چكيده:

قرآن به عنوان كتاب هدايت بشري همواره مورد توجه بوده و به ويژه وجود شخصيت هاي ممتاز قرآني، محققان را واداشته تا در مورد اين اسوه ها به مطالعه بپردازند. لقمان حكيم يكي از اين چهره هاي برجسته ي قرآن است.در اين رساله لقمان از ديدگاه قرآن و مثنوي مولوي مورد بررسي قرار گرفته است. نصايح لقمان در قرآن، شامل آموزه هاي اخلاقي، اجتماعي و اعتقادي است كه به ظاهر به فرزند خود مي گويد اما، در واقع شامل همه ي افراد بشري مي شود.

اين شخصيت قرآني هر چند كه پيامبر نيست اما از ايمان قوي برخوردار است تا جايي كه حتي شيوه ي درس و پند دادن او مثل پيامبران است. بدون ترديد مثنوي معنوي نيز پيرو و تالي همين قرآن مجيد است و به نوعي تفسير قرآن محسوب مي شود. مولوي هر جا كه توانسته از الفاظ و عبارات و مضامين قرآني استفاده كرده است. در اكثر داستان ها و قصه هاي مثنوي رد پاي آيات كريمه به چشم مي خورد. بدون شك ارزش و اعتبار كنوني مثنوي به خاطر ارتباط تنگاتنگ اين دو باهم است.

در اين رساله سعي شده حكمت ها و نصايح دهگانه ي لقمان در قرآن و مثنوي مورد بحث و بررسي قرار گيرد و در كنار آن احاديث و روايات مختلفي نيز در آن موارد آورده شود.

فصل اول
كلّیّات تحقیـق
۱-۱٫ مقدمه:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذي جَعَلَ القُرانَ مِفتاحاً لِاَبوابِ مَعرِفَتِهِ وَ اَنزَلَ الفُرقانَ عَلي عَبدِهِ لِيَكُونَ لِلعالَمينَ نَذيراً فَجَعَلَهُ سِراجاً وَ قَمَراً مُنيراً.
به نام خداوند بخشنده ي مهربان سپاس خدايي را كه قرار داد قرآن را كليدي براي درهاي معرفت و قرآن را نازل كرد بر بنده ي خود تا جهانيان را بيم دهنده باشد و به عنوان نور و چراغي روشن قرار داد»( شيخ اسلامي، ۱۳۷۶: ۸).

«قرآن نور معرفت و هدايت و نجات آدمي و معجزه ي جاويد رسول اكرم(صلوات الله عليه)است . قرآن گنجينه ي رازها و اسرار خداوند است و سخن معبود و معشوق با عاشق است و وظيفه ي هر مسلمان راستين است كه در كنار حفظ ظاهر به باطن قرآن نيز نظر داشته باشد و اين وديعه ي گرانبها را با جان و دل پذيرا باشد»(شيخ اسلامي، ۱۳۷۶: ۸).

«قرآن كريم، مجموعه ي وحي الهي است كه لفظ و معنا و تعبير و بيان آن عيناً از جانب خداوند يكتا بر حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفي(ص) نازل شده است و از آن حضرت به تواتر نقل شده و به ما رسيده است . قرآن مجيد سند زنده و معجزه ي جاويدان اسلام است كه در طول اعصار و قرون همه ي اقشار بشري را راهنمايي كرده و مي كند و دستور جامع اسلام براي تمامي محورهاي زندگي انسان است و با فطرت انسان آنچنان هماهنگ است كه گويي از صميم انسانيت

انسان جوشيده است از اين رو همواره تأثيري عميق و خارق العاده بر روح و روان و جان آن عده افراد بشر كه جز در برابر حق سر تسليم فرو نياورده اند داشته است اين انسانهاي برگزيده پيوسته به رهبري حكيمانه ي قرآن دل بسته اند و با شوق و شعف ضمن تجليل و تقديس آن به مطالعه و تحقيق اش نشسته اند و دست بر سينه ي ادب به طاعت و خدمتش ايستاده اند»(حكيم، ۱۳۷۸: ۱).

شناخت زوایاى زندگى درس آموز و حیات عبرت انگیز انبیا و اولیاى الهى از مهم‏ترین وظایف دانش پژوهان دین باور است. از دل هر گفتار و كردار این چهره‏هاى درخشان چشمه‏اى جوشان ازمعرفت و ایمان جارى است و هر قطره از این دریا زاینده بسى معرفت‏ها و ایمان‏ها.

«قرآن كریم به مثابه كتاب هدایت بشر و كامل‏ترین مرامنامه دعوت و تبلیغ، چونان ذره‏بینى ژرف‏نگر به كاوش در این زندگى‏هاى سراسر درس و عبرت پرداخته و با اشاره یا تشریح جنبه‏هایى از حیات شخصیت‏هاى برجسته تاریخ دین و ایمان، نكته‏ها و درس‏هاى ارزشمندى به ابناى بشر گفته و دُرهاى گرانبهایى براى انسان‏هاى كمالجو و جمال‏طلب سفته است. قرآن با این كاوش ژرف و وسیع، هم به معلمان بشر درس‏هایى كارساز و هم به مربیانش رهنمودهایى روشنگر ارایه كرده است؛ هم به مصلحان انسانیت راهكارهاى رفع تباهى را ارزانى داشته و هم به مبلّغان هدایت گستر، شیوه‏هاى دعوت و ترویج دین را آموخته است»(عباسي مقدم، ۱۳۹۰).

كتاب مثنوي نيز از اين حيث كه در آن از قرآن استفاده شده است از ارزش و اهميت بسزايي برخورداربوده است چنانكه؛« مولانا كتابش را مفسّر قرآن (كشّاف القرآن) مي خواند و آنچه را كه خداوند در توصيف كتاب خويش برمي شمرد، مولوي نيز براي شرح و تفسير خويش قايل است و معتقد است كه اين چشمابه ي قرآن نيز ، همچون قرآن، به مذاق هرخواننده اي خوش نمي نشيند و تنها نيكان و پاكان از آن سيراب مي شوند و مقامگاه آنان است، همچنين كاتبان كتاب نيز با كاتبين كرام قياس مي شوند، اين كتاب از آن رو كه چشمه و جويي از اقيانوس قرآن است، اوصاف آن كتاب پاكيها و هدايت را به خود گرفته است»(لاهوري، ۱۳۸۱: ۱۶).

در پايان مقدمه لازم به توضيح است كه یكى از شیوه‏هاى برجسته تبلیغى قرآن، چهره‏پردازى و معرفى اسوه‏هاى حسنه‏اى است كه به‏سان چشمه‏هاى نور، كام عطشناك هدایت جویان را سیراب مي نمایند، در تحقیق حاضر، بیش از هرچيز به خود لقمان و اندرزهاي روشنگر او به فرزندش، مورد بررسي قرار گرفته و در ادامه شيوه هاي تبليغي لقمان در نصايح اش پرداخته شده و بالاخره تأثير اين اسوه ي قرآني بر بزرگ مرد شعر فارسي مولوي بلخي در اثر گران قدر او يعني مثنوي معنوي پرداخته شده است.

۱-۲٫ تعریف مسأله و بیان پرسش‏هاى اصلى تحقیق:
قرآن مجید، كامل‏ترین كتابي است كه در آن روش هاي بهتر زندگي كردن و سعادت بشر ذكر شده و براي پي بردن به اين سعادت بايد در آن به مطالعه و تدبّر پرداخت. یكى از مؤثرترین شیوه‏هاى قرآن براي نشان دادن راه رستگاري، آوردن قصه هاي پيامبران و ارایه اسوه‏هاى حسنه‏اى است كه گاه خداوند ضمن بيان سرگذشت آن ها به شخصيت و سخنان اين افراد اشاره كرده است. از این رو در این تحقیق، به دنبال بررسي يكي از اين اسوه هاي قرآني و سخنان با ارزش او

براي سعادت بشر يعني لقمان هستيم؛ در اين تحقيق سعي خواهيم كرد نخست بدانيم كه آيا لقمان به عنوان پيامبر از طرف خداوند است به عبارت ديگر آيا او از وحي الهي برخوردار بود يا نه؟ دوم اين كه حكمتي كه خداوند به لقمان داده و از آن هم به صراحت در آيه دوازده سوره ي لقمان ياد كرده، آيا همانند حكمت پيامبران ديگر بوده ؟ سوم ،آيا حكمت هاي لقمان و نصايح او جنبه ي شخصي دارد يعني فقط براي فرزندخود و يا فرزندان خود او است يا شامل تمامي افراد بشري مي شود؟ و چهارم اين كه بسامد تاثير لقمان و اندرز هاي او در شعر مثنوي مولوي تا چه حدي است؟

۱-۳٫ هدف و ضرورت تحقیق:
هدف‏هاى علمى و نظرى و كاربردي پژوهش حاضر به طور اجمال چنین است:
۱٫ اثبات اهمیت اندرز و نصيحت در سعادت بشري .
۲٫ اثبات ماندگارى و تأثیر سخن در قالب آيات قرآني.

۳٫ معرفى و شناسایى لقمان به عنوان يك شخصيت قرآن.
۴٫ روشن ساختن زوایاى اخلاقي- اجتماعي اندرز و نصيحت هاي لقمان در تربيت افراد.
۵٫ استفاده براي دانشجويان رشته ي ادبيات و معارف اسلامي .
۶٫ استفاده از حكمت هاي لقمان به عنوان مقدمه گام‏هاى بعدى جهت تربيت فرزندان از طریق فیلم، داستان، مقاله، رمان و غیره.

۱-۴٫ روش تحقيق:
نحوه ي جمع آوري اطلاعات و روش تحقيق مورد استفاده در پژوهش فوق بدين ترتيب بوده است كه ابتدا،با جمع آوري منابع موجود در مورد لقمان و مطالعه ي آنها، نخست زندگي نامه ي لقمان مورد بررسي قرار گرفت و سپس به سوره ي لقمان از ديدگاه تفاسير مختلف پرداخته شد و حكمت ها و اندرزهاي لقمان از ديدگاه قرآن و احاديث استخراج و هركدام در قالب عنوان هاي جداگانه اي مورد بررسي قرار گرفتند. سپس در قسمت بعدي به مطالعه ي منابع موجود در مورد مثنوي معنوي مولانا و شرح مختصري از زندگي نامه و آثار او و هم چنين به تاثير پذيري مثنوي از قرآن نيز پرداخته شد. و در ادامه آن دسته از ابياتي كه در آنها سخن از لقمان و حكمت هاي او به ميان رفته كاملاً مورد بررسي قرار گرفت. بيشترين منابعى كه در طول مطالعات این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته عبارتند از:

۱٫ قرآن و تفاسیر قرآن، به ویژه المیزان، مجمع‏البیان، تفسیرنمونه، نور، …؛
۲٫ كتب احاديث و قصص، به ویژه بحار الانوار، قصه هاي قرآن ؛
۳٫ كتاب حكمت نامه ي لقمان ؛
۴٫ مثنوي و شرح هاي مثنوي به خصوص شهيدي و زماني.

در پایان این قسمت، به روند و ترتیب اجمالى مباحث اشاره مى‏كنیم؛ پژوهش حاضر حاوى نه فصل است. در فصل اول، مباحث مقدماتى و مطالب چندى از قبیل كلیات تحقيق به رشته تحریر درآمده است. فصل دوم، مباني نظري و پيشينه ي تحقيق را شامل مي شود فصل سوم در باره زندگي نامه ي لقمان و شخصيت اوست . فصل چهارم، در مورد اهميت قصه هاي قرآن و فصل پنجم، در باره ي سوره لقمان و حكمت مي باشد كه به سه بخش تقسيم شده است. بخش اول به خود سوره ي لقمان اختصاص دارد و بخش دوم درباره ي معاني حكمت است و بخش سوم نمونه هايي از حكمت لقمان را مورد بررسي قرار داده ايم.

در فصل ششم اين رساله به بررسي حكمت ها و نصايح لقمان از نظر قرآن و احاديث پرداخته شده و فصل هفتم، به شيوه هاي تبليغي لقمان در ارشاد فرزندش اختصاص يافته است. فصل هشتم درباره ي مولوي و مثنوي است كه در دو بخش مورد بحث واقع شده ، در بخش اول به زندگي و آثار او و بخش دوم به تأثير قصه هاي قرآن بر اين كتاب مي پردازد. و فصل نهم نيز در دوبخش جداگانه مورد بررسي قرار گرفته است ؛ بخش اول پيوند قرآن با مثنوي را شامل مي شود و بخش دوم به بررسي حكمت ها و نصايح لقمان در ابيات مثنوي اختصاص يافته است. در پايان نيز نتيجه گيري و فهرست منابع ذكر شده است.

 

فصل دوم
مباني نظري و پيشينه ي تحقيق
۲-۱٫ لقمان در قرآن:
يكى از شخصيت‏هاى بارز و برجسته قرآن ، لقمان حكيم است . پي بردن به ارزش او زماني خوب فهميده مي شود كه از ميان تمامي حكيمان تنها نام او در قرآن آمده و علاوه بر آن اندرز هاي او به فرزندش نيز در قرآن ذكر شده؛ اين خود مي تواند دليلي آشكار و محكم بر خدايي بودن اين فرد باشد. هم چنين در تاريخ نيز از او بسيار ياد شده است. وى از دانشمندان تيزبين و دورانديش و ازحكيمان فرزانه جهان بشريت و معاصر حضرت داود نبى بوده است.

«در سوره لقمان از كلمه حكمت و اعطاي آن به لقمان سخن به ميان آمده ومنظور از حكمت به طوري كه از موارد استعمال آن فهميده مي شود به معناي معرفت علمي است . خود لقمان نيز حكمت خود را اين گونه تعريف مي كند :
«خلاصه معرفت و روح حکمت من آن است که از امور زندگی آنچه به عهده خالق است، تکلف و زحمتی بر خود روا نمی دارم و آنچه به عهده من است در آن سستی و کوتاهی نمی کنم»(جاد المولي، ۱۳۸۶: ۴۵۰).

نام لقمان تنها دوبار در سراسر قرآن ذكر شده، اما آيات متعددى صفات و مواعظ او را بيان مى‏كند. مهم‏ترين موضوع درباره اين شخصيت قرآنى اين است كه آيا او پيامبر بوده يا نه؟ و اصولاً حكمتي كه به او داه شده است به خاطر چه بوده ؟و چه نوع حكمتي بوده؟ و آيا اين همان حكمتي است كه خداوند در سوره آل عمران، آيه ۸۱ در مورد آن سخن گفته است؟ آنجا كه مي فرمايد:

«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِكُمْ إِصْري قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدينَ ؛ و خدا از پيامبران پيمان گرفت كه شما را كتاب و حكمت داده‏ام به پيامبرى كه آيين شما را تصديق مى‏كند و به رسالت نزد شما مى‏آيد بگرويد و يارى‏اش كنيد. گفت: آيا اقرار كرديد و عهد مرا پذيرفتيد؟ گفتند: اقرار كرديم. گفت: پس شهادت دهيد و من نيز با شما از شاهدانم»(قرآن مجيد، ۳ : ۸۱).

«اما لحن بيان قرآن نشان مي دهد كه او پيامبر نبوده اما داستان هاي او وكلمات حكمت آميز او به صورت روايات و احاديث بسيار نقل شده است»(مكارم شيرازي، ۱۳۸۸: ۴۱۲). در اين خصوص، بيشتر روايات موجود، نبوت وى را نفى كرده و او را عبد صالح خدا معرفى كرده‏اند. قرآن او را بيش از هر صفت، به فرزانگى ستوده است:

وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ؛
و به راستى، لقمان را حكمت داديم كه: خداوند را سپاس بگزار(قرآن مجيد، ۳۱ : ۱۲).
وَمَنْ يُؤْتَ الحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَيْراً كَثِيراً؛

و هر كس فرزانگى داده شود، نيكى بسيار داده شده است(قرآن مجيد، ۲ : ۲۶۹).
«در عظمت مقام او همين بس كه خدا اندرزهايش را در كنار سخنان خود قرار داده و در لابلاي آيات قرآن ذكر فرموده است . آري هنگامي كه قلب انسان بر اثر پاكي و تقوا به نور حكمت روشن گردد سخنان الهي بر زبانش جاري مي شود و همان مي گويد كه خدا مي گويد و آن گونه مي انديشد كه خدا مي پسندد»(مكارم شيرازي، ۱۳۷۶، ج۱۷: ۳۶).
۲-۲٫ قرآن و لقمان در مثنوي مولوي:

قرآن كتابي است كه در طول تاريخ انديشمندان و هنرمندان بزرگ و پرشماري را به خود مشغول داشته و مي دارد. انديشمندان بزرگي از سفره ي نعمت هاي قرآن بهره مند شده اند و آثار بزرگي را بر جاي گذاشته اند. بي ترديد جلال الدين محمد بلخي يكي از اين دانشمندان و صاحبان هنر و حكمت است كه توانسته است با خوشه چيني از قرآن كريم يكي از بزرگترين و ماندگارترين شبه تفسير هاي عرفاني و حكمي قرآن را در قالب زيباي مثنوي بيافريند .

خورشيد قرآن در سراسر سرزمين مثنوي تابان است و كم‏تر ناحيه و خانه‏اي است كه نور و روشني و تجلّي از آن آفتاب رخشان نداشته باشد. قرآن در مثنوي، هم‏جلوه‏ي ظاهري‏و صوري‏دارد و هم جنبه و جلوه‏ي باطني و معنوي. هم الفاظ و حكايت‏ها و امثالش در مثنوي حاضر و پُر بَسامد است و هم روح و معنا و پيامش، مثنوي را معنوي كرده است. هر چند كه مولوي معتقد است كه نبايد به ظاهر قرآن تكيه كرد بلكه بايد به بطن قرآن رسيد:
تو ز قـرآن اي پسـر ظاهر مبــين ديــو، آدم را نبيــند جــز كه طيــن

ظاهر قرآن چو شخــص آدمـي ست كه نقوشش ظاهرو، جانش خفـي ست
(مولوي، ۱۳۷۵، دفترسوم: ۴۲۴۷ -۴۲۴۸)
آن چه مولوي در مثنوي، از قرآن مي‏بيند و مي‏خواهد، نه ظاهر و صورت و حروف آن ، بلكه باطن و جان و درون آن است و حكمتي است كه با تعليم و تعلّم كتاب خدا به دست مي‏آيد. اگر صورت روشن و تمثيلي قرآن نيز در سيماي مثنوي تابان است، هم به خاطر تقليد و تبعيت از سبك قرآن است و هم، براي تعليم و دعوت همگاني است كه در ظرف تشبيه وتمثيل، ريخته شده است .

يك مثال ديگر اندر كژروي شايد ار از نقل قرآن بشنوي
(همان، دفتر دوم: ۲۸۲۵)
حكايت هاي مثنوي يا صريح و مستقيم بر گرفته از آيات قرآني است و يا با تلميح و اشاره و تمثيلي از آن، روايت و حكايت است. اين استمداد و استشهاد و استفاده از قرآن، به گونه‏ها و شيوه‏هاي مختلفي صورت گرفته است؛ هم الفاظ و اشارات ظاهري و صوري و تمثيلي قرآن مورد نظر بوده است و هم مطلب و معارف، و اشارات باطني و معنوي آن.

تأثير قرآن هم در لغات و تعبيرات مثنوي جلوه دارد، هم در معاني و افكار آن پيداست. كثرت و تنوع تأثير آن به قدري است كه نه تنها مثنوي را بدون توجه به دقايق قرآن نمي‏توان درك و توجيه كرد، بلكه حقايق قرآن هم در بسياري موارد به مدد تفسيرهايي كه در مثنوي، از معاني و اسرار كتاب الهي عرضه مي‏شود بهتر مفهوم مي‏گردد . مولوي در دفتر اول مي گويد:
تو زقر آن باز خوان تفسير بيت گفت ايزد: ما رَمَيتَ اِذ رَمَيت
(همان، دفتر اول:۶۱۵)
استاد زرّين كوب در اين باره مي نويسد:
« مثنوي گه‏گاه، همچون تفسيري لطيف و دقيق از تمام قرآن كريم محسوب مي‏شود كه هم طالبان لطايف و حقايق از آن بهره مي‏يابند، هم كساني كه به الفاظ و ظواهر اقتصار دارند آن را مستندي سودمند مي‏توانند يابند. بدين گونه اشتمال بر معاني و لطايف قرآني در مثنوي تا حدّي است كه از اين كتاب نوعي تفسير صوفيانه، موافق با مذاق اهل سنّت مي‏سازد»(زرّين كوب،۱۳۶۴، ج۱: ۳۴۲).
بلخاري در كتاب در دايره ي معنا مي نويسد:

«تمام مثنوي صرفاً براي تفسير سروده نشده ، اما به قول خود مولانا – در ابتداي مثنوي – حكايت آن ني است كه از نيستان وجودي خود جدا مانده و در طلب ايام ميعاد و ميقات و وصل خويش است . در همين مثنوي كه نزديك به ۲۶ هزار بيت است ، آيات قرآن به صورت وسيعي مورد استناد و استشهاد قرار گرفته است . مفسران و شارحان مثنوي ، تعداد آيات مورد استناد در مثنوي را از ۷۰۰ تا ۲۲۰۰ آيه مي دانند . حكيمي چون ملا هادي سبزواري تعداد آيات مورد استناد شده در مثنوي را ۱۴۲۲ مورد به صورت صريح و ۷۲۰ مورد به صورت غير صريح مي داند »(بلخاري قهي، ۱۳۷۹: ۲).

«مولانا به صراحت مثنوي را «كشّاف القرآن » مي‏خواند و اوصافي را براي كتاب تفسيري خويش بر مي‏شمرد كه كم و بيش درباره‏ي قرآن نيز صادق است. از جمله آن كه، مثنوي به دست نويسندگان پاك و كريم نوشته شده و جز پاكان هم به حقيقت آن دست درك نمي‏سايند و حافظ و ناصر و راقب آن خداوند است»(مولوي،۱۳۷۵، دفتر اول: ۳).

مولوي در سرودن مثنوي به قرآن نظري ويژه داشت و در اكثر ابيات مثنوي، تجلّي قرآن را مي توان ديد. كلمه ي لقمان ۲۵ بار در مثنوي آمده است . دردفتر اول ۱۰ بار ، در دفتر دوم ۱۱ بار و در دفتر سوم ۴ بار .مولوي در كنار نام لقمان گوشه اي از حكمت هاي او را نيز ياد آور شده است .
در مجموع، مثنوي مي‏تواند به عنوان يكي از آيينه‏ها و جلوه‏ها ي قرآن كريم، معرفي شود كه با عنايت خداوند و با همت و استعداد مولوي، از آن آفتاب روشني و گرمي و حركت گرفته و مباحث و مطالب خود را مبارك و ميمون كرده است.

۲-۳٫ پيشينه ي تحقیق:
تحقیق و نگارش در زمینه علوم قرآني خيلي زياد و پردامنه است و قبلاً كتاب ها و تفسير ها و پايان نامه ها و مقالات فراواني نوشته شده است؛ اما در زمينه ي خود سوره ي لقمان علاوه بر تفسير هاي گوناگون در باره ي اين سوره، كتابي است مربوط به محمد محمدي ري شهري با عنوان حكمت نامه ي لقمان و بعد از آن كتاب حكمت هاي دهگانه ي لقمان نوشته ي محمدي اشتهاردي و چند پايان نامه و مقاله در اين زمينه كه هركدام از يك نظر به مطالعه در مورد لقمان

پرداخته اند. اما در مورد مثنوي به غير از كتاب هايي كه به شرح و حال مولوي پرداخته اند مجموعه اي كه به تاثير لقمان و حكمت ها و نصايح او در مثنوي بپردازد، و هم چنين تحقيقي كه اين دو موضوع را در كنار هم بررسي كند، موجود نمي باشد. لذا پژوهش اينجانب در این زمینه مي تواند منبعي در راستاي بررسي اندرزها و حكمت هاي لقمان در قرآن و تاثير اين اندرزها در ادبيات به ويژه در مثنوي، باشد ،از سوى دیگر، كتاب هاي موجود تنها هر يك به بخشي از اين موارد اشاره كرداند كه در اين رساله در كنار نصايح لقمان شواهد شعري از مثنوي نيز آورده شده است.