بررسي پيش تجربي سياهه مشاوره اي لوئيس سوالهاي شماره ۳ تا۴۵ ( از مقياس اطمينان اجتماعي ) در ميان دانشجويان دانشگاه آزاد

چكيده
در اين آزمايش با عنوان « بررسي پيش تجربي سياهه مشاوره اي لوئيس سوالهاي شماره ۳ تا۴۵ ( از مقياس اطمينان اجتماعي ) در ميان دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر) مي باشد كه تعداد آزمودنيها در گروه نمونه ۲۸۱ نفر است كه از اين تعداد ۱۵ نفرات آزمودني داشتيم و ۱۲۶ نفردختر و ۱۴۰نفر پسر ( در مجموع ۲۶۶نفر) باقي مانده شيوة اجرا دراين آزمايش اين بود كه با فاصلة از هم نشبيند و به هر آزموني يك شماره داده شدواز آنهاخواسته تا آن را روي برگه هاي خود بنويسند وبعد ازشنيدن توضيحات درخصوص تكميل پرسشنامه

مشغول پر كردن پرسشنامه هاشوند. از آنها خواسته شدتا هيچ سوالي رابدون پاسخ نگذارند. در اين تحقيق از روش آزمون همخواني مجذور كا ( في دو ) استفاده شد سپس از تحليل سوال و تعيين همبستگي هر سوال به نمره ملاك آزمون در خصوص سوالات ۳ و ۴۵ مشخص شد كه سوال ۳ از نوع سوالهاي ديگر نيست و قدرت تشخيص ندارد و به اعتبار آزمون كمك نمي كند و صدمه مي زند و به مقياس اطمينان اجتماعي كمكمي كند بين دختران و پسران مشاهده نشده و بين جنسيت با امتياز رابطه اي وجود ندارد و بهتر است در مجموع

سوالهاي آزمون باقي نمانده و آزمون از اعتبار باز آزمايي قابل قبولي برخوردار نيست .
ولي سوال ۴۵ در مجموع از نوع سوالهاي ديگر است و قدرت تشخيص دارد و به اعتبار آزمون كمك مي كند و تفاوتي بين دختران با پسران مشاهده نشد در جمع بندي بهتر است در سوال باقي بماند .

مقدمه
در اين تحقيق هدف اصلي ما آزمون سازي مي باشد كه در اين آزمايش هدف اصلي ما بررسي سوال هاي ۳ و۴۵ مي باشد اينكه يك آزمون كه از لحاظ اجرايي قدرت بالايي داشته باشد بايد داراي چند صفت و خصوصيت باشد . از آنجايي كه تست حاضر در جامعه اي از جامعه و فرهنگ و شنات گرفته است پس باشد در زمان و مكان حاضر هنجاريابي شود تا ميزان كارآيي و كاربرد آن را بدست آوريم . مسأله اي كه بايد در مورد سوال ها و كل آزمون مورد توجه باشد چگونگي وضعيت سوال ها در شرايط حاضر ـ نوع جمله بندي ساختار جمله و مهمتر از همه اعتبار و پايايي سوال و قدرت تشخيص سوال ها مي باشد . در اين آزمايش آنچه را كه مورد بررسي قرار گرفته اين گونه نشان مي دهد كه اين آزمون كه در فرهنگي غير از

فرهنگ ما ساخته شده است و نتايج بدست آمده تا حدودي بيانگر اين تفاوت است كه در مورد سوال ۳ از نوع سوالهايديگر نيست و قدرت تشخيص ندارد و به اعتبار مقياس فرعي كمكي نمي كند و صدمه مي زند و تفاوتي بين دختران و پسران مشاهده نشده و بهتر است در مجموع سوالهاي آزمون باقي نماند و آزمون از اعتبار بازآزمايي قابل قبولي برخوردار نيست .

براي بدست آوردن نتايج حاصله در فوق ذكر گرديد در تحقيق مورد نظر از روش مجذور كا استفاده شد . روش اجراي آزمون به اين صورت بود كه ابتدا از آزمودني ها خواستيم با فاصله مناسبي كنار هم بنشينند و توضيحاتي را در مورد پاسخگويي به سوالات به آزمودني ها ارائه دادمي و اگر سوالي يا ابهامي در مورد آزمودني ها ايجاد مي شد را پايخ ميداديم.
سپس پرسشنامه ها را در اختيار آزمودني ها قرار داديم و بدون در نظر گرفتن زمان آنها را جمع آوري كرده و با استفاده از تحليل داده ها و تعيين همبستگي سوال با ساير سوالات و تعيين قدرت تميزسوال و در نهايت با استفاده از مجذور كا نتايج را بدست آوريم .

همانطور كه بيان شد اين تفاوت در فرهنگ محيط ساخته شدن آزمون و كشور ما وجود دارد ولي تا حدودي با تجديد نظر در آزمون ميتوان آن را در محيط كشور خواهان نيز به اجرا در بياوريم . هر چند اين عمل نياز به محقق و زمان دارد .

پيشنهاد مي شود كه آزمون پس از اصلاح سوالات ديگر بار در مورد آزمودنيها تكرار شود و سپس در گروههاي بزرگتر تست مي شود . پس از آن ميتوان آزمون را در مقاطع مختلف تحصيلي اجرا نمود تا پس از شناخت ويژگي هاي مختلف دختران و پسران اطمينان اجتماعي ، بتوانيم از بروز بسياري از مشكلات در مراحل گوناگون زندگي و تحصيل جلوگيري بعمل آوريم .
ميتوان اين آزمون را در فرهنگها و قوميتهاي مختلف ايراني اجرا كرده و مفاهيم به دست آمده از مقياس فرعي را با هم مقايسه نموده و آداب و سنن آنها را طبق الگوهاي صحيح به سوي پيشرفت بهتر كشور ارتقاء داد .

ميتوان از اين آزمون در مراكز مشاوره ، كلينيكهاي روان شناسي باليني ، روان شناسي اجتماعي و براي شناخت شخصيتهاي مختلف استفاده نمود و يا به عنوان ابزار خود سنجي به كار برد .
همچنين چون اين تحقيق به دليل مقدماتي بودن نمي توان مبناي تصميم گيري هاي قاطع درباره تشخيص مقياسهاي آزمون باشد بهتر است سوالهاي كه مورد ترديد است اصلاح شده و با توجه به فرهنگ ايراني ، سوالات جايگزين گردد و هنجاريابي انجام شود .

بحث هاي اساسي موضوع
در اين آزمايش هدف اصلي ما تست سازي مي باشد سيف (۱۳۷۶ ) آورده است « اينكه يك آزمون از لحاظ اجرايي قدرت بالايي داشته باشد بايد چند صفت و خصوصيت داشته باشد » ( ص ۱۵ ) از آنجايي كه تست هاي حاضر در جوامعي غير از جامعه ما و فرهنگي غير از فرهنگ موجود در كشور ما ساخته شده است . براي اينكه بتوانيم به اين نكته پي بريم كه تست هاي ساخته شده و موجود آيا در حال حاضر و با شرايط موجود قابل استفاده مي باشد يا نه . بايد به خصوصياتي چند از اين آزمون ها اشاره كرد. به عنوان مثال وضعيت سوال ها در شرايط حاضر ـ نوع جمله بندي و ساختار سوال و مهمتر از همه اعتبار روايي و پايائي سوال و قدرت تشخيص سوالات مي باشد كه سعي مي شود هر يك از مسائل ذيل را به صورت بسط داده شده مورد بحث قرار گيرد .

هدف اساسي پژوهش :
در سايه اينكه هدف اصلي ما آزمون سازي مي باشد شايان توجه است كه در اين هدف كلي ما به بررسي و تحليل سوالهاي شماره ۳و۴۵ از كل آزمونها مي پردازيم . بنابراين هدف ميتوان اهداف جزئي زير را براي آن طربقه بندي كرد .

هدف جزئي يا اهداف ويژه :
لازمه هدف رسيدن به هدف كلي ما كه هنجار يابي سوال هاي ۳ و ۴۵ اين آزمون مي باشد هدف هاي جزئي تر نيز مهم مي باشد . من جمله : بررسي همگوني دروني اعتبار شاخص مقبوليت و ضريب تشخيص سوال و رابطه سوال با جنسيت ، ثبات و همساني دروني .
تعريف آزمون :

سيف (۱۳۷۶) مي گويد : « اندازه گيري يك فرآيند يا فعاليت است . اين فرآيند يا فعاليت نياز به وسيله اي دارد كه به آن وسيله اندازه گيري مي گويند . براي اندازه گيري ويژگي هاي مختلف اشياء و افراد وسايل مختلفي استفاده مي شود . بر خلاف ويژگي هاي فيزيكي ( جسمي ) و رفتارهاي آشكـــار كه به طور مستقيـــم اندازه گيري مي شوند ، ويژگي ها يا صفات رواني مانند هوش خلاقيت ، انگيزش ، يادگيري و مانند اينها را به طور غير مستقيم اندازه گيري كرد ؛ زيرا هيچكس به طور مستقيم به اين ويژگي ها دسترسي ندارد . معمولترين وسيله اندازه گيري ويژگي ها يا صفات رواني آزمون است » . (ص ۲۸ )

تحليل سوال هاي آزمون :
سيف (۱۳۷۶) ميگويد : « هدف از تحليل سوال هاي آزمون وارسي تك تك سوال و تعيين ميزان دقت و نارسائيهاي آنان است . در تحليل سوال هاي آزمون نقاط ضعف و قوت يك آزمون و كيفيت همه سوال هاي آن تعيين مي شود . بنابراين لازم است پس از اجراي آزمون سوال هاي آن تحليل شده و با استفاده از نتايج حاصل به تجديد نظر در آزمون و بهبود كيفيت سوال ها براي استفاده بعدي اقدام شود » (ص ۲۷۸)

براي تهيه يك آزمون خوب تحليل پاسخ هاي شوندگان و بررسي تجربي آنها ضروري است .
همبستگي سوال با كل آزمون :
سيف (۱۳۷۶) ميگويد : « يكي از راه هاي محاسبه ضريب تميز سوال هاي يك آزمون محاسبه ضريب همبستگي بين نمره آزمون شوندگان در آن سوال ها و نمرات آنان در كل آزمون است . اين ضريب همبستگي معمولا” به صورت همبستگي دو رشته اي نقطه اي محاسبه مي شود . در واقع ضريب توافق سوال با كل آزمون است .
هر چه ضريب همبستگي بيشتر باشد بدان معني است كه سوال با مجموعه سوال هاي ديگر همخواني بيشتري دارد و لذا بين افراد قوي و ضغيف بيشتر تمير قائل مي شود و هر چه اين ضريب تميز كمتر باشد مقدار اين همخواني كمتر است .
اگر ضريب همبستگي سوال با كل آزمون منفي باشد بدان معني است كه سوال با كل آزمون ناهمخواني دارد يعني چيزي را مي سنجد كه با آنچه كه بقيه سوال هاي آزمون مي سنجد متفاوت است .(ص۲۸۴)
همبستگي ميان سوال هاي آزمون :
سيف (۱۳۷۶) ميگويد : « بهتر است به هنگام تحليل آزمون ، علاوه بر محاسبه ضريب همبستگي بين هر سوال و كل آزمون ضريب همسبتگي تك تك سوال ها را با يكديگر نيز تعيين كنيم . اين كار چند فايده دارد »
۱ـ با در دست داشتن تعداد سوال هاي آزمون و ميانگين ضرايب همبستگي بين سوال ها مي توان ضريب پايائي آزمون را محاسبه كرد .
۲ـ با استفاده از اين نوع همبستگي ميتوان به مفهوم قوه تميز سوال دست يافت . به سخن ديگر ، استفاده از همبستگي بين سوال هاي يك آزمون مي توان فهميد كه چرا بعضي از سوال ها توانايي متمايز ساختن بين آزمون شوندگان قوي و ضعيف را ندارند . (ص ۲۸۵ )
پايائي آزمون :
سيف (۱۳۷۶) ميگويد : « پايائي يك وسيله اندازه گيري به دقت آن اشاره ميكند يك آزمون در صورتي داراي پايائي است كه اگر آن را در يك فاصله زماني كوتاه چندين بار به گروه واحدي از افراد بدهيم نتايج حاصل به هم نزديك باشد رابطه بين روائي و پايائي از اين قرار است كه يك آزمون بايد پايا باشد تا بتواند روا باشد »( ص۴۰۹ )
روش ضريب آلفا :
سيف (۱۳۷۶ ) ميگويد : « يكي ديگر از روش هاي تعيين پايائي آزمون با تاكيد بر همساني دروني روش ضريب آلفاي كرانباخ يا ضريب آلفا يا حتي آلفا نيز مي گويند .
كرانباخ ۱۹۱۵ واضع اين روش تعيين پايائي است . در اين روش ، اجزاء يا قيمت هاي آزمون براي سنجش ضريــب پايائي آزمون به كار مي رود . اگر قسمت هاي آزمون همان سوال ها باشند و سوال ها به صــورت درست و غلط تصحيح بشوند ضريب آلفا برابر خواهد بود با ۲۰ KR ‌‌. (ص ۴۱۶ )
روش باز آزمايي :
سيف (۱۳۷۶) آورده است : « ساده ترين روش تعيين پايائي يك آزمون بازآزمايي است . در اين روش ، آزمون را در دو نوبت به گروه واحدي از آزمون شوندگان مي دهند و نمرات حاصل را با هم مقايسه مي كنند ضريب همبستگي بين نمرات حاصل از دوبار اجراي آزمون ضريب پايائي آزمون است . به اين نوع پايائي ، پايائي باز آزمايي ميگويند .» (ص ۴۱۰ )
انواع آزمون هاي رواني :
آزمون هاي ميزان شده در مقابل آزمون هاي معلم ساخته .
سيف (۱۳۷۶) آورده است .« آزمون هاي ميزان شده در مقابل آزمون هايي هستند كه با استفاده از نمونه هاي بزرگ آزمون شوندگان و غالبا” به وسيله موسسات يا بنگاههاي آزمون سازي دولتي يا خصوص و يا مراكز آموزشي و علمي و براي اندازه گيري پيشرفت تحصيلي يا هوش و استعداد گروه هاي بزرگ دانش آموزان با مقاصد ارزشيابي از دوره تحصيلي تهيه و توزيع مي شوند . در اين نوع آزمون ها ، ملاك نسبي اندازه گيري مورد استفاده قرار مي گيرد .در مقابل « آزمون هاي معلم ساخته آزمون هايي هستند كه معلمان براي سنجش پيشرفت دانش آموزان خود تهيه مي كنند و در طول دوره آموزشي و يا در پايان دوره به اجرا در مي آورند . اين نوع آزمون ها غالبا” براي تعيين ميزان توفيق يادگيرندگان در رسيدن به هدفهاي دقيق آموزش طرح ريزي مي شوند و از اين جهت معمولا” در آنها ملاك مطلق اندازه گيري به كار گرفته مي شود (صص ۶۲ و ۶۳ )
آزمونهاي توانايي در مقابل آزمون هاي عاطفي :

سيف (۱۳۶۷) آورده است : آزمون هاي توانايي ، آموخته ها و مهارتها و استعدادهاي افراد را مي سنجند . دسته اي از اين آزمون ها ، توانايي هاي شناختي را مي سنجد و تعدادي ديگر توانايي هاي رواني ـ حركتي را اندازه مي گيرند » در مقابل « آزمون هاي عاطفي وضع موجود آزمون شونده را مي سنجند . آزمون هاي عاطفي بيشتر به امور مشاوره و در حل مسائل رواني ، تربيتي و حرفه اي كمك مي كنند . (صص۵۷ و ۵۹)

حمايت اجتماعي چيست ؟
مهرداد فيروز بخت (۱۳۸۳) آورده است: حمايت اجتماعي ، اطلاعات و باز خودرهايي كه از عزيزان و اطرافيان محترم و ارزشمند ميگيرم نظر گرفتن در شبكه ارتباطي و وظيفه بندي مقابل است و سه فايده دارد . كمك محسوس ـ اطلاعات و حمايت اجتماعي .

اطلاعات : حمايت كنندگان با اعمال و راه هاي پيشنهادي خود به شخص كه زير فشار رواني است كمك مي كنند با فشار رواني خودش موثر كنار بياييد . كساني كه مي بيند همكارشان زير فشار كار است و به او كمك مي كند و راهي براي تنظيم و تنش بيايد تا وظايفش را بهتر انجام بدهد .

حمايت هيجاني : آرم هنگام فشار رواني ممكن است ناراحت شده و دچار افسردگي، اضطراب و افت عزت نفس مي شود و دوستان و خانواده ها ميتوانند به آنان اطمينان خاطر بدهند كه آدم هاي ارزشمندي هستند و ديگران هواي آنها را دارند همچنين حضور ديگران باعث مي شود شخص با الگوي بيشتري به استقبال فشار رواني برود با ديگري با فشار رواني كنار بيايد محققان به دفعات زياد دريافته اند كه حمايت اجتماعي در كنار آمدن با فشار رواني به اشخاص كمك مي كند و روابط اجتماعي متنوع اهميت زيادي در كنار آمدن فشار رواني كساني كه بشرهاي اجتماع متنوع تر حضور دارند مثلا” همسر صميمي دارند با اعضاي خانواده ها و دوستان و همسايگانو همكاران مقابل دارند و عضو گروههاي اجتماعي هستند . (ص۳۱۴)

امنيت اجتماعي چيست ؟

شريفي (۱۳۸۱) آورده است : نياز به امنيت اجتماعي : اولين نياز انسان اين است كه در كنار ديگران باشد و از تهديد زندگي در كنار كودك از اوليت سالهاي زندگي نشان ميدهد كه احتياج به حضور ديگران دارد . او ميخواهد ديگران در كنار او باشند بدون اينكه او را تهديد و يا ترك كنند به اين ترتيب در نياز به امنيت اجتماعي سه عنصر :
۱ ) حضور ديگران
۲ ) تهديد نكردن يا امنيت
۳) استقرار ديگران ضرورت دارد مورد نياز به امنيت اجتماعي، والدين بايد به گونه اي عمل كنند كه كودك خيالش از حضور همراه با امنيت و ستم ديگران راحت باشد والدين نبايد هر لحظه كودك را در اين زمينه تهديد كنند مثلا” با الفاظي چون مي گذارم و مي روم يا از خانه بيرونت مي كنم و يا ديگر تورا دوست ندارم و اين نياز به عنوان نيازي غالب براي كودك حفظ كنند انسانها ميخواهند به اين نيازهاي خود پاسخ دهند پس چه خوب است به سالم ترين روش ، آنرا بر طرف كنند يعني انساني سالم ، دلسوز و بصير پاسخگويي نيازهاي كودك باشند اگر چنين نشود كودك براي برطرف كردن اين نياز ممكن است توسط كودك به كار گرفته شود تا امنيت اجتماعي خود را از دست ندهد . وقتي خانواده تنها به شكل فيزيكي در كنار هم زندگي كنند ، تا حدودي نياز به امنيت اجتماعي هستند ولي وقتي عين آنها علاقمندي وجود داشته باشد نياز به تعلق داشتن نيز بر طرف مي شود . (ص۲۴)

اعتماد در برابر بي اعتمادي اريكسون :
سيد محمدي ۱۳۸۳ آورده است : تعادل بين كودك و مادر تعيين ميكند كه آيا كودك دنيا را با نگرش اعتماد خواهد ديد يابي اعتمادي .اگر مادر نيازهاي جسماني كودك پاسخ دهد محبت و عشق و امنيت كافي براي او تامين كنند از آن پس كودك شروع به پرورش دادن حس اعتماد خواهد كرد نگرش كه نظر كودك را درباره خودش و ديگران مشخص خواهد كرد. به طور ايده آل نيرومندي بنيادي در طول مدت مرحه رهايي و حس رشد ، اميد است كه اريكسون آن به صورت اعتماد به اينكه اميال ميتوانند برآورده شوند تعريف كرده اميد شامل حس بادوام اطمينان از اين دست كه ما را به رفع موانع يابد بسياري زنده مي مانيم . (ص۲۴۵)

علي اكبر مجتهد (۱۳۸۲ ) در مقاله پاسخگويي و نقش آن در اعتماد اجتماعي آورده است : جلب اعتماد اجتماعي يك ضرورت غير قابل انكار است تلاش براي حفظ آن نيز ضرورتي حياتي است . البته اين ضرورت تنها براي دولتها مطرح نمي شود اينكه افراد در زندگي اجتماعي خود نيز نياز به جلب اعتماد ديگران و اعتماد ديگران دارند .
چگونه اعتماد ديگران را جلب كنيم

اعتماد به نفس يكي از راه هاي پيروزي است اما براي كسب موفقيت فقط اعتماد به نفس كافي نيست بلكه بايد ديگران اعتماد داشته باشند . اعتماد ديگران به ما عكس العمل اعتماد به نفس خودمان است . اعتماد ما هر قدر قوي باشد اعتماد متقابل ديگران نسبت به ما معلمان اندازه قوي تر است . هر يك از كساني كه با ما تماس دارند به معلمان نسبتي كه ما به خويشتن اعتماد داريم به ما اعتماد ميكنند چه به عنوان معلم ، خطيب ، قاضي ، تاجر ، كارمند و … چه به عنوان ديگري در هر مقام كه باشيم ، اگر ميخواهيم ديگران به حرف ما گوش كنند بايد بدانيم كه تاثير ما روي آنها بسته به نيروي ايمان و اعتماد خودهان است صاحبان اعتماد به نفس داراي جز همبستگي هايي هستند كه بر نفس خويش باشد با سخنان خود به اطرافيان نش اطمينان و الهام ميكنند ديگران را از شك و ترديد نجات ميدهد . زيرا هر كس به نيروي معنوي معتقد مي شود . ( شماره ۳۲ )
سلسله مراتب نيازهای مازلو

سيد محمدي ( ۱۳۸۳) آورده است :نيازهاي ايمني مازلو اعتقاد داشت كه نياز به ايمني و امنيت در نوباوگان و بزرگسالان روان رنجور از همه مهمتر است . بزرگسالاني كه از نظر هيجاني سالم هستند معمولا” نيازهاي ايمني را برآورده كرده اند و ارضاي نيازهاي ايمني مستلزم پايداري ـ امنيت و رهايي از ترس و اضطراب است و در نوباوگان و كودكان نيازهاي ايمني را ميتوان به روشنی ديد ، زيرا بچه ها آشكارا و فورا” به ترسها و تهديد ها واكنش ميكنند بزرگسالي ياد گرفته اند كه تا اندازه اي واكنشهاي خود را به شرايط خطرناك بازداري كنند .
نشانه آشكار ديگري نيازهاي ايمني كودكان ، ترجيح آنها براي دنياي عادي منظم و قابل پيش بيني است داشتن آزادي و بي بند بازي زياد ـ يعني نبود ساختار نظم در كودكان توليد

ناامني و اضطراب مي كند زيرا اين حالت نياز ايمني آنها را تهديد ميكند بايد به كودكان مقداري آزادي داد اما فقط در محدودا” گنجايش كنار آمدن آنها آزادي را بايد همراه با راهنمايي عرضه كرد هنوز قادر به هدايت رفتارشان نيستند .
بزرگسالان روان رنجور و ناامن نيز به ساختار و نظم در محيط شان نياز دارند زيرا نيازهاي ايمني در شخصيت آنها غالب مانده است روان رها به صورت وسواسي از تجربه هاي جديد ، غير منتظره يا مختلف ايجاب مي كنند آنها ترويج ميدهند دنياي خود را طوري تربيت دهند كه پيش بيني پذير باشد وقتشان را تنظيم كنند و اموالشان را سازمان دهد مثلا” قلم ها بايد در كشوري خاصي نگهداري شوند و پيراهن در يك جهت در كمد آويزان شده باشند .
مازلو اشاره نمود كه اگر چه اغلب بزرگسالان بهنجار نيازهاي ايمني خود را برآورده ساخته اند اين نيازها ممكن است هنوز هم بر رفتار آنها تاثير داشته باشند . بسياري از پيش بيني پذيري را به امور نا شناخته ترجيح ميدهيم ما نظم را به هرج و مرج نرجيح ميدهيم به همين دليل است كه براي آينده پس انداز ميكنيم خود را بيمه مي كنيم و ترجيح ميدهيم جا جاي اقدام به كار جديد مخاطره آميز در شغلي امن باقي بمانيم با اين حال اهميت نيازهاي ايمني در بزرگسالان بهنجار به صورت كه در دوران رنجور و نوپاوه ديده مي شود وسواسي و توانكاه نيست (ص۳۴۴)