موضوع تحقيق : بررسي اثر عملكرد زنجيره تامين بر عملكرد سازماني

هدف تحقيق: هدف اين تحقيق بررسي اثر عملكرد زنجيره تامين بر عملكرد سازماني مي باشد . و اين تحقيق با توجه به سه معيار اصلي و زير معيارهاي هر يك از اين معيارها عملكرد زنجيره تامين را مورد ارزيابي قرار مي دهد . وسيله ارزيابي ايجاد شده منعكس كننده كارايي خدمات براي صنعت ، اثر بخشي عمليات براي تامين كنندگان خدمات و كارايي خدمات براي دريافت كننده ها ست و عملكرد سازماني نيز با توجه به دو معيار اصلي و زير معيارهاي اين معيارها مورد ارزيابي قرار مي گيرد . به اين اميد كه تحقيق موجود گامي در جهت توسعه به كارگيري معيارهاي ارزيابي عملكرد زنجيره تامين و عملكرد سازماني باشد و بتوان اين دو را در راستاي يكديگر و در جهت توسعه صنايع ايران به كار گرفت .

مسئله تحقيق : آيا بين عملكرد زنجيره تامين و عملكرد سازماني رابطه_ اي وجود دارد ؟
فرضيه تحقيق : عملكرد زنجيره تامين بر عملكرد سازماني تاثير مستقيم دارد .
: منابع بر عملكرد سازماني تاثير مستقيم دارند .
: خروجي ها بر عملكرد سازماني تاثير مستقيم دارند .

محدوده ي زماني : از بهمن ماه ۱۳۸۵ تا شهريور ماه ۱۳۸۶
محدوده ي مكاني: صنايع ايران در شهرهاي مختلف كشور ( تهران ، اصفهان ، يزد ، شيراز ، و….. )
جامعه آماري: شركت هاي توليدي از صنايع ايران (صنايع ماشين سازي ،
صنايع لاستيك ، صنايع قطعه سازي ، و……. )

نمونه آماري : ۸۷ شركت از صنايع ايران در شهرهاي مختلف ( تهران ،
اصفهان ، يزد ، شيراز ) ازجمله صنايع ماشين سازي ، قطعه
سازي ، لاستيك ، كاشي و……
لغات كليدي :زنجيره تامين ، عملكرد سازماني ، معيارهاي ارزيابي عملكرد
زنجيره تامين
زنجيره تامين : به طور رسمي ، زنجيره تامين فرآيندي منسجم است كه در آن مواد خام به محصول نهايي تبديل شده و بعد از آن به مشتريان تحويل داده مي شود . ( از طريق توزيع ، خرده فروشي ها يا هر دو ) يك زنجيره تامين شامل چهار سطح ۱٫ تامين ، توليد ، توزيع و مشتري ها مي
– باشد .

عملكرد سازماني: عملكرد سازماني به كمك چندين بعد تعريف مي شود:
مشتري ( سطوح و گرايش ها در رضايتمندي مشتري ، حفظ مشتري ، و …) ، مالي ( قابليت سودآوري ، سهم بازار ، ROI) منابع انساني ( رضايتمندي كاركنان توسعه كاركنان و..) و اثر بخشي سازماني ( شاخص هاي عملكردي عملياتي ، توليد و تحويل ، سيكل زماني و…)

خلاصه ارزيابي معيارهاي عملكرد
سيستم ارزيابي عملكرد بايد تاكيدش را بر سه نوع مجزا از معيارهاي عملكرد شامل : معيارهاي منابع (R) ، معيارهاي خروجي (O) ، معيارهاي انعطاف پذيري (F)بگذارد . هر يك از اين سه نوع معيارهاي عملكرد اهداف مختلفي دارند كه در جدول (۱) توضيح داده شده اند . سيستم ارزيابي عملكرد زنجيره تامين با يد هر يك از اين سه نوع (F,O,R) را اندازه گيري كند . چنانچه هر نوعي از اين معيارها درمجموع براي موفقيت عملكرد زنجيره تامين ضروري هستند . هر يك از اين سه نوع معيارها خصوصيات مهمي دارند و هر يك از اين معيارها بر معيارهاي ديگر تاثير مي گذارد . و تاثير متقابل بين اين سه نوع معيار در شكل شماره (۱) توضيح داده شده اند .

 

جدول شماره(۱) اهداف انواع معيارهاي عملكرد
purpose goal نوع معيار عملكرد
مديريت منابع كار براي سودمندي حياتي است سطح بالاي از كارايي منابع

با خروجي غير قابل پذيرش مشتريان به زنجيره هاي تامين ديگر برگشت داده مي شوند . سطح بالاي خدمت به مشتري خروجي
در يك محيط نامطمئن زنجيره تامين بايد قادر به پاسخگويي تغييرات باشد. توانايي پاسخگويي به تغييرات محيطي انعطاف پذيري

شكل شماره (۱) سيستم ارزيابي زنجيره تامين

۱- منابع
معيارهاي منابع شامل سطوح موجودي ، نيازمنديهاي پرسنلي ، تجهيزات مورد استفاده و انرژي مورد استفاده و هزينه مي باشد . ارزيابي منابع بخش مهمي از سيستم ارزيابي مي باشد.
در زير مثالي از معيارهاي عملكرد منابع زنجيره تامين آورده شده است :
هزينه كل منابع استفاده شده :
۱٫ هزينه توزيع : كل هزينه توزيع شامل هزينه حمل و نقل و هزينه
باربري
۲٫ هزينه توليد : كل هزينه توليد شامل نيروي كار ، نگهداري و هزينه – هاي مجدد كار
۳٫ موجودي : هزينه هاي مرتبط با نگهداري موجودي
– سرمايه گذاري موجودي : ارزش سرمايه گذاري نگهداري موجودي

– كهنگي و منسوخ شدن موجودي هزينه هاي مرتبط با كهنه شدن
موجودي ؛ گاهي اوقات در بر گيرنده استهلاك موجودي است .
– كار در جريان ساخت : هزينه هاي مرتبط با كار در جريان ساخت .
– كالاي تمام شده : هزينه هاي مرتبط با نگهداري موجودي هاي

كالاي تمام شده
۴٫ نرخ بازده سرمايه گذاري (ROI) :معيارهاي سودمندي سازمان . نرخ بازده سرمايه گذاري به طور كلي توسط نرخ خالص سود به كل دارا يي ها به دست مي آيد .
۵٫ نسبت گردش موجودي كالا : نسبت بهاي تمام شده موجودي كالاي تمام شده به موجودي كالا
۶٫ نسبت خالص سرمايه در گردش : خالص سرمايه در گردش به كل دارايي
– خالص سرمايه در گردش : كل بدهي ها منهاي كل داراييها

خروجي ها پاسخگويي مشتري ، كيفيت و كميت محصول نهايي توليد شده ، مي باشد .
در مجموع معيارهاي خروجي بر پايه ي افق هاي زماني كوتاه و محدود مي باشند . معيارهاي عملكرد خروجي تنها نبايد با اهداف استراتژيك سازماني مطابق باشند ، بلكه از آنجايي كه اهداف استراتژيك به طور كلي در تامين نيازمنديهاي مشتري مورد نظر هستند ، اين معيارهاي عملكرد خروجي بايد با اهداف و ارزشهاي مشتري نيز مطابق باشند . در زير يك مثال از معيارهاي عملكرد خروجي زنجيره تامين ذكر شده است :
۱٫ فروش : درآمد كل

۲٫ سود درآمد كل منهاي هزينه
۳٫ نرخ تكمبل : نسبت سفارشات تكميل شده
– هدف نائل شدن به نرخ تكميل : تا چه حدي به يك هدف نرخ تكميل نائل شده ايم .
– متوسط اقلام نرخ تكميل ك مجموع نرخ تكميل به تعداد اقلام توليد شده
۴٫ تحويل هاي به هنگام اين معيارها عملكرد تحويل محصول يا سفارش يا اقلام را اندازه گيري مي كنند .
– تاخير محصول : زمان تحويل منهاي تاريخ سررسيد

– متوسط تاخيرات سفرش : مجموع تاخيرات به تعداد سفارشات تقسيم مي شود .
– درصد تحويل به هنگام : درصد سفارشاتي كه به موقع يا قبل از تاريخ سررسيد تحويل داده شده اند .

۵٫ فقدان موجودي سفارش انجام نشده : اين معيارها عملكرد موجوديت محصول يا سفارش يا آيتم را اندازه گيري مي كنند .
– احتمال فقدان موجودي : احتمال اينكه آيتمي براي موجودي مورد نياز است ولي آن ايتم وجود ندارد .
– ميانگين سطح سفارش انجام نشده : تعداد اقلام شفارش انجام نشده به دليل فقدان موجودي .
۶٫ زمان پاسخگويي به سفارش : مقدار زمان بين يك سفارش و مطابق آن تحويل سفارش .
۷٫ lead time توليد : كل مقدار زمان مورد نياز براي توليد يك آيتم خاص يا گروهي از آيتم ها .
۸٫ تعداد آيتم هايي كه نادرست ساخته شده اند و يا نادرست تحويل داده شده اند .

۹٫ شكايات مشتري : تعداد شكايات ثبت شده مشتري .
انعطاف پذيري :
بعضي از فوايد سيستم هاي زنجيره تامين منعطف :
– تقليل تعداد سفارشات انجام نشده
– تقليل تعداد فروش هاي از دست رفته

– تقليل در تعداد تاخير سفارشات
– افزايش رضايتمندي مشتري
– توانايي پاسخگويي و مد نظر داشتن تغييرات سفارشات به طور فصلي
– توانايي پاسخگويي و مد نظر داشتن دوره هاي نبود عملكرد توليدي (خرابي ماشين )
– توانايي پاسخگويي و مد نظر داشتن دوره هاي فقدان عملكرد تامين كننده ها
– توانايي پاسخگويي و مد نظر داشتن دوره هاي فقدان عملكرد تحويل

– توانايي پاسخگويي و مد نظر داشتن محصولات جديد ، بازارهاي جديد يا رقباي جديد
انعطاف پذيري در موفقيت زنجيره تامين واقعا ضروري و حياتي است زيرا زنجيره تامين در يك شرايط نا مطمئن قرار دارد .
خواننده ي علاقه مند مي تواند ، براي بازنگريهاي جامعي از ادبيات در انعطاف پذيري سيستم به Sethi, sethi 1991Gupta , Goyal(1989) مراجعه كند . نويسنده چهار نوع انعطاف پذيري سيستم را تعريف مي كند . كه در جدول شماره (۲) شرح داده شده اند .
جدول شماره (۲) انواع انعطاف پذيري سيستم

تعريف نوع انعطاف پذيري
توانايي تغيير سطوح خروجي محصولات توليد شده انعطاف پذيري حجم
توانايي تغيير داده هاي تحويل برنامه –
ريزي شده انعطاف پذيري تحويل
توانايي تغيير محصولات توليد شده انعطاف پذيري تركيبي

توانايي معرفي و توليد محصولات جديد كه شامل تعديل محصولات موجود نيز
مي شود. انعطاف پذيري محصولات جديد

فصل دوم :

ادبيات تحقيق

۱٫ ارزيابي عملكرد هنگامي كه يك رويه ، يك مدل، يك رويكرد و يا يك مورد مطالعاتي و يا هر تحقيق ديگري كه بر عهده گرفته شده است ؛ عموما بعضي از معيارهاي عملكرد سيستم ارائه شده اند و شايد تجزيه و تحليل شده اند .به طور خاص در سيستم هاي توليد وتوزيع و موجودي تعداد زيادي از انواع مختلف معيارهاي عملكردي براي توصيف سيستم ها ارائه شده اند؛ اينچنين تعداد زيادي از معيارهاي عملكردي موجود، انتخاب معيار عملكرد را مشكل مي سازد. به طور كلي تحقيق ارزيابي عملكرد بر تجزيه و تحليل سيستم هاي ارزيابي عملكرد ، طبقه بندي معيارهاي عملكرد و سپس مطالعه ي معيارها در يك طبقه و ايجاد قاعده ي عملي و ايجاد چارچوبها تمركز مي كنند؛ كه به وسيله آن سيستم هاي ارزيابي عملكرد براي انواع مختلفي از سيستم ها توسعه داده مي شوند.

Beamon (1996) تعدادي از خصوصياتي كه در ايجاد سيستم ارزيابي عملكرد مؤثر هستند را ارائه داده است و بنابراين مي توانند در ارزيابي كردن اين سيستم هاي ارزيابي استفاده شوند.اين خصوصيات شامل: جامعيت (ارزيابي همه جنبه هاي مربوط) ، جهاني بودن (اجازه ي مقايسه و تطبيق تحت شرايط عملياتي مختلف) ، قابليت اندازه گيري (داده هاي مورد نياز قابل اندازه گيري باشند) ، وثبات (سازگاري اهداف با معيارهاي سازماني) مي باشند. در كنار تجزيه و تحليل معيارها و بر پايه اثر بخشي آنها، bench marking يك روش مهم ديگري است كه در ارز يابي معيارهاي عملكرد استفاده شده است . bench marking مي تواند به طور مفيدي به جاي ابزار شناسايي فرصت ها ي محيطي به كار گرفته شود. Camp (1989) بحث هاي جامعي از bench marking به طور عا لي فراهم مي كند.

به منظور مطالعه ي تعداد زيادي از معيا رهاي عملكرد موجود ، محققان آنها را طبقه بندي كرده اند .Neely (1997) و همكارانش تعداد كمي از طبقات شامل : كيفيت ، زمان انعطاف پذيري و هزينه را در مقاله اي ارائه دادند . اين طبقه بندي ابزاري مفيد در تجزيه و تحليل سيستم مي باشد پس مدل مي تواند lead time توليدي يا تاريخ سررسيد عملكرد را به وسيله تغيير تركيب (شكل) سيستم مقايسه كند . در اين روش تنها يك نوع معيار ، زمان انتخاب شده است . اما در اين طبقه بندي معيارهاي خاص خيلي متفاوتي از زمان مي تواند مورد

استفاده قرار گيرد .بنابراين معيارها در يك طبقه بندي مي توانند مقايسه و تجزيه و تحليل شوند . بنابراين معيارهاي عملكرد انتخابي مي توانند به سادگي طبقه بندي شوند.
Neely (1995) و همكارانش اشاره مي كنند كه چارچوبهاي ارزيابي مختلفي توسعه داده شده ا ند وديگران معياري را براي طراحي سيستم
ارزيا بي عملكرد فراهم كرده اند. به هر حال به طور كلي يك رويكرد سيستماتيك قابل اجرا براي ارزيابي عملكرد نمي تواند توسعه داده شود. زيرا انواع مختلف سيستم ها به ويژگي هاي سيستم ارزيابي خاصي احتياج دارند. بنابراين كارهاي قبلي در صدد توسعه ي ، چارچوبهاي اندازه گيري عملكرد متنوع براي انواع مختلف سيستم هايي كه در خصوصيات حياتي معيني مشاركت دارند ، مي باشند .

۲٫ معيارهاي عملكرد زنجيره ي تا مين
مدلهاي زنجيره تامين به طور برجسته اي دو معيار عملكردي مختلف را مورد مطالعه قرار مي دهند :
۱٫ هزينه ۲٫ تركيبي از هزينه ها و پاسخ گويي به مشتري

هزينه ها شامل هزينه هاي عمليا تي و هزينه هاي موجودي مي باشند .معيارهاي پاسخ گويي به مشتري شامل :Lead time و احتمال عدم وجود موجودي و نرخ تكميل مي باشد. جدول۱بعضي از معيارهاي موجود در زنجيره تامين و مطابقت معيارهاي عملكردي استفاده شده را خلا صه كرده است .آن مدلهاي عملكردي ليست شده را به عنوان اهداف استفاده مي_ كند كه هر كدام براي تابع قرار دادن محدوديت هاي عملياتي متنوع حداقل يا حداكثر شده اند .(منبع جرح و تعديل از Beamon (1998))
جدول شماره (۳) مدله كردن معيارهاي عملكرد زنجيره تامين

نويسندگان معيارها
Cohen and Lee(1988)
Cohen and Lee(1989)
Cohen and Moon (1990)
Lee and Feitzinger (1995)

Pyke and Cohen (1993)
Pyke and Cohen (1994)
Tzafestas and Kapsiotis (1994) هزينه
Arntzen et al.(1995) هزينه و زمان فعاليت
Altiok and Ranjan (1995)

Christy and Grout(1994)
Cook and Rogo wski (1996)
Davis (1993)
Ishii et al .(1988)
Newhart et al (1993)

Towill(1991)
Towill et al. (1992)
Wikner et al. (1991) هزينه و پاسخگويي به مشتري
Lee and billington (1993) پاسخگويي به مشتري

Voudouris(1996) انعطاف پذيري
معيارهاي ديگر زنجيره تامين به عنوان عاملي درخور براي تجزيه و تحليل زنجيره تامين تعريف شد ه اند.اما نمي توانند در تحقيق مدله كردن زنجيره تامين استفا ده شوند .اگرچه اين معيار ها ممكن خصوصيات مهمي از زنجيره تامين باشند ،استفاده آنها در مدلهاي زنجيره تا مين رقابتي است اگر چه كه اين معيارها ممكن خصوصيا ت مهمي از زنجيره تامين باشند ، استفاده آنها در مدلهاي زنجيره تامين سخت است زيرا ماهيت كيفي چنين معيارهايي باعث مي شود تركيب آنها با مدلهاي كيفي مشكل شود.براي مثال معيارها اينچنين هستند: رضايت مشتري Christopher 1994) ( ، جريان اطلاعات (Nicoll 1994) ، عملكرد تامين كننده (Davis 1993)

و مديريت ريسك (Johenson, Randph, 1995)
2.1.ارزيابي معيارهاي عملكرد زنجيره تامين
هزينه ، زمان فعاليت ، پاسخگويي مشتري و انعطاف پذيري همه به عنوان معيار هاي عملكرد زنجيره ي تامين هر يك به تنهايي يا مشتركا استفاده مي شوند با وجود اين معيارهاي استفاده شده تا حدي داراي
ضعف هاي مهمي هستند.

۲٫۱٫۱٫ معيارهاي عملكرد زنجيره تامين منفرد (single )
استفاده از يك معيار عملكرد به دليل سادگي اش داراي جذابيت است. اگر چه يك شخص بايد اطمينان داسشته باشد كه اگر يك معيار تنها استفاده شود، اين معيار به اندازه كافي عملكرد سيستم را توصيف مي كند. Beamon 1996 تنوع معيارهاي عملكرد زنجيره تامين فردي راشناسايي و
ارزيابي كرده است. نويسنده نتيجه گرفت كه ضعف هاي مهم در هر يك از معيارهاي عملكرد ارزيابي شده نشان داده شده اند و بر معيارهايي مثل جامعيت ، جهاني بودن ، وقابليت اندازه گيري و ثبات پايه ريزي شده اند.

مكررا دائمي ترين ضعف معيارهاي عملكرد (درزمينه) جامعيت آنها بود. براي اينكه يك معيار جامع باشد، بايد تمام جنبه هاي مربوط به زنجيره تامين را اندازه گيري كند.
۲٫۱٫۲٫ هزينه به عنوان يك معيار عملكرد زنجيره تامين منفرد

هزينه به عنوان معيار عملكردي انتخابي براي بسياري از مدلهاي زنجيره تامين شرح داده مي شود. اگرچه هزينه به عنوان يك منبع اندازه گيري مهم مي با شد ولي تكيه كردن به هزينه به عنوان تنها معيار عملكرد منجر به نزول و سقوط مي شود. Maskell 1991 محدوديت هاي مديريت حسابداري سنتي زيادي را شناسايي كرده است . مشكلات شامل فقدان وابستگي طبقه بندي هاي هزينه ، هزينه تغيير شكل و تركيب (خصوصا در طبقه هاي بالا ) و عدم انعطاف پذيري و همچنين گزارشاتي كه خيلي دير ارزيابي مي شوند.
Lee and Billington 1992 دامهاي بسياري را در مديريت زنجيره تامين شناسايي كردند و يك دام ارزيابي نادرست هزينه هاي موجودي شناسايي شده است .اكثر نويسندگان در شناسايي هزينه ها ي موجودي دو تا از هزينه هاي معمول را از قلم انداخته اند:

۱٫ كهنگي (منسوخ شدگي)
۲٫اصلاح كار به خاطر تغييرات مهندسي
اين مشكل با محاسبه هزينه هاي جاري، و در طبقه ي بالاي محاسباتي هزينه هاي موجودي حذف شده ، بزرگتر شده است. وجود مدلهاي
زنجيره ي تامين نوعا خودشان براي معيارهاي هزينه سنتي محدود شده اند و هنوز فوايد مديريت هزينه استرا تژيك زنجيره تامين مورد استفاده قرار نگرفته اند. Govidarajan , Shank (1992) Barker (1996) به مسائل مديريت هزينه استراتژيك در زنجيره تامين محتوايي اشاره مي كنند.
۲٫۱٫۳٫ معيارهاي عملكرد زنجيره تامين و اهداف استراتژيك

Maskel (1991) نوعي از معيارهاي عملكرد مورد نياز براي يك سازمان توليدي را پيشنهاد كرده است كه مستقيما با انتخاب استراتژي توليدي به وسيله شركت در ارتباط مي باشد. دو دليل براي ثبات و نگهداري اين روابط ذكر شده اند:
۱٫ شركت ممكن تعيين كند كه آيا عملكرد آن اهداف استراتژيكش را تامين مي كند.
۲٫ كاركنان در سازمان بر روي آنچه اندازه گيري شده تمركز مي كنند، بنابراين معيارهاي عملكرد مسير شركت را هدايت مي كنند.
زمينه مفهومي

SCM با اداره كردن روابط up stream and down stream با تامين كننده ها و مشتريان با حداقل هزينه براي زنجيره، به طور يكجا ارزش مشتري برتر را فراهم مي كنندChristopher 1998) ). كاربرد زنجيره نيازمند به اين است كه جنبه هاي دروني معيارهاي عملكرد كه مشتمل بر هر دو جنبه “وظايف بين فردي “و “مشاركت ” مي باشد، توسعه داده شوند و از نگاه به درون و نگرش به خود در رويكرد مديريت اجتناب

مي شود (Holmberg 2000) و با يكپارچه كردن دقيق عملكردهاي دروني در يك شركت و اثر بخشي ارتباطاتشان با عمليات بيروني اعضاي شركت در زنجيره به اين امر نائل مي شويم. به منظور اين هدف يك
ارزيابي عملكرد مناسب راهنمايي براي موفقيت كاربرد SCM مي باشد . (Lee , Billington 1992)

(Konard , Mentzer 1991) ارزيابي عملكرد را به عنوان اثر_ بخشي وكارايي در انجام يك وظيفه تفويض شده در ارتباط با چگونگي رسيدن به يك هدف ، تعريف مي كنند. در زمينه زنجيره تامين و لجستيك كارايي مرتبط مي شود با حدي كه اهداف تكميل شده اند. واين اهداف مي توانند شامل اين اهداف مي توانند شامل lead time و احتمال عدم موجودي و نرخ تكميل مي شود. اثربخشي مقدار استفاده منابع را اندازه گيري مي كند اين اندازه گيري مي تواند شامل هزينه هاي موجودي و هزينه هاي عملياتي باشد. در حا لي كه خيلي از شركت ها هر دو جنبه عملياتي را تشخيص مي دهند. در تشخيص اين شركت ها از درك نماي يك چارچوب متعادل براي ارزيابي عملكرد، ناتوان هستند و اين امر بايد براي مديريت عملكرد در زنجيره

تامين تجزيه شود. به طور نمونه يك شركت ممكن بر عمليات اثربخش تمركز كند در حالي كه شركت هاي ديگر بيشتر به كارايي خدمات در زنجيره تامين علا قه مند هستند. اختلاف در ديدگاهها SCP ، به تناقض در معيارهاي عملكرد استفاده شده در بين اعضاي شركت ها در زنجيره ي تامين، منجر مي شود ودر نتيجه باعث بهينه سازي فرعي عملكرد زنجيره گسترده تامين مي شود .(Jayarm ,Bech tel 1997 ;Sheffi , Caplice 1995 ; Gunasekaran et al 2000) . معيارهاي عملكرد سنتي مثل سودمندي، براي اندازه گيري SCP خيلي مربوط نيستند؛ زيرا آنها به داشتن تمركز فردي تمايل دارند و كاهش عرصه هاي گسترده براي بهبود عملكرد را مورد توجه قرار مي دهند.

Jayarm , Bechtel 1997 استفاده از معيارهاي يكپارچه و منسجم را مورد حمايت قرار مي دهند. در مجموع معيارهاي غير يكپارچه بيشتر از معيارهاي عملكرد فردي، شركت ها را بر مي انگيزاند كه عملكرده زنجيره گسترده را مورد توجه قرار دهند. يك مثال از يك معيار يكپارچه شده چرخه cash to cashكه حيطه عملكردي و مرزهاي سازماني براي نشان دادن چگونگي عمل كردن همه ي اعضاي شركت ها را در زنجيره ومحرك ها را براي شركت ها در ارتباط با كاركردن با ديگران در زنجيره ترويج مي دهند. در مقابل معيارهاي غير يكپارچه شده فقط نگرشي در مسائل

بالقوه در شركت هاي فردي در زنجيره ي تامين فراهم مي كنند.
به جز معيارهاي عملكرد منسجم در SCP چارچوبهاي مفهومي نيز وجود دارد. اخيرا (۱۹۹۶) يك علم رده بندي براي طبقه بندي بهبود (اصلاح) زنجيره ي تامين ارائه شده است. طبقه بندي بهبود (اصلاح) زنجيره ي تامين ارائه شده است . Vanhoek (1998) يك چارچوبي در سطوح شركتي يكپارچه در زنجيره تامين و همچنين استراتژي پذيرفته
شده اي را پيشنهاد مي كند. ( Beamon (1999 يك چارچوب ارزيابي عملكردي براي زنجيره تامين توليدي توسعه داد .كه در آن منابع خروجي و قابليت انعطاف كه تركيبات ضروري براي SCP در نظر گرفته شده اند. Singh , Shah ( 2001) چارچوبي را براي bench marking دروني SCP فراهم مي كند.

Gunasckaran ( 2001) و ديگر همكارانش يك مدل مفهومي براي SCP در سه سطح مديريت توسعه مي دهند. بسياري از شركت ها هنوز زنجيره تامين شان را در روشهاي مختلفي براساس چگونگي تمايل اعضاي شركتشان، اداره مي كنند. دليل اصلي عدم توا فق اهداف و معيارهاي عملكرد در فعاليت هاي زنجيره تامين مي باشد . (Tan et al 1999)
فرآ يندهاي زنجيره تامين معيارهاي ارزيابي شاخص هاي عملكردي
مشتري گرايي ۱٫قابليت اعتماد زنجيره

۲٫مسؤليت پذيري و انعطاف پذيري – عملكرد تحويل
– عملكردتكميل سفارش
– اجراي كامل سفارش

– زمان پاسخگويي زنجيره
– قابليت انعطاف پذيري توليد

دروني گرايي ۱٫ هزينه ها

۲٫دارايي – كل هزينه هاي مديريت لجستيك
– سودمندي ارزش افزوده
– هزينه فرايند مرجوعي
– زمان چرخه cash to cash
– روزهايي كه موجودي در زنجيره وجود دارد
– گردش دارايي
جدول ۴معيارهاي عملكرد SCOR براي يك زنجيره ي تامين

Tan et al بين مفاهيم SCP موجود، و مدل مرجع عمليات زنجيره تامين توسعه داده شده به وسيله ي هيئت زنجيره ي تامين (cf . Stwart,1995) چارچوب مفيدي را فراهم مي كند كه عملكرد اعضاي شركت ها در يك زنجيره ي تامين را در نظر مي گيرد. مدل SCOR فعاليت هاي موجود در زنجيره ي تامين را به عنوان يك سري از فرايند هاي سازماني به هم پيوسته (منسجم) با هر سازمان فردي شامل چهار تركيب : برنامه، منابع، توليد، و تحويل بررسي مي كند. هر يك از اين اجزا يك فرايند بحراني (مهم ) را در زنجيره تامين با چهار معيار ارزيابي ۱٫ قابليت اعتماد زنجيره_ ي تامين

۲٫ قابليت انعطاف و پاسخگويي ۳٫ هزينه ها ۴٫ دارايي در نظر مي گيرد.
دو معيار اول روابط اثر بخشي (مشتري گرايي) اندازه گيري عملكرد را مورد بحث قرار مي دهند. در حالي كه دو معيار ديگر روابط كارايي
(درون گرايي ) معيارهاي عملكرد يك شركت را مورد بحث قرار مي_ دهند.

معيارهاي مشتري گرايي با چگونگي و كيفيت تحويل محصولات به مشتري مرتبط مي شود. براي مثال عملكرد تحويل كالا و معيارهاي درون گرايي با كارايي عمليات زنجيره ي تامين مرتبط مي شوند. به عنوان مثال مدت زمان چرخه cash to cash (cf. Geary , 2001) Mentzer , konrad (1991) مطابق مدل SCOR نشانه اي را، به عنوان كيفيت (چگونگي) اثربخشي شركتي كه در ايجاد ارزش مشتري منابع را مورد استفاده قرار مي دهد، فراهم مي كند. آن نشانه (شاخص) انتظارات عملكردي اعضاي شركت را هم بر روي ورو دي ها هم بر روي خروجي ها از جنبه فعاليت_ هاي زنجيره تامين در نظر مي گيرد. ارزيابي شاخص ها و معيار ها ي ارزيابي عملكرد در مدل SCOR بين اعضاي زنجيره ي تامين

Cf. Stephens 2000)) در جدول ۲ نشان داده شده است، چارچوب مفيدي را براي ساختار و ابزار مشابهي را براي ارزيابي SCP در زمينه لجستيك حمل و نقل فراهم مي كند.