چکیده :
با وجود انجام تحقیقات بسیاري در حوزه حسابداري مالی در شرکتهاي ایرانی، متاسفانه تحقیق جامعی در خصوص بررسی مراحل تکامل حسابداري مدیریت و نوآوري در

حسابداري مدیریت در شرکتهاي ایرانی انجام نشده است. سوال اصلی تحقیق حاضر این است که آیا بین مراحل تکامل حسابداري مدیریت و نوآوري حسابداري مدیریت و هم چنین نوآوري فنی(فناوري) رابطهاي وجود دارد؟براي این منظور نمونهاي متشکل از ۱۵۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شد و داده هاي مورد نیاز نیز از طریق پرسشنامه جمعآوري گردید. تکنیکهاي آماري مورد استفاده جهت آزمون فرضیهها آزمون فریدمن و آزمون ضرایب همبستگی اسپیرمن می باشد. تحقیق حاضر شامل ۲ فرضیه است. نتایج بدست آمده از پاسخ هاي مدیران ۷۲ شرکت، نشان دهنده آن است که ۷۱,۵٪ از شرکتهاي مورد مطالعه در مرحله اول تکاملی، ۵۲,۶٪ در مرحله دوم، ۴۳,۲٪ در مرحله سوم و ۱۶,۳٪ در مرحله چهارم قرار گرفتهاند. نتایج همچنین نشان میدهند که شرکتهایی که در مراحل تکاملی بالاتري قرار دارند به میزان بیشتري از تکنیک هاي نوین حسابداري مدیریت و همچنین فناوري هاي جدید تولیدي و ارتباطی استفاده میکنند.

کلیدوازه: مراحل تکامل حسابداري مدیریت, نوآوري فنی, نوآوري حسابداري مدیریت, بهایابی بر مبناي فعالیت, بهایابی هدف

ذ- استادیار مدعو گروه حسابداري دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت عپطحپپلاهyگز،طههکپعآطئA

ل- کارشناس اشد حسابداري مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد داریون عپطحپپلاهyگ۲هzهکئهق – شماره تماس: ۰۹۱۷۷۳۶۷۶۵۲

۱

-۱ مقدمه

محیط تجاري پیرامون شرکتها به طور مستمر در حال تغییر و تحول است در صورتی که شرکتها بتوانند خود را با این تغییرات و تحولات و شرایط جدید وفق دهند قادر خواهند بود روند رشد و توسعه خود را پیش گیرند در غیر اینصورت باید عرصه را به رقیبان خود در بازار واگذار نمایند(خواجوي

.(۲:۱۳۸۹ حسابداري مدیریت یک فرایند داراي ارزش افزوده و بهبود مستمر از برنامه ریزي، طراحی، اندازهگیري و بکارگیري سیستمهاي اطلاعاتی مالی و غیر مالی است که راهنماي عمل مدیران و مشوق رفتار و پشتیبان و خالق ارزشهاي فرهنگی لازم براي رسیدن به اهداف عملیاتی، تاکتیکی و راهبردي است(یانگ و سلتو، .(۶۴:۱۹۹۷ حسابداري مدیریت میتواند به عنوان یکی از مهمترین ابزارهاي مدیریت با تسهیل تحلیل، پیشبینی، گزارشگري و در نهایت تصمیمگیري، نقش اساسی در بهبود فرصتهاي موجود، توسعه امکانات بالقوه و برقراري کنترلهاي مناسب و انعطاف پذیر ایفا کند. با توجه به تغیرات حاکم بر محیط تجاري شرکتها و وجود رقابت اقتصادي، تمامی کشورها از جمله کشورهاي در حال توسعهاي مانند ایران باید با بازآفرینی سازوکارهاي اقتصادي، تداوم فعالیت تجاري خود را بیمه کنند.

در این راستا و به منظور تغییر وضعیت از سیستم اقتصادي متمرکز به سمت سیتم اقتصادي بازار محور، ایجاد تحول در مقررات حاکم بر ساختار بازار از ضروریات است. از جمله قواعد اثرگذار بر ساختار بازار میتوان به استانداردها و رویههاي حسابداري اشاره کرد(حساس یگانه و همکاران، .(۲:۱۳۹۰ در چنین فضاي رقابتی استفاده کارا و اثر بخش از منابع، به طور حتم از شروط لازم براي پایداري و بقا شرکتها به حساب میآید. این انتظار وجود دارد که استفاده صحیح از رویههاي حسابداري مدیریت، شرکتها را حتی در شرایط بروز رکودهاي اقتصادي در سطح قابل قبولی نگه دارد. از همین رو حساس یگانه و همکاران((۱۳۹۰ معتقدند که شرکتها ایرانی به منظور ورود به بازارهاي خارجی و حتی داخلی و ماندگاري در آنها به خصوص در شرایط امروزي جامعه، چارهاي جز اندیشیدن به پیادهسازي و اجراي روشهاي مناسب حسابداري مدیریت ندارند.

بنابریان وجود یک سیستم اطلاع رسانی مناسب با پشتیببانی حسابداران مدیریت در دستیابی به اهداف بقا شرکت ضروري به نظر میرسد. انچه مسلم است، شرایط جدید نیاز به استفاده از تکنیکهاي جدید، مطابق با تحولات و پیشرفتها دارد. بنابراین

از یک سیستم حسابداري مدیریت انتظار میرود خود را با شرایط جدید وفق دهد و در صورت امکان فراتر از شرایط فعلی شرکت پیش رود(خواجوي و ناظمی، .(۲:۱۳۸۹ اما آنچه واقعیت نشان میدهد این است که نوآوري در سیستم حسابداري مدیریت در قرن گذشته بسیار کند بوده است(ثقفی، .(۱۶:۱۳۷۷ به همبن دلیل است که جزایري و هوپر (۲۰۰۴) معتقدند که مطالعات حسابداري مدیریت در ۲۰ سال گذشته از موضوعات واقعی مسائل فرا روي مدیران باز مانده است.

تاکنون تحقیقات بسیاري در حوزه حسابداري مالی و موضوعات مرتبط با آن انجام شده است اما نبود تحقیقات علمی در زمینه حسابداري مدیریت و کاربرد آن در شرکتهاي ایرانی خود میتواند نشانهاي از عدم توجه کافی به این شاخه از حسابداري حتی در بین مجامع دانشگاهی باشد. با مقایسه و دقت در تعداد کتابهاي منتشر شده در زمینه حسابداري مالی و حسابداري مدیریت، قیاس نگرشهاي متفاوت در این حوزه و عدم توازن اقدامات انجام شده در حسابداري مدیریت در مقایسه با حسابداري مالی و حتی حسابرسی، ضعف در این حوزه بیش از پیش آشکار میگردد. حساس یگانه و همکاران (۱۳۹۰) ریشه این مضوع را در نبود الزامات قانونی براي اجراي روشهاي مدیریت، نیاز به دارا بودن سطح متناسبی از دانشهاي دیگر مانند: اقتصاد، ریاضیات، نرمافزارها، جامعه شناسی و …، عدم ساختارمندي فرآیند تصمیمگیري در برخی شرکتها و کوتاهی نهادهاي حرفهاي ملی در ارتقا و آموزش حسابداري مدیریت در شرکتهاي ایرانی می دانند.

-۲ بیان مساله

یکی از موضوعات مهم دهه ۹۰ میلادي وضعیت رقابتی اقتصاد به ویژه گسترش رقابت در سطح جهانی است که پیامد مهم آن تاکید هر چه بیشتر بر بهبود کیفیت، کاهش قیمت و جلب رضایت مشتریان است. موضوع دیگر توسعه فناوري به ویژه فناوري اطلاعات و فناوريهاي پیشرفته تولیدي است. سرعت تغییرات فناوري طی سه دهه گذشته تاثیرات گستردهاي بر فعالیت سازمانها داشته است و چگونگی گردش اطلاعات و تولید و ارائه محصول را در سازمانها دچار تحولات اساسی کرده است.

این تغییرات متنوع و سریع در عرصههاي رقابت جهانی، فناوري و فعالیتهاي تجاري شرکتها، داراي تاثیرات غیر قابل انکار بر ماهیت حسابداري مدیریت و رویههاي سنتی آن بوده است

۲

در دنیاي رقابتی و پیچیده کنونی داشتن اطلاعات مالی و حسابداري و مسلح بودن به دانش مدیریت و آشنایی با تکنیکهاي تصمیمگیري امري لازم و ضر,ري براي مدیران شرکتهاست و موفقیت هر سازمان در گرو شناخت مشکلات و پاسخگوئی به آنها است حسابداري مدیریت در واقع نقشی است که حسابداران در جهت کمک به مدیران در انجام وظایفشان ایفا میکنند. حسابداران مدیریت با شناسائی، فراهم کردن، ارائه، تفسیر و استفاده از اطلاعات مربوط، این نقش خود را با انجام میرسانند. با توجه به این تعریف حسابداران مدیریت به عنوان مشاوران مدیریت ایفاي نقش می کنندب[۱اما از آنجا که محیط تجاري حاکم بر سازمان هیچگاه در حالت ایستا نمیباشد و دائما در حال تغییر و تحول است. بنابراین حسابداري مدیریت نیز جهت حفظ کارائی و اثربخشی خود در جهت ایفاي مسئولیت خویش، باید دائما در حال تغییر باشد؛ زیرا اگر تکامل تدریجی سیستم حسابداري مدیریت از سیر تحول و تکامل محیط تجاري حاکم بر شرکتهاي تجاري عقب بماند و با این تغییرات هماهنگ نشود در این صورت عملکرد حسابداري مدیریت نه تنها در راستاي دستیابی سریعتر و بهتر به اهداف سازمان نخواهد بود بلکه باعث کندي و یا حتی انحراف سازمان در جهت دستیابی به اهداف خود خواهد شد.

در چنین فضاي رقابتی کاهش قیمت محصول، افزایش کیفیت و رضایتمندي مشتریان از عوامل اصلی موفقیت شرکتهاست. مدیران براي موفقیت در چنین شرایطی نیازمند اطلاعات دقیق و به موقع دراداره هریک از عوامل موفقیت هستند. در سیستم سنتی مدیریت، فرآیند تولید بر اساس ارقام گزارش شده از دایره حسابداري صنعتی اداره میشد و بر اساس آن مشخص میگردید که چه چیز خریده شود و چه چیز ساخته شود. اما با ظهور فناوريهاي پیشرفته و نوین تولیدي، فرآیند توید و ارائه محصول در شرکتها دچار تغییر و تحولات اساسی شده است. و تولید به روش نوین سیستم اطلاع رسانی و گزارشگري حسابداري صنعتی را تحت تاثیر قرار داده است. در سیتمهاي جدید معیارهاي ارزیابی تغییر یافته است و سیستم حسابداري مدیریت باید بتواند اطلاعات مالی و غیر مالی در رابطه با عوامل کلیدي موفقیت ارائه کند. شانبرگ (۱۹۹۱) معتقد است که در چنین سیستمی، اهداف حسابداري مدیریت سنتی به مراتب کمتر از گذشته است و به اعتقاد خواجوي و ناظمی((۱۳۸۹ علت اصلی این موضوع عدم توانایی پاسخگویی مورد انتظار به نیازهاي مدیریت توسط حسابداران و به زبان دیگر

نارسایی سیستم اطلاع رسانی حسابداري مدیریت است.

رویههاي سنتی و متداول براي حسابداري مدیریت در دو دهه اخیر به واسطه فقدان کارایی و توانمندي در برآورده ساختن نیازهاي سازمانها با تغییر در شرایط، به میزان زیادي تحت انتقاد قرار گرفتهاند.[۲] چنین انتقادهایی ناشی از ناتوانی روشهاي حسابداري مدیریت در ارائه اطلاعات به نحو مقتضی براي سازمان مربوطه است. بسیاري از محققان و اندیشمندان حسابداري بر این باورند که اطلاعاتی که با تکنیکهاي حسابداري مدیریت سنتی فراهم میگردد براي نیازهاي مدیریت نوین به اندازه کافی به موقع، تفصیلی و دقیق نیست.[۳] به عنوان مثال لارنس و راتلیف((۱۹۹۰ در یک تحقیق پیمایشی نشان دادند که حسابداران مدیریت و مدیران از روشهاي مورد استفاده حسابداري مدیریت سنتی در صنعت تا اندازهاي ناخشنودند. بور و مورگان (۱۹۹۳) نیز به نتایج مشابهی دست یافتند، آنها نشان دادند که سیستم هاي سنتی حسابداري مدیریت نتوانسته خود را با شرایط جدید مبتنی بر افزایش در تقاضاي نیازهاي اطلاعاتی ناشی از تغییر و تحولات فناوري در فرآیندهاي تولیدي وفق دهد. ایشان همچنین نشان دادند که تهیه کنندگان و استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداري مدیریت از تکنیکهاي سنتی حسابداري مدیریت در محاسبه بهاي تمام شده تولید رضایت چندانی ندارند. نتایج تحقیقات اسمیت و همکاران (۲۰۱۰) نشان داد که ادامه رویه حسابداري مدیریت و سیستم بهایابی سنتی کنونی با سطح نوآوري پائین و از طرف دیگر گسترش فناوريهاي نوین باعث ایجاد یک عقبماندگی زمانی بین فناوري و سیستمهاي حسابداري مدیریت شده است. با توجه به مطالب گفته شده میتوان گفت که اطلاعات حسابداري مدیریت که با روشهاي سنتی بدست میآید براي اهداف نوین مدیریت بسیار نامربط هستند بنابراین لزوم ایجاد نوآوري در حسابداري مدیریت احساس میشود.[۴]

هدف نهائی و بنیادي از انجام این تحقیق توسعه و بهبود آگاهی در زمینه نوآوري در حوزه حسابداري مدیریت در شرکتهاي ایرانی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. اما اهداف خاص زیر را نیز می توان براي این تحقیق برشمرد:

ذسبررسی مراحل تکامل رویه حسابداري مدیریت۱ در شرکت هاي ایرانی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

۳

ل- بررسی میزان استفاده از فناوريهاي اطلاعاتی، ارتباطاتی و فناوريهاي پیشرفته تولیدي و اثرگذاري آن بر پذیرش و اجراي نوآوري در حسابداري مدیریت

-۳ سوال اصلی پژوهش

مجموعهاي از فرآیندها، روشها، تکنیکها، ابزارها، تجهیزات، ماشینآلات و مهارتهایی است که توسط آن کالایی ساخته یا خدمتی ارائه میگردد. مطابق با این تعریف فناوري نوآورد به فناوري گفته میشود که به تازگی به بازار آمده و قابلیتهاي نوین و نوآورانهاي ارائه میدهد.

این تحقیق در جستجوي یافتن پاسخی براي این سوال است که آیا بین مراحل تکامل حسابداري مدیریت با نوآري حسابداري مدیریت و همچنین نوآوري فنی۱ (فناوري) رابطهاي وجو دارد؟

-۴ مروري بر ادبیات پژوهش

حسابداري مدیریت آن بخش از حسابداري است که هدف اصلی آن تامین نیازهاي اطلاعاتی استفاده کنندگان درون سازمانی است. منظور از استفادهکنندگان درون سازمانی سطوح مختلف مدیریت، قسمتها و افرادي هستند که در امر تصمیمگیري و یا تصمیمسازي شرکت مشارکت دارند. [۵]

اندیشمندان حسابداري، مراحل تکامل حسابداري مدیریت را با توجه به رویهها و تکنیکهاي مورد استفاده در عمل به ۴مرحله تقسیم نمودهاند: حسابداري مدیریت مفهومی۲ (مرحله گذار)،
حسابداري مدیریت سنتی۳، حسابداري مدیریت ریاضی۴ و

حسابداري مدیریت یکپارچه۵ و تکنیکهاي مورد استفاده در هر مرحله را مشخص نمودهاند. هدف حسابداري مدیریت کمک به مدیران در جهت اخذ تصمیمات بهتر به منظور نیل به اهداف سازمانی است. تغییر در روشهاي مدیریتی و تحول در دیدگاههاي مدیریت ایجاب میکند که سیستم حسابداري مدیریت نیز به تبع آن تغییر کند و خود را با نیازهاي جدید استفادهکنندگان اطلاعات و مخاطبین خود تطبیق دهد، در غیر اینصورت از گردونهي ایفاي نقش تصمیمگیري و تصمیمسازي حذف خواهد شد و سیستمهاي دیگري جاي آن را خواهند گرفت. از این رو حسابداري مدیریت ناگزیر از تغییر و ایجاد نوآوري است.[۶]

فناوري که ترجمه لغت فرانسوي تکنولوژي است از دو لغت یونانی کغلاطک۱ و هط؟پع تشکیل شده است که اولی به معناي هنر و دومی به معناي علم و دانش است. تعاریف و تعابیر مختلفی از مفهوم فناوري شده است اما تعریفی که با مباحث تحقیق حاضر نزدیکی بیشتري دارد به شرح زیر است: فناوري

روشهاي سنتی تعیین بهاي تمام شده محصول و سایر فنون حسابداري مدیریت که طی دهههاي اخیر گسترش یافتهاند براي شرایط خاص از فناوري در محیط تجاري، اقتصادي مناسب بودهاند. ظهور و توسعه فناوريهاي پیشرفته تولیدي از قبیل طراحی رایانهاي محصول۶ جخAهض، تولید رایانهاي محصول۷ جقAهض، استفاده از آدموارهها۸ در خطوط تولید، ماشین هاي کنترل عددي رایانهاي۹ جهشهض و همچنین سیستمهاي نوین اطلاعاتی مانند سیستمهاي آنلاین، سیستمهاي برنامهریزي منابع موادجبلقض و منابع بنگاهجبلغض و نرمافزارهاي جدید حسابداري

æ کنترلی و… شکل فرآیند تولید و ارائه محصول و تهیه اطلاعات را بهبود بخشیده است. با این توصیف ممکن است سیستمهاي سنتی حسابداري مدیریت دیگر قال اتکا نباشند. از این رو حرفه حسابداري مدیریت در مقابله با شیوههاي جدید تولید اقدام به نوآوري کرده است. منظور از نوآوري حسابداري مدیریت طراحی
æ اجراي سیستمهاي جدید حسابداري نظیر سیستمهاي مدیریت بها شامل بهایابی بر مبناي فعالیت، مدیریت بر مبناي فعالیت، بودجه بندي بر مبناي فعالیت، بهایابی هدف، مدیریت کیفیت جامع، کنترل کیفیت جامع، سیستمهاي به هنگام مانند: تولید به هنگام، موجودي به هنگام و سیستمهاي ارزیابی عملکرد جدید نظیر کارت ارزیابی متوازن و… است. حساس یگانه و همکاران((۱۳۹۰ در تحقیقی پیمایشی وضعیت حسابداري مدیریت در شرکتهاي ایرانی را مورد بررسی قرار دادند. ایشان الزامات بورس اوراق بهادار به ارائه گزارشهاي بودجهاي سالانه را دلایل استفاده از تکنیکهاي سنتی و عدم آشنایی مدیران و بخش حسابداري شرکتها با تکنیکهاي نوین حسابداري مدیریت را از جمله دلایل عدم استفاده از تکنیکهاي نوین حسابداري مدیریت میدانند و علت آن را شکاف بسیار بین آموختههاي دانشگاهی و رویه هاي مورد استفاده در عمل در حرفه حسابداري مدیریت میدانند. نوروش و مشایخی در تحقیقی از نوع پیمایشی، با ارسال پرسشنامه به دو گروه از دانشگاهیان و افراد شاغل در حرفه، به این نتیجه رسیدند که بین دیدگاههاي دو گروه مورد مطالعه، در مورد مفاهیم، روشهاي نوین حسابداري مدیریت و ویژگیهاي مورد نیاز افراد خواستار

۴

ورود به حرفه حسابداري مدیریت، فاصله وجود دارد.

اسمیت و همکاران((۲۰۱۰ به بررسی انتشار فناوري و تاثیر آن بر رویههاي حسابداري مدیریت در شرکتهاي مالزیایی پرداختهاند.

نتایج یافتههاي آنان نشان دهنده آن است که در شرکتهاي مالزیایی هنوز از اطلاعات حسابداري مالی براي اهداف کنترلی استفاده میشود و در ۹۰٪ شرکتهاي مورد مطالعه حسابداري مدیریت هنوز جایگاه مستقلی ندارد. طبق تحقیقات ایشان ۳٪ از شرکتهاي مورد مطالعه درمرحله اول، ۳۷٪ درمرحله دوم، ۴۰٪

در مرحله سوم و به طور غیر منتظرهاي ۴۰٪ در مرحله چهارم بودهاند. نتایج تحقیقات ایشان نشان میدهد که نوآوري در حسابداري مدیریت حتی براي شرکتهاي بزرگ با حداقل تکنیکهاي نو همراه بوده است. مدیریت کیفیت جامع((TQM،

استثنائی براي این موارد است. تحقیقی نیز توسط نیشیمورا، در ارتباط با سه کشور آسیاي سنگاپور، مالزي و تایلند درسال

۲۰۰۲ انجام شد. که نتایج آن، حکایت از عبور رویههاي حسابداري مدیریت در کشورهاي فوق از مرحله گذار به مرحله سنتی دارد(مرحله اول به مرحله دوم). همچنین مشخص شد روشهاي حسابداري مدیریت پیشرفته هیچگاه توسط شرکتهاي منتخب سه کشور، مورد استفاده قرار نگرفته است.
درمالزي عبدالرحمن و همکاران (۲۰۰۴) نیز با این نتیجه رسیدند که روشهاي مرتبط با مرحله اول و دوم تکامل حسابداري مدیریت، در شرکتهاي منتخب مالزیایی به طور غالب اجرا میشود و استفاده از روشهاي مرحله سوم و چهارم تکامل حسابداري مدیریت نظیر بهایابی کایزن و مدل EOQ و MRP در آن شرکتها، بسیار اندك است. نتایج تحقیقات انجام شده توسط مالیاح و همکارانش((۲۰۰۴ در چهار کشور آسیایی(مالزي، سنگاپور، چین و هند)نشان میدهد که میزان استفاده از تکنیکهاي نوین حسابداري مدیریت(نظیر سیستم اقدام به هنگام، بهایابی بر مبناي فعالیت، مدیریت کیفیت جامع، مهندسی مجدد فرآیندها، ارزیابی چرخه عمر و بهایابی هدف)

بسیار کم است و به نحوي که میتوان گفت، اصلا مورد استفاده قرار نمیگیرند. در مقابل، فنون سنتی حسابداري مدیریت نظیر بهایابی استاندارد، تجزیه و تحلیل انحرافات، بودجه بندي سنتی و تجزیه و تحلیل بها-حجم-سود، کماکان به صورت گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. تحقیق بیدهان (۲۰۰۷) در خصوص کاربرد تکنیکهاي حسابداري مدیریت در تصمیمگیري در شرکت هاي تولیدي بنگلادشی نیز نشان میدهد که اغلب شرکتهاي تولیدي بخش دولتی و خصوصی این کشور از

ابزارهاي نوین حسابداري مدیریت استفاده نمینمایند؛ بلکه تنها تعداد اندکی از شرکتها، شمار کمی از این تکنیکها، نظیر:

سیستم اقدام به هنگام(صط(j و مدیریت کیفیت جامع را مورد استفاده قرار میدهند. در حدود ۷۵٪ پاسخدهندگان به سوالات این تحقیق ابراز داشتهاند از نحوه اجراي تکنیکهاي حسابداري مدیریت در این کشور ناراضی هستند و معتقدند که نوع نگرش به این تکنیکها باید تعدیل شود. ۱۵٪ از پاسخدهندگان آن را رضایت بخش و مابقی آن را به کل نامطلوب دانستهاند. تمامی پاسخدهندگان به سوالات، اظهار داشتهاند که استفاده از تکنیکهاي حسابداري مدیریت در شرکتها ضروري است و دلیل عدم بکارگیري این تکنیکها را عواملی نظیر عدم آگاهی مدیران ارشد سازمان، تاکید بیش از حد روي تهیه اطلاعات مالی و هزینه بر بودن استفاده از این تکنیکها بیان کردهاند.

-۵ چارچوب نظري

-۱-۵ مراحل تکامل حسابداري مدیریت

در متون و نوشتارهاي تخصصی حسابداري، مراحل تکامل حسابداري مدیریت بر اساس دو دیدگاه طبقه بندي شده است: رویکرد غربی و رویکرد شرقی. طبق رویکرد غربی یا آنجل آمریکایی، چهار مرحله تکامل براي حسابداري مدیریت در نظر گرفته شده است که عبارتند از:

مرحله اول، تعیین بهاي تمام شده و کنترل مالی(قبل از دهه .(۱۹۵۰ در این دوران تمرکز بیشتر روي تعیین بهاي تمام شده محصولات و کنترل مالی بوده است. فناوريهاي تولید ساده و منبع اصلی اطلاعات، صورتهاي مالی بوده است. در این مرحله تجزیه و تحلیل نسبتهاي مالی بسیار رایج بوده استب۷م

مرحله دوم که تا سال ۱۹۶۵ میلادي را در بر میگیرد؛ در این دوران توجه به سمت گردآوري اطلاعات به منظور تصمیمگیري و برنامهریزي مدیریتی و کنترل از طریق استفاده از تکنیکهایی نظیر تحلیل تصمیم و حسابداري سنجش مسئولیت بوده است. از جمله روشهایی که در این مرحله مورد استفاده قرار میگرفته است و به نوعی روشهاي سنتی حسابداري مدیریت تلقی میشوند میتوان به بهایابی استاندارد، تجزیه و تحلیل بها، حجم فعالیت، سودجببهض و تحلیلهاي نقطه سربهسر اشاره کرد [۲]