بررسي و مقايسه ميزان اضطراب كلي دانش آموزان دختر و پسر

چكيده:
موضوع پژوهش حاضر،و بررسي و مقايسه ميزان اضطراب كلي دانش آموزان دختر و پسر محروم از پدر كه مادرشان ازدواج مجدد كرده اند و آنهايي كه مادرشان بعد از فوت پدر ازدواج مجدد نكرده اند وهمچنين دانش آموزان دخترو پسر داراي هر دو والد اصلي، مي باشد كه اين افراد در پايه سوم راهنماييو در محدوده سن۱۶-۱۴سال قرار گرفته اند و نمونه گيري بصورت تصادفي از كليه مدارس راهنمايي دخترانه و پسرانه شهر تهران در سال تحصيلي۸۴-۸۳ انجام گرفته است ۰

بررسي و مقايسه به وسيله اجراي آزمون اضطراب آر۰بي۰كتل صورت گر فته است وهمچنين پرسشنامه اي به منظورتفكيك دانش آموزان محروم از پدركه مادرشان ازدواج مجدد كرده اندودانش آموزان محروم از پدركه مادرشان ازدواج مجدد نكرده اند همچنين بررسي نظارت آنها دراين امر تهي هشده واز دانش آموزان خواسته شد كه پس از اتمام پاسخگويي به آزمون به سوالات اين پرسشنامه جواب دهند.

سرانجام اينكه فرض كلي پژوهش مبني بر معناداربودن تفاوت ميزان اضطراب دانش آموزان محروم از پدركه مادرشان ازدواج مجدد كرده اند وآنهايي كه مادرشان ازدواج مجدد نكرده اند تاييد نشد۰ البته بين ميانگين اين دو گروه تفاوت وجودداشت بطوريكه ميانگين اضطراب گروه اول كمتر ازميانگين اضطراب گروه دوم بود۰ ولي دوفرض ديگر پژوهش مبني برتفاوت ميزان اضطراب دوگروه ذكرشده دربالا بادانش آموزان داراي هردو والدتاييد شد۰ همچنين مطابق بانتايج پاسخهاي دانش آموزان به پرسشنامه دوم اينطور گزارش مي شودكهاكثرا” باامرازدواج مجدد مادرمخالف بوده وآنهايي كه مادرانشان ازدواج مجدد كرده اند دليل اين امررابيشتراصرار اطرافيان مي دانند.

تقديم به : پدرومادرم، عزيزاني كه وجودشان برايم همه مهرووجودم برايشان همه رنج ، آنان كه فروغ نگاهشان، گرمي وروشني رويشان سرمايه هاي زندگي ام بوده وخواهد بود.
خواهرانم، كه محبت هايش را هرگز فراموش نخواهم كرد
تقدير:
اينك كه به لطف ايزدمنان موفق شدم دوره به يادماندني دانشگاه راپشت سربگذارم برخودلازم مي دانم كه به رسم ادب
وسنت نيكوي سپاس ازتمام اساتيد بزرگواري كه توفيق شاگردي درمحضرشان راداشته ام سپاسگزاري نمايم بويژه ازاستاد محترم وعزيزم جناب آقاي سعيد بهشتي كه درانجام اين
پژوهش مراازراهنماييهاوحمايتهاي بي دريغ خويش بهره مند ساخته اند كمال تشكر و قدرداني رادارم.

فصل اول
بيان مسئله
مقدمه
ازدواج مسئله مهمي است كه بسيار سفارش شده است زن ومرد افريده شده اند تا دركنار يكديگر قرار گرفته وآرامش يابند . زن ومردي كه هر كدام تنها زندگي مي كنند مي توانند باازدواج به افق تازه اي از زندگي دست يافته و بامشاركت يكديگر بسياري از مشكلاتشان را كه شايد به تنهايي از عهده حل انها بر نمي امد ند را حل كنند وهمچنين از نظر سلامت رواني نيز تامين مي شوند.هر چند ممكن است بعضي از ازدواج ها سرانجام خوشايندي نداشته باشد.

و كانون به علت هاي مختلف از هم بهپاشد ولي در مجموع مي توان گفت كه در روزگار پر كشمكش امروز ، شايد تنها جاي امني كه مي توان يافت محيط خانه و زندگي در كنار افراد خانواده است .

در خانواده علاوه بر حضور زن ومرد كه بعد ها نقش مادر وپدر را بر عهده مي گيرند ، فرزنداني نيز وجود دارند
كه تر بيت وپرورش آنها بسيار حائز توجه واهميت است وپدر ومادردر قبال اين امر نقش اساسي برعهده دارند كه بايد بامشاركت يكديگر اين نقش راايفا كنند . حال اگر هر يك از آنها در انجام وظيفه خود كوتاهي كنند يا اينكه در محيط خانواده حضورنداشته باشد عوارض ناگواري در پي خواهد داشت كه دامنگير همه اعضاي خانواده مخصوصاً فرزندان خواهد شد، چرا كه فرزنان والدين خود را تنها تكيه گاه خويش دانسته ودرغياب آنها ممكن است دچارآسيب هاي جبران ناپذيري شوند.

عدم حضور والدين مي تواند علل هاي مختلفي همچون طلاق مرگ آنها سفرهايطولاني و… داشته باشد كه واكنش فرزندان در قبال هر كدام متفاوت است . آنها ممكن است از والد تنها انتظار زيادي داشته ودائم نگران باشند كه آينده آنها چه خواهدشد . وظيفه والد تنها نيز بسيارمشكل مي شود چرا كه بايد در يك لحظه هم نقش پدر را بازي كندوهم مادرراوتمام مسئلوليت هاي زندگي را به تنهايي به دوش بكشد.ااو بايد تصميم بگيرد كه چگونه ازعهده وظايف خود برآيد وكوچكترين تصميم او در مورد اداره ي زندگي مي تواند تاثيرات عميقي بركل ساختار خانواده مخصوصافرزندا وسلامت رواني آنها داشته باشد. والدتنها ممكن است تصميم به ازدواج مجدد بگيردتابتواند بامشاركت همسر جديد خود مشكلات رابهتر حل كند . فرزندان در قبال اين امر واكنش هاي متفاوتي خواهند داشت كه البته بر اساس سن وجنس آنها متفاوت مي باشد .

البته كيفيت تاثير ازدواج مجدد هنوز بطور مطلق بيان نشده واحتياج به بررسي وتحقيقات گسترده اي دارد .
باتوجه به ميزان وتعداد زياد خانواده هاي تك سرپرست و واكنش هاي اطرافيان و جامعه در قبال اين مسئله به نظر مي رسد بايستي ابعاد مختلف آن مور د بررسي قرار گيرد تا شايد نتايج اين پژوهشها بتواند پشتوانه تصميم زنان ومردان همسر از دست داده جهت اخذ مناسب ترين تصميم ها و تامين بهترين شرايط براي خود و فرزندانشان وهمچنين روشن شدن وظا يف ناپدري ونامادري در برابر فرزندان باشد .

بيان مسئله
درنظام فرهنگي هر جامعه ،نها د خانواده نقش اساسي بر عهده دارد ،امروزه بر خلاف آنچه درگذشت مرسوم بوده ، الگوي تازه اي از مشاركت زن و مرد درانجام امور خانه و تربيت فرزندان پديد آمده است كه از آن جمله ،نقش پدر در رسيدگي به فرزندان و دقت در تربيت آنان است . تجربه تازه استفاده از ظر فيت فرزندان توسط پدران نشان داده است كه كاركرد آموزشي خانواده دو چندان شده و تعامل والدين -كودكان معناي عميق تري يافته است (فضائلي هاشمي،۱۳۸۱)

بيشتر ما فكر مي كنيم تاثير گذ اري پدران بر فرزندان خود ،به شكلي مستقيم از طريق ارتباط رو در رو ي روزانه صورت مي گيرد و با اين تصور عده اي فكر مي كنند كه تاثير پدران بر فرزندان كمتر از مادران است زيرا وقت كمتري را با بچه ها مي گذرانند .اما چنين تصوري لزوما درست نيست ،پدراني كه به نحو مطلو بي در دسترند ،مي توانند الگوي پشتكارو انگيزه موقيعت بيشترفرزند خود باشند ،فرصت مكرربراي مشاهده و پيروي از يك پدرشايسته به رشد توانائي آموزشي و حل مسئله فرزندان كمك مي كند( فضائلي هاشمي، ۱۳۸۱)
حذف نقش پدرخانواده فقدان او مي تو ا ند عوارض جبران ناپذيري برساخت خانواده، مخصوصا فرزندان داشته باشد.

در غياب پدر كه يكي از دلايلش مي تواند فوت او باشد مادر بايد به تنهايي تمام مسئوليت زندگي و فرزندان را به عهده بگيرد وكي نيست كه با مشكلات وموانعي روبرو خواهد شد كه شايد مبارزه بااين مشكلات ازعهده او بر نيايد.

بعضي مادران بدنبال ازدست دادن همسر خود،ممكن است تصميمبه ازدواج مجدد بگيرند و در نتيجه امروزه با متداول شدن اين امر بررسي تاثيرات آن بسيار ارزشمند خواهدبود.
ازدواج مجدد مادر و ورود ناپدري در خانواده هر چند مزيتها ي مشخص چندي از جمله كاهش فشار اقتصادي بر مادر ، كمك به تربيت فرزندان ، رها شدن مادر خانواده از انزوا وتنهايي و…..را دارد، مشكلات زيادي را نيز به همراه داشته باشد .البته اين مشكلات در ابتداي امر كاملا عادي است و شايد در طولاني مدت حل شود .

با ازدواج مجدد مادر ،دوفرهنگ خانوادگي متفاوت در يك خانه جمع ميشوند و فرصت نيست تا زوجها تفاوتهاي خود راچاره كنند ،در صورتيكه در اولين ازدواج معمولافرصت دارند پيش از آنكه بچه ها بزرگ شوند اختلافاتشان را حل كنند . فرزندان نيز در صورت ازدواج مجدد اغلب نسبت به تحميل ارزشها ،احكام و كارهاي روزمره خانواده جديد حساس هستند و واكنش نشان مي دهند ، همچنين آنها ناپدري را جانشين پدر اصلي خود مي دانند و ممكن است علاقهاي به او نداشته باشند ( فضائلي هاشمي ، ۱۳۸۱ (

با توجه به وجود اين مسائل متوجه مي شويم كه خطرات بسياري ممكن است فرزندان و سلامت رواني آنها را تهديد كند كه پرداختن به آنها حائز اهميت است .
در اين پژوهش ، پژوهشگر به دنبال آن است كه پس از انتخاب تصادفي دانش آموز دختر و پسر سوم راهنمايي كليه مدارس شهرستان تهران در سال ۸۴-۸۳ كه در سه گروه محروم از پدر كه مادرانشان ازدواج مجدد كردهاند و آْنهايي كه مادرانشان ازدواج مجدد نكردهاند و همچنين گروهي از دانش آموزان داراي هر دو والد اصلي و اجراي آزمون اضطراب كتل ،ميزان اضطراب آنها را به علت اينكه اضطراب يكي از مهمترين عوامل تهديد كننده سلامت رواني افراد است ، مقايسه و رابطه آنها را ارزيابي كند .

اهميت و ضرورت پژوهش

پدر ومادربه عنواناعضاي اصلي خانواده وظيفه سنگين تربيت فرزندان را برعهده دارند وحذف نقش هر كدام درزندگي عواقب ناگواري را در بر خواهد داشت كه بررسي پيامدهاي آن درتمام زواياي زندگي فرزندان و درهمه برهه هاي زماني رشد آنها مخصوصادوران حساس نوجواني لازم و ضروري است .

همانطوركه ميدانيم امروزه تعداد مادراني كه همسر خود را ازدست داده اند و مجبورند به تنهايي مسئوليت فرزندان رابر عهده بگيرند رو به افزايش است كه بدنبال آن تامين معيشت خانواده، خلاءعاطفي و استرسها ي رواني ،توقعات زياد فرزندان و مراقبت از آنها و دشواريهاي ناشي از اينكه تنها بزرگسال خانواده محسوب مي شوند، مشكلاتي است كه اين زنان در برابرآنها قرار مي گير ند كه شايد به تنها يي نتوانند از عهده آن برآيند و همچنين فرزندان نيز ممكن است در اثر فقدان پدر دچار كمبود ها و مشكلاتي شوند كه شايد در اين ميان حضور

فرد ديگر در كنار مادر و فرزندان همچون يكي از اعضاي فاميل و يا ازدواج مجدد مادر و حضور ناپدري بتوانداندكي از مشكلات آنها راحل كند، به شرط آنكه در اين كار مصلحتمادر و فرزندان در نظرگرفته شود ، اگر چه ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه اكثرا معتقدند مادر به تنهايي نمي تواند زندگي را اداره كند و از طرف ديگر همگان ديد منفي نسبت به ازدواج مجدد و حضور ناپدري دارند و فرزندان نيز ممكن است با تحقق اين امر مخالف باشند.

البته ذكر اين مطلب ضروري است كه بررسي نقش پدر و اثرات منفي عدم حضور پدر در خانواده و مشكلات سرپرستي كودكان توسط مادر در اين پژوهش هرگز به معناكم رنگكردن نقش مادر و حضور مؤثر اودرخانواده وياانكار اثرات ناخوشايند فقدان او نيست.

اضطراب نيز امروزه يكي از عوامل تهيه كننده سلامت رواني افراد محسوب مي شود كه در سنين نو جواني بسيار شايع است و باعث اختلال در زمينه هاي مختلف عملكردي خواهد شد و با توجه به اينكه تعاملات درون و ساخت آن مي تواند بر كميت و كيفيت اضطراب اثر گذار باشد و احساسات تند و خصمانه نسبت به يكي از اعضاي خانواده مخصوصا والدين ممكن است موجب از دست رفتن تعادل فرد و ايجاد اضطراب دروني گردد ، بررسي تاثير حضور و يا عدم حضور پدر وهمچنين ازدواج مجدد مادر بعد ازفقدان پدر در ميزان اضطراب فرزندان چه از لحاظ عملي و چه از لحاظ نظري حائزاهميت بوده و ضروري به نظر مي رسيد.

اهداف پژوهش
اهداف كلي:
۱-تعيين تفاوت ميزان اضطراب ميان فرزندان محروم از پدركه مادرشان ازدواج مجدد كرده اند و فرزندان محروم از پدر كه مادرشان ازدواج مجدد نكرده اند .
۲-تعيين تفاوت ميزان اضطراب ميان فرزندان محروم از پدر كه مادرشان ازدواج مجدد كرده اند و فرزندان داراي هردووالداصلي.
۳-تعيين تفاوت ميزان اضطراب ميان فرزندان محروم از پدر كه مادرشان ازدواج مجدد نكرده اند و فرزندان داراي هر دو والد اصلي.

اهداف جزئي
۱-تعيين تفاوت ميانگين اضطراب كلي در بين دانش آموزان دختر و پسر هرگروه
۲-بررسي خصوصيات يك پدر ايده آل از ديد فرزندان
۳بررسي نظرات فرزندان محروم از پدر در مورد ازدواج مجدد مادرشان

سؤالات پژوهش

۱-آيا از نظر ميزان اضطراب كلي بين دختران و پسران محروم از پدر و همچنين بين دختران و پسران محروم از پدر كه مادرشان ازدواج مجدد كرده اند تفاوتي وجود دارد؟
۲-آيا از نظر ميزان اضطراب بين دانش آموزان دختر و پسر داراي هر دووالد و محروم از با ازدواج مجدد مادر و بدون ازدواج مجدد مادر تفاوت وجود دارد ؟
۳-وظا يف يك پدر خوب از ديد فرزندان چيست ؟
۴-فرزندان نسبت به ازدواج مجدد مادربعد از فوت پدر چه نظري دارند ؟
۵-علت ازدواج دوباره مادران بعد از فوت پدر ، از ديد فرزندان چيست ؟

متغير ها
متغير پيش بيني: ازدواج و يا عدم ازدواج مجدد مادر بعد از مرگ پدر
متغير ملاك: ميزان اضطراب فرزندان محروم از پدر كه مادرا نشان ازدواج مجدد كرده اند و آنها يي كه ما درانشان ازدواج مجدد نكرده اند.

فرضيه ها
فرضيه هاي اصلي :
۱-در مقا يسه ميزان اضطراب ،ميان ميزان اضطراب دانش آموزان دختر و پسر سوم راهنمايي كه محروم از پدر كه مادرانشان ازدواج مجدد نكرده اند ودانش آموزان دختر و پسر سوم راهنمايي كه مادرانشان بعد فوت پدر ازدواج مجدد كرده اند تفاوت وجود دارد.
۲-درمقايسه ميزان اضطراب ، ميان ميزان اضطراب دانش آ موزان دختر وپسر سوم راهنمايي كه داراي هردو والدهستند و دانش آموزان دختروپسرسوم راهنمايي محروم از پدركه مادرشان ازدواج مجدد نكرده اند تفاوت وجوددارد.
۳-در مقايسه ميزان اضطراب، ميان ميزان اضطراب دانش آموزان دختروپسرسوم راهنمايي كه داراي هر دووالدهستندو دانش آموزاند دختروپسرسوم راهنمايي كه مادرانشان بعد فوت پدر ازدواج مجدد كرده اند تفاوت وجود دارد.

فرضيه هاي فرعي :
۱- ميانگين اضطراب كلي در دختران هر سه گروه مورد پژوهش بيشتر از پسران است
۲- رابطه اكثر دانش آموزان محروم از پدر كه مادرانشان ازدواج مجدد كرده اند با ناپدري خويش نسبتا خوب است.

تعاريف واژه ها
تعاريف مفهومي :
۱- اضطراب : يك احساس منتشر، بسيار ناخوشايند واغلب دلواپسي است كه با يك يا چند تا از احساسهاي جسمي همراه مي گردد مثل احساس خالي شدن سر دل، تنگي قفسه سينه، طپش قلب،تعريق، سردرد، يا ميل اجباري ناگهاني براي دفع ادرار، بي قراري و ميل براي حركت نيز از علائم شايع است (پور افكاري ، ۱۳۷۱ )
۲- محروم از پدر : غيبت پدر در خانواده به علل هاي مختلف همچون مرگ او، طلاق، مسافرتهاي طولاني و… مي تواند فرزندان را از داشتن او محروم كند كه در اين پژوهش دليل محروميت از پدر مرگ وي مي باشد
۳- ازدواج مجدد : بدنبال از دست دادن همسر، زن يا مرد همسراز دست داده ممكن است تصميم به ازدواج با فرد ديگري بگيرد .

تعريف عملياتي :
اضطراب : منظور از اضطراب در اين پژوهش عاملي است كه به وسيله آزمون اضطراب كتل سنجيده و اندازه گيري مي شود و نمره آن از ۰ تا ۸۰ مي تواند باشد.

فصل دوم

پيشينه پژوهش

نقش خانواده

انسان كيفيت و خميره انساني خويش را از خا نواده و اجتماع توسط برنامه هاي تربيتي كه از همان اوان كودكي براي او طرح ريزي مي شود ،مي گيرد(نجاتي ،۱۳۷۱).
تربيت فرزندان اين سازندگي تاريخ امروز وفردا براي هر كس مي تواند به صورت يك وظيفه مطرح شود.تربيت صحيح فرزند مي تواند سعادت به همراه داشته باشد و تربيت غلط پشيماني وظلا لت و اندوه به ارمغان خواهد آورد ( نجاتي ،۱۳۷۱)
خانواده به مفهوم اخص آن مي تواند خاستگاه اعضاي خويش باشد و پناهگاه آن قرار گيرد نهادي باشد با احكام و سلسه مراتبي كه ممكن است در نظر بعضي ها ظالمانه بنظرآيد ولي به هر حال به همگان احساس امنيت مي بخشد.

• خانواده در طي هزاران سال پايدارترين ومثمرثمرترين وسيله حفظويژگي هاي اصلي و فرهنگي مردم بوده است وعامل مهمي در انتقا ل تجربيات وويژگي هاي فرهنگي به نسل هاي بعدي مي باشد ( نجا تي ،۱۳۷۱).
• خانواده يكي از عوامل مؤثر واساسي در رفتار فرد مي باشد ، كودك از بدو تولدخصو صياتي را ازوالدين خود به ارث مي برد و زمينه هاي رشدش فراهم مي آيد . موقعيت مختلف خانواده ووضعيت معيشت ، افكار وباورها ،آداب و رسوم، آرمان ها وآرزوها ونحوه تربيت خانواده در چگونگي بروز رفتاركودكان تاثير زيربنايي دارد . خانواده شكل كار و چگونگي ارتباط اعضاي خانواده به نحوي است كه محيط خانواده رابراي تامين احتياجات اساسي كودكان در زمينه هاي مختلف محيا مي سازد. كودكاني كه درخانواده هاي راحت و تامين پرورش مي يا بند.

رفتارشان با كودكانيكه در محيط نامنا سب پرورش مي يابند كا ملا متفاوت است (نجاتي ،۱۳۷۱).
• آمدن شرايط نامناسب ونابسامان در خانواده به خاطرجهل و سهل انگاري والدين در امور تربيتي زمينه را براي بسياري لغزشها انحراف هاي نسل امروزو زنان ومردانجامعه فردا. فراهم مي آورد
• ( نجاتي ،۱۳۷۱).
• كودك از نحوه برخورد و رفتار پدرومادرچيزهايي زيادي را فرا مي گيرد،تجربيات بسياري را در خانواده كسب مي كند و با دنياي پيرامون واجتماع خود آشنا مي شود. همچنين خانواده محيط مناسبي براي پرورش وتربيت كودك و آموزشي دوستي ،بردباري، تعامل ،مسئوليت و اعمال اخلاقي به وي باشدواين در صورتي
• است كه آرامش در خانه حكمفرما باشد در غيراين صورت بدترين ونامناسب ترينمحيط براي كودك است وكودك در آنجا به جاي يادگيري هاي مثبت، كينه ونفرت، نابكاري ونفاق را فرا مي گيرد و بنين ترتيب خانواده مي تواند در كودك سازندگي يا ويرانگري ، رفتار مناسب يا نامناسب ايجاد كند ( نجاتي ،۱۳۷۱).