بررسي وقوع انقلاب اسلامي ايران و تأثير آن در بروز جنگ ايران و عراق

پيشگفتار:
قبل از شروع اصل تحقيق لازم مي‎دانم، شمائي از كل تحقيق‎ام را در اختيار خوانندگان محترم قرار دهم. موضوع تحقيق عبارت است از: «بررسي انقلاب اسلامي و تأثير آن در بروز جنگ ميان ايران و عراق‌» بنابراين همان‎طور كه از موضوع پيداست مي‎خواهيم علل و عوامل بروز جنگ را مورد كنكاش و ديگرخواني قرار دهيم. بنا براين ناگفته پيداست كه هدف از ارا ئه اين تحقيق روشن نمودن برخي نقاط پنهان و جا مانده از انديشه چرايي انقلاب اسلامي و چگونگي بروز جنگ ايران و عراق خواهد بود.

اصولاً جنگ زماني اتفاق مي‎افتد كه اختلافات در بين دو يا چند كشور در سطح بين‎الملل وجود داشته يا پيدا شود بنابراين و قطعاً جنگ در سطح بين‎الملل نمي‎تواند تك علتي يا تك بعدي باشد. موشكافنه ديدن و بررسي كردن عوامل بروز جنگ و اختلافات از اهدافي بود كه محقق فوق سعي در بازشناسي يا پيدا نمودن آنها كرد و به اين تحقيق روي آورد.

همان‎طور كه ملاحظه خواهيد فرمود در برخي از فصول سعي مي‎شود برخي علل و عوامل اصلي را با ديدي كارشناسانه مورد نقد و بررسي قرار گيرند. از آنجايي برخي در مورد چگونگي و انجام وقوع جنگ بر يك نظر مي‎باشند و مهم اينكه بر نظر خود نيز تأكيد دارند، محقق فوق سعي نموده به نظرات متفاوت و همچنين به اثبات علمي هر يك از نظرات فوق بپردازد. اما انگيزه‎ايي كه باعث روي آوردن به اين موضوع و تحقيق گرديد بدين پا شكل گرفته است كه مدت مديدي از شروع و پايان جنگ گذشته است و در اين برهة زماني يا برخي علل و عوامل پيدايش جنگ را فراموش نموده‎اند و يا عده‎اي از چرايي آن اطلاع چنداني ندارند، رساندن اين پيام و منصفانه قضاوت نمودن در مورد آن، انگيزه فوق را پديد آورده است.

بنابراين در موضوع فوق متغير اصلي را «‌انقلاب اسلامي» در نظر گرفته و عواملي مانند: بروز ايدئولوژي، اختلافات ايدئولوژي و مرزي، نقش قدرت‎هاي بزرگ، خلاء قدرت در منطقه و ‎… را كه به متغير اصلي ربط پيدا مي‎نمايند را مورد برسري قرار مي‎دهيم. (رجوع شود به فصول بعد)

تحقيق فوق قطعاً به تنهايي و خودي خود نمي‎توانست شكل بگيرد، بنابراين در جهت انجام آن اساتيد ارجمند و بزرگواري سهم داشته‎اند كه جا دارد از ايشان تشكر و قدرداني نمايم. اساتيد محترمي چون جناب آقاي دكتر ابوالقسام ظاهري استاد محترم دانشكده حقوق و علوم سياسي كرج و قرآن. اساتيد محترم ديگر همچون، جناب آقاي دكتر شفيعي و آقاي دكتر امامزاده فرد و همچنين جا دارد از مجموعة مراكز و كتابخانه‎هايي كه در تهيه و اختيار قرار دادن كتب و مدارك به اينجانب در انجام اين تحقيق ياري رسانيدند مراكزي همچون، كتابخانه

مركزي وزارت امور خارجه، كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، كتابخانه بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي، مركز حفظ آثار جنگ، كتابخانه فرهنگسراي بهمن و همچنين مسئولان و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران و جا دارد از همسر و فرزندم كه در انجام اين تحقيق از اوقات آنها نيز بهره بردم، تشكر و قدرداني بنمايم.

فصل اول: كليات تحقيق
در اين فصل كه به عنوان «كليات تحقيق» نام گرفته است سعي مي‎شود به مباحثي همچون، طرح مسئله (موضوع تحقيق)، هدف تحقيق، اهميت تحقيق، سوالات اصلي و فرعي، فرضيه‎ها، روش تحقيق، مشكلات و موانع تحقيق و در نهايت سازماندهي تحقيق پرداخته شود.
موضوع تحقيق:

«بررسي وقوع انقلاب اسلامي ايران و تأثير آن در بروز جنگ ايران و عراق»
در بيان موضوع تحقيق بايد ابتدا با رويكرد جامعه‎شناسي انقلاب به طرح مسئله بپردازيم، به اين صورت كه «‌يك نوع پيوستگي همه جانبه‎اي بين جنگ و تحولات خشونت‎بار در انواع انقلابها به چشم مي‎خورد كه اين امر در انقلابهاي آمريكا، فرانسه، روسيه و يا حتي انقلاب اسلا مي ايران قابل مشاهده بوده و همچنين بخش قابل توجهي از تاريخ سياسي آن را به خود اختصاص داده است.»

در اين تحقيق در حقيقت اثر متغير مستقل ‌«وقوع انقلاب اسلامي‌» بر متغير وابسته يعني «بروز جنگ ايران و عراق» در نظر قرار گرفته مي‎شود.
در توضيح و تفسير موضوع فوق لازم است تا تعريف و چگونگي بازنمود هر يك از متغيرهاي مستقل و وابسته را به صورت اختصار به شرح رسانده شود.
به طور كل انقلاب اسلامي را به عنوان يك عامل كلي كه در سال ۱۳۵۷ در ايران روي داد در نظر ميگيريم و براي روشن‎تر شدن موضوع «انقلاب» و واژه انقلاب را از نظر مي‎گذرانيم.
انقلاب: اصطلاح انقلاب به دليل همراهي با دگرگوني شديد و ناگهاني، كاربردهاي مختلفي دارد، مانند؛ انقلاب صنعتي، انقلاب سياسي، انقلاب اجتماعي و حتي انقلاب اسلامي معناي انقلاب به طور عمده بر «دگرگوني بنيادين در تمامي قسمتهاي اجتماعي، اخلاقي، اقتصادي بويژه سياسي به نسبت آنچه كه قبلا‌ً بوده اطلاق مي‎شود.»

به طور كلي از اين ميان دو نوع انقلاب اهم از اجتماعي ‌(انقلاب كبير) و سياسي قابل تفكيك مي‎نمايد. يكي از نظريه‎پردازان مي‎نويسد:
‌«انقلاب سياسي با تغيير حكومت بدون تغيير در ساختارهاي اجتماعي همراه است، اما انقلاب اجتماعي عبارت است از انتقال و دگرگوني سريع و اساسي حكومت و ساختارهاي اجتماعي و تحول در ايدئولوژي غالب كشور.»‌

از سوي ديگر انقلاب اسلامي را كه از يك سو، سبب تغيير در اساس و نوع، كويت گرديد و از سوي ديگر به تحول در ايدئولوژي غالب و رسمي كشور و خط‎مشي‎هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و حتي سياسي در ابعاد داخلي و خارجي انجاميد از نظر نويسندگان متخصصو مشهور در شمار انقلاب اجتماعي يا كبير جاي مي‎گيرد.
اما در توضيح متغير وابسته «جنگ ايران و عراق» بايد آن را يكي از حساس‎ترين بخش انقلاب و تاريخ ايران به شمار آورد كه توضيحات فوق در همين بخش و در فصل‎هاي آتي مفصل‎تر به سمع نظر خواهد رسيد.

اهداف و اهميت تحقيق:
از نقطه‎نظر اهداف تحقيق كه همانا شناخت مشكلات و راه‎حل‎هاي آن خواهد بود وليكن آنچه كه مهم است شناخت هر چه بهتر وضعيتي جنگي كه بر ما گذشت مي‎باشد. و اما از اين جهت داراي اهميت است كه موضوع تا حدودي از مبهمي آن كاسته خواهد شد و چراغ كوچكي خواهد بود براي آن دسته از محققيني كه مشتاق تحقيق در اين خصوص مي‎شوند اما همان‎طور كه قبلاً از نظر گذشت «جنگ»‌ اصولاً به وضعيتي اطلاق مي‎شود كه مخاصه و درگيري بر سر موضوع يا مناقشه‎ايي بر موضوعات كلي بين دو يا چند كشور و با يك مدت زمان مشخص دربرگيرد.

در مورد عوامل و پيش‎فرضهائي كه بعضاً جزء عوامل بروز جنگ مي‎توانند باشند عبارتند از: اختلافات مرزي ايران و عراق، خلاء قدرت در منطقه خليج‎فارس، به وجود آمدن اختلافات ايدئولوژيك و همچنين بحران اشغال سفارت آمريكا و وضعيت گروگانگيري و نقش آن و همچنين انقلاب اسلامي ايران.

اما به صورت كلي سوالات و فرضيات كه در اين بين قابل طرح‎اند به قرار ذيل‎اند:
– آيا خلاء قدرت و پيچيدگي آن در خليج‎فارس در بروز جنگ تأثيري داشته است.

– آيا انقلاب اسلامي و بروز آن نقش بسزايي در برقراري جنگ داشته است.
– اختلافات ايدئولوژيك و ظهور آن چه نقش مهمي در بروز جنگ ايران و عراق داشته است.
به طوري كه مي‎توان از سوالات فوق فرضيات خوبي به دست آورد كه مي‎توان آنها را به اين صورت بيان كرد:
فرضيه اول: ايجاد وضعيت ناامني و بحران در منطقه از لحاظ قدرت و وضعيت خليج‎فارس.

فرضيه دوم: انقلاب اسلامي نقش بسزايي در بروز جنگ ميان ايران و عراق داشته است.
فرضيه سوم: ظهور و اختلافات ايدئولوژي نقش بسيار مهمي در بروز جنگ ايران و عراق داشته است.
روش تحقيق و مشكلات و موانع تحقيق:
در اين تحقيق از روش تجزيه و تحليل محتوايي در ارائه تحقيق بهره گرفته شده است و در خصوص تهيه كتب و اسناد و منابع به صورت كتابخانه‎اي عمل گرديده است.
در خصوص مشكلات موجود بر سر راه تحقيق بايد به اين نكته اشاره شود كه عمدتاً با كمبود منابع اصلي و راهنمائي‎هاي مفيد و ارزنده مواجه بوده و چنانچه مكاتباتي وجود داشته باشد به جهت محرمانه بو دن در دسترس نخواهد بود و لذا دسترسي به آنها تقريباً غيرممكن مي‎نمايد و لذا اين محقق تا حد توان بلكه بيش از آن سعي نمود تا در صحت و سقم تحقيق خود تلاش بيشتري مبذول دارد.
همچنين در اين تحقيق كه در هفت فصل ارائه مي‎گردد عمدتاً با اين مطالب آشنا خواهيم شد:
فصل اول:

در اين فصل كه مختص «كليات تحقيق» مي‎باشد با موضوعات مسئله، هدف و اهميت آن، بيان سؤالات كلي و همچنين فرضيات موجود و ‎… آشنا خواهيم شد.

فصل دوم:
در اين فصل سعي مي‎شود به بيان ‌«ديدگاه‎هاي نظري» پرداخته شود كه مختص موضوع تحقيق و متغيرها و برخي علل و عوامل ديگري كه در اين خصوص ممكن است باشد، پرداخته خواهد شد.

فصل سوم:
در فصل سوم با ادبيات و تاريخچه موضوع و پيرامون آن آشنا خواهيم شد و همچنين به بررسي سير فعاليتهاي انجام شده در اين خصوص و زمينه‎هاي آن مي‎پردازيم.
فصل چهارم و فصل پنجم:

كه اين فصول از پراهميت‎ترين بخش تحقيق محسوب مي‎شوند و به بيان فرضيات و بررسي موشكافانه و ديد اصلي نسبت به كل تحقيق اختصاص پيدا مي‎كند. در اين فصل به چگونگي برخورد دو كشور ايران و عراق اشاره خواهد شد همچنين علل و واكنش‎هايي كه در بروز تنش ميان دو كشور بود، اشاره مي‎شود.
فصل ششم:

اين فصل به بيان راهكارها و نتيجه‎گيري و پيشنهادات در خصوص فرضيات عنوان اختصاص يافته است.
فصل آخر، «هفتم»:
فصل آخر نيزبه «‌بيان فهرست منابع» اختصاص داده شده است.

فصل دوم: ديدگاه‎هاي نظري
در اين فصل سعي مي‎شود تا به بررسي و علل عوامل موضوع تحقيق پرداخته شود و ديدگاه‎هاي نظري انديشمندان و صاحب‎نظران را درباره انقلاب‎ها و جنگ‎ها و اصولاً ريشه‎هاي آنها را از نظر بگذرانيم. به طوري كه به موضوع تحقيق و فرضيه‎ها نيز اشاره خواهد شد. ضمناً به دليل حساسيت اين فصل با فصول آينده سعي خواهد شد تا بررسيها به صورت اجمالي صورت پذيرد. همانطور كه قبلاً اشاره رفت موضوع تحقيق عبارت است از: بررسي وقوع انقلاب اسلامي و تأثير آن در بروز جنگ ايران و عراق.
الف‎- مفهوم انقلاب

«انقلاب» در نظر بسياري از اساتيد و تحليل‎گران سياسي عبارت است از:
«نوعي كشمكش همراه با خشونت و نوعي جابه‎جايي در جامعه‎ سياسي و تحت يك رهبري فرهمند و در مقابل اعتراض به ساختار وضعيت موجود جهت به دست آوردن وضعيتي مطلوب‎تر» كوهن در مقابل انقلاب را بدين گونه توضيح مي‎دهد:
«۱- استحاله ارزش يا دگرگوني جامعه، ۲- تغيير در ساختار اجتماعي، ۳- دگرگوني نهادها، ۴- تغييراتي در صورت‎بندي رهبري، ۵- انتقال غيرقانوني يا ضد قانوني قدرت، ۶- حضور يا حاكميت رفتار خشونت‎آميز كه به فروپاشي رژيم مي‎انجامد.

اما در خصوص ساختار انقلاب يا فرايند انقلاب، بايد به چند نكته توجه شود منجمله: ۱- فرايندهاي وحدت بخش يا انسجام‎آفرين، ۲- ستيزه، الف) بين طبقه‎هاي اجتماعي ب) بين دولت‎ها و پ) بين دولت‎ها و طبقه‎هاي اجتماعي، ۳- فرايندهاي بهره‎كشي، ۴- تجارتي كردن فعاليت اقتصادي و ۵- استعمار.
همچنين براي فهم انقلاب نظريه‎هايي كه به جاي عوامل فرهنگي، بر عوامل اجتماعي تكيه مي‎كنند، روي پيوستاري قرار مي‎گيرند كه در يك سوي آن مناسبات ساختاري پايدار رفتار انساني، و سوي ديگر آن، تحولات و رويدادهاي كوتاه مدت رفتار انساني قرار دارد.

به عبارت ديگر، يك طرف آن «‌كنش اجتماعي» و طرف ديگر آن «كارگزاري اجتماعي» جاي دارد.
هانا آرنت انقلاب را يك داستان كاملاً نو كه هر چيز آن منجمله تمام موارد و مضامينش جديد است مي‎داند.
ب‎- جنگ و انقلاب
«جنگ» در حقيقت يك مفهوم مبهم است و تعريف مشخصي را نمي‎تواند برتابد در واقع جنگ يكي از پيچيده و مرموزترين پديده اجتماع است.
بسياري از انديشمندان و نظريه‎پردازان انقلابها بر اين عقيده‎اند كه جنگ «منازعه گروه مشخصي از انسانها يا مردم و دولتهاي مشخص برعليه يك گروه متجانس ديگر» مي‎باشد . با توجه به بيان مفهوم جنگ، جنگ مي‎تواند يك مسئله محوري باشد اما آنچه كه در اين بين مهم مي‎باشد جنگ يا وجود خود جنگ نيست بلكه عوامل و ريشه‎هاي بوجود آورنده آن مدنظر قرار مي‎گيرند. اما آنچه كه امروزه مشخص گرديده و در جامعه‎شناسي جنگ نيز اثبات گرديده است، اين است كه براي منازعه يا جنگ نمي‎توان ريشه واحدي را مشخص كرد و اصولاً بررسي

جنگ به صورت يك بعدي و تك سببي دور از واقعيت شمرده مي‎شود. به عبارتي ديگر ريشه‎ها و عوامل جنگ متعددند، اگرچه در اين بين نيز محققان و دانشمندان رشته علوم سياسي وجود داشته‎اند و دارند كه جنگ را به صورت تك علتي مورد بررسي قرار داده‎اند و حتي برخي از آنها به نتايجي تك علتي دست پيدا كرده‎اند. اين نتايج مي‎تواند از قبيل پيشرفت‎هاي تسليحاتي دست يافتن به تكنولوژي انرژي هسته‎اي، رقابت در تجارت اقتصادي ‎- سياسي و غيره باشد.

در همين خصوص «رايت» ، همچنين اشاره مي‎دارد كه «يك جنگ، حاصل وضعيت مطلقي است كه تقريباً دربرگيرنده تمامي آن چيزهائي است كه تا زمان شروع آن بر نژاد بشر گذشته است.» و كارل لويچ ادامه مي‎دهد «هر جا در هر يك از سطوح فرهنگ ارزشها، نهاد سياسي، تكنولوژي تغيير عمده‎اي رخ مي‎دهد و مكانيسم قديمي تعديل و تحت فشار قرار مي‎گيرد. بدين صورت هر تغيير عمده رواني، اجتماعي و سياسي، خطر وقوع جنگ را افزايش مي‎دهد مگر اينكه تعديلات سياسي، فرهنگي آن را متوازن سازد.»

همين‎طور يك انديشمند بزرگ را آفريننده تاريخ مي‎داند چرا كه مراحل مهم حوادث را از هم جدا مي‎كند به طوري كه اكثر تمدنهاي بشري يا در اثر بروز جنگ از بين رفته‎اند و يا بر اثر جنگ پديدار گشته‎اند.
انسان‎شناسان و جامعه‎شناسان جنگ را بيشتر به شرايط اجتماعي و ساختارها مي‎دانند تا معلول‎ كنش‎هاي زيستي انسانها. به طوري كه برخي از صاحب‎نظران بر اين عقيده‎اند كه غالب موارد اقدامات خشونت‎بار در نتيجه لزومات قراردادي سنتي و ايدئولوژيك محض‎اند.

اما نظرية ديگري كه دربارة شروع جنگ مطرح مي‎شود اين است كه تفاوتهاي اساسي قومي، مذهبي و فرهنگي با ايدئولوژيكي وجود داشته، باعث بروز جنگ مي‎شود.
انقلاب اسلامي نظرية مذكور را در تحليل انقلاب نارسا دانست و گفت: «اگر در دنيا تنها يك انقلاب موجود باشد كه آگاهانه ساخته شده است آن انقلاب، انقلاب ايران است.»‌
همان‎طوري كه قبلاً نيز اشاره گرديد، «انقلاب از هانا ارنت يك داستان و قصه كاملاً جديدي است كه تمام اجزايش اعم از مفاهيم و كلمات آن نو خواهد بود.»
حال با چنين توضيحاتي و جهت روشن‎تر شدن بحث به صفحه داخلي جامعه و نحوه برخورداري از انقلاب اشاره مختصري خواهد شد.

كرين برينتون در كتاب كالبدشكافي چهار انقلاب از انقلابات پيش آمده الگويي اتخاذ مي‎نمايد و آن را به ديگر انقلابها تعميم مي‎دهد. وي اينگونه استدلال مي‎نمايد كه چگونگي انقلاب از سه مرحله عبور مي‎نمايد: ۱- انقلاب افراطيون، ۲- انقلاب ميانه‎روها، ۳- انقلاب با وضعيت هراس و ترس و يا دوران ترميدور.
و بدين صورت به چگونگي بازنمود هر يك از دوران‎هاي فوق مي‎پردازد.

انقلاب در دوران ميانه‎روها شكل گرفته كه در حقيقت آنها (ميانه‎روها) نسبت به تجديد بناي اقتصادي و اجتماعي بي‎اعتنا هستند و لذا به زودي زمان كار اين عده به پايان مي‎رسد و لذا با پايان كار در اين مقطع ما مي‎خواهيم اين نكته را بدانيم كه جنگ و عوامل بروز آن چه رابطه‎ايي با بروز انقلاب و يا برعكس و در نتيجه اين عوامل چه نقشي در جنگ ميان دو كشور ايران و عراق دارد. از اين‎رو سعي شده تا فرضيات و سوالات اصلي ‎- فرعي نيز از همين استدلالات اقتباس شوند در حقيقت فرضيه‎ها و سوالات اين بخش را مي‎سازند و اين بخش مكمل نظرات خواهد بود.
قبل از اينكه وارد بحث اصلي بشويم لازم است تا به چند نظريه ديگر در خصوص بروز انقلاب و عمدتاً نتايج وقوع انقلاب در داخل كشوري و چگونگي برخورد افكار عمومي با وقايع پيش آمده اشاره شود.
«تدا اسكاچ پل‌» در كتاب خود به عنوان «دولت‎ها و انقلاب‎هاي اجتماعي» در سال ۱۹۷۹ م با رد ارادي بودن وقوع انقلاب، تفسير انقلاب را تنها مبتني بر عوامل ساختاري و از پيش تعيين شده مي‎دانست و نقش انقلابيان در گسترش ايدئولوژي خود و موفقيت آن‎ها در اين زمينه را انكار مي‎كرد.
وي بر اين اعتقاد بود كه انقلاب‎ها ساخته نمي‎شوند بلكه به وجود مي‎آيند.

اما اسكاچ پل در جايي ديگر، با توجه به آشكار بودن نقش اراده، آگاهي، رهبر و انديشه در اين عده، دوران حكومت و روي كار آمدن افراطيون شروع مي‎شود و لذا وي اينگونه برداشت مي‎كند كه بيشتر انقلاب‎ها با نام اين دسته (افراطيون) و با توجه به ويژگي‎ها و علائق اين عده به ديگر جهان شناخته مي‎شوند.

جهت بهتر روشن شدن موضع داخلي انقلاب بايد اينگونه گفت كه بعد از انقلاب در داخل جامعه بايد با دو گروه به مبارزه پرداخت. گروه اول كساني هستند كه با رژيم سابق وابستگي داشته‎اند و در حال حاضر ديگر آن وابستگي را ندارند و در نتيجه از منافع خودشان بي‎نصيب گشته‎اند در نتيجه به دخالت با انقلاب و دولت مي‎پردازند و از جمله اين عده همان گروه سلطنت‎طلب يا گذشته‎خواه هستند. اما گروه دوم دسته‎اي هستند كه در بروز انقلاب و روي كار آمدن آن حتي دست به فعاليتهايي زده‎اند ولكن بعداز انقلاب سعي در به ثمر رساندن ايده‎ها و آرمان‎هاي شخصي يا گروهي خود دارند.

در خصوص سير تاريخي بروز جنگ و انقلاب در جهان بايد گفت عمدتاً انقلابها كه يا به صورت‎هاي بورژوازي و يا ليبرالي و يا به صورت انقلابهاي آربستوكرامي بوده كه در سده‎هاي قرن بيستم با پيشرفت علوم در همه زمينه‎ها بخصوص صنعتي حتي انقلابها و سير تكويني آنها از حالت گذشته كشاورزي و اجتماعي خارج شده و به صورت انقلابهاي صنعتي نمود پيدا كرده‎اند.

در حقيقت منظور از بروز انقلاب و شكل‎دهي آن به جنگ ميان دو كشور و يا اصطلاحاً «جنگ خارجي» مي‎تواند رابطه‎اي وجود داشته باشد. بدين صورت كه انقلاب در يك جامعه‎اي با يك بينش خاص خود در آن جامعه رخ مي‎دهد و لذا ترويج و گسترش اين ايدئولوژي به كشورهاي ديگر مخصوصا‌ً همسايه با مخالفت و روبه‎رو شدن و برخوردهايي مواجه خواهد بود و لذا بروز انقلاب نيز مي‎تواند يكي از آيتم‎هايي بوده ‎باشد كه به جنگ ميان دو كشور و بروز آن كمك مي‎نمايد.
اما ديگر سخن در خصوص نوع و عوامل جنگ مي‎باشد.

جنگ‎ها عمدتاً به چند دسته تقسيم‎بندي شده‎اند كه به صورت مختصر به شرح گزيده‎اي از آنها پرداخته خواهد شد :
۱- جنگ‎هاي ابتدايي و ۲- جنگ‎هاي مدرن.
۱- جنگ‎هاي ابتدايي: كه داراي ويژگي‎هايي همچون درگيري و منازعه دسته‎جمعي و با وسايل ابتدايي بوده است. منشاء و سرچشمه اوليه در اين گونه جنگها ‌«بدويت»‌ در ويژگي‎هاي ساختاري گروه‎هاي اجتماعي مي‎باشد.

۲- جنگ‎هاي مدرن: كه اين‎گونه از جنگها در قرون جديد و معاصر كه با پيشرفت علوم، تعاملات خصمانه برخي دولتها و پيشرفت تكنولوژي همراه مي‎باشد و همچنين استفاده از سلاحها و وسايل جنگي مدرن مثلاً از قبيل سلاح‎هاي اتمي مي‎باشد.
در خصوص جنگ ؟؟ بروز انقلابات مختلف مي‏توان اينگونه عنوان نمود كه تغييرات در مناسبات سياسي ‎- اقتصادي و اجتماعي كه تحت تأثير انقلابات بورژوازي و روند صنعتي شدن به وجود آمدند، دستخوش تحولات عميقي گشت بخصوص پويائي بعد تكنيكي – اقتصادي باعث شده است تا جنگ از وضعيت و مرحله، ‎I كشاورزي، صنايع دستي به ‎II مرحله ماشيني و صنعتي و بالاخره از اين مرحله به ‎III دوره خاص علمي ‎- تكنيكي وارد شود.

جنگهاي انقلابي دهه‎هاي بعد از جنگ دوم شواهدي بر اين مدعا هستند كه در هر مرحله انواع گوناگوني از عليات استراتژيك را مي‎توان اعمال نمود.
اينك كه نوع و رابطه هر يك از متغيرها و تاريخچه هر يك روشن گرديد به موضوع اصلي تحقيق پرداخته خواهد شد تا بهتر روشن شود كه حتي هر يك از آيتمهاي گفته شده (انقلاب ‎- جنگ) به تنهايي عامل شكل‎گيري جنگ نيست و يا اين سوال كه پس چه عامل ديگري مي‎تواند در بروز جنگ دخالت داشته باشد.
در فصل بعدي سعي نموده‎ام تا چند نظر و زمينه را در مورد بروز جنگ مورد كنكاش قرار دهم و سعي شده تا چارچوب‎هاي تحولات منطقه‎اي و داخلي را در بروز جنگ ايران و عراق مورد بررسي قرار گيرد.

فصل سوم: ادبيات و تاريخچه موضوع تحقيق
در خصوص تاريخچه و گذشته موضوع تحقيق بايد گفت تحقيقات بسياري صورت پذيرفته است. اما آنچه كه در اين بين و اين فصل بيان مي‎شود اندكي فرق دارد در گذشته محققان سعي در چگونگي و روشن نمودن محتوا و روابط طرفين متخاصم نموده بودند وليكن بر صورتها و رويكردهاي متفاتي، و از مناظر خاص خود، به اين قضايا توجه نموده بودند.
در اين تحقيق نيز سعي شده به صورت مختصر و با بياني ساده چگونگي انجام جنگ و علل و عوامل آن را با توجه به موقعيت زماني و مكاني و بازتاب آن در دوران‎هاي بعدي به سمع برساند.

تا قبل از شروع جنگ يعني شهريور ۱۳۵۹ قطعاً هيچ‎گونه تحقيقي نمي‎توانسته در جهت جنگ انجام شده باشد و حتي بعد از شروع جنگ تا سال‎هاي اوليه قدر مسلم آنچه كه مورد توجه هر محققي قرار مي‎گرفت به نوع روابط و عوامل قبلي دو كشور ‎- ايران و عراق ‎- و چگونگي تاريخچه آن دو مربوط مي‎شده است.
اينك سعي مي‎شود در اين تحقيق نيز به صورت پله‎ايي ولي نگاهي گذرا به چگونگي اين اختلافات و عمدتاً بروز اين اختلافات و عواملي كه باعث دوري دو كشور گرديد، اشاره‎اي كوتاه شود.

يكي از اين مسائل كه همواره مورد اختلاف بود نوع تسلط و احاطه بر رودخانه شط‎العرب و اروندرود بود. عراق همواره در صدد دستيابي به تمامي اين رود بزرگ و جداسازي آن حتي قسمتهايي كه در خاك ايران بود نيز اقداماتي انجام مي‎داد كه در نهايت منجر به عقد قرارداد ۱۹۵۷ گرديد.
حال جهت تبيين بهتر تحقيق به اهم نظراتي كه در خصوص علت شروع جنگ ميان گرديده است پرداخته مي‎شود تا با سير تاريخي ديدگاه‎ها نيز آشنا شود بديهي است نظرات فوق سعي گرديده از موضوع تحقيق اقتباس گردد و تا حدودي نيز به فصل بعدي كنك نمايد و تا حدودي نيز بتوان به اهداف جنگ و علل آن پرداخت. با اين توصيف نظرات عبارتند از:
۱- اختلافات ايدئولوژيك

۲- اختلاف و ديدگاه‎هاي مرزي بين ايران و عراق
۳- وقوع انقلاب اسلامي
اما آنچه كه بايد در اين قسمت نيز به آن اشاره شود اهداف و كميتهاي دو طرف جنگ مي‎باشد كه از خود اين اهداف مي‎توان نظريه‎هاي بالا را بهتر تدوين نمود. اما اين اهداف به قرار زير است:
۱- جايگزين شدن در خلاء قدرت ايجاد شده مخصوصاً در خليج‎فارس
۲- از بين بردن نفوذ روحيه انقلابي در خارج از ايران و تضعيف ايران
اينك به بررسي و از منظر تاريخي نگاهي كوتاه به هر يك از نظرات فوق‎الذكر و همچنين اهداف مشخص شده مي‎اندازيم؛