بررسی ارتباط بین سود حسابداری و سود حسابرسی شده
با قیمت سهام در شرکتهای سهامی عام

چكيده:
سود به عنوان یکی از اقلام مالی توجه بسیار زیادی را به خود جلب کرده است و تحقیقات زیادی که حول جنبه های مختلف سود صورت میگیرد نشان از اهمیت بسیار زیاد آن دارد. در این جا سعی شده است که با در نظر گرفتن استمرار سود به عنوان عامل اساسی و تاثیر گذار در امر تصمیم گیری و قیمت سهام مد نظر قرار گیرد . بدین منظور با در نظر گرفتن دو سطح سود از جمله سود عملیاتی و سود خالص هر سهم به بررسی رابطه استمرار سود و توان توجیه قیمت بوسیله سود پرداختیم .ی را به عنوان عاملی مربوط تلقی کرده اند ، نقش این قلم پر رنگ تر شده است . از این رو در این پایان نامه به بررسی توان توجیه قیمت بوسیله ارزش دفتری در شرایطی که استمرار سود زیاد یا کم است نیز می پردازیم . نتایج ما نشان می دهد که در شرایطی که استمرار افزایش می یابد توان توجیه قیمت بوسیله سود نیز افزایش می یابد که فرضیه ما در این خصوص در هر دو سطح سود تائید شده است . اما در مورد ارزش دفتری فرضیه ما مبنی بر اینکه با کاهش استمرار سود توان توجیه قیمت بوسیله ارزش دفتری افزایش می یابد ، رد شده است.

واژه های کلیدی :
سود حسابداری ، سود حسابرسی ، تئوری اولسن ، تئوری مازاد خالص

 

۱-مقدمه :
همانطور که میدانیم سرمایه گذاری مولد و کارا یکی از عناصر مهم و اساسی حرکت اقتصاد یک کشور به سمت رشد و توسعه پایدار است .سرمایه گذاری در شرکتهای سهامی عام و عمدتا پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است که به نوعی سعی در قانونمند کردن این شرکتها و افشا بیشتر اطلاعات در آنها شده است .این است که کشورهای جهان سوم نیز با الگو برداری از این موضوع سعی در قویتر کردن این بازوی اقتصادی دارند.
اما با وجود شکل گیری انواع و اقسام ابزارهای مالی و سرمایه و تنوع گسترده آنها، آنچه هیچگاه جذبه خود را از دست نداده و کمرنگ نشده است سهام عادی شرکتها و بررسی وتجزیه و تحلیل قیمت این نوع از سهام است .
قیمت سهام از این حیث اهمیت دارد که سعی میکند بیان کننده تمام رویدادهای داخل و خارج شرکت در گذشته و حال و اینده باشد و تمامی حرکات در این بازار بر اساس این عنصر اسرار آمیز صورت میگیرد و از این روست که قیمت سهام و شاخص های بازار سرمایه را نه تنها به عنوان دماسنج بازار سرمایه بلکه به عنوان دماسنج اقتصاد یک کشور تلقی میکنند.تمامی تحلیل گران و تئوریسین ها ی بازار سرمایه به این نکته اذعان دارند که ارزش شرکت و به عبارت دیگر ارزش سهام یک شرکت تابعی از ” ارزش فعلی جریانهای نقد اتی ” آن میباشد . حال هر اطلاعات ،تکنیک وروشی و در هر حیطه ای از علوم مانند اقتصاد ،مدیریت ،حسابداری که بتواند بهتر و دقیقتر این عامل را پیش بینی کند بهتر میتواند قیمت سهام و جهت حرکت بازار سرمایه را مشخص کند و در نتیجه میتوان از آن عامل یا عوامل به عنوان مبنای تخصیص منابع در تصمیم گیریهای اقتصادی یاری جست .

۲-بیان مسئله :

صورت سود و زیان به عنوان یکی از مهمترین صورتهای مالی اساسی و سود خالص هر سهم به عنوان ” خط آخر ” یکی از مهمترین اقلام صورت سود و زیان موسسات انتفاعی طی سالیان متمادی مطرح بوده است . صورت سود و زیان و پیش بینی سود غیر نرمال به عنوان عواملی که بازدهی سهام را تحت تاثیر قرار میدهد از زمان تحقیق بال و براون در سال ۱۹۶۸ مورد توجه قرار گرفت و بنا بر این مواردی که صرفا تاکید انها بر سود و نسبت P/E بود ، طی تحقیقات زیادی مانند تحقیق لیپ و کمندی در سال ۱۹۸۷ و تحقیق کودیری و کولیینز در سال ۱۹۸۹ انجام شد . تا قبل از دهه ۱۹۷۰ اکثر تحقیقات انجام شده عمدتا بر این اعتقاد بوده اند که سود اصلی ترین و مربوط ترین اطلاعات ارائه شده در صورتهای مالی است و بنا بر این به بررسی رفتار سود حسابداری و پیش بینی سود آینده و ارتباط آن با قیمت سهام می پرداختند .
انجام تحقیقاتی که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد این نتیجه را در پی داشت که با توجه به تغییرات بوجود آمده در بازار سرمایه و شرکتهای سهامی ، سود و پیش بینی آن به تنهائی نمی تواند بیان کننده تغییرات قیمت سهام باشد . به طور مثال لو در سال ۱۹۸۹ در تحقیق خود اثبات کرد که همبستگی بین سود و بازدهی سهام خیلی پایین و حتی گاهی اوقات منفی است و به این ترتیب بیان میکند که مفید بودن و ارزش پیش بینی سودهای سالانه و فصلی برای سرمایه گذاران اندک است و بحث میکند که حسابداران برای تداوم نقش خود در بازار سرمایه باید به دنبال اقلام مالی دیگری به غیر از سود یا بهبود تکنیکهای ارزیابی و اندازه گیری مورد استفاده خود باشند.
این بود که اولسن در سال ۱۹۹۵ ” تئوری مازاد خالص ” را در ارتباط با ارزش شرکت ارائه کرد و به نقش همزمان سود و ارزش دفتری در تبیین ارزش شرکت تاکید ورزید . این تئوری ارزش شرکت و قیمت سهام را تابع دو عامل اساسی ارزش دفتری و سرقفلی بیان می کند که در شرایطی که تداوم فعالیت شرکت مورد تردید نباشد ارزش دفتری نماینده بازدهی نرمال و عادی شرکت میباشد . سرقفلی نیز نماینده سودهای غیر نرمال شرکت تلقی میگردد .به این ترتیب ارزش دفتری به عنوان یکی از مهمترین اقلام ترازنامه توجه زیادی را به خود جلب کرد . این تئوری مبنای بسیاری از تحقیق های مربوط به ارزش شرکت و بازار سرمایه شد.
این تحقیق بر آن است که به طور ضمنی تئوری ” مازاد خالص ” را در بازار بورس و اوراق بهادار تهران بررسی کند و به این سوال پاسخ گوید که سود و ارزش دفتری به طور همزمان تا چه میزان می تواند تغییرات قیمت سهام را تو جیه کند .
با توجه به شرایط رو به رشد بازار سرمایه در ایران و تلاش مسئولین و دولت به گسترش این بازار و خصوصی سازی در چند ساله اخیر خصوصا از طریق بازار بورس و اوراق بهادار نیاز است که تحقیقات منسجم و سازماندهی شده در این بازار انجام شود ، که این تحقیقات از یک سو میتواند فراهم کننده الگوهائی برای مسئولین و دولت در راستای دستیابی به اهداف آنها باشد و از سوی دیگر راهنمایی برای سرمایه گذاران در این بازار باشد . لذا تحقیقاتی که ارتباط متغیر های حسابداری را با روند و معادلات بازار سرمایه نشان می دهند بسیار حائز اهمیت اند. سود یکی از متغیر هائی است که از نظر ارتباط با قیمت همواره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .
از دیگر متغیرهای حسابداری که در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته ، ارزش دفتری به عنوان متغیری بر خاسته از ترازنامه شرکت می باشد که این متغیر به تنهایی یا در کنار سایر متغیر ها از جمله سود حسابداری توانسته است توجیه کننده و پیش بینی کننده برخی از معادلات بازار و رویدادهای موجود در بازار سرمایه باشد ، لذا ضرورت دارد در بازار سرمایه ایران نیز تحقیقاتی که به گونه ای ارتباطات بین بازار و حسابداری را روشن می کند ، صورت گیرد .

 

۱-۲ نمونه هائی از مدلهای ارزشیابی قیمت سهام
عوامل تاثیر گذار در قیمت سهام در حال کلی سه دسته اند ، دسته اول عوامل بازار که بر قیمت سهام همه شرکتهای موجود در بازار اثر دارند و ممکن است ناشی از شرایط کلان اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی باشد دسته دوم عواملی است که گستره کمتری نسبت به دسته اول دارند و یک یا چند صنعت خاص را تحت تاثیر قرار می دهند مثلا افزایش قیمت نفت و گاز می تواند بر عملکرد شرکتهای موجود در صنعت پترو شیمی اثر داشته باشد . دسته سوم عواملی است که بر گروه کوچکی یا سهام یک شرکت خاص اثر می گذارد که این عوامل معمولا به تغییرات درون یک شرکت از قبیل تغییر تیم مدیریت ، انعقاد قرارداد جدید ، دستیابی به تکنولوژی جدید و سایر عوامل بستگی دارد .

۲-۲ الگوهای ارزشیابی مبتنی بر عوامل کلان
در الگوهای کلان ، پایه و اساس این است که ” کل است که جزء را میسازد ” بنا بر این در این رویکرد با در نظر گرفتن عوامل کلان اقتصادی ، مانند تولید ناخالص داخلی ، توان پرداخت خارجی ، نرخ بهره ، نرخ تورم … و عوامل غیر اقتصادی به بررسی این عوامل و تاثیر آنها در جزء یعنی در سطح بنگاه پرداخته می شود

۳-۲ الگوهای ارزشیابی مبتنی بر عوامل خرد
در این الگوها بر خلاف الگوهای مبتنی بر عوامل کلان فرض بر این است که ” این جزء است که کل را می سازد ” بنا بر این با جستجو در سطح بنگاه ، عوامل و اطلاعات موجود که به گونه ای بر ریسک و بازدهی اثر دارند در پی یافتن ارتباط این دو عامل با قیمت سهام می باشند.

همانطور که گفته شد در مدلهای مبتنی بر عوامل خرد به شرکت و اطلاعات موجود در آن نگاه می کنیم و بر کسی پوشیده نیست که گزارشگری مالی مهمترین ابزار در این راستا است ، این است که صورت سود و زیان و ترازنامه و اجزای آنها به عنوان پایه بسیاری از تجزیه و تحلیلها مورد استفاده قرار می گیرد . از میان عوامل خرد، سود و ارزش دفتری برگرفته از حسابداری جایگاهی خاص دارند پس به جاست که هر چند مختصر به دلایل مربوط بودن سود و ارزش دفتری به عنوان مهمترین عوامل خرد در سطح شرکتها بپردازیم.

۴-۲ سودمندی اطلاعات مربوط به سود
طبق مطالعات بیور سود خالص دارای محتوی اطلا عاتی است و در هفته اول اعلام سود ، حجم معاملات به حد اکثر خود می رسد و این به دلیل تفاوت تفسیر سود در مقایسه با باورهای پیشین سرمایه گذاران است که می تواند در مورد یک سرمایه گذار خوب و در مورد دیگری بد باشد .
واکنش قیمت بازارمی تواند بیانگر آزمونی قویتر درباره سودمندی اطلاعات از نظر تصمیم گیری در مقایسه با واکنش ناشی از حجم معاملات باشد گاهی واکنش بازار نسبت به تغییرات سود خالص متفاوت است یعنی در بعضی از شرکتها شدید تر از بقیه است . در تحقیقی که درباره ضریب واکنش در برابر سود خالص انجام می شود ، پژوهشگر می کوشد مقدار بازده غیر عادی سهم در واکنش به سود غیر منتظره گزارش شده شرکت انتشار دهنده سهم را اندازه گیری کند . عوامل موثر در واکنش های متفاوت در برابر سود خالص در صفحات بعدی بطور کامل توضیح داده شده اند که در این تحقیق بر عامل استمرار سود تاکید شده است .
در سالهای اخیر با توجه به تغییر در ساختار مالکیت شرکتها و ایجاد ادعاهای مختلف نسبت به داراییهای شرکت هم اکنون رویکرد غالب از سود و زیانی به رویکرد ترازنامه ای تغییر کرده است و به طور ضمنی می توان این طور نتیجه گیری کرد که تاکید از سود به عنوان یکی از مهمترین اقلام سود و زیان به سوی ارزش دفتری به عنوان یکی از مهمترین اقلام ترازنامه سوق پیدا کرد .ارزش افزوده بازار یکی از معیارهای تجزیه و تحلیل بر اساس اقلام ترازنامه می باشد که محاسبه آن به قرار زیر است:
حقوق صاحبان سهام – ارزش بازار سهام =MVA
همانطور که می بینیم حقوق صاحبان سهام و به عبارتی ارزش دفتری قلم به عنوان یک قلم مربوط وارد معامله شده است .

۵-۲ تئوری مازاد خالص اولسن
الگوی مازاد خالص ارائه دهنده چار چوبی است که بر اساس آن میتوان نشان داد که چگونه ارزش شرکت می تواند در قالب اقلام اساسی تراز نامه و سود و زیان بیان شود . به این ترتیب ارزش شرکت را در هر زمان برابر است با :
G + =

چنین بیان میشود که ارزش شرکت میتواند در قالب صورتهای مالی بیان شود که bv ارزش دفتری داراییهای شرکت وg بازدهی غیر نرمال آتی یا سرقفلی شرکت می باشد . این سرقفلی از اینجا ناشی میشود که یک شرکت یک سری دارایی هایی دارد که به علت محدودیتهای موجود در حسابداری و معیارهای اندازه گیری فعلا نمی توان آنها را وارد صورتهای مالی کرد ، اما بازار و سرمایه گذاران از قابلیت و وجود آنها آگاهند . اگر حسابداری به نقطه ایده آل خود برسد یعنی تمام داراییها و بدهیها در هر زمان به ارزش منصفانه ارائه شود ،در آن صورت g در معادله ، برابر صفر خواهد شد . حال تحقیقات و مدلهای مختلفی ارائه شده تا عامل g را در این معادله بدست آورند.
اولسن و همکاران برای دستیابی به g مناسب از مفهوم ثبات ( استمرار ) سود استفاده کردند ، که فرمول آن به قرار زیر است :

این معادله سود عملیاتی را شامل دو قلم می داند : است که کاملا ناشی از رویدادهای تصادفی است و نمی توان آن را پیش بینی کرد بنابر این پیش بینی کاملا صحیح سود عملیاتی به علت وجود این قلم امکان پذیر نیست . ضریب استمرار سود سال گذشته می باشد که عددی بین صفر و یک خواهد بود که هر چه این ضریب بیشتر باشد دلیل بر این است که حجم بیشتری از سود برای سال آینده قابل پیش بینی است .

ضریب واکنش سود چیست و از کجا ناشی میشود ؟ ضریب واکنش سود ضریبی است که بازدهی غیر نرمال اوراق بهادار را در برابر سود پیش بینی نشده نشان می دهد ( تئوری اسکات ) این ضریب استمرار سود به نوعی با ضریب واکنش سود بستگی دارد . تداوم (استمرار) بیشتر سود ، ضریب واکنش سود بیشتری را به همراه دارد . این ضریب بیشتر نشان دهنده واکنش بیشتر بازار سرمایه نسبت به اقلامی که مورد انتظار نبوده اند ، یعنی با گزارش این اقلام بازار، استمرار یا عدم استمرار آن را ارزیابی می کند و بر اساس این ارزیابی واکنش نشان می دهد . نتیجه این واکنش افزایش یا کاهش قیمت سهام است .

ضریب واکنش سود تابع عواملی از قرار زیر است :
۱) بتا
۲) ساختار سرمایه
۳) ثبات ( استمرار ) سود
۴) فرصت رشد
۵) شباهت میان انمتظارات سرمایه گذاران
۶) توان آگاهی دهندگی قیمت
متغیر وابسته تحقیق ، قیمت سهام و متغیر های مستقل شامل سود عملیاتی هر سهم و سود خالص هر سهم EPS وارزش دفتری هر سهم BV می باشد که ارتباط این متغیر ها با هم همراه با لحاظ کردن متغیر واسطه ای یا همان حالات مختلف استمرار سود سنجیده میشود.

۳-روش تحقیق
روش تحقیق از نوع روش همبستگی می باشد با توجه به شرایط تحقیق از دو رویکرد لحاظ نمودن سنوات به تفکیک و رویکرد لحاظ نمودن سنوات به طور کلی با دید گذشته نگر در آزمون فرضیه ها استفاده شده است در رویکرد لحاظ نمودن سنوات به تفکیک تجزیه و تحلیل داده های آماری برای هر سال به طور جداگانه انجام می شود و آمارهای مورد آزمون به طور جداگانه برای هر سال مورد بررسی قرار می گیرد ، لذا بر این اساس می توانیم بگوئیم که فرضیه های تحقیق در چه سالی از دوره تحقیق پذیرفته و در چه سالی رد شده است.
در رویکرد گذشته نگر معیار ثبات سود بر اساس اطلاعات سود سال قبل مورد بررسی قرار می گیرد. با توجه به این موضوع که ثبات (استمرار ) سود در سطوح مختلف سود حسابداری می تواند مورد بررسی قرار گیرد و نحوه همبستگی آنها آزمون شود ، لذا ما به این منظور از دو سطح سود بسیار مهم در حسابداری بهره برده ایم ، در مدل مورد استفاده از سود عملیاتی و سود خالص به صورت جداگانه استفاده شده است.

 

۱-۳ رویکرد گذشته نگر مبتنی بر سود عملیاتی:
در این مدل با تاکید بر سود عملیاتی هر سهم به عنوان مبنا و شاخص تصمیم گیری استفاده می کنیم . در این روش از فرمول زیر بهره برده ایم :

: متغیری است که با استفاده آن شرکتهای نمونه را به دو گروه تقسیم می نمائیم ، و بوسیله آن قدرت توجیه سود سهام و ارزش دفتری را بررسی می نمائیم.
این متغیر به عنوان معیاری برای ثبات ( استمرار ) سود شرکت ، مد نظر قرار می گیرد . نکته قابل توجه اینکه برای بدست آوردن این متغیر از قدر مطلق انحراف سود دو سال متوالی استفاده می گردد و به این ترتیب هم انحراف مثبت و هم انحراف منفی در مدل لحاظ می گردد . هر چه مقدار این متغیر کمتر باشد ، استمرار سود عملیاتی شرکت ، بیشتر است و بر عکس .
: سود عملیاتی هر سهم در سال مورد بررسی است .
: سود عملیاتی هر سهم مربوط به سال قبل است .
: لگاریتم مبنای ده کل داراییهای شرکت در سال مورد بررسی است .
مدل بالا برای همه شرکتهای نمونه محاسبه می گردد .
این مدل برای هر یک از شرکتها به طور جداگانه محاسبه شده و از آن به عنوان شاخص انتخاب پرتفوی استفاده می گردد . چون استمرار سود امری نسبی است و با توجه به شرایط خرد و کلان اقتصادی و وضعیت شرکت تغییر می کند ، پس بطور مطلق نمی توان گفت که شرکت استمرار سود دارد یا خیر . لذا استمرار سود را تنها می توان به مقیاسهای بیشتر ، کمتر ، متوسط ، در مقایسه با سایر شرکتها و توجه به شرایط مختلف ، سنجید. برای این منظور ابتدا کلیه شرکتها محاسبه و از کوچک به بزرگ مرتب می شود . سپس شرکتهایی که از میانه پایینتر باشد در یک پرتفوی استمرار سود بیشتر و شرکتهایی که از حد میانه آنها بزرگتر باشد در پرتفوی دیگر ( استمرار سود کمتر ) قرار می گیرد . به این ترتیب شرکتهای نمونه برای هر سال به طور جدا گانه به دو پرتفوی ۵۰ شرکتی تقسیم می کنیم .
گروه اول شرکتهایی که دارای پایین تری است که بنا بر این مدل این گروه از شرکتها دارای ثبات سود بیشتری بوده و آزمون همبستگی در آنها احتمالا همبستگی بیشتر بین سود و قیمت را نشان می دهد .
گروه دوم شرکتهایی که دارای بالاتری می باشند که مطابق این مدل احتمالا همبستگی بین سود عملیاتی و قیمت سهام کاهش می یابد . علاوه بر این همبستگی سود عملیاتی و قیمت سهام در کل نمونه را نیز می توان بررسی نمود تا به عنوان معیار مقایسه دو گروه باشد .برای آزمون فرضیه دوم با استفاده از رگرسیون دو متغیره ، متغیر دیگری ( ارزش دفتری ) وارد مدل میشود که احتمالا جبران کننده کاهش ایجاد شده در توان توجیه سود در گروه دوم می باشد ، لذا با استفاده از رگرسیون دو متغیره به بررسی همبستگی همزمان سود عملیاتی و ارزش دفتری با قیمت سهام در سطح پرتفوی بالا ، پایین و کل نمونه می پردازیم.

۲-۳ رویکرد گذشته نگر مبتنی بر سود خالص :
این مدل همانند مدل بالاست با این تفاوت که در آن بجای تاکید بر سود عملیاتی بر سود خالص هر سهم به عنوان مبنا و شاخص تصمیم گیری استفاده میکنیم . در این روش از فرمول زیر بهره برده ایم :

که در آن سود خالص هر سهم در سال مورد بررسی است .

: سود خالص هر سهم مربوط به سال قبل است .
LOG : لگاریتم مبنای ده کل داراییهای شرکت در سال مورد بررسی است .

۳-۳ رویکرد لحاظ نمودن سنوات به طور کلی :
به منظور ارائه نتایج ملموس تر از رابطه سطوح مختلف سود و اثر آن در قیمت ، از رویکرد لحاظ نمودن سنوات بطور کلی استفاده کرده ایم .
در این رویکرد شاخص های انحراف سود را که در رویکرد لحاظ نمودن سنوات به تفکیک بدست آمده است مبنا قرار داده و دوره پنج ساله تحقیق به عنوان یک مجمو عه واحد تلقی شده است . نکته قابل توجه این است که هر شرکت در این حالت پنج بار در نمونه حضور دارد اما هر کدام یک نمونه جداگانه تلقی می شود چون دارای سود ، ارزش دفتری و شاخص ثبات سود متفاوت از سال قبل می باشد . این روش با علم به این که تشکیل چنین پرتفویی در عمل امکان پذیر نیست ، صورت گرفته است . اما حسن این روش این است که انحراف سود پیش بینی به علت افزایش نمونه ، همگن تر شده و نتیجه گیری کلی تسهیل می گردد

۴-جامعه آماری
جامعه آماری شامل تمام شرکتهای موجود در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۷ و شامل ۴۰۶ شرکت می باشد که با اعمال محدودیتهائی ، تعداد شرکتهای واجد شرایط نمونه گیری به ۱۰۱ شرکت تقلیل یافته که جهت تسهیل تجزیه و تحلیل آماری و قابلیت مق

ایسه بیشتر پرتفولیو های با استمرار سود کمتر و بیشتر، بهتر است که دو پرتفو لیوی تشریح شده در بالا دارای اعضای مساوی باشند. به همین علت یک شرکت بصورت تصادفی حذف شد و ۱۰۰ شرکت با قیمانده با توجه به فرمولهای مربوط به دو گروه ۵۰ شرکتی تقسیم شده اند.

۵-فرضیه های تحقیق :
۱) بین قدرت سود سال جاری در توجیه قیمت سهام با انحراف در پیش بینی سود به طور همزمان رابطه معکوس وجود ندارد.که در قالب دو فرضیه فرعی اول و دوم در سطوح سود عملیاتی و سود خالص مورد بررسی قرار می گیرد.
۲) بین قدرت ارزش دفتری سهام در توجیه قیمت سهام با انحراف در پیش بینی سود به طور همزمان رابطه مستقیم وجود ندارد. که این فرضیه نیز در قالب دو فرضیه فرعی سوم و چهارم در دو سطح سود عملیاتی و سود خالص مورد بررسی قرار می گیرد که تمامی این فرضیات اصلی و فرعی در رویکرد سنوات بصورت کل هم مورد آزمون قرار خواهند گرفت.

۶-نتایج حاصل از آزمون :
در مورد فرضیه های فرعی اول و دوم که همان تایید توان توجیه بالاتر قیمت توسط سود عملیاتی و سود خالص هر سهم در شرایط استمرار سود بالاتر شرکت در رویکرد سنوات به تفکیک بود با توجه به نتایج حاصل از کلیه سالها با اطمینان ۹۵% پذیرفته می گردد . در نتایج بدست آمده از آماره آزمون t حضور سود عملیاتی هر سهم در معادله رگرسیون معنا دار بود و همچنین با توجه به های مثبت بدست آمده می توان تائید کرد که سود عملیاتی هر سهم و قیمت دارای ارتباط مستقیم و معنا دار هستند و البته با توجه به اینکه در گروههای اول که شامل شرکتهائی با استمرار سود بالاتر ، ضرایب تعیین بالاتری بدست آمده است می توان گفت که قدرت توجیه قیمت توسط سود عملیاتی هر سهم در این گروهها نسبت به گروه دوم که شامل شرکتهائی با استمرار سود پائینتر است ، بیشتر است و همچنین در مورد فرضیه های فرعی سوم و چهارم که جهت تائید ارتباط بیشتر و معنادار تر ارزش دفتری هر سهم با

قیمت آن در گروهها ی با استمرار سود عملیاتی و سود خالص کمتر ، مورد آزمون قرار گرفت در نهایت به رد این فرضیه انجامید و بطور کلی با ورود ارزش دفتری هر سهم به نمونه های مورد آزمون قرار گرفته در فرضیه فرعی اول تفاوت قابل ملاحظه ای در ضرایب تعیین ایجاد نشد و های بدست آمده برای ارزش دفتری ، با در نظر گرفتن علامت مثبت آنها ، معنا دار نبود و در نهایت می توان این فرضیه را با اطمینان ۹۵% رد کرد .در رویکرد سنوات به طور کلی فرضیه فرعی اول وفرضیه فرعی دوم وفرضیه فرعی سوم با نتایج حاصل از آزمون آن در رویکرد قبلی تفاوتی نداشت و تائیدی بر نتایج بدست آمده بود.و تنها در فرضیه فرعی چهارم بود که با توجه به حجم بیشتر نمونه ها نتایج بدست آمده اگر چه در حد تائید فرضیه نبود اما نسبت به رویکرد سنوات به تفکیک حضور ارزش دفتری هر سهم در آخرین گروه با کمترین استمرار سود ، می توانست مصداقی بر تئوری مازاد خالص باشد
در جمع بندی کلی با توجه به نتایجی که از فرضیات فرعی در سطوح مختلف سود عملیاتی و سود خالص و همچنین در دو حالت سنوات به تفکیک و سنوات به طور کلی بدست آمد ،

می توان فرضیه اصلی اول را در سطح اطمینان ۹۵% پذیرفت زیرا این فرضیه در کلیه سنوات و حالات تائید گردید به این معنی که در شرکتهای دارای استمرار سود بالاتر ، سرمایه گذاران به جهت اطمینان به سود شرکت و همچنین اطمینان به پیش بینی خود از سود سال آتی همان شرکت ، باعث افزایش توان توجیه قیمت توسط سود می گردند .در مجموع با توجه به رد فرضیه دوم نمی توان ادعا کرد که تئوری مازاد خالص اولسن در بازار سرمایه ایران حاکم است .و در مورد فرضیه اصلی دوم اگر چه در رویکرد سنوات به تفکیک و در سال ۸۵ این فرضیه مصداق دارد اما با توجه به نتایج بدست آمده از سایر سالها و نمونه ها در هر دو رویکرد این فرضیه تائید نمی گردد و در مجموع با اتکا بر این مورد نمیتوان فرضیه اصلی دوم را پذیرفت . به آن معنا که در شرایط استمرار سود پائینتر که سرمایه گذاران به توان توجیه قیمت توسط سود اتکا کمتری می کنند ( نتایج بدست آمده از فرضیه اصلی اول ) ، ارزش دفتری هر سهم نتوانسته است بجای سود جایگاهی در تصمیم گیری سرمایه گذاران داشته باشد.

۷-پیشنهاد برای تحقیقات آتی :
الف ) پیشنهاد می شود که این تحقیق با اقلام دیگری از ترازنامه که مربوط به نظر میرسند انجام شود.
ب ) می توان این تحقیق را در دوره های زمانی دیگر انجام داد.
ج ) می توان این تحقیق را با در نظر گرفتن نوع صنعت انجام داد.
چ ) میتوان در این تحقیق علاوه بر سود حسابرسی شده از سود پیش بینی شده یا سود در مقاطع مختلف به جهت بررسی ارتباط آنها با قیمت سهام نیز استفاده کرد.
خ ) با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه اصلی دوم پیشنهاد می شود که به بررسی و جستجوی عواملی پرداخت که در شرایط حاکم بر بازار سرمایه و اقتصاد ایران ، زمینه ساز عدم داشتن جایگاهی مناسب برای ارزش دفتری هر سهم در تصمیم گیری سرمایه گذاران است.

منابع فارسي:
۱) آذر،ع و منصور مومنی،۱۳۸۳، ” آمار و کاربرد آن در مدیریت ” انتشارات سمت.
۲) احمد پور، الف و احمد احمدی، ۱۳۸۷، “استفاده از ویژگیهای کیفی اطلاعات مالی در ارزیابی کیفیت سود” ،فصلنامه بررسیهای حسابداری و حسابرسی، شماره ۵۲ .
۳) ۱۳۸۵، “استانداردهای حسابداری ایران” ، انتشارات سازمان حسابرسی ،شماره ۱۶۰ .
۴) اسماعیلی ، م ،۱۳۸۵، “بررسی رابطه بین کیفیت سود و برخی از جنبه های اصول راهبری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” ،پایا ن نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا(س).
۵) انواری رستمی،ع، ۱۳۷۸،”مدیریت مالی و سرمایه گذاری “طراحان نشر.
۶) بریلی، ر،۱۳۷۷، ترجمه عبده تبریزی و عبدالله کوثری ،”خطر و بازده ” ،انتشارات نشر آگه.
۷) بلکوئی ، الف و علی پارسائیان،۱۳۸۱، “تئوریهای حسابداری ” ،انتشارات سما رنگ.
۸) ثقفی ،ع و صابرشعری،۱۳۸۳، “نقش اطلاعات بنیادی حسابداری در پیش بینی بازده سهام ” فصلنامه مطال

عات حسابداری، شماره ۸٫
۹) پناه ، الف،۱۳۸۰، “تاثیر تقسیم سود بر قیمت سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوران رکود “، پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.
۱۰) پی.جونز،چ،۱۳۸۰، ترجمه ممحمدشاه علیزاده ، “مدیریت سبد سهام ” ،انتشارات مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.
۱۱) پی.جونز،چ،۱۳۸۲،ترجمه رضا تهرانی و صابر نوربخش، “مدیریت سرمایه گذاری ” ،انتشارات نگاه دانش.
۱۲) خاکی، غ،۱۳۸۶، ” روش تحقیق با رویکردی به پایا ن نامه نویسی “، انتشارات بازتا ب.
۱۳) خورسند،ط،۱۳۷۲، ” تاثیر سود سهام بر تغییرات قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران”، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طبا طبا ئی.
۱۴) جمشیدی ،الف،۱۳۸۲،”بازار سرمایه ” ، انتشارات سرمایه گذاری توسعه صنعتی ایران .
۱۵) دونالد ای و همکاران،۱۳۷۵، ترجمه علی پارسائین و احمد مدرس،” حسابداری میانه “.

۱۶) رحمانی،علی،۱۳۸۷،”سودمندی اقلام صورتهای مالی غیر از سود در پیش بینی سود”، رساله دکتری،دانشگاه علامه طبا طبائی.

۱۷) شباهنگ ، ر،۱۳۸۶،” حسابداری مدیریت “، انتشارات سازمان حسابرسی ،نشریه ۱۳۱٫
۱۸) شباهنگ، ر،۱۳۸۵ ” تئوری حسابداری ” جلد اول، انتشارات سازمان حسابرسی،نشریه ۱۵۷٫
۱۹) قادری، الف و علی سعیدی،۱۳۸۷،” بررسي مربوط بودن سود حسابداري ، ارزش دفتري و گردش وجوه نقد عملياتي و سرمايه گذاري در مدل هاي ارزشيابي مبتني بر قيمت “،فصلنامه بررسیهای حسابداری و حسابرسی
۲۰) محمد نژاد ، م،۱۳۸۵، “بررسی رابطه متغیر های حسابداری با ریسک سیستماتیک “، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.
۲۱) هندریکسون و همکاران، ۱۳۸۵، ترجمه علی پارسائیان، “تئوریهای حسابداری” ، جلد اول،انتشارات ترمه.

منابع لاتین: