چكيده :
هدف از اين تحقيق بررسي پرخاشگري و هيجان خواهي نوجوانان و جوانان اصفهان بعد از تماشاي مسابقات فوتبال بين دو تيم فولاد مباركه سپاهان و ذوب آهن اصفهان در ليگ برتر سال ۸۲-۸۱ بود.

بدين منظور ۱۸۰ نفر از تماشاگران و غير تماشاگران را در سه گروه مساوي كه هر يك از اعضاء شانس مساوي داشتند انتخاب گرديد. ۶۰ نفر از ميان طرفداران تيم فولاد مباركه سپاهان و ۶۰ نفر از ميان طرفداران تيم ذوب آهن اصفهان به روش نمونه گيري تصادفي ساده و ۶۰ نفر از ميان نوجوانان و جوانان شهر اصفهان كه به تماشاي فوتبال نپرداخته بودند به روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله انتخاب شدندو پرسشنامه هاي دموگرافيك (جمعيت شناختي)، پرخاشگري آيزنك ومقياس ۴۰ سوالي هيجان خواهي زاكرمن (فرم پنجم) در مورد آنها اجرا

گرديد . ضريب پايايي پرسشنامه پرخاشگري آيزنك و مقياس هيجان خواهي زاكرمن از روش دو نيمه كردن به ترتيب ۷۸/۰ و ۷۹/۰ محاسبه گرديد .در رابطه با فرضيه هاي تحقيق نتايج تحليل تمايزات و آزمون Tبين دو گروه تماشاگر و غير تماشاگر نشان داد كه تفاوت معنا داري بين ميزان پرخاشگري دو گروه وجود دارد و همچنين نتايج نشان داد كه تفاوت بين ميزان

هيجان خواهي دو گروه وجود دارد ولي معني دار نيست . همينطور تحليل واريانس چند متغيري (مانوا) بين سه گروه طرفداران تيم بازنده و طرفداران تيم برنده و غير تماشاگران نشان داد اختلاف بين ميانگين نمرات ، پرخاشگري در سطح ۰۱/۰ معنادار بود و با اطمينان ۹۹ درصد ميزان پرخاشگري در گروه بازنده بيشتر از گروه برنده و غير تماشاگر بوده است ( ۰۳۹/۵ = F) و اختلاف بين ميانگين نمرات هيجان خواهي در سطح ۰۵/۰ معنا دار بود و با اطمينان ۹۵ درصد هيجان خواهي در گروه برنده بيشتر از گروه بازنده و غير تماشاگر بوده است (‌۲۸۹/۳= F).

ABSTRACT

the obgective of this reserch progect was to compare the level of aggression and sensation seeking in football spectators in three grouos of the supporters of the winning team supporters ,loosing team ,and non-spectators, using cansal comparative method .
the brief verified demographic questionnaire, Eysenck aggression questionnaire and sensation seeking scaie (sss),form 5 of Marvin Zuckerman this research progect.
the validity coefficient of the aggression and sensation seeking questionnaire was appraised 0.78and 0.79respectively empolloying the halving method by the investigator.

the research hypotheses included the assumption that there is a difference between the level of aggression and sensation seeking between the adolescents and youth who are spectators of football games and non-spectators. the level of aggression in supporters of the loosing lean is mor than the level of aggression amongst the supporters of the winning team.the level of sensation seeking was higher in the supporters of the winning teamthan amongst the supporters of the loosing team.

To compare the paired discrepancy amongst the groups, the SPSS computer software was employed.
Findings of this progect, based on the analysis of the discrimintion between the two grouos showed that the discripancy between the two groups is significant. the level of aggression is higher in spectator group compared with the non-spectators .
Also the observed T (6.28) is higher than the table’s T at the level of P< 0.01.

Regarding the sensation seeking ,the difference between the two groups was not significant and in observed T (1.60) was less or epual to the table’s T at the level of 0.05.
The findings showed that the discrepancy between the meanscore of aggression ,regarding the observed F (5.039) at the level of 0.01 (0.008) is significant and the level of aggression was higher in the supporters of the loosing team compared with supporters of the winning team or the non-spectators .the difference between the mean scors of sensation seeking with the observed F (3.289) at the level of 0.05 (0.40) was significant and the level of sensation seeking was higher in the supporters of the winning team compared with supporters of the loosing team or the non-spectoators.

مقدمه :
هيجانها در فعاليت انساني بويژه ورزش نقش اساسي دارند و به زندگي كمال مي بخشد اگر بيش از حد در يك فرد جمع شود باعث بروز رفتارهاي غير منطقي خواهد شد .هيجان خواهي[۱] تنوع جويي در احساسات و تجارب از نيازهاي آدمي است چنانچه بعضيها خطر مي كنند تا به چنين تجربه هايي دست يابند (اتكينسون[۲] و همكاران(۱۹۸۰)، ترجمه براهني ، ۱۳۷۰) .

درتعريف پرخاشگري نظريات متفاوتي مطرح شده است .كريمي رفتاري كه هدف آن صدمه زدن به خود ياديگري باشدا پرخاشگري[۳]معرفي مي نمايد و يك رفتار آسيب زا را در صورتي پرخاشگري مي داند كه از روي قصد وعمد به منظور صدمه زدن به ديگري يا خود انجام گرفته باشد (كريمي ۱۳۸۰) . وكارشناسان به انواع متفاوتي از پرخاشگري معتقدندكه بارون [۴] از پرخاشگري خصمانه[۵] و پرخاشگري وسيله اي[۶] سخن به ميان آورده است . پرخاشگري خصمانه زماني است كه قصد اصلي رفتار، صدمه زدن به بازيكن ديگر است . اين نوع پرخاشگري با خشم همراه است و اساسا شخص مي خواهد ديگري را در رنج ببيند ولي پرخاشگري وسيله اي ممكن است رفتار به طور روشن موجب صدمه شود ، اما قصد شخص دستيابي به هدف متفاوت مثل بدست آوردن امتياز است (بارون ،۱۹۹۲) .

پرخاشگري در مردان وزنان وفرهنگها متفاوت است، تحقيقات نشان داده است كه پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند واين تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقريبا در همه سنين و نيز در غالب حيوانات ديده مي شود بطور كلي پسرها بيشتر از دخترها پرخاشگري بدني و لفظي از خود نشان ميدهند و پرخاشگري بخشي از قالب رفتاري مردانه آنهاست.
همچنين رفتار پرخاشگرانه با ترشحات داخلي بدن و وضعيت اقتصادي درارتباط است چنانچه آرچر[۷] در يك مطالعه اي رابطه مثبتي بين سطح تستوسترون مردان و سطح پرخاشگري آنان مشاهده كرده است و اين حالت درمردان داراي اوضاع اقتصادي –اجتماعي پايين بيشتر مشهود بوده است وديده شده است كه سطح بالاي تستو سترون[۸] ، پرخاشگري را بين زنان افزايش مي دهد ( به نقل از كارلسون[۹]۱۹۹۹ ، ترجمه پژوهان، ۱۳۷۰).

روانشناسان ورزش تئوريهاي غريزه[۱۰] ، تئوري يادگيري اجتماعي[۱۱] و فرضيه پرخاشگري ناكامي[۱۲] F.A.H را در تبيين رفتار پرخاشگري مهم تلقي كرده اند . چنانچه فرويد[۱۳] و لورنز[۱۴] ۱۹۶۶ معتقدند كه پرخاشگري به عنوان يك نيروي نهفته در انسان داراي حالت هيدروليكي است ،يعني به تدريج در شخص متراكم و فشرده مي شود تا اينكه انسان نياز به تخليه پيدا مي كند . آنها معتقد به ذاتي بودن پرخاشگري هستند.

بندورا[۱۵] (‌۱۹۷۳) از پيروان مكتب يادگيري معتقد است پرخاشگري همانند ديگر رفتارهاي اجتماعي به وسيله تقليد وتقويت آموخته مي شود در حاليكه دالارد[۱۶] و همكارانش ( ۱۹۳۹) ناكامي را علت پرخاشگري ميدانند. انها بر اين باورند كه اگر چه ما داراي يك سائق پرخاشگرانه فطري هستيم، اما رفتار پرخاشگرانه بوسيله ناكامي از قوه به فعل تبديل مي شود، يعني وقتي كه ناكام شديم با رفتار پرخاشگرانه واكنش نشان مي دهيم چنانچه تحقيقات بكر[۱۷] و همكارانش موئيد همين موضوع است انها دريافتند زماني كه يك تيم در حال

شكست خوردن است احتمال پاسخ پرخاشگرانه به موقعيت ناكامي افزايش مي يابد همچنين بركويتز[۱۸] نسخه سفسطه گرايانه فرضيه پرخاشگري ناكامي را ارائه داد وي فرض كرد كه ناكامي منجر به خشم مي شود وخشم مستقيماً منجر به پرخاشگري حال اگر ناكامي غير قابل انتظار و غير منصفانه تلقي شود، خشم بيشتري را برمي انگيزاند و خشم ممكن است منجر به پرخاشگري شود زيرا ما نمي توانيم فرايندهاي ذهني بالاتري (تفكر ) را به كار گيريم پس اگر خشم به اندازه كافي شديد يا اگر به دلايلي قادر به تفكر منطقي در آن لحظه نباشيم ممكن است پاسخ پرخاشگرانه را به همراه

داشته باشد (بكر،۱۹۹۰؛وبركوتيز،۱۹۹۳) . ايندد و راسل[۱۹] پرخاشگري را آزار همراه با نفرت به صورت فيزيكي كلامي يا رفتار فردي عليه فرد ديگر مي‌دانند (ايندد وراسل،۱۹۷۹) . تات كو[۲۰]‌بيشتر، رقابتهاي قهرماني به جنگ تبديل شده است (تاتكو،۱۹۸۶) . مشروبخواري ازيك سو و خشونت بازي فوتبال ازسوي ديگر بدون تاثير در پرخاشگري تماشاگران نيست اما نبايد اين عوامل را برجسته و تعيين كننده دانست ( ويليا مز[۲۱] و همكاران ، ۲۰۰۰ ، ترجمه افشار ، ۱۳۷۹) .

اوباشيگري[۲۲] در بستر فوتبال پديده اي جديد و نشأت گرفته از تاثير فرهنگي «بورژوايي شدن» و « جهاني شدن » فوتبال در جوانان و نوجوانان بيكار قشر تحتاني طبقه كارگر است همچنين روزنامه ها نيز مي توانند در بروز پرخاشگري وهيجان خواهي سهيم باشند . استفاده روزنامه ها از عنوانهايي مانند فوتبال به جنگ مي رود ، اعلام جنگ با اوباش ، جنگ

دادگاهها با اراذل و جنگ اشرار درورزشگاهها و غيره … نقش مستقيمي در افزايش پرخاشگري مي تواند داشته باشد و خشونت از بعد رواني يكي از هيجانات انساني است كه انسان صنعتي براي پايين آوردن هيجانات خود از جهتي رو به ورزش آورده است . تجمعات بعد از فوتبال ازنظر جامعه شناختي انبوه خلق است و انسان وقتي در انبوه خلق قرارمي گيرد تلقين، عدم مجازات ، پذيرش ، تحريك پذيري و احساس شكست ناپذيري او بالا مي رود . همچنين خواسته هاي جوانان پرخاشگراز اين نظر سياسي نيست چون آنها نمي خواهند حكومت را تغيير دهند و بر سر قدرت بنشينند آنها صرفا دنبال اين هستند كه مطابق سليقه هاي خود زندگي كنند. همچنين عكس العمل جوانان پس از مسابقه فوتبال نمونه كوچكي از نگرش

كلي جامعه است و مي توان آنرا اعتراض مسالمت آميز از طريق شادي تلقي كرد. و آنچه در ورزش پس از مسابقات فوتبال اتفاق مي افتد مثل يك كوه يخ شناوري است كه بخش اعظم آن پنهان است ضمن اينكه ورزش را بايد يك پديده بين رشته اي دانست كه داراي ابعاد اجتماعي ،سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي ، رواني و… مي باشد. براي جلوگيري از اينگونه رفتارها بايستي فرصتهاي تخليه هيجاني براي افراد نه به صورت مصنوعي بلكه به صورت طبيعي از بدو تولد بوجود آوريم وبه اين نكته توجه نمود كه تجمعات بعداز مسابقات فوتبال و درگيريها توسط جوانان تنها فرصتهايي است براي طرح اعتراضات اجتماعي و ساير انواع اعتراضات و صرفاً با پايان يافتن مسابقات هم پايان نمي يابد و بايد به همكاري بين بخشي توجه

بيشتري نمود و دولت سهمي از تقصيرات جوانان پرخاشگر را بپذيرد، پدر و مادر، مدارس ، دانشگاهها و … بايد بپذيرند كه بچه ها نمي دانندبه چه مقدار و اندازه شادي كنند و در آموزش آنها كوتاهي صورت گرفته است . يكي از علل بروز پرخاشگري و تخريب اموال عمومي يا (ونداليسم )[۲۳] «همنشيني افتراقي » است كه ساختار مشخصي ندارد و در رفتار جمعي رخ مي دهد و اين نوع رفتارها معمولا زود ايجاد مي‌شود و زود هم ممكن است ازبين برود و تابع هنجارهاي گروه نيست . همچنانكه در بازي ايران و استراليا ديديم كه مردم جمع شدند و

شادي كردند و اين در خاطره جمعي مردم حك شد و مردم فهميدند اگر در حجم عظيمي بيرون بيايند قادر خواهند بود هيجانات خود را به صورت فعالانه تخليه كنند و با برخوردهاي هميشگي روبرو نشوند يا در حد محدودي روبروشوند (تيلور[۲۴]به نقل از دانينگ[۲۵]،۲۰۰۱؛جعفري مقدم،۱۳۸۱؛عشايري،۱۳۸۰؛افشنگ،۱۳۸۰؛صباغ پور،۱۳۸۰؛باوند،۱۳۸۰؛احمدي،۱۳۸۰؛افروز،۱۳۸۰؛بشيريه،۱۳۸۰؛صديق سروستاني،۱۳۸۰؛محسني تبريزي،۱۳۸۰؛و پيران،۱۳۸۰).
تماشاگران مي توانند باعث حساسيت ، جذابيت ،كاهش وياافزايش انگيزش دربازيكنان ‌گردند و ثابت شده است كه وجود تماشاگران يا ناظران ، عملكرد فرد را بطور معني داري تحت تاثير قرار مي دهد ( ارونسون[۲۶] ۱۹۷۵، ترجمه شكر كن ،‌۱۳۷۰).

لفكوتيز[۲۷] و همكارانش در سال دريافتند كه ۱۹۷۳ تمايل دختران به نگاه كردن ورزشهاي تيمي هماهنگ مثل فوتبال و هاكي با رفتار پرخاشگرانه آنها در كلاس سوم هماهنگي داشته است ( به نقل از آهولا[۲۸] و همكاران ، ۱۹۸۶ ترجمه فلاحي ۱۳۷۲) .

تومسا[۲۹] ( ۱۹۸۲) فرديكه شاهد اعمال خشن ورزشي بوده و سپس بوسيله عاملي عصباني يا ناكام شده بيشتر از فردي عصباني مي شود كه شاهد اين اعمال نبوده است همچنين تماشاي ورزشهاي خشن تيمي، احتمال اينكه احساس پرخاشگرانه را در فرد افزايش دهد زياد است ولي بطور اتوماتيك منجر به اعمال پرخاشگرانه نمي شود (به نقل از آهولا و همكاران ، ۱۹۸۶ ترجمه فلاحي ، ۱۳۷۲ )‌.

نحوه رهبري و رفتار مربي در طول بازي بر روي رفتار تماشاگران بسيار مؤثرا ست (كلاكمن[۳۰] ، ۱۹۶۰ به نقل از رحيمي ۱۳۸۰). ميزان خشونت و پرخاشگري در تماشاگراني كه پس ازمسابقه استاديوم را ترك مي كردند نسبت به افرادي كه در استاديوم حضور نداشتند و يا تازه وارد شده بودند بسيار بالا بود(گلاشتاين و آرمز[۳۱] ۱۹۷۱) . همچنين جوان بودن تماشاگران ، نحوه قضاوت ، نوع مسابقه، مصرف مشروبات الكلي ، رقابت ، ازدحام جمعيت ، وقت تلف شده و نتيجه بازي عوامل مرتبط با رفتار پرخاشگرانه در تماشاگران است ( كاوانوگ وسيلوا[۳۲] ، ۱۹۸۰ ).

عوامل فيزيكي مثل گرما و سرما ، سر وصدا ، ازدحام جمعيت ، تفسير بازي در بين تماشاگران ،‌مصرف مشروبات الكلي و حضور تماشاگران رقيب با اختلافات قبلي موجب افزايش رفتار پرخاشگرانه در بين تماشاگران مشود( مارك[۳۳] و همكاران ، ۱۹۸۳) . همچنين طرفداري متعصبانه باعث ايجاد اختلال و آشوب در بين تماشاگران مي شود (هستورف و كانتريل[۳۴]، ۱۹۶۸به نقل ازماري برد،ترجمه مرتضوي ۱۳۷۰). در دامنه سني۱۵ تا ۱۹ سال مردان و طبقه اجتماعي و اقتصادي پايين جامعه اغلب آشوبگري ديده مي‌شود (دنيس هاول[۳۵] ۱۹۶۸، به نقل ا‌ز ملك پور، ۱۳۸۰). نارضايتي از نقص تاسيسات قديمي، امكانات كم ، مستي تماشاگران و مديريت ضعيف از علل بروز رفتار پرخاشگرانه در ميادين ورزشي است ( تيلور،۱۹۹۱ ؛ ملك پور۱۳۷۹).

اهداف پژوهش
۱-هدف اصلي
۱-۱- تعيين ميزان پرخاشگري نوجوانان و جوانان پس از تماشاي فوتبال است.
۱-۲-تعيين ميزان هيجان خواهي نوجوانان و جوانان پس از تماشاي فوتبال است .
۲٫ هدف فرعي
۲-۱-مقايسه ميزان پرخاشگري تماشاگران طرفدار تيم بازنده با ميزان پرخاشگري تماشاگران طرفدار تيم برنده است .
۲-۲- مقايسه ميزان هيجان خواهي تماشاگران طرفدار تيم برنده با ميزان هيجان خواهي تماشاگران طرفدار تيم بازنده است .

فرضيه ها :
۱- بين ميزان پرخاشگري نوجوانان و جواناني كه به تماشاي فوتبال مي پردازند باميزان پرخاشگري نوجوانان و جواناني كه به تماشاي فوتبال نپرداخته اندتفاوت وجود دارد .
۲- بين ميزان هيجان خواهي نوجوانان و جواناني كه به تماشاي فوتبال مي پردازند با ميزان هيجان خواهي نوجوانان و جواناني كه فوتبال را تماشا نمي كنند تفاوت وجود دارد .
۳- ميزان پرخاشگري تماشاچيان طرفدار تيم بازنده بيشتر از طرفداران تيم برنده است .
۴- ميزان هيجان خواهي تماشاچيان طرفدار تيم برنده بيشتر از طرفداران تيم بازنده است .

روش تحقيق :
روش تحقيق از نوع علي –مقايسه اي[۳۶] يا پس رويدادي بوده است .

جامعه آماري :
جامعه آماري تحقيق نوجوانان و جواناني كه فوتبال بين دو تيم فولاد مباركه سپاهان و ذوب آهن اصفهان را در هفته نهم مسابقات ليگ برتر ( دور رفت ) سال ۸۲-۸۱ در ورزشگاه فولاد شهر روز جمعه دي ماه سال ۱۳۸۱ تماشا نموده اند و نوجوانان و جوانان شهر اصفهان كه به تماشاي فوتبال نپرداخته اند بود .

روش نمونه گيري و حجم نمونه :
تعداد ۱۸۰ نفر از جامعه مورد مطالعه با استفاده از روشهاي نمونه گيري در سه گروه مساوي كه هر يك از اعضا جامعه شانس مساوي جهت انتخاب شدن داشتند در سه گروه ۶۰ نفره انتخاب شدند . ۶۰ نفر از ميان طرفداران تيم فولاد مباركه سپاهان و تعداد ۶۰ نفر از ميان طرفداران تيم ذوب آهن اصفهان به روش نمونه گيري تصادفي ساده[۳۷] و تعداد ۶۰ نفر از ميان نوجوانان و جوانان شهر اصفهان كه به تماشاي فوتبال نپرداخته اند به روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي[۳۸] انتخاب شدند .

ابزار تحقيق:
الف : پرسشنامه جمعيت شناختي : پرسشنامه اي محقق ساخته ، شامل سوالاتي درباره سن ، شغل ، ميزان در آمد ، تحصيلات ، شغل پدر و مادر ، تعداد اعضاي خانواده ، فرزند چندم خانواده و ميزان تحصيلات والدين تماشاگران و غير تماشاگران فوتبال بود .
ب: پرسشنامه پرخاشگري آيزنك : اين پرسشنامه توسط آيزنك[۳۹] در سال ۱۹۶۳ تهيه گرديده است . در مواردي به دليل عدم تطابق با فرهنگ و قابل فهم نبودن جامعه آماري تغييرات اندكي داده شده است. ضريب اعتبار[۴۰] پرسشنامه پرخاشگري آيرنك توسط محقق از روش دو نيمه كردن [۴۱]۷۸% برآورد گرديده است .
ج: مقياس هيجان خواهي زاكرمن : از مقياس هيجان خواهي زاكرمن فرم پنجم[۴۲] استفاده شد . اين مقياس چهار مولفه هيجان زدگي[۴۳] و ماجراجويي[۴۴]، تجربه‌طلبي[۴۵]، گريز از باز داري[۴۶] و ملال پذيري [۴۷]را مي‌سنجد كه براي هر يك مولفه ها ده ماده آزمون در نظر گرفته شده است. مجموع مواد مقياس شامل ۴۰ ماده آزمون دو جزيي الف و ب است. ضريب اعتبار مقياس هيجان خواهي از روش دو نيمه كردن توسط محقق ۷۹% برآورد گرديد.

روش تجزيه و تحليل آماري
در اين پژوهش بنا بر فرضيه هاي مطرح شده از دو سطح آماري ، توصيفي[۴۸] و استنباطي[۴۹] استفاده گرديد . در سطح توصيفي از نمودار، درصد، فراواني و ميانگين و در سطح استنباطي جهت آزمون فرضيه هاي پژوهش از آزمون T مستقل با حجم نامساوي و تحليل تمايزات[۵۰] بين دوگروه تماشاگر و غير تماشاگر با توجه به متغيرهاي پيش بيني كننده و از تحليل واريانس چند متغيري[۵۱] (مانوا) بين سه گروه بازنده[۵۲] ، برنده[۵۳] و غير تماشاگر و از آزمون تعقيبي بن فرني[۵۴] يا دان[۵۵] به منظور مقايسه زوجي اختلاف بين ميانگينهاي سه گروه در پژوهش استفاده شد و تمام تحليلهاي فوق با استفاده از نرم افزار كامپيوتري SPSSانجام شده است

يافته هاي دموگرافيك نمونه‌هاي مورد مطالعه در جدول (۱) آرايه گرديده است .

جدول (۱) توزيع نمونه هاي آماري بر حسب مقطع تحصيلي،وضعيت اقتصادي و سن
شاخص آماري
تحصيلات تعداد درصد
ابتدايي ۲۰ ۱/۱۱
راهنمايي ۲۳ ۷/۱۲
متوسط ۶۲ ۴/۳۴
عالي ۷۵ ۶/۴۱
جمع ۱۸۰ ۱۰۰

جدول شماره (۱) نشان داد كه ۱/۱۱ درصد در مقطع تحصيلي ابتدايي ، ۷/۱۲ درصد در مقطع راهنمايي ، ۴/۳۴ درصد در مقطع متوسط و ۶/۴۱ درصد داراي مدرك تحصيلي دانشگاهي بو دند و همچنين ۲/۱۲ درصد داراي وضعيت اقتصادي ضعيف ،۸/۶۳ درصد داراي وضعيت اقتصادي متوسط و۹/۲۳درصد داراي وضعيت اقتصادي بالا بودند و ۲/۷درصد در گروه سني زير ۱۵سال ، ۲/۴۲ درصد در گروه سني ۱۵ تا ۲۰ سال و ۵/۵۰ درصد در گروه سني بالاي ۲۰ سال قرار داشتند.

يافته هاي اصلي تحقيق:
يافته هاي اصلي تحقيق در جداول (۲) و (۳) نشان داده شده است .

جدول (۲) معني داربودن تمايزات بين دو گروه تماشاگر و غير تماشاگر
شاخص آماري
متغيرها ضريب لانداي ويلكز F معني داري
پرخاشگري ۸۱۸/۰ ۵/۳۹ ¬… /۰
هيجان خواهي ۹۸۶/۰ ۵۸/۲ ۱۱۰/۰
مولفه هاي هيجان خواهي گريز از باز داري ۹۶۷/۰ ۰۵/۶ ۰۱۵/۰
ملال پذيري ۸۹۳/۰ ۲۸/۲۱ ¬ … /۰
ماجرا جويي ۹۸۲/۰ ۸۱/۱۳ ¬ … /۰
تجربه طلبي ۹۵۶/۰ ۲۲/۸ ¬ ۰۰۵ /۰
الف : يافته هاي مرتبط با فرضيه ها (۱) و(۲)
نتايج جدول (۴ )نشان داد كه تفاوت بين دو گروه تماشاگر و غير تماشاگر با توجه به متغيرهاي پيش بيني كننده پرخاشگري و مولفه هاي هيجان خواهي (ملال پذيري و ماجراجويي ) معني دار بوده است . يعني پرخاشگري در گروه تماشاگر بيشتر از گروه غير تماشاگر بوده است . بنابراين فرضيه اول تحقيق مورد تاييد قرار گرفت . همچنين با توجه به يافته هاي جدول (۴) تفاوت بين دو گروه تماشاگرو غير تماشاگر با توجه به متغير پيش بيني كننده هيجان خواهي تفاوت وجود دارد ولي معني دار نبود يعني هيجان خواهي در گروه تماشاگر بيشتر از گروه غير تماشاگر بود ولي معني دار نبود. بنابراين فرضيه دوم تحقيق مورد تاييد قرار نگرفت.

ب: مولفه هاي هيجان خواهي در دو گروه تماشاگر و غير تماشاگر
جدول (۴) نشان داد كه تفاوت بين دو گروه تماشاگر و غير تماشاگر با توجه به متغيرهاي ملال پذيري و ماجراجويي معني دار بود . يعني ملال پذيري و ماجراجويي در گروه تماشاگر بيشتر از گروه غير تماشاگر است .

جدول (۵) تحليل واريانس چند متغيري (مانوا)
متغير مستقل متغير وابسته F سطح معنا داري ميزان تفاوت توان آماري
گروه پرخاشگري هيجان خواهي ۰۳۹/۵
۲۸۹/۳ **۰۰۸/۰
*۰۴۰/۰ ۰۶۵/۰
۰۴۳/۰ ۸۱۰/۰
۶۱۷/۰
تحصيلات پرخاشگري هيجان خواهي ۹۱۳/۰
۱۰۴/۸ ۴۳۶/۰
**۰۰۰/۰ ۰۱۹/۰
۱۴۴/۰ ۲۴۷/۰
۹۹۰/۰
وضعيت اقتصادي پرخاشگري هيجان خواهي ۵۷۷/۲
۳۴۲/۱۱ ۰۷۹/۰
**۰۰۰/۰ ۰۳۴/۰
۱۳۵/۰ ۵۰۸/۰
۹۹۲/۰
سن پرخاشگري هيجان خواهي ۲۱۶/۷
۴۱۸/۴ **۰۰۱/۰
*۰۱۴/۰ ۰۹۱/۰
۰۵۷/۰ ۹۳۰/۰
۷۵۳/۰
** اختلاف در سطح ۰۱/۰ معني دار است.
* اختلاف در سطح ۰۵/۰ معني دار است .

الف : يافته هاي مرتبط با فرضيه هاي (۳) و ( ۴)

۱- با توجه به Fمشاهده شده (۰۳۹/۵) پرخاشگري در سطح ۰۱/۰ P(008/0) معنا دار است. يعني پرخاشگري در طرفداران تيم با زنده بيشتر از طرفدران تيم برنده و غير تماشاگر بوده است . بنابراين فرضيه سوم مورد تاييد قرار گرفت .
۲- با توجه به Fمشاهده شده (۲۸۹/۳) هيجان خواهي در سطح ۰۵/۰ P(040/0 ) معنادار بوده است . يعني هيجان خواهي در گروه برنده بيشتراز گروه غير تماشاگر وبازنده بوده است . بنابراين فرضيه چهارم تحقيق مورد تاييد قرار گرفت .
ب: يافته هاي ديگر
۱- باتوجه بهFمشاهده شده (۱۰۴/۸) هيجان خواهي در سطح ۰۱/۰ P(000/0) با توجه به سطح تحصيلات گروه ها معنا دار بوده بعني ميزان هيجان خواهي در گروههاي با سطح تحصيلات متوسطه و عالي بيشتر از گروههاي با سطح تحصيلات ابتدايي و راهنمايي بود .