بررسي مقايسه¬اي نقش معيار ارزش افزوده اقتصادی(EVA) و فرآيند تحليل سلسله مراتبي (AHP) در ارزيابي عملكرد شرکت-های گروه سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

چكيده
هدف اين پژوهش بررسي مقايسه¬اي نقش معيار ارزش افزوده اقتصادی(EVA) و فرآيند تحليل سلسله مراتبي (AHP) در ارزيابي عملكرد شرکت¬های گروه سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می¬باشد. در اين پژوهش براي ارزیابی عملکرد با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی از پرسشنامه استاندارد در این زمينه و به منظور محاسبه ارزیابی عملکرد در روش ارزش افزوده اقتصادی از رویکرد مالی استفاده شده است در این پژوهش تعداد ۲۵ شرکت سیمانی پذیرفته

شده در بورس اوراق بهادار برای دوره زمانی ۱۳۸۵-۱۳۸۷ بررسی شده است. جهت آزمون فرضیه¬های پژوهش با توجه به اینکه تعداد نمونه کمتر از ۳۰ مورد می¬باشد از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده گردیده است.یافته¬های پژوهش

نشان می¬دهدکه بین نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد با استفاده از ارزش افزوده اقتصادی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی رابطه معنی¬داری وجود دارد. به عبارت دیگر تصمیم¬گیری بر اساس ارزش افزوده اقتصادی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی در ارزیابی عملکرد شرکت¬های گروه سیمان به نتایج یکسانی منجر خواهد شد. ولی با توجه به اینکه میزان همبستگی ارزش افزوده اقتصادی و نسبت¬های حسابداری به فرآیند تحلیل سلسله مراتبی قوی¬تر بوده، می¬توان گفت که ارز

ش افزوده اقتصادی در ارزیابی عملکرد شرکت¬های گروه سیمان کاراتر می باشد. با توجه به نتايج حاصل از اين پژوهش، پيشنهاد مي¬شود که استفاده¬کنندگان اطلاعات مالي در تصميم¬گيري¬هاي خود علاوه بر نسبت¬های حسابداری به معیارهای ارزش افزوده اقتصادی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی نيز توجه کنند.

واژه هاي كليدي : ارزيابي عملكرد ، تصميم گيري چند معياره ، ارزش افزوده اقتصادی ، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی

مقدمه
در دنياي امروزي بخش صنعت علي الخصوص صنعت سيمان به دليل توان-مندي در ايجاد ارزش افزوده اقتصادي و اشتغال¬زايي و تامين نيازهاي ساير بخش¬هاي توليدي و عمراني وهمچنين نقش بسيارعمده¬اي كه در بازار سرمايه دارد از اهميت بسيار زيادي در رشد وشكوفايي اقتصاد ايران برخوردار است. ارزيابي اينگونه شركت¬ها مستلزم شناسايي عوامل متعددي مي‌باشد كه اين عوامل باعث پيچيدگي و دشواري در امر ارزيابي و تصميم‌گيري مي‌باشد، لذا بررسی عملکرد شرکت¬ها از مهمترین موضوعات مورد توجه مدیران، سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و سایر اشخاص ذینفع محسوب می شود و نتایج حاصل از آن مبنای بسیاری از تصمیم¬گیریها در داخل و خارج از شركت¬ها است. همچنین ارزیابی عملکرد نشان دهنده میزان موفقیت سازمانها در دسترسی به اهدافشان می¬باشدو رابطه تنگاتنگی با اهداف شرکت دارد. اعتباردهندگان به منظور تصمیم گیری در خصوص میزان و نرخ اعطای اعتبار به بررسی عملکرد شرکت¬ها می¬پردازند و آنچه که سهامداران را تشویق می کند تا پس اندازهای خود را در شركت¬هاي موجود بکارگیرند، عملکردمطلوب آن شرکت¬ها است.از مسائل مهم در ارزیابی عملکردشرکت¬ها این است که پس از تعیین زمینه هاوجوانب ارزیابی، معيارهايي انتخاب شوند که به نحو مطلوب و مناسب ابعاد مختلف فعالیت در شرکت را توضیح دهدوبتواند از طریق نتايج حاصله، عملکرد شرکت را با ملاک¬های مورد قبول ارزیابی نماید.
ادبیات و پیشینه تحقیق:
دريك تقسيم بندي كلي معيارهاي سنجش عملكرد را مي¬توان به دوگروه معيارهاي مالي و معيارهاي غيرمالي طبقه بندي نمود. معيارهاي غير مالي معيار¬هايي هستند كه عموماً محاسبه و تجزيه و تحليل اطلاعات اوليه از ترازنامه و يا صورت سود و زيان و بطور كلي از صورت¬هاي مالي استخراج نمي شود و بيشتر معيارهاي كيفي هستند كه عمدتاً شامل معيارهاي توليدي، بازاريابي و اجتماعي مي باشند. معيارهاي مالي خود به دو دسته معیار مالی داخلی ( مانند سود عملیاتی) و معیار مالی خارجی(مانند قیمت سهام) طبقه¬بندي مي شود و همچنين معيار غير مالي به دو دسته معيار غير مالي داخلي (مانند زمان تحويل كالا) و معيار غير مالي خارجي (مانند رضايت مندي مشتري ) طبقه¬بندي مي شود.
معيارهاي ارزيابي عملكرد مالي با توجه به نوع اطلاعات مورد استفاده براي محاسبه اين معيارها به ۴ گروه كلي طبقه¬بندي مي شود كه عبارتند از:

الف . رويكرد حسابداري ب . رويكرد مديريت مالي ج . رويكرد اقتصادي د . رويكرد تلفيقي
الف) رويكرد حسابداري: در اين رويكرد از ارقام مندرج در صورتهاي مالي نظير فروش، سود، بازده دارايي¬هاي شركت ، بازده حقوق صاحبان سهام و…استفاده مي¬شود و از متداولترين نسبتهاي مربوط به رويكرد حسابداري مي توان به نسبت¬هاي سودآوري و نسبتهاي ارزش بازار اشاره نمود.

ب) رويكرد مديريت مالي: در اين رويكرد اغلب از تئوري هاي مديريت مالي و مفاهيم ريسك و بازده استفاده مي شود ومعيارهاي ارزيابي در اين رويكرد عبارتند از بازده هر سهم و بازده اضافي هر سهم

ج) رويكرد اقتصادي: در اين رويكرد كه از مفاهيم اقتصادي استفاده مي¬شود، عملكرد واحد تجاري با تاكيد بر قدرت سودآوري دارايي¬هاي شركت و با توجه به نرخ بازده و نرخ هزينه سرمايه بكارگرفته شده مورد ارزيابي قرار مي گيرد. از مهمترين روش¬هاي اين رويكرد مي توان به ارزش افزوده اقتصادي اشاره نمود.

د) رويكرد تلفيقي:در اين رويكرد تلاش مي شود كه علاوه بر استفاده از اطلاعات صورت¬هاي مالي از اطلاعات و ارزش¬هاي بازار نيز استفاده گردد.از جمله معيارهاي ارزيابي در اين رويكرد می توان به نسبت قيمت به سود و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري هر سهم و نسبت Q توبين اشاره نمود.

پژوهشهای تجربي متعددي راجع به دو معيار ارزش افزوده اقتصادي و فرآيند تحليل سلسله مراتبي توسط پژوهشگران در كشورها و بازار-هاي سهام مختلف انجام شده است كه مي¬توان به موارد ذيل اشاره نمود.

فرناندز در سال ۲۰۰۲ پژوهشی را جهت بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ثروت ایجاد شده برای سهامداران انجام داد. نمونه وی شامل ۲۶۹شرکت بود.وی به این نتیجه رسید که همبستگی بین ارزش افزوده اقتصادی و ثروت ایجاد شده برای سهامداران تنها ۶۶/۱۷%می باشدو ۶۰شرکت که دارای ازش افزوده اقتصادی منفی بودند دارای ثروت ایجاد شده مثبت و ۶۴ شرکت که دارای ارزش افزوده مثبت بودند دارای ثروت ایجاد شده منفی بودند و نهایتاً نتیجه گرفت که ارزش افزوده اقتصادی توان اندازه گیری ثروت ایجاد شده برای سهامداران را ندارد.
در سال ۱۳۸۴پژوهشي تحت عنوان بررسي رابطه همبستگي بين نسبت¬هاي كارايي فعاليت وارزش افزوده اقتصادي در بخش صنايع غذايي توسط خانم سحرحراف عموقين براي پايان¬نامه كارشناسي ارشد در دانشگاه الزهراءصورت گرفته كه نتيجه اين پژوهش نشان مي دهد همبستگي معناداري بين هيچيك از ۴ نسبت فعاليت موردبررسي و EVA محاسبه شده شركت طي دوره وجود نداشته است .
در سال ۱۳۸۲پژوهشي تحت عنوان مقايسه ارزش افزوده اقتصادي (EVA) با سود حسابداري در تعيين ارزش بازار شركت در بورس اوراق بهادار توسط آقاي سعيددريابيگي براي پايان¬نامه كارشناسي ارشد در دانشگاه تهران صورت گرفته كه نتيجه اين پژوهش نشان مي دهد كه ضريب همبستگي سود با ارزش بازار شركت بيش از ضريب همبستگي ارزش افزوده اقتصادي با ارزش بازار شركت مي باشد كه اين امر مي¬تواند به دليل ناكارآمد بودن بازار بورس تهران،عدم آشنايي بازار بورس تهران با ارزش افزوده اقتصادي واستفاده سرمايه گذاران از شاخص قيمت به عوايد(كه خود مشتق از سود مي باشد)در تصميم گيري باشد
در سال ۱۳۷۸ پژوهشي تحت عنوان «ارزيابي شركت‌هاي سرمايه‌گذاري مادر بر اساس فرآيند تحليل سلسله مراتبي (AHP) توسط آقاي دكتر فرشاد هيبتي صورت گرفته در اين پژوهش ارزيابي و تصميم‌گيري در خصوص عملكرد شركت¬هاي سرمايه‌گذاري مادر با استفاده از تكنيك‌هاي پيشرفته آماري و پژوهش عملياتي بر اساس ۱۳ معيار انجام پذيرفت. نرخ ناسازگاري در مدل معادل ۰۱/۰ بود كه در مقايسه با حداكثر مجاز ۱/۰ بسيار ناچيز مي‌باشد و شركت سرمايه‌گذاري رنا با اعتبار كافي بيشترين امتياز را از نقطه‌نظر عملكرد بدست آورد.
در سال ۱۳۷۸ پژوهشي تحت عنوان «طراحي نرم افزار سيستم پشتيبان تصميم فرآيند تحليلي سلسله مراتب (AHP) براي تجزيه و تحليل تصميم‌گيري‌هاي چند معياره صنعتي» توسط آقاي احمد سليمي براي پايان‌نامه كارشناسي ارشد در دانشگاه شيراز صورت گرفته كه نتيجه اين پژوهش تاييد فرآيند تحليل سلسله مراتب به عنوان سيستم پشتيبان تصميمي كه مديران بهنگام مواجهه با مسائل تصميم‌گيري چندمعياره مي‌باشد و به مديريت امكان لحاظ كردن معيارهاي كمي و كيفي غالباً متضاد را جهت انتخاب بهترين آلترناتيو از ميان مجموعه آلترناتيوها فراهم كرده است.

در سال ۱۳۸۱ پژوهشي تحت عنوان «ارزيابي عملكرد كارخانجات سازمان اتكا با استفاده از مدل كاربردي AHP» توسط آقاي كورش نجفي پاشاكي براي پايان‌نامه كارشناسي ارشد در دانشكده مديريت دانشگاه تهران صورت گرفته كه اين پژوهش در جهت رفع نياز سازمان براي ارزيابي عملكرد جامع كارخانجات سازمان اتكا موثر بوده و نتايج بكارگيري آن بهبود عملكرد، افزايش توانائي و تحقق اهداف سازمان از طريق اتخاذ تصميمات مناسب بوده است.

متغیرهای مربوط به پرسش¬های پژوهش:
ارزيابي عملكرد: ازسال¬هاي گذشته تاكنون، ارزيابي عملكرد واحدهاي اقتصادي بخش عمده¬اي از مباحث حسابداري، مديريت، اقتصاد و…را به خود اختصاص داده است. اصولاً عملكرد با هدف رابطه مستقيمي دارد. ارزيابي عملكرد به معناي اندازه گيري اينكه واحد اقتصادي تا چه حدي به اهداف از پيش تعيين شده در برنامه هاي خود دست يافته است. نتايج حاصل از ارزيابي عملكرد خود هدف نبوده بلكه ابزاري است كه در جهت پيش بيني برنامه هاي آتي و نيز بهبود نقاط قوت و بر طرف نمودن نقاط ضعف آن واحد مورد استفاده قرار مي گيرد.همچنين ارزيابي عملكرد شركت¬ها در جهت شناسايي فرصت¬هاي مطلوب سرمايه¬گذاري همواره مورد توجه سرمايه گذاران قرار گرفته است. آنچه سهامداران را تشويق مي كند تا پس-اندازهاي خود را در فعاليتي مشخص بكار گيرند، عملكرد مطلوب آن صنعت مي باشد كه به دنبال آن ارزش شركت و در نتيجه ثروت سهامداران افزايش مي¬يابد.ارزيابي عملكرد واحد اقتصادي بدون در نظر گرفتن ويژگي¬هاي تجاري حاكم بر بازارها و خدمات آن و صرفنظر از جايگاهي كه واحد مورد ارزيابي در مجموعه نظام و ساختار اقتصادي كشور از آن برخوردار است، ثمر بخش نخواهد بود.
ارزش افزوده اقتصادی (EVA): توسط استون استوارت دردهه ۹۰ مطرح گردید که برآورد سود اقتصادی حقیقی شرکت در یک سال بوده و سود باقی مانده¬ای است که پس از کسر هزینه سرمایه از سود حاصل از عملیات شرکت بدست می¬آید . بر اساس این معیار،ارزش یک شرکت به ۲ عامل بستگی دارد :
۱)شرکت از سرمایه به کار گرفته شده چه بازدهی را کسب می¬کند .
۲)برای سرمایه بکار گرفته شده چه هزینه¬ای را متحمل می¬شود .
ارزش افزوده اقتصادي با یک رویکرد اقتصادی قدرت سودآوری دارایی¬های شرکت را با توجه به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه می¬سنجد و معیاری کاملاً داخلی ارزیابی عملکرد است که هزینه فرصت همه منابع بکارگرفته شده در شرکت (حتی هزینه سهام عادی)را در برمی گیرد و هرچه قدر مقدار آن مثبت¬تر باشد نشان¬دهنده تخصیص بهینه منابع بوده و ارزش شرکت را افزایش داده و بر ثروت سهامداران می ¬افزاید(ايزدي نيا -۱۳۸۲) .ارزش افزوده اقتصادی باعث می¬شود که سود حسابداری به سود اقتصادی نزدیک¬تر شود و اندازه گیری ارزش ایجاد شده توسط شرکت برای سهامداران راحت تر می¬شود.
فرآيند تحليل سلسله مراتبي AHP: از ديگر ابزارهاي قدرتمندي كه علم پژوهش در عمليات جهت تصميم¬گيري در اختيار تصميم گيرندگان قرارداده تكنيك فرآيند تحليل سلسله مراتبي مي باشد. : اين روش بر اساس تحليل مغز انسان براي مسائل پيچيده و فازي پيشنهاد گرديده است. اين روش توسط پرفسور ساعتي در سال ۱۹۸۰ پيشنهاد گرديد و يكي از بهترين روش¬هاي حل مسائل تصيم گيري با معيارهاي چندگانه مي باشد به طوري كه كاربردهاي متعددي از آن زمان تاكنون براي اين روش مورد بحث قرار گرفته است(عادل آذر -۱۳۸۱). اين فرآيند بر اساس مقايسات زوجي انجام مي‌گيرد و تصميم‌گيرنده كار خود را با ترسيم سلسله مراتب كلي تصميم آغاز مي‌نمايد(قدسي پور-۱۳۸۵). عوامل و فاكتورهاي متعددي كه در تصميم‌گيري موثر هستند در سلسله مراتب در نظر گرفته مي‌شوند سپس مقايسات زوجي انجام مي‌گيرد كه موجب تعيين ضريب عوامل و ارزيابي آنان خواهد شد. به اين ترتيب گزينه‌اي كه بيشترين ارزيابي موزون كل را كسب كند به عنوان بهترين گزينه انتخاب مي‌شود.اين فرآيند ما را قادر مي¬سازد تا بوسيله ساده نمودن و تسريع كردن فرآيند¬هاي تصميم¬گيري طبيعي خود،تصميمات موثري را در مورد موضوعات پيچيده اتخاذ نمائيم.AHP داوريها و ارزشهاي مشخصي را به شيوه¬اي منطقي تركيب مي¬نمايد.اين فرايند به قدرت تصور تجربه و دانش براي ساخت سلسله مراتب يك مسئله وابسته مي باشد و همچنين مواردي چون ، منطق، دانش ذاتي و تجربه ارائه قضاوتها، لازمه فرآيند تحليل سلسله مراتبي (AHP) مي¬باشند.اين مدل فرآيندي براي تشخيص، درك، و ارزيابي اثرات متقابل يك سيستم مي باشد.اولويت معيارهاي

تصميم‌گيري به صورت كمي قابل تعيين نمي‌باشند لذا از طريق مصاحبه با صاحبنظران و افراد خبره مي‌توان اولويت هر معيار نسبت به معيارهاي ديگر را مشخص كرد. در اين روش اهداف به شكل سلسله مراتبي نوشته مي¬شوند بدين صورت كه هدف كلي و نهايي در بالاترين سطح سلسله مراتب نوشته مي شود. هدفهاي فرعي(سياستها و معيارها) به ترتيب بشكل درخت در زير آن آورده مي¬شوند . مي‌توان گفت يكي از جامع ترين سيستم¬هاي طراحي شده براي تصميم گيريله مراتبي فراهم مي‌كند و همچنين امكان در نظر گرفتن معيارهاي مختلف كمي و كيفي را در مسئله دارد. اين فرآيند گزينه‌هاي مختلف را در تصميم گيري دخالت داده و امكان تحليل حساسيت را تسهيل مي‌نمايد همچنين ميزان سازگاري و ناسازگاري تصميم را نشان مي‌دهد كه از مزاياي ممتاز اين تكنيك در تصميم گيري چند معياره مي‌باشد(قليزاده-۱۳۸۳).
اندازه گیری متغیرهای پژوهش:

ارزش افزوده اقتصادی یا EVA : برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی از فرمول زیر استفاده شده است
EVA = (r-c) × capital
در محاسبه EVA از رویکرد مالی استفاده شده است. نوع رویکرد انتخابی، در محاسبه r و تعدیلات لازم برای تبدیل سود حسابداری به NOPAT وحقوق صاحبان سهام یا دارائی¬ها بهcapital تاثیر دارد.
نحوه اندازه گیری اجزای EVA :ا

الف) نرخ بازده کلی سرمایه:این نرخ با استفاده از فرمول زیر و بر اساس رویکرد مالی محاسبه شده است:
که در آن NOPAT برابر است با :
صرفه جویی مالیاتی هزینه بهره – هزینه بهره + سود حسابداری بعد از کسر مالیات =NOPAT
هزینه کاهش ارزش سرمایه گذاری +هزینه کاهش موجودیها +هزینه مطالبات مشکوک الوصول+
هزینه مزایای پایان خدمت+هزینه های معوق+
نرخ موثر مالیاتی *هزینه بهره =صرفه جویی مالیاتی هزینه بهره
از آنجائیکه در صورت سود و زیان شرکت¬های نمونه ، هیچ¬گونه مالیاتی از سود کسر نشده است لذا نرخ موثر مالیاتی برابر صفر شده است.
و Capital برابر است با:
ذخیره هزینه های معوق+ ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری +بدهیهای بهره دار + حقوق صاحبان سهام=capital
ذخیره کاهش ارزش موجودیها+ذخیرهمطالبات مشکوک الوصول+ذخیره مزایای پایان خدمت+
نرخ هزینه سرمایه :برای محاسبه نرخ هزینه سرمایه از روش میانگین موزون هزینه منابع یا WACC استفاده شده است. بکارگیری این روش مستلزم شناسایی منابع مالی شرکت¬ها و سپس محاسبه نرخ هزینه هر یک از این منابع می¬باشد. WACC = (
وزن هر یک از منابع از کل منابع = نرخ هزینه سرمایه هر یک از منابع = نرخ موثر مالیاتی = t
نحوه محاسبه و اندازه گیری هریک از اجزای WACC به صورت زیر است :
۱- وزن هریک از منابع از طریق تقسیم مبلغ هر منبع بر جمع منابع بدست آمده است. یعنی :
حقوق صاحبان سهام و سود انباشته + سهام عادی جدید + بدهی های بهره دار = جمع منابع

=وزن بدهی یا =وزن سهام عادی جدید یا
= وزن حقوق صاحبان سهام و سود انباشته یا
۲- نرخ هزینه هر یک از منابع یا :
الف) نرخ هزینه بدهی یا : نرخ هزینه بدهی با فرمول زیر محاسبه شده است