چکیده

معماری پایدار که یکی از جریان های مهم معماری معاصر است، عکس العملی منطقی در برابر مسائل و مشکلات عصر صنعت بشمار می رود. اما در دهه های اخیر، در بحث پایداری بیشتر تأکید بر عوامل زیست محیطی و اقتصادی بوده و بعد اجتماعیِ پایداری از توجه کافی برخوردار نبوده است. در حالیکه وصول به توسعه پایدار، بدون وجود انسان پایدار ممکن نخواهد بود. باز خورد این موضوع در معماری، بوجود آوردن معماری پاسخگو است که همخوان با نیازهای اساسی و عالی انسان، الگوهای رفتاری او و بهبود کیفیت های فضایی مطابق با آن برای همه اقشار جامعه باشد، معماری که در برگیرنده فرهنگ، اعتقادات و الگوهای رفتاری است. در این میان حمایت از زندگی اجتماعی و فرهنگی از طریق ارتقاء فضاهای عمومی، افزایش ارزشهای فرهنگی و ایجاد ساختارهای با هوتی در جهت بوجود آوردن حس تعلّق، ساخت محیط زندگی هارمونیک و فضاهای انعطاف پذیر از راهکارهای عملی طراحی برای دستیابی به پایداری اجتماعی است . در این مقاله ابتدا با بررسی اختصاری مفهوم توسعه پایدار، معماری پایدار و معرفی اصول شکل دهنده آن، شناختی از این معماری واهداف آن حاصل شده و در ادامه با توجه به اصل پاسخگویی به نیازهای انسان در معماری پایدار، مفهوم انسان ونیازهای او در سطوح مختلف مورد بررسی قرار گرفته و سعی بر آن است تا با معرفی معماری پایدار به عنوان معماری پاسخگو، مدلی برای تامین نیازهای همه جانبه انسان ارائه گردد. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و از طریق مطالعات

کتابخانهای و با مراجعه به مصادیق عینی مناسب به انجام شده است.

واژه های کلیدی : توسعه پایدار، معماری پایدار، پایداری اجتماعی، نیازهای انسان.

-۱ دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معماری دانشکده معماری و هنر دانشگاه گیلان

اولین همایش منطقه ای معماری و معماریپایدار،شهرسازی ایذه (خشت اول)

-۱ مقدمه:

مفهوم پایداری در عصر حاضر آن چنان اهمیتی پیدا کرده که هر بحث جدیدی درباره توسعه و محیط زیست بدون توجه به این مفهوم ناتمام تلقی می شود. با این وجود، مفهوم پایداری و به دنبال آن توسعه پایدار، یک ایده و اصطلاح بسیار گسترده است که معانی متفاوت و بسیاری دارد و در نتیجه فراوانی این معانی، واکنش های مختلف صاحب نظران را بر می انگیزاند. مفهوم توسعه پایدار، یک نوع تلاش برای ترکیب مفاهیم در حال رشد حوزه ای از موضوعات محیطی با موضوعات اجتماعی- اقتصادی می باشد. و نیز این مفهوم بسته به شرایط زمان ، مکان و جوامع مختلف ، تفاوت می کند (بدری و رکن الدین افتخاری (۱ :۱۳۸۲ و به همین دلیل امکان تسری و تعمیم یک برداشت خاص از مفهوم پایداری وجود ندارد.

تمایل و علاقه نسبت به بحث پایداری به دو موضوعی مربوط می شود که محل تلاقی میان امیال و آرزوهای انسانی و تفوق و برتری طبیعت است. اولین فرایند مستلزم یافتن ارزش های اقتصادی یا معرف هایی برای پدیده های اقتصادی و اجتماعی است، که از هر دو زمینه محیطی و فرهنگی خود فاصله می گیرد. فرایند دوم در برگیرنده ارزیابی مجدد از طبیعت است- یعنی طبیعت آمیخته با اجتماع- و به موضوعی تبدیل می شود که قابل کنترل و مدیریت بوده و از طریق شاخص های کمی، مورد ارزیابی قرار گیرد. هر دو روند در مفهوم توسعه پایدار که تناقص میان امیال انسانی برای تسلط بر طبیعت و وابستگی شدید انسان به نظام های طبیعی و محدودیت های اکولوژیکی را نمایان می سازد، مطرح می کند. )M.Redclift,2005:52)

-۲ مفهوم توسعه پایدار و پایداری

در واقع توجه جهانی از زمان کمیسیون براتلند که آغازگر بحث بر روی توسعه پایدار بود، بر روی مبحث پایداری معطوف شد. بر اساس تعریف این کمسیون “توسعه پایدار عبارتست از توسعه ای که پاسخگوی نیازهای فعلی باشد، بدون آن که توان نسل های آینده در تامین نیازهای خود را تحت تاثیر قرار دهد”. (عزیزی (۲۰ :۱۳۸۰

در برخی منابع واژه پایدار بودن به “حفظ کردن، ادامه دادن حیات و موجودیت، متوقف نشدن و قطع امید نکردن و امتداد یافتن” معنا شده است. اگر پایداری فقط در چارچوب این معانی به کار برده شود، برای جامعه انسانی کاربردی نخواهد داشت. جامعه انسانی را نمی توان در وضعیت یکسانی ثابت نگه داشت، هرچند که می بایست این گونه باشد. جامعه انسانی یک نظام سازگار پیچیده ای است که درون نظام سازگار پیچیده ی دیگری- یعنی محیط طبیعی- جای گرفته است. این نظام ها در تعامل دو جانبه با یکدیگر بوده و در یک مسیر

اولین همایش منطقه ای معماری و معماریپایدار،شهرسازی ایذه (خشت اول)

تکامل هماهنگی قرار دارند و هر یک شامل هزاران نظام فرعی اند که در تعاملی دو جانبه و هماهنگ با یکدیگر رشد می کنند. بنابراین تغییر و تکاملی مداوم در جریان است. )Hartmunt Bossel, 1999: 23)

توسعه پایدار، خود نوعی پارادوکس است. چرا که دو اصل ناسازگار، یعنی ” پایداری زیست محیطی” و “توسعه اقتصادی” را به یکدیگر پیوند می دهد. در واقع کنش میان دو اصل به دو نوع تفسیر از توسعه پایدار منتهی می شود: تفسیر اول بوم محوری است و دومی انسان محوری – به معنای توجه به رفاه و بهزیستی انسان-که نسبت به تفسیر اول کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در حالی که قابل قبول ترین تعریف توسعه پایدار طبق تعریف کمیسیون براتلند، برداشت مردم محوری از آن است. با چنین رویکردی توسعه پایدار چنین تعریف می شود: فرایندی از تغییر که ضمن حفاظت از منابع طبیعی و انسانی مورد نیاز نسل های بعدی، کیفیت زندگی مردم را بهبود می بخشد. )UNCHS,1996: 43)

اگر آسایش و رفاه انسانی به عنوان یک اصل بنیادین برای توسعه پایدار پذیرفته شود، سلامت و کیفیت زندگی مردم نیز بخشی از این آسایش و رفاه است که با تنوع، بهره وری و کیفیت اکوسیستم مرتبط می باشد. در نتیجه، پایداری به بهبود بخشیدن و حفظ توامان آسایش و رفاه مردم و اکوسیستم، بستگی دارد.(بدری و رکن الدین افتخاری (۱۵ :۱۳۸۲ این اتصال و هم پیوندی بنیادین نظام انسانی به عنوان جزء مکمل اکوسیستم در طرح ساده و در عین حال قوی “تخم مرغ پایداری” تشریح شده است (شکل .(۱

اکوسیستم