داد، رفتار مي كنيم همانند دانشمندان ،  همواره اين فرضيه ها را آزمايش مي كنيم، ما رفتار خود را بر پاية سازه هايمان قرار مي دهيم و آثار آن را ارزيابي مي كنيم.
براي بررسي سازه هاي القايي صدا وسيما در اين تحقيق طي بررسي هاي مختلف و مطالعه تعداد ۱۵ سازة مختلف درك تصور مي كنم صدا و سيما در جهت القاي آنها در مخاطبان در داخل كشور انجام مي دهد را انتخاب كردم و آن را داخل جدول ۴ گزينه اي با گزينه هاي موافقم، تا حدودي موافقم، مخالفم، و نظري ندارم قرار دادم و با تأييد استاد اين پرسشنامه ها در ۱۰۰ نفر از دانشجويان به تحصيل در دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن دارم و از آنها خواستم تا به مناسب ميل و نظر خود به سوالات پاسخ دهند.
روش آماري كه در اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفت روش  خي دو   X2  بود.
پس از بررسي هاي انجام گرفته شده شخص گرد يرك سازه هاي ( توهم توطئه) (تهاجم فرهنگي) مورد قبول اكثريت آراء بدست آمده بود و اين سازه ها و فرضيه هاي مربوط به آن مورد پذيرش قرار گرفت.
 
فصل  اول

مقدمه:
تأثيري پذيري مخاطبان از محتواي پيمامهاي وسايل ارتباط جمعي اعم از مطبوعات، راديو، سينما، علي الخصوص تلويزيون سابقه اي ديرينه و همراه پيدايش آنها دارد. از همان آغاز انتشار نخستين روزنامه ها در يونان باستان ( آكتاديورنا وآكتاسناتوس) همواره ميزان و نحوه اثر گذاري آنها بر خوانندگان ودريافت گنندگان مطالب آنها در كانو توجه نويسندگان و گردانندگان آنها و دغه دغه خاطر سياستمداران و حكام آن زمان بوده است ميزان و كيفيت تأثيرات رسانه هاي جمعي علي الخصوص تلويزيون به عنوان بزرگترين و پردامنه تري رسانه همواره با توجه  جامعه شناسان، ارتباط گران، سياستمداران و ….به خود معطوف داشته است.
افزايش پژوهشهاي ارتباطي با ابعاد وسيعتر و موضوعات دير گاهي را تقويت كرد كه بر مبناي آن رسانه جمعي به وضع اجتماعي- فرهنگي، سطوح نيازها و خصوصيات شخصيتي مخاطبانشان ذي نفوذ و تأثير گذار و تأثير آنها ممكن است غير مستقيم، نامحسوس، طولاني و نيز تحت اشعاع ساير عوامل تقويت كننده يا تضعيف كننده اين فراينند باشد،
بسياري از صاحب نظران انتقاد گر جديدي ، نسبت عملكرد مثبت و بهنجار رسانه هاي جمعي ابراز ترديد كرده اند آنها بر اين باورند كه وسايل ارتباط جمعي من جمله تلويزويون مثل هر نهاد اجتماعي ديگري داراي كاركردهايي آشكار و مغاير با نيازهاي واقعي مخاطبان نيز به دنبال دو رشته باشد و به ابراز تهاجم فرهنگي و الت دست صاحبان قدرت و ثروت تبديل شود.
با سروري اجمالي بر مباحث مطرح شده در برخي از منابع مي توان نتيجه گرفت كه در تأثير پذيري مخاطبان از وسايل ارتباط جمعي عوامل زيادي دخيل هستند كه مي تواند تأثيرات آنها را افزايش يا كاهش دهد و حتي خنثي كند. بنابراين در مورد ميزان  و چگونگي تأثير گذاري بر مخاطبان نمي توان اظهار نظر قطعي كرد كه رسانه ها قدرت تأثير گذاري نامحدود و جادويي دارد و يا تأثيرات  آنها ناچيز و محدود است.
مطالعه و پژوهش در روستاي شناخت ويژگيهاي فرهنگي- اجتماعي، و ….. مخاطبان گام نخست براي پيام سازان و گردانندگان رسانه هاي جمعي است.
موضوع پژوهش:
بررسي تنش صدا وسيما در ايجاد و القاي سازه هاي شخصي در مخاطبان ( بر اساس نظريه سازه هاي شخصي جرح كلي)
رشد پژوهش:
صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران چه نوع سازه هايي را به مردم القاء مي نمايد؟
هدف پژوهش:
شناخت سازه هاي شخصي كه صدا وسيما به مردم و بينندگان خود القاء مي نمايد.
ضرورت و اهميت پژوهش:
با توجه به وسعت و دامه فراگير رسانه بزرگي همچون صدا و سيما و همچنين گستردگي و مورد توجه بودن اين رسانه مي توان به اهميت اين رسان پي برد. تأثيري مخاطبان از محتواي برنامه هاي تلويزيون از اهميت بالايي در دنياي امروز برخوردار مي باشد  همانطور كه يكي از صاحب نظران در اين زمينه پيامهايي كه تلويزيون به مخاطبانش ارائه مي كند را به گلوله ها جائ.يي تفسير و تعبير نموده است « همانگونه كه يك تفنگ سر پر هنگام شليك به روي نوجي پرنده» ساچمه هايش در طيف وسيعي آنها را مورد  اصابت قرار مي دهد به همان صورت هم پيامهايي كه از طريق يك رسانه شليك مي شود بر مخاطبي كه آنها را دريافت مي كنند اثر مي گذارد تلويزيون از جمله ارتباط وسايل جمعي بسيار نيرومندي است كه مي توان از آنها  در  روه خير وشد با تأثير شگفت سود گرفت و چنانچه كنترل مطلوب وجود نداشته باشد مي تواند اثر بسيار مخرب و ناسودمندي را براي اجتماع  داشته باشد.
فرضيه ها:
    ايجاد سازه هاي شخصي يكي از كاركردهاي تلويزيون
    تلويزيون در ايجاد و القاي سازه هاي شخصي افراد نقش مؤثري دارد.
    شبكه هاي سيما در ايجاد و القاي شخصي در مخاطبانش نقش دارد.
 
فصل دوم

ادبيات و پيشينه تحقيق:
دكتر باقر ساروخاني در كتاب جامعه شناسي ارتباطات جمعي در توضيح قدرت رسانه ها مي گويد برخي ها عقيده بر اين است كه وسايل ارتباط جمعي را روي چنان قدرتي هستند كه مي توانند سعي تازه براي اولين بار در تاريخ انسان پدير آورند. شعي كه با نسلهاي پيشين بسيار متفاوت است و غرق در فضاي ارتباطي جديد آكنده از دانستنيهاي پيچيده اي است كه حتي هنگام فراغت از آن سمع مي شود ( باقر ساروخاني، ۱۳۶۸،ص۱۰۰)
را نرين در اين زمينه بيان مي كند: « انسان توان تنها منفعل و تأثير پذير است و وسايل ارتباط جمعي هم به طور دائم روي او اثر مي گذارد تا وادارش كند با جماعت »  همرنگ شود. از سوي ديگر آنچه جامعه مصرفي نياز دارد، توده افرادي است كه از  جهت ذوق و سليقه و عكس العمل مشابه هم باشند زيرا تأثير گذاردن بر توده راحت تر است تا افراد پراكنده و گوناگون ( باقر ساروخاني۱۳۶۸ت ، ص۷۰)
لازابرسفلد وسرتن در تشريح عقايد اين عده از متفكران مي نويسد، بسياري تحت تأثير همه جايي بودن ارتباطات جمعي و قدرت بالقوه آنان به  سختي همراسان شده از، اينها را عقيده بر اين است كه وسايل ارتباط جمعي جديد ابزاري بس نيرومند است كه مي توان از آنها در راه خير ويا شرط با تأثير شگرف سود بر گرفت و چنانچه كنترل مطلوب وجود نداشته باشد امكان استفاده از اين وسايل در راه دوم بيشتر است( ژان كازنو، ۱۳۶۸،ص۳۰)
فرد نياندي تونيس نيز در پيروي از اين ديدگاه چنين مي گويد:« روزنامه ها و رسانه هاي جمعي خيلي كارها از دستشان بر مي آيد. آنها مي توانند و قايع و ايده هايي رابه سرعت بسازند و اشاعه دهند، درست مانند اشياي مصرفي مانند آشپزخانه هتلي كه عذاها و نوشيدنيهايي را به صورت دلچسب و به مقدار لازم تهيه مي كند و بيرن مي فرستد.
بدين سان رسان هاي جمعي وسيله (ركن) واقعي افكار عمومي است و از برخي جهات برابر و حتي بالاتر از قدرتهاي مادياست كه  دولت به شكل ارتش بودجه و موسسات اداري در اختيار دارد اين يكي مانند آنها به مرزهاي كشور محدود نيست بلكه اساساً داراي امكان بين المللي است زيرا هدف غايي آن، چيزي نيست جز تبديل كشورها گوناگون به يك جمهوري واحد نظير بازار جهاني، جامعه جهاني كه توسط متفكران، دانشمندان و نويسندگان رهبري خواهد شد و در آن روشهاي اعمال زور، كه فاقد جنبه روانشناختي است با كنار گذاشته خواهد شد( ملوين دفلورنظريه هاي ارتباطات فس۷)
چكيده و خلاصه برخي تحقيقات انجام دشه در ارتباط با صدا و سيما:
در تحقيقاتي كه در ارتباط با ميزان استفاده مردم از صدا سيما ارائه شده است ( ۴/۵۱ درصد) از افراد براي كسب اطلاعات وم اخبار و همچنين پر كردن اوقات فراغت ازتلويزيون استفاده مي كنند (۳۱ درصد) از روزنا مه ها‌( ۱/۵ درصد) از راديو (۸۱/۱ درصد) از اينترنت (۴/۱ درصد ) مجلات (۸/۰ درصد)  رسانه هاي خارجي (۱/۲۱درصد) از طريق دوستان و آشنايان از لحاظ نوع فعاليت افراد شاغل بيشتر از ديگران از روزنامه (۳/۴درصد) و مجلات اقتصادي (۶/۲ درصد) بهره مند مي شوند و افراد خانه داربيش از ديگران از تلويزيون (۲/۰۶درصد) و دانشجويان بيش از ديگران از اينترنت استفاده مي كنند.
از لحاظ تحصيلات، افراد با تحصيلات عالي بيش از ديگران از اينترنت ( ۹/۱۳ درصد) و رسانه هاي خارجي (۳/۶ درصد) استفاده مي كنند. در حاليكه افراد ديپلمه بيش از ديگران از تلويزيون ( ۲/۰۶ درصد) بهره مند مي شوند ( مركز تحقيقات مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيما ي جمهوري اسلامي ايران)
بر اساس تحقيقات بعمل آمده در ارتباط با تأثير آگهي هاي تلويوزيون ۶/۱۸ درصد از والدين اصلاً آگهي تلويزيوني را تماشا نمي كنند و ۴/۸۱ درصد نيز ( از به ندرت تا هميشه) به نحوي بيننده تبليغات تلويزيون هستند والدين تحصيلكرده اعتماد كمتري به آگهي تلويزيوني دارند ( مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيما جمهوري اسلامي ايران) ( شهريور ۹۲)
۱- تعريف سازة شخصي:
سازه نحوه نگاه كردن زد به رويدادهاي موجود در دنيايي اوست به عبارت ديگر، سازه زمينة عقلاني است كه براي توضيح يا تعبير رويدادهاي زندگي ساخته مي شود. مطابق اين انتظار كه سازه هايمان واقعيت هاي زندگي روزمره را پيش بيني خواهد كرد و آنها را توضيح خواهند داد رفتار مي كنيم. همانند دانشمندان، ما همواره اين فرضيه ها را آزمايش مي كنيم ، با رفتار خود را بر پايه سازه ها يمان قرار مي دهيم  و آثار آن را ارزيابي مي كنيم( جورج كلي ۱۹۹۸ ، ص ۳۹۸)
۲- نظريه سازه شخصي ( جورج كلي)
نظريه ‌شخصيت پيشنهادي كلي از تجربة او به عنوان يك متخصص با نتيجه كار كردن با افراد ناراحت بدست آمد. او به چند دليل تجزية باليني خود را به گونه اي تعبير كرد كه با ؟؟ و بسياري از نظريه پردازان ديگر كه مراجعان و بيماران در درمان مي كردند نكات مشترك ناچيزي دارد. الگويي كه كلي از كار باليني خود در مورد ماهيت انسان به وجود آورد غير عادي است، زيرا و معتقد بود كه مردم به صورت دانشمندان عملي مي كنند. ( جورج كلي، ۱۹۹۸،ص۳۹۹)
نظرية سازه شخصي كلي در مورد شخصيت با رويكردهاي ديگر كه مورد بحث قرار گرفتند بسيارفرق دارد. كلي به ما داد كه از نظام وي، اصطلاحات و مفاهيم آشنايي چون ناهشيار، من نيازها ، سايقها ، محركها و پاسخها، تقويت و نه حتي انگيزش و هيجان را نخواهيم يافت.
كلي پاسخ مي دهد كه هر يك از ما دربارة  محيط خود سازه هاي شخصي را به وجود مي آوريم. منظور وي اين بود كه ما به وسيله سازه هاي شخصي، رويدادها و روابط اجتماعي زندگي خود را بر حسب يك نظام يا الگو تعبير مي كنيم و سازمان مي دهيم . ما بر پاية اين الگو دربارة خودمان و دربارة افراد ديگر و رويدادهاي پيش بيني مي كنيم، اين پيش بيني ها را براي تنظيم پاسخهايمان و هدايت اعمالمان به كار مي گيريم. پس براي اينكه شخصيت را بشناسيم، ابتدا بايد الگوهايمان را درك كنيم. آن شيوه هايي را كه با آنها ديناي خود را سازمان مي دهيم يا مي سازمي. به نظر كلي، تعبير، از رويدادها، از خود رويداد ها بهتراست.
نظر كلي اين بود كه همانند دانشمندان، ساختن فرضيه هايي دربارة محيط مان و آزمون آنها در برابر واقعيت تجربيات روزانه مان، به دنياي خود مي نگريم و آن را سازمان مي دهيم. رويدادهاي موجود در زندگي يعني واقعيت ها يا اطلاعات تجربه خومد را مشاهده مي كنيم و آنها را به روش خودمان تعبير مي نمائيم.
الگويي كه آنها را در داخل آن قرار مي دهيم. ما از طريق الگوهاي شفائي كه متناسب با واقعيت هايي درست كه دنيا از آنها تشكيل شده است به دنيا مي نگريم.( كلي، ۱۹۵۵،ص ۹-۸)
پيش بيني رويدادهاي زندگي:
نظريه سازي شخصي كلي به صورت يك ترتيب علمي ارائه شده است، به طوري كه در يك اصل موضوع بنيادي و ۱۱ اصل تبعي سازمان يافته است( كلي ۱۹۵۵) اين اصل موضوع مي گويد: فرايندهاي رواني، توسط شيو ه هايي هدايت مي شوند كه به وسيلة  آنها رويدادها را پيش بيني مي كنيم منظور كلي از به كار گيري واژه فرايندها، اشاره به وجود هر نوع محتواي دروني مثل انرژي ذهني نبود بلكه او اعتقاد داشت كه شخصيت فرايندي جاري  و متحرك است. فرايندهاي رواني، به وسيله سازه هايمان ، توسط شيوه هايي كه هر يك از، دنياي خود را مي سازيم هدايت مي شوند.
واژه كليدي ديگر در اصل موضوع بنيادي پيش بيني است نظر سازه هاي كلي، انتظاري است، سازه ها را براي پيش بيني آينده به كار مي بريم به طوري كه مي دانيم اگر به شيوة خاصي رفتار كنيم چه اتفاقي خواهد افتاد.( جورج كلي ۱۹۹۸، ص۴۰۰)
اصل تبعي ساخت:
شباهت بين رويدادهاي تكراري:
كلي معتقد بود كه هيچ رويداد يا تجربة زندگي نمي تواند دقيقاً به صورتي كه بار اول اتفاق افتاده است دوباره توليد شود. يك رويداد مي تواند تكرار شود. اما دقيقاً به صورت قبل تجربه نخواهد شد براي مثال، اگر امروز فيلمي را ببيند كه ماه گذشته آن را ديده ايد تجربه شما از آن متفاوت خواهد بود. امروز حالت روحي شما منعكس است مثل گذشته نباشد و در طول ماه با مردم و رويدادهايي مواجه شده ايد كه شايد بر نگرشها و هيجانهاي شما تأثير گذاشته باشد (جورج كلي ۱۹۹۸، ص۴۰۲)
اصل تبعي و زيست:
تفاوتهاي وزي د تعبير نمودن رويداد ها:
كلي با اين اصل تبعي، عقيده تفاوتها فردي را معرفي كرد او خاطر نشان ساخت را ما در  مورد اينكه چگونه يك رويداد را درك يا تعبير مي كنيم با يكديگر فرق داريم. چون مردم رويدادها را به صورت متفاوت تعبير مي كنند، سازه هاي مختلفي را تشكيل مي دهند. وقتي كه سازه هاي ما تعبير منحصر به فرد، از يك رويداد است، پس واقعيت عيني آن رويداد را چندان منعكس نمي كند ( جورج كلي ۱۹۹۸، ص۴۰۹)
اصل تبعي سازمان:
روابط ميان سازه ها:
ما سازه هاي فردي مان را طبق ديدگاهاي كه از روابط ميان آنها داريم در يك الگو سازمان مي دهيم يعني شباهت ها و تفاوت ها افرادي كه سازه هاي مشابهي دارند ممكن است باز هم با يكديگر فرق كنند زيرا آنها آن سازه ها را در  الگوهاي متفاوتي سازمان مي دهند.
ما سازه هايمان را در يك سلسله مراتب سازمان مي دهيم. به طوري كه برخي از آنها از سازه هاي ديگر پيروي مي كنند. يك سازه مي تواند يك يا چند سازه پيرو داشته باشد. براي مثال سازه خوب ممكن است سازه پيرو با هوش و اختلاتي را شامل گردد. بنابراين، اگر كسي را ملاقات كنيم كه با سازة شخصي خوب ، متناسب باشد. انتظار داريم كه دو ويژگي هاي هوش و معيارهاي عالي اخلاقي را نيز داشته باشد.
اين روابط ميان سازه ها، معمولاً از خود سازه هاي فردي بادوام ترند، اما آنها نيز در معرض تغيير قرار دارند شخصي كه احساس مي كند فردي به نظر باهوش با او برخورد ربي كرده و ؟؟ سبك نموده است. شايد سازه باهوش را در محل پيرو و سازه خوب به محل پيروساز برك انتهاي متضاد آن سازه است منتقل كند. تنها آزمايش معتبر براي يك نظام سازه، قابليت پيش بيني آن است. اگر يك نظام را مناسب را براي پيش بيني رويدادها دراختيار نگذارد. تعبير داده يا كنارگذاشته ميشود(جورج كلي ۱۹۹۸،ص ۴۱۱)
اصل تبعي دوگانگي:
تمام سازه ها دو قطبي يا دو گانه هستند. اگر قرار باشد رويدادهاي آينده را دقيقاً پيش بيني كنيم اين حالت ضرري است. درست همانگونه كه ما بايد شباهتهاي موجود در ميان مردم يا رويدادها توجه داشته باشيم، بايد اختلافهاي موجود را نيز در نظر بگيريم. براي مثال داشتن سازه اي دربارة يك درست كه ويژگي شخصي درستي را توصيف مي كند كافي نيست. ما بايد قطب مخالف، يعني نادرستي را نيز در نظر داشته باشيم براي اينكه بتوانيم توضيح دهيم شخص درست با افرادي كه درست نيستند چه فرقي دارد. اگر ما اين تمايز را ايجاد نمي كرديم. اگر فرض مي كرديم كه همة افراد درست هستند. پس تشكيل سازه اي دربارة درستي به هدف پيش بيني نمي كرد فقط در مقابل شخصي كه انتظار مي رود نادرست باشد مي توان از يك شخص انتظار درست بودن را داشت.
بنابراين در اين مورد سازة شخصي مناسب، درست در برابر نادرست است. سازه هاي ما هميشه بايد بر حسب صنعت هاي جفتي باشد، يعني، دو چاره‌ نا متداخل يا مانعه ۰۰۰الجمع ( جورج كلي ۱۹۹۸، ص ۴۱۲)

اصل تبعي انتخاب:
اين اعتقاد لاك مردم آزادي انتخاب دارند مي توان در سراسر نوشته هاي كلي يافت. طبق اصل تبعي دو گانگي، هرسازه دو قطب مخالف دارد. در هر موقعيت معين، ما قطبي را انتخاب مي كنيم كه براي ما بهتر كار مي كند. قطبي كه امكان پيش بيني  پيامد رويدادهاي آينده را به ما مي دهد.
اصل تبعي دامنه:
سازه هاي شخصي معدودي براي تمام مومقعيت ها مناسب يا مربوط هستند. سازة بلند در برابر كوتاه را در نظر بگيريد كه آشكارا دامنة مناسب يا قابليت اعمال محدودي دارد. اين سازه مي تواند در رابطه با ساختمانها، درختان يا بازيكنان بستكبال سودمند باشد. اما براي توصيف يك پيتزا يا هوا ارزشي ندارد.
برخي از سازه ها را مي توان براي بسياري از موقعيت ها يا افراد به كاربرد، در حالي كه سازه هاي ديگر تنها مي توانند به صورت محدود، شايد براي فقط يك نفر يا يك موقعيت واحد به كار برده شود( جورج كلي ۱۹۹۸، ص ۴۱۹)

اصل تبعي تجريه:
روبرو شدن با تجربه هاي جديد:
هر سازه فرضيه اي است كه بر اساس شرط گذشته براي پيش بيني رويدادهاي آينده ساخته مي شود. سپس هر سازه با تعيين نمودن اين نكته كه يك رويداد معين را چقدر خوب پيش بيني مي كند، در برابر واقعيت آزمايش مي شود. اغلب ما هر روز با تجربه هاي جديدي روبرو مي شويم، بنابراين، فرآيند آزمون متناسب سازه ( اينك ببينيم چگونه رويداد را پيش بيني مي كند) جاري است.
اگر يك سازه پيش بيني كننده معتبر پيامد موقعيت  نباشد بايد با توجه به اين تجريه هاي جديد از نو سازمان يابد يا عوض شود بنابراين، زماني كه دنياي، گسترش مي يابد و تغيير مي كند سازه هايمان را تغييرو تفسير مجدد مي كنيم.( جورج كلي ۱۹۹۸، ص ۴۱۷)

اصل تبعي تعديل:
سازگاري با تجربه هاي جديد:
سازه هاي از نظر نفوذ پذيري فرق مي كنند يك سازه نفوذ پذيري سازه اي است كه اجازه مي دهد عناصر جديد به دامنة مناسب نفوذ كنند يا در آن پذيرفته شوند چنين سازه اي به روي رويدادها و تجربيات جديد باز است و مي تواند توسط آنها توصيف شود اصلاح شود و يا گسترش يابد.
اينكه نظام سازة ما چقدر مي تواند در نتيجه تجربيات جديد و يادگيري تعديل يا سازگار  شود، به نفوذ پذيري سازه هاي و بي ؟؟ بستگي دارد. مهم نيست كه تربيات جباريان به ما چه مي گويند يك سازة نفوذ ناپذير يا خشك نمي توند تغيير كند.( جورج كلي ۱۹۹۸،ص ۴۱۹)

اصل تبعي چند پارگي:
رقابت ميان سازه ها:
كلي معتقد بود كه ما انواع سازها را بوجود مي آوريم و آنها را به كار مي بريم كهش شايد به طور جداگانه ناسازگار باشند اما در داخل الگوي نظام سازة كلي، هم زيستي دارند. به خاطر بياوريد كه وقتي تربيات جديدي داريم كه دربارة  آنها فكر كنيم يا آنها را تعبير نمائيم، نظام سازة ممكن است تغيير كند، با اين حال سازه هاي جديد لزوماً از سازه هاي قديمي به دست نمي آيند. يك سازه جديد شايد در موقعيتي معين با سازه اي قديمي هماهنگ يا سازگار باشد اما اگر موقعيت تغيير كند، اين سازه ها مي توانند نا هماهنگ شوند. ( جورج كلي ۱۹۹۸، ص ۴۲۰)
 
اصل تبعي اشتراك:
شباهتهاي موجود ميان مردم در تعبير نمودن رويداد ها:
از آنجائي كه ما رويدادها را به شيوه هاي مختلفي تعبير مي كنيم هر يك سازه هايي را به وجود مي آوريم كه منحصر به ما هستند با وجود اسن، بين ما شباهت هايي نيز در تعبير نمودن رويدادها وجود دراد كلي گفت اگر افراد يك تجربه را به صورت مشابهي تعبير كنند، پس فرآيندهاي شناختي آنها شبيه هستند با وجود آنكه اين افراد طبيعت رواني مشابهي ندارند، در ويژگيها و فرايندهاي خاصي مشترك مي باشند. ( جورج كلي ۱۹۹۸،ص ۴۲۱)

اصل تبعي اجتماعي بودن
روابط ميان زدي:
افراد موجود در يك گروه يا فرهنگ يكسان تمايل دارند رويدادها را به طور مشابه تعبير كنند. اگر چه اين برخي از شركات ميان مردم را توجيه مي كند ولي به خودي خود موجب روابط ميان فردي سازنده نمي شوند، كافي نيست كه يك فرد تجربيات را به شيوه مشابه ديگري تعبير كند شخص بايد سازه هاي فرد ديگري را نيز تعبير نمايد به عبارت ديگر، اگر قرار باشد پيش بين كنيم كه آن شخص چگونه رويداداها را پيش بيني خواهد كرد، بايد بفهميم كه او چگونه فكر مي كند، ( جورج كلي ۱۹۹۸، ص ۴۲۳)

تصور كلي از ماهيت انسان:
نظريه شخصيت كلي، تصويري خوشبختانه و حتي و نشين از ماهيت آنان ارائه مي دهد، كلي مردم موجوداتي منطقي مي دانست كه قادر به ساختن سازه هايي هستند كه از طريق آنها دنيا را مي بينند. او اعتقاد داشت ك خالق سرنوشت خود هستيم و نه قرباني آن (كلي ۱۹۶۹) ديدگاه او مارا از اراده آزاد برخوردار مي دانست كه توانايي برگزيدن جهت زندگي خود را داريم، و در صورت لزوم با اصلاح كردن سازه هاي قديمي و ساختن سازههاي جديد، مي توانيم تغيير كنيم ما به سير انتخاب شده در كودكي يا نوجواني متعهد نيستيم جهت ، آشكار به سوي آينده است، زيرا براي اينكه بتوانيم رويدادها را پيش بيني كنيم، سازه ها را مي سازيم ( جورج كلي۱۹۹۸،ص ۴۲۰)
 
فصل سوم

جامعه آماري :
جامعه آماري اين تحقيق شامل كلية افراد اعم از زن و مردي كه در دانشگاه آزاد واحد رودهن شغول به تحصيل بودند( بدون در نظر گرفتن رشته آنها)
نمونه و نمونه گيري:
نمونه تحقيق عبارتست از ۱۰۰ نفر مرد و زن كه در سنين حدود ۳۰-۲۰ سال كه به صورت كاملاً تصادفي انتخاب شدند و پس از انتخاب پرسشنامه را در اختيار آنها گذاشتيم و با توجه به توضيح مختصر از آنها خواستيم كه به پرسشنامه ها پاسخ دهند.
ابزار اندازه گيري:
ابزار اندازه گير پرسشنامه اي كه ۱۵ معيار براي بررسي سازه هاي القايي صدا و سيما را شامل مي شد كه توسط خود محقق ساخته شده بود كه از اعتبار لازم بر خوردار مي باشد. و توسط استاد مربوطه مورد تأييد قرار گرفت. ( نمونه اني پرسشنامه در انتهاي ضميمه گرديده است)
 
روش اجرا:
ابتدا به دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن مراجعه كرديم و پس از صحبت با مولين اجازه انجام پرسشنامه را بدست آورده و پس از انتخاب نفرات مورد نظر ( ۱۰۰ نفر) پرسشنامه را در بين آنها توزيع نموديم و از آنها خواستيم كه با كمال دقت و جديت به پرسشنامه ها پاسخ دهند و پس از پاسخگويي اقدام به جمع آوري پرسشنامه كرديم و از تك تك آزمودنيها كمال تشكر را بجا آورديم.
روش آماري:
روش آماري كه ما در اين پرسشنامه بكار برديم، از آزمون في دو      براي مقايسه بين فراوانيهاي پاسخهاي مختلف آزمودنيهاي بين دو گروه مردان و زنان بود.