بررسی ارتباط بین افزوده بازار و ارزش ارزش افزوده نقدي با بازده سهام

موضوع اصلی این تحقیق تعیین محتوای اطلاعاتی نسبی و فزاینده ارزش افزوده بازار(MVA) و ارزش افزوده نقدي (CVA) در ارتباط با بازده سهام می-باشد. از این رو متغیرهای ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده نقدی به عنوان متغیرهای مستقل و بازده سهام به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. لذا فرضیاتی در این راستا گردآوری شده تا به بررسی این موضوع پرداخته شود.به منظور بررسی فرضیات مورد نظر ابتدا از طریق اطلاعات موجود ، داده هایی از بورس اوراق بهادار تهران جمع

آوری و تهیه گردید.با توجه به بررسی های به عمل آمده جامعه آماری تحقيق حاضر تعداد۷۶ شرکت می باشد.دوره مورد بررسي در تحقيق حاضر۱۳۸۱تا۱۳۸۷مي باشد.به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع¬آوری شده ، از آنجا که هدف بررسی

وجود رابطه همبستگی بین متغیر های مستقل و وابسته می¬باشد، روش تحقیق از نوع همبستگی و روش شناسی تحقیق از نوع پس رویدادی (استفاده از اطلاعات گذشته) می باشد. به منظور بررسی رابطه متغیرهای مورد نظر از رگرسیون ونرم افزارهایR وآزمون Waldاستفاده شده است.نتایج حاصل از تحقیق بیانگر رابطه همبستگی ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده نقدی در ارتباط با بازده سهام می باشد. همچنین نتایج تحقیق حاضر بیانگر دارا بودن محتوای اطلاعاتی فزاینده دو متغیر نسبت به یکدیگر و نداشتن محتوای اطلاعاتی نسبی در ارتباط با بازده سهام می¬باشد.

 

کلمات کليدي: محتواي اطلاعاتي نسبي، محتواي اطلاعاتي فزاينده، ارزش افزوده نقدي، ارزش افزوده بازار ،بازده سهام
مقدمه

بورس اوراق بهادار در حکم يک بازار ، تسهيلات لازم را براي خريداران و فروشندگان سهام فراهم مي کند ، به نحوي که آنها بتوانند در هر زمان پول خود را به اوراق بهادار يا بالعکس تبديل نمايند.از آنجائي که بورس به عنوان بازاري در جهت تجهيز پس اندازها و همچنين هدايت آنها به طرف سرمايه گذاريهاي مولد و مفيد به حال جامعه و اقتصاد کشور مطرح مي باشد، مطالعه و تحقيق پيرامون اين بازار از اهميت ويژه اي بر خوردار است. سرمايه گذاران با انگيزه¬هاي مختلف نقش اساسي را در

تامين منابع مالي بازي مي¬کنند.واحدهاي اقتصادي هم از جذب سرمايه¬هاي پراکنده اهداف متفاوتي را دنبال مي کنند ، ولي هدف اصلي مشترک براي هر دو گروه ، دستيابي به منافع بيشتر و حداکثر کردن ثروت است. به طور کلي منافعي که در اين بازار عايد سرمايه گذار مي شود¬،در قالب سودسهام پرداختي وافزايش قيمت سهم مي باشد. از آنجايي که هدف سرمايه گذاران حداکثر کردن بازده مورد انتظار با توجه به کاهش ريسک است،به همين دليل پژوهشگران و تحليل گران مالي به دنبال يافتن معيار عملکردي هستند که بر اساس آن بتوان بازده و تغييرات آن را براي سهام يک شرکت با نزديک ترين تقريب پيش بيني کرد. شناسايي عوامل و شاخص¬هايي که در تعيين بازده¬وقيمت سهام کاربرد داشته باشد و همچنين تعيين محتواي اطلاعاتي هر يک از اين شاخص¬هابه طور نسبي نيز در مقايسه با يکديگر ،يکي از دغدغه هاي پژوهشگران حوزه هاي مالي است.

با توجه به¬دلايل فوق، در نظر داريم محتواي اطلاعاتي نسبي و افزاينده ارزش افزوده نقدي و ارزش افزوده بازار را به منظور پيش بيني قيمت سهام وبه طور کلي بازده سهام مورد بررسي و مطالعه قرار دهيم، تا مشخص گردد در بازار اوراق بهادار تهران، سرمايه¬گذاران در تصميم-گيريهاي خود به چه نوع اطلاعاتي براي تصميم-گيري نيازمند مي¬باشند. در حقيقت به دنبال اين موضوع هستيم که کدام دسته از اطلاعات، سرمايه-گذار را در پيش¬بيني قيمت و بازده سهام ياري مي¬کند.
پيشينه تحقيق درجهان:

پيکور و بلکويي (۱۹۹۴) ابتدا به معرفي ارزش افزوده و فوايد گزارشگري آن پرداختند و سپس قدرت توضيح¬دهندگي بازده بازار را از جانب دو متغير سود و ارزش افزوده مورد مطالعه و بررسي تطبيقي قرار دادند.اطلاعات به صورت نمونه¬اي شامل ۲۳۹۸شرکت/سال جمع¬آوري شد که فاصله زماني ۱۹۷۹-۱۹۸۳ را شامل مي¬شد و از شرکتهاي پذيرفته شده در بورس نيويورک و بورس آمريکا بدست آمد. نتايج حاصل از آزمونهاي مدل تحقيق نشان داد که تغييرات نسبي ارزش افزوده محتواي اطلاعاتي نسبي بيشتري در مقابل تغييرات نسبي سود دارند. همچنين تغييرات نسبي خالص ارزش افزوده و هم تغييرات نسبي سود داراي محتواي اطلاعاتي فزاينده نسبت به يکديگر مي¬باشند.

دورو در سال (۱۹۹۸)،به مطالعه رابطه بين ارزش افزوده بازار(MVA)با درآمد اقتصادي پرداخت.در اين تحقيق به رابطه بين پاداش مديران با درآمد اقتصادي پرداخته شده است.نتايج حاصل از اين تحقيق بيانگر اين است که رابطه بين ارزش افزوده بازار با درآمد اقتصادي تاييد گرديده است.تحليل ها حاکي از رابطه مثبت مي باشد که در طول زمان افزايش مي يابد.همچنين يک ناسازگاري دوره اي در رابطه بين درآمد اقتصادي و ارزش افزوده بازار در قالب يک مدل تئوريکي وجود دارد.

چارلز لي و همکارانش (۲۰۰۴)،در تحقيقي تحت عنوان ارتباط EVAوMVA با پاداش مديران ،در مورد اينکه آيا پاداش مديران وابسته به معيارهاي عملکردي”ارزش افزوده”همانند ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادي مي¬باشد يا خير بحث مي¬کند. بيشترين بحث اين تحقيق در ارتباط با رابطه چنين متغيرهايي بوده که ارتباط آنان را از طريق صنايع مختلف مورد بررسي قرار داده است،که منجر به يک تفاوت سيستماتيک در ويژگي¬هاي مالي يا عملياتي شرکت-ها شده است.نتايج بيانگر اين موضوع است که ارزش افزوده بازار با پاداش مديران رابطه معناداري داشته است.

پيشينه تحقيق درايران:
شهرياري (۱۳۸۱)، محتواي اطلاعاتي ارزش افزوده را در مقابل سود و وجوه نقد حاصل از عمليات آزمون کرد. هدف از انجام تحقيق، بررسي امکان ارائه صورت ارزش افزوده به عنوان يکي از صورت هاي مالي اساسي يا به عنوان مکمل صورت هاي مالي با توجه به مزاياي اطلاعات ارائه شده نسبت به صورتهای مالی دیگر می¬باشد، و در نهايت مقايسه اطلاعات ارائه شده در صورت ارزش افزوده با صورت سود و زيان و صورت گردش وجوه نقد مي باشد. نمونه آماري در تحقيق وي شامل ۳۵ شرکت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و دوره زماني مورد بررسي از سال ۱۳۷۵ لغايت ۱۳۷۹ بود. تحليل نتايج حاصل از آزمون هاي آماري نشان داد که ارزش افزوده جهت تصميم گيري استفاده کنندگان داراي محتواي اطلاعاتي بوده و مي تواند مورد استفاده مفيد قرار گيرد، و در مقايسه با سود و جريان هاي نقدي حاصل از عمليات داراي محتواي اطلاعاتي نسبي بيشتري است.
نوروش و مشايخي (۱۳۸۳) به بررسي محتواي اطلاعاتي فزايندة ارزش افزودة اقتصادي و ارزش افزودة نقدي در برابر سود حسابداري و وجوه نقد حاصل از عمليات شركتهاي توليدي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۷۵ الي ۱۳۸۱ پرداختند نتايج حاصل از آزمون فرضبات تحقيق نشان داد كه ارزش افزودة اقتصادي و ارزش افزودة نقدي نيز ، علي رغم عدم آشنايي عمومي بازار با آنها ، توانسته اند به طور بالقوه وارد مدلهاي تصميم گيري در اين بازار شوند و بعضاً از خود محتواي اطلاعاتي فزاينده نسبت به سايرين نشان دهند .
ملکي اسکوئي (۱۳۸۵)، در تحقيقي تحت عنوان “محتواي اطلاعاتي نسبي و فزاينده ارزش افزوده نقدي و نسبت P/E در ارتباط با بازده سهام عادي در شرکت هاي توليدي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” درصدد برآمد رابطه ارزش افزوده نقدي و ضريب P/E را با بازده سهام عادي در شرکت هاي فوق الذکر طي سال هاي ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۲ مورد بررسي قرار دهد و توانايي اين دو معيار را در پيش بيني بازده سهام بسنجد. وي با انتخاب يک نمونه ۸۵ تايي، به اين نتيجه رسيد که دو معيار مورد مطالعه با بازده سهام ارتباط دارند و ارزش افزوده نقدي حاوي اطلاعاتي است که نسبت P/E فاقد آن بوده است و برعکس. بنابراين استفاده همزمان از آنها به افزايش قدرت توضيح دهندگي تغييرات بازده سهام مي انجامد.
رهگذار(۱۳۸۷) درتحقيق”مطالعه تجربي معيارهاي عملکردي بر مبناي ارزش،رضايتمندي سهامداران و قيمت سهام”،ارتباط بين چندين معيار عملکردي بر مبناي ارزش را با قيمت سهام بررسي نموده است.در اين تحقيق به اين نتيجه رسيده¬اند که متغير ارزش افزوده بازار ارتباط بسيار قوي با قيمت سهام دارد،اين يافته همچنين بيانگر اين موضوع است که متغير ارزش افزوده بازار مي¬تواند بهتر از متغيرهاي بازده ارزش ويژه(ROE ) و بازده داراييها(ROA )باشد.

روش تحقيق
از آنجائي که در اين تحقيق به بررسي وجود رابطه همبستگي بين متغيرهاي مستقل و وابسته پرداخته مي شود، روش تحقيق از نوع همبستگي و روش شناسي آن از نوع پس رويدادي (استفاده از اطلاعات گذشته) است. به طور کلي تحقيقات همبستگي شامل کليه تحقيقاتي است که در آنها سعي مي شود رابطه بين متغير هاي مختلف با استفاده از ضريب همبستگي کشف يا تعيين گردد.

جامعه آماري اين تحقيق کليه شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد که از سال ۱۳۸۱ تا پايان سال ۱۳۸۷ در بورس فعاليت داشته اند. پس از تعيين مبناي جامعه آماري ،شرکت هايي مورد رسيدگي قرار مي گيرند که داراي شرايط زير باشند:

۱- پايان سال مالي شرکت به تاريخ بيست و نهم اسفند ماه باشد تا شاخص هاي محاسبه شده در انتهاي سال مالي ، داراي تطابق زماني لازم باشد. همچنين شرکت نبايد در فاصله سالهاي ۱۳۸۱ الي ۱۳۸۷تغيير سال مالي داده باشد.
۲- شرکتها نبايد در طي دوره هاي مورد مطالعه توقف عمليات داشته باشند.
۳- تمامي اطلاعات مرتبط با متغيرهاي تحقيق براي آن شرکت ها در دسترس باشد.

۴- شرکت نبايد جزء شرکت هاي سرمايه گذاري باشد.
بنابراين با توجه به اعمال محدوديت هاي فوق جامعه آماري اين تحقيق شامل تعداد ۷۶ شرکت مي¬باشد.در این تحقیق فرضياتي به شرح زير در نظر گرفته شده است:
۱ ) ارزش افزودة نقدي با بازده آتي سهام عادي رابطة معني داري دارد .

۲ ) ارزش افزوده بازار با بازده آتي سهام عادي رابطة معني داري دارد .
۳) ارزش افزوده نقدي در ارتباط با بازده آتي سهام عادي شاخص بهتري در مقايسه با ارزش افزوده بازار است.
۴) ارزش افزوده نقدي نسبت به ارزش افزوده بازار داراي محتواي اطلاعاتي فزاينده است.
جدول مربوط به نتایج حاصل از فرضیات تحقیق

فرضیه مورد آزمون نتایج حاصل از آزمون فرضیه
فرضیه اول ارزش افزودة نقدي با بازده آتي سهام عادي رابطة معني داري دارد .
نتايج حاصل از فرضيه اول بيانگر اين است که ارزش افزوده نقدي داراي همبستگي و قدرت توضيح¬دهندگي در ارتباط با بازده سهام مي-باشد و لذا رابطه آن با بازده معنادار گرديده است.

فرضیه دوم ارزش افزودة بازار با بازده آتي سهام عادي رابطة معني داري دارد . نتايج حاصل از فرضيه دوم بيانگر اين است که ارزش افزوده بازار داراي همبستگي و قدرت توضيح-دهندگي در ارتباط با بازده سهام مي¬باشد و لذا رابطه آن با بازده معنادار گرديده است.

فرضیه سوم ارزش افزوده نقدي در ارتباط با بازده آتي سهام عادي شاخص بهتري در مقايسه با ارزش افزوده بازار است. دليلي بر برتري ارزش افزوده نقدي نسبت به ارزش افزوده بازار در ارتباط با بازده سهام وجود ندارد .به عبارت ديگر فرضيه H0را نمي¬توان رد کردو لذا فرضيه سوم رد مي¬گردد.

فرضیه چهارم ارزش افزوده نقدي نسبت به ارزش افزوده بازار داراي محتواي اطلاعاتي فزاينده است.
با توجه به آماره Wald محاسبه شده ، فرض مبني بر نداشتن محتواي اطلاعاتي فزاينده رد شده و داراي محتواي فزاينده اطلاعاتي است بنابراين فرضيه چهارم اين تحقيق رد نمي¬گردد.