فهرست:
نگاهي بر سعدي
سعدي وباب تربيت
آشنايي با ديدگاه سعدي در ارتباط با تعليم و تربيت
ولايت
عشق
تأثير ارتباط و همنشيني با ديگران در انسانها
تمايز و اختلاف ذاتي افراد بشر با يكديگر و نقش آن در تعليم و تربيت
مقايسة ديدگاه مولانا با سعدي در زمينة تعليم و تربيت

منابع:

www.molananews.com

www.adabiateiranirib.ir

زندگينامة سعدي
درباره سعدي چه مي‏توان گفت؟ شاعري بزرگ در عرصه اجمال و راز يا نويسنده‏اي نوآور و خلاق! مردي فرهيخته و فرهنگمند كه سوداي معرفتش از كويي به كويي و از شهري به شهري مي‏كشاند و درد دوري و اشتياق ديدار غزلخوانش مي‏كند! و يا سياحي كه آرزومند ديدار آثار بديع جهان است و طبعي خوش و روحي سركش دارد!… باري… سعدي نيز زندگي را در سايه نام دوست محو كرده است…

سعدي تخلص و شهرت «ابوعبدالله مشرف به مصلح» يا «مشرف الدين بن مصلح الدين»، مشهور به «شيخ سعدي» يا «شيخ شيراز» و يا «شيخ» و همچنين معروف به «افصح المتكلمين» است.

درباره نام و نام پدر شاعر و همچنين تاريخ تولد سعدي اختلاف بسيار است. سال تولد او را از ۵۷۱ تا ۶۰۶ هجري قمري احتمال داده‏اند و درباره تاريخ درگذشتش هم سالهاي ۶۹۰ تا ۶۹۵ را نوشته‏اند.
سعدي در شيراز پاي به دايره هستي نهاد. هنوز كودكي بيش نبود كه پدرش درگذشت. آن چه مسلم است اين كه اغلب افراد خانواده وي اهل علم و دين و دانش بودند. سعدي پس از تحصيل مقدمات علوم از شيراز به بغداد رفت و در مدرسه نظاميه به تكميل دانش خود پرداخت.

از محضر ابوالفرج بن الجوزي و همچنين شهاب الدين عمر سهروردي استفاده‏ها سپس به حجاز و شام رفت و زيارت حج به جا آورد. در شهر شام به وعظ و سياحت و عبادت پرداخت. در روزگار سلطنت اتابك ابوبكر بن سعد به شيراز بازگشت و در همين ايام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفريد و به نام «اتابك» و پسرش سعد بن ابوبكر كرد.

پس از زوال حكومت سلغريان، سعدي بار ديگر از شيراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت. در بازگشت به شيراز، با آن كه مورد احترام و تكريم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور عزلت گزيد و در زاويه‏اي به خلوت و رياضت مشغول شد.
آثار سعدي بسيارند و اغلب در مجموعه‏اي كه كليات ديوان سعدي ناميده مي‏شود؛ به چاپ رسيده است. بوستان، گلستان و ديوان غزليات و قصايد از معروفترين آنها به شمار مي‏روند.
سعدي، شاعر جهانديده، جهانگرد و سالك سرزمينهاي دور و غريب بود؛ او خود را با تاجران ادويه و كالا و زوار اماكن مقدس همراه مي‏كرد. از پادشاهان حكايتها شنيده و روزگار را با آنان به مدارا مي‏گذراند.

سفاكي و سخاوتمندان را نيك مي‏شناخت و گاه عطايشان را به لقايشان مي‏بخشيد. با عاشقان و پهلوانان و مدعيان و شيوخ و صوفيان و رندان به جبر و اختيار همنشين مي‏شدو خامي روزگار جواني را به تجربه سفره‏هاي مكرر به پختگي دوران پيري پيوند مي‏زد.
سعدي وباب تربيت

شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي كه يكي از بزرگترين سخن سرايان جهان و سرآمد اساتيد زبان فارسي مي باشدعبارات موجز و پر معنايش سرمشق سخنگويي است و ارشادات وآراء تربيتي اش راهنماي اساتيد تعليم تربيت بوده وهست و بخاطر همين مزايا و محسناتش، مواعظ و نصايح او هميشه در ضمير مردم نقش بسته و بالطبع در اثر تكرار در رفتار وكردار آنها موثر افتاده تا جاي كه بوستان وگلستان و ي قرنها حرف اول را در كلاسهاي درس داشته و بايد اورا جزء متنفذترين مربيان تعليم وتربيت و معلم اخلاق عملي در ايران دانست .
اين فرزانه ادب فارسي فصل هفتم هر دو كتاب گلستان و بوستان خود را به بيان تاثير تربيت اختصاص داده است و همچنين در ابواب ديگر نيز هر جا به مقتضاي حكايتي كه نقل كرده عقيده اي در باب تربيت ذكر نموده است

 

سعدي وباب تربيت در بوستان وگلستان
پادشاهي پسر به مكتب داد
لوح سيمينش بر كنار نهاد
بر سر لوح او نبشته به زر
جور استاد به ز مهر پدر
سعدي كه از مربيان بزرگ اجتماعي است تربيت را از لوازم ذاتي و حيات حقيقي و اساس سعادت افراد و اجتماع مي داند و درمورد تاثير تربيت اعتقاد بيش از حدي نيز به وراثت دارد و مي گويد هر كس هوش واستعداد خوبيها ي نيكو و زشت را از نياكان خود به ارث مي برد.

وي در حكايتي مي فرمايد:
يكي از وزرا پسري كودن بود. پيش يكي از دانشمندان فرستاد كه مرين را تربيتي ميكن مگر كه عاقل شود . روزگاري تعليم كردش وموثر نبود.پيش پدرش كس فرستاد كه اين عاقل نمي باشد ومرا ديوانه كرد.
چون بود اصل گوهري قابل
تربيت را درو اثر باشد
هيچ صيقل نكو نداندكرد
آهني را كه بد گهر باشد

سگ به درياي هفتگانه شدي
كه چو تر شد پليد تر باشد
خر عيسي گرش به مكه برند
چون بيايد هنوز خر باشد ۲
نثر سعدي گذشته از فصاحت و بلاغت وسلامت وايجاز همه آرايشهاي شعري را هم دارد و با اطمينان
مي توان گفت كه از معدود سخن سرايان است كه به هيچ وجه فضل فروشي ننموده مگر براي اظهار افكارونظرياتي كه اكثرا جنبه تربيتي داشته .
گلستان و بوستان يك دوره كامل از حكمت عملي و علم سياست و اخلاق و تدبير منزل و تعليم وتربيت را

به زيباترين عبارات آورده است و البته در نهايت سنگيني و متانت است و از مزاح هم خالي نمي باشد وداروي تلخ نصيحت را به شهد ظرافت بر آميخته تاخوش آيند واقع شود.
استاد سخن مي فرمايد:
يكي از فضلا تعليم ملك زاده اي همي داد و ضرب بي محابا زدي ، و زجر بي قياس كردي . باري پسر

از بيطاقتي شكايت پيش پدر برد و جامه از تن دردمند برداشت . پدر را دل بهم برآمد. استاد را گفت كه پسران آحاد رعيت را چندين جفا و توبيخ روا نمي داري كه فرزند مرا سبب چيست؟
گفت : سبب آنكه : سخن انديشيده بايد گفت و حركت پسنديده كردن همه خلق را علي العموم و پادشاهان را علي الخصوص.
اگر صد ناپسند آيد ز درويش
رفيقانش يكي از صد ندانند
وگر يك بذله گويد پادشاهي
از اقليمي به اقليمي رسانند ۳
جناب سعدي در اهميت تعليم وتربيت در كودكي نيزمي فرمايند:
هر كه در خرديش ادب نكند
در بزرگي فلاح از او برخاست
چوب تر را چنانكه خواهي پيچ
نشود خشك جز به آتش راست
در بيان زيباي ديگر فرموده اند:
هر آن طفل كه جور آموزگار
نبيند جفا بيند از روزگار ۴
همچنين باز تاكيد بر تعليم وتربيت در كودكي دارند چنانچه مي فرما يند:
پسر چون زده بر گذشتش سنين
ز نامحرمان گو فراتر نشين
پر پنبه آتش نشايد فروخت
كه تاچشم برهم زني خانه سوخت
چو خواهي كه نامت بماند بجا
پسر را خردمندي آموز وراي ۵
نتيجه :
از اشعار ونثر سعدي چه به صورت مستقيم و چه بصورت پند واندرزو در غالب تمثيل آنچه بيش از همه به چشم مي خورد موعظه و مباحث تربيتي است وي با نظريات خود در گلستان و بوستان و بخصوص در باب هفتم، شناخت و اوج نظريه پردازي خود را در تعليم وتربيت به عموم و علماي علوم تربيتي ابراز داشته ،از ديدگاه وي انسان در هر مرحله نياز به راهنمايي و ارشاد داشته و در هر سني نياز خاصي دارد و به تاثير عوامل متعددي چون نيازهاي فيزيولوژيك ، رشد ، محيط ، وراثت و تفاوتهاي فردي در تعليم وتربيت و فضائل اخلاقي توجه داشته است.

هر كه نصيحت خود راي مي كند او خود به نصيحت گري محتاجست .

آشنايي با ديدگاه سعدي در ارتباط با تعليم و تربيت
ديدگاه عقل مدارانه متأثر ازعقيده ماتريدي سعدي او را بر آن داشته است تا همانند غواصي ماهر با غوطه ور شدن در درياي عقل و خرد ، آنرا پيوسته مورد تمجيد و تحسين قرار دهد و جريان انديشه هاي اخلاقي و تربيتي و كلامي خود را بر اين مدار به حركت درآورد.بدين گونه است كه بطور مثال حكمت الهي را اينگونه تفسير مي كند كه براي انسان حد معيني از آزادي را اثبات كند، بدون آنكه موجب نفي و انكار مشيّت خداوند شود.

سعدي بر اساس انديشه هاي اعتقادي مذهب اشعري خود معتقد است كه خداوند هر كاري كه مي كند عين عدل و صواب است « هر چه آن خسرو كند شيرين بود » . »وَ لا يُسئل عمَّا يَفعَل» . اگر همه ى اولياء و انبيا ء را عذاب كند و يا همه ى گناهكاران را بي جهت عزيز سازد و در بهشت وارد كند،كسي را ياراي چون و چرا نيست . گر جمله را عذاب كني ور عطا دهي كس را مجال آن نه كه آن چون و اين چرا؟ عدل است اگر عقوبت ما بيگنه كني لطف است اگر كشي قلم عفو بر خطا تسبيح موجودات: جهان آفرينش به منزله ى دفتر معرفتي است كه همواره به روي صاحبدلان گشوده است . در و ديوار هستي مظهر تجلي حق است ،كوه و دريا و در و دشت با زبان بي زباني سالكان طريقت كوي حق را به سوي معرفت حق تعالي فرا مي خوانند.