بررسي ويژگيهاي اجتماعي مصرف كنندگان مواد مخدر

مقدمه :
الف – بيان مسئله
ب – طرح مسئله
پ – سوالات تحقيق
ت – اهداف تحقيق
ث – اهميت موضوع
ج – بيان مفاهيم

مقدمه :
در اين تحقيق به بررسي ويژگيهاي اجتماعي مصرف كنندگان مواد مخدر پرداخته ايم . و از آنجايي كه موضوع اعتياد يكي از دغدعه هاي ذهني محقق بود و در طي دوره كارورزي بطور عميق با فضاي زندگي افراد معتاد آشنا شده است پس نياز به بررسي همه جانبه فضاي اجتماعي پيرامون شخص معتاد مطرح شد . از آنجايي كه اعتياد يكي از معضلات اصلي رو به گسترش در جامعه ما است به طور ملموس همه روزه با پي آمدها ، عوارض ، ناهنجاريهاي ناشي از آن روبرو هستيم پس بر آن شدم تا به طور علمي اين مشكلات را بررسي كنم . در اين تحقيق جامعه آماري ، شامل افراد معتاد ترك اعتياد كرده در تهران مي باشد و در آن از روش مشاهده ، مصاحبه ، بررسي اسناد و مشاركت استفاده شده است . اطلاعات حاصل از اين روشهاي گردآوري شده و اين اطلاعات را در فصل چهارم به طور مسبوط ملاحظه مي كنيد . اين پژوهش در اسفند ماه ۱۳۸۵ تا پايان مرداد ۱۳۸۶ در تهران انجام شد .

 

الف ) بيان مسئله :
– ايده آغازين :
يك روز بعد از تعطيلات نوروز استاد در سر كلاس اين موضوع را مطرح كرد كه شما درباره ي گروه Na چه مي دانيد ، چه گروهي هستند چه اقداماتي را انجام مي دهند من در آن زمان كارورزي كار با گروه را انتخاب كرده بودم ولي هنوز محل كارورزي ام مشخص نبود وقتي استاد بيشتر راجع به اين گروه توضيح داد و گفت كه چه كارايي را انجام مي دهند راغب شدم كه كارورزي كار با گروه را به مطالعه و بررسي اين گروه اختصاص دهم .

و در جلسات گروه شركت كردم و كلاً با اين گروه آشنا شدم . (NA گروه معتادان گمنام است ) طي اين جلسات با گروه بيشتر آشنا شد و راجع به آنها اطلاعات كسب كردم و به شيوه عمل گروهي به قوانين كار با گروه آنان اشراف پيدا كردم روابط ما آنقدر گسترده شد .

كه استاد قرار ملاقات را با چندين تن از اعضاي گروه NA را تنظيم كردند و ما رو در رو با آن افراد ترك اعتياد كرده بودند مصاحبه كرديم و اطلاعات بيشتري كسب كرديم و اين آشنايي باعث شد كه من كارورزي كار با جامعه خود را نيز با آن گروه ادامه دهم و بعد از آن هم به دليل علاقه مندي به مشكلات معتادان و شناخت تأثير آنان در زندگي اجتماعي موضوع پايان نامه خود را نيز درباره ي افراد معتاد انتخاب كردم چون امروزه در خانه اي نيست كه حداقل يك فرد معتاد نباشد و يا آمار و ارقامي كه راجع به اعتياد جوانان و نوجوانان چاپ مي‌شد و تصوير دردناكي از مشكلات اجتماعي را نشان مي دهد.

در كشور رو به توسعه ايران كه هنوز از صنعتي شدن و رفاه و آسايش اجتماعي چيزي نديده است و دچارگذار و بي هنجاري ناشي از تغيير جامعه سنتي به شكل در هم ريخته كنوني است ، اضافه شدن مشكلاتي مانند اعتياد ، ايدز ناشي از آن و ساير مسايل اجتماعي ضرورت اين پرسش بيشتر مطرح شد.
چه ويژگي های اجتماعي مصرف كنندگان مواد مخدر دارند .

 

ب ) طرح مسئله :
امروزه مشكل اعتياد به عنوان پديده مهلك و مخرب كه نتايجش مي‌تواند اثرات بسيار سويي در زمينه هاي اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي جامعه داشته باشد . و معمولاً‌ گروهي كه در برابر اين پديده مهلك و خطرناك بيش از ساير گروهها آسيب پذير است همانا در گروه جوانان يك جامعه مي باشد . علل گرايش جوانان به مصرف نا به جاي مواد مخدر و داروهاي اعتياد آور ممكن است انگيزه‌هاي گوناگوني داشته باشد و از فرهنگ ديگر و از كشوري به كشور ديگر تفاوت كند . در حال حاضر نزديك به يك ميليون و دويست هزار نفر معتاد در كشور وجود دارد ( نشريه مبارزه با مواد مخدر ۱۳۷۶ ) كه به صورت دائمي مصرف كننده مواد مخدر مي باشند و هشتصد هزار نفر به صورت تفننی مصرف كننده موادمخدری می باشند

اگر به طور متوسط هر خانواده را ۵ نفر در نظر بگيريم و در دو ميليون نفر معتاد ضرب كنيم حدود ده ميليون نفر در جامعه ما درگير با مواد مخدر و اعتياد مي باشند.
ميدانيم كه چگونه يك فرد تحت تأثير عوامل محيطي ، ويژگيهاي خاصي پيدا مي‌كند و تغيير رفتار ، گفتار و اعمال فرد اگر نگوئيم نا ممكن بسيار مشكل است و حتي در اثر ترك آن شرايط و محيط پس از گذشت سالهاي آن ويژگي و اثرات محيط در فرد تداوم دارد و اهميت توجه به جوان و اعتياد و خطاهايي كه از او صادر مي گردد تا حدودي روشن مي شود .
اگر ما به خطاي يك جوان كه چندان مهم هم نباشد با دقت و تأمل توجه نكنيم و بگونه اي او را نسبت به خطايي كه مرتكب شده آگاه نگردانيم راه را براي ارتكاب خطاهاي بزرگتر و اعتياد هولناك تري باز كرده ايم البته بسياري از رفتارهاي اعتيادزا كه اكنون از ناحيه جوان صادر مي گردد بعلت ناآگاهي و عدم شناخت صحيح جوان از عواقب و نتايج انحراف پديد مي‌آيد كه منجر به استفاده از مواد مخدر كه عدم آگاهي عمومي محيط اين امر را تقويت مي كند اهميت توجه به اعتياد جوانان از اين جهت نيز قابل بررسي است جواني كه امروزه مرتكب استفاده از مواد مخدر مي شود .
بي شك در سنين بالاتر بي باكانه مرتكب جنايتهاي بزرگتر مي شود و با تجاربي كه در ا ين زمينه مرتكب كرده و آلوده تر شده ، شرايط خطرناك مي شود و ضرورت آن نيز از آن جهت است كه جوانان در حال گذر از اين مرحله هستند و در آينده نزديك ديگر انرژي و توان را ندارند تا در جهت پويايي زندگي خويش و بقا و پويايي جامعه قابل استفاده و بهربرداري قرار دهند بنابر اين با توجه به اهميت گذر زمان و بزرگي و پيشرفت مسئله اعتياد پيشگيري از اين امر مهم و بسيار ضروري به نظر مي رسد .
برخي از شواهد تربيتي و روانشناسي حاكي از آن است كه تربيت خانوادگي و فقدان نظام اجتماعي نهاد خانواده و ناكارآمدي برخي والدين اجتماع ‌پذيريهاي ناشايسته از سوي دوستان و همسالان و عوامل نامطلوب ديگر جلو ارتقاء ، سطح كيفي ، تعليم و تربيت فرزندان جوامع اجتماع را گرفته و گاهي چنان سد راه كرده كه اين جوان نو پا از حركت مطلوب بازداشته است و به سوي انحراف و كجروي روي آورده در پي افراد در سوء استفاده از مواد در برآيد مواد مخدر بر اندام نيروي انساني پويا و فعال جامعه اثر نامطلوب دارد كه نهايتاً استفاده مستمر علاوه بر نابود شخص ، به تخريب اقتصاد ، اجتماع ، اضمحلال فرهنگ و توسعه سقوط و انقراض هويت ملت و مملكت خواهد انجاميد. معايب و مضرات اعتياد علي الخصوص در جوانان بر كسي پوشيده نيست شيوع و گسترش مواد مخدر در ميان نسل جوان و جواني كه سرمايه انساني كشور را تشكيل مي دهد مانع رشد و يا پيشرفت و توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كشور گشته و دور باطل توسعه نيافتگي را پديد مي آورد
به طور كلي مسئله اعتياد به قدری گسترده است كه نه فقط تمامي جنبه هاي زندگي بشر بلكه اركان هستي و شخصيت خانوادگي ، اجتماعي اقتصادي و فرهنگي را تحت شعاع قرار داده آسيب هاي بسيار جدي اعم از طلاق ، متواري شدن كودكان از خانواده ، افسردگي ، انواع بيماريهاي به ويژه ايدز و دهها نوع آسيب ديگر را پديد آورده از طرف ديگر انسان هميشه نوع گرا بوده و ذاتاً طالب تنوع ترقي و بديع گرايي است اين خصوصيات اساس پيشرفت انسان را تشكيل داده و به توسعه و تكامل در نهايت به زندگي سعادتمندانه خواهد انجاميد اما اعتياد به عنوان مهم ترين مانع و آفت و عامل انحطاط در مقابل اين ترقي و پيشرفت قرار داد جامعه را از داخل ميان پوچ و ساكن در نهايت ساقط مي نمايد اين جامعه نه اينكه به توسعه پيشرفت نمي‌رسد بلكه نابود نيز خواهد شد .

فقر پديده اجتماعي و رابطه آن با اعتياد :
با كمال تأسف ديده شده كه بيشترين معتادان هر جامعه را افراد فقير تشكيل مي دهند مثلاً افرادي كه در مرحله هاي شلوغ و پر جمعيت شهرهاي صنعتي و تجاري زندگي مي كنند .
بيشترين درصد معتادان در شهر تهران هستند . البته نمي توان گفت بين فقر و اعتياد رابطه مستقيم وجود دارد چون در هر جامعه عده زيادي از مردم فقيرند ولي معتاد نيستند علتهايي كه اين افراد را به اين راه مي كشانند يكي محروميت هاي ناشي از فقر است كه تنها راه فرار از اين ناراحتي ها را مصرف مواد مخدر مي داند عامل ديگر اينكه توليد كنندگان سعي مي كنند عوامل توزيع را از اينگونه افراد انتخاب كنند.

چون اولاً علت فقر ، تخصص و حرفه اي ندارند و در نتيجه بازاركارشان بي رونق است . عوامل توليد سعي مي كند اول آنان را معتاد مي كنند و بعد از آنان براي فروش مواد مخدر استفاده نمايند چون كاري از بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عين حال به تخصص هم نياز ندارند . و بعد از مدتي فروش و توزيع براي شناخت ناشي از فقر آموزشي كه خود از فقر خانوادگي ناشي مي شود علت ديگري براي كشش در اين راه است چون خوشبختانه بين ميزان آگاهي و شناخت يا حدود تحصيلات و اعتياد مردم رابطه معكوس وجود دارد . هنوز هم درصد افراد تحصيل كرده معتاد به قدري پايين است كه از لحاظ آماري چشمگير نيست ميزان آموزش در مورد ديگر انحراف اجتماعي هم همين نتيجه را دارد .

 

عوامل اجتماعي و رابطه آن با اعتياد :
۱ – در دسترس بودن مواد مخدر :
يكي از مهم ترين عوامل اعتياد است چون چيزي به آساني در اختيار دارد گرايش به آن آسان تر صورت مي پذيرد .
۲– نابرابريهايي اقتصادي و اجتماعي :

اختلافات طبقاتي در هر جامعه بي ايماني بيشترين افراد آن جامعه نسبت به شرايط موجود منتهي مي شود و همين بي ايماني نسبت به شناخت اجتماعي در گرايش به اعتياد تأثير بسزايي دارد . تا شكاف و فاصله طبقاتي كم شود اعتياد در جامعه كاهش نخواهد يافت .
۳ – تسلط گروههاي اقليت نژادي :

در جامعه اي كه اقليت حاكم بر اكثريت افراد جامعه به صورت يك پديده اجتماعي درآمده باشد و گروه اكثريت قدرت مقابله با آنان را نداشته باشند در مقابله با اين بي عدالتي نمي توانند بي تفاوت بنشيند و اگر مردم ايمان قوي نداشته و يا ايدئولوژي خاصي در آن جامعه ، براي تغيير وضع موجود نباشد براي رهايي از اين محروميت هاي اقتصادي و اجتماعي ممكن است به مواد مخدر روي آورد و تا مدتي خود را از واقعيت هاي تلخ اين جهان دور نگه دارد بديهي است تكرار اين عمل به اعتياد منجر مي شود .

۴ – بيكاري :
به عنوان يك پديده اجتماعي زمينه مسائدي براي انحراف به ويژه اعتياد است افراد بيكار چون بيشترين اوقات خود را در قهوه خانه ها يا تريا ها مي گذرانند و اين گونه اماكن بهترين و مناسب ترين جا براي فروش و مصرف مواد مخدر است .

در نتيجه براي گرايش و كشش به طرف اعتياد عامل مساعدي به شمار مي آيند كه در اصل از بيكاري مردم ناشي مي شود زيرا يكي از مواردي كه در هنگام تحقيق ، نظر مرا جلب كرد وجود اين قبيل اماكن عمومي براي مصرف مواد مخدر بود .

عوامل متعددي در اتيولوژي سوء مصرف و اعتياد مؤثر هستند كه در تعامل با يكديگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتياد مي شود اين عوامل داراي تقسيمات است به شرح زير :

عواملي كه مربوط به خود فرد است :
عبارتند از : كمبود اعتماد به نفس ، تمايل به اعمال زشت و خلاف ، ناراحتي هاي رواني ( اسكيزوفرنيا ، فوبي ، مانيا ، افسردگي اساسي ، اختلالات شخصيت اجتماعي ) درد يا بيماريهاي جسمي ، نظر مثبت به مصرف مواد داشتن ، زمينه ارثي ، مورد خشونت قرا رگرفتن و وضعيت بد تحصيلي و ….
– عواملي كه مربوط به خانواده فرد و اطرافيان است :

عبارتند از : مصرف مواد توسط افراد خانواده ، رها كردن فرزند به حال خود ، تشنج و درگيري در خانواده دوستان معتاد ، طرد شدن از سوي معلمين ، دسترسي آسان به مواد و فشارهاي ناشي از محيط .

حال براي آنكه بخواهيم رابطه نوع ماده مخدر و گرايش به آن را بدانيم بايد انواع مواد را بشناسيم يا كه در اينجا فقط اشاره اي به انواع مواد مي شود و در فصلهاي بعدي به طور مفصل به شرح آن خواهم پرداخت ۰

مواد توان افزا : كه به نام محرك زا نيز معروفند :
آمفتامين ، كوكائين ، خات ، گياه كوكا ، كراك .

مواد سستي زا يا مخدر :
گياه خشخاش ، ترياك ، سوخته ترياك ، شيوه ترياك ، مرفين ، هروئين
مواد توهم زا :
گياه شاهدانه ، كراس ، بنگ ، چرس ، حشيش ، ماري جوانا ، ال اس ري
داروه هاي مسكن ، خواب آور و آرام بخشها :
پاربيتوراتها ، بنزوديازپام
حال كه انواع مواد مخدر را شناختيم به اين نكته نيز اشاره مي كنم كه نحوه مصرف هر يك از اين مواد متفاوت است .
به طور كلي چند روش مصرف وجود دارد كه عبارتند از :

تزريق ، خوردن ، تدخين ، استنشاق . حال كه انواع مواد را شناختيم مي توانيم بگويم كه مواد مخدر تنها مربوط يك قشر خاصي نمي باشد بلكه همه افراد چه در قشر بالاي اجتماعي چه در قشر متوسط اجتماع و چه در قشر پايين اجتماع احتمال مي رود كه گرايش به مواد مخدر را داشته باشد.
يعني در اين سه طبقه افراد مي توانند به صورت دائمي يا تفنني از ماده استفاده كنند ، اگر از مصرف كنندگان ماده مخدر بپرسيم كه شد گرايش به مواد مخدر پيدا كرديد هر كدام عاملهاي مختلفي را در زندگي مؤثر به گرايش به اعتياد مي دانند . امروز با توجه به گستردگي مواد مخدر جوانان اكثر گرايش به اين دارند كه بيشتر از مواد صنعتي استفاده كنند چون نحوه ي مصرف كردن آن نيز راحت است و ابزار زيادي نياز ندارد .
پ ) سوالات تحقيق :

۱- انواع مواد مخدر چيست ؟
۲ – مشكلات اقتصادي افراد درگير با مواد مخدر چيست ؟
۳ – مشكلات اجتماعي افراد درگير با مواد مخدر چيست ؟

۴ – مشكلات فرهنگي افراد درگير با مواد مخدر چيست ؟
ت) اهداف تحقيق :
۱- بررسي و شناخت انواع مواد مخدر .

۳- بررسي مشكلات اجتمادي افراد درگير با مواد مخدر .
۴ – بررسي مشكلات فرهنگي افراد درگير با مواد مخدر .
ث) اهميت موضوع :
در بررسي تاريخ بشري شايد كمتر كشوري را بتوان يافت كه با مسائل مربوط به مواد مخدر دست به گريبان نبوده و شايد بتوان گفت مواد مخدر همزاد بشر در اين جهان يافت شده و امروزه غالب كشوري جهان بنحوي از آنجا با اين آفت اجتماعي مواجه مي باشند در زمان ما مسئله مواد مخدر مشكل مخاطره آميز و كاملاً پيچيده به خود گرفته و در عين حال گسترش جهاني يافته است .

مشكلات اجتماعي ناشي از آن ، گريبانگير همه افراد جامعه مي شود بطوريكه اعتياد به مواد مخدر علاوه بر زيان هاي جدي و خطرناك جسمي از قبيل ابتلاء به بيماريهاي عفوني واگير دار همچون ايدز ، هپاتيت ، سل عوارض و مشكلات عديده ي اجتماعي و اقتصادي از قبيل افزايش جرمهاي مرتبط با مواد مخدر همچون جنايت و سرقت ، فقر تكدي گري و …. هدر رفتن سرمايه هاي كلان مادي كشور را به دنبال داشته است كشور ما داراي جمعيتي جوان است . موقعيت استراتژيك ايران و قرارگيري آن در كنار كشورهايي همچون افغانستان و پاكستان كه جزء و توليدكنندگان عمده مواد مخدر بوده و از طرفي ديگر مسئله ي ترانزيت و عبور مواد مخدر به جهت ويژگي هاي خاص منطقه اي از كشور ما يك مسير مناسب جهت قاچاق مواد مخدر فراهم ساخته كه اين باعث رشد روز افزون مصرف داخلي آن شده است پس از پيروزي انقلاب اسلامي علي رغم تلاش بي وقفه نظام مقدس اسلامي كشورمان و تقديم بيش از ۲۷۰۰ نفر شهيد از نيروي انتظامي و نظامي اين روند رو به رشد بوده و در نتيجه آمار معتاديان و نيز عوارض ناشي از اعتياد فراوان افزايش داشته است .

ج) بيان مفاهيم :

اعتياد : عبارت است از وابستگي به موادي كه تكرار مصرف آن با كميت مشخص و در زمانهاي معين از نظر مصرف كننده ضروري بوده داراي ويژگيهاي زير است :
– ايجاد وابستگي جسمي : حالتي است كه پس از مصرف مكرر در شخص ايجاد مي شود در صورت عدم مصرف يا خنثي شدن اثر آن ماده ، شخص دچار اختلالات شديد جسمي نظير پا درد آب ريزش بيني ، درد هاي شديد استخواني ، بيقراري ، دل پيچه و نظاير آن مي شود . اين وابستگي پايه ي اساسي براي وابستگي فكري است . به عبارت شرطي شدن به مصرف آن ماده نيز محسوب مي شود .
– ايجاد وابستگي فكري :
ايجاد حالتي است كه شخص پس از مصرف ماده ي ماده مورد مورد نظر احساس رضايت و نوعي اقناع شدن مي كند ، علاوه بر آن ، اين حالت ميل فراواني نسبت به مصرف مجدد در شخص به وجود مي آورد . در واقع اين حالت به گونه اي شرطي شدن است كه فرد عملاً در مي يابد كه در موقع ناراحتي ، مصرف آن ماده همراه با رفع ناراحتي بوده است در اين نوع وابستگي مصرف كننده علاوه بر ماده مصرفي به شرايط محيط و آدابي كه ويژه افراد مزبور است نيز وابسته مي شود .
اين آداب و رفتارهاي خاص در شكل بخشيدن بر حالتهاي مصرف كننده اثر مي گذارد . براي تعلق داشتن به گروه و اين پاره فرهنگ ، مصرف كننده فقط ماده مزبور را مصرف نمي كند ، بلكه بايد درك خود را از مصرف آن ماده طبق فرهنگ موجود منطبق سازد .
– پيدايش پديده ي تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفي :
نشانه آن ايجاد جريان تخفيف و كاهش در واكنشهاي جسمي خود نسبت به مقدار معيني از آن ماده است .
در نتيجه اگر مصرف كننده بخواهد همان اثرات قلبي را داشته باشد ، بايد مقدار بيشتري از آن ماده مصرف كند .
– بدست آوردن ماده مورد نياز به هر شكل و از هر طريق .
– تأثير مخرب بر مصرف كننده ، خانواده ، و جامعه .
اعتياد طبق تعريف W.h.o :
اعتياد از نظر لغوي به معني عادت كردن و احساس نياز است و امروز در منابع علمي به جاي اعتياد از واژه وابستگي استفاده مي شود كه اين واژه در سال ۱۹۶۴ توسط سازمان بهداشت جهاني جايگزين واژه اعتياد شده است . وابستگي يك ماده جنبه هاي رواني ، جسمي و رفتاري را شامل مي شود ، هنگام وابستگي به يك ماده فرد ميل شديد و اجتناب ناپذيري براي مصرف آن پيدا مي كند . (مجله بهورز سال ۱۲/ بهار۸۰)

ماده مخدر طبق تعريف w.h.o :
هر ماده اي كه پس از وارد شدن به درون ارگانيم بتواند بر يك يا چند عملگر آن تأثير بگذارد .
( مجله بهورز سال ۱۰ / شماره ۳ / پائيز ۷۸ صفحه ۲۲ )
سن شروع : سن فعلي منهاي سالهاي اعتياد .
معتاد :
به انساني گفته مي شود كه راههاي گوناگون خوردن مواد مخدر تزريق آن ، دود كردن استنشاق ، يا از راه مقعد يك نوع ماده يا چند ماده را با هم به صورت مداوم مصرف مي كند كه در صورت قطع آن مسائل جسماني ، رفتاري ، يا هر دو مشكل با هم مواجه مي شود . علاوه بر اين معتاد با تداوم مصرف ، از نظر ظاهري و رفتاري ، به تعريف صوري معتاد در جامعه شبيه شده به تدريج هنجارهاي جامعه ي معتادان و خرده فرهنگ متعلق به ايشان را مي پذيرد ، در نتيجه مصداق انگ يا بر چسبي مي شود كه (( معتاد )) نام دارد . پس معتاد ، از يك سو محصول كنش و واكنش مداوم و مرتب بين ارگانيم انسان و مواد طبيعي و شيمايي ياد شده و از سوي ديگر محصول يك وفاق جمعي است .

مشكلات عاطفي و رواني : اختلالات ناشي از فشار رواني غم و غصه كه ممكن است منجر به ناتواني در سازگاري و كنترل رفتار معمولي بشود .
اختلافات خانوادگي :
عدم تفاهم زوج و زوجه و اين دو با فرزندان يا بستگان درجه يك بر سر ارزشها ، هنجارها يا توقعات بيولوژيك .
شكست هاي اجتماعي :

شامل عدم موفقيتي كه فرد معتاد در محيط و خانواده به طور كلي در اجتماع با آن مواجه مي شود مثل از دست دادن شغل يا مقام اداري ، موفق نشدن در رسيدن به پاره اي از اهداف مثل ورشكستگي در كار ، شكست در عشق و ….

مشكلات اقتصادي :
شامل نداشتن شغل ، مهارت حرفه اي خاص ، پول كافي در اختيار نداشتن ، مشكل تهيه مسكن ، خوراك ، پوشاك ، ماشين و ساير لوازم زندگي .
مشكلات اجتماعي :

شامل شكست در عشق ، شكست شغل ، شكست در تحصيل ، داشتن ناپدري ، داشتن نامادري ، نداشتن سرپرست ، خودزني ، فوت همسر ، مشكلات عاطفي و رواني در دسترس بودن مواد ، يا نابرابريهاي ، اقتصادي و اجتماعي .
مشكلات فرهنگي :
شامل نبودن ارتباطات مناسب بين اعضاي خانواده ، دوستان و فاميل ، آشنايان ، همكاران ، هم محليها ، همشهريها ، واكنش والدين نسبت به خطاهاي بزرگ فرزندان ، مرد سالاري و تحمل زندگي توسط زن .

مقدمه :
الف – منابع جامعه شناختي :
الف ۱ : اعتياد و خانواده
الف ۲ : نظريه هاي جامعه شناختي مرتبط با پديده ي با اعتياد
الف ۲-۱ : نظريه انحرافات
الف ۲-۲ : ناكامي منزلتي
الف ۲-۳ : نظريه اختلال هنجاري
الف ۲-۴ نظريه بر چسب زني
الف ۳ – نظريه ياد گيري
الف ۴ – نظريه اوقات فراغت زيمل
الف ۵ – بررسي علل اعتياد
ب – منابع روان شناسي :
ب ۱ – شخصيت اعتياد
ب ۲ – مشخصات مصرف كنندگان مواد
ب ۳ – سرنخهايي براي تشخيص اعتياد
پ – منابع تاريخي :
پ ۱ – تاريچه اعتياد در ايران
پ ۲ – بررسي اعتياد بعد از انقلاب اسلامي
پ ۳ – مهم ترين عوامل گسترش مصرف مواد مخدر در ايران
پ ۴ – وضعيت مواد مخدر در سطح جهان
پ ۵ – تاريچه اعتياد در جهان
پ ۶ – اعتياد در تمدن هاي گذشته
ت – شناخت مواد :
گروه بندي مواد اعتيادآور
تاريخچه و مشخصات ظاهري
نحوه استعمال
مشخصات ظاهري افراد معتاد
علايم و اثرات مصرف
علايم مصرف
علايم ترك
ث – گروه معتادان گمنام ( Na ) :
ث ۱ – معتادين گمنام منبعي در خدمت اجتماع
ث ۲ – چه كساني اعضاي معتادان گمنام هستند
ث ۳ – گمنامي
ث ۴ – جلسات معتادان گمنام
ث ۵ – روش كار معتادان گمنام
ث ۶ – فعاليت معتادان گمنام در سطح محلي
ث ۷ – ليست خدمات معتادان گمنام
ث ۸ – قدمهاي دوازده گانه
ث ۹ – سنتهاي دوازده گانه
ج – نقد و بررسي منابع موجود
ج ۱ – نقد و بررسي منابع جامعه شناسي
ج ۲ – نقد و بررسي منابع روانشناسي
ج ۳ – نقد و بررسي منابع تاريخي

مقدمه :
نگارنده :با بخشي مفهومي نسبت به مقوله اعتياد و انواع مواد مخدر موضوع تحقيق خود را آغاز كرده و موضوعات مرتبط با اعتياد از جمله . اعتياد و خانواده كه در اين بحث به خانواده به عنوان اساسي در اعتياد فرد يا ترك آن مواجه شده است . ما اگر بخواهيم به خانواده يك سيستم نگاه كنيم مي توان گفت تك تك اجزا كه در سيستم قرار گرفته از طريق از طريق زنجيره هاي ارتباطي به يكديگر وصل شده اند و پيوسته در تلاش براي سر پا نگه داشتن تك تك اجزاء معيني حفظ تعادل با توجه به موقعيت حاكم بر خانواده هستند .
اگر يكي از اعضاء بخواهد به دلايلي چون درمان به وضعيتي غير از وضعيت فعلي خانواده متمايل شود تمامي اعضاء درصدد بر مي آيند كه اين فرد را در حالت تعادل نگه دارند و هنگامي كه فردي در يك خانواده دچار اعتياد مي شود كل خانواده تحت رفتار و استرس رواني قرار مي گيرد در اين موقع اتفاقاتي يا تغييراتي در جنبه هاي زندگي به وجود مي آيد .
حال بعد از توضيحاتي كه در مورد خانواده ارائه شد به ديدگاههاي روانشناسان ، جامعه شناسان و جرم شناسان در مورد پديده ي اعتياد و عوامل بر آن پرداختيم . همچنين در اين بخش سعي شد ضمن نگاهي به نظريات جامعه شناسي و روانشناسي موجود در اين زمينه سبب ناشي علت اعتياد را در سه بخش ( علل فردي ، خانوادگي ، محيطي ) مورد بررسي قرار دهيم .
كمبود اعتماد به نفس
تمايل به اعمال زشت و خلافكارانه
كنجكاوي
بيماريهاي و اختلالات جسمي و رواني
الف ) منابع جامعه شناختي
در اين قسمت سعي شده است به بررسي رابطه استعمال به مواد مخدر با خانواده به عنوان بخش مهمي از محل زندگي افراد كه در آن با استعمال مواد مخدر آشنا مي شوند بپردازيم سپس در مورد جامعه شناسي انحرافات و نظريه اي كه مي توان مرتبط با اعتياد دانست را مورد بررسي قرار دهيم همچنين بررسي علل اعتياد را مورد توجه قرار داريم .
الف ) رابطه استعمال مواد مخدر با خانواده :
از زمانهاي ديرين تا به امروز مواد مخدر همواره به عنوان بخشي از وابستگي هاي بشر مطرح بوده است . جوامع كهن در مراسم فرهنگي و مذهبي خود از مواد مخدر كه معتقد بودند مي تواند آنان را به خدايان نزديك كند با نيروهاي پنهان باطني مربوط سازد استفاده مي كرده اند. مردم شاديها و تأثرات خود را با صرف مواد مخدر برگذار مي كردند و با استفاده ازآنها در تشريفات مذهبي و عبادي مربوط به تولد و مرگ زندگي شركت مي جستند و معجزه هاي اين وقايع را گرامي مي داشتند .
اصولاً چون مواد مخدر شامل الكل دخانيات و داروهاي روان‌گردان اعم از انواع قانوني يا غير قانوني غير قانونيان نيز مي شود مي‌توان ادعا كرد كه كمتر كسي است كه در طول عمر خود استعمال اين مواد را ولو براي يك بار تجربه نكرده باشد
خلاصه آنكه مواد مخدر در عين حال كه مي‌تواند در مصارف پزشكي آثار حيات بخش و معجزه آسايي داشته باشد جزء عوامل مخرب زندگي انسانها نيز به شمار مي‌آيد مهم آن است كه در عين حال كه سعي مي‌كنيم به تعادل در استفاده از جنبه هاي مثبت مواد مخدر دست يابيم در بر طرف كردن موارد زيان بخش آن مواد نيز كوشا باشيم.
خانواده اولين محفلي است كه افراد در آن با استعمال مواد مخدر آشنا شوند. والديني كه سيگار مي كشند مشروبات الكلي مي‌آشامند يا ساير مواد مخدر رامصرف مي‌كنند مسلماً اعتياد شان آثار زيانباري بر شكل بندي و رشد اطفالشان حتي در دوران جنيني و قبل از تولد به جاي مي‌گذارد. مطالعات نشان داده است. پدراني كه در محيط كار خود در معرض مواد مضر قرار مي‌گيرند آنها كه سيگار مي‌كشند مشروبات الكلي مي‌نوشند و يا ساير مواد مخدر استعمال مي‌كنند فرزندانشان با وزن كمتر از طبيعي و يا با نقيصه‌هاي جسمي ديگر متولد مي‌شوند .
زنان جوان ، خصوصاً آنها كه در موقعيتهاي اقتصادي پائيني قرار دارند . ، و معتاد به استعمال مواد مخدر و الكل نيز هستند
غالباً دچار كم غذايي هستند و در عين حال به خدمات و مراقبهاي بهداشتي نيز دسترسي كمتري دارند ، و اين هر دو از عواملي است كه هنگام بارداري موجب بروز نقيصه هايي در جنين خواهد شد ساختار خانوادگي نيز ممكن است در اثر استعمال بيش از حد داروهاي روانگردان توسط اعضاي خانواده دچار تزلزل شديد و فروپاشي بشود . اين نوع آسيب ها از مسموميت حاد و خشونت و بد رفتاري كه معمول اثر فوري مواد مخدر است ، شروع مي شود و تا ظهور آثار دراز مدت آن كه معمولاً منجر به بروزمسائل اقتصادي ، ناسازگاريهاي رفتاري ، اختلال در تندرستي و قطع ارتباط با خانواده مي شود ، ادامه مي يابد .

نفوذ خانواده :
تحقيقات انجام شده به وسيله سازمان جهاني بهداشت در مورد استعمال مواد مخدرتوسط زنان نشان مي ‌دهد در بيشتر كشورهاي جهان در روابط خانوادگي مي شود تواند از يك طرف مسائل ناشي از استعمال مواد مخدر را در زنان تشديد كند و از سوي ديگر در جلوگيري از استعمال و يا لااقل در به اعتدال كشيدن مقدار مصرف آن در خانواده ها مؤثر ياشد مطالعات نشان داده است .
بيش از ۶۰ % كساني كه به الكل معتادند مخصوصاً زنان از خانواده هاي هستند بعضي از اعضاي آنها در مصرف الكل بي پروا بوده اند بعلاوه به تجربه معلوم شده كه اكثر افراد معتاد ميل دارند همراه با مواد مخدر ديگري نيز مصرف كنند و به ندرت فقط به صرف يك ماده راضي مي شود ند غفلت در تربيت فرزندان را هم بايد.
يكي از مهم ترين مشكلات مشترك و متداول در بين خانواده هاي معتادان به حساب آوردند اگر چه در بسياري از موارد اعضاي خانواده وجد مسأله استعمال مواد مخدر را در خانواده انكار مي شود كنند . و سعي وافر دارند كه زندگي را عادي جلوه دهند با اين وصف باز هم نبايد فراموش كرد كه خانواده ميدان مناسبي براي آموختن رفتارهاي صحيح بهداشتي از جمله فرا گرفتن راههاي پيشگيري از آلودگي به اعتياد و شيوه هاي برخورد با آن است . توان خانواده ها براي اعتلاي رفتار مناسب بهداشتي جهت مقابله با مسأله اعتياد را مي شود توان با كمك روشهاي زير تقويت كرد :
۱- جمع آوري و در اختيار قرار دادن اطلاعات لازم و اوليه :
۲- كوشش در شناسايي هر چه سريع تر افراد معتاد و كمك به آنان در جهات بهره گيري از شبكه مراقبتهاي اوليه خصوصاً وقتي كه اعتياد به شكل يك مسأله درآمده است . در هر صورت اين موضوع به كوشش دستجمعي همه افرادي كه ساختار يك خانواده را تشكيل مي ‌دهند نياز دارد تا به كمك يكديگر عواملي كه انسجام و همبستگي واحد خانوادگي را تهديد مي شود كند به شدت برخورد نمايند .
از هم پاشيدگي خانواده ها مخصوصاً خانواده هايي كه فقط يكي از والدين را دارد به شدت رو به فزوني گذاشته و اين به معناي آن است كه نظام حياتي ، (( حمايت خانوادگي )) دچار نقصان شده است .
اما يك خانواده سالم مي تواند با ايجاد يك محيط سالم به حل بحرانهاي پديد آمده در زندگي اعضايش كمك كند . بنابر اين بايستي پيشگيري در جهت حمايت از كل خانواده به عنوان يك واحد مستقل باشد نه تمركز روي يك فرد معتاد كه احياناً منزوي شده است . اين روش حمايت از خانواده در مقابله با پديده اعتياد اخيراً بيشتر متداول شده است .
سنين آسيب پذيري :
بچه هايي كه به علت خشونتهاي جسمي و رواني كه از طرف والدين معتاد نصيبشان شده است از خانه فرار مي كنند ممكن است به خيابانها پناه ببرند كه دنيايي بس خشن تر و آلوده تر است . بعضي براي زنده ماندن شروع به تن فروشي مي كنند و از اين طريق دوباره درگير مواد مخدر مي شوند بچه هاي خياباني نوعاً و معمولاً از اين گروه هستند .
بر عكس بعضي از بچه هاي خانواده هاي معتاد كه در خانه مي ‌مانند بر خلاف تمايل شخصي خود اجباراً به دوران بلوغ زودرس قدم گذارند آنها ممكن است مجبور شوند نقش حمايت و مراقبت از بچه هاي جوان تر خانواده را به عهده بگيرند و يا براي تأمين بار مخارج سنگين اعتياد والدين خود بكار در خيابان ها و انجام مشاغل پست و پر خطر يا فحشاء تن در دهند . بچه هاي اين قبيل خانواده ها از اساسي ترين حقوق بشر يعني دسترسي به تحصيلات بهره گيري از خذمات و مراقبتهاي پزشكي وضع معيشتي مناسب محروم هستند و همواره از ترس و خشونت رنج مي ببرند بسياري از اين بچه ها در نوجواني به ازدواجهاي زودرس پناه مي برند تا شايد جايگزيني براي خانواده از دست رفته خود پيدا كنند متأسفانه بارداريهاي زودرس و نگهداري از نوزادان تازه متولد شده براي اين خانواده هاي جديد عدم ثبات خانوادگي به وجود مي آورند كه در نهايت ممكن است منجر به طلاق يا جدايي شود .
دوران نوجواني به خودي خود يكي از بحراني ترين ادوار زندگي است در اين دوره فشار دوستان و همسالان ممكن است افكار يك نوجوان و نوع تربيت به خانوادگي او را تحت الشعاع قرار دهد بسیاري از نوجوانان كه متعلق به خانواده هايي هستند كه مشكلي به نام استعمال مواد مخدر ندارند ممكن است اولين تجربه استعمال اين مواد را از دوستان خود فرا گيرند .
در بعضي كشورها يكي از موادي به عنوان جانشيني براي رسيدن به ماده مخدر اصلي مورد استفاده جوانان و به خصوص بچه هاي خياباني قرار مي گيرند و به سهولت قابل دسترسي است چسب معمولي است كه آن را استنشاق مي كند و تا اندازه اي نشئه آور است .
در برخي ديگر از كشورها نيز استعمال دخانيات مدخلي براي ورود به عالم اعتياد است گاهي ممكن نوجوانان استعمال مواد مخدر را از خانواده هاي خود مخفي نگاه دارند و خانواده ها نيز ممكن است از اعتياد آنها تا ديرگاه غافل بمانند و تا جدي شدن بحران همچنان بي اطلاع باشند
غير از نوجوانان بسياري از بزرگسالان نيز وقتي در زندگي با بحران روبه رو مي شوند يا ناراحتي هاي شغلي پيدا مي كنند و يا در روابط اجتماعي با نااميدي هايي مواجه مي شوند به استعمال مواد مخدر رو مي آورند .
در اين اجتماع رقابت بر انگيز و پر پيچ و خم امروزي كه مسائل و مشكلات اقتصادي و اجتماعي و سياسي به سرعت شكل مي گيرند و تغيير شكل مي دهند براي بسياري از افراد استعمال مواد مخدر وسيله اي براي فرار واقعيات زندگي و پناه به بي خبري شده ا اما هرگز در گذشته شاهد چنين شرايطي نبوده و با چنين طوفانهاي كوبنده اي در هرگوشه از زندگي خود برخورد نداشته ايم . بحرانهاي اقتصادي و بيكاري باعث فروريختن عادات و سنن و خورد شدن عواطف و احساسات انساني شده و بشر را به سوي دنيايي سوق مي دهد كه پر است از ابهامات و ناامني ها كه منجر مي شود ناخواسته به استعمال روز افزون مواد مخدر گرايش يابند .
حتي در دوران پيري و سالخوردگي نيز ممكن است با دليل يا بدون دليل افراد به استعمال مواد مخدر روي آورند . خانواده ها بعضي اوقات از پزشكان خواهند كه افراد مسن خانواده را تشويق به استعمال مواد آرام بخش كنند تا بدين وسيله از اغتشاشات وناراحتي هاي فكري و رواني آنها بكاهند .
در اين امر ممكن است در بعضي از افراد مسن به علت تداخل تأثير داروهاي مختلف آرامشي ظاهري ولي همواره با حالات نامناسب دروني به وجود آورد حتي سبب شود كه بيماري متداول آلزيمر در آنان تشخيص داده نشود و عوارض بعدي شديدتري به بار آيد از دست افراد خانواده يا يكي از دوستان بركنار شدند از يك شغل موفق و پر درآمد در دوران پيري ممكن است موجب گرايش شخصي به استعمال مواد مخدر شود .
حمايت اجتماعي :
پيشگيري از مسائل ناشي از استعمال مواد مخدر در خانوادها :
نيز مبرم به حمايت انجمن هاي محلي و سازمان اجتماعي از قبيل سازمان زنان انجمن حمايت از جوانان يا گروه هاي ملي خود ياري و كمك رساني و امثال آنها و همچنين سازمانهايي خيريه و غير دولتي دارد در اين زمينه لازم است شبكه مراقبتهاي بهداشتي اوليه نيز رابطه نزديك و محكمي با خانواده ها و مدارس كارگاهها داشته باشد و همزمان با آن نقش آموزش همگاني و رسالت رسانه هاي گروهي در هدايت گروه هاي مختلف سني از نظر دور نماند . جامعه نيز بايستي از لحاظ اجتماعي و اقتصادي حمايت بيشتري از خانواده هاي محتاج به عمل آورد .
و بالاخره استعمال سوء استعمال مواد مخدر در يك جامعه در يك فرهنگ نبايد به چنان شكل ننگيني جلوه گر شود كه اعضاي خانواده ها نتوانند آزادانه روي مسائل و مشكلات ناشي از آن بحث نمايند . رعايت اين امر سبب مي شود كه موضوع از حالت سري بودن وشكل مخفيانه اش بيرون آيد و مضرات آن براي اعضاي خانوده آشكار گردد وسهولت بيشتري براي شناسايي افراد معتاد يك خانواده به خصوص در مراحل اوليه اعتياد فراهم سازد در اين صورت افراط مبتلا تشويق مي شوند تا با حمايت خانواده اقدام به درمان خود بنمايند.
امروزه در جامعه شناسي ((خانوده)) را يك ((سيستم منسجم كل)) در نظر مي گيرند واز اين ديدگاه كنشهاي متقابل فرد معتاد و ساير افراد خانواده و ساير افراد خانوده را مورد بررسي قرار مي دهند و به بيان ديگر در نظريه هاي جامعه شناسان سيستم گرا خانواده يك سيستم منسجم كل است كه در آن كل با جزء جزء با كل در ارتباط است
به طور كلي براي جلوگيري از اعتياد كودكان به مواد مخدر رعايت نكات زير در هر خانواده ضروري است :
۱- خانواده را بايد مهر محبت كرد تا فرزندان هميشه جذب آن شوند .
فرار كودكان از بعضي خانواده ها به علت جذاب بودن آن و سردي كانون خانوادگي است .
۲- بايد در خانواده نظم و انظباط مستمر و عادلانه باشد .
۳- بايد فضاهاي بازتري براي ابزار احساسات نمو افكار فرزندان در خانواده ايجاد گردد.
۴- بايد فرصتهاي مناسبي براي تجربيات موفقيت آميز در منزل و مدرسه براي كودكان فراهم شود .
۵- بايد تلاش كرد تا يك محيط خانوادگي با ثبات به وجود آيد .
۶- پدران و مادران بايد خود را به عنوان الگويي از فعاليت و مقاومت در برابر ناملايمات به فرزندان خود معرفي كنند .
۷- در برابر اشتباهات فرزندان بايد صبور بود .
۸- بايد تازه ترين و دقيق ترين اطلاعات را درباره موضوعات مختلف اجتماي از قبيل مسائل جنسي مواد مخدر جرائم و خلافهاي قانوني در اختيار فرزندان گذاشت . چه آنها ممكن است نسبت به اين مشكلات بي توجهي يا هراسان باشند يا تحت تأثير بد آموزيهاي خارج از محيط خانواده گمراه شوند.
علاوه بر نكات فوق بايد به فرزندان خود كمك كنيم كه سرگرميهاي ديگري را جانشين مواد مخدر كنند .
اگر تاكنون ندانسته اند كه آنان به چه چيزها و چه كارها علاقه مندند بايد وقت صرف كنيم كه آنها را برايشان پيدا كنيم . بايد بفهميم كه كودكان از انجام چه كارها و اشتغال به چه سرگرميهايي لذت مي برند و اگر خواست آنان منطقي و مناسب است بايد سعي كنيم كه راه حصول به آن را برايشان فراهم سازيم . به اختصار آنكه براي جلوگيري از استعمال مواد مخدر هيچ چيز مهم تر از آن نيست كه هر چه بيشتر وقتمان را با آنها بگذرانيم .
تحول خانواده و استعمال مواد مخدر :
در اثر انقلاب صنعتي و متعاقب آن پديده شهرنشيني و مهاجرتهاي دسته جمعي به خصوص مهاجرت از روستاها به شهرها بافت خانواده ها در اكثر ممالك به خصوص ممالك صنعتي جهان تغييرات اساسي يافته و نهايت بدين معنا كه در شهرها اكثر خانواده هاي گسترده به خانواده هاي هسته اي تبديل شده اند .
اكثر خانواده هاي گسترده طبق آداب ملي و رسوم خود تحت سرپرستي بزرگترها اداره مي شوند . در حالي كه خانواده هاي هسته اي بر اساس اصول دموكراسي و بر مبناي احترام متقابل اعضاء به يكديگر زندگي مي كنند .
با توجه به تقسيم خانواده ها به دو شكل گسترده و هسته اي بايد توجه داشت كه مسأله اعتياد در اين دو نوع خانواده به دو صورت مختلف بروز مي كند .
اعتياد در خانواده گسترده بيشتر از نوع سنتي به عنوان مثال استعمال ترياك و يا استفاده از بافور رايج است . در اين خانواده ها اگر سرپرست خانواده معتاد شود اعتياد به سرعت در بين اعضاي آن اشاعه مي يابد و انگيزه استعمال مواد مخدر در اين خانواده ها گذران اوقات فراغت و كسب لذت است اعتياد در خانواده هاي هسته اي بيشتر بر اثر بي ثباتي و تزلزل خانوادگي است كه در اثر طلاق و جدايي والدين نظير آن به وجود مي آيد .
فرزندان اين خانواده ها در اثر ناراحتيهاي حاصل از نابسامانيهاي خانوادگي رو به اعتياد مي آوردند و براي فرار از واقعيتهاي زندگي به موادي مثل هروئين وال . اس . دي پناه مي برند .
نقش سرپرست خانواده در اعتياد فرزندان به مواد مخدر :
تعدادي از والدين در حالي كه خود مواد مخدر مصرف مي كنند فرزندانشان را از استعمال اين مواد منع مي‌نمايند . اين عمل در حقيقت فرزندان را دچار اغتشاش رواني مي‌كند چه ميان اعمال و گفتار والدين خود تناقص احساس كنند و چون اغلب آنها كم سن و سال‌اند و از تجربيات زندگي به حد كافي برخوردار نيستند نمي‌دانند كه چگونه با اين مسائل مقابله كنند والديني كه خود مواد مخدر مشروبات الكلي يا داروهاي آرام فصل مصرف مي‌كنند چگونه مي‌توانند فرزندان خود را از اين اعمال منع كنند و آنها را از معاشرت با دوستان ناباب باز دارند .
برخورد با مشكل اعتياد در خانواده ها :
بعضي اوقات ممكن است يكي از اعضاي خانواده ها قبلاً به مواد مخدر آلوده شده باشد . در چنين مواردي بايد به خاطر سپرد كه نه عجله و دستپاچگي و نه داد و فرياد و خشونت به هيچ يك از طرفين كمكي نخواهد كرد كسي كه درگير مواد مخدر است در موقعيتي است كه بيش از مواقع عادي احتياج به پشتيباني و كمك اطرافيان دارد .
به مجردي كه اعتياد شروع شود براي حل آن مداخله زود رس لازم است .
براي آغاز مداخله نخست بايد اطلاعاتي در خصوص علل اعتياد شخص به استمعال مواد مخدر كسب كرد افراد ممكن است براي آنكه وضع رواني خود را تغيير دهند يا از واقعيتهاي زندگي فرار كنند يا براي رفع خستگي يا فرو نشاندن خشم و عصبانيت خود به مواد مخدر روي آورند .
با مصرف كننده جوان صحبت كنيم خونسرد و صريح باشيم . اگر پزشكان ، روحانيون مددكاران، اجتماعي يا دوستان در حل مشكلات كمكي مي كرده اند ، هم اكنون نيز بايد چنين كنند هرگاه مشكلي در خانواده پيش آيد بخصوص مشكل استعمال مواد مخدر نخست بايد به آرامي گوش فرار داد و سپس بحث كرد و دليل آورد و شخص مبتلا را قانع كرد و در اين موارد بحثهاي يك ديگر را نبايد قطع كرد . موضوع مهم در مورد مداخله در امر اعتياد در خانواده ها در اين است كه اين عمل هر چه زودتر و به موقع انجام شود . فرصت را نبايد از دست داد و به سرعت بايد دست به كار شويم .
رعايت نكات زير مي‌تواند والدين را در امر مداخله به موقع در پيشگيري از اعتياد فرزندان به خصوص در مراحل اوليه اعتياد ياري دهد :
خود را نبازيد . بسياري از جواناني كه مواد مخدر را در مراحلي از زندگي خود تجربه مي‌كنند به اين مواد وابستگي و اعتياد پيدا نمي‌كنند ؛
– تا آنجا كه ممكن است درباره چگونگي واقعه‌اي كه اتقاق افتاده و منجر به گرايش به اعتياد گرديده است اطلاعات لازم را كسب كنيد ؛
– تا آنجا كه ممكن است مطالب نوشته شده در پيشگيري و مداواي معتادان را مطالعه كنيد و از متخصصان امر ياري بگيريد ؛
– با والدين ديگر مشورت كنيد . فشار همسالان در امر اعتياد نيرويي بسيار قوي است چنانچه گروهي از والدين در امر اعتياد با يكديگر همكاري كنند توانند فشار همسالان را با نفوذ بر روي اعضاي خانواده آنها از ميان ببرند ؛
– اگر فرزند شما به مدرسه مي‌رود در تماس باشيد با آنها مشورت كنيد و از برنامه هاي اجتماعي آنها باخبر شويد ؛
– دنبال جايگيزينهاي مثبت براي فرزندان خود باشيد. براي آنها سرگرميهاي جديد ورزشي ، ابتكاري ، عاطفي ، فكري و رواني تهيه كنيد و آنها را جانشين اعتياد نماييد .
– اگر فرزندان بزرگتري از خانواده قبلاً با مواد مخدر درگير بوده و رهايي يافته‌اند از تجربيات آنها استفاده كنيد و درسهاي آموخته از آنها را براي پيشگيري جوان ترها كار گيريد ؛
– اگر خود به اين بلا مبتلا هستيد نخست خودتان به ترك آن اقدام كنيد كه رطب خورده منع رطب چون كند ؛ و بالاتر از همه در چنين مواردي مانند هر مورد و مسأله ديگر خدا را فراموش نكنيد و از او استمداد طلبيد .
نقش خانواده ها در وابستگي نوجوانان و جوانان به مواد مخدر :
با توجه به اين كه اصطلاح اعتياد داراي معايبي است و به وسيله سازمان جهاني غير علمي اعلام شده است از اصطلاح وابستگي به مواد به جاي آن استفاده مي‌شود . خانواده ابتدائي ترين مهمترين و اصلي‌ترين نهاد در تكوين ساختار شخصيتي كودك است . به عبارتي مي‌توان شخصيت كودك را فرآورده ي خانواده دانست . حال اگر خانواده ناسالم باشد فرآورده ي ناسالمي نيز خواهد داشت . اين مقاله با استناد به پژوهشهاي گوناگوني مانند تحقيقات گريگوري ، بلولر ، نايب و غيره دلايل گوناگوني را كه خانواده ها به شكل مستقيم و غير مستقيم موجب كشانده شدن نوجوانان و جوانان به مواد مخدر و الكل مي‌شوند مورد بررسي قرار داده است . اين عوامل را به طور كلي مي‌توان در دو حيطه ي تقريباً متفاوت آسيبها و رخدادها و شيوه هاي رفتار والدين يا الگوهاي تربيتي آنها مورد مطالعه قرار داد .
نقش آسيبها در ذخدادهاي استرس زا در وابستگي خانواده به مواد :
بديهي است كه خانواده به عنوان يك سيستم پويا در جريان حيات خود به طور پيوسته در حال تغيير است . اين تغييرات بسته به ماهيت خود در برخي از موارد بر پويايي سيستم خانواده كمك كرد و زمينه هاي رشد سالم خانواده را فراهم مي‌سازند . در برخي از موارد ماهيت اين تغييرات به نوعي است كه موجب آسيب وارد شدن به خانواده و يا زوال خانواده مي‌شوند .
اين آسيب را به نوعي مي‌توان دو دسته دانست : آسيبهايي كه در شكل گيري آنها به هر شكل شده خانواده نقش دارد و آسيبهاي كه بدون دخالت خانواده برآن تحميل مي‌شود . وابستگي نوجوان و جوان به مواد از جمله آسيبهاي است كه به نوعي خود خانواده در شكل گيري آن دخالت دارد .

طلاق :
از چند طريق مي‌تواند زمينه را براي وابستگي و ابتلاء كودكان خانواده را به مواد فراهم مي‌سازد به عنوان مثال طبق تحقيقات فريتز (۱۹۸۵) ، كلي(۱۹۸۲) والرشتين و كلي (۱۹۸۰) فرزندان و والدين مطلقه اغلب به اختلالات روان تني به ويژه آسم مبتلا مي شوند طبيعي است كه اين افراد نسبت به افراد سالم در مقابل مواد مخدر آسيب پذيرتر باشند .
ثانياً طلاق با موارد ساختن ضربه هاي عاطفي بر كودكان در شكل گيري وابستگي به مواد كودكان خانواده هايي مبتلا در دوره نوجواني و جواني نقش عمده بازي كند البته اين كه طلاق كدام در مرحله ي دلبستگي و يا چند سالگي كودك اتفاق بيفتد ميزان آسيب پذيري كودك بر اساس ميزان استرس زايي آن و شناخت و استدلال كودك از طلاق متفاوت خواهد بود
از تولد تا سه ماهگي كودك واكنش نامتمايز در مقابل همه نشان مي دهد در نتيجه طلاق نمي تواند آسيب جدي وارد كند لذا ديگران به راحتي مي توانند جايگزين والدين براي دلبستگي گردند از سه تا شش ماهگي كودك رفتارهاي خود را بر روي افراد آشنا متمركز مي كند . در شش ماهگي تا سه سالگي معمولاً كودك پايگاه دلبستگي را فعالانه جستجو مي كند.
در نتيجه طلاق بيشترين آسيب را در اين مرحله بر روي كودك وارد مي كند . به نظرآينروورث(۱۹۷۳) جدايي بين شش ماهگي و يك سالگي يعني درست پس از آنكه كودك دلبستگي بر قرار كرده است مخربتر است . كودك قرباني آسيب هاي عاطفي شده و در مقابل مواد مخدر در بزرگسالي مستعدتر مي شود بعد از سه سالگي كودك رفتار شراكتي نشان مي دهد و به اين دليل طلاق نسبت به مراحل قبلي آسيب كمتري وارد مي سازد .
از طرف ديگر در خانواده هاي كه قرباني طلاق شده اند ميزان كنترل و انتظار از كودكان پايين بوده و به اين ترتيب امكان انحراف بالاتر است . به نظر دبيلو وژندن (۱۹۹۶) حتي اگر مسؤليت نگهداري كودكان والدين مطلقه بر عهده يكي از آنها باشد آنها از فرزندان خود انتظار پختگي كمتري دارند چون كمتر با آنان ارتباط برقرار مي كنند كمتر محبت نشان مي دهند و كمتر بر كودكان نفوذ مي كنند يك فرد بي ارتباط با والدين و كمتر محبت ديده اگر ناپخته نيز باشد مطمئناً در مقابل وابستگي به مواد مخدر آسيب پذيرتر است .
نتايج تحقيقات اين يافته ها نظري است در تحقيق بلولر مشاهده شده كه ۲۲% از معتادان آمريكايي و ۲۸ % از معتادان سويسي كساني هستند كه قبل از ده سالگي به علت مرگ و مير والدين يا طلاق خانواده گسسته داشته اند .
• مرگ والدين :
مرگ والدين نيز از جمله مواردي است كه مانند طلاق موجبات آسيب پذيري كودكان را فراهم مي سازد البته به چند دليل ميزان استرس زايي آن از طلاق پايين تر است .
الف ) موجب همنوايي و احساس مسؤوليت و هماهنگي ساير اعضاي خانواده مي شود .طبق تحقيقات هولمز و راهه مرگ يكي از والدين ۶۳ واحد استرس بر كودكان وارد مي سازد در حالي كه طلاق ۷۳ واحد استرس بر كودكان وارد مي سازد.
اما علیرغم اين محاسن نسبت به طلاق ، مرگ والدين نيز بستر مناسبي براي ابتلاء پذيري كودكان به مواد مخدر مي باشد احتمالاً فرزندان اين خانواده ها براي گريز از استرس به مواد مخدر پناه مي برند و يا از مكانيزم دفاعي جابجايي استفاده مي كنند . گريگوري در پژوهشي كه در كانادا به عمل آورده مشاهده كرد كه ۳۰% از مععتادان به الكل از داشتن پدر و مادر و يا هر دو قبل از ده سالگي محروم بوده اند ضروري است كه والدين در زندگي حضور داشته باشند و علاوه بر آن مراقب جدايي هاي از نوع ديگر مثل غبيت پدر به خاطر حضور در جنگ و يا مسائل شغلي باشند زندگي در دوران جنگ نشان مي دهد كه فرزندان زندگي با والدين را در زير حملات هوايي بر جدايي از خانواده و زندگي در مناطق دوردست و آرام ترجيح مي دهد .
شيوه هاي تربيتي خانواده ها و نقش آنها در وابستگي به مواد :
براي شيوع شيوه هاي تربيتي خانواده در وابستگي در مواد نوجوانان و جوانان لازم است نخست اين شيوه ها مورد بررسي قرار گيرند .
از روشهاي مختلف دو جنبه مهم در فرزند پروري اهميت دارد : پذيرش در برابر طرد كودكان و سختگيري در برابر سهل گيري ،
خانواده سخت گير :
والدين سخت گير بر اساس كنترل قوائد بسياري را بر كودكان تحميل مي كند در اين گونه خانواده ها معمولاً والدين حالات رواني و عاطفي مطلوبي ندارند و به نيازهاي طبيعي و ضروري فرزندان خود بي اعتنا و كوچكترين توجهي به خواسته ها ، نظرات ، ايده آلها و عقايد آنها ندارند .
روابط اين گونه والدين با فرزندان خود بسيار نامطلوب و دور از مهر و محبت مي باشد سخت گيريها ، خشونتها ، سرزنشها و تحقيرهاي آنان اثرات مخرب و جبران ناپذيري بر روي نوجوانان باقي مي گذارد و احساس حقارت ، بي كفايتي ، ترس ، انزوا ، ناتواني در برقراري ارتباط عاطفي ، اجتماعي ، ناسازگاري ، پرخاشگري مي تواند چنين زفتارهاي ناسنجيده و بخردانه ي والدين باشد . بدين ترتيب وارد گروه بزهكاران شده و يك قدم در وابستگي به مواد نزديكتر مي شود و افراد وابسته به مواد مخدر را راحت تر مي يابند و خود گرفتار اين دام مي گردنند .

خانواده سهل گير :
در وضعیت افراطی دیگر ، خانواده سهل گیر قرار دارد .اینگونه والدین به طور کلی قواعد کمی دارند.
اين خانواده ها از فرزندان خود چندان توقعي ندارند و به آموزش فرزندان خود توجهي نمي كنند كودك را از آسيب رساندن به اسباب خانه منع نمي كنند اهميتي به پاكيزگي يا اطاعت نمي دهند از نظر آنان پرخاشگري و خود ارضايي طبيعي است و اجازه مي دهند كه فرزندانشان مدت زمان طولاني بدون نظارت يا دخالت بزرگسالان بازي كنند ترد بيش از حد كودكان غالباً با رفتار مشكل برانگيز آنان ارتباط دارد اين افراد چون در زمان كودكي و نوجواني اميال و خواسته هايشان بي چون و چرا ارضاء شده و كمتر مزه تلخي ها و محروميتها را چشيده اند و ورزيدگي لازم براي مواجهه با مسائل و مشكلات زندگي را ندارند و براي گريز از مشكلات پناه بردن به مواد مخدر مي دانند .

خانواده پذيرنده :
والدین خانواده هایی که به شکل افراطی پذیرنده هستند همه خصوصیات فرزندان خود را مثبت ارزيابي ميكنند و درنتیجه فرصتي براي ارزيابي دقيق تر از فرزندان خود فراهم نمي كنند .به این ترتیب اين افراد بسياري از ويژگيهاي اصلاح نشده دوران كودكي را به بزرگسالي منتقل مي كنند يك بزرگسال با ويژگي هاي شخصيت هاي كودكانه همه ي كج رفتاري ها به خصوص وابستگي به مواد آسيب پذيرتر است .
خانواده طرد كننده :
اين خانواده ها به شکل افراطی مخالف پذيرش كودك هستند نسبت به كودكان بي محبت بوده و كوچكترين حركتي براي برقراي ارتباط با كودكان نشان نمي دهند هيچ نكته مثبتي در كودكان نمي بينند اين كودكان چون از بي مهري رنج مي ببرند معمولاً خود را بي پناه احساس مي كنند مدام جهت پيدا كردن پناهگاهي تلاش مي كنند . چون خانواده كنترلي بر رفتار آنها ندارند به دام مواد مخدر پناهنده مي شوند .
اين نتيجه استباط مي شود هيچ كدام از الگوهاي مطرح شده جهت تربيت كودكان مناسب نيست بلكه تركيبي از اين الگوها مناسب است ضمن پذيرش و آزادگذاري كودك بايد در مواقع لازم به كنترل رفتار كودك پرداخت و سختگيريهايي را نبايد كنار گذاشت .
خانواده :
در خانواده هايي كه پدر و يا مادر يا هردوي آنها معتاد باشند كودكان شاهد كشيدن ترياك و مواد مخدر توسط والدين خود هستند زمينه مناسبي براي ابتلاي فرزندان فراهم مي شود چون واكنشهاي اجتماعي افراد خانواده معتاد بر اثر تكرار تثبيت شده و براي ديگر اعضاي خانواده عادي مي گردد و عادي شدن مصرف مواد مخدر به سهولت در گرايش دادن اعضاي ديگر خانواده به سوي اعتياد كمك مي كند و يا تأثير منفي مي گذارد كه هميشه از مصرف مواد مخدر بيزار و گريزان کند
نتيجه گيري :
خانواده در وابستگي نوجوانان و جوانان به مواد نقش عمده دارند آسيب هاي از نظير طلاق مرگ والدين جدايي ها در وابستگي به مواد بسيار مهم است . و شيوه هاي تربيتي بر كودكان توسط والدين در اين راستا اثر تعيين كننده دارد افراط در هر كدام منجر به بستر مناسب براي وابستگي به مواد مي شود و در نهايت والدين معتاد موجب تسهيل روند شكل گيري وابستگي به مواد فرزندان خانواده مي شود .