چكيده
در رابطه با طرح پي جويي و پتانسيل يابي كانسارهاي غير فلزي كانسارهاي استان ايلام ، مواردزير استفاده و نقشه هاي مورد نظرتهيه گرديده است. اين مدارك عبارتند از :
۱- فتوژئولوژي عكسهاي هوايي مناطق موجود در برگه هاي (sheet) هاي حميل، چغا كبود، جويزر، زرنه و رووان.
۲- تهيه نقشه هاي پايه و اصلاح اين نقشه ها با توجه به عمليات صحرايي

۳- تهيه ۵ نقشه زمين شناسي و معدني با مقياس ۵۰۰۰۰ :۱ كه واجد نقاط معدني مشخص شده در طرح مي باشد.
۴- نمونه برداري از مناطق ياد شده و آناليز نمونه هاي مذكور.
۵- تهيه گزارش مربوط به طرح پي جويي و پتانسيل يابي كانسارهاي غير فلزي.

در اين طرح جمعاً تعداد ۴۰ آناليز بر روي نمونه ها صورت گرفته است و تعداد ۱۰۰ شبانه روز براي طرح مذكور كار صحرايي صورت گرفته است و نتيجه آن مشخص شدن تعدادي انديس معدني مي باشد.

در بازديدهاي اوليه اين ناحيه سنگ شيلي سياه رنگ كربناته حاوي ذرات پراكنده سولفيد به همراه كاني سبز رنگ و اكسيدهاي آهن جلب توجه نموده است.
بر اساس نقشه هاي تهيه شده و مطالعات انجام شده وجود ناهنجاري هاي باريت و نيز بيتومين و كمي فسفات و سيلستين به همراه ناهنجاري هاي سولفورهاي آهن (پيريت و ماركاسيت) حاوي مقاديري ارسنيك، روشن گرديد. در حاليكه آثار كانيهاي مس در سطح زمين يافت نشد. در هر حال نتايج آزمايشات عنصري مي تواند امكان حضور عناصر ديگر را بازگو نمايد.

مقدمه
منطقه زاگرس كمي كمتر از پهنه ميهن را در بردارد، در حاليكه بجز نفت كه يك كانسار مواد آلي است، تقريباً هيچ گونه اطلاعات معدني و علمي و اقتصادي از اين ناحيه عظيم در دست نيست. اميد است با پيگيري مطالعات كه آغازش با اين گونه پروژه هاست، بتوان با ايجاد كمترين هزينه توان معدني آنرا مورد پژوهش و ارزيابي قرار داد.
در اكتشافات ژئوشيميايي، ويژگي هاي ژئوشيميايي و كاني سنگين كمپلكس هاي زمين شناسي مورد مطالعه قرار مي گيرد. در اين ره گذر مسائل نمايان شده در اثر مطالعات فاز قبلي مورد بررسي قرار گرفته و نواحي اميدبخش معدني با ارزيابي قابليت توليد معدن آن در فازهاي تفصيلي تر بدست مي آيد.

ناحيه اكتشافي مورد درخواست در خط راست حدود ۳۵ كيلومتري باختر تا شمال باختري شهر ايلام در منطقه اي كوهستاني قرار دارد. گستره مزبور از نظر زمين شناسي در منطقه زاگرس و در قلمرو سنگ هاي رسوبي با روند ساختاري شمال باختري قرار دارد.
كوشش بر آنست كه با ايجاد كمترين هزينه و با بازدهي مناسب طرح اكتشاف ناحيه تدوين گرديده و نتيجه گيري لازم براي پاسخ به سؤال اصلي معدني ناحيه مزبور،‌ يعني وجود كاني سازي مس ارائه شود.

خاطرنشان مي سازد كه زون زاگرس حدود مساحت كشور را در بر گرفته اين در حالي است كه كمترين اطلاعات زمين شناسي را داراست، به ويژه از نظر تحقيقات معدني بجز نفت عملاً صفر است شايد زمان آن رسيده باشد كه اين ناحيه عظيم را براي استفاده از كانيهاي صنعتي و مهمتر از آن تحقيق پتانسيل معدني آن مورد پژوهش قرار داد.

فصل اول
تاريخچة مطالعات قبلي

۱-۱-مقدمه
استان ايلام طبق تقسيمات زمين شناسي در بخش زاگرس چين خورده يا زاگرس خارجي واقع در جنوب غربي ايران واقع شده است پهناي اين زون را ۱۵۰ تا ۲۵۰ كيلومتر تخمين زده اند، احتمالاً در برخي نواحي به زير زاگرس رورانده كشيده مي شود. اين ناحيه توسط شركت ملي نفت ايران تهيه شده است علاوه بر مطالعات فوق كه بيشتر به صورت ناحيه اي و براي كارهاي نفتي صورت گرفته است مطالعاتي كه در استان ايلام و در رابطه با مواد معدني تا كنون صورت گرفته عبارتند از:

– طرح مطالعاتي مواد اوليه مصالح ساختماني استان ايلام كه توسط يك گروه مطالعاتي در سال ۱۳۶۲ صورت گرفته است.
– گزارش طرح مطالعه پي جويي مواد معدني دولوميت و خاكهاي صنعتي استان ايلام – علي امامعلي پور – ميرصالح مير – محمدي – مجري طرح: محمدعلي رضا قلي
– گزارش پراكندگي و تخمين ذخيره شن و ماسه شهريور ۶۳ منوچهر سالمي، مجيد ابراهيمي ساعتي.

هر چند از ديدگاه زمين شناسي و معدني نقاط كور فراواني در استان ديده مي شود اما مطالعات فوق كمك شايان توجهي درباره كانسارهاي موجود در استان نموده است بطوريكه تقريباً منابع گچ، آهك، شن و ماسه و خاك رس استان شناسايي شده و در بيشتر نقاط نيز به مرحلة بهره برداري رسيده است.
۱-۲-مشخصات جغرافيائي استان
استان ايلام با مساحتي حدود ۱۹۰۴۵ كيلومتر مربع تقريباً ۲/۱ درصد مساحت كل كشور در غرب ايران بين ۳۱ درجه و ۵۸ دقيقه تا ۳۴ درجه و ۱۵ دقيقه عرض شمالي و ۴۵ درجه ۲۴ دقيقه تا ۴۸ درجه و ۱۰ دقيقه

 

طول شرقي قرار دارد.
استان ايلام از شمال به استان كرمانشاه از غرب به كشور عراق (در حدود ۴۳۰ كيلومتر از مرز مشترك ايران و عراق در اين استان مي باشد.) از جنوب به قسمتي از استان خوزستان و از شرق به استان لرستان محدود بوده و بر اساس آخرين تقسيمات كشوري داراي ۵ شهرستان ۱۲ بخش و ۴۱ دهستان و ۱۰۲۲ آبادي مي باشد. استان تا قبل از سال ۱۳۴۳ يكي از شهرستانهاي تابع استان كرمانشاه بوده و سپس با تغييراتي از نظر تقسيمات كشوري و منظم شدن دهستانهاي مجاور در سال ۱۳۴۵ به فرمانداري كل و در سال ۱۳۵۳ به استان تبديل گرديد. شهرستان ايلام در فاصله حدود ۷۳۰ كيلومتري تهران واقع شده و داراي مساحتي در حدود ۴۰۰۰ كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا ۱۳۱۹ متر مي باشد.

شهرايلام در دره اي كوهستاني قرار گرفته و با ارتفاعات كبير كوه (در جنوب شرقي) و مانشت (شمال و شرق) محصور گرديده است، استان ايلام منطقه اي است كوهستاني كه مهمترين كوههاي آن عبارتند از: كبير كوه كه بلندترين قله آن ورزين داراي ارتفاع ۳۰۶۲ متر و دينار كوه كه بلندترين قله آن ۲۶۰۰ متر ارتفاع دارد، رشد سالانه جمعيت در دهه گذشته ۵/۴ درصد بوده كه در بعضي از بخشهاي استان به ۷% نيز مي رسد. رشد نرخ بيكاري استان حدود ۲۰% مي باشد فعاليت اغلب ساكنين استان را دامداري توأم با كشاورزي تشكيل مي دهد. از مساحت استان ،۴۶۹۰۰۰ هكتار جنگل، ۱۲۰۰۰۰۰ هكتار مراتع، ۲۰۰۰۰۰ هكتار اراضي ديم و ۵۰۰۰۰ هكتار اراضي آبي مي باشد.

در اين استان طوايف عرب، لر و كرد وجود دارد كه عليرغم تنوع در گويش و فرهنگ همه در اعتقاد به مذهب شيعه اثني عشري و وفاداري به انقلاب اسلامي مشترك مي باشند. (حدود ۹۳/۹۹ درصد مسلمان هستند) با توجه به سرشماري سال ۱۳۷۰ جمعيت استان به حدود (۴۴۰۶۹۳) نفر رسيد مردم ايلام در زمره

مطمئن ترين مرزداران كشور هستند كه طي ۸ سال دفاع مقدس با نثار خون شهيدان خود اين واقعيت را ثابت كردند.
مهمترين ارتفاعات اين استان عبارتند از:

۱- كبير كوه، كه جهت آن از شمال غرب به جنوب شرقي استان ايلام بوده و بلندترين قله آن بنام ورزين ۳۰۶۲ متر از سطح دريا ارتفاع دارد.
۲- دينار كوه، با ارتفاع ۲۶۰۰ متر از شعب كبيركوه بوده و بين آبدانان و دهلران واقع است.
۳- كوههاي يخجير، سياه كوه، سرخ كوه، حمرين كوه، از ارتفاعات مهم منطقه محسوب شده و از شعبات كبيركوه بشمار مي روند.
بخش جنوبي استان ايلام كه عمدتاً اراضي شهرهاي مهران و دهلران را در بر مي گيرد، خالي از ارتفاعات و مركب از دشتهاي صاف و هموار است.
دشتها:

دشتهاي مهم استان عبارتند از دشت مهران، محسن آب، حسين آباد، دشت كلات، مورموري در آبدانان و دشت عباس.
استان ايلام از نظر اقليمي جزء مناطق گرم ايران بشمار مي رود ولي عامل ارتفاع نقش مهمي در تنظيم وضع اقليمي وفصول درجه حرارت محلي دارد. خصوصيت يك چنين منطقه اي اختلاف زياد درجه حرارت شب و روز و بين كوه و دشت مي باشد.
در تير ماه درجه حرارت دما به ۴۰۰ درجه سانتي گراد مي رسد كه همين پديده به فرسايش مكانيكي كمك مي نمايد. به هنگام گرماي تابستان، مردم ناگزير به داخل كوهها و دره هاي واقع بين دو چين خوردگي مهم

كبيركوه و انجيركوه پناه مي برند و به هنگام سرماي زمستان روانه مناطق شرق بين النهرين مي شوند. به اين ترتيب تنها منطقه اي كه در تمام سال از حداقل رطوبت لازم براي زندگي برخوردار مي باشد، همان دره هاي واقع بين دو چين خوردگي است. باران بهاره در پشت كوه زياد است. ميزان بارندگي در مناطق مهران و دهلران ساليانه حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميلي متر است و در شمال و شمال شرقي استان به ۳۰۰ تا ۹۰۰ ميليمتر مي رسد. ميزان متوسط باران سالانه ۳۹۰ ميلي متر است ولي در ارتفاعات هر زمستان بايد انتظار برف را داشت.
هواي سرتاسر ايلام با وجود كوهستاني بودن منطقه در زمستان مه آلود و در تابستان بر اثر گرماي شديد دشت و سوختن علفها و وزش بادها از دشت به كوه غبارآلود است. مي توان گفت كه روي هم رفته در بخش كوهستاني ۸ ماه و در بخش دشتها ۴-۳ ماه خوش هوائي وجود دارد. به طور كلي مي توان گفت كه شهر ايلام منطقه ايست كه با ارتفاع زياد سرد سيري بوده و از هوايي سالم بخصوص در فصل تابستان معتدل برخوردار است.

در صورتيكه منطقه مهران چون در دشت واقع شده و ارتفاع كمتري دارد. داراي آب و هواي گرم است (وزش بادهاي گرم در تابستان مزيد بر گرماي هواي اين منطقه در تابستان مي شود).

آب :
با توجه به ميزان بارندگي و وجود رودخانه هاي متعدد،‌ اكثر مناطق اين استان از نظر تأمين آب داراي شرايط مطلوبي است. ولي با توجه به اينكه محل استخراج معادن عمدتاً در نقاط دور از نواحي مسكوني مي باشد مسئله تأمين آب مورد نياز براي معادن و يا تأسيسات و كارخانجات بهره برداري و توليدي از اهميت خاص برخوردار است.

منابع آب سطح استان را در دو بخش آبهاي سطحي (رودخانه ها) و آبهاي زيرزميني مي توان بررسي نمود:
رودخانه ها:‌ رودخانه هاي اين استان عموماً از كبيركوه سرچشمه مي گيرند و به طرف شرق جريان دارند.تعدادي از آنها به رودخانه سيمره منتهي شده و برخي ديگر از مرز كشور عبور كرده و به خارج از كشور مي ريزند. استان از نظر حجم آب رودخانه غني است و علي الظاهر تعداد رودخانه ها بيش از ۱۱ بستر با آبدهي هاي مختلف گزارش شده است كه مورد استفاده ۱۴۶ آبادي قرار مي

گيرند و بر روي آنها بيش از ۲۵۵ هكتار از اراضي را آبياري مي كند، مهمترين رودخانه هاي اين استان عبارتند از:
رودخانه هاي سرابله، چرداول، سراب كلان، سراب زنجيره، گرو، گنجه، كلم، سيكان و شيخ مكاني كه اغلب از كبيركوه سرچشمه گرفته و پس از مشروب نمودن اراضي وسيعي از استان به رودخانه سيمره مي ريزد.رودخانه كنجانچم (آبدهي اين رودخانه در زمستان و بهار ۵-۴ متر مكعب در ثانيه و در پائيز و زمستان ۲-۸/۰ متر مكعب و در مواقع سيلابي نيز به ۵۰۰ متر مكعب در ثانيه مي رسد)، چنگوله (۵/۱ متر مكعب در ثانيه آبدهي دارد و داراي املاح سولفاته و كلرور است)، گاوي (كه از جمله رودخانه هاي سيلابي بشمار مي رود و حدوداً ۲-۱ ماه در سال آب دارد) و ميمه (۲ متر مكعب در ثانيه آبدهي دارد و داراي املاح فسفره است) از ديگر رودخانه هاي اين استان محسوب مي گردد.
آبهاي زيرزميني:

با وجود پهنه هاي وسيعي از طبقات غير قابل نفوذ در سطح استان، سفره هاي آب زيرزميني در اكثر مناطق وجود داشته و مورد بهره برداري قرار مي گيرد.خروج آب زيرزميني به سطح زمين به صورت چشمه هاي متنوع، عمدتاً در كنار ارتفاعات ديده مي شود كه سرچشمه برخي از رودخانه هاي منطقه را تشكيل مي دهند. اين چشمه ها اغلب از لايه هاي آهكي و در

فصل مشترك آهكها با لايه هاي نفوذ ناپذير مجاور خارج مي گردند مهمترين اين چشمه ها در مناطق سراب، سراب كارزان، سراب باغ، دره شهر و سراب آبدانان ديده مي شوند.
سفره هاي آبرفتي در كليه دشتهاي آبرفتي وجود دارد و بر حسب نوع لايه هاي زمين شناسي اطراف دشت كيفيت آب سفره ها متفاوت است.
در دشت ايلام سطح آب زيرزميني بالا است و متوسط عمق آب در حدود ۳ متر مي باشد. كيفيت آب مناسب بوده و از تيپ كربناته است.
در دشت صالح آباد سفره آب زيرزميني گسترش مناسب دارد ليكن درصد املاح آب بالاست و تيپ آب كلروره و سولفاته است. در قسمتهاي جنوبي تر دشت رودخانه كنجانچم داراي آب شور است.

در سفره آب زيرزميني دشت مهران، سطح آب بالا بوده و ميانگين آن بالاي ۳ متر است. كيفيت آب در بخشي كه توسط رودخانه كنجانچم تغذيه مي شود مناسب نيست و نسبتاً شور است ولي در بخشي كه توسط رودخانه گاوي تغذيه مي گردد. از شرايط بهتري برخوردار است.
در دشت دهلران، سطح آب زيرزميني دشت نسبتاً بالاست و داراي عمقي معادل ۶ متر مي باشد. كيفيت آب در بخش بالاي دشت مناسب است ولي در وسط دشت وجود آب شور محدوديت هائي در بهره برداري از چاههاي آب ايجاد مي كند.

دشت عباس – گرچه اين دشت وسيع توسط آبرفت پوشيده شده است، ليكن ضخامت آبرفت در بخش اعظم دشت ناچيز است. در بخش شرقي دشت وجود آب با كيفيت مناسب امكان بهره برداري از آن را فراهم كرده است. قابل توجه است كه سفره آب سطحي اين دشت داراي كيفيت نامناسب مي باشد.
دشت كارزان – اگرچه وجود چشمه هاي فراوان در اين دشت، حفر چاههاي آبرفتي را منتفي مي كند، ليكن
مي توان اظهار نمود كه سطح آب زيرزميني در اين دشت بالا بوده و كيفيت آن مطلوب مي باشد.

دشت هليلان – اين دشت نيز داراي سفره هاي آبرفتي مناسب مي باشد. و كيفيت آب آن خوب است سفره هاي آب زيرزميني موجود در آهكها نيز مي توانند يكي از مهمترين منابع تأمين آب بخصوص در نقاطي كه كيفيت آب سفره آبرفتي نامناسب است، باشد. اين سفره ها عمدتاً در آهكهاي سازند آسماري و ايلام – سروك ذخيره شده اند.
۱-۳-راههاي ارتباطي:

استان ايلام داراي يك شبكه هماهنگ نمي باشد و با توجه به اينكه استان فاقد هر گونه شبكه راه آهن و فرودگاه بوده و روستاها و شهرها پراكنده مي باشد. اهميت يك شبكه صحيح ارتباطي ضروري بنظر مي رسد و اتصال استان به خط راه آهن كشور از محور انديشمك يا محور اليگودرز پيشنهاد مي گردد. همچنين فرودگاه كه يكي از عوامل اصلي توسعه منطقه بحساب مي آيد كه بحول وقوه الهي تا پايان سال ۷۳ قسمتي از آن به مرحله بهره برداري مي رسد. طول راههاي اصلي استان بيش از ۴۰۰ كيلومتر و راههاي فرعي آن بيش از ۷۵۰

كيلومتر مي باشد. شبكه راههاي موجود باعث اتلاف مقدار متنابهي از توليدات كشاورزي و دامي استان شده و اين مسئله بر توزيع اين محصولات در سطح استان مؤثر مي باشد مطالعات انجام شده نشان مي دهد در صورت ايجاد يك شبكه هماهنگ ارتباطي، استان مي تواند بسياري از مواد اوليه مورد نياز صنايع غذائي ساختماني را تأمين نموده و باعث رونق سرمايه گذاري در منطقه و جذب نيروي متخصص گردد.

مجموع راههاي در دست ساختمان استان ۶۴۸ كيلومتر است. همچنين ۲۸۳ كيلومتر راه نيز مطالعه شده جهت گسترش راههاي استان در نظر گرفته شده و ۶۵۸ كيلومتر راه در دست مطالعه و بررسي مي باشد. همچنين در برنامه پنج ساله اول ۲ محور اصلي، ۱۱ محور فرعي و ۵۰۰ كيلومتر راه روستائي در نظر گرفته شده است.
ضمناً با توجه به اتمام عمليات حفر تونل آزادي بطول ۱۱۷۲ متر و راه اندازي آن تا پايان سال ۷۵ نقش مؤثري در ايجاد راه ارتباطي استان دارا مي باشد.

فصل دوم
ژئومورفولوژي منطقه

۲-۱- مقدمه
بطور كلي، سيماي ژئومورفولوژيكي استان را رشته كوهها و نواحي كوهستاني، دشتها و تپه ماهورها تشكيل مي دهد، بطوريكه – از كل مساحت استان كوهستاني و عمدتاً پوشيده از جنگل و بقيه را دشتها و تپه ماهورها شامل مي شود.

گسترش عمومي رشته كوهها و ارتفاعات در نيمه شرقي و شمال شرقي و گسترش دشتها و نواحي كم ارتفاع در نيمه غربي و جنوبغربي مي باشد، ولي اين حالت كليّت نداشته بطوريكه در بين رشته كوههاي مرتفع نيز دشت هاي عموماً كم وسعت قرار دارند كه زمينهاي مزروعي عشاير بر روي آنها واقع شده است.
عوامل كنترل كننده سيماي ريختار شناسي و چهره پرداز منطقه شامل عوامل ساختاري، ليتولوژيكي و فرآيندهاي آب و هوائي مي شود.
تكنونيك و عوامل ساختاري نقش عمده اي در ايجاد دشتها، تپه ها، چشمه ها و آبراهه ها در منطقه ايفا كرده است. ساختار عمومي منطقه ساده و شامل طاقديس و ناوديس هاي فشرده با روند شمالغرب – جنوب شرق

بوده و امتداد طاقديسها تا فواصل زياد (گاهي چندين ده كيلومتري) قابل تعقيب هست، به گونه اي كه اين طاقديس ها و اشكال بوجود آمده ناشي از فرسايش آنها عموماً ارتفاعات را تشكيل داده و از لحاظ ريختاري طاقديس ها پشت نهنگي (Long whale – Back Anticline) را بوجود آورده اند.
ناوديس ها نيز عموماً دشت هاي بين ارتفاعات را تشكيل داده اند كه از گسترش چنداني برخوردار نيستند. در مجموع اين ارتفاعات و دشتها بين كوهستاني به تبع از وضعيت ساختاري منطقه در جهت شمالغرب – جنوبشرق كشيده شده اند.

از ريخت هائي كه بطور معمول در اكثر طاقديس ها (كه هسته آنها بطور كم و بيش فرسايش يافته) و تحت كنترل شرايط ساختاري بوجود آمده اند. مي توان ريخت هاي خرپشته اي (Hog BACK) و كواستا (Questa) را نام برد ، اين ريخت ها مربوط به لايه هاي تشكيل دهنده يالهاي طاقديس ها مي باشد كه داراي زواياي (شيب) مختلفي هستند. اين اشكال ريختاري در هر دو طرف اكثر طاقديس هاي استان مشاهده مي شود.

بالاخره، از اشكال مهمي كه كمابيش بطور پراكنده در اكثر نقاط استان و تحت كنترل عوامل تكتونيكي بوجود آمده اند، كوه لغزه ها (Land Slides) ، سنگريزه ها (Rock Falls) و ريزش را مي توان نام برد. كوه لغزه ها در اكثر طاقديس ها كه هسته آنها بر اثر عوامل ساختاري – فرسايشي نمايان است، ديده مي شود. اين لغزشها، باعث بهم خوردن نظام طبقات و ريزش نواحي وسيعي شده است يكي از مناطقي كه اين پديده در وسعت زياد بوجود آمده، طاقديس نخجير است.

گذشته از عوامل ساختاري، عوامل ليتولوژيكي نيز سهم بسزائي در چهره پردازي ناحيه دارند، و بطوري كه سنگهاي آهكي و دولوميتي عموماً تشكيل صخره ها، ديواره ها (Cliffs) و پرتگاهها را داده اند، بعنوان

مثال، مرتفع ترين نواحي طاقديس كبيركوه را عمدتاً‌ سنگهاي آهكي سازند سروك تشكيل مي دهند، همچنين سنگهاي آهكي و دولوميتي سازند آسماري نيز بطور معمول اين اشكال را بوجود مي آورند. برعكس سازندهاي صخره ساز نامبرده، سازندهائي نيز وجود دارند كه بر حسب ويژگيهاي ليتولوژيكي خود تشكيل نواحي كم ارتفاع، دشت ها و تپه ماهورها را مي دهند. در اين ميان مي توان از سازندهاي اميران – گورپي – سورگاه و پابده نام برد كه عمدتاً از رسوبات شيلي، مارني، و تيپ فليش تشكيل شده اند. البته هر كدام از اين سازندها در نواحي گسترش دارند، ريخت هاي مشخصي را بوجود آورده اند،‌ مثلاً هر جا كه سازند گورپي گسترش دارد، دشت ها نمايان هستند، همچنين سازند پابده نواحي شيب داري را از دشت ها و تپه ماهورها بطرف ارتفاعات (سنگهاي آهكي صخره ساز آسماري) بوجود آورده اند.

۲-۲-زمين شناسي ناحيه اي

محدودة جغرافيايي استان ايلام از نقطه نظر تقسيمات زميني شناسي ايران (اشتوكلين ۱۹۶۸، نبوي ۱۳۵۵، افتخارنژاد ۱۳۵۹) در زون زمين ساختي زاگرس و چين خورده (Fol ded Zagros Zone) يا زاگرس خارجي قرار دارد و بخش مركزي و غربي زون مزبور را تشكيل مي دهند بنابراين اختصاصات استراتيگرافي – تكتونيكي آن از واحد زمين ساختي فوق الذكر تبعيت مي كند.

زاگرس چين خورده در جنوب غرب ايران واقع شده (ناحيه قرارداد ۱۹۵۴) واحد شمالشرقي آن، منطبق با منطقه تكتونيكي مشهوري است كه راندگي اصلي زاگرس (Zagros Trust) ناميده مي شود.
از ديدگاه زمين ساخت جهاني، زاگرس چين خورده حاشيه قاره اي غير فعال (در مقايسه با زون سنندج – سيرجان) كه حاشيه تازه اي فعال محسوب مي شود، اقيانوس نئوتتيس را تشكيل مي دهد كه با روند

شمالغرب، جنوب شرق از باختران تا سراسر لرستان مركزي و خوزستان شرقي تا جزيره خارك در خليج فارس كشيده شده است. با توجه به اينكه استان ايلام در زون مورد بحث واقع شده است، لذا بررسي تاريخچه رخدادهاي زمين شناسي در اين منطقه از كشورمان در گرو شناخت حوادث و رخدادهاي روي داده در تكوين زاگرس چين خورده مي باشد.
بطور كلي سه مرحله با ويژگيهاي متفاوت در تكوين زاگرس چين خورده وجود دارد:

۱- مرحلة پلاتفرمي كه در اين مرحله اين زون مانند ساير قسمت هاي ايران مانند البرز و ايران مركزي از رسوبات پلاتفرمي (پوشش پلاتفرم) پوشيده شده است. اين مرحله از اينفراكامبرين تا ترياس مياني (محتملاً ترياس پاياني) بطول انجاميده است. در اين مدت بخش هائي از آن خارج از آب بوده اند زيرا كه رسوبات سيلورين تا پرمين در برخي نقاط حتي در حفاريهاي نفتي هم مشاهده نشده است. رسوبات اين مرحله در استان ايلام برونزد نداشته و با رسوبات جدايي پوشيده شده اند.
۲- مرحله بزرگ ناوديسي كه از ترياس پاياني تا ميوسن بطول انجاميده است. در اواخر ترياس، اين قسمت از ايران از ساير مناطق جدا شده و بصورت حوضه فرو افتاده اي كه دائماً در حال نشت بود (حوضه رسوبي زاگرس) در آمد كه در آن رسوبات مزوزرئيك تا ميوسن با ضخامتي حدود ۱۰۰۰ متر رويهم انباشته شده اند. البته وجود رسوبات تبخيري كه از گسترش نسبتاً زيادي برخوردار هستند و برخي از نبردهاي چينه اي كوتاه مدت، نشانه اي از حركات قائم (اپيروژنيك) در اين حوضه بوده است.
در استان ايلام قديمي ترين رسوبات اين مرحله كه داراي برونزد مي باشد، مربوط به نئوكومين (سازند گرو) است كه منحصراً‌ در هسته طاقديس كبير كوه (در نتيجه فرسايش طاقديس) گزارش شده است.

رسوبات تشكيل شده در اين مرحله از تكامل زاگرس چين خورده، در طي آخرين فاز آلپي (ميوبليوسن) چين

خوردگي پيدا كرده همگي از آب خارج شده اند. بطوريكه بعد از آن رسوبات تخريبي ناشي از فرسايش ارتفاعات (كنگلوسراي بختياري) كه در محيط هاي درياچه اي و رودخانه اي ته نشين شده اند بصورت ديگر شيب رسوبات قديمي تر را پوشانده اند.

اين رسوبات در استان ايلام گسترش زيادي برخوردار بوده و در نواحي صالح آباد، آبدانان دهلران، هليلان ضخامت هاي قابل توجهي از آنها مشاهده مي شود.
۳- مرحله جديد يا پس از فاز كوهزائي كه عبارت است از مرحلة‌ كوهزائي پا سادنين كه در نتيجه آن تمام فلات ايران تحت تأثير قرار گرفته و در منطقه زاگرس كنگلومراي بختياري هم چنين خوردگي پيدا نمود.