بررسي نگرش والدين ، مربيان ودانشجويان درمورد ضرورت آموزش پيش ازدبستان

مقدمه
“ خودپنداري ” يا مفهوم ازخود هنگام تولد آغازمي شود ودردوران رشد ومراحل آن شكل مي گيرد. اينكه كودك سرانجام چگونه احساسي درباره خود پيدامي كند، نتيجه تماس ها و تج

ربه هاي مختلف او با ديگر محيط است . اگر بيشتر اين تماس ها وتجربه ها مطلوب با

شند ، كودك احساس خوبي دربره خود پيدا مي كند . اگر كودك مورد محبت قرار گيرد واز او مراقبت به عمل آيد ومحيطي محرك وبرانگيزاننده برايش تدارك ديده شود ونيز اگر مورد غفلت قرارنگيرد ويا بيش از حد تنها گذاشته نشود، سرزنش نشود وبا خشونت وسختي محدود نگردد، بي ترديد شروع به رشد مي كند اگر چنانچه ، مجموعه ا ي از پاسخ هاي منفي را از ديگران ومحيطش در خود ذخيره نمايد ، به اين باور خواهد رسيد كه اشكالي در او وجود دارد وممكن است تصويري نادرست وناپايدار از خود پيداكند وبه قابليت ها واستعداد هاي خود به ديده ترديد بنگرد.
با اين مقدمه مي توان نگرش ها وباورهايي درست و نادرست را درمورد يك نظام ، يك ويژگي ويك عملكرد به وجود آورد. واقعيتي مستند است كه آموزش وپرورش پيش از دبستان در جامعه ما از زمان رويش ودر طول دوره حياتش تصويري مخدوش ومظلوم از خود پيداكرده است وم

تأسفانه هنوزبه جايگاه ومنزلت واقعي خود- به رغم كارآيي بسيار خوب اين دوره ازآموزش ها – دست نيافته است . اوليت ندادن به آموزش هاي پايه واستفاده نكردن از عملكرد وقابليت هاي اين سطح از آموزش ها به عنوان درون دادي حساس در پردازش اطلاعات ونتايج عملكرد

دوره دبستاني وسطوح بالاتر، تصويري مبهم وناپايدار از موقعيت وجايگاه آن درجامعه آموزشي ونيز خانواده ها پديد آورده است .
امروزبر بسياري از صاحبنظران روشن است كه آموزش وپرورش پيش از دبستان ، با توجه به جذابيت وپذيرش ونيز ضرورت واهميت آن دوره طولاني طفوليت ، دوره كودكي ودوره كوتاه نوجواني را دربسياري از كشورها پشت سر گذاشته است . اين دوره ازآموزش ها – با نگاه تطبيقي ومقايسه ا ي در بسياري از كشورها- اكنون به مرحله بلوغ وپختگي رسيده است . (مل هويش ، ادوارد وپيترماس ، ۱۹۹۱)
ماهرگز تا قبل از اين دوره در تاريخ آموزش وپرورش ، به اندازه زمان حال، درباره فرآيند يادگيري وچگونگي رشد وتحول واكتساب دانش درباره كودكان اطلاع كسب نكرده ايم .
اكنون آموزش وپرورش در دوره پيش از دبستان نه لزوماً‌ به دليل يك واقعه يا رويدادي خاص ، بلكه به علت واقع گرايي، بينش وبصيرت وتلاش وكار بسياري از افراد در آستانه پختگي است. اگربا توجه به منابع معتبر، ازافلاطون (۳۴۷-۴۲۷ قبل از ميلادمسيح ) وارسطو (۳۲۲-۳۹۴ قبل از ميلاد مسيح ) كه آغاز ونقطه شكفتن آموزش هاي اوليه را از هنگام تولد دانسته اند غافل نمانيم ( سيفلد وباربور،۱۹۸۶ ) ، بايد بپذيريم كه جان آموس كمنيوس، ژان ژاك روسو، پستالوزي ، فروبل‌ ، ماريامونته سوري ، پياژه ومحققان كنوني جوامع مختلف ونيز جامعه علمي وفرهنگي ما به بركت انديشه

ها واعتقادهاي خردمندانه خود واز همه مهم تر بدون شتابزدگي به هويت واقعي اين دوره از آموزش ها ونتايج اثر بخش آن بر سرنوشت تربيتي كودكان كمك كرده اند ( مفيدي ، ۱۳۷۲ ).

از اوايل سالهاي ۱۹۰۰- يعني درحدود ۹۵ سال – آموزش وپرورش پيش از دبستان بخشي از زندگي وساختار عمومي واساسي آموزش وپرورش بسياري ازكشورهاست(سيفلدروباداور،ص۱۱، كاترون وآلن ۱۹۹۳).
درحالي كه با توجه به ابهام ها ، تضادها وتفاوت سليقه هاي بسيار در بعضي از كشورها از جمله جامعه آموزشي خوب ما، اين دوره از آموزش ها هنوز در جست وجووتكاپوي خود- آگاهي است . اين گرايش حتي در دانشگاههاي ما نيز شكل گرفته ولي هنوز به عنوان رويكردي هماهنگ ويا برنامه ا ي منسجم ومدون براي مراقبت وآموزش وپرورش كودكان تدارك ديده نشده است . هنوز هم آموزش و پرورش در اين سطح به مفهومي از خود وپنداره ا ي صحيح ومثبت دست نيافته است وبه عنوان رشته وحوزه ا ي تخصصي كه به كودكان ازهنگام تولد تا هشت ونه سالگي خدمت مي كند- به علت سطحي نگري ها وجايگزيني هاي نادرست شغلي ونيز به دليل كمبود اطلاعات وپيامدهاي برگرفته از اين دوره – دركارآيي دوره هاي بعدي ، احساس هويت وشايستگي نمي كند.
سؤال اين است كه نگاه ما به اين دوره از آموزش ها وفرآيند تربيت دراين دوره چگونه است ؟
– آيا آن را دوره ا ي گذرا- چه باشد وچه نباشد – ويا حتي لزوم آن را براي همه از كودكان محروم ودوزبانه گرفته تا كودكان مرفه جامعه، يكسان مي دانيم ؟
– آيا اين دوره را پيش نيازواساس تربيت هاي بعدي مي دانيم ؟

– آيا آن را به صورت پلكان اول وپايدرترين پله در نردبان ترقي وپيشرفت هاي بعدي مي دانيم ؟
– آيا آن را دوره ا ي حساس وسرنوشت ساز از زندگي يك انسان مي دانيم ؟
– آيا به تأخيرها وغفلت ها درمورد آموزش هاي اين دوره ، با نگاه مسؤولانه ا ي مي نگريم ؟
تعريف آموزش وپرورش
مفهوم آموزش وپرورش به نحوي كه هر كودك به اندازه توانايي وظرفيتش آموزش ببيند سابقه چندان طولاني در جهان امروز ندارد كلمه كودكان وآموزش وپرورش در امر توجه ونگرش به تفاوتهاي فردي .
به لحاظ ويژگي انسان وتفاوت هاي فردي ( تفاوت بين فرد وديگران وتفاوت بي وجسمي نيازها استعدادها وعلائق خود از آموزش وپرورش خاصي بهره گيرد به عبارت ديگر در صورت امكان حتي المقدور آموزش انفرادي مؤثرترين ومطلوب ترين شيوه هاي آموزش وپرورش خواهد بود واز اين نظر آموزش عمومي وهمگاني دانش آموزدر مدارس بدون توجه وكمك وراهنمايي وارشاد اولياء وفعاليت هاي فوق برنامه عادي نمي تواند به تنهايي پاسخگوي تمامي نيازهاي مختلف دانش آموزان در شكوفايي وبه كمال رسانيدن استعدادهاي اوباشد.
مقدارونوع آموزش وپرورش ويژه ا ي كه كودك استثنايي بدان نياز دارد بستگي به عوامل متعددي ازجمله درجه ميزان وچگونگي تفاوتي كه كودك با ديگر كودكان همسال خود درتوانايي ها واستعدادها ورشد طبيعي دارد. هرچند ميزان تفاوت واختلاف در رشد و

تواناييها بيشتر باشد نياز به آموزش وپرورش استثنايي بيشتر خواهد بود عدم تعامل وهماهنگي بين جنبه هاي مختلف رشد درخور كودك وهمچنين تأثيري كه ويژگي ذهني يا جسمي كودك به جنبه هاي مختلف رشد وكارآيي وبروز استعدادهاي وي مي گذارد از عوامل بسيارمهمي است در تعيين چگونگي برنامه هاي آموزش وپرورش پيش ازدبستان.
هدف آموزش وپرورش در دوره قبل از دبستان

ازتولد تا هجده ماهگي: زندگي نوزاد درخوردن وخوابيدن خلاصه مي شود به همين جهت اگر خوراك مناسب وكافي به نوزاد برسد واز سرما وگرماي زياد درامان باشد خودبخود رشد مي كند يعني آزادانه فعاليت مي كند وازاين طريق اندامهاي خود را مي ورزد وبتدريج دربكار بردن آنها مهارت كسب مي كند.
در معرض تحريكات محيط قرار مي گيرد ونسبت به آنها واكنش نشان مي دهد. واكنش هاي نامناسب را رها مي كند وواكنش هاي سودمند را تكرار مي كند. دراين مرحله تنظيم محيط بنحوي كه فعاليت آزاد نوزادان را تسهيل كند واورا خطرات مثلاً زخمي شدن حفظ كند كافي است.
از هجده ماهگي تا چهارسالگي: ازحدود هجده ماهگي كودك به مرحله ا ي مي رسد كه مي تواند به تدريج حرف زدن را ياد بگيرد يعني ازاعلام قراردادي براي بيان مقاصد خود استفاده كند. يادگيري زبان مادري امري پيچيده وتدريجي است ولي آشنايي مرحله است ازچهار تا شش سالگي مؤلف كتاب روش فعال دركودكتان مي نويسد هدف كودكتان منحصراً تربيت است نه تعليم كودكتان بايد محلي پرنشاط وپرفعال وازلحاظ فرصت براي تجربيات متنوع وتحق

يق هدفهاي زير غني باشد.
۱- پرورش عادات مفيد : دركودك به منظور تأمين تندرستي وايجاد مهارتهايي كه براي تطبيق شخص با محيط لازم است .
۲- پرورش رفتار اجتماعي مطلوب وتشويق كودكان به شركت

در گروهها ودسته هايي كه موجب آگاهي ازحقوق است .
۳- پرورش عواطف كودكان .
۴- كمك به بروز وپرورش استعدادهاي فطري كودكان .
۵- ايجاد حس اعتماد به نفس وامنيت فاطر دركودكان .
۶- متوجه ساختن كودك به دنيايي كه اورا فرامي گيرد.
۷- تشويق حس استقلال طلبي وخلاقيت كودك.
۸- پرورش حس زيبايي شناسي در كودك .
وظايف وهدف هاي آموزشي وآمادگي براي يادگيري :
۱- كمك به كودكان براي يادگيري نام وآدرس وشماره تلفن واسامي اطرافيان.
۲- آموزش رنگها، اندازه ها، اشكال، مكانهايي نظير بالاوپايين واطراف.
۳- آموزش شمارش اعداد وآموزش مهارتهاي استفاده از كاغذ وقلم، نوشتن اعداد ساده، وشناختن حروف وصداها وبخشهاي كلمات (اين هدفها اساساً‌مربوط به سن شش سالگي است ).
۴- آموزش مهارتهاي حركتي ظرفيت واستفاده ازعضلات كوچك .
۵- تسهيل آمادگي هايي كه موفقيت در مدرسه نظير فراخناي

توجه انتظاركشيدن تا پايان انجام يك كار، آرام وقرارگرفتن روي صندلي وكنترل احساسات را امكان پذيرمي كند.
بررسي نگرش والدين ، مربيان ودانشجويان درمورد ضرورت آموزش پيش ازدبستان
اكنون آموزش و پرورش در دوران كودكي داراي هويت و دستخوش تحول شده است و در مجامع علمي و بين المللي از وجه و منزلت برخوردار شده است و

 

به وسيله انجمن هاي بين المللي و ملي به عنوان حوزه و رشته ا ي جدا و مشخص و گاه قابل تفكيك از آموزش و پرورش ابتدايي شناخته شده است. از نظر مقصود و اهداف از وضوح كامل برخوردار شده و تعريف بسيار روشني از خود دارد و به عنوان “خدماتي كه براي كودكان از هنگام تولد تا سن هشت و گاه نه سالگي در برنامه هاي نيمه وقت و تمام وقت در مراكز تربيتي، مؤسسات، كودكستان ها و مدارس مقدماتي و غيره اختصاص دارد”، تعريف شده است (N, A.E Y.C 1982).
بر اساس آمارهاي بين المللي از سال ۱۹۹۱ در بعضي كشورها تقريباً همه كودكان قبل از ورود به مدارس ابتدايي، دراين مراكز تربيتي حضور مي يابند.حضور ۷۲% از پنج ساله ها در كودكستان ها و۴۶% از چهارساله ها همراه با متجاوز از ۲۷% از سه ساله ها در مهدهاي كودك ، نمونه بارز نگرش ارزشمند نسبت به اين دوره در سرنوشت تربيتي كودكان اين جوامع است. در كشور ژاپن، كودكان قبل از ورود به مدارس ابتدايي، در كلاس هاي آمادگي و ي

ا كودكستان ها حضور مي يابندو در حال حاضر ۹۰% كودكان ۵ ساله در اين گونه مراكز تربيتي كه ۶۰% آن توسط بخش خصوصي اداره مي شود، از ثمرات كوتاه و دراز مدت و پردوام آموزش هاي اين دوره بهره مند هستند (آقازاده،۱۳۷۳).

همچنين بر اساس آمار در نوزده كشور آمريكاي لاتين ، سهم كودكان سه تا پنج ساله ثبت نام شده در برنامه هاي پيش دبستاني از سال ۱۹۸۰ ميلادي تا سال ۱۹۸۹ از ۱۸% به ۲۴% افزايش يافته است كه به طور دقيق اين رقم گسترش ۸۳% را نشان مي دهد. بر اساس ساله بلژيكي، ۹۵% كودكان زير شش سال دانماركي و۹۲% كودكان ۵ تا شش ساله آمريكايي در انواع مختلف مراكز پيش دبستاني شركت دارند. تحقيقات مقايسه ا ي در مورد افرادي كه از آموزش هاي پيش دبستاني برخوردار شده اند، با كودكاني كه از اين خدمات بهره نگرفته اند، در همه حال به سود گروه آموزش ديده بوده است. از جمله اين كه “هزينه ها و خدمات بعدي مورد نياز براي گروه آموزش نديده از نظر افت تحصيلي و نياز به كلاس هاي تقويتي، حدود هفت برابر گروه آموزش ديده بوده است” (كاترون و آلن، ص۲۵۸).
يافته هاي پايان نامه هاي كارشناسي ارشد به راهنمايي نگارنده (نوروززاده، رضا ۱۳۷۳ومحمد نژاد، آتيه ۱۳۷۴) نيز، مؤيد اثرات ارزنده آموزش هاي دوره پيش از دبستان در موفقيت هاي تحصيلي كلاس هاي سوم، چهارم و پنجم و دروس اساسي و پايه مانند فارسي، علوم و رياضي دانش آموزان كشورمان بوده است.
بايدها و نبايدها در ساختار كلي نظام آموزش و پرورش پيش از دبستان از جهت هدف ها، روش، محتوا، نيروي انساني و ارزشيابي مورد نظر قرار گرفته است.
بررسي بدفهمي ها درباره آموزش و پرورش پيش از دب

ستان و قابليت هاي كودكان، چه هست و چه نيست ؟ و اين كه، آموزش و پرورش دوره پيش از دبستان چه هست و چه نيست؟ در جدول شماره ۱ آمده است.
جدول شماره ۱- بررسي بدفهمي هاي آموزش و پرورش پيش از دبستان و قابليت هاي كودكان در اين دوره

 

چه نيست چه هست
آموزش و پرورش در اين دوره لله گي نيست و مربي لله نيست و هركس بدون شناخت كودكان نمي تواند با آنها كار سودمند و ارزشمند انجام دهد. آموزش و پرورش كودكان در اين دوره به وجود مربيان و افراد آگاه و علاقه مند و پر انرژي وابسته است و يكي از شاخص هاي مهم در ارزش گذاري قابليت هاي اين مراكز تربيتي، وجود افراد با تجربه و متخصص در كار با كودكان اين دوره است.
آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي، برنامه اي“معلم-محور”كه ازرويكردكلاس هاي رسمي پيروي مي كند ، نيست. آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي، بيشتر “كودك- محور” است كه از رويكرد بازي و فعاليت پيروي مي كند.
آموزش و پرورش در دوران كودكي، برنامه اي نيست كه لزوماً بر پيشرفت تحصيلي و رشد شناختي متمركز باشد. آموزش و پرورش در اين دوره بر رشد كلي و همه جانبه كودك متمركز است.
آموزش و پرورش در اين دوره، يك برنامه “موضوع- محور” براي تدريس خواندن ، نوشتن و حساب كردن نيست. آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي برنامه ا ي است كه محيط باز، برانگيزاننده و محركي را براي رشد ذهني، گفتاري، اجتماعي و جسمي كودكان تدارك مي بيند.
آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي برنامه ا ي نيست كه گوش دادن و يادگيري غير فعال را از طريق تكرار شفاهي در كودكان مورد تأييد قرار دهد. آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي، برنامه ا ي است كه تعامل با محيط، مشاركت فعال در فعاليت هاي گروهي و توانايي حل مسائل خلاق را در كودكان تقويت مي كند.
آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي، برنامه ا ي نيست كه خواندن، نوشتن و حساب كردن را به طور رسمي آموزش دهد و با برنامه هاي دبستان نيز، تداخل ندارد. برنامه ا ي است كه مبنايي براي رشد خواندن، نوشتن وحساب كردن به وجود مي آورد وبطور غير رسمي مفاهيم پايه را در ذهن كودكان شكل مي دهد.
آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي، برنامه ا ي نازل تر وازنظر عملكرد پايين تراز آموزش هاي دوره ابتدايي ومدرسه ا ي نيست . برنامه ا ي است كه كودكان را براي دوران ابتدايي ومقدماتي آماده مي كند وبراي موفقيت هاي مدرسه ا ي حياتي است .
آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي، برنامه ا ي سخت وغيرقابل انعطاف نيست كه برزمان بندي درسي ودوره هاي ثابت يادگيري تكيه كند. برنامه ا ي است كه برطراحي، زمانبندي ونظم تكيه دارد ولي درعين حال نسبت به نيازهاي كودكان، انعطاف پذير است.

برنامه ريزي درسي در مراكز آموزش وپرورش پيش دبستاني
هدف كلي :
مدير مركز پيش دبستاني با برنامه ريزي سالانه وهفتگي در مؤسسات مذكور آشنا مي گردد.
درمهد كودك براي رسيدن به هدفهاي آموزشي وپرور

شي وهمچنين پرستاري كودكان در مراكز آموزش قبل از دبستان نياز به برنامه مي باشد كه مديران موسسات مذكور در دوحيطه دراز مدت وكوتاه مدت اين كار برنامه ريزي را انجام مي دهد.
الف) برنامه ريزي دراز مدت: ممكن است در مهد كودك هدفهاي دراز مدت در نظر گرفت كه مجموع هدفها بتواند راهنماي فعاليت هاي آموزشي پرورشي باشد ومربيان در پايان برنامه درازمدت بتوانند موفقيت هاي برنامه را ارزيابي كنند اين مدت ممكن است تا ۵ سال نيز برسد ولي كمتر اتفاق مي افتد كه كودكي در اين مدت طولاني در مهدكودك توقف داشته باشد تا بتوان كل برنامه را درباره او اجرا كرد و نتيجه را بررسي نمود بنابراين ترجيحاً برنامه هاي درازمدت تا يك سال قابل قبول مي باشد.
ب) برنامه ريزي كوتاه مدت: در نظام آموزشي كشور ما مديران مدارس وظيفه دارند برنامه آموزشي را براي مدت يك هفته تهيه و تنظيم كنند و اين برنامه بر اساس ساعات كار هفتگي مدارس خواهد بود كه از طرف وزارت آموزش و پرورش ابلاغ شده است. در تنظيم برنامه هفتگي كه معمولاً به صورت تكراري در يكسال تحصيلي اجرا مي گردد. مديران سعي دارند با همكاري مربيان و معلمان برنامه را طوري تهيه و تنظيم كنند كه تمام موارد درسي در آن رعايت شود.
فعاليت هاي آموزشي در مراكز پيش دبستاني
در مهدكودك ها اوقات روز براي انجام فعاليت هاي مختلف تقسيم شده اند فعاليت ها در يك زمان شروع و در پايان زمان تعيين شده خاتمه پيدا نمي كنند و مربي بايد برنامه خود را براي گروهي از فعاليت ها طراحي كند يعني هر جلسه كلاس درس را به بخش هايي تقسيم كند. و به كودكان فرصت دهد با در اختيار داشتن فضاي لازم و مواد ابزار خاص فعاليت هاي پيش بيني شده را يكي پس از ديگري انجام دهند. البته ممكن است اين برنامه ريزي ها با كمك مدير مؤسسه آموزشي به نحو مطلوب طراحي و اجرا گردد اما مربيان هميشه علاقه دارند نتيجه كار را بررسي كنند و مطمئن باشد فعاليت هاي كودكان ثمربخش بوده است لذا امكان ارزيابي از برنامه ها و گاهي تحويل برنامه ها در كلاس آموزش قبل از دبستان ضرورت پيدا مي كند.

برنامه روزانه يك مهدكودك:
۱- ورود كودكان به مهدكودك كه معمولاً نيم ساعت طول مي كشد اولين مرحله از كار مهدكودكان مي باشدو زمان آن اغلب بستگي به ساعت كار مادران دارد كه قبل از آن كودك خود را به مهدكودك تحويل مي دهند و اغلب مهدكودك ها كليه مربيان حاضر

 

هستند و هر مربي كودك مربوط به كلاس خود را تحويل مي گيرد و در فرصت كوتاهي كه پيش مي آيد با مادر يا پدر كودك كه همراه او مي باشد به گفتگو مي پردازد و بهترين فرصتي است كه بين مربي واوليا كودكان تبادل اطلاعات صورت مي گيرد واطلاعات را كتباً به اوليا دهند.
۲- وقتي همه كودكان در مهدكودك جمع شدند برنامه هاي مربوط به نظافت و بهداشت و مراقبت هاي شخصي و صرف صبحانه آغاز مي گردد اغلب در اين فعاليت ها مربيان و مسئولان مهدكودك مشتركاً فعاليت ها دارند و البته در برخي از مؤسسات آموزشي قبل از دبستان از اين فرصت ها استفاده كرد و به كودكان آداب غذا خوردن رعايت بهداشت و نظاير آنها را به تدريج ياد مي دهند.
انواع ساعت كار در مهدكودك : مديران مراكز پيش دبستاني به تناسب فعاليت ها كه براي كودكان تدارك مي بينيم و با توجه به مدتي كه كودكان را نگهداري مي كنند ساعات روز را بين فعاليت هايي مختلف كودكان تقسيم بندي را مي كنند در هر ساعت از روز فعاليت هايي را پيش بيني مي كنند كه به وسيله مربيان به مورد اجرا گذاشته مي شود. معمولاً در مهدكودك سه نوع ساعت كار مي توان مشاهده كرد ولي كميت آنها بستگي به اداره كنندگان مهد دارد و به طور يكنواخت يا متد مدارس طول روز به ساعات مشخص تقسيم نشده است.
بررسي نقش و تأثير مهدكودك ها بر روي كودكان
مامان، من كي مي رم مهد؟
شايد هميشه نگران رفتن كودكاتان به مهدكودك بوده ايد و اينكه روز اول چگونه او را كه به شدت به شما وابسته است، ازخودتان جداكنيد، شما را به فكر واداشته است. گرچه اين جدايي موقت وبسيارعذاب آوراست اما بايد بپذيريد كه اوبه مهد كودك سپرده شود. شروع اولين روزرفتن كودكتان به مهد بسياردردسر ومشكل آفرين است . اوتاكنون فقط به شما لحظات خود را سپري كرده است اما اينك بايد با جماعتي ديگر به سرببرد وبا آنها همساز وهماهنگ شود. اوبايد يادبگيرد چگونه دوستان جديدي پيداكند، ضمن اينكه مقرراتي تازه وغيراز محيط منزل رافرا بگيرد. اما آنچه بايد برآن تأكيد كرد ضرورت جداشدن او ازشماست . چراكه روزي به هرحال مجبوراست پا به خانه دومش مدرسه بگذارد.
هرچند هميشه اين گونه بيان شده كه محيط خانه براي تربيت كودك بهتر است ، اما كودكان ازبازي هاي دستجمعي لذت مي برند وآموزش آنان در سالهاي پيش از دبستان براي اجتماعي شدن بسيارضروري است.
با توجه به ايتكه مهد كودك ها درجامعه ما به دليل نياز مادران شاغل به مراكزي براي نگهداري ازفرزندانشان شكل گرفت وفلسفه وجودي تأسيس وراه اندازي مهد كودك ها را رفع نياز مادران آنهاست، به طبع ابعاد آموزشي وتربيتي اين مراكز كمتر مورد توجه قرارگرفته است .
شكي نيست كه گروه هاي بازي ومهد كودك ها دررشد وتوانايي ها ومهارت هاي بازي كردن كودك كه احتمال دارد درخانه امكان پذيرنباشد مؤثرهستند زيرا هرقدرهم كه درخانه كودك به بازي تشويق شود بازاو مي داند كه درخانه خودش است ودانستن همين موضوع دربازي هايش تأثير مي گذارد.
امروزه انتخاب مهد كودكي مناسب ازجمله دغدغه هاي خانواده هاست. مركزي كه ازهر نظر شرايط مساعدي داشته باشد وكودك را درورود به عرصه زندگي اجتماعي ياري دهد.دانستن ويژگي هاي سني وروحي رواني كودكان نيز براي تنظيم برنامه هاي آموزشي وتربيتي بسيارمهم است . گرچه امروزه مهد كودك هايي هم هست كه به دليل عدم مديريت صحيح وبه كارگماردن مربيان غيرمتخصص ازچنين كارآيي برخوردار نيستند.
خانم بديعي خانه داردرباره دلايل فرستادن پسر سه س

اله اش به مهد مي گويد: من عقيده دارم درمهد كودك مفاهيم وآموزش ها را مطلوب تر وبهتر به بچه ها منتقل مي كنند، كاري كه خود من ازعهده آن برنمي آيم، چراكه روان شناسي كودك را به شكل علمي واصولي نمي دانم .
مريم نظري نيزمي گويد: با اينكه پسر چهارساله ام را مادرم نگه مي دارد اما دوست دارم اوبه مهد برودو ارتباط با بچه هاي ديگر را ياد بگيرد . الآن كه او در خانه است اصلاً نمي تواند با بچه هاي ديگر ارتباط برقرار كند و حتي روش بازي كردن با كودكان ديگر را نمي داند. برخي پدرو مادرها هم رفتن به مهدكودك را در واقع گريز از زندگي آپارتمان نشيني و در يك محيط بسته زندگي كردن مي دانند. آنها بر اين باورند زندگي در آپارتمان هاي كوچك به روح و ج

سم كودكان آسيب مي رساند . در اين ميان واكنش كودكان در زمينه رفتن به مهد متفاوت است. زهرا كشاورزي مي گويد: با اينكه شاغل نيستم و مشكلي براي نگهداري پسرم ندارم ، ولي او خيلي علاقه مند است به مهدكودك برود ، حتي شب ها خواب مي بيند به مهد رفته و صبح وقتي بيدار مي شود مي گويد چرا مرا بيدار نكرديد تا به مهد بروم. اما با توجه به بالا بودن هزينه مهدها امكان اين كه او را به مهد بفرستيم برايمان وجود ندارد.